افغانستان و جادۀ سرّی هروئین سازمان سیا

مطالب ترجمه شده
September 04, 2017

افغانستان و جادۀ سرّی هروئین سازمان سیا

پپه اسکوبار

Pepe Escobar

Mondialisation.ca, 27 août 2017

sputniknews.com 25 août 2017

 

 

خلیج فارس انباشته از اسرار بی اندازه مخاطره آمیز است. در صدر فهرست، جادۀ سری هروئین افغانستان نقش بسته است. در این جادۀ سرّی امارات متحدۀ عربی در وضعیت مرکزی به سر می برد و عملیات فرا ملی در ابعاد تریلیون دلار پول شوئی هروئین را هدایت می کند.

 

در این جنگ تریاک در قرن بیست و یکم، برداشت از محصولات افغانستان بطور کلی بازار هروئین را نه فقط در روسیه و ایران بلکه در ایالات متحده نیز تأمین می کند. %93 تولید تریاک در سطح جهانی از افغانستان صادر می شود.

خلاف آنچه در تخیلات افکار عمومی غرب موج می زند، طالبان افغان دستی در این عملیات ندارند. پرسش کلیدی که هرگز در جرگۀ آتلانتیستها مطرح نمی شود، این است که چه کسی تریاک درو شده را خریداری می کند و آن را در پالایشگاهش به هروئین تبدیل می کند. و چه کسی آن را با منافع خیلی بیشتر از آنچه طالبانی ها می توانند از مناطق داخلی مالیات بگیرند صادر کرده و سپس بفروش می رساند.

تعبیر رسمی فرادست مدارانه می گوید که واشنگتن افغانستان را در واکنش به رویداد 11 سپتامبر برای دفاع از خود بمباران کرد، و یک دولت «دموکراتیک» در آنجا مستقر ساخت. با وجود این در پایان 16 سال بعد هنوز این کشور را ترک نکرده، و افغانستان را سکوی عملیات جنگ جهانی علیه تروریسم، که نامش القاعده یا طالبان باشد، تلقی می کند.

واشنگتن بیش از 100 میلیارد دلار در بازسازی افغانستان خرج کرده و بر اساس بیانیه هایش 8،4 میلیارد دلار آن صرف «مبارزه علیه مواد مخدر» شده است. عملیات آزادی بلند مدت (Operation Enduring Freedom) و به همین گونه «آزادی» عراق چندین تریلیون دلار هزینه برداشته است. با وجود این، جادۀ سرّی هروئین افغانستان اشغالی شکوفا باقی مانده است (به لینک زیر مراجعه کنید).

http://www.globalresearch.ca/us-congresss-take-on-the-heroin-epidemic-6400-tons-produced-in-us-occupied-afghanistan/5551938

این تبهکاری به نفع چه کسی تمام می شود ؟

یک سیگار بگیرید

بررسی ویژه دربارۀ تریاک افغان افزایش تدریجی تولید تریاک در افغانستان و به همین گونه گسترش مناطق تولیدی را نشان می دهد. (منبع بررسی ویژه در لینک زیر)

https://www.unodc.org/unodc/en/frontpage/2016/October/afghan-opium-production-up-43-percent_-survey.html

«در سال 2016، تولید تریاک تقریباً 25 بار بیشتر از سال 2001 بوده، 185 تن در سال 2001 و 4800 تن در سال 2016.»

پروندۀ ویژۀ دیگری به شکل بامزه ای زیر عنوان «سیگار» (بازرس کل ویژۀ بازسازی افغانستان  SIGAR : Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction )  به شکل پرده پوشانه ای از پیوندی اساسی بین عملیات آزادی دراز مدت (نام کد حملۀ ایالات متحده به افغانستان) و گسترش اپیدمی اعتیاد به هروئین در ایالات متحده یاد کرده است.

افغانستان آلوده به انبوهی از پیمان کاران نظامی ست، و شمار آنان بین 10000 تا سدها هزار نفر در نوسان است. نظامیان مثل نظامیان قدیمی می توانند به عنوان عاملان جادۀ هروئین و در بسیاری موارد صرفاً و خیلی به سادگی برای منافع شخصی خودشان نقش بازی کنند. ولی مشکل اصلی مربوط است به تأمین مالی عملیات سرّی سرویس های اطلاعاتی که به هیج عنوان نباید مورد بازرسی و بررسی کنگره قرار بگیرد.

یک منبع اطلاعاتی که تجربۀ دراز مدتی در زمینۀ آن چیزی که پنتاگون «کمان بی ثباتی» می نامد در کارنامۀ خود دارد دربارۀ  داستان مناسباتش با یک مأمور اطلاعاتی کانادائی که در افغانستان کار کرده بود چنین گفته است : « اطراف سال 2011. او می گفت که گزارشاتی دربارۀ تجارت تریاک افغان به سرویس اطلاعات نظامی و سازمان سیا فرستاده بوده، که بر اساس آن از کشتی های نظامی آمریکائی که در بنادر پاکستان نیرو پیاده کرده بودند، برای خارج کردن محموله های حاوی هروئین افغانستان، و تریاک خالص به مثابه بار در بازگشت آنها استفاده کرده بودند. هیچکس به او پاسخی نداده بود. پس از این ماجرا او از یک گردهمآئی برای گفتگو با یکی از  مأموران کلیدی عملیات اطلاعات نظامی و سیا استفاده کرده و پرسیده بود که چرا هیچ واکنشی نشان نداده اند. پاسخ این بود که هدف ایالات متحده بدست آوردن توافق مردم است و اجازه می دهد خشخاش بکارند که قلبشان را تسخیر کند. سپس به او اخطار دادند که اگر دوباره این مسئله را مطرح کند، جسدش را در ساک به استرالیا بازخواهند گرداند.»

این منبع اطلاعاتی تأکید می کند که «عملیات سازمان سیا در خارج به وسیلۀ همین درآمدها تأمین ملی می شود. اتهامی که برای تجارت هروئین به طالبان نسبت می دهند دروغ و نوعی دود استتار است.»

موضوعی که انگیزۀ تغییر جهت رئیس جمهور ترامپ را خلاف تمایلات طبیعی اش دربارۀ جنگ در افغانستان توضیح می دهد، «در سنت جنگ تریاک که بریتانیا در قرن نوزدهم به پا کرد، خرید محصولاتی مثل چای و پارچۀ ابریشم از هند را با تریاک تاخت می زد، و مالیاتی که از واردات پارچۀ ابریشم و چای می گرفت ساخت و ساز نیروی دریائی قدرتمند بریتانیا که فرمانروای آبهای جهان بود را  تأمین مالی می کرد. سازمان سیا نیز به یمن تریلیونها دلار تجارت هروئین به نیرومندترین سرویس های اطلاعاتی جهان تبدیل شد. ترامپ ازعهده این کار بر نخواهد آمد زیرا هم پیمان ندارد. نظامیان با سازمان سیا کار می کنند و به همین علت افسرانی که در اطراف ترامپ دیده می شوند از او پشتیبانی نخواهند کرد.»

هیچ یک از این موارد شیوۀ عملی رایج در سازمان سیا را از مسیر عادی آن خارج نمی کند. (مراجعه شود به لینک زیر)

http://www.globalresearch.ca/nato-cia-pentagon-junction-of-the-real-druglords-and-warlords/5605177

نمونه ها در تاریخ بسیارند. مشهورترین آنها مربوط است به هلال طلائی طی جنگ ویتنام و در این دوران سازمان سیا تاخت زدن مواد غذائی با تریاک را به همونگها در لائوس تحمیل کرد. این تریاک در پالایشگاه هروئین مستقر در مرکز فرماندهی سیا واقع در شمال لائوس تهیه می شد، و سرویس های شرکت هواپیمائی ایر آمریکا نیز برای صدور تریاک به خدمت گرفته شد.

همۀ این ماجرای تاریخی در کتاب بسیار روشنگر پروفسور آلفرد مک کوی Alfred McCoy به نام «سیاست هروئین در جنوب شرقی آسیا» La politique de l’héroïne en Asie du Sud-Est, 1972) ) (1و2) منتشر شده و سازمان سیا را نیز به شکل جنون آسائی خشمگین کرده است.

یکی از کتابهای مشابه، کتاب جدید روزنامه نگار ایتالیائی انریکو پیووسانا Enrico Piovesana می تواند باشد که جنگ نوین تریاک در افغانستان را مورد بررسی قرار داده است.

بازگشت ایر آمریکا Air America

یک منبع اطلاعاتی پاکستان که در تماس با مناطق طالبان پشتون بود در زمینۀ حساستری خطر می کند و می گوید : «بر اساس موثق ترین اطلاعات ما، سازمان سیا نیروهای نیابتی خود را از بین القاعده و داعش وارد افغانستان کرده تا گسیل نیروهای کمکی ایالات متحده را توجیه کنند.» این موضوع به شکل بارزی با فشارهائی که ژنرال ها برای تقویت حضور آمریکا در افغانستان روی ترامپ وارد آوردند همآهنگی دارد.

سپس مسکو. هفتۀ گذشته، وزیر امور خارجۀ روسیه اعلام کرد «مبارزان خارجی» توسط «هلیکوپترهای ناشناس» به منطقه ای در شمال افغانستان منتقل شده اند و مسئول کشتار شیعیان هزاره هستند. «ولی فرماندۀ ناتو که آسمان افغانستان را زیر کنترل خود دارد از تأیید چنین رویدادی امتناع کرده است.»

جدی تر از این نمی توان عمل کرد، افشای وضعیت از سوی مسکو در مورد بخشهائی از نیروهای نظامی افغان که توسط ایالات متحدۀ آمریکا آموزش دیده اند و در کنار ناتو در عملیات سرّی در ادغام با جهاد طلبان عمل می کنند. سرویس های اطلاعاتی روسیه به شکل در بسته از مدتها پیش می گویند که سرویس های اطلاعاتی آمریکا مخفیانه از داعش و به بیان دیگر از «ISIS دولت اسلامی در عراق و سوریه شاخۀ خراسان» در افغانستان پشتیبانی می کند.

سرویس اطلاعاتی روسیه کاملاً به نقش افغانستان در بازی بزرگ جدید آگاه است. شهروندان روسی جزء «خسارات جانبی» جادۀ سرّی هروئین افغانستان هستند به همان نسبت که خود آمریکائی ها. وزیر امور خارجۀ روسیه از هزاران کیلو مواد شیمیائی (برای سنتز هروئین از تریاک) یاد می کند که به شکل غیر قانونی از افغانستان به کشورهائی از جمله مانند ایتالیا، فرانسه و هلند منتقل می شود، و ایالات متحده و ناتو هیچ اقدامی برای جلوگیری از این راه هروئین انجام نمی دهند.

در نتیجه بنظر می رسد که ایر آمریکا از بین نرفته و فقط جنگلهای آسیای جنوبی را برای پیوستن به آسیای مرکزی و جنوبی ترک کرده است.

 

Pepe Escobar

Paru sur Sputnik News sous le titre Afghanistan and the CIA Heroin Ratline, le 25 août 2017

Traduction Entelekheia
Photo Pixabay : Afghanistan

Note

1) به دلیل روشنی، این کتاب ناشری برای انتشار به زبان فرانسه نداشته است، با وجود این در این بلاگ ما بخشی از این کتاب کلاسیک دربارۀ تاریخ معاصر قاچاق مواد مخدر غرب در شرق آسیا را ترجمه کرده ایم که به تنهائی می تواند به ما نشان دهد که چرا در فرانسه ناشری نداشته است (مابقی کتاب البته خیلی وخیم تر است). L’Indochine française : la fumerie d’opium bien sympathique du coin

2)مترجم : بخشی از کتاب نامبرده که در سایت Entelekheia به فرانسه ترجمه و منتشر شده بود، به فارسی نیز ترجمه و هم زمان با متن پپه اسکوبار منتشر می شود. مراجعه شود به : «هندو چین فرانسه : تریاکخانۀ خیلی صمیمانۀ مجاور» ترجمۀ حمید محوی

 

La source originale de cet article est sputniknews.com

Copyright © Pepe Escobar, sputniknews.com, 2017

لینک متن اصلی :

http://www.mondialisation.ca/lafghanistan-et-la-route-secrete-de-lheroine-de-la-cia/5606002

ترجمۀ حمید محوی

پاریس 2 سپتامبر 2017

 

 

 

 

 

 

هندو چین فرانسه : تریاکخانۀ خیلی صمیمانۀ مجاور

Entelekheia25 ژوئیه 2017

 

این مقاله گزیده ای ست از The Politics of Heroin in Southeast Asia (سیاست هروئین در جنوب شرقی آسیا، 1972)، نوشتۀ آلفرد مک کوی Alfred W.McCoy تاریخشناس آمریکائی. این کتاب به مثابه اثری کلاسیک در تاریخ قاچاق مواد مخدر در جهان که عناصر متنوع دولتی، تبهکار ویا هر دو در آن شرکت داشته اند، باز شناسی شده است.

 

A relier à Guerres de l’opium : le viol de la Chine par les puissances occidentales pour un tour d’horizon des racines du commerce colonial de l’opium en Asie : la Chine sous férule britannique.

Par Alfred W. McCoy, chapitre intitulé French Indochina: The Friendly Neighborhood Opium Den

در پایان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم، ویتنام یکی از نخستین مقاصد مهاجران چینی بود که مناطق پر جمعیت چینی در گوآنگ دونگ (یا کانتون، استان جنوب شرقی چین) و فوجیان را ترک می کردند. حتا اگر امپراتورهای ویتنام به گرمی از چینی ها و سهمشان در گسترش بازرگانی کشور استقبال کردند، ولی خیلی زود اعتیاد آنان به تریاک را برای اقتصاد بار سنگین یافتند. تقریباً کل تجارت بین المللی ویتنام در نخستین نیمۀ قرن نوزدهم از راه بنادر جنوب چین انجام می شد. بازرگانان چینی در ویتنام به شکل مؤثری این امور را اداره می کردند و محصولات ویتنام مثل برنج، انگُم و عاج را با تولیدات و کالاهای لوکس چینی تاخت می زدند. با وجود این، در سالهای 1830 حجم عظیمی تریاک بریتانیائی به جنوب چین سرازیر شد و خسارات جدی به بافت مبادلات بازرگانی چین و ویتنام وارد کرد. معتادان به تریاک در جنوب چین و ویتنام تریاک را با نقره می پرداختند، و گریز این فلز از دو کشور موجب تورم و افزایش شدید قیمتها به نقره شده بود.

دربار سلطنتی ویتنام کاملاً مخالف تریاک بود، چه برای اقشار پائین اجتماعی و چه برای اقتصاد. به همین دلیل به محض ورود تریاک و در سال 1820، امپراتور دستور داد که حتا فرزندان و برادران و نزدیکان فرد معتاد به تریاک، باید فرد مجرم را به مقامات معرفی کنند.

دربار امپراتوری برای جلوگیری از قاچاق تریاک از چین بی آنکه به نتیجۀ مطلوبی دست یابد به تلاشهایش ادامه داد، تا اینکه شکست نظامی در رویاروئی علیه فرانسه موجب شد که به قرارداد ویژه ای در مورد تریاک تن در دهد.

در سال 1858، ناوگان اشغالگر فرانسه به ساحل ویتنام رسید، پس از حملۀ بی هوده به بندر دانانگ در چند کیلومتری پایتخت سلطنتی هو Hue، به سوی جنوب و سایگون راهشان را ادامه دادند. نیروی دریائی فرانسه در سایگون پادگانی بر پا کرد و بخشی از دلتای رود مکونگ را اشغال کرد. امپراتور ویتنام که قادر نبود فرانسوی ها را از سنگرهایشان در سایگون بیرون کند، سرانجام سه استان پیرامون سایگون را به آنان واگذار کرد و پذیرفت که مبلغ هنگفتی معادل 4 میلیون فرانک-نقره به فرانسویها جبران خسارت بپردازد. ولی تجارت تریاک با جنوب چین به اندازه ای اقتصاد ویتنام را تنزل داده بود که دربار سلطنت نمی توانست بی آنکه منبع درآمد جدید پیدا نکند به تعهداتش عمل نماید. امپراتور به امر اجتناب ناپذیر تسلیم شد و قانونی برای تریاک در شمال کشور به تصویب رساند و با حساب کسب مالیات از تاجران چینی تریاک می توانست طی 12 سال غرامت تعیین شده را به فرانسویها بپردازد.

با وجود این، تعیین مالیات بر اساس قرارداد فرانسوی روی تجارت تریاک، فقط شش ماه پس از ضمیمه سازی سایگون در سال 1862، از اهمیت بیشتری برخوردار بود. مالیات تریاک وارد شده از هند %10 بهای آن تعیین شده بود و به تاجران چینی که دارای امتیاز خرید و فروش تریاک بودند فروخته می شد. تریاک به منبع درآمد بسیار سودآوری تبدیل شده بود، و این بهره برداری موفقیت آمیز به تدریج که فتوحات فرانسویها در هندوچین گسترش می یافت تکرار می شد. کمی پس از اینکه فرانسوی ها سلطۀ خود را به نام تحت الحمایگی روی کامبوج (1863) و ویتنام مرکزی (1883)، و سپس ضمیمه سازی تونکین (شمال ویتنام، 1884) و لائوس (1893) برقرار کردند، انحصار مستقل تریاک را برای پرداخت هزینه های دولت استعماری به وجود آوردند.  در حالی که قوانین و موازین مربوط به تریاک به جنوب ویتنام اجازه داده بود به فرانسه غرامت بپردازد، ولی گسترش سریع مناطق تحت سلطۀ فرانسه در سالهای 1880 و 1890 به کسری بودجۀ مالیاتی برای کل هندوچین انجامیده بود. علاوه بر این، این پازل متشکل از پنج دولت مستعمراتی جدا از هم الگوی بی خاصیتی بود، و گروه های کارمندان رسمی فرانسوی اندک ذخیرۀ مالی که درآمدهای مناطق استعماری اجازه می داد را با گشاده دستی خرج می کردند. حتا اگر یک سری اصلاحات دولتی شماری از خسارات را در آغاز سال 1880 ترمیم کرد، ولی کسری بودجۀ مالیاتی همچنان آیندۀ هندوچین فرانسه را تهدید می کرد.

مرد میدان چنین وضعیتی در آن دوران پل دومر paul Doumer تحلیلگر قدیمی امور بودجه در پاریس بود، و بین راهکارهای پیشنهادی او باید از تریاک یاد کنیم. کمی پس از لنگر انداختن کشتی «فرانسه» در سال 1897، فرماندار کل پل دومر یک سری اصلاحات مالیاتی را آغاز کرد : توقف استخدام به دولت استعماری تحمیل شد، مخارج غیر ضروری حذف گردید و پنج بودجۀ مناطق مستقل استعماری در یک خزانۀ مرکزی تمرکز یافت. ولی دومر در سال 1899 به شکل اساسی تری تجارت تریاک را با کاهش قابل ملاحظۀ مخارج و بالا بردن فروش دوباره سازماندهی کرد.

پس از استحکام بخشیدن و متمرکز کردن پنج آژانس مستقل تریاک در یک شرکت انحصاری، دومر یک پالایشگاه تریاک مدرن با فرآوری مؤثر برای تبدیل انگُم تریاک خالص هندی به تریاک آماده برای مصرف در سایگون ساخت. کارخانۀ جدید تریاک ویژه ای می ساخت که سریع می سوخت و بر این اساس مصرف کننده را تشویق می کرد که بیش از اندازه ای که معمولاً تریاک می کشد مصرف کند. با مدیریت او انحصار تریاک نخستین خریدهایش را با قیمت پائین در استان یون نان در جنوب چین به انجام رسانده بود، به این علت که تریاکخانه های دولتی و خرده فروشان بتوانند مشتریان بیشتری را تا اقشار فقیر جامعه توسعه دهند که قادر به خرید تریاک گرانقیمت هندی نبودند. تریاکخانه های بیشتر و کلی فروشان بیشتری برای برآوردن تقاضای فزایندۀ بازگشائی شد (در سال 1918، 1512 تریاکخانه و 3098 فروشگاه خرده فروش وجود داشت). داد و ستد در اوج شکوفائی به سر می برد.

همانگونه که دومر در مقام فرماندار کل خودش با افتخار اعلان کرده است، این اصلاحات درآمد تریاک را تا %50 طی چهار سال مدیریت افزایش داده و یک سوم درآمدهای مستعمراتی را تشکیل می داده است. برای نخستین بار پس از 10 سال، خزانه اضافه در آمد اعلان می کند. علاوه بر این، اصلاحات دومر سرمایه گذاران فرانسوی در هندوچین را تشویق کرده بود و موفق شد وامی معادل 200 میلیون فرانک برداشت کند که به امور عمرانی، بخشی از شبکۀ راه آهن هندوچین و تعدادی بیمارستان و مدرسه در «کلونی» را اختصاص یافت.

اشغالگران فرانسوی دربارۀ شیوه ای که باید برای توسعۀ هندوچین خرج کنند هیچ توهمی بخودشان راه نمی دادند. وقتی دولت طرح ساخت راه آهن از درۀ رود سرخ تا استان یون نان چینی را اعلام کردند، سخنگوی انجمن امور بازرگانی یکی از اهداف اصلی را توضیح داد : «هائز اهمیت خواهد بود که وقتی برای بودجۀ ساخت راه آهن به یون نان رأی می دهند، در بارۀ چگونگی گسترش بازرگانی بین این استان و سرزمین های ما تأمل کنند... تدام تجارت تریاک و نمک در یون نان می تواند به شکلی تنظیم شود که مبادلات بازرگانی و وزن نقل و انتقالات را روی واگن های ما افزایش دهد.»

در حالی که اردوی بین المللی جدی علیه «مضرّات تریاک» طی سالهای 20 و 30 موجب کاهش معتادان به تریاک در آسیای جنوب شرقی شده بود، مقامات فرانسوی وضعیت را حفظ کرده بودند. وقتی بحران عظیم سال 1929 به درآمدهای مالیاتی رسید، موفق شدند منافع انحصارات تریاک را افزایش دهند (که دچار رکود شده بود) و بودجۀ خودشان را به وضعیت تعادل درآوردند. درآمد تریاک با نظم خاصی بالا رفت و در سال 1938، %15 کل درآمدهای مالیاتی مستعمرات را تشکیل می داد، آسیای جنوب شرقی در بالاترین نقطۀ این اوج گیری واقع شده بود.

در غایت امر، با وجود این، انحصارات تریاک موضع فرانسه را در هندوچین تضعیف کرد. ناسیونالیستهای ویتنامی انحصارات تریاک را به مثابه استثمار استعماریِ فرانسه افشا می کردند. سخت ترین حملات هو شی مین نثار مقامات فرانسوی می شد که انحصارات تریاک را اداره می کردند. در سال 1945، ناسیونالیستهای ویتنامی متن زیر را به فرانسه برای تبلیغات انقلابی چاپ و منتشر کردند که یک تریاکخانۀ را ترسیم می کند.

«وارد چند تریاکخانۀ می شویم که باربران و کارگران بندر به آنجا رفت و آمد می کنند.

در به روی دالان طویلی گشوده می شود، سمت چپ ورودی، یک پیشخوان دیده می شود که افیون را از آنجا خریداری می کنند. برای 50 سانتیم، می توانیم یک جعبۀ 5 گرمی بخریم، ولی برای چند صد سانتیم می توانیم طی چند روز روی ابرها باقی بمانیم.

درست پس از ورودی، بوی بزهکاری مشمئز کننده ای گلوی شما را می گیرد. دلار پیچ می خورد و باز هم یک پیچ دیگر و به اتاق های تاریک متعددی راه می یابد، در واقع دهلیز تو در توئی ست که لامپ ها آن را در نور کدر و غمباری روشن می کنند. دیوارها کثیف و جا بجا روی آن سوراخهائی دیده می شود. در هر صوراخی یک مرد مثل یک تمه سنگ آرمیده. در عبور ما هیچکس حرکتی بخود نمی دهد. حتا دریغ از یک نگاه. آنان به چیزی شبیه پیپ چسبیده اند که فقط صدای آن سکوت را می شکند. همه به شکل شگفت آوری بی حرکتند، با حرکات کند، ساق پای دراز شده، دستها به هوا، گوئی مرگ آنان را سرنگون کرده. مشخصات صورتشان عبارت است از دندانهای خیلی سفید، پلک چشمها با نگاهی سیاه، و گونه هایشان مثل گچ و موج اسرارآمیز تبسم اموات. راه رفتن بین این اجساد نمایش وحشتناکی بود.»

مردم ویتنام از این نوع تبلیغات استقبال می کردند زیرا هزینۀ اجتماعی اعتیاد به تریاک واقعاً خیلی سنگین بود. بسیاری از کارگران کشاورز، معدنچیان و کارگران شهری همۀ حقوق خود را در تریاکخانه ها خرج می کردند. سختی کار به انضمام افیون با تأثیرات مدهوش کننده و کرخت کنندۀ ذهن، کمبود مواد غذائی به اندازه ای موجب لاغری کارگران شده بود که فقط می توانیم آنان را با اسکلتهای متحرک تشبیه کنیم.

کارگران غالباً از گرسنگی می مردند، بی آنکه از خانواده های آنان بگوئیم. گرچه تنها %2 از جمعیت معتاد بودند، ولی تعداد قربانیان تریاک بین نخبگان خیلی بیشتر بود. میزان معتادان به تریاک بین نخبگان بومی %20 بود که شماری از آنان در مؤسسات دولتی در محل کار می کردند و یا مسئول جمع آوری مالیات بودند، این افراد از کارآئی کمتری برخوردار بودند و به دلیل هزینۀ سنگین اعتیار به تریاک به راحتی به بزهکاری تن می دادند. به همین علت، کارمند شاغال در دهکده که به تریات اعتیاد داشت در ادبیات ویتنامی طی سالهای 30 به نماد بزهکاری تبدیل شد.

رمان نویس ویتنامی نگوین کونگ هوآن Nguyen Cong Hoanچهرۀ این الگوی شخصیت داستانی را برای ما به شکل فراموش نشدنی ترسیم کرده است :

حقیقت این است که «لای» Laï نمایندۀ تجاری از قبیله ای می آید که ششمین نژاد را تشکیل می دهد. اگر سفید بود، می توانست اروپائی باشد، اگر زرد بود می توانست آسیائی باشد، اگر سرخ بود هندی، اگر مات بود می توانست استرالیائی باشد و اگر سیاه بود آفریقائی. ولی او رنگش بیشتر سبز بود، یعنی موردی که به شکل انکار ناپذیری از رنگ نژاد معتادان افیون است. وقتی کارمند گمرک وارد شد، لای نمایندۀ تجاری لباس مرتبی پوشیده بود. وانمود می کرد که عجله دارد. با وجود این، پلکهایش نیمه بسته بود و بوی تریاک نیز هنوز شدیدآً احساس می شد به نحوی که می توانستیم حدس بزنیم که او از یک «جلسۀ خیال انگیز» برخاسته و آمده است. شاید انگیزۀ او برای کشیدن ده پیپ تریاک، به این علت بوده که خیال می کرده با کشیدن این همه تریاک می تواند وزنش را کاهش خواهد داد و به این ترتیب با ظرافت بیشتری بخودش حرکت بدهد.

قاه قاه خندید و به گرمی به سوی مأمور گمرک رفت، گوئی می خواهد دوست قدیمی اش را در آغوش بگیرد و ببوسد. جلوی او خیلی پائین دولا شد و تعظیم کرد و با دو دست دست مأمور فرانسوی را گرفت : «با عرض سلام، حضرت عالی. چرا حضرت عالی از مدتهای مدیدی به اینجا تشریف فرما نشدید ؟»

 

 


Photo : Fumeur d’opium, Hanoï. Carte postale

لینک متن اصلی :

L’Indochine française : la fumerie d’opium bien sympathique du coin

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنگ تریاک : تجاوز به چین توسط قدرتهای غربی

6 مه 2017

Guerres de l’opium : le viol de la Chine par les puissances occidentales

Entelekheia6 مه 2017

«تا جائی که من بدان آگاهی دارم، تجارت تریاک مطمئن ترین و شایسته ترین داد و ستدی که یک جنتلمن می تواند به آن بپردازد» (ویلیام جاردین William Jardine (1) جاردین ماتسون   Jardine & Matheson شرکت متخصص در فروش تریاک.

 

 

 « Les infirmes et les faibles périssent graduellement de faim, alors que les forts et vigoureux deviennent des voleurs et des criminels, la ruine des uns et des autres étant également assurée et inévitable. » – Empereur Chia-ch’ing, édit contre l’opium, 2 décembre 1799

***

Aujourd’hui, on parle de plus en plus de la Chine, qui s’est hissée à la première place économique mondiale et entreprend l’immense aventure eurasienne de la nouvelle Route de la soie, sans même parler de l’Organisation de coopération de Shanghai, de la nouvelle donne imposée au monde par le partenariat multiforme Chine-Russie, de son rôle au sein des BRICS, etc.
C’est l’occasion d’un retour sur les débuts de la Chine moderne, avec son repère identitaire majeur : non pas le nationalisme de Sun Yat-sen, la république du Kuomintang ou le maoïsme comme on pourrait s’y attendre, mais les guerres de l’opium et le « siècle d’humiliation » qui les ont suivies.

XIXe siècle. Le capitalisme s’impose à travers d’une part, l’idéologie marchande libérale héritée des Lumières françaises et anglo-saxonnes et d’autre part, le soutien militaire des gouvernements occidentaux à leurs « capitaines de commerce et d’industrie ». Dans le Sud des États-Unis, les planteurs font trimer des milliers d’esclaves sur d’immenses champs de coton, coton qui part au Royaume-Uni, à Manchester 2 pour être tissé par le prolétariat de la ville, dont une forte proportion d’enfants, dans les filatures industrielles qui y ont poussé comme des champignons. De là, les tissus de coton anglo-américains bon marché arrivent en Inde et inondent le marché jusqu’à asphyxier la production locale.3 A telle enseigne que dès 1796, l’Inde se tourne vers la culture d’une autre plante à fort potentiel commercial, le pavot. L’East India Company 4 britannique, qui à l’époque gouverne virtuellement le pays, en exploitera agressivement, arme au poing si nécessaire, tous les débouchés possibles.

L’Empire britannique, premier dealer mondial

Flacon de Laudanum, époque victorienne. Pour les bébés de trois mois, 2 gouttes. Un an, 4 gouttes. Quatre ans, 6 gouttes. 10 ans, 14 gouttes. 20 ans, 25 gouttes. Adultes, 30 gouttes.

L’un des principaux marchés, la Grande-Bretagne, devient rapidement un pays de narcodépendants. L’opium est partout : dans les médicaments sous forme de cataplasmes, de pilules, de gouttes, de losanges, de pastilles, d’élixirs, de juleps, de loochs et de multiples autres présentations toutes plus meurtrières les unes que les autres, y compris à destination des enfants et des bébés ; dans des fumeries citadines qualifiées de « bouges infâmes » (chez les victoriens, tout usage ludique de quelque produit que ce soit suscite des haussements de sourcils réprobateurs, ce qui entraîne un usage « médical » immodéré) ; chez les artistes dont nombre sont dépendants au laudanum 5 ou à d’autres concoctions « thérapeutiques » plus ou moins chargées en opium, ainsi que chez les paysans et les ouvriers. « Il y a quelques années, en passant par Manchester, j’appris de plusieurs manufacturiers en coton que leurs ouvriers s’adonnaient de plus en plus à l’usage de l’opium, si bien que le samedi à partir de midi, les comptoirs des pharmaciens étaient chargés de pilules de un, deux ou trois grains, fabriquées pour faire face aux demandes prévues pour la soirée. La cause probable de cet usage était le peu d’élévation des salaires d’alors, qui ne permettaient pas aux ouvriers de s’adonner à l’ale ou aux autres spiritueux. » (Thomas de Quincey, Confessions d’un Anglais mangeur d’opium, 1821). Un médecin britannique, le docteur Julian Hunter, raconte en 1864 que « l’on peut voir de temps en temps un homme endormi, appuyé sur sa houe, en plein champ. Il sursaute si on l’approche et se met à travailler vigoureusement pendant un petit moment. Un homme qui va entreprendre un travail pénible commence par prendre sa pilule, et beaucoup ne prennent jamais leur bière sans avoir mis de l’opium dedans. » 6

Un lubrifiant social aussi chaleureusement accueilli par toutes les classes sociales, et dont la rentabilité semble illimitée, doit forcément conquérir de nouveaux marchés, de sorte que dès 1779, les Britanniques en font charitablement profiter entre autres 7 les Chinois qui, s’ils n’accrochent pas plus que cela aux « vertus thérapeutiques » du pavot à hautes doses, se laissent malheureusement prendre à ses usages ouvertement hédonistes. D’où une augmentation rapide du trafic et une prolifération de fumeries telles que le gouvernement chinois, après des années d’indifférence hautaine, finit par ouvrir des yeux effarés sur la dégradation catastrophique du tissu social du pays. Nous sommes dans les années 1830, et les narcodépendants chinois se chiffrent déjà par millions.

En 1838, l’empereur Tao-kuang (Daoguang), dont l’opium a tué trois des fils, lance un débat sur les solutions possibles: certains souhaitent légaliser et taxer le trafic de l’opium ou mieux, en faire un monopole d’État, tandis que d’autres arguent de la déchéance des narcodépendants et de la saignée des forces vitales du pays pour en demander l’abolition.

Dans un mémoire adressé au trône impérial, Hwang Tsioh-tsz, directeur du cérémonial de la cour d’État, dénonce la consommation croissante d’opium étranger comme première cause des problèmes de la Chine et demande la peine de mort contre tous ses trafiquants, débitants et usagers. L’empereur sollicite les avis des autorités provinciales. Sans exception, tous les officiels répondent en recommandant les mesures les plus dissuasives possibles.

Si les effets de l’opium sont aussi catastrophiques en Chine, quid de la société britannique qui en consomme tout autant, direz-vous ? Le business est tellement lucratif qu’il est couvert par l’une des plus célèbres spécialités de la pudibonde Grande-Bretagne victorienne : l’omerta. Il faudra attendre 1868 pour que, même si elle reste libre, la vente d’opium soit restreinte aux seules pharmacies, 8 1889 pour qu’une publication scientifique, le Journal of Mental Sciences, se décide à publier les navrantes « Confessions d’une jeune femme buveuse de laudanum » 9 et 1919 pour que les pouvoirs publics s’avisent enfin d’interdire l’opium.

L’opium essaime aussi aux USA. New York, fumerie, début du XXe siècle. Celle-ci ne sera fermée que vers 1957. Crédit photo, http://www.allday.com/opium-dens-the-crack-houses-of-the-1800s-2180791243.html

Thé, soie et fumeries, la Chine et la prédation occidentale

Depuis le XVIIIe siècle, mises à part les soieries, laques et porcelaines qui demeurent des articles de luxe, le Royaume-Uni importe de Chine des quantités croissantes de denrées de consommation courante telles que le thé ou la rhubarbe, qu’il paie en lingots d’argent, l’un des rares produits anglais accepté par les marchands chinois. A mesure de l’augmentation de leur consommation de thé, les Britanniques commencent à s’effrayer de la fuite accéléré de leurs réserves d’argent et imaginent d’équilibrer le marché en introduisant clandestinement l’un de leurs produits-phares sur le marché chinois, l’opium à bas prix. La Chine, qui connaît un trafic marginal d’opium, une drogue rare et chère, depuis l’époque de la route de la soie (du IIe siècle av. J-C jusqu’au XIVe siècle) et en a répertorié les méfaits depuis belle-lurette, s’en méfie au point d’en interdire la consommation dès 1729. Elle renouvellera des édits contre l’opium à près de quarante reprises entre 1729 et 1836, 10 mais la loi peine à s’imposer dans ce pays miné par la corruption, et elle en voit l’usage s’amplifier à partir de 1781, date de début des importations massives d’opium indien de contrebande via la plaque tournante de Canton, l’unique port ouvert au commerce avec les Britanniques. Entre 1821 et 1838, le trafic passe de 900 à 1400 tonnes par an. 11 Selon l’historien Jack Beeching, « En 1830, le marché de l’opium était probablement la plus grande entreprise commerciale de son temps sur un produit. Nulle part dans le monde, elle n’avait sa pareille. » 12

Quelques mois après le mémoire à l’empereur de Hwang Tsioh-tsz devenu depuis force de loi, en mars 1839, le commissaire impérial Lin Tse-hsü (Lin Zexu), 13 chargé de la lutte contre l’opium, arrive à Canton où il arrête 1700 vendeurs et confisque plus de 70 000 pipes à opium. Lin essaie de négocier l’abandon des boutiques d’opium par les compagnies étrangères contre du thé, essuie un refus et passe à la force. Au bout d’un mois et demi de bras de fer, il saisit plus d’un million de kilos d’opium et emploie 500 travailleurs sur 23 jours à détruire l’intégralité de la cargaison, dont il fait ensuite jeter les restes à la mer en s’excusant auprès de l’esprit des mers du sud pour la pollution engendrée par « ces impuretés » et en le priant de dire aux créatures marines de « s’éloigner quelque temps, pour éviter d’être contaminées ». 14

Et puis, Lin Tse-hsü commet en toute bonne foi ce qu’il faut bien se résoudre à qualifier d’impair diplomatique : il écrit une lettre 15 à la reine Victoria où, sur le ton du confucianisme le plus pur, il l’invite à une vertueuse obéissance envers l’empereur de Chine, « coeur de l’univers entier ». Lin, un mandarin intègre pour qui une indéfectible loyauté à l’empereur de Chine coule de source, est à mille lieues de seulement soupçonner l’incroyable arrogance de son interlocutrice et plus généralement, des Britanniques. La lettre n’arrivera pas à destination, mais elle sera plus tard publiée dans The Times of London.

De leur côté, les Britanniques, qui sont constamment à la manoeuvre pour accroître les ventes de leur poison, achetant des officiels, organisant des réseaux de contrebandiers pour passer de l’opium dans les terres au nez et à la barbe des autorités chinoises et distribuant des échantillons gratuits à des naïfs, 16 n’imaginent même pas se soumettre à la volonté souveraine d’un pays « barbare » dans lequel ils ont planté leurs crocs.

A Londres, le Parlement britannique vire au bal des hypocrites où des faucons demandent la guerre contre « un pays obstructionniste qui refuse les bénédictions du libre-échange », alors que certains s’interrogent de façon justifiée sur la « disgrâce pesant sur la Grande-Bretagne pour cette guerre injuste » et que le Secrétaire aux Affaires étrangères, Lord Palmerston, lui-même dépendant aux bénéfices du commerce de l’opium, met benoîtement en avant « la demande créée par la Chine elle-même », sa population « seulement disposée à acheter ce que d’autres sont disposés à lui vendre », et réclame la guerre « au nom des torts causés au prestige britannique par l’arrogance des Chinois. » 17

L’incident de Kowloon et ses conséquences : la perte de Hong Kong

Les tensions montent encore d’un cran quand, en juillet 1839, six marins britanniques ivres vandalisent un temple et tuent un villageois chinois au cours d’une rixe à Kowloon, à la pointe sud de l’estuaire de Canton. Les Britanniques refusent de remettre les meurtriers aux autorités chinoises, les jugent eux-mêmes et les renvoient libres en Grande-Bretagne, sur quoi un Lin furibard ferme le commerce étranger à Canton, empoisonne des puits tout au long de la côte, interdit toute vente de nourriture aux étrangers et exige, sous peine de sévères restrictions commerciales, la déportation des trafiquants britanniques réfugiés à Macao par le gouvernement colonial portugais. 18

Les sujets de Sa Très Gracieuse Majesté se replient en hâte sur un village de l’extrême sud de l’estuaire de Canton, Hong Kong, à l’époque un port de pêche misérable doublé d’un nid à pirates. Ils y resteront jusqu’en 1997.

Le 31 août, Lin apprend qu’une frégate canonnière a rejoint les navires marchands en rade de Hong Kong mais à cause d’une confiance excessive dans ses forces, il ne s’en inquiète pas outre mesure. Le 4 septembre 1839, le capitaine Eliott, superintendant britannique du commerce avec la Chine et parrain mafieux du trafic de l’opium, essaie de persuader des officiers navals de Kowloon de lui vendre de la nourriture et de l’eau et, sur leur refus, ouvre le feu sur leurs trois jonques de guerre. S’il ne produit que des dégâts minimes, les espoirs de paix s’envolent. 19 Lin amasse des jonques de guerre et des brûlots (petits bateaux ou radeaux chargés d’explosifs à lancer contre les navires ennemis) dans la rade de Canton et rappelle les règles de la bienséance aux Britanniques : les bénéfices du commerce sont réservés à ceux qui respectent les lois chinoises. Le trafic d’opium doit cesser. Si les Britanniques ne savent pas se tenir à ces termes, ils doivent quitter les eaux territoriales chinoises et ne jamais revenir.

La mise en demeure de Lin est frappée au coin du bon sens, mais Elliot ne l’entend pas de cette oreille. Début novembre, après l’arrivée d’une seconde frégate canonnière à Hong Kong, les Britanniques réclament par lettre de l’eau, des vivres et la réouverture immédiate du commerce. L’amiral de la flotte chinoise néglige d’ouvrir la lettre. Les Britanniques répliquent en coulant cinq jonques de guerre.

Prédateurs et charognards : une guerre menée par pure rapacité

Parce qu’ils s’appuient sur une connaissance lacunaire des Britanniques – la nourriture, les tissus de coton, la porcelaine des Occidentaux sont inférieurs aux produits chinois, ainsi doit-il donc en aller de leur armement – les Chinois ont gravement sous-estimé les capacités militaires de leur adversaire européen.

Le commissaire impérial Lin Tse-hsü

Début juin 1840, Lin fait face à une force expéditionnaire venue de Singapour qui bloquera l’estuaire de Canton, puis attaquera des points stratégiques le long de la côte pour fermer les ports et prendre des villes le long du fleuve Yang-Tsé. L’amiral britannique exige ensuite de l’empereur le paiement des tonnes d’opium détruites par Lin, des compensations pour le manque à gagner des Britanniques ainsi que le remboursement des frais de leur expédition militaire. Le 21 août, après avoir accusé Lin d’excès de zèle, l’empereur apeuré le démet de ses fonctions et l’exile dans une ville-frontière du nord, Ili, où il n’exercera plus que des responsabilités réduites.

Aujourd’hui, le commissaire impérial Lin Tse-hsü, héros historique de la résistance à l’impérialisme, a sa statue dans plusieurs grandes villes chinoises et fait l’objet d’une véritable vénération.

Le nouveau représentant de l’empereur négocie avec les Britanniques et arrive à obtenir leur retrait de la Chine du nord – ils sont arrivés jusqu’à Pékin – contre Hong Kong.

Le 26 janvier 1841, le commodore Gordon Brenner prend possession de l’île au nom de la Couronne britannique. Fin février, Elliot contrôle la Rivière des Perles, à Canton, et assiège la ville. Il ne retirera ses forces qu’en mai, moyennant plusieurs tonnes d’argent et d’autres concessions extorquées aux commerçants de Canton. En août de la même année, un autre corps expéditionnaire longe la côte vers le nord et prend entre autres Amoy, Ningpo et Shanghai. Nankin (à quelques kilomètres au nord-ouest de Shangaï) tombant sous menace directe, les Chinois négocient encore et finissent par se soumettre au Traité de Nankin (29 août 1842), qui cède Hong Kong « à perpétuité » aux Britanniques, ouvre cinq ports au « libre-échange » avec les Européens (Canton, Amoy, Fou-Tchéou, Shanghai et Ningpo) et accorde des droits de résidence, ainsi que l’extraterritorialité, à des légations étrangères dans les ports ouverts. Le Traité de Nankin, premier des dits « traités inégaux » de sinistre mémoire, entame un siècle d’humiliations pour la Chine. Pour la dynastie Qing, ce sera le début d’un processus d’effondrement impossible à enrayer. 20

En 1844, les États-Unis, qui veulent leur part du gâteau, envoient Caleb Cushing – et trois frégates canonnières – pour signer avec la Chine un traité « d’amitié éternelle » lui ouvrant les mêmes avantages qu’au Royaume-Uni. 21 Cushing exposera à ses interlocuteurs chinois les termes de la bonne entente en ces termes, « La guerre avec les Britanniques était causée par la conduite des autorités de Canton, qui ont méprisé les droits des représentants du gouvernement britannique. Si la Chine n’a pas compris la leçon, cela ne pourra être considéré autrement que comme la preuve qu’elle désire des guerres avec d’autres puissances occidentales ». 22 La France suit avec sept navires de guerre et au bout de la plume, le Traité de Huangpu qui lui permettra d’affirmer ses « indéfectibles liens d’amitié » avec la Chine et ainsi, de participer à son dépeçage. Plusieurs pays occidentaux également soucieux « d’échanges culturels » se joindront à la curée : l’Autriche-Hongrie, l’Allemagne, la Belgique, le Danemark, l’Italie, le Japon, le Mexique, la Hollande, la Norvège, le Brésil, le Portugal, la Russie, l’Espagne, la Suède et le Pérou.23
La Chine restera colonisée jusqu’en 1949.

L’incident de l’Arrow et la seconde guerre de l’opium

Après les succès britanniques de la première guerre de l’opium, les appétits occidentaux s’aiguisent. Les concessions des Chinois semblent de moins en moins satisfaisantes à des rapaces que la faiblesse des Qing ne peut pas arrêter, même si l’orgueil chinois tente, par des moyens détournés, de saboter l’application des termes du Traité de Nankin, par exemple en arguant de désaccords sur sa traduction en chinois. De plus, si étrange que cela puisse paraître, le Traité en question ne mentionne pas l’opium, qui reste interdit en Chine. De sorte que les Britanniques, flanqués cette fois par les Français et les Américains, chercheront à lui soutirer des termes encore plus favorables au « libre-échange ». En 1854, Les Britanniques demandent l’ouverture totale de la Chine à son commerce, un ambassadeur à Pékin, la légalisation de l’opium et l’exemption des taxes à l’importation de tous les produits britanniques. Le gouvernement impérial Qing, dont la crédibilité intérieure est déjà sérieusement entamée, ne pense pas pouvoir faire droit à des requêtes aussi impudentes et refuse poliment.

Le 8 octobre 1856, 24 le commissionnaire Yeh Ming-ch’en (Ye Mingchen) et des officiels chinois inspectent l’Arrow, un navire de Hong Kong soupçonné de trafics illégaux et en arrêtent les membres d’équipage chinois, des contrebandiers et trois pirates employés par des marchands britanniques. Même si le bateau navigue sans pavillon, les officiels britanniques demandent la restitution des hommes arrêtés au prétexte de l’extraterritorialité que le Traité de Nankin est censé garantir au navire. Les Chinois tiennent ferme leur position et les Britanniques, dont les forces sont mobilisées par la répression d’une rébellion en Inde, en restent à des menaces. Peu après (le 15 janvier 1857), les Britanniques de Hong Kong font l’objet d’une tentative d’empoisonnement par les boulangers chinois locaux, qui assaisonnent le pain destiné aux Occidentaux à l’arsenic. 25 Le gouverneur anglais, « l’humaniste » Sir John Bowring, 26 haï pour sa cruauté envers les natifs et sa diplomatie à la canonnière, n’en réchappe que d’extrême justesse et uniquement parce que le boulanger a mis trop d’arsenic dans sa pâte (une dose trop élevée d’arsenic produit un effet émétique et non létal).

Légalement, dans l’affaire de l’Arrow, les Britanniques sont dans leur tort. Comme le souligne Lord Derby au Parlement avant d’introduire une motion de censure, « un bateau construit par des Chinois, capturé par des Chinois, vendu et piloté par des Chinois, et possédé par des Chinois. Et ça, c’est le navire dont il est dit qu’il a droit à la protection d’un traité qui soustrait les bateaux britanniques aux autorités chinoises ? » 27 Lord Derby a raison, de sorte que seule l’autre affaire, le pain empoisonné de Hong Kong, semble fournir à la Couronne le casus belli dont elle a besoin (tout comme l’assassinat d’un missionnaire catholique, le père Chappedelaine, servira de casus belli aux Français). Mais face à la mafia institutionnelle de l’Empire britannique, arsenic ou pas, les députés anti-guerre tiennent bon. En accord avec les paroles du meneur de la fronde parlementaire, Lord Derby, selon lesquelles « une autre guerre reviendrait à faire couler le sang d’un peuple pacifique et innocent sans mandat légal et sans justification morale », ils s’opposent catégoriquement à toute nouvelle intervention. Palmerston, qui refuse de renoncer à un seul penny des bénéfices colossaux de son commerce d’opium, dissout le Parlement pour pouvoir partir en guerre contre la Chine quand même. 28

Bombardement de Canton par les Britanniques (et les Français).

En mars 1857, des frégates canonnières britanniques et françaises ouvrent le feu sur Canton sous l’oeil attentif des Russes et des Américains, qui comptent bien profiter des dépouilles. L’immobilisme des cohortes de mandarins traditionalistes de l’empire Qing ayant bloqué l’acquisition des progrès techniques nécessaires à la défense de la Chine, l’affaire se solde malheureusement encore par une succession de défaites. Le 23 juin 1858, la Chine se voit contrainte et forcée de signer le Traité de Tianjin, 29 qui ouvre dix autres autres villes ou ports et le fleuve Yang-tsé au commerce occidental, établit des ambassades et des légations britanniques, françaises, américaines et russes à Pékin, demande dix millions de taels 30 d’argent de « réparations financières » à la Chine, abaisse les taxes à l’importation des produits britanniques et dans une clause ajoutée par Napoléon III, autorise la libre circulation des missionnaires et exige leur protection physique par les autorités chinoises.

Face à des termes aussi abusifs, l’empereur refuse évidemment de ratifier le traité. En 1859, la force expéditionnaire franco-britannique envahit Pékin où, en octobre 1860, elle se livrera à un pillage en règle des trésors de la ville.

Le sac du Palais d’été, un contentieux non réglé

Le Palais d’été, 31 une merveille architecturale et paysagère déployée sur près de 208 kilomètres carrés, comporte un parc aménagé avec une sophistication dont l’Occident est bien incapable, des pagodes, des temples, des étangs et des fontaines, des oeuvres d’art d’or, d’argent, de jade, de bronze, des atours royaux anciens – tout ce que l’imagination d’un peuple ingénieux pour qui l’empereur est le fils du ciel peut concevoir de plus somptueux. Tout sera mis à sac, pillé ou brûlé par des soudards franco-britanniques. Seuls deux trésors majeurs échapperont à la furie et à l’avidité des centaines de pillards lâchés dans l’enceinte du palais, deux énormes statues de lions apparemment en cuivre, trop lourdes et de valeur insuffisante pour se fatiguer à les transporter. En réalité, elle sont en or massif.

Victor Hugo, outré par l’affaire, rédige une lettre amère dans laquelle il rend hommage à la créativité chinoise incarnée par le Palais d’été, qu’il conclut par ces mots, « J’espère qu’un jour viendra où la France, délivrée et nettoyée, renverra ce butin à la Chine spoliée. En attendant, il y a un vol et deux voleurs. Je le constate. Telle est, Monsieur, la quantité d’approbation que je donne à l’expédition de Chine. » 32

A Buckingham Palace, la reine Victoria le prend sur un tout autre ton : elle s’amuse tellement du pillage que dans un trait d’esprit révélateur de son cynisme, elle baptise le chiot pékinois trouvé au Palais d’été qu’on lui offre en cadeau Butinet (Looty).33

A ce jour, les Chinois demandent toujours à recouvrer les trésors pillés lors du sac du Palais d’été. En 2009, une équipe d’experts a entamé un recensement des oeuvres volées, dont certaines sont groupées, en particulier au musée chinois du château de Fontainebleau 34 ou au British Museum et d’autres, éparpillées dans des collections particulières du monde entier. Le toujours pertinent Pierre Bergé, qui possède des oeuvres volées, a exigé « les droits de l’homme, la liberté pour le Tibet et le retour du Dalaï-lama à Lhassa » contre les biens mal acquis dont la Chine lui demandait poliment la restitution.35
Les droits de l’homme ont bon dos.

Après la destruction du palais, les franco-britanniques imposent le Traité de Pékin (24 octobre 1860) qui force la Chine à se plier au traité précédent, cède Kowloon aux Britannique, autorise l’envoi de Chinois réduits en servage en Amérique, en Malaisie, en Australie, etc, exige quatre millions de taels d’argent en paiement de « réparations » aux Britanniques et deux millions supplémentaires aux Français, et autorise les missionnaires à acheter des terres et à bâtir des églises. 36

Les balbutiements de la Chine moderne

« Les boutiques aujourd’hui sont pleines, parce que les clients s’y accumulent pendant les heures de plus grande affluence de la foire. Mais comment se fait-il que, entre elles, il y ait autant de maisons à portes ouvertes cachées par des écrans de bambou ? Entrons dans l’une d’elles, ce n’est pas une maison particulière. C’est une fumerie d’opium. Nous écartons l’écran de bambou, et entrons dans une pièce mal éclairée dont un long banc fait le tour. Des petites lampes sont disposées à intervalles irréguliers, et des hommes sont couchés entre elles. Quelque-uns dorment, et qu’ils ont l’air hagards avec leurs visages émaciés et cireux ! Ils sont allongés sur le dos, et ils ressemblent à des momies. Ils ne ressemblent pas à des hommes dont l’esprit se promènerait au pays des fées ou qui serait transporté par des scènes somptueuses, ce dont les fumeurs d’opium disent jouir. Un homme me sourit et dit « Cela vient de chez vous, n’est-ce pas ? » Je me sens mal à l’aise, parce que je sais qu’il exprime l’opinion générale selon laquelle tout l’opium vient d’Angleterre. Mais cette fumerie est un endroit sordide. Le renfermé, l’horrible odeur, les personnages émaciés allongés sur les bancs, et cette sensation d’être au milieu des couches les plus basses de la population, sont opprimants. Nous entendons le son des voix au-dehors, et nous voyons des rayons de lumière briller sur l’écran de bambou, et nous nous précipitons hors de la pièce sombre et fétide avec une impression de délivrance, à l’air libre. » – Révérend John Macgowan, The Story of the Amoy Mission (1889, page 180).

Un fumeur d’opium chinois, vers 1870. Crédit photo : http://www.opiateaddictionresource.com/media/images/opium_misc

Dans la seconde moitié du XIXe siècle, les fleuves, rivières et côtes de la Chine grouillent de bateaux chargés d’opium et d’autres produits occidentaux à bas prix qui envahissent le marché et minent la production locale, les autorités chinoises se laissent couler dans une démission morbide, et les mauvaises récoltes poussent de plus en plus de paysans démunis à adopter l’opium, abondant et très bon marché, comme coupe-faim. A partir de 1860, les Occidentaux administrent entièrement les taxes chinoises sur le commerce. De 1858 à leur sommet de 1879, les exportations d’opium indien passent de 4810 tonnes à 6700 tonnes par an et le nombre des dépendants chinois augmente exponentiellement, de trois millions en 1830 à treize millions et demi en 1906. 37 Malgré son abattement, le pays fait front : pour concurrencer l’opium indien et limiter l’hémorragie de ses ressources, il se résigne à cultiver lui-même le pavot. Au début du vingtième siècle, sa production nationale s’élèvera à 22 000 tonnes par an, faisant de la Chine le premier producteur mondial d’opium. 38

Par ailleurs, des mouvements d’opposition au gouvernement Qing et à la présence coloniale s’organisent et apprennent des Occidentaux les méthodes les plus susceptibles de les en délivrer. Dans le contexte de ce pays vaincu, épuisé, appauvri, profondément humilié et dont une nouvelle classe, celle des marchands compradors, intermédiaires, profiteurs et autres agents collaborateurs des puissances coloniales 39 aggrave encore l’état de corruption, se forge jour après jour la conscience nationaliste chinoise moderne qui finira par emporter à la fois l’antique système impérial, l’opium et l’emprise des Occidentaux.

A ce jour, un certain nombre d’historiens anglo-saxons tentent d’arguer du « rôle positif » de l’ouverture forcée de la Chine au commerce international dans sa marche vers la modernité et son aboutissement ultime, l’économie de marché. 40 L’argument est un modèle de raisonnement sophiste : dans un monde qui se modernisait à toute vitesse autour d’elle, la Chine serait-elle restée repliée sur elle-même ? Se serait-elle laissée distancer, a fortiori par des rivaux directs tels que le Japon ? Aurait-elle continué à couvrir des milliers de kilomètres en chaises à porteurs quand les autres pays roulaient en train et en voiture ou prenaient l’avion ? Ou à envoyer des enfants porter des messages ou des pigeons voyageurs quand les autres utilisaient le téléphone ? Le système impérial, incapable de s’adapter aux exigences d’efficacité et aux progrès rapides du monde moderne, n’allait-il pas de toutes façons céder la place à une forme de gouvernement plus réactive ?

Quelle contorsion intellectuelle peut justifier les guerres de l’opium ? Loin de pousser la Chine dans la voie d’une modernisation nécessaire, il est même probable qu’en raison de la démoralisation du pays, de sa confusion générale et du repli amer de ses dirigeants sur ses anciennes valeurs culturelles, l’interventionnisme occidental ait ralenti l’entrée de la Chine dans la modernité. Pire, il est également très probable que l’Occident ait affaibli assez durablement la Chine pour qu’elle ne puisse plus offrir de résistance suffisante aux Japonais lors de la guerre sino-japonaise de 1937, qui s’est soldée par au moins vingt millions de victimes chinoises.

La république de Tchang Kaï-chek se battait encore avec son problème d’opium, 41 dont les dépendants se chiffraient par dizaines de millions, et avec des troubles internes directement ou indirectement dérivés de l’emprise occidentale quand les Japonais ont envahi la Mandchourie en prélude à une guerre de conquête d’une atrocité indescriptible. Les rationalisations de ceux, parmi les historiens anglo-saxons, qui cherchent à se donner bonne conscience en avançant qu’au vu des résultats, ‘ce n’était pas si grave que ça’, ressemblent à des nazis qui se féliciteraient « d’effets positifs » des camps de concentration dans l’accélération de la création de l’État d’Israël.

Forcer quelqu’un à « s’ouvrir » est la définition même du viol. Et si la Chine a réussi à se relever vaille que vaille des profondes séquelles de la prédation et du cynisme de l’Occident, c’est uniquement par ses qualités intrinsèques de résilience et de dynamisme. L’opium a pu être éradiqué par Mao Tsé-tung 42 en seulement trois ans parce que le peuple chinois, dans sa quasi-intégralité, partageait sa vision d’une dégradation imposée au pays, d’un poison lié à l’impérialisme. En d’autres termes, l’opium étant le vecteur du dépeçage du pays, rejeter l’opium revenait à rejeter l’exploitation des Occidentaux et l’humiliation de la Chine.

Encore aujourd’hui en Chine, peu de choses sont aussi unanimement méprisées que la consommation de drogues, en particulier d’opiacés, et les législations antidrogue y sont parmi les plus sévères au monde.

Guerres sino-française et permière guerre sino-japonaise

A cette époque, l’expansion des colonies touche à sa fin, les nouveaux territoires et terres « vierges » ont tous été découverts et mis en coupe réglée par les puissances occidentales, à qui il ne reste plus qu’à affermir ou se partager des zones d’influence ou encore à tenter de grapiller sur les parts des autres, dont les lambeaux de Chine restant à vendre ou à s’approprier.

A la suite des guerres de l’opium, la Chine enregistre deux défaites de plus, l’une contre la France en 1881-85 (qui débouchera sur l’annexion de l’Annam et du Tonkin à l’Indochine française 43) et l’autre, beaucoup plus humiliante pour une Chine qui se considère comme le coeur du monde asiatique, face au Japon en 1894-95. 44 La seule solution pour rétablir un équilibre chaque jour plus écorné consiste à se moderniser de toute urgence. Mais, si un nombre croissant de Chinois réalisent que la victoire passe par l’abandon d’un ordre millénaire obsolète, l’immobilisme de leur hiérarchie impériale, confite en morale confucianiste et dépendante de ses privilèges, se met en travers de leur route, causant une succession d’échecs militaires et une grogne grandissante contre elle.

Malgré tout, comme nous le verrons avec la guerre des Boxers, la frustration contre les Qing n’est qu’accessoire par rapport au véritable ennemi, l’envahisseur étranger. Les Chinois de tous bords, tiraillés entres les appétits des uns et des autres, marginalisés dans leur propre pays (à Shanghai, près d’une légation occidentale, une pancarte marquée « interdit aux chiens et aux Chinois » surplombe l’entrée d’un parc 45), traités en barbares ignorants ou pire, en paresseux tout juste bons à fumer de l’opium jusqu’à la cachexie dans des fumeries sordides par ceux-là même qui les pillent en meute et leur imposent leur poison, se rejoignent dans la haine de l’Occident.

La réforme des Cent Jours

En 1898, sous l’impulsion du mandarin moderniste K’ang Yu-wei (Kang Youwei), 46 le jeune empereur nouvellement intronisé Kuang-hsu (Guangxu) songe un moment à tirer les mécanismes de l’État chinois de leur torpeur en ordonnant une série de réformes destinées à moderniser le pays. Introduction de sujets occidentaux dans l’éducation, élimination de sinécures, lutte contre la corruption du gouvernement, industrialisation, modernisation de l’agriculture, liberté d’expression, proposition d’une Constitution… le programme, 47 qui cible efficacement bon nombre des lacunes de la Chine, effraie tellement la faction conservatrice menée par l’impératrice douairière Tzu-hsi (Cixi) que le 21 septembre 1898, au terme de cent jours seulement d’expérience progressiste, elle destituera l’empereur par coup d’État. 48

La guerre des Boxers, 1900-1901 : une révolte officielle

Si la hiérarchie de la dynastie Qing continue sa marche somnambule vers sa chute, tout le monde ne dort pas. En 1900, l’esprit de révolte qui couve éternellement au coeur des Chinois se coordonne autour de nouvelles sectes, en particulier celle des Boxers, contre les Occidentaux. Issue du Shandong et du Hebei, la « Société des poings de la justice et de la concorde » (I Ho Ch’uan, les « Boxers », une société secrète violente formée de paysans et d’ouvriers) pratique les arts martiaux, considère les étrangers, les Chinois convertis au christianisme et les collaborateurs des Occidentaux comme des démons et se croit immunisée contre les balles par des états de transe mystique.

L’impératrice Tzu-hsi et ses conservateurs, qui détestent le modernisme autant qu’ils haïssent les étrangers, trouvent chez les Boxers à la fois l’incarnation de leurs aspirations à une Chine traditionnelle souveraine et un exutoire aux sentiments anti-occidentaux du pays, et leur donnent un aval discret. En janvier 1900, l’impératrice publie un édit dans lequel elle affirme le caractère intrinsèquement chinois des sociétés secrètes, qui en conséquence, ne doivent pas être confondues avec des entreprises criminelles. Les Occidentaux protestent contre cette caution à peine déguisée des Boxers, mais l’impératrice tient bon : la voie est libre pour la secte.

Si les Boxers ciblent en premier lieu des missionnaires, c’est autant par détestation de l’Occident que parce qu’ils les considèrent comme des hypocrites. Les missionnaires offrent certes des services caritatifs sociaux et médicaux, mais ils vivent à l’abri d’enceintes fortifiées, jouissent d’un meilleur niveau de vie que les populations qu’ils sermonnent sur les vertus du renoncement et servent souvent d’intermédiaires dans le commerce de l’opium 49 (bien qu’ils disent réprouver le trafic d’opium, ils le voient comme secondaire par rapport à leur tâche d’évangélisation et ceux qui s’y opposent trop vivement, comme le missionnaire britannique John Dugeon, 50 perdent le soutien de leur mission. Pire, les missionnaires avancent souvent que la quantité d’opiomanes chinois est due à une déficience intrinsèque de la culture et aux moeurs païennes du pays, dont seule la Bible peut les tirer). Pour finir, ils se rejoignent sur les bénéfices de l’extraterritorialité, qui les mettent hors de la portée de la justice chinoise. En un sens, les missionnaires cristallisent les reproches de la Chine aux Occidentaux : un pillage de la plus basse espèce enrobé de moralisme sermonneur, d’affectations de piété et de sentimentalisme mielleux.

A la fin mai 1900, les Boxers ouvrent les hostilités avec le meurtre de deux missionnaires britanniques au cours d’une émeute à Pao Ting Fu, à 225 kilomètres au sud-ouest de Pékin.

Les diplomates occidentaux donnent 24 heures aux Chinois pour éteindre la rébellion sous peine d’intervention armée, mais des actes de sabotage contre des rails de chemin de fer et des lignes télégraphiques les poussent à intervenir sans attendre la réponse des autorités chinoises, et des troupes d’occupation s’amassent à Pékin. Début juin, suivent des attaques contre des propriétés occidentales et l’assassinat du chancelier de la légation japonaise.

L’armée impériale chinoise soutient ouvertement les Boxers. Le 16 juin, la secte détruit plus de 4000 magasins liés au commerce occidental et le 19, les ministres présents dans les légations se voient invités à évacuer tous les étrangers par le gouvernement chinois, qui « ne peut plus garantir leur protection ». Les ministres refusent de partir, demandent une audience au service des Affaires étrangères chinois, ne reçoivent pas de réponse et décident d’y envoyer une délégation allemande, qui se fait assassiner par des troupes impériales. Le 20 juin, des soldats chinois ouvrent le feu sur le quartier des légations, dont les membres comprennent des Austro-hongrois, des Français, des Britanniques, des Allemands, des Italiens, des Japonais, des Russes et des Américains. Le siège des légations de Pékin durera 55 jours.

Le 14 août, une coalition des huit pays mentionnés soutenue par des renforts australiens 51 reprend Pékin, pille la Cité interdite et, bien sûr, se met immédiatement en devoir d’extorquer des « réparations » au gouvernement chinois dans un « protocole de paix » (le Protocole Boxer du 7 septembre 1901) qui saigne la Chine à blanc, érige des mémoriaux aux diplomates tués, abolit le système millénaire des examens impériaux – une mesure purement vexatoire – et arrache des concessions supplémentaires sur les ressources naturelles chinoises et le commerce. Les pays occidentaux ont, semble-t-il, décidé de faire lourdement payer à la Chine toutes ses velléités de résistance.

Au cours des combats, l’impératrice a fui Pékin sous un déguisement et découvert autour d’elle ce que les murs de la Cité interdite lui cachaient : la profonde misère et l’arriération de son pays. Dès le retour de la paix, elle s’emploiera à ce qu’elle avait elle-même interdit par la destitution forcée de l’empereur Kuang-hsu, la modernisation de la Chine, à commencer par l’armée et les chemins de fer. Mais c’est trop peu, trop tard. La dynastie Qing, condamnée par sa longue période d’apathie et sa désorganisation, n’a plus qu’une dizaine d’années devant elle.

Aujourd’hui, la Chine demande la restitution des oeuvres pillées dans la Cité interdite de Pékin. La réponse que lui a opposé le British Museum se passe de commentaire : « Les objets font partie de l’héritage mondial et sont plus accessibles à Londres ». 52

La diabolisation des Chinois par la propagande occidentale

Évidemment, la propagande anti-chinoise dont se chargent médias et littérateurs 53 et à leur remorque, une culture populaire alimentée par des peurs comme celle d’une immigration chinoise de travailleurs à bas salaires, véhicule des stéréotypes propres à soutenir le colonialisme occidental. Au XIXe siècle, le Chinois passe d’une image de créature guère plus intelligente qu’un meuble, le coolie, ou de celle du marchand obséquieux qui commence toutes ses phrases par « L’humble vermisseau que je suis » à celle d’une menace informulée d’invasion mondiale, le « péril jaune » 54 – un exemple typique de projection de ses propres manquements sur sa victime. Puis, au début du XXe siècle, juste après la guerre des Boxers, il se transmue en génie du mal d’une cruauté et d’une perfidie sans bornes (Fu-Manchu) alors que la Chine devient le pays spécialiste du secret impénétrable et de la torture (le « supplice chinois », en particulier celui dit « de la goutte d’eau »). Étrangement, le stéréotype du Chinois fumeur d’opium n’apparaît que très peu ; les fumeries sont bien présentes, mais elles n’existent qu’à l’arrière-plan, en décor exotique, au même titre que les pagodes ou les tripots sordides de Macao, « l’enfer du jeu ». L’indice d’une mauvaise conscience ?

Aujourd’hui, les stéréotypes occidentaux vont du Chinois oppresseur, ex-garde rouge affublé d’un col Mao et armé d’un exemplaire du Petit livre rouge (les « droits de l’homme » de Bergé) à des peurs diffuses d’empoisonnement (le mythe persistant du « syndrome du restaurant chinois » 55) en passant par le Chinois forcément champion de kung-fu puisque chinois, le possesseur de recettes-miracle teintées de mysticisme abscons (tai-chi, acupuncture, qi gong, feng-shui), le ponte chinois qui détient de la dette américaine et ne vit que pour les affaires et l’argent, ou encore l’athlète-robot gonflé aux stéroïdes des jeux olympiques. On peut ajouter à la liste, pour le Royaume-Uni, le colporteur de DVD et l’immigrant sans papiers. 56

Les conséquences actuelles des guerres de l’opium

Aujourd’hui encore, la chine appelle la période 1839-1949 « le siècle d’humiliation » et considère les guerres de l’opium et la colonisation marchande dont elle a été victime comme la définition de son rapport au monde occidental. Aussi bien en Chine qu’à Taïwan, nombre de livres d’histoire divisent la Chine en deux mondes, non pas ceux de l’avant-après Mao comme on pourrait s’y attendre, mais ceux de l’avant-après guerres de l’opium. Et en Chine, les débats sur la place du pays dans le monde s’articulent autour de l’équité du système occidental, à savoir de l’espace qu’il est prêt à lui accorder tant non plus qu’esclave ou réservoir de main d’oeuvre à bon marché, mais comme interlocuteur à part entière. La méfiance reste de mise, et les multiples efforts des USA pour freiner l’ascension de la Chine ont été dûment notées.

A l’époque des débuts de la république, les axes politiques du Kuomintang se définiront d’abord par une recherche constantes de voies légales aptes à limiter l’envahissement occidental et par une détestation unanime – la seule unanimité dans la Chine disloquée des années 20 – de tout ce qui pouvait accorder ne fût-ce qu’un millimètre de plus aux Occidentaux.

L’aide de la Chine aux alliés dans la Première Guerre mondiale

Corps de travailleurs chinois, France, Première Guerre mondiale

En procédant pas à pas, le Kuomintang arrivera à abolir les légations étrangères 57 entre 1917 et 1946, avec au passage une trahison supplémentaire : au cours de la Première guerre mondiale, la Chine se bat aux côtés des alliés dans l’espoir de récupérer au moins les légations allemande et austro-hongroise. Si elle ne peut pas apporter d’aide militaire, elle offre ce qu’elle a, de la main-d’oeuvre ; ainsi, en 1918, 96 000 travailleurs chinois chargeront et déchargeront des sacs de vivres et de fournitures militaires en France. 2000 de ces travailleurs mourront en France et 543 perdront la vie en mer, au large de nos côtes. A la fin de la guerre, lors de la signature du Traité de Versailles, 58 au lieu de rendre les légations promises aux Chinois, les alliés les transfèrent au Japon avec en plus la province du Chandong, sur quoi la Chine furieuse quitte Versailles sans signer le traité tandis que des manifestations contre les alliés occidentaux, des boycotts et des grèves secouent le pays. Tous les ans, la Chine commémore cet épisode, dénommé ‘Mouvement du 4 mai’, 59 en tant que début de l’unité nationaliste chinoise moderne.

Notons que le Japon s’est joint à la destruction de la Chine en y introduisant de l’opium dès la restauration Meiji (1867) alors qu’elle l’interdit chez elle, et à partir de 1920, de la cocaïne et de la morphine qu’elle présente comme une « cure de l’opiomanie ». 60

La dernière légation à fermer, en 1946, est celle de la France. Il restera deux colonies étrangères, Hong Kong (Grande-Bretagne) et Macao (Portugal) en territoire chinois, dont la première ne sera enfin rétrocédée à la Chine qu’en 1997 et la seconde en 1999. Mais l’histoire ne s’arrête pas là : à l’arrivée de Mao Tsé-tung, les dealers chinois se replient sur Hong Kong, d’où ils géreront un fructueux trafic d’héroïne de Thaïlande vers les USA. De sorte que, jusqu’à ses derniers jours d’existence sous gestion britannique, Hong Kong est restée une plaque tournante majeure du trafic de drogue mondial. 61
Les vieilles habitudes ont la vie dure.

Un seul pays se comportera honorablement envers la Chine, l’Union Soviétique qui, dès 1919, renonce volontairement aux colonies et privilèges de la Russie tsariste en territoire chinois. Peut-être est-ce l’ingrédient secret de l’entente sino-russe actuelle ?
Pendant ce temps, en France, des trésors volés lors du sac du Palais d’été dorment toujours à Fontainebleau.

Corinne Autey-Roussel
Photo de la page d’accueil Pixabay

Références :

1 William Jardine, architect of the first opium war (à noter : la firme Jardine Matheson existe toujours)

http://www.eiu.edu/historia/Cassan.pdf

2 The Way We Were: When cotton was king and Manchester led Industrial Revolution

http://www.manchestereveningnews.co.uk/news/nostalgia/way-were-cotton-king-manchester-6085736

3 India, Britain and America

http://cwh.ucsc.edu/brooks/India,_Britain_and_America.html

4 The British East India Company — the Company that Owned a Nation (or Two)

http://www.victorianweb.org/history/empire/india/eic.html

5 Victorian Drug Use

http://www.victorianweb.org/victorian/science/addiction/addiction2.html

6 Victorian Drug Use

http://www.victorianweb.org/victorian/science/addiction/addiction2.html

7 La route méditerranéenne de l’opium au xixe siècle, par Jean-Louis Miege

http://books.openedition.org/iremam/3130?lang=fr

8 1868, The Pharmacy Act (UK)

http://www.tdpf.org.uk/resources/drug-policy-timeline

9 Confessions of a Young Lady Laudanum-Drinker, anonyme. The Journal of Mental Sciences, janvier 1889

http://www.druglibrary.org/schaffer/heroin/history/laudlady.htm

10 Opium Wars with China 1839-1860
http://www.entelekheia.fr/opium-wars-with-china-1839-1860/

11 First Opium War

http://history.cultural-china.com/en/34History6500.html

Et David Cameron should not have worn that poppy in China, article du Guardian

http://www.theguardian.com/politics/blog/2010/nov/10/david-cameron-poppy-china-michael-white

12 The Chinese Opium Wars, par Jack Beeching

http://www.amazon.com/Chinese-Opium-Wars-Jack-Beeching/dp/0156170949

13 Lin Zexu – A National Hero for Chinese People

http://history.cultural-china.com/en/47History6482.html

14 The First Opium War, par P.C. Perdue/Production and consumption

http://ocw.mit.edu/ans7870/21f/21f.027/opium_wars_01/ow1_essay02.html

15 Lin Zexu: Letter to Queen Victoria, 1839

http://wps.pearsoncustom.com/wps/media/objects/2427/2486120/chap_assets/documents/doc24_1.html

16 The First Opium War, par P.C. Perdue/ Opium trade.

http://ocw.mit.edu/ans7870/21f/21f.027/opium_wars_01/ow1_essay01.html

17 Justifiers of the British Opium Trade: Arguments by Parliament, Traders, and the Times Leading Up to the Opium War, par Christine Su

http://web.stanford.edu/group/journal/cgi-bin/wordpress/wp-content/uploads/2012/09/Su_SocSci_2008.pdf

18 History of Macau as a Portuguese Colony https://yesterdaysshadow.wordpress.com/history-of-macau-as-a-portuguese-colony/

19 Emperor of China Declares War on Drugs, par Paul Chrastina

http://opioids.com/opium/opiumwar.html

20 The First Opium War 1839-42

http://www.howardscott.net/4/Shameen_A_Colonial_Heritage/Files/Documentation/First_Opium_War.pdf

21 The Opening to China Part I: the First Opium War, the United States, and the Treaty of Wangxia, 1839–1844

https://history.state.gov/milestones/1830-1860/china-1

22 Lords of Opium

http://www.amoymagic.com/OpiumWar.htm

23 Les concessions étrangères en Chine

http://www.chine-chinois.com/les-concessions-etrangeres-en-chine/
et http://www.chinapage.com/transportation/port/treatport1.html#COLONYS

24 The Second Opium War (1856-1860)

http://webs.bcp.org/sites/vcleary/ModernWorldHistoryTextbook/Imperialism/section_5/secondopiumwar.html

25 The Poisoning in Hong Kong | An Episode of Life in China, Forty Years Ago, par Augustine Heard (écrit vers 1894)

http://ee.stanford.edu/~gray/poisoningah.pdf

et, Lord Bowring and the Great Bakery Incident

http://www.vaguelyinteresting.co.uk/lord-bowring-and-the-great-bakery-incident/

26 Sir John Bowring

http://uudb.org/articles/sirjohnbowring.html

27 Parliamentary Debates on the Chinese Hostilities

https://www.marxists.org/archive/marx/works/1857/03/16.htm

28 Lords of Opium

http://www.amoymagic.com/OpiumWar.htm

29 Treaty of Tientsin [Tianjin] (June 26, 1858)

http://www.chinaforeignrelations.net/node/144

30 Le tael est à la fois une unité de mesure et une monnaie. Un tael égal 1, 3 onces d’argent.

31 Le sac du palais d’Eté : Second guerre de l’opium, L’expédition anglo-française en Chine en 1860, par Bernard Brizay

http://www.amazon.fr/sac-palais-dEt%C3%A9-Lexp%C3%A9dition-anglo-fran%C3%A7aise/dp/2268071804

32 Le Sac du Palais d’Été, lettre au capitaine Butler par Victor Hugo

http://www.reseau-canope.fr/planete-chinois/lectures/titre-de-larticle/article/le-sac-du-palais-dete.html

33 “Looty” the purloined Pekingese

http://granitestudio.org/2009/03/26/looty-the-purloined-pekingese/

34 Musée chinois de l’impératrice Eugénie

http://www.musee-chateau-fontainebleau.fr/Le-musee-chinois-de-l-Imperatrice

35 Œuvres d’art pillées: la Chine à la recherche d’un temps perdu

http://www.slate.fr/story/12233/%C5%93uvres-art-pillees-chine-France

36 The Second Opium War 1856-1860

http://www.howardscott.net/4/Shameen_A_Colonial_Heritage/Files/Documentation/Second_Opium_War.pdf

et Seconde guerre de l’opium

http://www.chine-informations.com/guide/seconde-guerre-de-opium_1638.html

37 Opium History Up To 1858 A.D. par Alfred W. McCoy

http://www.opioids.com/opium/history/

38 How China got rid of opium

http://www.sacu.org/opium.html

39 The Evil Trade that Opened China to the West

http://faculty.quinnipiac.edu/charm/CHARM%20proceedings/CHARM%20article%20archive%20pdf%20format/Volume%2013%202007/201-207_ye-sheng_shaw.pdf

40 Leslie Marchant sees the Opium Wars as a philosophical clash between two cultures and two notions of government and society.- une tentative de réhabilitation de l’intervention occidentale en Chine

http://www.historytoday.com/leslie-marchant/wars-poppies

41 How China got rid of opium

http://www.sacu.org/opium.html

42 How Maoist Revolution Wiped Out Drug Addiction in China, by C. Clark Kissinger

http://revcom.us/a/china/opium.htm

43 Une guerre franco-chinoise…

http://quelqueshistoires.centerblog.net/1653431-Une-guerre-franco-chinoise–

44 First Sino-Japanese War (1894-1895)

http://www.historyofwar.org/articles/wars_first_sino_japanese.html

45 China (Boxer Rebellion), 1900–01

https://www.awm.gov.au/atwar/boxer/

46 1898: Kang Youwei urges reform on the Japanese model

http://alphahistory.com/chineserevolution/1898-kang-youwei-urges-reform-japanese-model/

47 A press summary of the Hundred Days Reforms (1898)

http://alphahistory.com/chineserevolution/press-summary-hundred-days-reforms-1898/

48 Hundred Days’ Reforms

http://alphahistory.com/chineserevolution/hundred-days-reforms/

49 Nineteenth Century Protestant Missionaries and British Merchants in China: Mutual dependence in the context of opium smuggling

http://www.academia.edu/7957189/Nine
teenth_Century_Protestant_Missionaries_a
nd_British_Me
rchants_in_China_Mutual_dependence_in_the_context_of_opium_smuggling

50 The truth and evils of opium: The anti-opium activities of British Missionary to China John Dudgeon (1837–1901)

http://link.springer.com/article/10.1007%2Fs11462-010-0105-9

51 China (Boxer Rebellion), 1900–01

https://www.awm.gov.au/atwar/boxer/

52‘ Give us back our treasure’: Chinese demand Cameron returns priceless artefacts looted during 19th century Boxer Rebellion

http://www.dailymail.co.uk/news/article-2518111/China-demand-David-Cameron-return-Boxer-Rebellion-artefacts.html

53 Mark Twain’s Racial Ideologies his Portrayal of The Chinese, par Hsin-Yun Ou

http://www.concentric-literature.url.tw/issues/M/3.pdf

et Asia Through a Glass Darkly: Stereotypes of Asians in Western Literature

http://www.olemiss.edu/courses/pol337/majorj86.htm

54 The Malleable Yet Undying Nature of the Yellow Peril, par Tim Wang

http://www.dartmouth.edu/~hist32/History/S22%20-The%20Malleable%20Yet%20Undying%20Nature%20of%20the%20Yellow%20Peril.htm

55 L’« allergie au glutamate » est-elle un mythe ou une réalité ?

http://www.allergique.org/article3823.html?lang=fr

56 Chinese Britons have put up with racism for too long, par Elizabeth Chan

http://www.theguardian.com/commentisfree/2012/jan/11/british-chinese-racism

et Demonizing China

https://digitalcollections.anu.edu.au/bitstream/1885/49261/39/09chapter7.pdf

57 Treaty Ports and extraterritoriality in China

http://www.chinapage.com/transportation/port/treatport1.html

58 28 juin 1919, Paix bâclée à Versailles

http://www.herodote.net/28_juin_1919-evenement-19190628.php

59 Chinese students protest the Treaty of Versailles (the May Fourth Incident), 1919

http://nvdatabase.swarthmore.edu/content/chinese-students-protest-treaty-versailles-may-fourth-incident-1919

60 The Opium Files, Japanese Rule 2

http://takaoclub.com/opium/japanrule2.htm

61 Her Majesty’s drug traffickers: Britain, Hong Kong and the Opium Wars

http://peacemagazine.org/archive/v13n6p11.htm

لینک متن اصلی :

http://www.entelekheia.fr/guerres-de-lopium-viol-de-chine-puissances-occidentales/

 

L’Iran, la Grande-Bretagne, le pétrole et la CIA : 1953, Operation Ajax

par Admin · Publication 5 avril 2017 · Mis à jour 10 avril 2017

« Le manque d’objectivité quant aux pays étrangers est tristement célèbre. D’un jour à l’autre, une autre nation est dépeinte comme totalement dépravée et diabolique, alors que notre pays se lève au nom de tout ce qui est bon et noble. Chacune des actions de l’ennemi est jugée sur un seul critère – chacune de nos actions sur un autre. Même les bonnes actions de l’adversaire sont considérées comme un signe de perfidie diabolique dont l’objectif est de nous tromper et le monde avec, alors que nos mauvaises actions sont nécessaires et justifiées par la noblesse des buts qu’elles servent. » – Erich Fromm

« …C’est de l’histoire ancienne… » – President Jimmy Carter

 

Au cours des décennies suivant le renversement de Mohammad Mossadegh, le Premier ministre démocratiquement élu d’Iran, l’implication de la CIA dans le coup d’Etat a fait l’objet de controverses auxquelles les gouvernements successifs d’Amérique ont répondu par un silence buté et l’Agence, selon qui l’Amérique n’avait été qu’une « simple observatrice », par des affirmations répétées selon lesquelles ses dossiers sur le sujet avaient « tous été détruits ». En même temps, dans un de ces paradoxes dont elle est coutumière, la CIA, qui s’aimait beaucoup, ne pouvait pas s’empêcher de plastronner et de laisser filtrer ici et là des informations à sa gloire. A telle enseigne que, dès le 15 août 1953 – le jour même du coup d’État – l’un de ses principaux artisans, le général Herbert N. Schwarzkopf, 1 sur la sellette, se retrouvait dans la fâcheuse obligation de nier son intervention et d’inventer un faux alibi pour expliquer sa présence à Téhéran. L’année suivante, en 1954, la CIA admettait benoîtement ses manoeuvres en Iran dans un article du Saturday Evening Post. 2 Puis, plus rien pendant 25 ans.

Qui étaient les commanditaires du coup d’État ?

La preuve suivante des manigances américaines émanera d’une source imprévue : en 1979, le propre petit-fils de Theodore Roosevelt, Kermit Roosevelt, grand mufti du Département du Moyen-Orient (Middle East Department) de la CIA, raconte par le menu sa mission de déstabilisation en Iran dans un livre, Countercoup: the struggle for the control of Iran. 3 La CIA, prise entre sa tendance à l’ostentation et son obligation de secret, lui demande d’en réviser certains passages (au nombre de 150) et de gommer des noms, en somme de le défigurer jusqu’à en faire une « oeuvre de fiction » pendant que les Anglais de la British Petroleum, au bord de l’apoplexie, tentent désespérément d’en faire interdire la publication. 4 BP arrivera à faire retirer la première édition du marché – même si 400 exemplaires en sont déjà vendus, dont un à la bibliothèque de UCLA. En manière de pied de nez, la CIA, qui avait caché la participation des services secrets britanniques dans la première édition du livre (passée au pilon) sur leur demande expresse « pour raisons de sécurité nationale », la révélera dans la seconde mouture (en 1980). Kermit Roosevelt assène même, dès la page 3, que l’idée du coup d’État venait directement du MI6, le service de renseignements britannique.

En 1986, d’autres informations se font jour. Dans son autobiographie de 1986 intitulée Adventures in the Middle East: Excursions and Incursions, un agent de la CIA spécialiste de la Perse, Donald N. Wilber, donne quelques indications éparses sur le putsch d’Iran. L’histoire révélera qu’il en est l’un des principaux planificateurs. 5

Les journalistes et les historiens, quant à eux, demandent à la CIA à quoi rime la classification des dossiers de l’opération Ajax quand leurs cerveaux, dont son maître d’oeuvre Kermit Roosevelt, 6 relatent tranquillement leurs exploits avec la bénédiction de l’Agence ? Leurs demandes n’aboutissent partiellement qu’en 2000 ; la CIA, décidément d’humeur badine, accepte de déclasser… une phrase, « Le QG a passé une journée de dépression et de désespoir ». 7 Un ex-agent non nommé transmet toutefois un livre classifié entier au New York Times, ‘Overthrow of Premier Mossadeq of Iran, November 1952-August 1953’, par le sus-cité Donald N. Wilber. Après en avoir effacé les noms des relais iraniens de la CIA, le magazine l’assortira d’un épais dossier explicatif et publiera le tout en ligne. 8

Mais la confirmation officielle des rôles conjoints de la CIA et des services secrets du Royaume-Uni dans l’affaire du coup d’État contre Mossadegh n’intervient qu’en août 2013. 9 A ce jour, il reste à l’agence américaine des documents qu’elle refuse de rendre publics, peut-être en raison des tensions persistantes entre les USA et l’Iran.

En toile de fond : Moyen-Orient, colonialisme, pétrole et corruption

A la fin du XIXème siècle et au début du XXème, Mozaffaredin Shah règne sur l’Iran. « La colère publique se nourrissait de la propension du Shah à brader des concessions à des Européens contre des paiements généreux à lui-même et à ses officiels. » 10

Effectivement, en 1901, l’entrepreneur britannique William Knox D’Arcy 11 obtient une concession d’1 million 243 mille kilomètres carrés de territoire iranien pour y prospecter du pétrole. Quatre ans et 225 000 livres sterling d’investissements infructueux plus tard, il jette l’éponge et cède les droits de sa concession à la firme britannique Burmah Oil, qui finit par y trouver, le 26 mai 1908, ce qui s’avérera le plus grand champ de pétrole au monde (à l’époque). Les termes du contrat entre D’Arcy et Mozaffaredin Shah, signé à grand renfort de pots-de-vin à des officiels véreux, sont particulièrement profitables : le détenteur de la concession ne paiera que 16% des profits de ses ventes de pétrole à l’Iran, aucun Iranien n’aura le moindre droit de regard sur ses comptes et personne d’autre n’est autorisé à forer, à raffiner, à extraire ou à vendre le pétrole iranien.

La Burmah Oil devient la Anglo-Persian Oil Company, change encore de nom à plusieurs reprises et finit par se décider en 1955 pour British Petroleum (BP). Entre-temps, elle alimente l’État britannique qui, en 1914, a acheté 52,5% de ses parts et s’assure ainsi un approvisionnement régulier à tarif préférentiel. 12 « Des années 1920 aux années 40, le niveau de vie britannique était soutenu par le pétrole de l’Iran. Les voitures anglaises, les camions, les bus marchaient à l’essence bon marché iranienne. Les usines, à travers le Royaume-Uni, tournaient grâce au pétrole venu d’Iran. La Royal Navy, qui projetait l’image du pouvoir britannique partout dans le monde, faisait marcher ses moteurs avec du pétrole iranien. Après la Seconde Guerre mondiale, les vents du nationalisme et de l’anticolonialisme soufflaient dans le monde émergent. En Iran, le nationalisme signifiait une chose : nous devons reprendre notre pétrole. » – Stephen Kinzer. 13

Le 28 avril 1951, l’un des plus fermes opposants à la rapacité britannique, Mohammad Mossadegh, est élu Premier ministre. Le 2 mai, le Parlement iranien nationalise l’Anglo-Persian Oil Company.

Les Britanniques, tirés du confort douillet de leurs décennies de pillage et en conséquence peu amènes, lancent une salve de mesures destinées à manifester leur humeur bilieuse et incidemment, à renverser Mossadegh : ils bloquent le port d’Abadan, retirent ingénieurs et techniciens de leur raffinerie, stoppent leurs exportations de denrées de première nécessité vers l’Iran, gèlent les comptes iraniens déposés dans des banques britanniques, tentent de soutirer des résolutions anti-Iran à l’ONU et à la Cour internationale de justice (ICJ) et recrutent l’antenne persane de la BBC 14 pour faire campagne contre Mossadegh et la nationalisation, censément « désastreuse pour l’Iran ». 15
Rien de tout cela n’a le moindre effet visible sur les Iraniens.

En désespoir de cause, le Royaume-Uni se tourne vers Washington et lui demande de l’aider à renverser « le fou Mossadegh ». Pour les Britanniques, qui connaissent bien les petits biais cognitifs de leur grand allié de l’Atlantique, la voie royale consiste à transformer les nationalistes de Mossadegh en communistes, mais ils butent sur un obstacle de taille : même s’il est prêt à prêter main-forte aux Britanniques dans leurs machinations contre la nationalisation de leur compagnie pétrolière, le président des USA Truman s’oppose catégoriquement à un coup d’État contre le gouvernement iranien, parce qu’à la suite de la Seconde Guerre mondiale, 16 la cause du Kremlin est populaire en Iran, que cela donne des migraines régulières aux Américains et que l’administration Truman (2 avril 1945 – 20 janvier 1953) considère précisément Mossadegh comme un rempart contre le communisme. 17

Quelques jours après l’élection d’Eisenhower (20 janvier 1953), les Britanniques reviennent à la charge. Un agent du MI6, Christopher Montague Woodhouse, rencontre des huiles de la CIA (dont son imperator, Allen Dulles) et du Département d’État, et juge habile d’éveiller, selon ses termes, « les passions à Washington » 18 en remettant sur le tapis la « menace communiste » en Iran. 19 Et de fait, le ton de ses interlocuteurs change : Eisenhower juge Mossadegh trop faible pour résister à un possible coup d’État du Tudeh (le parti communiste iranien) et souhaite l’éliminer sur-le-champ. Dès mars 1953, la CIA esquisse le schéma d’une intervention secrète des USA en Iran. 20

Les Américains croient-ils réellement à une menace communiste en Iran ? Cinq jours avant le coup d’État, un rapport de la CIA aujourd’hui déclassé montre un divorce flagrant de l’administration Eisenhower avec la réalité : même s’il admet la possibilité d’une montée en influence du Tudeh, l’auteur s’en tient à l’analyse de l’administration Truman. D’une part, il doute sérieusement des capacités du parti communiste iranien, trop faible et désorganisé, à perpétrer un coup d’État en Iran ; d’autre part, il fait valoir la solidité du gouvernement Mossadegh, le large soutien populaire dont il jouit et son emprise totale sur l’armée iranienne, « la plus importante de toutes les forces de dissuasion anticommunistes. » 21

Apparemment contre toute logique, le coup d’État est maintenu. 22

C’est qu’en réalité, le communisme n’a aucun rapport avec l’interventionnisme américain en Iran. « Il faut revenir à, disons, la Seconde Guerre mondiale. C’est le moment où les USA sont devenus une puissance mondiale. (…) Et les planificateurs ont soigneusement mis au point leurs plans – ils sont tout à fait publics – sur la façon dont ils allaient diriger le monde de l’après-guerre. L’idée de base tenait à ce qu’ils appelaient une Grande Zone (Grand Area) qui serait complètement sous contrôle US, et dans laquelle les USA ne toléreraient aucune expression de souveraineté qui interférerait avec les ambitions mondiales américaines. Aucun concurrent ne serait autorisé, bien sûr. Et la zone était assez étendue. Elle incluait l’hémisphère occidentale, l’Est asiatique, l’ex-empire britannique que les USA allaient prendre – y compris, de façon cruciale, les ressources énergétiques du Moyen-Orient, qui sont les plus vastes du monde. Et les planificateurs en chef soulignaient que, si nous pouvons contrôler le pétrole du Moyen-Orient, nous pouvons contrôler le monde. (…) Dans les années 50, les USA étaient le premier producteur et exportateur. Malgré tout, les USA, l’administration Eisenhower avaient la ferme intention de contrôler le Moyen-Orient, le pétrole du Moyen-Orient, pour les raisons que j’ai données plus haut. Les planificateurs en chef reconnaissaient que celui qui contrôle le pétrole du Moyen-Orient peut contrôler le monde. Si vous avez la main sur le robinet, vous pouvez contrôler ce que font les autres, que vous l’utilisiez ou non » – Noam Chomsky. 23

Mossadegh n’est pas un homme de paille des Américains, et les Américains comptent bien s’emparer du pétrole iranien. Ce sont les seules et uniques raison de l’implication de la CIA dans le coup d’État. « Lord knows what we’d do without Iranian oil. » (« Dieu seul sait ce que nous ferions sans le pétrole iranien ») – Dwight D. Eisenhower.

Une fois le premier obstacle écarté grâce à l’enthousiasme frétillant de l’administration Eisenhower, la Grande-Bretagne en rencontre un second : le Shah d’Iran, considéré par la CIA comme « pathologiquement effrayé par les intrigues britanniques, de nature une créature indécise, assaillie par des doutes et des craintes informulées », refuse obstinément de se plier à l’agenda du coup d’État. Comme nombre de dictateurs, il est en fait aussi couard que despotique.

Malgré tout, en mai 1953, le QG de Téhéran de la CIA commence à disséminer de la « propagande grise. » 24 Des caricatures de Mossadegh sont placardées dans les rues et des articles à sa charge insérés dans la presse iranienne.

Mais la plus rigoureuse des préparations ne dispense pas la CIA de l’obligation d’enrôler le Shah, dont les décrets royaux seront seuls à mêmes de légitimer le départ de Mossadegh et l’intronisation de son remplaçant. C’est ainsi que démarre un véritable festival de cajoleries et de pressions : dans les jours qui suivent la signature de l’ordre du coup d’État par Eisenhower (le 11 juillet 1953), la CIA et le MI6 dépêchent une délégation sur la Côte d’Azur pour enrôler la princesse Ashraf, soeur du Shah, et la persuader de convaincre son frère. Son retour en Iran éveille la colère des pro-Mossadegh autant que de son frère, qui refuse d’abord de la recevoir.

Il faudra l’intervention d’un agent britannique pour qu’il accepte de la rencontrer ; la princesse explique alors au Shah que le général Schwarzkopf, un de ses amis personnels, fera partie de l’aventure. Un autre agent du MI6, Asadollah Rashidian, expose un plan au Shah pour le rassurer sur le feu vert donné par Downing Street : il choisira un mot-code qui sera retransmis sur l’antenne persane de la BBC, à un moment prédéterminé. De cette façon, le Shah saura qu’il est protégé par le pouvoir britannique.

Le jour dit, le mot-code est transmis par la BBC, mais le Shah, impavide, « demande plus de temps pour réfléchir à la situation ». La CIA continue malgré tout ses préparatifs : propagande dans les médias iraniens, attaques de leaders musulmans sous faux drapeau communiste ou pro-Mossadegh, pots-de-vin à divers officiels, etc.

Dans l’oeil du cyclone, Mohammed Réza Shah Pahlavi reste inébranlable. Le 1er août, il refuse de signer les décrets d’éviction de Mossadgeh et de nomination de son successeur, le général Zahedi, que lui tend la CIA ; selon lui, l’armée n’appliquera pas de décrets évidemment illégitimes. Au cours des jours suivants, Kermit Roosevelt et Asadollah Rashidian se relaient auprès du Shah. Ils n’arriveront à lui arracher son consentement – et sa signature – que le 13 août.

Le 15 août, le coup d’État est lancé. Et tombe directement à l’eau, à cause d’un officier iranien dont les indiscrétions sont rapportées séance tenante à Mossadegh. S’ensuivront des journées noires pour la CIA. Selon Donald N. Wilber, « l’opération aurait pu marcher malgré cet avertissement prématuré, si la plupart des participants ne s’étaient pas révélés incompétents et incapables de décision aux moments cruciaux. » (Overthrow of Premier Mossadeq of Iran).

Le Shah ajoute à la confusion générale en continuant à se faire tirer l’oreille à chaque fois qu’il lui est demandé d’intervenir. Le 16 août, il en arrivera à fuir le pays, plantant là la CIA, le MI6 et leurs simagrées. La CIA est forcée d’admettre le ratage de l’opération TP-Ajax. Celle-ci ne sera menée à terme qu’après, à la surprise générale, par l’action séparée d’éléments incontrôlés de l’armée iranienne dont le général choisi par la CIA, Fazlollah Zahedi, prendra tardivement la tête avec l’aide de Kermit Roosevelt. 25

Anticommunisme, exotisme et têtes couronnées, une presse complice

Comme toujours dans ces cas-là, les médias américains, invités par la CIA et le Département d’État à soutenir les intérêts nationaux, façonnent l’opinion avec entrain. L’histoire leur mâche le travail : depuis les débuts de la colonisation, la vision occidentale, fortement teintée de paternalisme, considère les Orientaux comme de grands enfants incapables de décisions rationnelles. De multiples exemples, en France comme ailleurs (par exemple le conte de Maupassant « Allouma » 26 ou les expositions coloniales), présentent les Orientaux comme systématiquement menteurs, puérils, déloyaux, cruels et énigmatiques.

En 1897, le Major-General Sir Frederic Goldsmid, un représentant de l’Empire britannique au Moyen-Orient, en écrivait : « Rien n’est plus frappant, aux yeux des étrangers occidentaux, que la grande importance attachée par les Orientaux à des détails infimes. En revanche, la difficulté de faire comprendre le sérieux et l’urgence de certaines affaires publiques à l’esprit oriental, qui les négligera si elles interfèrent avec son confort personnel, est un trait remarquable du caractère des natifs. » (préface aux Adventures of Hajji Baba of Ispahan, de James Justinian Morier).

Loin de mitiger ses vues au cours des décennies suivantes, la nécessité de justifier sa mainmise sur le Moyen-Orient pousse l’Occident à renforcer les stéréotypes colonialistes, de sorte qu’en 1953, Time magazine reprend tels quels les mêmes éléments de langage : Mossadegh est « le chef pleurnichard, sujet à s’évanouir, d’un pays sans défense », « un écervelé qui met Shéhérazade dans le business du pétrole et huile les roues du chaos », une « caricature d’homme d’État (…) qui pleure des larmes acides » et « se livre à des « singeries grotesques », etc. 27 Dans le même organe, un autre article du même tonneau explique que « Mieux que la plupart des hommes d’État modernes, le premier ministre d’Iran Mossadegh connaît la valeur d’une crise de colère infantile ». 28

Les articles insérés dans la presse par le MI6 au Royaume-Uni, guère plus embarrassés de scrupules, décrivent Mossadegh comme un « fanatique incorruptible », « inaccessible au bon sens », n’ayant « qu’une seule idée dans sa gigantesque tête » (The Observer), « timide » sauf quand il est « émotionnellement agité », « nerveusement instable » et « aux allures de martyr » (The Times of London). Le professeur d’histoire Mary Ann Heiss, dans son étude de 2001 sur les perceptions anglo-américaines de Mohammad Mossadegh et la nationalisation du pétrole iranien, 29 rend également compte de descriptions caricaturales de Mossadegh : il vit dans « un monde de rêve », est « émotif », manque de capacités à « se concentrer sur des négociations compliquées et part dans tous les sens », « a tendance à changer d’avis, à oublier, à tout confondre » ; il est « fou », « dément », « malade », « hystérique », « névrosé » ; c’est un « Oriental roublard », ses partisans « des lemmings fous et suicidaires » et sa conception du droit souverain iranien à son pétrole « presque purement mystique ». Un aspect du caractère de Mossadegh, en particulier, fait l’objet de gorges chaudes de la part des médias d’occident : son évidente sensibilité, qu’ils confondent avec de la faiblesse. Pour les Iraniens, au contraire, les larmes dont Mossadegh est capable sont autant de preuves de son humanité et de sa sincérité, mais leur avis n’arrivent ni à Londres, ni à Washington.

Toutes ces calomnies martelées avec le plus parfait aplomb – et intégrées dans le raisonnement occidental – poussent les diplomates à écarter de possibles négociations, tout en rejetant la responsabilité du hiatus anglo-iranien sur « les défauts caractérisant le mode persan de conduite des affaires » inhérents à la « mentalité iranienne » et à « l’esprit oriental ».

Par leur mise en cause des capacités des Iraniens à gouverner leur pays, les officiels et commentateurs justifient une politique interventionniste en arguant de « sauver les Iraniens de leur propre destruction ». 30 Le schéma se répétera quasiment à l’identique jusqu’à nos jours. Les éléments de langage stéréotypés qui tracent le portrait d’un Mossadegh confus, dictatorial, cyclothymique, déconnecté de la réalité et enfermé dans une bulle fantasmagorique, obscurantiste et même « suicidairement fanatique » resserviront à la virgule près, des années plus tard, à dépeindre l’Ayatollah Khomeini.

Dans leur livre de 1988 The US Press and Iran: Foreign Policy and the Journalism of Deference, William Dorman et Mansour Farhang définissent l’interaction du Département d’État et des médias américains comme une relation de vassalité nourrie par un entrelacement d’intérêts et d’amitiés (en particulier anglo-américaines) créé durant la Seconde Guerre mondiale.

Des publications aussi respectées que le New York Times, Time ou Newsweek, qui souscrivent sans la moindre réserve aux vues anticommunistes de la Guerre froide, présentent un terreau idéal pour la propagande anti-Mossadegh de la CIA. Pendant toute la durée du règne du Shah, la presse se confinera d’ailleurs à une « narrative » surréaliste qui le présente comme un monarque « vénéré, moderniste et éclairé », de sorte qu’elles ne verra pas plus venir la révolution de Khomeini qu’elles n’en comprendra les motifs. Le Washington Post ira jusqu’à expliquer la révolution par l’ingratitude intrinsèque d’une population iranienne « incapable d’apprécier toutes les choses merveilleuses que le Shah a fait pour elle ».

Outre la CIA, le MI6 et les liens de complicité entre médias britanniques et américains, un réseau serré d’obligations s’est tissé entre certains pontes des médias anglo-américains et le Shah, dont ils acceptent largesses et invitations. Au-delà des aspects géopolitiques du Moyen-Orient, le Shah et ses épouses successives (Soraya, Farah Diba), en tant que têtes couronnées, font régulièrement les unes de la presse people. La liste des amis du Shah inclut Arnaud de Borchgrave (Newsweek), Joseph Kraft (Prix Pulitzer, 200 supports médiatiques), la chroniqueuse mondaine Betty Beale (Washington Evening Star, Washington Post, Washington Times), Walter Cronkite (CBS News), etc. 31

Pendant la période du coup d’État, aucune publication occidentale ne mentionne les griefs iraniens contre les Britanniques, par exemple le Conseil d’administration de la compagnie pétrolière qui exclut les Iraniens, ses comptes que pas un Iranien ne peut examiner ou ses profits de 3 milliards entre 1913 et 1951 et les malheureux 624 millions reversés à l’Iran ; tous concentrent leur feu sur la personne de Mossadegh, « une Shéhérazade qui pique des crises de colère ». D’aucuns vont même jusqu’à le comparer à Hitler ou Mussolini, alors même que contrairement au Shah, Mossadegh ne censure pas les médias, n’emprisonne pas les dissidents, n’interdit pas les partis, ne torture pas les prisonniers et n’exécute personne.

Depuis l’élection de Mossadegh et la nationalisation, la presse britannique autant qu’américaine s’acharne à inverser la réalité : les Britanniques seraient « ouverts aux négociations » et « prêts aux compromis » face à des Iraniens intraitables, alors que sur le terrain, au contraire, Mossadegh et son administration proposent d’excellents accommodements aux Britanniques : ils offrent 25% des profits nets du négoce du pétrole iranien à la compagnie à titre de compensation pour la nationalisation, garantissent la sécurité de l’emploi de ses employés britanniques et proposent de vendre le pétrole iranien aux mêmes conditions draconiennes que les autres compagnies pétrolières internationales, 32 mais les Britanniques, braqués, n’entendent pas lâcher une miette de leurs prérogatives autoproclamées et complotent pour renverser le Premier ministre d’Iran. Quand les négociations capotent, la presse en attribue tout naturellement la responsabilité à « l’intransigeance de Mossadegh ».

A mesure de l’avancée de la dispute iranienne, les détails gênants qui s’accumulent obligent les médias à se retrancher derrière la narrative la plus simpliste et éprouvée du temps, l’anticommunisme. Le 10 août 1953, Newsweek publie un article de la CIA intitulé « Iran : les Rouges prennent le pouvoir ». Le 17 août, deux jours après le coup d’État raté, le Washington Post relate la fuite du Shah après que « Mohammad Mossadegh, le Premier ministre soutenu par les communistes, ait contrecarré une tentative de la garde impériale pour le renverser » ; Time, de son côté, compare Mossadegh à Hitler et Staline et signale ses positions « dangereusement pro-communistes ». Le jour suivant, c’est au tour du Christian Science Monitor de titrer « les Rouges renforcent l’emprise de Mossadegh ».

Évidemment, les articles qui suivent les journées du coup d’État travestissent le putsch en « révolte populaire » en faveur du Shah. Le 19 août, le New York Times intitule « L’armée a pris la barre » un récit soi-disant franc et honnête du « soulèvement royaliste »; un article de Newsweek daté du 31 août décrit le putsch comme « une affaire strictement intérieure déclenchée par une immense insatisfaction devant l’incompétence de Mossadegh » ; le même jour, Time magazine titre « Iran : le peuple prend le pouvoir » 33 et écrit, entre autres énormités, « Ce n’était pas un coup d’État militaire, mais un soulèvement populaire spontané ».

Le choeur des médias occidentaux acclame chaudement le Shah, « un monarque éclairé » qui a démarré des « réformes de grand ampleur » avant l’élection de Mossadegh, et proclame son soulagement de voir l’Iran « tiré des griffes de nationalistes carriéristes enragés ».
La presse marche sur la tête. L’inversion est totale.

Tous les journalistes ne sont toutefois pas dupes, et certains, ici et là, devinent l’ingérence indue de politiciens américains dans les affaires intérieures de l’Iran (mais pas encore de la CIA, dont nombre de journalistes américains ignorent encore l’existence). Si aucune de leurs rares pistes ne donne lieu à des investigations, elles permettent à la CIA de faire discrètement son auto-promotion. Kenneth Love, un journaliste du New York Times présent à Téhéran au moment des faits, écrit « la presse iranienne accuse de plus en plus les USA et leur ambassadeur lui-même d’avoir trempé dans le conflit entre le Shah et le gouvernement iranien. » (18 août 1953). Love écrira plus tard qu’il ne connaissait pas encore la CIA à cette époque, mais qu’il allait rapidement en savoir plus… 34

Un an plus tard, la CIA elle-même insère un article rocambolesque dans le Saturday Evening Post, ‘Les mystérieux faits et gestes de la CIA’ pour manifester son existence, installer son image d’efficacité et, à la fois, brouiller les pistes. 35

Depuis le tout début des manigances anglaises, la presse assaisonne ses rapports de clins d’yeux épisodiques à un complot étranger anti-Mossadegh ; certaines des accusations proviennent des services secrets soviétiques, d’autres de journalistes perspicaces, d’autres encore – nous l’avons vu – de la CIA elle-même. Mais l’ensemble est très nettement insuffisant, pas assez informé ou trop tardif pour équilibrer une presse et une opinion occidentale majoritairement acquises à la cause anticommuniste et au Shah. 36

C’est ainsi que l’administration Eisenhower, les médias et l’essentiel du public anglo-saxon lisent le monde : en méchants contre gentils. Blanc et noir. La paranoïa anticommuniste de la Guerre froide représente le creuset de la politique étrangère des USA, une politique essentiellement définie encore aujourd’hui par la devise « si vous n’êtes pas avec nous, vous êtes contre nous » : tous les pays non-alignés sont perçus comme des menaces.

L’après-putsch, confettis et auto-couronnement de la CIA

Impossible de savoir à quel point l’administration Eisenhower, la CIA et la presse étaient elles-mêmes victimes de leur propagande, mais le fait est que, alors même qu’elle raté l’opération Ajax – encore une fois, le coup d’État n’a été rattrapé que par des circonstances extérieures aux Américains – la CIA s’évade de la réalité au profit d’une narrative d’invulnérabilité construite dans les jours qui suivent le putsch. S’agit-il de préserver des sièges chancelants en clamant victoire contre les faits ou d’une véritable autosuggestion ? Quoi qu’il en soit, le Grand vizir de la CIA, Frank Wisner, envoie des mémos euphoriques à Allen Dulles, 37 recommandant chaleureusement le Département de la communication pour son « sérieux » et sa « célérité », puis le directeur du Bureau iranien de la CIA, John Waller, pour « sa diligence, son intelligence, et son haut degré de jugement » dans les diverses manoeuvres de l’opération Ajax. 38

Redonnons ici l’analyse de l’architecte du coup d’État, Donald N. Wilber : « l’opération aurait pu marcher malgré cet avertissement prématuré, si la plupart des participants ne s’étaient pas révélés incompétents et incapables de décision aux moments cruciaux. » Une lettre d’Allen Dulles, bien qu’écrite sur le même ton absurdement triomphant, souligne un détail important : l’importance accordée par la CIA aux « psyops » (la guerre psychologique) 39 – à savoir la diffusion de fausses informations et la manipulation de l’opinion par les médias. Et de fait, il n’est pas impossible que la guerre de propagande de la CIA ait sapé l’image de Mossadegh aux yeux de l’armée iranienne et ainsi, indirectement contribué à la réussite du putsch.

Immédiatement après le coup d’État, selon le voeu de la CIA et du Département d’État, la presse travaille à affermir l’image du Shah et à continuer de ternir celle de l’ex-Premier ministre. 40 Le 23 août 1953, le New York Times publie ces mots dans un article intitulé « Revue de la semaine : revirement en Iran » (« Week in Review – Reversal in Iran ») : « Le Shah, Mohammed Réza Pahlavi , est le roi constitutionnel d’Iran. Il a le pouvoir de nommer le Premier ministre. Il est le commandeur en chef de l’armée. Il est jeune (33 ans), aime à conduire des voitures de sport, pilote son propre avion, a la réputation d’être pro-occidental et progressiste dans ses idées sociales. Il a aussi la réputation d’être indécis.

Le Premier ministre Mossadegh est le symbole du nationalisme iranien. Il a éjecté les Britanniques des puits de pétrole iraniens, une victoire qui lui a valu une grande popularité. Il est vieux (72 ans selon ses propres comptes) et internationalement célèbre pour ses habitudes étranges, comme de recevoir des visiteurs diplomatiques dans son lit, de pleurer à chaudes larmes et de s’évanouir en public, ou de bondir comme un lapin vers l’étage supérieur à des rencontres officielles. »

L’un, jeune, « est progressiste dans ses idées sociales, pilote son propre avion et conduit des voitures de sport » alors que l’autre, vieux, « pleure, s’évanouit et bondit comme un lapin »… armés de détails aussi pertinents sur les deux hommes, impossible de se faire une idée objective de leur valeur politique et humaine respective…

Coup gagnant pour les USA, perdant pour le Royaume-Uni et à terme, perdant pour les deux

Après le coup d’État, le Shah, piloté par les USA et les Britanniques, installera un régime autocratique 41 et brutal doté d’une police secrète comparable à la Gestapo, la SAVAK. L’Amérique obtient ce qu’elle cherchait depuis le début par la vassalisation de l’Iran aux USA et non plus au Royaume-Uni, qui sera obligé d’accepter des prises de participation de compagnies américaines. Dès 1956, l’Amérique aura supplanté le Royaume-Uni en Iran et se sera positionnée comme première puissance impériale au Moyen-Orient. 42

Pendant que la police secrète du Shah traque les dissidents, le peuple iranien n’oublie ni les USA, ni Mossadegh – un homme révéré à ce jour en Iran à l’égal d’un Gandhi.

« Du point de vue historique, le coup d’État a été un ratage pour les États-Unis. La révolution de 1979 a été l’effet à long terme de l’augmentation de la répression par le Shah, qui est revenu au pouvoir après le coup d’État. La révolution islamique a mis au pouvoir un régime fanatiquement antiaméricain. » – Stephen Kinzer. 43 Mark Gasiorowski ajoute, « Le renversement de Mossadegh a ouvert la voie à deux courants politiques – les islamistes menés par l’Ayatollah Rouhollah Khomeini et et les gauchistes radicaux, les militants moudjahiddines – qui ont gagné du terrain au cours des décennies suivant le coup d’État. Tout ce que le putsch a accompli a été d’éliminer les éléments modérés, sécularistes, de la politique iranienne et de permettre aux mollahs et aux radicaux de gauche d’émerger en tant que factions-clés de l’opposition [au cours des années 60 et 70]. » 44

Les conséquences de l’Opération Ajax ont dépassé de très loin les frontières de l’Iran et se font encore sentir dans le monde entier. Laissons le mot de la fin à Stephen Kinzer : « Si l’opération iranienne n’avait pas réussi, l’idée des opérations secrètes qui sont devenues une partie si intégrante de la politique étrangère américaine pendant les années 50 et au-delà n’aurait pas semblé si attrayante. »

Corinne Autey-Roussel

Références :

1 The First American Implicated in 1953 Coup: Gen. H. Norman Schwarzkopf Denies Role in CIA Plot, par Arash Norouzi
http://www.mohammadmossadegh.com/news/ap-associated-press/august-19-1953/schwarzkopf-denies-part-in-iranian-revolt/

2 Operation Ajax Was Always An Open Secret – From Conspiracy Theory To Verified History, A Timeline, par Arash Norouzi. Descendre sur la page.
http://www.mohammadmossadegh.com/1953/operation-ajax/an-open-secret/

3 Countercoup: the struggle for the control of Iran, par Kermit Roosevelt (1979, seconde édition révisée)
http://mohsen.1.banan.byname.net/content/republished/doc.public/politics/iran/mossadeq/coutercoup/countercoup.pdf

4 Iran 1953: The Strange Odyssey of Kermit Roosevelt’s Countercoup
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB468/

5 TP Ajax : Les trois jours où la CIA a renversé Mossadegh
http://etudesgeostrategiques.com/2014/09/01/tp-ajax-les-trois-jours-ou-la-cia-a-renverse-mossadegh/

6 —Taking Credit For Ruining Iran?— Kermit Roosevelt Explains the Iran “Mess”, July 30, 1980 — The Los Angeles Times
http://www.mohammadmossadegh.com/biography/kermit-roosevelt/iran-how-the-mess-came-about/

7 The Secret History of the Iran Coup, 1953. Malcolm Byrne, National Security Archives (2000)
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB28/

8 Secrets of History, The CIA in Iran. Dossier du New York Times (18 juin 2000)
http://www.nytimes.com/library/world/mideast/041600iran-cia-index.html
et
http://cryptome.org/iran-cia/cia-iran-pdf.htm

9 CIA Confirms Role in 1953 Iran Coup. (août 2013). Les documents déclassifiés de la CIA, descendre sur la page.
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB435/
et
CIA admits role in 1953 Iranian coup, The Guardian
https://www.theguardian.com/world/2013/aug/19/cia-admits-role-1953-iranian-coup
et
The Battle for Iran, 1953: Re-Release of CIA Internal History Spotlights New Details about anti-Mosaddeq Coup
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB476/

10 History of Iran, chapitre « The Qajar dynasty »
http://www.iranchamber.com/history/qajar/qajar.php

11 William Knox D’Arcy, notice biographique par by David Carment
http://adb.anu.edu.au/biography/darcy-william-knox-5882

12 Iran’s Concession Agreements and the Role of the National Iranian Oil Company, article sur les liens entre secteur public et privé dans le pétrole d’Iran, par Homayoun Mafi.
http://lawschool.unm.edu/nrj/volumes/48/2/08_mafi_iran.pdf

13 BP in the Gulf — The Persian Gulf/How an Oil Company Helped Destroy Democracy in Iran, par Stephen Kinzer (auteur de deux livres sur l’Opération PBSUCCESS) http://www.tomdispatch.com/archive/175267/stephan_kinzer_BP_in_the_Gulf

14 A Very British Coup, émission de radio de la BBC radio 4 (22 août 2005). Présentation.
http://www.bbc.co.uk/radio4/history/document/document_20050822.shtml

L’émission elle-même (audio) https://www.youtube.com/watch?v=hH7crBdGdUw
Part two https://www.youtube.com/watch?v=klqbw2zKLdk
Part three https://www.youtube.com/watch?v=1jaKjYSH9Cc

15 Witness – Iran coup. Émission de la BBC (2010)
http://www.bbc.co.uk/programmes/p00924mx

16 Anglo-Soviet invasion of Iran
http://www.saylor.org/site/wp-content/uploads/2011/08/HIST351-10.2.4-Anglo-Soviet-invasion-of-Iraq.pdf

17 A report to the National Security Council, United States policy regarding the present situation in Iran, CIA declassified (November 20, 1952)
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB126/iran521120.pdf

18 Page 27, A Cold War Narrative : the Covert Coup Of Mohammad Mossadegh
http://digitalrepository.trincoll.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1308&context=theses

19 All the Shah’s men par Stephen Kinzer, pages 3 et 4.
http://www.amazon.com/All-Shahs-Men-American-Middle/dp/0470580410

20 State Department, « Measures which the United States Government Might Take in Support of a Successor Government to Mosadeq, » Top Secret Memorandum, March 1953.
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB126/iran530300.pdf

21 State Department, top secret draft memorandum.10 août 1953. Declassified.
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB126/iran530810.pdf

22 Mohammad Mosaddeq and the 1953 Coup in Iran, synthèse par Mark J. Gasiorowski et Malcolm Byrne, National Security Archive
http://www2.gwu.edu/~nsarchiv/NSAEBB/NSAEBB126/

23 Noam Chomsky on American Foreign Policy and US Politics. Interview de Cenk Uygur, 26 octobre 2010
http://www.chomsky.info/interviews/20101026.htm

24 “White propaganda comes from a source that is identified correctly, and the information in the message tends to be accurate…Although what listeners hear is reasonably close to the truth, it is presented in a manner that attempts to convince the audience that the sender is the ‘good guy’ with the best ideas and political ideology.

Black propaganda is credited to a false source, and it spreads lies, fabrications, and deceptions.

Gray propaganda is somewhere between white and black propaganda. The source may or may not be correctly identified, and the accuracy of information is uncertain.” – Garth S. Jowett et Victoria O’Donnell, Propaganda and Persuasion.
http://www.amazon.com/Propaganda-Persuasion-Garth-S-Jowett/dp/1412977827

25 A short account of 1953 Coup/Operation code-name: TP-AJAX
http://www.iranchamber.com/history/coup53/coup53p3.php

26 Allouma, par Maupassant (1889)
http://maupassant.free.fr/textes/allouma.html

27 Mohammed Mossadegh – Time Person of the Year – 1953, article
http://smileiran.com/propaganda-against-iran/mohammed-mossadegh-time-person-year-1953/

28 Iran : To Quit or Not to Quit, article de Time
http://content.time.com/time/magazine/article/0,9171,821975,00.html

29 Real Men Don’t Wear Pajamas: Anglo-American Cultural Perceptions of Mohammed Mossadeq and the Iranian Oil Nationalization Dispute, par Mary Ann Heiss (2001)
https://ohiostatepress.org/Books/Complete%20PDFs/Hahn%20Empire/09.pdf

30 Perceptions of Persia: The Persistent & Pervasive Orientalism of the West’s Iran Policy, article par Nima Shirazi
http://www.wideasleepinamerica.com/2012/05/perceptions-of-persia-persistent.html

31 Dorman and Farhang, The US Press and Iran, chronique par Ervand Abrahamian
http://www.merip.org/mer/mer153/dorman-farhang-us-press-iran

et
The U.S. Press and Iran: Foreign Policy and the Journalism of Deference, par William A. Dorman et Mansour Farhang (1988)
http://www.amazon.com/The-U-S-Press-Iran-Journalism/dp/0520064720

32 Killing Hope – U.S. Military and CIA Interventions Since World War II par William Blum
http://williamblum.org/books/killing-hope/

33 IRAN: The People Take Over, article de Time magazine, (31 aout 1953)
http://www.mohammadmossadegh.com/news/time-magazine/august-31-1953/

34 The U.S. Press and Iran: Foreign Policy and the Journalism of Deference, par William A Dorman, Mansour Farhang, page 50
http://www.amazon.com/The-U-S-Press-Iran-Journalism/dp/0520064720

35 The Mysterious Doings of the CIA par Richard and Gladys Harkness, article du Saturday Evening Post en date du 6 novembre 1954
http://connection.ebscohost.com/c/articles/19452847/mysterious-doings-cia

36 Operation Ajax Was Always An Open Secret – From Conspiracy Theory To Verified History, A Timeline, par Arash Norouzi (descendre sur la page jusqu’au chapitre Timeline)
http://www.mohammadmossadegh.com/1953/operation-ajax/an-open-secret/

37 The Dulles Brothers…how to wreak havoc in Guatemala and Iran… par Ebrahim Norouzi
http://www.mohammadmossadegh.com/news/dulles-brothers/

38 —A Job Well Done— CIA Commendations Proposed for AJAX
Aug. 1953: Agency Pleased With “Successful Result” of Coup
http://www.mohammadmossadegh.com/1953/operation-ajax/cia-commendations/

39—A “Major Victory” for the CIA— Spymaster Allen Dulles Praises Iran Coup par Arash Norouzi
http://www.mohammadmossadegh.com/biography/allen-welsh-dulles/january-30-1954/

40 Installing A Dictatorship: A ‘How-To’-
http://www.mohammadmossadegh.com/news/measures-which-the-united-states-government-might-take-in-support-of-a-successor-government-to-mosadeq/

41What Kermit Roosevelt Didn’t Say par Sasan Fayamanesh, article sur la vie sous la dictature du Shah
http://www.counterpunch.org/2003/08/18/what-kermit-roosevelt-didn-t-say/

42 A Cold War Narrative ; The Covert Coup of Mohammad Mossadegh, Role of the U.S. Press and Its Haunting Legacies, par Carolyn T. Lee (thèse universitaire, 2013)
http://digitalrepository.trincoll.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1308&context=theses

43 All The Shah’s Men: An American Coup And The Roots of Middle East Terror, par Stephen Kinzer
http://www.amazon.com/All-Shahs-Men-American-Middle/dp/0470580410

44 Mohammad Mosaddeq And The 1953 Coup In Iran, par Mark Gasiorowski
http://www.amazon.com/Mohammad-Mosaddeq-Intellectual-Political-History/dp/0815630182

Photo : Mohammed Mossadegh

 

لینک متن اصلی :

http://www.entelekheia.fr/liran-la-grande-bretagne-le-petrole-et-la-cia-1953-operation-ajax/

 


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com