كنترل در دمكراسی

عباس گویا
October 10, 2017

كنترل در دمكراسی

در جوامع طبقاتی، دولت ابزار كنترل طبقاتی است. درست بهمین دلیل استخوانبندی اصلی دولت قوۀ قهریه است كه شامل  نیروهای مسلح، دادگاه و زندان میشود. اگر چه دولت در جوامع امروز بسیار فراتر از اسكلتبندی عمومیش بر ما ظاهر میشود و اعمال قدرت میكند اما هنگامیكه حاكمیت طبقاتی بر استبداد مطلق استوار است، صرفنظر ازاشكال فرمال این حاكمیت، قوۀ قهریه الزاما علنی ترین وموثرترین ابزار كنترل طبقاتی است. مجازات متخطی در حكومت استبدادی حدی ندارد و شامل بدترین آزارهای جسمی، روحی و حتی از دست دادن جان میشود زیرا تودۀ مردم لازم است مرعوب حاكمیت شوند. این كنه مطلب است، مرعوب شوند و مرعوب باقی بمانند. دومین لایۀ كنترل طبقاتی در حاكمیتهای استبدادی، كه تودۀ مردم را نشانه میگیرد، دستگاههای اداری، قضائی، اجرائی و فرهنگی یا بقول ماركس دستگاه ایدئولوژیك حاكمیت است. تودۀ مردم در پس سركوب و بی حقوقی سیاسی و اجتماعی حاملین پتانسیل نارضیاتی اند. پس برای جلوگیری از بالفعل شدن چنین پتانسیلی آنها باید باشكال دیگری تحت كنترل قرار گرفته، فیوز انفجاریشان خنثی شود. در این مرحله حاكمیت باشكال مستقیم یا غیرمستقیم مشوق توزیع مخدرات ذهنی مانند اعتقادات مذهبی و هویت تراشی ملی و حتی مواد واقعی مخدر میشود. تجربه دو سیستم حكومتی استبدادی سلطنتی و مذهبی، فكر میكنم، همه ما را كم و بیش با بكارگیری این ابزارها آشنا كرده، احتمالا اختلافی در موارد فوق نداریم یا اگر هم داریم، آن اختلاف  جزئی هستندׅ.

 


حال، اگر شما هم مثل من معتقد باشید كه دمكراسی، با قدر مطلق گرفتن از نوع خاص آن، شیوه ای از حاكمیت دیكتاتوری طبقاتی است، آنگاه باید ابزارهای خاص كنترل طبقاتی در جوامع دمكراسی لیبرال غربی را نیز شناخت.

 


گرامشی بخشی از ابزارهای كنترل غیر كلاسیك در دمكراسی لیبرال غربی را بر ما عیان كرد. ماركسیستها اغلب تز هژمونی فرهنگی او را برسمیت شناخته و حتی بعضا آنرا به غلط به ماركس نسبت میدهند.  در كنترل جامعه مدنی آنچه قرار است اتفاق بیفتند جلب رضایت تصنعی اما در هر صورت رضایت و همدلی عموم با حاكمیت است، هدف ارعاب نیست. اگر یكی از ابعداد تز گرامشی را كه متاثر از مشاهدۀ عملكرد دستگاههای پروپاگاندائی نازیسم هیتلری و فاشیسم موسولینی بود، به زبان امروزی ترجمه كنیم، ما به دم و دستگاههای غول پیكر رسانه های جمعی در اعمال تحمیق در جامعه میرسیم. چامسكی، كه اصطلاح گرامشی در " تولید رضایت" را در نقدش از نقش رسانه های عمومی بكار برد، به غلط دم و دستگاه رسانه ای غرب را تا حد كاركردشان در متن یك تئوری توطئه كش داد اما بدرست آنرا ابزار كنترل افكار خواند. كنترل فكری البته یكی از ابزارهای 'كنترل مخالفت' در جامعه است. با پیدایش رسانه های اجتماعی نقش كلاسیك این ابزار كمرنگ شد اگر چه هنوز هم نمیتوان تاثیرات غیر قابل انكار آنرا نادیده گرفت. در هر رو، كنترل فكری یا تحمیق یكی از ابزارهای كنترل طبقاتی در دمكراسی لیبرال غربی است. قبل از ادامه باید بقصد تاكید بگویم كه قوۀ قهریه در دمكراسی لیبرال غربی تنها بفاصله یك پرده با ابزارهای دیگر كنترل طبقاتی فاصله دارد. سه میلیون زندانی در آمریكا، سركوب خشن اعتراضات موسوم به جنبش اشغال در سال ٢٠١١ و سركوب خشن رفراندوم جدائی كاتالونیا در هفته گذشته نمونه هائی از بكارگیری مستقیم قوه قهریه در غرب است كه بلافاصله به ذهنم میاید. در هر صورت تمركز این بخش شیوه هائی از كنترل طبقاتی، خصوصا در جوامع غربی  است كه در ادبیات چپ فارسی كمتر به آن توجه شده است.

 


ابزارهای كنترل مالی

موسسه اعتبار سنجی

بدهی بعنوان ابزار كنترل متاخر تر از اشكال دیگر در جوامع غربی، از اواسط دهه هفتاد میلادی، بشكل گسترده ای معمول شد. دستمزد واقعی مزدبگیران بدلیل بالاتر بودن نرخ تورم نسبت به نرخ افزایش دستمزد، رو به كاهش نهاد. برای تامین مالی مخارج رو به افزایش كه منبعد از طریق دستمزد تامین نمیشد، كارتهای اعتباری رایج و بكار برده شد و آنها به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شدند. میزان اعتبار فرد، علاوه بر سطح و منبع درآمد او، به ارزیابی موسسات اعتبار سنج از او بستگی پیدا كرد كه آشناترین این موسسات در آمریكای شمالی اكوئی فكس است. اكوئی فكس شاخه ای از موسسه "استاندارد و پورز"  (اوپ) است. جهت اطلاع،  اوپ (و موسسات اعتبار سنجی مشابه)  مستقل از دولت عمل میكند و از طرف هیچ نهادی مورد حسابرسی قرار نمیگیرد. در عین حال این موسسات حتی میزان اعتبار دولتها را ارزیابی میكنند و این ارزیابی یكی از ملاكهای مهم تعیین میزان وام و نرخ سود میشود. در  اوت ٢٠١١ اوپ (و "مودی" و چند موسسه اعتبار سنج دیگر) اعتبار دولت آمریكا، كه بالاترین سنجش (AAA) در دنیا را دارد، یك درجه كاهش دادند(AA+). انتشار این خبر ولوله ای در بازار مالی دنیا بوجود آورد، نرخ دلار را كاهش داد، باعث رفت و آمدهای دولت آمریكا به كریدورهای وال استریت و اطمینان خاطر دادنها به چین و بازار مالی جهان شد. همه اینها بخاطر اینكه موسسات اعتبار سنجی وجود دارند كه به تمام ابعاد زندگی خصوصی مان دسترسی دارند، بدلخواه اعتبار سنجی میكنند، حتی بزرگترین دولتها باید از زیر تیغ اعتبار سنجی شان عبور كنند و در عین حال به هیچ دولتی حساب پس نمیدهند.

 


بدهی

اینكه بدهی ابزاری برای كنترل است، نه تنها تزی پذیرفته شده در چپ جامعه است كه در بستر جریان اصلی نیز امری شناخته شده و حتی بر مبنای آن فیلم هالیوودی درست میكنند. این كنترل بر یك خصیصه انسانی استوار است، اینكه انسان بدهكار خود را مدیون طلبكار میداند و باز پرداخت بدهی را حق طلبكار میداند. گفته میشود فرد بدهكار فردی مطیع است. اعتراض از فرهنگ لغت بدهكار خارج میشود، او نه معترض شرایط كاری خواهد بود و نه اعتراضی به شرایط حاكم در جامعه خواهد داشتׅ. گفته میشود دلیل اصلی پافشاری حكام آمریكائی بر سیاست "رویای آمریكائی" در "هر آمریكائی باید یك خانه داشته باشد"، همین خصیصه اطاعت بدهكار است. بدهی مسكن معمولا طویل المدت و بالاترین رقم بدهی هر خانواده خواهد بود. فرد برای از دست ندادن مسكن، نباید شغلش را از دست بدهد، حتی اگر اجحافات كارفرما سر به فلك بكشد. این قاعده عمومی كنترل از طریق بدهی است. ابعاد بدهی خانوارها در غرب بواقع نجومی شده اند. كارگر از مقطع اتمام تحصیلات دبیرستانی به نحوی وارد بازار بدهی میشود.  دانشجویان مخارج تحصیل خود را از طریق وام پرداخت میكنند. هر كس مسكن اش را با وام سنگین و طویل المدت خریداری میكند. وسیله نقلیه شان را با وام میخرند. مخارج روزمره را با كارتهای اعتباری تكمیل میكنند. مخارج فوق العاده، نظیر مخارج معالجه و سفر و مشابه آن با تركیبی از وامها و كارتهای اعتباری پرداخت میشوند. امروزه روز فرد از روزی كه بالغ میشود تا هنگام مرگ بدهكار است.

 


كنترل پلیسی

دخالت پلیسی در زندگی شخصی منحصر به جمهوری اسلامی و حكومتهای استبدادی نیست. امروزه در تمام كشورهای دمكراسی لیبرال غربی، به بهانه مبارزه با تروریسم تمام اطلاعات، ارتباطات تلفنی و آنلاینی شخصی ما، در معرض دید و ثبت دم و دستگاه پلیسی هستند. در عین حال بازار تئوری های دائی جان ناپلئونی هم بسیار داغ است چرا كه دولتها برای كنترل زندگی خصوصی مان ناچارند علاوه بر قانون، متوسل به هزار و یك دسیسه شوند. در آمریكای شمالی درخواست ركورد پلیس توسط كارفرما، بطور روز افزونی، به امری عادی تبدیل شده است. پس شما باید مواظب باشید كه هیچگاه سر و كله تان با پلیس روبرو نشود. برای اطمینان از مطیع بودن، پلیس میتواند به دلایل پیش پا افتاده ای "سابقه جنائی" شما را ثبت میكند، گاها كافیست در محلی باشید كه كاری غیر قانونی صورت گرفته و نام شما به هر دلیل برده شود. شهروند خوبی كه بتواند كار مناسبی پیدا كند، كسی است كه كیلومترها از هر "خلافی" بدور باشد.

 

 

وقتی سه جز كنترل بالا (پلیس بعنوان مرجعی برای شغل یابی، بدهی و موسسات اعتبار سنجی) را كنار هم قرار میدهیم درك اینكه هر سه جز در خدمت یك فونكسیون واحدند كار مشكلی نیست. این سه جز مكمل ابزارهای دیگر و مستقیم كنترل فرد در محیط كارند: فرد باید در محیط كار مطیع باشد! بیجهت نیست كه ماركس سرمایه داری را یك رابطه اجتماعی میخواند، رابطه ای كه موجودیت هر دو سوی معادله كار و سرمایه به رضایت یا مخالفت كارگر گره میخورد.


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com