ترامپ به اسرائیل دو کادوی کریسمس میدهد

مطالب ترجمه شده
December 26, 2017

ترامپ به اسرائیل دو کادوی کریسمس میدهد
در اوایل ماه دسامبر، ترامپ دو کادو کریسمس به اسرائیل برای پروژه امپریالیستی در اسرائیل  داده است. این مقاله به طور خلاصه زمینه گسترده این تحریک را توضیح می دهد.

ترامپ، مانند خدای جنگ، بار دیگر یکی ازگفتارهای خیره کننده  برق آسا خود را بیان کرد. بیانیه او مبتنی بر این که سفارت ایالات متحده از تل آویو به اورشلیم منتقل خواهد شد ، به یک انفجار بمب در یک موقعیت جغرافیایی و سیاسی که در آن بمب های اضافی قطعا ضروری نیست، تبدیل شد. اگر چه در حال حاضر این تنها یک بمب مجازی است، اما  نسخه های واقعی و مخرب آن برای سالهای زیادی در خاورمیانه منفحر خواهد شد. این خطابیه ممکن بود زیاد قابل توجه نباشد، در صورتی که یک سرکرده دیگری در بخش دیگری از جهان بود آنرا اعلام میکرد. اما اکنون اینطور نیست.
معنای این بیانیه به نظر همچون شیپور جنگ است که در گوش  نتانیاهوی صهیونیست همچون موسیقی دل انگیز صدا داد و جهان فلسطین را متحیر ساخت. بدین ترتیب جان دوباره ای به درگیری بین این دو ملت آشتی ناپذیر داد.
نقل مکان سفارت آمریکا به بیت المقدس نشانه ای از این است که دولت آمریکا دیگر سیاست (همیشه در حرف، اما هرگز در عمل) دو کشور را دنبال نمی کند، اکنون صحبت از یک کشور است که اورشلیم پایتخت آن میباشد. دقیقا همین امر برای مردم "فولک" نیز صادق است. اکنون تنها یک" فولک" ،یعنی مردم اسرائیل موجود است و دیگر مردم فلسطین، تنها یک اثر جانبی قدیمی از قطعنامه 181 سازمان ملل متحد در سال 1947 است و بنابراین تنها بقایایی از نخستین جنگ اعارب و اسرائیل است.
واکنش ها نسبت به این اظهار نظر ترامپ زیاد طول نکشید. موگرینی (1 ) بلافاصله از طرف اتحادیه اروپا اعلام کرد که  آمریکا در این سیاست پیراوان زیادی  نخواهد داشت. رئیس جمهور فرانسه، مکرون،  ترامپ را  متهم به رها کردن روند صلح در خاورمیانه کرد، حتی اگر متاسفانه، این دو ملت نتوانستند هرگز به راحتی مسیر درستی به سمت «راه حل مذاکره» پیدا کنند. نه تنها اسرائیل این ایده مذاکره را رد می کرد، بلکه مساله اسراییل و فلسطین همواره مسئله مناقشه میان منافع متضاد امپریالیستها بوده که بیشتر به منافع خود تا حل این مسئله  توجه داشتند.
ترکیه، تحت رییس جمهور اردوغان، مخالفت شدید خود را علیه سیاست ترامپ و آمریکا در خاورمیانه اعلام کرد. او این سیاست را به معنای "کشتار" جمعیت غیرمسلح، , "قتل" کودکان اعلام کرد آنرا سیاست خرابکاری در هر پروسه صلح و اشاعه هر چه بیشتر درگیری هایی نامید که می تواند در سراسر منطقه مدیترانه جنگ را تشدید کند. با این اظهارات تحریک آمیز، او میگوید که هدفش این است که از مردم (اهل سنت) فلسطین دفاع کند و بدین ترتیب امیدوار است که کارتهای برنده را در برابر سکوت عربستان سعودی و توافق سیاسی و نظامی کسانی که همیشه اسرائیل را انتخاب کرده اند و هرگز جانب فلسطین را نگرفته اند, بازی کند. این کارتی است که اگر به خوبی بازی کند، آنکارا در مبارزه با عربستان سعودی برای رهبری در جهان سنی، منافع قابل توجهی خواهد برد. لازم به ذکر است که مبارزه اردوغان علیه ترامپ، که اورا به عنوان فرد غیرقابل اعتماد برای ثبات     بین المللی توصیف می کند، ناشی از نزاع او با سیاست ایالات متحده در جنگ علیه دولت "از هم گسیخته" اسلامی است که
 ایالات متحده از تشکیلات کردی در سرزمین سوریه و در عراق حمایت کرد. تشکیلات کردی که اردوغان حتی نمی خواهد در باره آن صحبت کند. او نمیخواهد مشکل ناسیونالیستی عراق و سوریه در سرزمین ترکیه تکرار شود و پ کا کا جان تازه ای بگیرد.
روسیه پوتین به عنوان برنده واقعی در جنگ علیه دولت اسلامی محسوب می شود: تا آنجا که شروع به خروج نیروهای نظامی خود از سوریه کرده است. روسیه با محکومیت حرکت ترامپ در حرف, آنرا با برخی اقدامات مستقل تکمیل کرد. "تزار جدید" بلافاصله از بشار اسد دعوت کرد تا پیروزیشان را جشن بگیرند و بردو نکته تاکید کرد اول از همه حضور نظامی روسیه در دریای مدیترانه و دیگر غیر قابل تغییر بودن رژیم علوی در سوریه و اینکه تنها نگهبان قانونی او, مسکو است. در پی این پیروزی، پوتین تلاش می کند تا از نقش امپریالیستی سنتی روسیه در خاورمیانه فراتر رود. در این راستا پس از دیدار از دمشق، او سازماندهی جلسات استراتژیک دیپلماتیک، اقتصادی و سیاسی با شاه حسین اردن و ال سیسی مصر، که در حال حاضر بیش از پیش به قدرتش در قاهره مطمئن است و در روابط خود با ایالات متحده، به شدت بی اعتماد است پرداخت.چین و ایران نیز به این گروه از انتقاد پیوستند. گرچه آنها از لحاظ اقتصادی و استراتژیک در موضوعات مختلف تقسیم شده اند، ولی آنها موافقند که با سیاستهای ترامپ مخالف هستند.
تحلیلگران برجسته بورژوایی در مورد اقدامات ترامپ خود را محدود به مسئله بیت المقدس کرده و یک نظر عمومی ارئه دادند. برای برخی، این گام، هر چند جدی، تنها تلاشهای تکراری  رئیس جمهور آمریکا برای از بین بردن تمام سابقه های سیاسی سلف خود است: که در این مورد ایده دو دولت و دو ملت  و تلاشی  برای دادن یک راه حل "صلح آمیز و قطعی" برای مسئله اسرائیل و فلسطین بود.
دیگران اقدام ترامپ را به دلیل وضعیت دشواری که  در داخل دارد ، جایی که او با رسوایی "روسیه گیت" در معرض خطر جدی است و محبوبیت او در هم در میان مردم آمریکا و هم در حزب خود در سطح بسیار پایین است . به عبارت دیگر، این می تواند یک گام برای حمایت از لابی طرفدار اسرائیل در تلاش برای تحریک نظرسنجی های عمومی قبل از انتخابات میان دوره آینده باشد. این ها همه اظهارات معتبر هستند، حداقل بخشا، اما آنها فقط به صورت سطحی به مسئله توجه می کنند که باعث تصمیم ترامپ در انتقال ستاد سفارتخانه شده است. دلایل واقعی در فاز مرحله نهایی نبرد علیه دولت اسلامی نهفته است.حال که جنگ به پایان خود رسیده، برخورد سیاسی و دیپلماتیک بر سر تقسیم مناطق استراتژیک در منطقه وسیعی از سیراک آزاد شده شروع شده است.
 مثل همه دوره های پس از جنگ، قدرت های برنده  برای دریافت پاداش خود در قالب نفوذ نظامی، تجاری، بهره برداری از مواد خام یا فقط برای کنترل "مناطق جغرافیایی استراتژیک با فعالیت بازسازی حضور می یابند . به طور خاص، به نظر می رسد که پوتین  سهامداراکثریت "پرداخت" را اداره می کنند و براساس آن او بیشترین امتیاز را جمع آوری کرده است، این امتیازات به او اجازه می دهد که اسد را در دمشق نگه دارد، از پایگاه های نظامی استفاده کند، و بطور مستقیم با قاهره و عمان وارد عمل شود.
مذاکرات جاری مربوط به هدف گسترش حضور روسیه در مدیترانه، با هدف کنترل منطقه ای استراتژیک که اروپا را به شمال آفریقا وصل میکند و همچنین فروش گاز را تامین میکند. این از اهمییت اولیه برخوردار است هدف دیگر نیز تقویت روابط با ترکیه اردوغان در زمینه ارتش و انرژی (جریان ترکیه) است (2) همه اینها به هزینه آمریكا است كه وارد جنگ سوریه شد (به بهانه مبارزه با تروریسم جهادی) برای اینکه از نفوذ روسیه برای انجام این همه جلوگیری کند.
واکنش اولیه به خشونت پوتین ، ورود اسرائیل به مجموعه ای از کشورهایی بود که می توانست از "مجوز های اداری" در تقسیم بندیهای احتمالی برخی از سرزمین های سوریه بهره مند شود. براساس برنامه های ترامپ، بخشی از جنوب سوریه تحت کنترل اورشلیم به عنوان یک منطقه غیر نظامی قرار می گیرد. در حقیقت، این ناحیه با ارتفاعات جولان همجوار است که هر دو سوریه و اسرائیل به آن به عنوان تامین مهم آب و برای حفظ مرزهای خود اهمیت می دهند.قطعا این هدیه ای است به اسرائیل که مناقشه خود با سوریه را در بازپس گیری بلندیهای جولان (که در سال 1967 در جنگ شش روزه فتح شده بود) پایان دهد. ملحق کردن این منطقه، در شمال ارتفاعات آنها، به عنوان منطقه "بافر" عمیق بین دو دولت عمل می کند و بدین وسیله مرز سوریه از مرز اسرائیل دورتر خواهد شد .
واکنش دوم ایالات متحده اعلامیه ای است مبنی براینکه پایتخت دولت اسرائیل باید اورشلیم باشد. این بیانیه ایده دو دولت و دو ملت با  پایتختی به دو نیم تقسیم شده را از بین میبرد. بيانيه رئيس جمهور آمريکا، همانطور که متن همراهی آن روشن مي کند، هرگونه شک و ترديدي در مورد به رسميت شناختن منحصر به فرد و غیر قابل تقسيم بودن دولت اسرائيل را، به استثناي "رزرو "ي که به جمعيت فلسطين داده مي شود، را از بین میبرد. این هدیه دوم، با این حال برای  نتانیاهو غیرمنتظره بود ولی به سرعت آنرا پذیرفت. این مسئله «دوستی» میان دو کشور را تقویت خواهد کرد که- در این فاز تاریخی خاص، در شرایط تناقضات امپریالیستی کنونی، علاوه بر این در قلب یک منطقه با تراکم بالا از منافع مخالف، باید به طور کامل و بزودی به واقعییت انجامد.
امپریالیسم آمریکا به وضوح در خاورمیانه در معرض دشواری قرار دارد و فقط به عربستان متزلزل متکی است . ترکیه همیشه در حال زیگزاگ است ، اما اخیرا بیشتر به محور روسیه و چین تمایل دارد، گرچه آنها نزدیک به ایران هستند. ایران آماده است تا  نقش برجسته خود در منطقه امپریالیستی خزر را در همکاری با روسیه که همیشه حضور دارد، از سر بگیرد.
هدایای ترومپ به نتانیاهو , تلاش او برای در گیر کردن اسرائیل در جناح ضد شیعه و ضد روسیه در یک دوئل امپریالیستی است که تا کنون جنگ ها، بلایای طبیعی و وحشیگریهای زیادی را موجب گردیده است. این آماده سازی برای خونریزی ها و بربریت های بیشتر در منطق خشن بحران شیوه تولید سرمایه داری نهفته است که سودآوری پایین را سبب شده است.
این همان سناریو خشونت آمیز  فاجعه دیگری برای کل جمعیت، پرولتاریا و دهقانانی است که قتل عام خواهند شد، بطور
 فزاینده ای در جناحهای بورژوایی خود قرار می گیرند که به نوبه خود اردوگاه های امپریالیستی را انتخاب می کنند. قربانیان نه برای منافع خود بلکه برای دشمنان طبقاتی خود مبارزه میکنند. آنها قربانی ایدئولوژی بورژوایی و منافع سرمایه ای هستند که به آن خدمت می کنند و آنها را کشتار می کند.
ترجمه : ن- دانش
26-12-2017
ترجمه از متن انگلیسی internationalist communist tendency
پاورقی:
1- Mogherini نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی و وزیر امور خارجه سابق ایتالیاست.
2-  Torkish streamخط لوله گار طبعی از ایستگاه کمپرسور Russkaya  نزدیک آناپا در منطقه کراسنودار در چنوب روسیه در عرض دریای سیاه به Kıyıköy در Thracecoast ترکیه است. پوتین رئیس جمهور روسیه  در تاریخ یک دسامبر 2014 در زمان دیدار از ترکیه  اعلام کرد که  این طرح در نظر دارد که برای جایگزینی پروژه لغو شده South Stream” " جریان جنوب شود


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com