ساختمان مجلس و وزارت کار را به آبریزگاه عموی تبدیل کنیم! / نشريه عليه بيکارى

مطلب
December 20, 2016

ساختمان مجلس و وزارت کار را به آبریزگاه عموی تبدیل کنیم! / نشريه عليه بيکارى
 
تنها یک نگاه به عکس مجاور پرده از راز پنهان بازار بزرگ "فرش ایران" برمیدارد. کار کودکان در هر عرصه و در هر دامنه ای نفرت انگیز است. فلسفه حسرت عظیم و دل بیقرار دلالان و تولید کنندگان و فروشندگان فرش در دل این عکس کوچک فوران میزند. اگر قدمت فرش بافی را 1500 سال در نظر بگیریم، در تمام طول این زمان ابزار تولید فرش اساسا تغییر نیافته است. هیچ نیازی به بهبود شرایط کار، موثر کردن ابزارها حتی یه منظور تسریع پروسه تولید فرش دستباف حس نشده است. این ابزارها برای کارگران این رشته، که همواره زنان و کودکان اساسا دختر را شامل بوده است، خطرناک و مساوی لطمات جسمی بوده است. ولی هرگز محرکی برای بهبود آن وجود نداشته است. رنگ و هیبت زمخت آنها در دستان کوچک کارگران قالیباف، با خشونت و توحش ناظر بر کار  و زئدگی آنها مطابقت کامل را بدست میدهد.
 کالایی که امروز در بازار فروخته میشود بخشا ناشی از مواد اولیه و فرسودگی دستگاه ها و بخشا ارزش کار کارگر است که بر اساس مهارت و توانایی وی رقم میخورد. در مورد فرش میبینم قیمتی که تجار و فروشندگان به حیب میزنند اساسا حاصل کار کارگران قالی بافی است که با دستمزدی ناچیز که از چنگ آنها درآورده اند. چرا باید کارفرمای ایرانی در پی استفاده از ماشین های نساجی ساخت چین باشد در حالیکه کارگران "عزیز ساخت ایران همیشه پرافتخار" هم ارزانترند، نه سفف میخواند و نه لزومی به روغن کاری وجود دارد! 
یک بار دیگر به عکس دستگاهها نگاه کرد و دید که تقریبا تمام قیمت فرش حاصل هنر و زحمت قالیبافانی است که با هر قالی که بافته اند باز فقیرتر شده اند، چرا که دستمزد ناچیز آنها حریف مخارج زنده ماندن هم نمیشود.
کار برای کارگر نه صرفا حرکات مکانیکی دست و پا به سمت چپ و راست بلکه پروسه ای است که با روح و تمام هستی انسانی خود در آن شریک میشود. فرش تولید شده در هر گره در هم کوبیده نه فقط نفس کار بغایت رنج آور زنان و کودکان کارگر بلکه همه ذوق و ابتکار، مهارت و آن همدلی مشترک را در خود دارد. فرشبافی را باید از چشم این کارگران دید. طول عمر هر یک بیشتر از خاطره پانزده یا بیست قالی قد نمیدهد که روزها و ماهها به هر یک خیره ماندند و جوانی و کودکی، شور و شوق خود را فرو خوردند. سالهایی که قالی پس از قالی به کام فرسودگی و بیماری و آینده تاریک فرو رفتند.
کار کودکان نوک کوه یخی عظیم از نکبت و تباهی است که تمام جامعه را فرا گرفته است. کار کودکان در ایران قریب سه میلیون نفر را شامل میشود، کمتر یا بیشتر، اما مساله مهمتر آنست که این عرصه تماما توسط دولت حمایت، بازسازی و مورد تقدیر قرار میگیرد. برای رهایی از این شرایط باید این دولت را بزیر کشید. این کودکان حق دارند تصمیم مشترک همه انسانهای شریف و همه کارگران برای پایان دادن به این شرایط را همواره و بارها وبارها ببینند و لمس کنند. و این غیر ممکن است که علیه بانیان این شرایط کینه بدل گرفت و کینه را فریاد زد. شاید بهترین  راه تبدیل ساختمای وزارت کار و مجلس به آبریزگاه عمومی باشد، و بهتر آن است که سگهای محله را هم با خود ببرند.


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com