نسل جوان ، نسل آزادیخواه نسلی در حرکت(قسمت سوم)

عزیز آجیکند
November 11, 2017

جوان و جوانی مسئله بسیار مهم و سرنوشت ساز در گذر زمان و همچنین سرگذشت و سرانجام یک جامعه , قشر , گروه و حتی یک حزب سیاسی فعال در جامعه با افقی روشن رو به نسل فردای خود بوده است. همه وهمه در تمام دنیا در شکار این نسلند و با تلاش خود می کوشند تا جوان را مجذوب خود سازند .چراکه موفقیت یک جامعه مدرن در گرو جوانان و استفاده مفید از این نسل است.جوان پر انرژی , قوی , جسور و محکم و آگاه است و می تواند و خواهد توانست اعتقادات خود را در راستای ترقی خواهی به پیش برد و برای آن مبارزه کند.
جوانان بيشترين قشر جامعه را تشكيل مي دهند، مسائل ومشكلاتی كه جوانان درعصر حاضر با آنها مواجه هستند متنوع ومتعدد هستند .هر گونه برخورد نادرست وعجولانه می تواند آثار ونتايج نا مطلوبي در بر داشته باشد ،يا اينكه منجر به بروز مسائل جديدی برای آنها گردد.در جامعه به خصوص جوامعی که در آن ارتجاع حاکم است كمتر به بررسي مسائل ومشكلات جوانان پرداخته میشود. بی شک مسائل و مشکلات اجتماعی بطور ناگهانی وآنی بوجود نمی آيند بلكه بصورت تدريجی وطی فرآيند خاصی شكل می گيرند.مسائلی كه جوانان با آن مواجه هستند بسيار پيچيده اندونياز به بررسي های بيشتری دارد.
جامعه ما که در گذر یک دوره سرنوشت ساز تاریخی است تفاوت های اساسی با ديگر كشور ها ،اعم از اروپا وحتی برخی از كشور های همجوار دارد.به همين دليل مسائلي كه برای آنها مطرح است ممكن است با مسائل جوانان ما متفاوت باشد.

مسائل خانوادگی،تمايلات شديد جنسی به دلیل سرکوب آن از طرف ارتجاح حاکم، تحصيلی،فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی،سياسی ،مسكن،ازدواج، اعتیاد و نبود آینده ای روشن و……از مواردی هستند كه جوانان از آنها سخن به میان میآورند و جزو گفتمان اصلیشان می باشد و در فکر حل این بحران و گذر از آن هستند . اين مسائل هر كدام به تنهایی می توانند زمينه های متفاوتی را در جوانان بوجود آورند، علاوه بر آنكه همه اين مسائل یا بهتر است گفته شود بحران موجود، باعث بوجود آمدن یک ایده یا یک راهکار و یک طرح نقشمند جدی برای تغییر وضع موجود در جوانان می گردد. و همين ایده و راهکار برای گذر از بحران موجود و تغییر آن کافیست تا فعالیت و تلاش بيشتری را برای شروع یک دوره گذار از بحران موجود در وجود جوانان طلب کند.و باعث شود که جوان در فکر خلاصی آن و مسائل مربوط را برسی و با شناخت بیشتر این موانع را کنار زند و به طرف ترقی خواهی قدم بر دارد.

امروز جوانان علاوه بر مشكلات اساسی فوق با مشكل بيكاری نیز مواجه هستند كه تاحد زيادی می تواند ناشی از سوء مديريتها وهمچنين ناهماهنگی ميان دستگاههای اجرايی موجود در سیستم اداری جامعه باشد ،ناهماهنگی ميان نظام آموزشی ونظام اقتصادی وهمچنين ناهماهنگی ميان سياستهای اقتصادی نمونه هايی از اين موارد می باشد.مشكل بيكاری تبديل به يك معضل جدی شده وآسيب های فراوانی برای جامعه و خانواده ها ايجاد كرده است.در بسياری از مطالعاتی كه پيرامون جوانان انجام شده بيكاری يكی از متغيير هايی بوده است كه در گرايش جوانان به انحرافات اجتماعی نقشی مهم ايفا كرده است.حل مشكل بيكاری تاثير بسيار زيادی در كاهش مشکلات و مانعهای سر راه جوانان دارد.

ازدواج وبالا تر رفتن سن ازدواج، دغدغه های تحصيلی جوانان،جايگاه جوانان در خانواده و جامعه و… از ديگر مسائلی است كه جوانان از آنها رنج می برند.بسياری از اين مسائل را می توان با برنامه ريزيهای درست وبا مشاركت فعال خود جوانان بر طرف كرد.جوانان در دوران های سخت زندگیشان در زیر سلطه هارترین حکومتهای قرون وسطایی نشان داده اند كه از توانائيها وقابليتهای بالايي برخوردارند كه با حمايت از آنها مي توانيم به اين مهم برسیم .

بر خلاف گفته ها و گفتمان سیاسی نخبه های ناسیونالیزم ایرانی ، جامعه ایران یک جامعه جوان نیست . بلکه جامعه ای دارای جوان است. در واقع جامعه جوان به جامعه ای گفته میشود که کارمندان دولتش و اداراتش جوان باشند که متاسفانه در ایران متوسط سنی در ادارات بالای ۳۵ سال است. جوانان ایران چالشهای بسیار زیادی را پشت سر گذاشته اند . نظیر سرکوب ساواک در دوران رژیم شاهنشاهی ، پدیده های مخرب از پیامدهای انقلاب سال ١٣٥٧ و شکست انقلاب و به بیراهه رفتن اهداف انقلاب و سر کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی و سرکوب دوباره از طرف نیروی سرکوبگری چون سپاه ، زندان ، اعدام و مهاجرت اجباری و اپوزیسیون بودن در برابر حکومت مرکزی، تحمل کردن ٨ سال جنگ میان ایران و عراق و شرکت اجباری در آن و تحمیل هزاران فشار دیگر بر سرشان .خلاصه اینکه اینان جوان بوده اند و جوانی نکرده اند. اما جوانان نسل سومی، گفتمان دیگریست که می تواند مد نظر باشد . جوانانی که گویا چالشهای بزرگتر و سنگینتری نسبت به پدرانشان را بدوش می کشند و در راهند تا به مطالبات واقعی خود برسند.

گفتمان نسل سومی

در ایران برای جوانان نسل سومی هم نه تنها امکانات و برنامه ریزی خاصی در دستور کار نیست بلکه تعبیر و گفتمان غلطی نیز از جوان در بین حاکمان زالو صفت هم موجود است. مشکل جوان صرفا ازدواج یا شغل نیست. جوان آزادی می خواهد، جوان ارزش می خواهد و دخالت و اعتبار و شرکت در تصمیم گیری و در قدرت و اداره جامعه ای که در آن زندگی میکند و سرنوشتش به آن گره خورده است . در جامعه ایران و به لطف عالی جنابان زالو صفت بعضی مشاغل دائم العمری هستند ویا همیشه حداکثر مدت زمان آن شغل به یک نفر داده میشود . بیشک این باعث تک محوری و کهنگی و پوسیدگی می شود که مطابق خواست جوان نیست . وقتی به جوان بعنوان نتیجه تهاجم فرهنگی نگاه میشود افسرده میشود و عملا به حاشیه رانده میشود.
بسیار ساده وقتی جوانی از خواستهایش در جامعه محروم میشود و طبق قانون اساسی به عنوان یک قانون کاملا مذهبی و عقب افتاده از صحنه رانده میشود و ساده ترین حقوقش پایمال میشود ، ناراحت میشود. کاملا واضح است که جوان بدنبال تحول است به دنبال نو گرایی است و به دنبال زیباییهای زندگی. هر گروه و هر جریان و هر جامعه ای که بر خلاف جهت جریان پیشرو شنا کند رو به زوال و نابودی است و این باید عبرتی باشد برای گفتمان نسلی که می خواهد تغییر پذیر باشد . تک محوری و استبداد به روشهای دیگر نمی تواند جواب گو برای این جامعه باشد.

آمارها نشان می دهد در حال حاضر حدود ٣٨ درصد زندانيان را قشر جوان با ميانگين سنی ٢١ تا ٢٥ سال تشکيل می دهد ، شايد يکی از دلايل اين امر شبح فقری است که بر خانوادهای ايرانی و بخصوص جوانان سايه افکنده است . امروزه بسياری از جوانان به دليل قرار گرفتن در چرخه فقر و بضاعت مالی خانواده ها مجبور ند برای تامين نيازهای اساسی خود دست به اعمال خلاف بزنند و تا زمانی که با چنين معضلی مواجه باشيم همچنان با تشديد ناهنجاری های اجتماعي نيز مواجه خواهيم بود.
آمارها همچنين نشان می دهد ١٥ميليون نفر از جمعيت ایران زير خط فقر زندگی می کنند و بیستر ازيک ميليون نفر نيز دچار فقر شديد غذايی هستند در حالی که درصد بالايی از جمعيت کشور را قشر جوان تشکيل می دهد. اين در حالی است که ٧٠ درصد جوانان شاغل عنوان کردهاند از درآمد شغلی خود راضی نيستند و ٨٠ درصد جوانان نيز معتقدند در صورت تلاش جوانان برای تغییر وضع موجود، امکان پيشرفت شغلی برای آنها پیش خواهد آمد.

جهانی شدن با ابعاد و دامنه گسترده خود و با گذشت بيش از دو دهه، به مدد فناوریهای اطلاعاتی توانسته عرصه را برای ورود منابع جديد هويتساز فراهم آورد. جامعه ایران بعداز انقلاب سال ١٣٥٧ وارد مشکلات دیگری از تاریخ خود شد و تا امروز سه نسل را پشت سرگذاشته است و دارد عرصه دیگری از تاریخ خود را رقم میزند و تجربه میکند.در حال حاضر پديده جهانی شدن هويت نسل جديد را با چالش مواجه نموده است و باید با تلاش و فداکاریهای مبارزین راستین جنبشهای انقلابی و به خصوص کمونیستها این چالش را پشت سر گذاشت و در راستای افقی روشن و تغییر جدی از پایین به بالا برای این نسل گام برداشت و آنها را با خواستهای واقعی خود آشنا کرد. تهديدات مذاهب و ادیان مختلف و مکتب های ضد ترقی خواهی با به کار گیری قانون ضد انسانی خود می خواهند هويت اين نسل را نیز از بین ببرند و آنرا دعوت به اعتقادات پوسیده خود کند ، آنها را شستشوی مغزی دهند و در گروههای افراطی سازمان دهند . که این وظیفه ای است در مقابل جوانهای آزادیخواه و برابری طلب و چپ و آشنا به مسائل سیاسی که نگذارند این نسل نیز طعمه خرافات مذهبی و زالو صفتان افراطی در هر دو جبهه اصلاح طلب و اصولگرا شود.

این نسل آزادیخواهان جامعه هستند که باید تواناییهای خود را به کار گیرند تا بتوانند جنبشی را رهبری کنند که در آن انسانها و نسل های بعدی بتوانند زندگی آرام و انسانی داشته باشند و گفتمان آزادی و سرنگونی خواهی را خواست اصلی این جنبش قرار دهند.....

به امید آنروز


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com