پیشرویهای نگران كننده ناسیونالیسم

عباس گویا
October 06, 2017

پیشرویهای نگران كننده ناسیونالیسم

ناسیونالیسم در فضای سیاسی ایران چهار نعل در حال پیشروی است. ملت سازی ناسیونالیسم فارس و ترك و كرد و عرب، در غیاب یك جنبش قابل ملاحظه كمونیستی دارد ببار مینشیند. ناسیونالیسم بدون حتی اتكا به یك تشكل و پلاتفرم سیاسی منسجم توان بسیج توده ای دارد.  از قبر كوروش و استادیومهای فوتبال تا اعتراضات خیابانی در تبریز و تهران و شیراز و اهواز و بانه و سنندج حضور چشمگیر و فعال دارد. علاوه بر این ناسیونالیسم در مسیر مارش خود در خابانهای ایران، به دالانهای احزاب سیاسی استخوان خرد كرده ای مانند حزب كمونیست ایران نفوذ و آنها را قورت میدهد. مرگ طالبانی نشان داد كه ناسیونالیسم كرد نه تنها حزب ابراهیم علیزاده كه در سایر احزاب كمونیست كارگری نیز نفوذ قابل توجهی دارد. ناگهان رئیس جمهور منفور كشور سرتا پا بحران زده و سناریوی سیاهی عراق، "عمو جلال" فاتح شیخ از آب در میاید.

 

آهن ربای ناسیونالیسم كرد در برگزاری رفراندوم جدائی كردستان توسط دولت اقلیم بارزانی، ناگهان تمام تزهای فوئر باخ ماركس در باب نقش فعال انسان در تاریخ، كه ظاهرا سرلوحه حزب كمونیست كارگری (حككا) بود را به كشوی بایگانی سپرد. نفس جدائی از كردستان مقدس شد و نفش نیروی فعال انسانی برای باجرا درآوردن چنین خواستی  بعهده بارزانی و دولت اقلیم و دولت عراق واگذار شد. این یادداشت تلاشی برای نشان دادن دامنه نفوذ شوم ناسیونالیسم در چپ كمونیستی است باین امید كه­ با دامن زدن به بحثی در اینمورد از شیوع بیشتر ویروس ناسیونالیسم  در این چپ جلوگیری كند.

 

حككا در موافقت با جدائی كردستان عراق موضع گرفت. این یادداشت نقدی به آن موضع است. لازم به تاكید است كه این نوشته بحثی بر سر حق تعیین سرنوشت تا سرحد جدائی نیست بلكه بر سر موضع جانب دار یك حزب كمونیستی در یك مقطع مشخص تاریخی در رفراندوم مشخص جدائی كردستان عراق است. حمید تقوائی، لیدر حككا، در توضیح موضع حككا مصاحبه های شفاهی و كتبی ای با رادیو پیام كانادا، تلویزیون كانال جدید و نشریه انترناسیونال داشته است كه در مضمون یكسانند. این نوشته مصاحبه اخیر او با خلیل كیوان، انترناسیونال شماه ٧٣٠، را ارزیابی میكند.

 

"شهروندان متساوی الحقوق"

حمید تقوائی: «اساسا بخاطـر وضعيت بهم ريخته جامعه و فـعـال مايشائي نيروهاي فـوق ارتـجـاعـي اسلامي و قومي و نا سيونالـيـسـتـي در کل کشورعراق، مساله ماندن در چــارچــوب يــک کشــور بــعــنــوان شهروندان متساوي الحقـوق اسـاسـا موضوعيتي پيدا نميکند. ايـن يـک دليـل پـايـه اي مـا در حـمـايـت از جدائـي کـردسـتـان از عـراق اسـت.»

 

عبارت "اساسا موضوعیتی پیدا نمیكند" نقل قول بالا را مبهم میكند. دو تعبیر متفاوت از آن استخراج میشود. تعبیری كه به احتمال بیشتری منظور حمید است اینست كه چون هیچكس در عراق شهروند متساوی الحقوق نیست، كردستان عراق باید جدا شود. در این تعبیر حمید از یك فرض درست به یك نتیجه گیری دست راستی ناسیونالیستی میرسد. او از بی حقوقی شهروند عراق، به حق منحصر بفرد جدائی در كردستان میرسد. مشكل این است كه اگر دستیابی به حق مساوی شهروندی از طریق جدائی ممكن میشود، چرا این حق صرفا برای كردستان محفوظ میشود؟ بقیه مردم عراق آدم نیستند؟ حمید ممكن بود بگوید كه او از جدائی تمام مناطق عراق دفاع میكند اما در هیچ كجای دیگر عراق شرایط مادی و عملی جدائی را ممكن نمیبیند. با این بیان او میتوانست از اتهام حمایت سر راست از ناسیونالیسم كرد مبرا شود. حككا قبلا در سال ٢٠١٥ در تحركات  عمومی ضد دولتی كه هدایت آنرا مقتدا صدر بعهده داشت، فرمول جنبش های مدنی را مطرح كرد. خب برای فعالیت مدنی ابتدا به ساكن باید مقوله شهروند در جامعه برسمیت شناخته شده باشد، و اینجاست كه به تعبیر دوم از گفته حمید میرسیم.

 

حككا و مشخصا حمید شرایط حاكم بر امروز عراق را بارها به آنچه منصور حكمت سناریوی سیاه نام نهاد خطاب كردند. سناریو سیاه بنا بتعریف حكمت زمانی بوقوع میپیوندد كه شالوده ای كه جامعه بر آن استوار است، یعنی نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یا بعبارت دیگر شالوده مدنی جامعه از هم پاشیده شده باشد. این توصیف كه بنظر من وصف صحیحی از عراق در نزدیك به یك و نیم دهه پیش است را در نظر داشته باشیم، باید دید منظور از فعالیت مدنی شهروند عراقی كه ظاهرا در خارج از كردستان متساوی الحقوق است، در متن یك سناریوی سیاده چیست؟ اساسا شهروند در سناریوی سیاه چگونه تعریف میشود؟ چه كسی بر مبنای كدام معیار، حق و حقوقی را برای این شهروند تعیین میكند؟ كدام نهاد آنها را باجرا درمیاورد؟ كدام نهاد زیر پا گذاشته شدن حق شهروندی را دادخواهی میكند؟ منظور از تساوی دقیقا چیست؟ آیا معیار، تساوی افراد در یك امت اسلامی است (باندهای مسلح مذهبی سنی و شیعه كه اصولا به مقوله شهروند اعتقادی ندارند، از منظر آنها مردم امت اسلامند)؟ یا اینكه منظور از شهروند، همان امت اسلامی منتها  از دید شیعیان رو به ایران یا باندهای مسلح مقتدا صدر است؟ آیا منظور تساوی حقوقی موزائیكی است، یعنی برسمیت شناسی ابتدا بساكن هویت عرب و شیعه و سنی و كرد و مسیحی و تركمن و آشوری . . . تا در قدم بعد (نا)مساوی قلمداد شوند؟

 

"شهروندان متساوی الحقوق" هنگامیكه هر سه جز این عبارت در كل عراق مفقود است، آدرسی به ناكجا آباد است. این عبارت نه ربطی به جدائی كردستان دارد و نه توصیف موقعیتی است كه ساكنین عراق در خارج از كردستان دارند تا در قدم بعد با اتكا به آن اعتراضات مدنی را سازمان دهند.

 

فنر جبار  تاریخ

حمید تقوائی:«امروز فاکتور ديـگـري نـيـز بـه ايـن شرايط اضافه شده است: حـاکـمـيـت احـزاب نـاسـيـونـالـيـسـت و فـقـر و بيحقوقي که درنزديک به سه دهه بر جامعه حاکم کرده اند، توده کارگر و مردم زحمتکش کردسـتـان عـراق را مسـتـقـيـمـا و بـلاواسـطـه رودرروي احـزاب "خـودي" قـرار داه اسـت و جدائي ميتواند اين تقابل را به نـفـع کارگران و توده مردم کاملا تـغـيـيـر بدهد. بعنوان مثال سرنگوني دولـت اقـلـيـمـي و خـلـع يـد اقـتـصـادي و سياسي از بورژوازي در بـخـشـي از کشور عراق قابل تصور نيست ولـي در کشور مسـتـقـل کـردسـتـان ايـن مبارزه کـامـلامـوضـوعـيـت پـيـدا ميکند، بجلو رانـده مـيـشـود و در مــحــور قــرار مــيــگــيــرد. مــا کمونيستها هميشه حل مساله ملي را يک پيش شـرط رشـد و تـعـمـيـق مبارزه طبـقـاتـي در مـيـان "مـلـت تحت ستم" دانسـتـه ايـم و شـرايـط امروز کردستان عراق يک نمونه بارز اين واقعيت است.»

 

دو ایدۀ اصلی كه از نقل قول بالا  استنتاج میشود از این قرارند: ١) انقلاب برای سرنگون كردن حاكمیت سرمایه داری مرحله ای است. طبق نكته بالاتر، در مرحله اول "ملت تحت ستم" موظف است حاكمیت سیاسی را در یك رفراندوم دو دستی تقدیم آقای بارزانی كند تا در مرحله دوم بارزانی با استثمار همین مردم آنها را به انقلاب علیه خود تشویق كند. ٢) كمونیستها محلل تاریخ در بثمر رساندن مراحل انقلابند.

 

حمید"ملت تحت ستم" را داخل گیومه میگذارد اما نمیگوید كه اگر منظورش از اینكار اعتقاد به عنوان دیگری غیر از "ملت تحت ستم" برای ساكنین كردستان است، منظورش دقیقا چیست؟ ما ناچار باید ارزش صوری گفته او را، ملت تحت ستم، با یا بدون گیومه منظور او تلقی كنیم. حمید به ما اعلام میكند كه حل مسئله ملی نمیتواند توسط كمونیستها یا حتی مزدبگیران بطور كل حل شود بلكه باید  فرض گرفت كه بورژوازی در گذار كردستان از یك استان به یك كشور، حاكمیت سیاسی خود را حفظ و ابقا خواهد كرد تا مسئله ملی از طریق جدائی كردستان حل و فصل شود. سپس كارگر با بورژوازی ای كه خود او آگاهانه آنرا به حاكمیت رسانده است در بیفتد تا در نهایت علیه آن انقلاب كند. این نوع نگرش به تاریخ البته ربطی به ماركسیسم ندارد اما اسم خاصی در فرهنگ ماركسیستی دارد. این یك دید دترمینیستی در مرحله ای كردن انقلاب است، دیدی جبرگرایانه به تاریخ است.

.

حككا اغلب متهم به ولونتاریسم میشد. اما در اینجا برای حمید امكان مادیت یافتن اراده مردمی كه حی و حاضر در جدال سیاسی دخیلند قابل چشم پوشی است. نه تنها كمونیستها هیچ اتوریته و توانمندی در حل آنچه حككا مسئله ملی مینامد ندارند كه حتی توده مردم نیز توان مادیت دادن به اراده خود را ندارند. نتیجتا هیچكس بجز بورژوازی، و در اینجا آقای بارزانی قادر به حل مسئله ملی و آنهم از طریق جدائی نیست. بنابراین وظیفه مردم این است كه برای حاكمیت آقای بارزانی كه تا همین امروز پدر و مادر صاحب بچه شان را در آورده است بخط شوند، یك كشور برای او درست كنند و او را حاكم آن كشور كنند تا ایشان در آن كشورمردمی كه دچار بیماری دسته جمعی استكهلم سیندروم هستند را با شدت بیشتری استثمار كند. حقوقشان را ضایع كند تا نهایتا مثل فنر بجهند و بورژوازی را سرنگون كنند. از این منظر، وظیفه كمونیستها اینست كه به مردم یادآوری كنند نقششان را همانطور كه تاریخ برایشان مرقوم فرموده است بازی كنند.

 

نكات بالا بنظر من عصارۀ بحث حككا در دفاع از جدائی كردستان است كه در مصاحبه های حمید تقوائی با هزار و یك شاخ و برگ تزئین شده اند. آنچه در رگ و ریشه توجیهات بالا جاری است اشكال گوناگونی از تمكین به ناسیونالیسم، در اینجا ناسیونالیسم كرد است.


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com