دو نوشته … فقط سرکوبتان خوب کار میکند … قیمت آبرو را پایین نیاورید

فقط سرکوبتان خوب کار میکند

خامنه ای کاریسمای خمینی را نداشت و طرفدارانش از روز اول برای جبران این کمبود کمر به قتل هرکسی بستند که در کشور نام و نشانی داشت؛ از دکتر بختیار گرفته تا  دکتر سامی و فروهر را ترور کردند و حتا چند تن از نویسندگان کشور را با یک اتوبوس می خواستند به قعر دره بفرستند. بدین ترتیب دیکتاتوری با خامنه ای شکل  شخصی گرفت. خمینی در تخیل خود حکومت ولایت فقیه را با کتاب خود توجیه کرده بود و خواستار برپایی آن بود. خامنه ای ، بهشتی و بسیاری دیگر براین
باور نبودند و حتا خامنه ای زمانی که امام جماعت بود یک بار به طور کتبی از جانب خمینی به شدت ملامت شد که ولایت فقیه را نمی فهمد.(۱)

چند سال پیش خامنه ای مطلبی به این مضمون گفته بود که اگر صاحب الزمان هم بیاید کارعجیبی اتفاق نمی افتد فقط یک کمی اوضاع بهتر می شود. ولایت فقیه سرش را بخورد این نفی بنیاد شیعه است.

 برای یک حکومت ایدئولوژیک، ناباوری رهبر به ایدئولوژی و نداشتن کاریسما کمبود بزرگی است. اگر بخواهند این کمبود را با تکیه بر سپاه پاسداران پرکنند و قرار باشد این سپاه همه مسایل و مشکلات را حل و فصل کند، اوضاع دو چندان خرابتر خواهد شد. پشتیبانی سپاه توانسته است بسیاری از اعتراضات را سرکوب کند و بزرگترین و مقتدرترین رقیب خامنه ای یعنی هاشمی رفسنجانی را از سر راه او بردارد و تمام توجه دیکتاتور متوجه دستگاه سرکوب است که مبادا علیه ولایت فقیه و شخص او چیزی گفته شود و یا جمعیتی تشکیل شود که موقعیت شخص او را به خطر بیندازد.

در داخل ، مسایل قومی را تشدید می کنند و یادآور می شوند که اگر ما نباشیم ایران تجزیه می شود . شاه هم همین را می گفت اگر من نباشم ایران ایرانستان می شود ولی او ایران را دوست داشت گرچه غیرت و حمیت نگهداریش را نداشت تکلیف اینان که دشمن ایران و ایرانی اند روشن است .

 ایران برای تربیت عرب ها و مغولان و ترک ها خسارات عظیمی متحمل شد ولی هیچک از آن زیان های عظیم به درجه ای نبود که خائنین عبا وعمامه دار به ما تحمیل کردند. در این حکومت چنان بلبشویی برپاست که معلوم نیست شاکی کیست و متهم کجاست، همه از هم شاکی اند؛ وزیر امورخارجه اش در جنگ لفظی با آمریکاست و یکباره می گوید امریکا با یک بمب می تواند هست و نیستمان را بباد بدهد (۲) معلوم نیست او وزیر امورخارجه ایرانست یا وزیر امورخارجه آمریکا. کدام کشور بی درو پیکری حتا در افریقا پیدا می کنید که در مقابل دشمنش چنین حرفی بزند؟ 

برای  چنین وزیر خارجه ای که قرارداد برجام را نخوانده امضاء کرده بود ولی برای رفیقش  یادگاری پر از قربان صدقه نوشته بود، مجسمه نیم تنه ساخته و گلباران کرده اند . 

رئیس جمهو روحانی که آمد مدعی بود با تدبیر و امید می خواهد دوران تحریم را مدیریت کند و با کلید تدبیر حل معما نماید در مقابل تحریم کنندگان گفت  خزانه خالی است(۳) و گندم زیادی هم نداریم. خوب این درد را به کجا ببرد، رهبر شعار اقتصاد مقاومتی می دهد و رئیس جمهورش چنین چیزی می گوید خوب اگر این به معنای تسلیم  نیست پس چیست ؟ 

از او که بگذریم حال صحبت از محاکمۀ حسن روحانی هم هست. یعنی اینکه کشتیبان را سیاستی دگر آمده  چون دولتی تازه سرکار آمده که با فساد و اختلاس می خواهد مبارزه کند و در مقابل جناح روحانی و اصلاح طلبان که می خواستند کشور را دودستی به آمریکا بدهند این یکی ایستاده و می خواهد از آمریکا امتیاز بگیرد و تحریم ها را لغو کند. اما درست چند روز مانده که مذاکرات آغاز شود و در این حیث وبیس که  اسراییل روز و شب بی تابی می کند که باید به ایران حمله کرد، های و هوی راه انداخته که ایران در چند قدمی ساختن بمب اتمی است، ناگهان مسئول سابق انرژی هسته ای ایران که مدت ها بود لالمانی گرفته بود گویا تخم گنجشک در دهانش شکستند و نطقش باز شده و فرموده اند بله فخری زاده داشت بمب اتمی می ساخت. 

خوب اینکه تأیید تبلیغات اسراییل است. سرود یاد مستان می دهید؟ یعنی این را هم نمی دانید که به این ترتیب به ترور فخری زاده هم مهر تأیید می زنید؟

با این سیاست شلم شوربا می خواهید به جنگ دشمن بروید و مردم را گوشت دم توپ کنید؟

حالا عده ای درآمده اند که ساختن بمب اتم حق ماست  چون یک سلاح بازدارنده است. آخر عزیزان اگر حق شما هم باشد اول اینکه آن را ولی فقیه حرام کرده، بروید اول فتوای پس گرفتنش را بگیرید بعد داد بزنید. دوم اینکه کدام کشور علنی بمب اتمی ساخته که جمهوری اسلامی دومی اش باشد؟ 

آخر این حرف در هنگامی که می خواهند مذاکره کنند چه جای گفتن داشت ؟

یکی نیست بگوید اگر می خواهید صلح کنید چرا اینقدر مردم را زجر و شکنجه می دهید و چرا مردم را قربانی می کنید؟ چرا مردم را مثل تکه گوشت قربانی جلوی اژدها می اندازید. دفعه اولتان نیست آن جنگ طولانی ۸ ساله بود که باید از طریق بغداد راهی قدس می شدید که میلیونی جوان دادیم و میلیاردها خسارت دیدیم . آن گروگان گیری سفارتخانه آمریکا و طولانی کردن آن را به مدت ۴۴۴روز بود که منجر به قرارداد الجزایر شد و میلیاردها پول ایران هدر رفت و ضبط و مصادره میلیون‌ها دلار اموال ایران را در پی داشت و…

بدین ترتیب ما یک حکومت توتالیتر قراضه ای داریم که فساد و اختلاس چون شپش از سرتاپایش می ریزد و خائنین و وطن فروشان در آن لانه کرده اند و آب و خاک مملکت و هست و نیستش را به باد فنا می دهد ولی می خواهد نان استقلال و ناسیونالیسمش را هم بخورد و بلد نیست هیچ غلطی هم بکند بجز اینکه ملت را به اتهام های واهی حجاب و وابستگی به اجنبی و .. سرکوب کند . حکایت ملا شده که خرجی به زنش نمی داد و روزی یکدست کتک می زد و وقتی با اعتراض روبروشد گفت 

اگر این کار را نکنم از کجا بفهمند من شوهرشم . 

اگر جوانان معترض به بنزین را بی محابا می کشد و مستقیم به سرشان شلیک می کند و اگر کشاورزان بی آب اصفهان را به گلوله ساچمه ای می بندد برای نشان داد اقتدار حکومت است یعنی اینکه  فقط هنوز سرپا هستم .

حکومت های دیکتاتوری و توتالیتر بسیاری بر سرکار بوده اند که مردم خودشان را سرکوب کرده اند ولی یک نظم و نسقی در کارشان بوده ولی توتالیتر قراضه ما از جهت بی دروپیکری و هرکی به هرکی هم نمونه است. هرکس در حکومت بود هرکاری کرد کرد و هرچه خورد و برد که برد.

شایستگی در این حکومت معنا ندارد و وفاداری و ذوب در ولایت اصل است. شک ندارم با ادامۀ این سیاست باز هم  خسارات وحشتناکی بر جامعه ما تحمیل خواهد شد.

تمرکز و اصرار خامنه ای برای حفظ خود فایده و ثمری برای او و جمهوری اسلامی اش نخواهد داشت زیرا هیچ حکومتی نمی تواند با یک نهاد سرکوب حکومت کند و سایر نهادهای دولت ناتوان و سراپا غرق در فساد باقی بمانند.

سه شنبه – ۹ آذر ۱۴۰۰ 

۲۰۲۱-۱۱-۳۰ 

۱- http://www.imam-khomeini.ir/fa/c207_51482/%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D9%81%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85/%D8%AC%D9%84%D8%AF_20/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C_%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87_%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF_%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA_https://iranliberal.com

 از بیانات جنابعالی در نماز جمعه اینطور ظاهر می شود که شما حکومت را که به معنای‏‎ ‎‏ولایت مطلقه ای که از جانب خدا به نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ واگذار شده و‏‎ ‎‏اهمّ احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیۀ الهیه تقدم دارد، صحیح نمی دانید. و تعبیر‏‎ ‎‏به آنکه اینجانب گفته ام حکومت در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است بکلی‏‎ ‎‏برخلاف گفته های اینجانب بود. اگر اختیاراتِ حکومت در چهارچوب احکام فرعیۀ‏‎ ‎‏الهیه است، باید عرضِ حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوّضه به نبی اسلام ـ صلی الله علیه‏‎ ‎‏و آله و سلم ـ یک پدیدۀ بی معنا و محتوا باشد و اشاره می کنم به پیامدهای آن، که‏‎ ‎‏هیچ کس نمی تواند ملتزم به آنها باشد: مثلاً خیابان کِشیها که مستلزم تصرف در منزلی‏‎ ‎‏است یا حریم آن است در چهارچوب احکام فرعیه نیست.  

– در مورد بهشتی نیز به نقل از ابوالحسن بنی صدر است که او در پاریس به ایشان گفته بود:«کتاب ولایت‌فقیه آیت‌الله خمینی آبروی ما را برده است». 

۲-

https://www.radiofarda.com/a/f14_iran_javad_zarif_us_military_power/25191309.html

آقای ظريف گفت که «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند» و از دانشجوی منتقد خود پرسيد: «آيا شما فکر کرده‌ايد آمريکا که با يک بمبش می‌تواند تمام سيستم‌های نظامی ما را از کار بيندازد، از سيستم نظامی ما می‌ترسد؟»

۳-

https://www.bbc.com/persian/iran-59048265

آقای روحانی گفته همه موجودی خزانه “تخلیه شده” و “موجودی وجود ندارد”.

_______________

قیمت آبرو را پایین نیاورید

این روزها از خود می یپرسم که چرا ما در داوری های تاریخی خود دچار شتاب زدگی و هیجان می شویم؟

منظورم عامۀ مردم نیست بلکه روی سخنم با تحصیلکرده های کشور است بخصوص  آنان که هنگام مرگ چهره های شاخص سیاسی یا ادبی و غیره یکباره عنان سخن از کف می دهند و عناوین و القابی به آنان می دهند که می تواند ذهن بسیاری به ویژه جوانان را آشفته کند. اصطلاحات و کلماتی را به کار می گیرند و در مجموع مفاهیمی را به هم پیوند می دهند که اصلاً سنخیتشان با هم معلوم نیست.

دقت در صفات و رتبه هایی که به اشخاص  داده می شود لازم است، البته اگر احساس مسئولیت کنیم. باید به یاد بیاوریم که اول انقلاب برخی چهره های متضاد با هم ناگهان به صورت مترادف در همه جا ظاهر شدند و در کنار هم قرار گرفتنشان مطلقاً بی منطق بود. این همنشینی ها از دل نوشته ها و تاریخ نویسی های سازمان های سیاسی بیرون آمده بود که از میرزاکوچک خان تا حیدرعمواوغلی و مصدق و خمینی و مدرس وامیرکبیر را در یک ردیف قرار داده بودند و تازه همۀ اینها را پیشگام ایدئولوژی خود معرفی می کردند.

قرار نیست با تسلیت  گفتن بابت مرگ کسی همۀ کارهای خلاف وی را از یاد ببریم یا ببخشیم. این روزها شاهد تقدیر بی مناسبت از اردشیر زاهدی هستیم که بخاطر سخنان درستی که آخر عمری در مورد دفاع از کشور و مخالفت با استیلای آمریکا بر زبان رانده، یکباره پادویی اش در کودتای ۲۸ مرداد از یادها رفته و انگار نه انگار که تمامی بدبختی امروز ما و بخصوص انقلاب اسلامی از دل همین کودتا در آمده است.

ملی مذهبی ها در این میانه پیشتاز شده اند تا بر وطن پرستی زاهدی صحه بگذارند! از همین جا معلوم می شود مصدقی بودن و ملی بودنشان می لنگد. از یک عنصر خائن به ملت و پادوی ۲۸ مرداد یک میهن پرست می سازند. فقط برای اینکه از حقوق اتمی ایران دفاع کرده یا از قاسم سلیمانی به نیکی نام برده است.

علاوه بر اینها، عوامل جمهوری اسلامی و پیروان فداییان اسلامی هم که از یاوران کودتای ۲۸ مرداد بودند به میدان می آیند و برای اردشیر زاهدی پیراهن پاره می کنند. همان هایی که هنوز به مصدق ناسزا می گویند و برای چندمین بار نام او را از خیابان های می زدایند و برای هرکتابی که فحشی به مصدق بدهد امتیاز چاپی قایل می شوند، برای کسی که در این جا به هر کس علیه مصدق حرفی می زد، دستخوش می داد، سینه چاک می دهند. اگر این تکرار اتحاد هفتاد سال پیششان نیست، چیست؟ قبلاً هم می گفتند هر چه می کنیم از سر وطن پرستی است، حالا هم می گویند. بالاخره شنونده هم باید عاقل باشد.

کسی هم به روی خود نمی آورد که زاهدی در چه حد و چه سطح در ایران دورۀ شاه و درست مثل والاحضرت ها و والاگهر ها ثروت اندوخت. ویلای سوئیسش که دستخوش کودتا به پدرش بود. ریخت وپاش و میهمانی های داماد شاه هم که هنوز از خاطره ی بسیاری دیپلمات ها خارجی فراموش نشده است. فقط ما همه چیز را فراموش کرده ایم.

شمایی که با این سخاوت بی حساب برای زاهدی برگ عدم سؤسابقه می نویسید، فقط از خود بپرسید که آیا برای جوانان الگوی اردشیر زاهدی را توصیه می کنید؟ 

اگر این است، ایرادتان به رژیم شاه چیست؟ با رژیم فعلی چه مشکلی دارید؟ لابد همین آقازاده ها هم بیایند و دو کلام راجع به دفاع از حقوق میهن بگویند، اب توبه بر سرشان خواهید ریخت.

تغییر موضع و روی آوردن به ملت همواره پسندیده است ولی کسی در پایان عمر ۹۰ ساله اش با چند کلمه قهرمان میهن نمی شود. حرف و عمل کسی را باید در کل حیات سنجید، آن وقت نمرۀ رد و قبولی داد. کسی که پول های کودتای ۲۸ مرداد را بین آخوندها قسمت کرده و پته دستخط آن را به دانشگاه استانفورد اهدا کرده  ولی هنوز منکر کودتاست، وطن پرست نیست و شجاعت کافی برای اعتراف به خطای خود و پدرش را ندارد، تازه اگر اصلاً فهمیده باشد با وطنش چه کرده. 

بگذارید مجیزگوی او امثال حسین موسویان باشند که طراح ومددکار ترور میکونوس و ترورهای دیگر در اروپا بود. قیمت آبرو را این اندازه پایین نیاورید.

چهارشنبه – ۳ آذر ۱۴۰۰ 

۲۴.۱۱.۲۰۲۱

Print Friendly, PDF & Email

Google Translate