زن در ایران، قربانی دین محمد!
الهام ترابی
January 28, 2012من یک زنم! نمیدانم گناهم چیست؟ هرگز نفهمیدم که چرا باید در بند و اسارت به سر برم تا که مردی دلش نلرزد و آلوده به گناه نگردد. من زنم, مسئول گناه مردان, مسئول هر اتفاق افتاده و نیفتاده, اسیر در بند تعصبات و تشریفات مذهبی, موجودی که درست شبیه یک حیوان دست آموز فقط باید به صاحبش بنگرد که کی بنشیند و کی بجنبد, کی بخوابد, کی بخندد و حتی کی گریه کند. وظیفه اش زاد و ولد است, نه بیشتر نه کمتر, بابت هر اتفاقی باید پاسخ گو باشد.
وای به روزی که سرش و گوشش بجنبد, آنگاه چاله ای کنده شده در وسط خیابانی پر از آدم که هر کدام سنگی در دست دارند برای پرتاب به او در انتظارش است. این است روزگاری که دین و دین اسلام برای زن رقم زده, این است سرنوشت زن در حکومتی که قانونش بر اساس قوانین اسلام ناب محمدی بنا شده. من از قانونی که پیغمبری با این قباحت پایه گزارش است را نمیخواهم که دختر 9 ساله را به همسرس خود در آورد. من از محمد, از دینش, آئینش، از کتابش که سراسر ضد زن است بیزارم. بیزارم, چرا که 30 سال معنی آزادی را نفهمیدم. بیزارم, چرا که خود با چشم خویش پرپر شدن زندگی خود و زنان همانند خویش را نظاره گر بودم. گریزانم, چرا که در دین محمد، من خلق شده ام برای رفاه مردان, من این دین و آئین ضد زن و ضد بشر را نمیخواهم. نه تنها من بلکه میلیونها زن مثل من در کشوری زندانیند که خود نمیدانند گناهشان چیست؟ باز هم فریاد میزنم به جرم کدامین گناه باید این همه اسارت کشید. محمد بدان که باید جواب گوی عمر به حدر رفته زنانی باشی که قانون مملکتشان از کتاب تو نشات گرفته. برو, کتابت را بردار و برو, چرا که من در سرزمینم که قانونش را از کتاب تو گرفته شده, بی پناهم. چرا که کتابت سرنوشتم را به آتش کشید. به دست کسانی که خود را پیرو تو میدانند. دیر نیست روزی که مردم ایران همه مجریان این حکومت دینی و اسلامی را به دادگاه می کشند. دین و خدا را در دادگاه محاکمه می کنند! ما برای آنروز تلاش می کنیم!
الهام ترابی
مرگ بر حکومت ضد زن
مرگ بر جمهوری اسلامی ایران