چرا لنین را نقد می کنیم؟ پاسخ دوم به رفیق شاهو پیر خضرانیان
سعيد صالحى نيا
August 27, 2010Salehinia@aol.com
رفیق عزیزم شاهو،
نامه دوم شما در مخالفت با من همان اندازه به دلم نشست که نامه موافقتان.
راستش من همیشه ترجیح می دهم اگر مخالفی داشته باشم مخالفتش همینطور از موضع انسانی و با بیانی انسانی مطرح شود. مخالفت شما و موافقتتان هر دو در این دیالوگها برای من ارزشمند بود. اجازه بدهید من از جمله ای از شما شروع کنم که باهاش کاملا موافقم:
شما فرمودید:
" ما میخواهیم همان کاری را بکنیم که لنین کرد بدون اینکه اشتباهات او را تکرار کنیم"
من کاملا با این حکم موافقم. نه تنها با لنین باید اینکار را کرد بلکه با مارکس و منصور حکمت و حتی خودمان همین امروز! این نقد مداوم خود ابزار شکوفائی ماست. ابزار تعمیق درک ماست از گذشته برای تغییر انسانی تر و موفق تر آینده. به جنگ گذشته البته آدمها از زاویه ها و با انگیزه های مختلف می روند اما ما اگر کمونیست هستیم و می خواهیم جامعه آزاد و انسانی و برابر و سوسیالیستی را بسازیم به جنگ گذشته وقتی می رویم همه برای اینست که گذشته را تکرار نکنیم اما آرمانهای انسانی را که بر دوش ماست به مقصود برسانیم. من در بحثهایم در نقد لنین مرتب تاکیید کرده ام که دنبال نقد کمونیستی از لنین هستم. اینکار را کاملا ممکن می بینم. توضیح دادم که نقدهای دیگر از مواضع راست نباید مانع ما باشد که ما از موضع کمونیستی به لنین نقد کنیم. در میان کمونیستها متاسفانه سنت این بوده که هر نقد لنین و مارکس را "از موضع راست" دیده اند و فهمیده اند و عادت کرده اند که "پاسخ" بدهند بجای اینکه خودشان از موضع انتقاد به گذشته برخورد کنند تا بقول شما " اشتباهات را تکرار نکنند". اینرا بعنوان مقدمه داشته باشید تا بروم سر چند نکته دیگر شما و امیدم اینست که این بحث که نهمین مقاله من در موضوع نقد لنین است هم کمکی باشد برای تعمیق این سری یحثها:
"گسترش انتقاد به لنین و از ریل افتادن"
آیا ضعف لنین در سیاست فقط محدود به نقض آزادی بود؟ آیا اگر من مدعی شوم که لنین نقائص دیگری هم داشت "از ریل خارج شده ام"؟ آیا جائی ثبت شده که فقط یک ایراد لنین می تواند داشته باشد؟ احساس من اینست که شما در ذهنت داری می گوئی: "این صالحی نیا دیگه زیادی پر رو شده. حالا دیگه داره هی جلو می ره"! من فکر می کنم تعداد انتقادها هم دلیلی بر "از ریل خارج شدن نیست"! موضوع هر انتقاد را باید بطور مستقل بررسی کرد و اگر درست است پذیرفت و اگر نه طبعا نپدیرفت! همین!
اگر بپذیریم که لنین بعد از به حکومت رسیدنش نقض آزادی کرده منطق حکم می کند بررسی کنیم طبعات این نقض آزادی چیست؟ ببینیم احتمالا دیگر اشتباهاتش چیست؟ ما می دانیم که درک لنین در سازماندهی اقتصاد سوسیابیستی نادرست بوده و بقول منصور حکمت، حکومت سوسیالیستی فقط در بعد سیاسی پیروز شد و نه بیشتر. اینهم اشتباه لنین بود که مفهوم کشداری ینام "گذار سرمایه داری دولتی" را ارائه داد (نپ را می گویم) و آنرا تئوریزه کرد. اشتباه دیگرش هم درک نادرستش در طراحی "تئوری اتحاد کمونیستها با جنبشهای بورژوازی ملی بر علیه امپریالیزم در جهان پیرامونی بود" که نمونه اش بحثهای او با روی (کمونیست هندی) بود که اینهم می شود به راحتی نشانش داد. می شود رفت و اسناد موضع گیریهای لنین در کمینترن را در مورد کشورهای پیرامونی مثل ایران بررسی کرد و نشان داد او از چه جناحی از کمونیستهای ایرانی حمایت می کرد و چرا این نوع دفاعش در واقع پایه گذاری درک "اتحاد جبهه ای با بورژوازی ملی" بود! اگر من همه اینها را بگویم آیا "از ریل خارج شده ام"؟! بر عکس فکر می کنم دارم در نقدم پیگیرانه از کمونیزم رادیکالی که آزادی را بهتر از لنین می فهمد و اهمیت رهبری مستقل کمونیستها را می شناسد و تئوریهای "اتحاد" را رد می کند، دارم دفاع می کنم! همین!
"اشتباه اصلی صالحی نیا"
می فرمائی:
"اما اشتباه اصلی صالحی نیا چیست؟ صالحی نیا در جواب سیاوش شهابی می نویسد: "در علم نقد اینست که شما یافته های امروز را بگذاری جلوی تئوریهای قدیم و نشان دهی این تئوریها نه آنروز دزست بودند و نه امروز!" این حرف در مورد علوم اجتمایی صدق نمی کند. زیرا جامعه بشری که هم تئوریهای قدیم و هم یافته های امروز محصول تکامل تاریخی آن اهستند، واقعیتی ایستا نیست."
چرا و بر چه اساسی فکر می کنی که علوم اجتماعی "محصول تکامل تاریخی هستند" اما علوم طبیعی محصول تکامل تاریخی نیستند؟ این جدائی علوم اجتماعی و علوم طبیعی در موضوع اثر زمان را از کجا آورده اید؟ فکر نمی کنم اینرا بتوانید نشان دهید! علوم اجتماعی هر قدر زمان می گذرد بیشتر مصلح به متدولوژی علوم طبیعی می شوند. درک آماری، مطالعات بالینی و حوزه ای مشاهدات در علوم اجتماعی را دارد هر روز به عرصه علوم طبیعی نزدیک می کند. اگر دوره ای علوم اجتماعی "جدا از علوم طبیعی" فرض می شدند؛ از زاویه ضعف متدولوژی این علوم و نداشتن متدولوژی علمی بود و همین! بنابر این خود اینکه شما علوم اجتماعی را از علوم طبیعی جدا می کنی خودش ضد جریانی است که در دانشگاههای علوم اجتماعی دارند درس می دهند!
اینکه شما می خواهی از این جدا سازی نتیجه بدتری بگیری که مثل سایر رفقا "لنین را در زمان خودش درست بدانی" همان پاسخی را خواهی گرفت که به سایر رفقا دادم:
پذیرش اینکه لنین در زمان خودش درست می گفته و عمل می کرده تعاقبش اینست که در حضور شرایط مشابه، ما همان اعمال را توجیه کنیم! اگر در شرایط فشار امپریالیزم و تروریزم راست و خرابکاری بشود ترور سرخ و اعدام و دستگیری را توجیه کرد در شرایط آینده، ما هم توجیه خواهیم کرد. اگر "سوسیالیزم بعنوان زیر بنای اقتصاد سیاسی" را اولویت بدهیم بر آزادی، نقض آزادی در دوران "گذار" را بر اساس تئوری توجیه کرده ایم!
اگر بپذیریم ه سرکوب و دیکتاتوری "در دوران قدیم" درست بوده راه باز می شود برای تایید سایر سرکوبها در "زمانهای قدیم"! ملاحظه می فرمائید! اینها منطق است! گفتنش کفر نمی آورد نشانه بلوغ و درجه بالاتری از کمونیزم است که ما داریم در قرن بیست و یکم تجربه می کنیم و می سازیم!
"چهره کریه و جنایتکار از لنین و ایجاد تصور پایه گذاری اعدام در روسیه توسط بلشویکها و لنین"
شاهوی عزیزم،
اینها احساسات و تصورات شماست! ربطی به بحثهای من و جملات من ندارد! خواهش من اینست که شما من را نقد کنید و نه تصورات خودتان را! من لنین را رهبری بزرگ می دانم که تلاش کرد کمونیزم را و سوسیالیزم را بطور واقعی ابزاری بکند برای سعادت انسانها. او را "چهره کریه" و پایه گذار اعدام نمی دانم. نقد من به لنین نقد کمونیستی کارگری است. از موضع کمونیزم پراتیک و پیشرفته قرن بیست و یکم دارم او را نقد می کنم. فکر می کنم بسیاری از ماها واقعا اعتماد به این حکم نداریم که در قرن بیست و یکم در سکوی بالاتری ایستاده ایم! هر کس به گذشته کمونیزم نقد کند ما فکر می کنیم ما را دارد نشانه می گیرد درست است؟! این احساسات را باید کنار گذاشت!
خلاصه کنم:
تکرار می کنم که نقد کمونیستی به لنین و مارکس و حکمت و خود ما باید عادت ما باشد. باید مرتب و با وسواس در گذشته و امروزمان بکاویم و خودمان را بخاطر کاهش اشتباهات نقد کنیم. اعتماد به نفس داشته باشیم و نهراسیم. شجاعت اینست که رو به مردم هم اینکار را بکنیم و نشان دهیم در مقابل سرنوشت مردم مسئولیم. از زمانی که اعلام کرده ایم که مدعی داشتن راه حل برای وضع موجودیم و آماده رهبری جامعه هستیم این مسئولیت تصویه حساب با گذشته و حال باید عادت ما باشد. این یعنی کمونیزم کارگری از دید من!
زنده باشی و رویت را می بوسم
منابع دیگر:
شاهو پیر خضرانیان: زنده باد لنین!
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_179.html
سعید صالحی نیا: "قرائتهای متضاد از کمونیزم کارگری" ٬ پاسخ دوم به کامران مزین
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_474.html
سعید صالحی نیا: پاسخ به سیاوش شهابی و نظرش در مورد نقض آزادی از سوی لنین
http://rowzane.com/fa/component/content/article/145-lenin/3910-1389-05-28-05-21-59.html
سعید صالحی نیا: کدام "ضعفها و کمبودها" در دولت لنینی؟! پاسخ به رفیق مصطفی صابر در حاشیه نویسیش به نقد لنین
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_7.html
سعید صالحی نیا: نمونه ای از "دفاع" ضعیف و عصبی لنینیستی از لنین پاسخ به رفیق محسن ابراهیمی
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_5.html
سعید صالحی نیا: دوستی های خاله خرسه ای و خوردن "میوه ممنوع" ! پاسخ به رفیق محمد آسنگران
http://rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/3866--q-q.html
سعید صالحی نیا:حزب کمونیست کارگری و اعتقادات سیاسی , در حاشیه اعتراض رفیق کامران مزین به انتشار مقاله ای در نقد لنین
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_402.html
سعید صالحی نیا: پاسخ به حامد خاکی و "دفاعش" از نقض آزادی بنام دفاع از لنین
HTTP://WWW.AZADI-B.COM/J/2010/08/POST_378.HTML
سعید صالحی نیا: پاسخ به لنین و درک مغشوشش از مقوله آزادی در حاشیه انتشار نامه های لنین به ماکسیم گورکی
http://www.azadi-b.com/J/2010/08/post_360.html