درک مغشوش در برنامه حزب کمونیست کارگری ایران نسبت به حل مسئله ملی , بخش اول از سری نقد به برنامه دنیای بهتر

سعید صالحی نیا
August 18, 2013

salehinia@aol.com

مقدمه:

برای دوستانی که از نزدیکتر با من آشنا هستند ناگفتنی است که من مدتهاست نقدهای خودم به رئوس برنامه دنیای بهتر را در میان مقالاتم ارائه داده ام. در بحثهای قیسبوکی و دیالوگهای رو در رو با رفقای حزب کمونیست کارگری نیز شاید چند سالی باشد به لزوم بازنگری و تصحیح برنامه دنیای بهتر اشاره داشته ام. از دید من برنامه دنیای بهتر و شخص منصور حکمت برای فعالین احزاب کمونیست کارگری یک تابوست و اینها تا همینجا توان اینرا که بحث بازنویسی برنامه دنیای بهتر را جدی بگیرند نشان نداده اند.

در سری بحثهای نقد برنامه دنیای بهتر من بتدریج رئوس نقدهایم را برمی شمارم و مثل سری نقدهایم به لنینیزم یا مضحکه برهنگی بتدریج یک مجموعه مدونتر ارائه خواهم داد .به امید اینکه این تلاشها کمکی باشد تا کمونیزم کارگری و جنبشش بتواند سود ببرد و پاسخهای بهتری برای تحول اجتماعی بیابد.

سری مقالات من در موضوع نقد برنامه دنیای بهتر، ترتیب اهمیت نخواهند داشت.سعی می کنم هر نکته که لازم دیدم مقاله مستقل و کوتاه باشد تا خواننده بتدریج از کنار هم قرار دادن نقدها تصویری کلی از انچه بعدها باید در برنامه جدید جنبش کمونیزم کارگری جایگزین شود بدست آورد. همینجا می خواهم درودهای بی کران خود را نثار منصور حکمت و همه فعالین کمونیزم کارگری کنم که تا همینجا توانسته اند این جنبش را به یک واقعیت مادی و سیاسی تبدیل کنند. از دید من احترام گذاشتن به این تلاشها به معنی تلاش برای بهبود دائمی تئوری و برنامه کمونیزم کارگریست:

(1)دیدگاه برنامه دنیای بهتر به معضل ستم ملی

دیدگاهی که منصور حکمت در دنیای بهتر در موضوع ستم ملی ارائه می دهد ، از سوئی برخورد کلایک کمونیستها به مسئله ملی را دربر دارد.او هم می پذیرد که مسئله ملی و نابرابری که در ایران نسبت به ملیتهای غیر فارس اعمال شده واقعیست.

منصور حکمت به درستی به حق شهروندی که ورای حقوق ملی است تکیه می کند . هویت انسانی را در برابر هویت ملی قرار می دهد و می گوید

" حزب کمونیست کارگری برای رفع کامل هر نوع ستم ملی و هر نوع تبعیض برحسب ملیت در قوانین کشور و عملکردهای دولت مبارزه میکند. حزب کمونیست کارگری هویت ملی، عرق ملی و ناسیونالیسم را افکار و تمایلاتی بسیار عقب مانده، مخرب، و مغایر با اصالت انسان و آزادی و برابری انسان ها میداند و با هر نوع تقسیم بندی ملی ساکنین کشور و هر نوع تعریف هویت ملی برای مردم قاطعانه مخالف است. حزب کمونیست کارگری خواهان برقراری نظامی است که در آن کلیه ساکنین کشور مستقل از ملیت یا احساس تعلق ملی خویش، اعضای متساوی الحقوق جامعه باشند و هیچ نوع تبعیضی چه مثبت و چه منفی در قبال مردم منتسب به ملیت های خاص معمول داشته نشود. حزب کمونیست کارگری تلاش برای جایگزین کردن هویت طبقاتی و انسانی عام و جهانی کارگران بجای هویت ملی را یک وظیفه حیاتی خود میداند."(1)

تا اینجای کار ، تکیه به هویت انسانی و ایستادن در مقابل طرح های ناسیونالیستی و قوم گرا، تکیه بر اصل برابری انسانها اعم از خواستگاه چغرافیائی و ملی کاملا قابل دفاع است.

نکته دوم تاکیید منصور حکمت در موضوع حق تعیین سرنوشت "ملل تحت ستم" هم بنوعی تکرار فرمولهای عمومی کمونیستهاست . آنجا که می گوید:

"بعنوان یک اصل عمومی، حزب کمونیست کارگری خواهان زندگی مردم منتسب به ملیت های مختلف بعنوان شهروندان آزاد و متساوی الحقوق در چهارچوب های کشوری بزرگتر است که سازمانیابی صف های قدرتمند کارگری را در عرصه مبارزه طبقاتی تسهیل میکند. با این حال در مواردی که پیشینه ستم ملی و تخاصمات میان مردم منتسب به ملیت های مختلف همزیستی میان آنها را در چهارچوب های کشوری موجود دشوار و مشقت بار ساخته باشد، حزب کمونیست کارگری حق جدایی ملل تحت ستم و تشکیل دولت مستقل از طریق مراجعه مستقیم به آراء خود آن مردم را، به رسمیت میشناسد. "

اولا: اینجا کلمه "ملل" و "حق ملل" تعریفش چیست؟ اساسا مفهوم ملت یک مفهوم تاریخی متعاقب شکل گیری مناسبات بورژوائی است. چرا منصور حکمت ساختار سیاسی که نظام سرمایه به جامعه تحمیل کرده به رسمیت می شناسد و بحای کلمه مردم ، کلمه ملل را استفاده می کند؟ اتفاقا جنبشهای ناسیونالیستی این کلمه را بکار می برند تا در پله بعد سیاست خودشانرا پیش ببرند. هویت انسانی یک آرمان نیست، یک واقعیت است از دیدگاه کمونیزم کارگری.امری مادیست که باید در اذهان جابیفتد و شرط اولش همینست که کلمه ملل را کمونیستها بکار نبرند! این یک بازی با کلمه نیست بلکه یک تنفض سیاسی در خود دارد. مثل بکارگیری کلمه دموکراسی توسط برخی کمونیستها!

دوما: چرا باید کمونیستها بپذیرند که "ملل" تحت ستم ، همزیستی انسانی را انهم در جامعه ای که هویت انسانی را تبلیغ می کند ، نپذیرند؟ ! یک موقع هست که مثل هر واقعیت دیگر چیزی به کمونیستها و جامعه تحمبل می شود.مثلا حکومت امریکا با ارتشش منطقه ای را اشغال کند.آنموقع ما این اشغال را نمی پذیریم! "حقی" برای راست و جنایتکاران برای اشغال یک منطقه قائل نمی شویم.اون امر به ما تحمیل شده! اما این ماجرای "حق ملل" وقتی وارد فرهنگ کمونیستها شد، معنیش حق "حاکمان ناسیونالیست " در جوامع غیر فارس است برای جدا کردن بحشی از کشور. نتیجتا من فکر می کنم مشکل منصور حکمت اینست که ادبیات کمونیزم لنینی را غرض گرفته و تکرار کرده و دچار مشکل "پذیرش حق ملل"(یعنی حق ناسیونالیستها برای جداسازی بخشی از کشور) افتاده!

سوما: از دید من اگر مردم را با هویت انسانی به رسمیت بشناسیم، "حق جدا کردن" انها را بخاطر قومیت و زبان و فرهنگ" به رسمیت نباید بشناسیم. این بحش از برنامه دنیای بهتر عاریتی است. متعلق به درکی عقب افتاده و مغشوش است که از زمان لنین آنهم روی کاغذ توسط کمونیزم دیگری اعلام شده و البته تاریخا هم ناسیونالیزم روس آنقدر اجازه اجرایش را نداده!

(2) سوبسید دادن  به "مسئله کرد"

منصور حکمت در دورانی برنامه دنیای بهتر را نوشت که تازه از کردستان بیرون آمده بود . هنوز "مسئله ملی" فعال ، "مسئله کرد" بود.هنوز نظام سرمایه چه داخل مرزها و چه از بیرون ، "مسئله ملی" را به سایر مناطق ایران توسعه نداده بود.هنوز سازمانهای اطلاعاتی غرب به بلندگوهای ماهواره ای تورک و عرب و بلوچ و ...پروبال نداده بودند. در اون دنیا منصور حکمت مدعی بود که مسئله کرد یک مسئله ویژه است. او در برنامه دنیای بهتر چنین نوشت:

" نظر به سابقه طولانی ستم ملی بر مردم کرد در همه کشورهای منطقه و سرکوب خونین خواست های حق طلبانه و جنبش های اعتراضی و خودمختاری طلبانه در کردستان ایران در رژیم های سلطنتی و اسلامی، حزب کمونیست کارگری بعنوان یک اصل، حق جدایی از ایران و تشکیل دولت مستقل از طریق یک پروسه انتخاب آزاد و عمومی را برای مردم کردستان به رسمیت میشناسد و هر نوع اقدام قهرآمیز و نظامی برای جلوگیری از این انتخاب آزادانه را قویا محکوم میکند. حزب کمونیست کارگری خواهان حل فوری مساله کرد در ایران از طریق برگزاری یک رفراندم آزاد در مناطق کردنشین غرب ایران ، زیر نظارت مراجع رسمی بین المللی است. این رفراندم باید با خروج نیروهای نظامی دولت مرکزی و تضمین یک دوره فعالیت آزادانه کلیه احزاب سیاسی در کردستان به منظور آشنا کردن توده مردم با برنامه و سیاست و نظرشان در رفراندم، انجام شود."

اولا: منصور حکمت بین دو مفهوم ، فاصله نگذاشت: اول: حکومت آینده ایران بعنوان نماینده قدرت سیاسی و دوم: حزب کمونیست کارگری ایران.

حکومت آینده ایران همانطور که گفتم می تواند در هر مقطع نتیجه توازن قوای موجود با یک پدیده رو برو "سازسی" بکند و چیزی را "بپذیرد". اما دلیل نیست که اون پذیرش سیاسی را به حزب کمونیست کارگری سرایت دهیم! حزب کمونیست کارگری ایران در حکومت آینده باید دنبال اصول خود باشد. اگر لازمست در موضع اپوزسیونی خود پافشارد.با معادله قدرت جابجا نشود.حزب کمونیست کارگری ایران می بایست قبل از بازی با قدرت سیاسی ، نماینده نظام ارزش معین و حامی آن باشد. دیدگاه بالا این دو مفهوم را یکی گرفته که در بسیاری بندهای دیگر برنامه دنیای بهتر هم مشکل زا هست.

دوما: منصور حکمت فرض گرفته که در کردستان "سابقه طولانی ستم ملی" هست. ظاهرا در نقاط دیگر کشور ایران این "سابقه" نبوده! شاید مثل همفکرانش مدعی است که چون مناطق دیگر در اون تاریخ صداشان در نیامده و کومله خودشانرا و حزب دموکرات خودشانرا ندارند ، "پس" فعلا حرفی ازشان نباشد و اینطور می شود که یک برنامه سیاسی که قرار بود استراتژیک به مسئله ملی نگاه کند تابع زمان و شرایطی بسیار گذرا می شود! اینهم فقط نمونه ای از ایراد متودولوژیک منصور حکمت است که برداشتهای مقطعی را گاها مبنای برنامه بلند مدت قرار داده.

خلاصه:

بخش مربوط به حل مسئله ملی در برنامه دنیای بهتر از بحث عمومی درستی آغاز می شود.به هویت انسانی تکیه دارد اما به سرعت دنبال  چند انحراف به مشکل می خورد:

 اولا: تکرار فرمولهای کلی "حق تعیین سرنوشت توسط ملل ستم دیده" و افتادن توی چاله مفهوم ملت و کوتاه آمدن در مقابل ناسیونالیزم غیر فارس و پذیرش تحمیل سیاسی ملی گرائی بنام حق تعیین سرنوشت "ملل"!

دوما: مغشوش بودن درک از نقش حزب و نقش حکومت انقلابی و نفهمیدن تفاوتهای این دو که گوئی حزب است که حکومت می کند همان گونه که لنینیزم بهش دچار بود! ندیدن نقش بسیار مهم حزب بعنوان جنبش همیشگی تغییر و تن ندادن حزب به سیاستهای تحمیلی که گاها هر دولتی بهش تن می دهد

سوما: سوبسید دادن به مسئله کرد که از دید من نشانه درک مفطعی است نسبت به کلیت مسئله ملی که لاجرم برنامه حزب را به برنامه ای برای پاسخگوئی به مسئله کرد تنزل می دهد.

 

منابع دیگر:

(1)برنامه دنیای بهتر

http://www.wpiran.org/asnsad-mosavab-wpi/index-asnad.htm

(2)سعید صالحی نیا: نقدی به مقاله اصغر کریمی در معرفی فرهنگ "ما" در حزب کمونیست کارگری

http://www.azadi-b.com/J/2013/08/post_252.html

(3)مازیار رازی: حق ملل در تعيين سرنوشت خویش و تناقضات حزب کمونيست کارگری

http://www.azadi-b.com/G/2013/08/post_304.html


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com