Wordpress Themes

با احترام به دوران ۱۳۵۷

با احترام به دوران ۱۳۵۷

این روزها “طاهر احمدزاده” در سن ۹۶ سالگی از دنیا رفت. طبعا مرگ او که سه فرزندش مسعود و مجید و مجتبی در دو رژیم سلطنت و اسلامی به جوخه اعدام سپرده شدند و خود او نیز از “جور” رژیم اسلامی در امان نماند، موجب تاثر است. مرگ اتفاق مُهمی در سیر زندگی انسانها است. از این نظر زیر سایه بار سنگین عاطفی رفتن انسانها، بویژه برای نزدیکان و بستگان بیولوژیک آنها، اصولی نیست که درست در چنان لحظات حساس و سنگین از نظر احساس بین بازماندگان، به فروش “سیاست” روی آورد. ادامه مطلب را بخوانید »

سفسطه کارشناسانه

سفسطه کارشناسانه

یک نوشته و یک ترجمه را خواندم. متن ترجمه این عنوان را دارد: ادامه مطلب را بخوانید »

یوم الله

یوم الله

این روزها در غرب ایران زلزله آمده است. اولین عکس العمل مردم مصیبت زده این بود: ادامه مطلب را بخوانید »

دو جمله در “پاسخ” به “پاسخ” آقای امین آوه

دو جمله در “پاسخ” به “پاسخ” آقای امین آوه

من قصد و نیاز این را ندارم که در برابر پاسخ آقای امین آوه به نوشته خویش در اخبار روز، در مقام پاسخگوئی به؛ و رد برچسپهای همواره آماده ناسیونالیستها، و ناسیونالیسم کرد بویژه، علیه چپ و کمونیستها و سوسیالیستها بر آیم. فقط دو  جمله را مینویسم که ایشان تصور نکنند، “من را و چپ های مهربانتر از مادر” را  “سر جای خود” نشانده اند: ادامه مطلب را بخوانید »

باره محتوای علمی مبانی کمونیسم کارگری

  باره محتوای علمی مبانی کمونیسم کارگری

ادامه مطلب را بخوانید »

به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب اکتبر

این روزها صدمین سالروز انقلاب اکتبر است، انقلاب عظیمی که سیمای قرن بیستم را از بنیان عوض کرد. بسیاری از واقعه ای که “دنیا را تکان داد”، نام برده اند، بسیاری از جنبشهای موجود، چه جنبش ضد استعماری و استقلال طلبی و چه حتی هر اندیشه و فکر و گرایش و جنبش سکتهای مذهبی، سعی کردند که بگویند، الهیات رهائیبخش پس از انقلاب اکتبر، معنی واقعی و نمونه عملی خود را اثبات کرده است! ادامه مطلب را بخوانید »

حقیقت های تاریخی ضربدر ناسیونالیسم کرد

حقیقت های تاریخی ضربدر ناسیونالیسم کرد

چند کلمه در باره نوشته آقای کامران امین آوه ادامه مطلب را بخوانید »

دو یادداشت

دو یادداشت

۱- “بالا” و “پائین”

ادامه مطلب را بخوانید »

چند نکته در باره “رفراندوم” در کُردستان عراق

چند نکته در باره “رفراندوم” در کُردستان عراق

تصور میکنم، نیازی نباشد که دلایل بیشتری را در “دفاع از استقلال کُردستان عراق” مطرح کرد. واقعیت این است که صرفنظر از اینکه “کُرد”ها در کُردستان عراق، پس از دو جنگ ویرانگر، جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و جنگ ۲۰۰۳، سهم زیادی از لت و پار کُردن جامعه عراق و فروپاشی شیرازه مدنی آن جامعه گیرشان آمد، اما وضعیت آویزان حقوقی و مدنی در کُردستان عراق، چه بسا با حفره سیاهی که در کل جامعه عراق و ناپایداری سیاسی در حاکمیت و “قانون” واحد و سراسری بوجود آمده است، ناپایدارتر و بی ثبات تر شده است. دورنمای یک ثبات سیاسی در مقیاس جامعه عراق بسیار مُبهم است. یک دلیل اساسی این بی ثباتی، در نقش رو به افول نیروها و دولتهای غرب و عمدتا آمریکا ریشه دارد که معمار آن دو جنگ ویرانگر بودند. برخلاف پروسه ای که در بطن و در پی فروپاشی دیوار برلین ظهور کرد، در عراق ساقط کُردن رژیم “توتالیتر صدام” طی آن دو جنگ ویرانگر، با شکل دادن و معماری “دمکراسی” و انقلابات مخملی و رنگی همراه نشد. ادامه مطلب را بخوانید »

در ستایش انگلس

در ستایش انگلس

شاید در این دور و زمانه، به دفاع برخاستن از لنین و انگلس، قدری “آناکرونیک” به نظر برسد و با “عقل” و “قدرت تشخیص زمان” ناسازگار. چه، ما در دوران کلا متفاوت بسر میبریم. دیوار برلین سالها قبل فروریخت، و همراه با آن تعبیر و تفسیر از “سوسیالیسم واقعا موجود”. دو کلمه “واقعی” و “موجود” شاید باندازه کافی گویا باشند که علیرغم هر موضع و نگرش که مارکس داشته است، علیرغم اینکه مارکس بویژه در کاپیتال چه نگرش انتقادی به تولید کاپیتالیستی داشته است، ادعا شد بدیل سوسیالیستی و ما به ازاء واقعی نقد او، همان بود که در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ جنبه مادی یافت، چندین سال در قدرت بود و ادامه آن قدرت پس از دوران استالین به فروپاشی انجامید. ادامه مطلب را بخوانید »