Wordpress Themes

چند نکته در باره “رفراندوم” در کُردستان عراق

چند نکته در باره “رفراندوم” در کُردستان عراق

تصور میکنم، نیازی نباشد که دلایل بیشتری را در “دفاع از استقلال کُردستان عراق” مطرح کرد. واقعیت این است که صرفنظر از اینکه “کُرد”ها در کُردستان عراق، پس از دو جنگ ویرانگر، جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و جنگ ۲۰۰۳، سهم زیادی از لت و پار کُردن جامعه عراق و فروپاشی شیرازه مدنی آن جامعه گیرشان آمد، اما وضعیت آویزان حقوقی و مدنی در کُردستان عراق، چه بسا با حفره سیاهی که در کل جامعه عراق و ناپایداری سیاسی در حاکمیت و “قانون” واحد و سراسری بوجود آمده است، ناپایدارتر و بی ثبات تر شده است. دورنمای یک ثبات سیاسی در مقیاس جامعه عراق بسیار مُبهم است. یک دلیل اساسی این بی ثباتی، در نقش رو به افول نیروها و دولتهای غرب و عمدتا آمریکا ریشه دارد که معمار آن دو جنگ ویرانگر بودند. برخلاف پروسه ای که در بطن و در پی فروپاشی دیوار برلین ظهور کرد، در عراق ساقط کُردن رژیم “توتالیتر صدام” طی آن دو جنگ ویرانگر، با شکل دادن و معماری “دمکراسی” و انقلابات مخملی و رنگی همراه نشد. ادامه مطلب را بخوانید »

در ستایش انگلس

در ستایش انگلس

شاید در این دور و زمانه، به دفاع برخاستن از لنین و انگلس، قدری “آناکرونیک” به نظر برسد و با “عقل” و “قدرت تشخیص زمان” ناسازگار. چه، ما در دوران کلا متفاوت بسر میبریم. دیوار برلین سالها قبل فروریخت، و همراه با آن تعبیر و تفسیر از “سوسیالیسم واقعا موجود”. دو کلمه “واقعی” و “موجود” شاید باندازه کافی گویا باشند که علیرغم هر موضع و نگرش که مارکس داشته است، علیرغم اینکه مارکس بویژه در کاپیتال چه نگرش انتقادی به تولید کاپیتالیستی داشته است، ادعا شد بدیل سوسیالیستی و ما به ازاء واقعی نقد او، همان بود که در انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ جنبه مادی یافت، چندین سال در قدرت بود و ادامه آن قدرت پس از دوران استالین به فروپاشی انجامید. ادامه مطلب را بخوانید »

با بُغض بسوی افول

با بُغض بسوی افول

رضا مقدم در “کنفرانس سیزده اتحاد سوسیالیستی کارگری” در مبحث “بسوی حزب”، به منبر رفته است. او بشیوه ای” موژیک- کارگر پناهانه” یک پیشینه جعلی برای مجاهدتهای خود سرهم بندی کرده است تا بسادگی به خورد کسانی بدهد که از دوران عروج مارکسیسم انقلابی به اینسو، بی رگ و ریشه، ناشناس و بی تاریخ و رویداداند. من لازم میدانم بر یکی از آن دستکاریهای موژیکی او در تاریخ اتحاد مبارزان کمونیست، مارکسیسم انقلابی و حزب کمونیست ایران تمرکز کنم. ادامه مطلب را بخوانید »

یکی بود، یکی نبود…

یکی بود، یکی نبود…
“کارگر تُرک:
شما فارس ها در طول تاریخ ما را نه تنها تحقیر کردید بلکه برای ما جوک ساخته و اسباب خنده تان شدیم. تاریخ ما را انکار کرده و در دوره رضا شاه حتی تُرکی حرف زدن را برای ما قدغن کردید، حالا چگونه ما را هم وطن خطاب می کنید در صورتی که در حق ما تبعیض روا داشته اید آیا این منصفانه است؟ ادامه مطلب را بخوانید »

“وگت”ها و مارکس ها در پیوستگی تاریخی

وگتها و مارکس ها در پیوستگی تاریخی

ماجرای جدال بین مارکس و “آقای وگت” (vogt) حاوی درسهای بسیار ارزنده ای است. ادامه مطلب را بخوانید »

در آنسوی دیوار انتقال طبقاتی

در آنسوی دیوار انتقال طبقاتی

آقای رضا مقدم، بار دیگر علیه  “راست روی” و این بار با عنوان “حزب کمونیست ایران، سیگنال به چپ و چرخش به راست” به میدان آمده است. اینکه همه با هر رویکرد به تظاهر نمود دیگری از  ناسیونالیسم کُرد در راس “کومه له” پرداختند، و حزب کمونیست ایران در دنیای واقعی جز یک تابلو، موجودیت عینی ندارد، اما ایشان به “حزب کمونیست ایران” بند کرده است، خود رسالتی که شناسنامه و هویت جدید اینها مُکلفشان کرده است. هدف، نه فقط اکنون، بلکه در ١۸ سال نشانه گرفتن و “افشاء گری” علیه “کمونیسم” است. او طی این ١۸ سال عمدتا با تمرکز بر “جریانات کمونیسم کارگری”، و اکنون با شادی و شعف از سیاست کومه له در هم آوائی با استراتژی و تاکتیکهای ناسیونالیسم کُرد، کمونیسم را آماج گرفته است. کتاب مقدم: “در انتهای راه” در حقیقت “بن بست کمونیسم” را در برابر مناسبات منحط و فاسد محافل بجای مانده از کمپین انتقال طبقاتی قرار میدهد، تا بهر حال کسانی باشند که تا آخر در آن مسیر بد فرجام حضور داشته باشند. یا اگر هم قرار است روال تاکنونی را ادامه بدهند و باز منقبض تر، و – ” روی دُم” همدیگر پا بگذارند و  پورنوگرافی و ادبیات مستهجن را به نام “ادبیات کارگری” زینت بخش سایتهایشان کنند- (همه از خودشان و ماتریال فحش و فضیحتها و فرهنگ لومپنی و چارواداری در توضیح جدائی ها و انشقاقهای ادامه دار)، اما  در هر حال فراموش نکنند که در کُنج انزوا از همان محافل عقده ای و منزوی نیز، به پلاتفرم نفرت از کمونیسم کارگری وفادار بمانند. مقدم نشان داده است که او در انجام این رسالت رسوا، تاریخ تولد هیجده سالگی اش را در اطراقگاه جدید به هر مناسبت و بی مناسبت، نه مصادف با یک روز در آوریل سال ١۹۹۹، که چندین بار در سال چراغانی میکند. ادامه مطلب را بخوانید »

جنگ ” نیابتی” با مبانی و تاریخ کمونیسم کارگری

جنگ ” نیابتی” با مبانی و تاریخ کمونیسم کارگری

من با گردآوری و انتشار آثار منصور حکمت و از جمله در نشریه بستر اصلی نیز، تلاش کرده ام که بحثهای “مبانی کمونیسم کارگری”، زمینه های عینی و تاریخی طرح آنها و بنیانهای “تفاوت ما” با شالوده های انواع کمونیسمهای غیر کارگری، خرده بورژوائی و بورژوائی، و البته نوع جدیدی از سوسیالیسم دترمینیست به نام سوسیالیسم دو خردادی را بازخوانی کنم. نقد بنیانهای “سوسیالیسم خلقی” که حزب کمونیست ایران در برآیند یک ائتلاف ضد پوپولیستی و به اتکاء ماتریال انسانی “چپ ۵۷”ی  محصول واقعی آن دیدگاه انتقادی بود، یکی از پیش زمینه های مادی و اجتماعی طرح مبانی کمونیسم کارگری،  تقریبا بلافاصله پس از تشکیل حزب کمونیست ایران در سال ۱۳۶۲ است. ادامه مطلب را بخوانید »

مختصری در باره پایه های شکل گیری جهان دوقطبی

مختصری در باره پایه های شکل گیری جهان دوقطبی

در مورد سقوط و فروپاشی اردوگاه و بلوک سابق شوروی، مطالب و تحقیقات و پژوهشهای فراوان نوشته و انجام شده است. قبل از پایان جهان دو قطبی نیز مباحث بسیاری در باره آنچه که در پی انقلاب اکتبر، حاکم شد صورت گرفت. از نظر من ارزیابیهائی که بویژه منصور حکمت، در باره علل شکست انقلاب اکتبر در سمینارها و نوشته های تحلیلی و با رویکرد نقد سوسیالیستی در تقابل با نقد دموکراتیک انجام داده است، کلید راهنما است. آن مباحت پایه ای در نشریه بسوی سوسیالیسم، نشریه تئوریک حزب کمونیست ایران و نیز بولتنهای مباحث مربوط به شوروی مکتوب اند و قابل رجوع. ادامه مطلب را بخوانید »

سقوط آزاد از “چپ” به محافظه کاری

سقوط آزاد از “چپ” به محافظه کاری

آقای مصطفی مدنی، از محتوای نامه فواد تابان و فراخوان آن خطاب به سازمانها و افراد “چپ” بسیار برآشفته است. ایشان تلاش کرده است “صورت مساله” را بزعم خود بدون زوائد و حواشی و بدون قاطی کردن “سیاست” با “اخلاق” در برابر فواد تابان بگذارد. مینویسد اگر “سوال” برای آقای تابان این بود که شرکت در انتخابات آری یا نه؟ “قطعا نیازی به پاسخ نداشت”! و جالب این است که اعتراضیه خود آقای مدنی عینا همین عنوان را دارد: “شرکت در انتخابات آری یا نه”!! رویکرد آقای تابان در نامه ایشان، برخلاف برداشت “اخلاقی” آقای مدنی، “تفاوتهای نظری”، نیست. آقای مدنی با دستکاری “زیرکانه” صورت مساله، شرکت خود در انتخابات رژیم اسلامی و برسمیت شناختن آن مضحکه را بار حماسی میدهد و نشان دادن قبح و زشتی آن رویکرد را آنهم از سوی کسی که در تاریخ “چپ” مورد نظر با خود ایشان بستر مشترکی داشته اند و چه بسا در یک سازمان و احتمالا هم کمیته، “سراسر اهانت، مملو از تحریف و دروغ پردازی” توصیف میکند. ادامه مطلب را بخوانید »

مبارزه طبقاتی “آگاهانه”

مبارزه طبقاتی “آگاهانه”

مصطفی اسد پور در پاسخ به نقد نسان نودینیان و ناصر اصغری مواضعی را به جلو صحنه پرتاب کرده است که،  بسیار آشنا هستند. دو نفر اول در رابطه با اعتراضات خیابانی کارگران، و با تمرکز ویژه بر اعتراض کارگران “هپکو”، از موضع بایکوت اعتراض خیابانی کارگران، توسط اسد پور در تعجب؛ و این سوال را طرح کرده بودند: “مصطفی اسد پور(رشیدی) را چه شده است؟ ادامه مطلب را بخوانید »