Wordpress Themes

مردم به فقر نه می گویند: انتخابات در اروپا ٬ پاسخ چیست؟ دموکراسی یا سوسیالیسم

“دموکراسی، تعابیر و واقعیات” را منصور حکمت در سال ۱۹۹۳ نوشت، ۳-۴ سال پس از فروپاشی بلوک شوروی، یعنی نظام سرمایه داری دولتی که بعنوان “سوسیالیسم موجود” نامیده می شد. در این اثر منصور حکمت واقعیات پایه ای در مورد نظام دموکراسی را به رشته تحریر درآورد و توهمات عام و متداول درباره دموکراسی را باز نمود. او نوشت:  ادامه مطلب را بخوانید »

تصمیم رفیق نسان نودینیان و درد شکم عده ای!

با پیوستن مجدد ر. نسان نودینیان به حزب کمونیست کارگری ایران(حککا) هر کسی به این تصمیم او از زوایای مختلفی نگریسته و برای من شخصا دور از انتظار نبود. جای خیلی های دیگر هم در حزب خالی است. اما تصمیم فردی و آگاهانه آدمها مهمتر از هر زاویه انتظار فرد دیگر است. با وجود اینها و از محتوای نامه های تاکنون علنی شده پیداست که تصمیم پیوستن ر. نسان بعضی از دوستان سابق را به درد شکم مزمنی گرفتار کرده است. واقعیت این است زیادی وسواس شده اند و اعصاب خود و بقیه را هم آزار میدهند. ادامه مطلب را بخوانید »

خزان دون کارلئونه های پلاستیکی

(حزب کمونیست کارگری در برخورد به سوال از عضو جدیدشان)

 نامه فردین آرام به نسان نودینیان راجع به پیوستنش به حزب کمونیست کارگری ایران (حککا) و جواب کوتاه من به نادر بکتاش عکس العملها و برخوردهائی را از جانب تعدادی از رهبران حککا  به دنبال داشته که در این نوشته در حد امکان سعی می کنم  به همه آنها بپردازم. ادامه مطلب را بخوانید »

تلگرافی، به فردین آرام

فردین آرام مطلبی در مورد نسان نودینیان و محمد آسنگران نوشته است.

http://www.azadi-b.com/J/2012/05/post_405.html

بخشی از این مطلب هم در مورد نوشته‌های من است. ادامه مطلب را بخوانید »

یک حرف حساب، یک زندگی فرانسوی و یک شغل شریف.

اگر نسان نودینیان در همان اطلاعیه مطبوعاتیش به یک دهم آنچیزی که طی چند روز گذشته راجع به تجربیات سالهای گذشته اش گفته است هم اشاره میکرد ، حداقل بیرون از حزبی که به آن پیوسته ، احدی به ایشان اغور به خیر هم نمیگفت چه برسد به اینکه “جویای حقایقی ” که اتفاقا حتی با “سپری شدن زمان” هم هنوز جزو حقایق هستند شوند و “حساسیت پادگانی و ژنرالی در فضای مجازی و سایتها” (منبع این لطیفه ، شاهکار جدید بکتاش است) ایجاد کنند. جدا از اینکه ایشان در جواب به این “حساسیت”ها ی ایجاد شده، هم فیسبوکی و هم در نامه سرگشاده اش چه گفته است و هرچند در مراحل اولیه ، کمپین نفرتی را که در ستایش سکوت او و توصیه به ادامه آن به راه افتاده بود ارج گذاشت اما انصافا با شروع به گفتن از آن “تجربه های چند سال گذشته” نشان داد که دنیایش هنوز دنیای بیا دمی خوش باشیم و بیخیالی را عشق است بکتاش ، آسنگران نیست. ادامه مطلب را بخوانید »

چگونه “دفاع طلبی – ضد امپریالیستی” در کنار رژیم اسلامی قرار میگیرد؟

اخیرا خالد حاج محمدی از اعضاء محفل کورش مدرسی مطلبی تحت عنوان “تحریم و فضای جنگی٬ چپ و آلترناتیوها” نوشته است که سرنخهای مهمی از سیاست دفاع طلبانه خجولانه این جریان از رژیم اسلامی در تقابل و جنگ احتمالی دو اردوی تروریستی جهان معاصر بدست میدهد. ادامه مطلب را بخوانید »

اسلامیون علیه آزادی بیان در کردستان عراق

طی چند روز گذشته به بهانه انتشار مطلبی در شماره ١۴ نشریه «چرپه» در کردستان عراق، که در آن مطلبی از «هه لمه ت گوران» درج شده، تحرکات زیادی در شهر «هه ولیر» (اربیل) توسط جریانات اسلامی با حمله به تعدادی از مغازه های مشروب فروشی و بارها صورت گرفته و تظاهراتهایی به راه افتاده است. اسلامی ها ادعا میکنند که در مطلب هلمت گوران که فردی لائیک است و در نروژ زندگی میکند، به خدا و سایر مقدسات اسلامی ها توهین شده است. ادامه مطلب را بخوانید »

انتقاد از حزب کمونیست کارگری و یا وارفتگی سیاسی

برای بعضی ها تنها بهانه هایی کافی است که هر از گاهی حرف ناحقی نثار حزب ما کنند. تو گویی برای خود بطور سالانه سهمیه تعیین کرده اند که چندبار فقط چیزی علیه ما بگویند، عقده خود را خالی کنند و آنگاه با خیال آسوده به خمود سیاسی خود باز گردند. و در تنهایی که اینها در آن زندگی می کنند این عمل چقدر قهرمانانه به نظر می رسد!! ادامه مطلب را بخوانید »

نرخ ارتباط با توده ها در داخل کشور چقدر است؟

گفته شد که چرا نقد میشود اما آلترناتیوی ارائه  نمیکنم. من هم از جمله کسانی هستم که نقد میکنم, پرسش مطرح میکنم, معضل را مکتوب میکنم اما آلترناتیوی ارائه نمی دهم.اشکال را میبینم اما راه حل را نمیدانم.توان تشخیص کمبودها را دارم اما راه حلی برایشان نمیشناسم.اما افرادی بوده اند که اولا شناخته شده هستند. دوما در جایگاه رهبری یک سازمان یا تشکل قرار داشته اند. سوما پیشینه آنها دال بر این است که در گذشته نیز راه حل هائی ارائه داده اند و مشکل گشا بوده اند و در این زمینه تخصص هائی دارند.بهمین دلیل این وظیفه قبل از هر فردی دیگر بر عهده آنان بوده است که صدای مشترک چپ رادیکال را سازمان دهند. ادامه مطلب را بخوانید »

من هم خواب دیدم …!

خواب بودم و خواب دیدم که درصف صبحانه در زندان لیبرتی هستم . درهمان خواب نفسم گرفت ، ولی چند لحظه بعد و با دیدن خیلی ها حالم بهترشد و به خودم گفتم پس من تنها نیستم .
موضوع دیدن خواب و باورش ازهرزاویه ایی هیچوقت مشغله ذهنی برایم نبود . ولی خوابهای متعددی یادم بود که غیرمستقیم به واقعییت پیوسته بود . در خوابم ودر زندان لیبرتی هم ؛ این یک مورد یادم بود و آزارم میداد ؛ که مبادا این خواب نباشد بلکه تعبیرش باشد ….تجربه انواع زندانها پوستم را کلفت کرده بود ؛ ولی با این همه ؛ نفسم ازدیدن فضای زندان درهمان خواب گرفته بود . ادامه مطلب را بخوانید »