<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>مقالات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/M/atom.xml" />
   <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3" title="مقالات" />
    <updated>2012-02-04T06:40:23Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>بحران سرمایه داری، تحریم های اقتصادی و تاثیرات آن </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/02/post.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11384" title="بحران سرمایه داری، تحریم های اقتصادی و تاثیرات آن " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11384</id>
    
    <published>2012-02-04T06:38:49Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:40:23Z</updated>
    
    <summary>علی مطهری : جهان سرمایه داری بحران اقتصادی ژرف، ریشه دار و گسترده ای را از سر میگذراند، قدرتهای جهانی از چند سال قبل تلاش وسیعی را جهت سرشکن کردن بار این بحران بر دوش کارگران و اقشار کم در...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="علی مطهری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/a.motahari-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />علی مطهری</font> : جهان سرمایه داری بحران اقتصادی ژرف، ریشه دار و گسترده ای را از سر میگذراند، قدرتهای جهانی از چند سال قبل تلاش وسیعی را جهت سرشکن کردن بار این بحران بر دوش کارگران و اقشار کم در آمد </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">را به دستور اول خود رانده اند. در مقابل این اوضاع کارگران و مردم کم در آمد این جوامع نیز عکس العمل ها و اعتراضات بزرگ و کوچکی راعیله دولت های سرمایداری را سازمان داده اند. اما تعرض سرمایه داری جهانی به سفره خالی مردم و خدمات اجتماعی تنها گوشه ای از تعرض وسیعتر و تحمیل فقر و فاقه بیشتر بر به مردم جهان در راستای برون رفت از تنگنای اقتصادی ناشی از بحران کنونی است. چرا که جنگ قدرت های جهانی بر سر تجدید تقسیم جهان پیامد ها آن، فشار اقتصادی وسیعتری را به زندگی مردم جهان تحمیل خواهد کرد. خاورمیانه یکی از مناطق مهم و احتمالا مهم ترین میدان نبرد و رقابت بین قدرت های جهانی است، و ایران یکی از موانع اساسی سلطه همه جانبه امریکا و غرب در این جغرافیا مشخص میباشد. تنش بین امریکا و به درجه ای کمتر اروپا با ایران سابقه طولانی دارد، اما موقعیت شکننده رژیم ایران بویژ بعد از تحولات کشورهای عربی و شاخ افریقا و زیر ضرب قرار گرفتن دولت سوریه توسط مردم معترض و دست بالا پیدا کردن محمود عباس در تحولا ت اخیر فلسطین در مقابل حماس و...، امریکا و غرب را در موقعیت مناسبی جهت افزایش فشار و تعرض بیشتر به جمهوری اسلامی قرار داده است. امریکا و غرب با استفاده از این فرصت، اقدام به گسترش هر چه بیشتر تحریم اقتصادی ایران کردند تا از این طریق جمهوری اسلامی ایران را در حلقه  ضعیفی به پشت میز مذاکر بکشانند و با کنار زدن این مانع، پیشروی خود را تسریع نمایند. بهر حال تعیین تکلیف نهایی در خاورمیانه در راستای منافع امریکا و اروپا هنوز بخشا از کانال به تسلیم کشاندن جمهوری اسلامی میگذرد، چین و شوروی درمقابل این روند و تحریمهای بیشتر اعتراض و سنگ اندازی میکنند ولی قادر به توقف و یا حتی کاهش این فشار نیستند. نیاز امریکا و غرب به یک خاورمیانه غربی افزایش فشار به ایران را بیشتر خواهد کرد و در صورت مقاومت ایران در مقابل این شرایط، بعید نیست کار به درگیری نظامی با ایران بکشد. اما با وجود اوضاع بحرانی و شکننده امروز ایران، بعید بنظر میرسد جمهوری اسلامی به چنین شرایطی تن دهد. چرا که تسلیم به شرایط دول غربی، جمهوری اسلامی را ناگریز میکند خود را چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی باز تعریف کند. و این بحران و تقابل درونی رژیم را به مرحله خطرناکی میرساند و کارگران و مردم درکمین نشسته را در موقعیت مناسبی برای تعرض به کلیت نظام قرار میدهد و زمینه بگور سپردن رژیم سرمایه داری اسلامی را فراهم مینماید. </p><p align="justify">اما خارج از معادلات موجود و اهدافی که امریکا و غرب از تحریم های اقتصادی تعقیب میکنند. و خارج از اینکه محدویت های ناشی از تحریم ها چه مشکلات و تنگناهای مالی و اقتصادی را میتواند برای جمهوری اسلامی، در بر داشته باشد، و اثرات آن بر تشدید بحران رژیم هر چه باشد، که باید در جای دیگر به آن نیز پرداخت. تاثیرات آن بر حیات و ممات مردم غیر قابل انکار است و حکومت اسلامی و صاحبان سرمایه نیز تلاش میکنند بخش عمده این فشار مالی و اقتصادی را به جامعه انتقال دهند و کارگران و مردمان فاقد سرمایه را به فلاکت و ناامنی اقتصادی بیشتری سوق دهند. همین امروز پیامدهای بسیار منفی تحریم اقتصادی بر شرایط  کار و زندگی کارگران و مردم کم درآمد ایران قابل مشاهده است.</p><p align="justify">اقتصاد ایران تحت تاثیر تحریم بانک مرکزی و اخیرا نفت ازسوی امریکا و غرب، رو به وخامت گذاشته، بگفته بخشی از رژیم درافشای بخش دیگر، نه تنها ذخایر ارزی بانک مرکزی ته کشیده است بلکه ارز ناشی از فروش نفت نیز از صندوق خارج شده است و تورم ناشی از افزایش قیمت ارز بین المللی و بویژه دلار و کاهش قیمت ریال، بهای بخش مهمی از کالا های مورد نیاز روزانه مردم را افزایش داده و سفره صاحبان اصلی و تولید کننده گان این کالاها را بیش از سابق خالی کرده است. افزایش همه جانبه و سریع قیمت کالاها، بنیه مالی و توان اقتصادی و قدرت خرید مردم را بشدت کاهش داده است. و کارگران و مردم فاقد سرمایه را در چنبره فشار مضاعف قرار داده است. </p><p align="justify"> در مواجه با تحریم های بانکی، امر صادرات و واردات دچار اختلال شده و تهیه کالاهای واسطه و ضروری برای تولید را با مشکل روبرو نموده است و در بسته شدن کارخانه های بیشتری، دولتی و غیر دولتی تاثیرگذاشته است و همچنین موجبات بیکاری بیشتر کارگران را فراهم نموده است. هر چند تعطیل شدن کارخانه ها و بیکار شدن کارگران، امر تازه ای نیست و بیکاری در اثر بحران مزمنی که جمهوری اسلامی از بدو تولدش با آن روبرو بوده است به یک معضل اساسی جامعه ایران تبدیل شده است، ولی تحریم های امروز ابعاد آنرا به مراتب افزایش داده است. و این در جامعه ایران که حکومتش کوچکترین مسئولیت در قبال ایجاد امنیت شغلی کارگران و سایر اقشار کم در آمد به عهده نگرفته، بلکه خود نیز از عوامل تشدید آن به شمار میرود یک فاجعه است. در این کشور که بیمه بیکاری وجود ندارد، دوران بیکاری از سخت ترین اوقات زندگی کارگران محسوب میشود. کارگر در چنین شرایطی دستش به جای جهت تامین معاش خود وخانواده اش بند نیست، در نتیجه در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی قرار میگیرد.</p><p align="justify"> تحریم های اقتصادی و فضای جنگی بر فراز جامعه ایران در جهت به انحراف کشاندن اذهان مردم و متوهم کردن بخشهای از جامعه نسبت به توان تحریم های اقتصادی در به زانو در آوردن جمهوری اسلامی و تغییر رژیم به قدرت نظامی امریکا عمل میکند. سیاست تحریم ربطی به طبقه کارگر ندارد و در راستای مصلحت اقشار زحمتکش جامعه نیست. تحریم اقتصادی قبل آنکه لطمه ای به جمهوری اسلامی وارد نماید، مبارزات و اعتراضات گارگران و مردم را به حاشیه میراند و فشار مضاعف به زندگی مردم زحمتکش ایران وارد مینماید و دست جانیان اسلامی و صاحبان سرمایه را در تحمیل فقر و فاقه و سیاهی و تباهی بیشتر به کارگران و انسانهای فاقد سرمایه بازتر و زمینه سرکوب هر اعتراضی را به بهانه تحریم اقتصادی فراهم میکند.</p><p align="justify"> کمونیستها و کارگران خواهان سرنگونی انقلابی کلیت نظام اسلامی سرمایه و کوتاه شدن دست جانیان اسلامی از سر مردم هستند. کمونیستها و رهبران کارگری در ضمن آگاهگری و مقابله سیاسی با روند جاری در ایران، باید هوشیاری سیاسی طبقه کارگر و شناخت پیشروان محلی از تحولات کنونی را افزایش دهند و مانع آن شوند که فشار این تحریم ها کارگران را در خود مچاله کند. رهبران کارگری و فعالین کمونیست با آکاه و متشکل کردن طبقه کارگر و تلاش برای دخالت در فعل و انفعالات اجتماعی و اعتراضات و مبارزات مردم و ایجاد اعتماد بنفس در میان کارگران و مردم معترض جهت کنار زدن جمهوری اسلامی به نیروی متشکل خود، میتوانند سد محکمی را در مقابل توهمات بخشی از جامعه نسبت به تحریم های امریکا و غرب ایجاد نمایند.</p><p align="justify">۲۰۱۲/۰۲/۰۲. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>از تشدید تحریم ها تا امکان جنگ آمریکا – ایران!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_369.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11257" title="از تشدید تحریم ها تا امکان جنگ آمریکا – ایران!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11257</id>
    
    <published>2012-01-27T18:34:48Z</published>
    <updated>2012-01-26T18:40:57Z</updated>
    
    <summary>محمد قراگوزلو : درآمد - روابط سیاسی ایران و آمریکا بعد از انقلاب بهمن ۵٧ همواره در یک فرایند معطوف به تعامل و تقابل حرکت کرده است. بخش نخست این تعامل از فشار دولت جیمی کارتر به شاه...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="محمد قراگوزلو" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/m.qaragozloo-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />محمد قراگوزلو</font> : درآمد - روابط سیاسی ایران و آمریکا بعد از انقلاب بهمن ۵٧ همواره در یک فرایند معطوف به تعامل و تقابل حرکت کرده است. بخش نخست این تعامل از فشار دولت جیمی کارتر به شاه</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> در راستای اجرای سیاست های حقوق بشری و کنترل عنان گسیخته گی نظامیان خشن وفادار به شاه از سوی فرستاده ی آمریکا و غرب (ژنرال هایزر) به تهران ، مذاکره با ژنرال ها و تسلیم ارتش و انتقال توافقات کنفرانس گوادالوپ به ساحت سیاسی ایران شروع شده و در ادامه با نشست الجزایر و آزادی گروگان های سفارت خانه ی آمریکا در تهران به عنوان یک چراغ سبز به نئوکنسرواتیست ها (دار و دسته ی ریگان) ادامه یافته و در حوادث بسیار مهمی مانند کنتراگیت، جنگ های داخلی بالکان ، جمع کردن بساط طالبان و کومک به سقوط صدام استمرار داشته است. روی دیگر این تعامل صورت های مختلف تقابل بوده است. حمایت آمریکا و اروپا از افراد و جریان های مختلف اپوزیسیون بورژوایی که از سلطنت طالبان شروع شده و تا مجاهدین خلق و مشروطه خواهان و ... اینک اصلاح طلبان گسترش پیدا کرده است ، پشتیبانی لجستیکی و اطلاعاتی از صدام حسین در یک دوره ی طولانی و به طور مشخص تا مرحله ی حمله ی صدام به کویت، تقویت قدرت سیاسی و نظامی دولت های رقیب جمهوری اسلامی در منطقه از ترکیه تا عربستان ، حمایت بی قید و شرط از دولت اسرائیل و بعضی حرکت های ایذایی مانند شلیک جنایت کارانه به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آب های خلیج فارس و ماجرای  طبس و توقیف سلاح ها و بخشی از اموال ایران و مشابه در شمار این تقابل ها بوده است.اما مهم ترین عرصه ی برخورد تاکنونی آمریکا و ایران – مستقل از یک سلسله جنگ های روانی – در حوزه ی تحریم های اقتصادی و سیاسی نسبتاً گسترده یی صورت بسته که هدف نهایی آن مهار پروژه ی هسته یی جمهوری اسلامی است.</p><p align="justify">از سال 1384 و متعاقب عروج احمدی نژاد و ورود همه جانبه ی سپاه به تمام میدان های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ، سیاست های مدارا جویانه ی دولت ایران با غرب وارد فاز تهاجمی شد.اصلاح طلبان که بعد از پایان جنگ با&quot; دولت توسعه ی اقتصادی&quot; رفسنجانی به ضرورت <strong>ادغام</strong> <strong>در</strong> <strong>سرمایه</strong> <strong>داری</strong> <strong>جهانی</strong> به عنوان پیش شرط موفقیت روند <strong>انباشت</strong> <strong>سرمایه</strong> پی برده بودند؛به تدریج سیاست &quot; گفت و گوهای انتقادی&quot; و &quot;تشنج زدایی&quot; را در دستور کار خود قرار دادند.چنین سیاستی با روی کار آمدن دولت خاتمی و مذاکرات هسته یی با غرب در نهایت به توافق سعدآباد و تعلیق غنی سازی رسید. اما دولت احمدی نژاد – به ویژه از سال آخر دور اول ریاست جمهوری خود – از یک سو برای توافق با آمریکا از طریق شورای عالی ایرانیان (تیم مشایی) به لابی گسترده یی با مقامات پیدا و پنهان آمریکایی دست زد و برای اثبات حسن نیت و ماهیت عمیقاً راست خود برنامه های دیکته شده ی صندوق بین المللی پول (سیاست تعدیل ساختاری) را با سرعتی کم مانند عملیاتی ساخت و از سوی دیگر به اعتبار گرایش های نئوکنسرواتیستی؛ سیاست خارجی خود را بر مبنای تهاجم منطقه یی به منافع آمریکا طراحی کرد.</p><p align="justify">در افزوده ی 1: سیاست تعدیل از زمان رفسنجانی کلید خورده و با برنامه ی نئولیبرالی هایکی- هانتینگتونی دولت خاتمی در قالب بی کار سازی ها و معافیت از پوشش قانون نیم بند کار تداوم یافته است.</p><p align="justify">در افزوده ی 2: برای نظام سیاسی ایران و دولت حاکم؛ تسریع پروژه ی غنی سازی فقط سیاست اتمی شدن؛ افزایش <strong>قدرت</strong> <strong>چانه</strong> <strong>زنی</strong> با دولت های متروپل و حاشیه یی و بیمه شدن در مقابل <strong>تهدیدات</strong> <strong>خارجی</strong> را دنبال نمی کند. این سیاست به طور مشخص در جست و جوی ایجاد فرصت های جدید به منظور جلب <strong>سرمایه</strong> <strong>ی</strong> <strong>خارجی</strong> از طریق اعمال هژمونی یک دولت قدرتمند <strong>نیز</strong> هست. درک این نکته که پاکستان اتمی هنوز یک قدرت درجه دوم منطقه یی است با تصویر پیش نوشته چندان دشوار نیست. به این مفهوم اتمی شدن به خودی خود و با وجود تبلیغات سرسام آورغرب؛ امتیازی برای دولت ایران محسوب نمی شود. کما این که در محاسبات داخلی نیز یک دولت اتمی در صورت از دست دادن <strong>پای</strong> <strong>گاه</strong> <strong>توده</strong> <strong>یی</strong> خود مانند دولت بورژوایی حاکم بر اتحاد شوروی قابلیت فروپاشی از درون را به صورت بالفعل دارد. مضاف به این که دولت ایران به دلیل بحران اقتصادی و کسری بودجه از <strong>نوسازی</strong> <strong>حیاتی</strong> <strong>صنعت</strong> <strong>نفت</strong> خود عاجز است و به هیچ وجه از سرمایه ی لازم برای ایجاد نیروگاه های تولید انرژی برخوردار نیست. باری.....</p><p align="justify">منازعات داخلی عراق، افغانستان و لبنان این فرصت را به دولت ایران می داد که آمریکا و غرب را به چالش مستقیم بکشد.در عراق اگرچه بی ثباتی کنونی امکان یک فروپاشی را محتمل تر از همیشه کرده است؛ اما در پیروزی ایران بر آمریکا کم ترین تردیدی نیست.جریان نوری مالکی و متحدانش با وجودی که در آخرین انتخابات یک کرسی پارلمانی کم تر از جریان سکولار و پروغرب ایاد علاوی کسب کردند؛اما به اعتبار حمایت مستقیم ایران، دولت را تشکیل دادند و ائتلاف العراقیه را کنار زدند و تا آن جا پیش رفتند که  گوش معاون رئیس جمهور(طارق الهاشمی) را نیز مالیدند. دولت اقلیم کردستان مرکب از دو گروه اتحادیه ی میهنی جلال طالبانی و حزب دموکرات بارزانی به نحو بارزی با تهران هم سو هستند.دولت اقلیم مانند دولت مالکی دست نشانده ی آمریکا به شمار می رود و از درون <strong>جنگی</strong> <strong>امپریالیستی</strong> بیرون آمده است.</p><p align="justify">با این همه، این جریان ها حافظ منافع سیاسی و اقتصادی ایران در عراق به شمار می روند. می خواهم بگویم که حتا برخورد مستقیم ایران و آمریکا در عراق نیز در نهایت به یک دولت پروغرب اسلامی هوادار تهران منجر شده است و این تناقض قابل فهم تقابل و تعامل ایران و آمریکاست. در لبنان و افغانستان و پاکستان و ترکیه نیز چنین است...</p><p align="justify"><strong>از تشدید تحریم ها تا....</strong></p><p align="justify">بعد از آن که آقایان لولا داسیلوا (رئیس جمهور وقت برزیل) و رجب طیب اردوغان (رئیس جمهور ترکیه) نشست سه جانبه ی تهران را با نیش های باز رضایت ترک کردند، تا به اعضای 1+5 بشارت دهند که دولت ایران دست از غنی سازی 20 درصدی برداشته و به خروج و معاوضه ی اورانیوم 4 درصدی خود – به ترکیه و معاوضه با فرانسه – رضایت داده است، یک گرایش حاکم و دارای قدرت نهایی و قطعی در نظام حاکم با طرح پیش شرط های جدید عملاً کل دیپلماسی سازش کارانه ی دولت را نقش بر آب کرد.چند ماه قبل از تلاش داسیلوای برزیلی ، ولادیمیر پوتین نیز بخت خود و دولتش را برای حل این منازعه آزموده و شکست خورده بود.تنها دست آورد سفر پوتین به تهران ، خروج اجباری علی لاریجانی از شورای امنیت ملی بود.به دنبال شکست این تلاش های دیپلماتیک شورای امنیت سازمان ملل متحد ناامیدتر از همیشه یک سلسله تحریم های شکننده را عملیاتی کرد و در حالی که رئیس دولت نهم و دهم در رویاهای خود قطع نامه ها را &quot;<strong>کاغذ</strong> <strong>پاره</strong>&quot; می دانست ، حلقه ی فشارها تنگ تر شد.</p><p align="justify">نکته ی جالب این جاست که دو دولت چین و روسیه - که ظاهراً متحد دولت ایران هستند – همواره و بدون تردید زیر پای این قطع نامه ها امضای پر رنگ گذاشته اند و همین امر علاوه بر کارشکنی روسیه در راه اندازی نیروگاه بوشهر وعدم تحویل موشک های اس – 300 موید این نکته ی باریک است که نظام ایران در سطح بین المللی با هیچ دولت قدرت مندی دارای روابط عمیق استراتژیک نیست.</p><p align="justify">روس ها – چنان که در توافق نامه ی دریاچه ی خزر نشان دادند-استاد بازی کردن با کارت ایران هستند و دولت چین با وجودی که از ره آورد بازار آزاد ایران بین 3 تا 5 میلیون از ارتش ذخیره ی کار خود را به قربانگاه برده گی مزدی و استثمار مطلق کشیده است؛ اما تراز بازرگانی چین با آمریکا و اتحادیه ی اروپا به ساده گی دولت ایران را اوت خواهد کرد.</p><p align="justify">در چنین شرایطی است که دولت آمریکا و متحدانش در اتحادیه ی اروپا ابتدا تحریم بانک مرکزی و سپس تحریم نفت ایران را پیش می کشند و از طریق عربستان و امارات و لیبی به دولت های خریدار نفت ایران (هند، ژاپن،یونان ، ایتالیا، اسپانیا) و البته بازار انرژی جهانی قول می دهند که نگران غیبت نفت ایران و افزایش بهای انرژی نباشند.</p><p align="justify">در حال حاضر صنعت نفت ایران به دلیل <strong>فرسوده</strong> <strong>گی</strong> <strong>ابزار</strong> <strong>تولید</strong> قادر به تولید سهمیه ی اوپکی خود (چهار میلیون و هفتصد هزار بشکه در روز) نیست و دربه ترین تخمین ها یک میلیون کم تر از سقف سهمیه ی خود تولید می کند .کم و بیش یک میلیون بشکه به مصارف داخلی می رسد و نزدیک به دو و نیم میلیون بشکه با قیمت های متفاوت وارد بازار جهانی می شود.این صنعت زنگ زده برای نوسازی ، بازگشت به عرصه ی رقابت و پاسخ گویی به نیازهای اولیه اقتصاد ورشکسته ی ایران دست کم نیازمند 300 تا 500 میلیارد دلار سرمایه گذاری است.رقمی نجومی که حتا با خصوصی سازی و فروش بشکه های نفت و اوراق مشارکت به افراد حقیقی- چنان که اخیراً از سوی وزیرنفت اعلام شده؟!- قابل تأمین نیست . اساساً چنین سرمایه ی هنگفتی نه در ایران و نه در نهادهای برتون وودز وجود ندارد.( دولت یونان برای گدایی نیمی از این مبلغ کاسه ی گدایی به دست دم در صندوق بین المللی پول و بست نشسته و دست به دامن خانم مرکل و دولت آلمان زوزه می کشد. چنین است اوضاع وخیم و بحرانی دولت های ایتالیا و پرتغال و اسپانیا و...). به این ترتیب موضوع تحریم نفت ایران به یک گزینه ی جدی در سیاست های فشار غرب تبدیل شده است و هر چند که آمریکا و اتحادیه ی اروپا اجرای تحریم نفتی را تا شش ماه به تعویق انداخته اند اما آثار ناشی از جنگ روانی این مهم در کنار عوارض تحریم بانک های ایران؛ به وضوح خود را در وال استریت تهران نشان داده است.در عرض کم تر از دو ماه قدرت برابری ریال نسبت به دلار ، یورو و پوند به نحو وحشت ناکی کاسته شده.افزایش قیمت دلار از 1200 تومان در اردی بهشت ماه جاری (1390) به 2200 تومان (اوایل بهمن جاری) از علایم سحر سیاه این تحریم هاست.به محض تشدید تحریم ها قیمت گوشت قرمز ظرف دو روز دست کم دوهزار تومان افزایش یافته است.(قابل توجه هواداران تحریم!) قیمت دارو و سایر کالاهای مورد نیاز مردم به سرعت برق رو به فزونی است. هجوم نقدینه گی های سرگردان به بازار ارز و طلا <strong>صرفاً</strong> آثار روانی تحریم ها ، <strong>شکست</strong> <strong>طرح</strong>  <strong>تورم</strong> <strong>زای</strong> <strong>هدف</strong> <strong>مندی</strong> <strong>یارانه</strong> <strong>ها</strong>، سرگیجه ی بانک مرکزی و ناتوانی و تناقض سیاست های پولی  دولت ایران را نماینده گی نمی کند.کما این که دستوری و امنیتی کردن وال استریت تهران نیز راه به جایی نبرده است و سوداگران مسلط به بازار آزاد و دستان مرئی و نامرئی دلار می خرند(از کجا؟) و ریال به باد می دهند و آثار هول ناک تحریم ها در <strong>معیشت</strong> <strong>روزمره</strong> <strong>ی</strong> <strong>کارگران</strong> و <strong>زحمت</strong> <strong>کشان</strong> واقشار میانی و تحتانی طبقه ی متوسط خود را نشان داده است.هدف آمریکا و اروپا از سیاست تحریم وادارسازی نظام ایران به تمکین در برنامه ی هسته یی است. چنین تمکینی با وجود هر درجه از پراگماتیسم در رهبری نظام به مثابه ی پذیرش قطع نامه ی 598 عمل خواهد کرد ودر نتیجه  احتمال این عقب نشینی بسیار دور است.</p><p align="justify">از سوی دیگر غرب با اذعان به این که تحریم ها می تواند – و توانسته است – به مردم ایران فشار مستقیم وارد کند؛ امیدوار است از طریق دامن زدن به حجم کمی و کیفی <strong>نارضایتی</strong> <strong>ها</strong> و <strong>تعمیق</strong> <strong>فقر</strong> ، به تعرض مردمی علیه نظام و گسترش شکاف دولت – ملت کومک کند! دو تجربه ی 9 ساله ی تحریم های غرب علیه دولت آفریقای جنوبی و صدام حسین به وضوح نشان داده است که در <strong>فقدان</strong> <strong>یک</strong> <strong>جنبش</strong> <strong>سراسری</strong> <strong>متشکل</strong> و <strong>مترقی</strong> و <strong>رزمنده</strong> ، هر درجه از تحریم ها صرفاً به معاش فرودستان ضربه خواهد زد.برای اثبات این آموزه ی ضد انسانی صدها هزار کودک عراقی مردند تا امپریالیسم به این نتیجه برسد که برای ساقط کردن یک دولت سرکش باید چنگال های میلیتاریستی خود را وارد عمل کند و به قیمت تخریب تمام مظاهر تمدنی یک ملت ، دولتی دیکتاتور (طالبان، صدام ،قذافی و ... ) را ساقط و دولت های مشابه را حاکم کند .</p><p align="justify"><strong>... تا امکان جنگ!</strong></p><p align="justify">از زمان زنجیر پاره کردن بوش های پدر و پسر و طرح محور شرارت ، تاکنون که جناح &quot;مسالمت جو&quot; ی هیأت حاکمه ی امپریالیسم آمریکا در قدرت است ، همواره تهدید &quot;گزینه ی نظامی روی میز است&quot; از کاخ سفید به تهران مخابره شده است.صدای این گزینه در مقاطع مختلف بلند، آهسته یا خاموش شده است و اینک که موضوع تحریم نفت نظام ایران را به سوی تحدید و حتا تهدید بستن تنگه هرمز رانده است ، بار دیگر صدای شیپور گوشخراش جنگ بلند شده است.در همین راستا تحلیل های مختلفی از سوی اپوزیسیون راست و چپ ایران تولید و بیانیه های &quot;چپ&quot; و راستی شرف صدور یافته است ، که غالب آن ها با درون مایه ی احساسی،سطحی،ناسیونالیستی و حزب توده یی شکل بسته است. واضح است که نگارنده امکان جنگ در شرایط کنونی و در آینده یی قابل پیش بینی را به مراتب ضعیف تر از دوران سلطه ی باند بوش – دیک چنی (رامسفلد، رایس، ولفوویتز، بولتون و ... ) می داند. نه به این سبب که دموکرات ها نسبت به جمهوری خواهان ملایم یا لطیف ترند! حتا استدلال ما معطوف به این نکات نیزنیست:</p><p align="justify">. <strong>شکست</strong> آمریکا در عراق و افغانستان و بی نتیجه ماندن جنگ های وکالتی.</p><p align="justify">. توان <strong>رزمی</strong> نظام حاکم و <strong>جغرافیای</strong> سیاسی و پهناوری سرزمین ایران</p><p align="justify">.کشیده شدن جنگ به <strong>شیخ</strong> <strong>نشین</strong> <strong>های</strong> <strong>منطقه</strong>(امارات و بحرین و کویت و قطر) وعربستان،که جمله گی از متحدان اصلی دولت آمریکا هستند و حمله ی موشکی و تلافی جویانه ی ایران به صنایع نفت و توریسم آنان، جهان را به یک بحران تمام عیار انرژی خواهد کشاند.</p><p align="justify">.ورود <strong>اسرائیل</strong> به مناقشه ، با استفاده از وضع جنگی و تهاجم احتمالی به تاسیسات هسته یی ایران و باز شدن یک جبهه ی جدید با مشارکت دولت متزلزل سوریه و &quot;<strong>عملیات</strong> <strong>استشهادی&quot;</strong> افراد و گروه های منطقه یی وابسته به ایران.</p><p align="justify">. مقاومت احتمالی <strong>روسیه</strong> و <strong>چین</strong> به سبب تخریب سیاست <strong>تقسیم</strong> <strong>جهان</strong>.</p><p align="justify">. گسترش حملات استشهادی و <strong>تروریستی</strong> به قلب اروپا و آمریکا.</p><p align="justify">و دلایل مشابه ...</p><p align="justify">روایت دیگری از وقوع قطعی جنگ با استناد به حمله ی ویروسی استاکس نت به نیروگاه بوشهر و ترور کارشناسان هسته یی ایران از سوی موساد و حمایت پنهان سیا و پنتاگون و ام.آی.6 و آثار مخرب تحریم ها معتقد است که جنگ میان ایران و آمریکا شروع شده و از مناقشات لفظی بیرون زده است.</p><p align="justify"><strong>خطر هسته یی</strong></p><p align="justify">بی گمان هر کدام از این استدلال ها درجه یی از واقعیت را با خود حمل می کند و برای این که به این بحث طول و عرض مستندی بدهیم به یک نقل قول پیش گویانه نیز مراجعه می کنیم .زمانی که نه از تحریم و بستن تنگه ی هرمز وغنی سازی 20 درصدی اورانیوم و جنگ امپریالیستی در افغانستان و عراق و لیبی ونه از احتمالات پیش نوشته خبری بود – کم و بیش 22 سال پیش – زبیگنیو برژینسکی طی مصاحبه یی با ناتان گاردلس گفته بود :</p><p align="justify">&quot;نزدیک به سی کشور در این منطقه [ کل خاورمیانه و اوراسیا] قرار دارند و تقریباً چهارصد میلیون نفر در آن جا زنده گی می کنند.اغلب این کشورها در مراحل اولیه ی کشور سازی قرار دارند.در این منطقه هم اکنون خشونت های مبتنی بر اختلافات مذهبی و قبیله یی آغاز شده است و انتظار می رود که این خشونت ها شدت یابد.به هر روی بیداری وجدان سیاسی مردم و تب مذهبی و قومی این منطقه را به گرداب جغرافیایی برخورد تمدن ها تبدیل کرده است.تصادفی نیست که نیمی از دولت های صاحب تسلیحات هسته یی یا خواهنده گان آن ها در منطقه ی اوراسیا قرار دارند.به این ترتیب ارتباط تسلیحاتی با منطقه ی مزبور بسیار نگران کننده است و من فکر می کنم این منطقه یی ست که احتمالاً استفاده های بعدی بمب هسته یی را در آن شاهد خواهیم بود.&quot;(قراگوزلو 1386:17)</p><p align="justify">با وجود حضوردولت های اتمی اسرائیل و پاکستان و هند ... در این منطقه البته حضرت برژینسکی در این گمانه زنی خود اغراق فرموده اند.مستقل از مباحثی همچون &quot; <strong>زمستان</strong> <strong>اتمی</strong>&quot; واقعیت این است که استفاده از بمب اتم به ساده گی تصور معاون امنیت ملی اسبق آمریکا نیست.در منطقه ی مورد نظرازدهه ی شصت و هفتاد جنگ های خونینی میان اعراب واسرائیل،هند و پاکستان و ایران و عراق رخ داده است که با وجود حداکثری شدن این جنگ ها و دست رسی بعضی از طرفین – به جز دو کشور اخیر – به بمب اتم، هرگز از این سلاح استفاده نشده است. اصولاً در تاریخ پیداپیش سلاح هسته یی، اولین و واپسین استفاده کننده ی آن همان دولت متبوع جناب برژینسکی بوده است.</p><p align="justify">حتا دولت تبهکار، نسل کش،و نژاد پرستی همچون اسرائیل نیز با وجود بهره مندی فراوان وسخاوتمندانه از بمب اتمی تاکنون به سمت استفاده از آن روی نکرده است.جهان نگری سیاسی برژینسکی از یک سو برآمده از آموزه های جورج کنان (تئوریسین جنگ سرد) است،</p><p align="justify">(brzezinski,1970:290)</p><p align="justify">و از سوی دیگر برآمده از دکترینی  به شدت دست راستی است که در مرکز تحقیقات استراتژیک &quot;اولین&quot; در دانشگاه هاروارد از جانب ساموئل هانتینگتون تدریس و منتشر می شد و در قالب ارتجاعی ترین دکترین سیاست خارجی در دستور کار دیپلماسی آمریکایی و ناتویی قرار می گرفت.سیاستی که بر اساس وجود همیشه خطرناک یک <strong>دشمن</strong> <strong>خارجی</strong> طراحی شده بود و بعد از فروپاشی <strong>کمونیسم</strong> <strong>روسی</strong> نیز به شکل &quot;<strong>بیگانه</strong> <strong>هراسی</strong>&quot; از طرف آمریکا و ناتو دنبال گردید.فاجعه ی 11 سپتامبر و دخالت اسلام بنیادگرا و سیاسی به عروج و نهادینه شدن این آموزه در سیاست خارجی آمریکا یاری رساند.چهره های اصلی پیشبرد این دکترین اعضای رسمی <strong>کمیسیون</strong> <strong>سه</strong> <strong>جانبه</strong> و <strong>کلوب</strong> <strong>رم</strong> بودند و تئوریسین هایی همچون دانیل بل و جرمی آزرائیل و جانسی کمپل را برای فرموله کردن سیاست های خود در جیب داشتند.(قراگوزلو 51-19: 1387)</p><p align="justify">به قول سمیر امین &quot;این افراد نه روشن فکر و نه استاد علوم سیاسی بل که کارمندان سیا و پنتاگون بودند که می باید استراتژی های سیاسی آمریکا را ترجمه کنند&quot;(پیشین ، صفحه ی 28)</p><p align="justify">دلهره های آنان نسبت به آینده ی غرب پس از فروپاشی کمونیسم اردوگاهی و بورژوایی در حوزه ی اعتلای قدرت سیاسی اقتصادی و امنیتی چین و هند و سپس رشد اسلام سیاسی تعریف می شد و با استفاده از امکانات دانشگاهی، رسانه یی و مالی کلان؛ سیاست هایی همچون &quot;<strong>کنترل</strong> <strong>ساختار</strong> <strong>کار</strong>&quot; ، &quot;تحدید آموزش عالی&quot; ، &quot;مهار روشن فکران منتقد&quot; و &quot; توازن میان حکومت و مدیا &quot; را پی می گرفت.یازده سپتامبر بخش عمده یی از مطالعات این افراد و سازمان ها را معطوف خاورمیانه کرد.ایران، عراق و کره شمالی ! دولت ایران که مشغول سیاست &quot;گفت و گوی تمدن ها &quot; و &quot;آزادسازی بازار&quot; و &quot;تنش زدایی&quot; بود و در آرزوی پیوستن به <strong>گات</strong> می سوخت،از تیررس تهاجم نظامی کنار رفت و دولت&quot;یاغی&quot; صدام که ابتدا توسط جنگنده های اسرائیل از بمب اتم محروم شده و در جریان جنگی هشت ساله با ایران و تحریمی نه ساله به شدت ضعیف شده بود، هدف ناتو قرار گرفت.</p><p align="justify">در سال 2003 هنوز بحران اقتصادی عمیق گریبان آمریکا و سرمایه داری غرب را نگرفته بود وهنوز ارتش آمریکا تازه نفس بود.کره شمالی نیز با گروه تحت رهبری بیل ریچاردسون مشغول مذاکرات اتمی بود.</p><p align="justify"><strong>میلیتاریسم کینزی</strong></p><p align="justify">جنگ با عراق اگرچه سودهای کلانی نصیب شرکت های ضد انسانی همچون هالیبرتون و بلک واترز کرد و راه بازگشت شرکت های امپریالیستی نفتی مانند اکزون موبایل و شل و بریتیش پترولیوم و توتال را به اقتصاد نفتی عراق هموارساخت، اما خسارات مالی سنگینی را به دولت آمریکا وارد آورد و نتیجه ی مطلوب سیاسی را نیز به همراه نداشت. شاید به همین سبب بود که در ماجرای جنگ امپریالیستی در لیبی دولت آمریکا به عنوان دستیار فرانسه وایتالیا وآلمان ظاهر شد و نقشی حاشیه یی ایفا کرد.یک واقعیت محرز دیگراین است که از زمان شروع بزرگ ترین بحران تاریخ سرمایه داری (2008) ایالات متحد جای گاه محوری خود را در تقسیم جهان امپریالیستی با دولت های چین،روسیه ،آلمان و فرانسه به <strong>اشتراک</strong> گذاشته است.در سال 2010 که بدهی خارجی آمریکا به 60 درصد تولید ناخالص داخلی اش رسیده بود؛ اقتصاد دانان آن کشور برای مقابله با رکود و وارونه سازی رشد غیر قابل دوام کسری حساب جاری خود 4 گزینه یا امید داشتند:</p><p align="justify">1: کشورهای متحد آمریکا و دولت هایی که با ایالات متحد معاملات تجاری داشتند خیلی سریع تر از نرخ رشدآمریکا رشد کنند و بدین سان میزان تقاضا برای کالاها و خدمات این کشور را افزایش دهند.</p><p align="justify">2: سرمایه داران داخلی بتوانند کسری حساب جاری را از طریق مقاطعه کاری تقاضاهای داخلی جبران کنند.</p><p align="justify">3: رشد انفجاری کسری حساب جاری به شیوه ی اصلاحاتی در قیمت های نسبی و به یک مفهوم کاهش ارزش دلار جبران شود.</p><p align="justify">4: و سرانجام <strong>اعمال قدرت نظامی و سیاسی آمریکا </strong>– مانند دوران روزولت و جنگ جهانی دوم – می توانست بر اجزای تشکیل دهنده ی رشد کسری حساب جاری موثر واقع شود.</p><p align="justify">توضیح شکست تمام این بندهای چهارگانه بیرون از مجال این مجمل است. در سال جاری دولت آمریکا برای جبران کسری بودجه دست کم 150 میلیارد دلار از هزینه های دفاعی (میلیتاریستی) خود کاسته است و آقای پانه تا در آخرین پیام به تفنگداران دریایی ناوهای مستقر در خلیج فارس دل داری می دهد که این کاهش هزینه، از قدرت رزمی شما نخواهد کاست!!</p><p align="justify">از 33 تیپ جنگی آمریکا، 16 تیپ خسته و درهم شکسته از عراق بازگشته است.2 تیپ در افغانستان (تا سال 2014)  2 تیپ در کره ی جنوبی و یکی درکوزوو مستقر هستند.از 12 تیپ باقی مانده و تازه نفس  در آمریکا 3 تیپ مشغول مدرن سازی ، 3 تیپ در حال آماده باش دائمی و 2 تیپ مشغول جای گزینی با نیروهای جنگی در افغانستان هستند.4 تیپ باقی مانده به هیچ وجه قادر به گسترش جبهه یی به وسعت تجمع ژئوپلتیکی ایران نیستند.مضاف به این که نه آمریکا و نه متحدانش تا آینده یی قابل پیش بینی قادر به تامین هزینه های فوری و فرسایشی یک جنگ جدید – با ایران – نخواهند بود.در شرایطی که هیچ <strong>سرزمین</strong> <strong>تقسیم</strong> نشده یی موجود نیست و با توجه به همه ی قرائن موجود می توان فهمید که بزرگ کردن خطر جنگ با ایران شکل دیگری ازنتایج سیاست های ایجاد <strong>اشتغال</strong> <strong>کینزی</strong> را برای دولت اوباما و وارثین اش به ارمغان آورده است.اگر روزولت به یاری جنگ جهانی دوم و تئوری پردازی های &quot;طرح نو&quot; و کینز- دکستر وایت موفق به مهار بحران بزرگ 1929 شد ، در مقابل دولت کنونی آمریکا نیز می تواند با ایجاد فضای جنگی به بخش قابل توجهی از دست آوردهای همان سیاست نائل آید.در سال 2010 فروش 5 میلیارد دلار اسلحه به هندوستان نزدیک به 35 هزار شغل جدید در آمریکا به وجود آورد .در ابتدای سال جاری آمریکا توانسته است نزدیک به 100 میلیارد دلار اسلحه (انواع هواپیماهای جنگنده اف.16) به عربستان و سایر شیخ نشین های منطقه غالب کند.</p><p align="justify">این که فروش چنین حجم سنگینی از اسلحه چند فرصت شغلی جدید ایجاد کرده بر من دانسته نیست، اما بخش عمده یی از کاهش 5/1 درصدی نرخ بی کاری آمریکا در سال گذشته (2011) به همین سیاست میلیتاریسم کینزی پیوند خورده است.به این ترتیب فضای جنگی برای همه، هم نان دارد و هم آب!</p><p align="justify">دولت ایران نیز می تواند با تاکید بر خطر جنگ افروزی های امپریالیسم آمریکا و تشدید مناقشه ی لفظی با &quot;<strong>استکبار</strong> <strong>جهانی</strong>&quot; به رشد قدرت نظامی خود ادامه دهد، ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای اولیه ی معیشت کارگران و زحمت کشان را به گردن دشمن حاضر در منطقه بیاندازد و فقر و بی کاری و تن فروشی و هرج و مرج بازار ارز و سکه و خشک سالی و عدم مشارکت درانتخابات و هر درد بی درمان دیگری را به دست از پا درازتر آمریکا بدهد.در همین راستا&quot;چپ&quot; های بیکار نیز می توانند پشت سر هم مقاله و بیانیه علیه جنگ و &quot;آتش افروزی&quot; تولید کنند و خلاصه همه خوش و خرم، مشغول باشند .در این میان مدافعان&quot; طبقه ی کارگر&quot;درخود ایران نیزمی توانند به محض مواجه شدن با دلیل عدم تشکل و سازمان یابی،ابتدا یک سمینار وال استریت برگزار کنند و سپس کاسه کوزه ها را بر سر استبداد سیاسی و قرارداد موقت و پیمان کاری و خصوصی سازی بشکنند و از یاد ببرند که کارگران رزمنده ی ایران در تاریخ معاصر جنبش کارگری مهم ترین تشکل های خود را(واحد و هفت تپه) در همین شرایط شکل داده اند.&quot; فعالان کارگری&quot; پیشرو و پسرو نیز می توانند برای بیکار نماندن مانند &quot;فعالان ضد جنگ &quot;مرتب بیانیه بنویسند و امضا جمع کنند.</p><p align="justify"><strong>بعد</strong> <strong>از</strong> <strong>تحریر</strong></p><p align="justify">من بامدادم</p><p align="justify">خسته</p><p align="justify">بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم</p><p align="justify">هرچند جنگی از این فرساینده تر نیست</p><p align="justify">که پیش از آن که باره برانگیزی  آگاهی</p><p align="justify">که سایه ی عظیم کرکسی گشوده بال بر سراسر میدان گذشته است.                                                                        (احمد شاملو)</p><p align="justify">به احترام الف . بامداد سکوت می کنم و این بحث را با تمام ناگفته هایش وا می نهم.</p><p align="justify"> </p><p align="justify"> </p><p align="justify"> </p><p align="justify"><strong>منابع</strong></p><p align="justify">قراگوزلو.محمد(1386) <strong>ظهور</strong> <strong>و</strong> <strong>سقوط</strong> <strong>بنیادگرایی</strong> <strong>درافغانستان</strong>،تهران :قصیده سرا</p><p align="justify">قراگوزلو.محمد(1387) <strong>فکر</strong> <strong>دموکراسی</strong> <strong>سیاسی</strong> ،تهران:موسسه ی انتشارات نگاه</p><p align="justify">Brzezinski, Zibigniew1970)) <strong>Between Two Ages: America’s Role in</strong> <strong>the Technetronic Era</strong>, New York, Viking Press</p><p align="justify">Sklar, Holly (1980) <strong>Trilatarism :The Trilateral commission</strong> <strong>and elite planning for world management</strong> ,Boston ,South End Press</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>«ایدئولوژی آلمانی»، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی(٢)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_364.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11093" title="«ایدئولوژی آلمانی»، دستیافتی فلسفی در نقد ایدئولوژی(٢)" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11093</id>
    
    <published>2012-01-26T22:41:59Z</published>
    <updated>2012-01-26T14:13:21Z</updated>
    
    <summary>عباس منصوران : این نوشتار که به صورت دفتری سامان یافته، به ناچار برای پرهیز از خستگی خوانندگان، در چند بخش بازتاب می‌يابد و پیش و بیش از همه گامی استدر بازنگری  اندیشه‌های کمونیستی انگلس....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="عباس منصوران" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Newisande-thumb.png" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" complete="true" />عباس منصوران</font> : این نوشتار که به صورت دفتری سامان یافته، به ناچار برای پرهیز از خستگی خوانندگان، در چند بخش بازتاب می‌يابد و پیش و بیش از همه گامی استدر بازنگری  اندیشه‌های کمونیستی انگلس. </p>]]>
        <![CDATA[<ul><li><a href="/arshiw/?p=30647"><strong>قسمت اول</strong></a></li><li><a href="/arshiw/?p=30928"><strong>قسمت دوم</strong></a></li></ul>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>« آنچه می گذشت مصاف قلم و سر نیزه بود! »  بخش پنجم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_275.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=8847" title="« آنچه می گذشت مصاف قلم و سر نیزه بود! »  بخش پنجم" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2011:/M//3.8847</id>
    
    <published>2012-01-22T23:35:06Z</published>
    <updated>2012-01-22T19:46:00Z</updated>
    
    <summary>فریبا مرزبان : پیرو قانون مطبوعات، بهمن سال ۱۲۸۶ خورشیدی (هفتم فوریه ۱۹۰۸) نخستین قانون مطبوعات در ایران در ۵۳ ماده از تصویب مجلس شورای ملی گذشته بود....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="فریبا مرزبان" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/F.marzban-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" complete="true" />فریبا مرزبان</font> : پیرو قانون مطبوعات، بهمن سال ۱۲۸۶ خورشیدی (هفتم فوریه ۱۹۰۸) نخستین قانون مطبوعات در ایران در ۵۳ ماده از تصویب مجلس شورای ملی گذشته بود.</p>]]>
        <![CDATA[<ul><li><a href="/arshiw/?p=27534"><strong>قسمت اول</strong></a></li><li><a href="/arshiw/?p=27740"><strong>قسمت دوم</strong></a></li><li><strong><a href="/arshiw/?p=28923">قسمت سوم</a></strong></li><li><strong><a href="/arshiw/?p=29089#more-29089">قسمت چهارم</a></strong></li><li><strong><a href="/arshiw/?p=30831#more-30831">قسمت پنجم</a></strong></li></ul>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>در دفاع از مبارزات زنان </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_368.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11193" title="در دفاع از مبارزات زنان " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11193</id>
    
    <published>2012-01-22T09:55:21Z</published>
    <updated>2012-01-22T09:57:06Z</updated>
    
    <summary>سارا نیکو : تاريخ نشان داده که هر خيزش توده ای در حاليکه به برخی از سئوالاتی که برای فعالان سياسی در گير در آن خيزش مطرح است پاسخ می دهد خود باعث طرح پرسش های جديدی می گردد....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="سارا نیکو" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Newisande-thumb.png" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />سارا نیکو</font> : تاريخ نشان داده که هر خيزش توده ای در حاليکه به برخی از سئوالاتی که برای فعالان سياسی در گير در آن خيزش مطرح است پاسخ می دهد خود باعث طرح پرسش های جديدی می گردد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> به همين دليل نیز هست که به دنبال خیزش عظیم توده های ستمدیده ایران بر علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی در سال 1388 ، همانطور که شاهد تاثير انکار ناپذير حضور و نقش زنان در اين خيزش بوده و هستيم و شاهديم که چگونه اين حضور قدرتمند ، جايگاه والای زنان را در انقلاب آتی روشنی بخشيده، با اظهار نظراتی هم روبرو می شويم که با این بهانه که زنان به طرح خواسته‌های مشخص خود در این جنبش نپرداختند، با دیده تحقیر به مبارزات عظیم زنان ایران در سال 88 می نگرند و گاه نقش غیر قابل انکاری که زنان مبارز ایران در این مبارزات ایفاء نمودند را انکار می نمايند. برای نمونه اخیراً از میان برخی زنان فمنیست که خود را &quot;چپ&quot; هم می نامند نوا هائی شنيده می شود مبنی بر اينکه  آنچه زنان دراین جنبش انجام دادند آنقدر ها هم قابل ارج گذاری و ارزشمند نبوده است!!! برخی از این ‌افراد حتی صراحتاً فداکاری های قابل تحسین زنان مبارز و تحت ستم ایران در جنبش 88 را بی ثمر ارزیابی کرده و با تفخر روشنفکرانه کسی که در واقع در بیرون گود نشسته ، رشادتها و از جان گذشتگی های زنان مبارز را کم اهمیت جلوه می دهند، چرا که به ادعای آنان زنان مبارز ما در اين خيزش به طرح مطالبات مشخص خود نپرداختند! </p><p align="justify">اما بايد پرسيد که آیا همان زنانی که ستم های رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی را هر لحظه با پوست و گوشت خود لمس می کنند و درست به همين دليل هم با مبارزات دلاورانه خویش توجه جهانیان را به ظلم و ستم حاکم بر ایران جلب کردند واقعاً از طرح خواسته های مشخص خودشان غفلت کردند و در فکر طرح چنین خواستهائی نبودند؟ و براستی چگونه و تحت چه شرایطی ممکن بود که خواست های زنان در جنبش 88 هر چه رساتر و با طنینی که کسی نتواند آن را انکار کند در این جنبش فریاد زده شود؟</p><p align="justify">واقعيت اين است که تجربه مبارزات زنان و نه فقط زنان بلکه کل توده های ستمديده نشان داده که تنها کسانی میتوانند در یک جنبش توده ای با خواسته های مشخص خود وارد ميدان نبرد شوند که پیشاپیش از تشکل و سازماندهی لازم برخوردار بوده باشند. اما  اگر مبارزات توده ها در سال 88 را در نظر بگیریم می‌بینیم که در این خيزش که جنبشی خود جوش و فاقد رهبری بود تمامی اقشار و طبقات مردمی بدون تشکل و سازماندهی به خيزش برخاسته بودند. به همين دليل هم زنان مبارز ما هم به مثابه نیمی از جامعه ایران عليرغم اينکه به علت وارد آمدن ستم های شدید بر آنها انگیزه بسیار قوی برای مبارزه دارند و در آن شرکت بسیار محسوس و برجسته ای هم داشتند عملا بدون تشکل به خيزش بر خاستند. این زنان درست به دلیل شدت دیکتاتوری در جامعه از تشکل لازم برخوردار نبودند و کلاً هیچ تشکیلات انقلابی پر قدرتی در جامعه وجود نداشت که بتواند خواسته های زنان و دیگر توده های مردم را با برجستگی مطرح کند. با این حال مردم ایران شاهد بودند که چطور زنان در همه عرصه های مبارزات شرکت نموده و بواقع جلوه ای از عزم عظيم مبارزاتی خود جهت نابودی رژیم را در نبردهای خیابانی به جهانیان نشان دادند. همین زنان تا جائی که برایشان مقدور بود خواست های خود را به صورت فردی در این جنبش مطرح کردند. به عنوان نمونه در مصاحبه ای که نشریه پیام فدایی با یکی از جوانانی که در تظاهرات های خیابانی شرکت فعال داشته ، انجام داده وقتی از او در مورد حضور دختران در تظاهرات ها سئوال میکند وی تأکید می کند که : &quot;حضور فعال زن های سلحشورمان در این تظاهرات ها مشت محکمی بر دهان افرادی بود که آن ها را &quot;ضعیفه&quot;خطاب می کردند&quot;. در همين مصاحبه همچنين او به برخی از حرف هائی که دختران و زنان در جريان اين تظاهرات ها می زدند و يا در نوشته هائی که بالای سرشان می گرفتند، اشاره می کند مثل این حرف ها: &quot;بی خود می گی ضعیفم من شیرم تو کجایی&quot; ، &quot;آره می جنگم واسه هر چیزی که مال منه&quot; ، &quot;نگاه نکن روسری تو سرمه، این جبره، من معتقد نیستم که راه حل صبره&quot; ، &quot;صدايم بلند میشه چون حق منه&quot; ، &quot;نمی خوام واسم نقش دلسوز را بازی کنی&quot;.  این حرف ها و هزاران هزار گفته های دیگه مثل این ها، هم حضور وسيع زنان را نشان می دادند و هم روحيه بالای آن ها را&quot;.</p><p align="justify">بنابراین می بینیم که علیرغم همه تلاش های مذبوحانه ای که توسط رفرمیست ها برای منحرف کردن مسیر مبارزاتی زنان انجام گرفت، زنان تحت ستم ایران همواره برای تحقق خواسته های بر حق خویش جنگیده اند و در نتیجه ادعای اینکه زنان در این مبارزات خواسته های خود را مطرح نکردند ادعای بی موردی است.  غلط بودن این ادعا را ما همچنین با طرح شعار &quot;حجاب اختیاری ، حق زن ایرانی&quot; که توسط بسیاری از دختران در تظاهرات ها داده شد (و پسران مبارز نیز آن را تکرار کردند) میتوانیم نشان دهیم. این شعار خود نشان دهنده درجه آگاهی جامعه بر حقوق پایمال شده زنان است ، آنهم جائی که به عنوان نمونه رهبران رفرميستها و فمنيستهای مجتمع در &quot;کمپین يک ميليون امضاء&quot; حتی جرات طرح &quot;آزادی پوشش&quot; را در برنامه خود ندارند و در همین جنبش نشان دادند که آنها تا چه اندازه از مبارزات واقعی زنان و سطح آگاهی و شعور اجتماعی جامعه عقب تر می باشند.</p><p align="justify">جالب است که کسانی که ادعا می کنند که گویا زنان مبارز شرکت کننده در خیزش سال 88 خواست های خود را مطرح نکردند، وقتی به زنان رفرمیست می رسند از آنجا که خود نیز با همه ادعاهای چپ گونه شان رفرمیست هستند، چیزی ندارند در مورد آنها بگویند و چون با دید غیر طبقاتی به زنان در جامعه ایران نگاه می کنند و زنان رفرمیست را در کنار زنان طبقات تحت ستم قرار میدهند، همه ایرادات و برخوردهای طبقاتی زنان رفرمیست را به حساب همه زنان می گذارند. بخوبی میدانیم که زنان اصلاح طلب در درون جامعه ایران ، بخصوص در طول 12سال گذشته از امکانات زیادی جهت فعالیت های خود برخوردار بوده اند. در شرایط دیکتاتوری عریانی که زنان انقلابی و کمونیست و آزادیخواه امکان کوچکترین گرد هم آیی و فعالیتی را نداشتند، زنان متعلق به خود حاکمیت و بخشی از زنان مرفه و نیمه مرفه جامعه که مطالبات زنان را در چهار چوب حفظ نظام مطرح می کنند به انجام برخی فعالیت های اجتماعی و سیاسی مشغول بودند. به واقع زنان اصلاح طلب سال ها بود که در پناه پروژه اصلاحات از امکانات علنی استفاده کرده و به شکل های مختلف خود را متشکل کرده بودند.  حال با چنین شرایطی باید پرسید که چرا با وجود تشکلی چون &quot;کمپین یک میلیون امضاء&quot; که تا چند روز قبل از آغاز خیزش ها پاشنه در خانه آیت الله ها را برای گرفتن تاییدیه که گویا حقوق زنان تضادی با اسلام ندارد! از جا میکندند به یکباره خاموش شدند و حتی در یک مورد هم گوشه ای از خواسته های زنان ایران را طرح نکردند!!  آنها که دارای تشکل بودند و بقول خودشان ده ها دختر جوان را برای گرفتن یک میلیون امضاء بسیج کرده بودند چه شد که درست در بزنگاه مبارزات توده ها و زنان ، دچار سکته کلام شدند؟ چرا گوشه ای از مطالبات بر حق زنان، حتی تا همان حدی که دیدگاه رفرمیستی اشان مدعی آن بود را هم مطرح نکردند؟ کمپینی که چند سال بود بر طبل ضرورت بردن &quot;اگاهی&quot; بر حقوق زنان به درون جامعه ایران میکوبید ، چه شد که در جریان اوج گیری مبارزات توده ها که زنان نقش قابل توجهی در آن داشتند از چنین فرصت بدست آمده ای استفاده نکرد؟<br /> <br />جواب این سئوال را باید در واقعیت وجودی رفرمیست ها و ماهیت &quot;کمپین یک میلیون امضاء&quot; به مثابه ابزاری در دست بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی دید. زمانی که زنان ایران در صف مقدم مبارزاتی قرار گرفتند و با شهامتی باور نکردنی جنگ خیابانی را بر مزدوران جمهوری اسلامی تحمیل کردند ، آن زمانی بود که ناقوس مرگ جمهوری اسلامی بصدا در آمده و موجودیت رژیم به زیر ضرب رفته بود. آن زمان ، زمان پایان دادن به وضعیت موجود بود ، زمانی که زنان انقلابی در عمل نشان دادند که اولین قدم برای رهایی واقعی زنان، سرنگونی کلیت نظام جمهوری اسلامی با همه جناح ها و دسته های درونی آن است. درست در چنین شرایطی بود که رهبران کمپین دچار سکوت تاریخی خود شدند و آگاهانه تصمیم گرفتند که جهت مصالح حاکمیت از طرح نیم بند خواسته های زنان چشم پوشی کنند. هواداران کمپین و رهبرانش درست در بحبوحه مبارزات توده ها به خواب تاریخی فرو رفتند تا مبادا با طرح خواسته های زنان به موجودیت حاکمیت لطمه ای وارد آید. از آنجا که اهداف &quot;کمپین یک میلیون امضاء&quot; در چهار چوب حفظ نظام جمهوری اسلامی تعریف شده و اساسا تحقق خواسته ها و حقوق زنان را در همین چهار چوب جستجو می کند مشخص است که زمانی که توده ها کل سیستم را آماج حملات خویش قرار میدهند ، کمپین می بایست نقش سازشکارانه خود را ایفا میکرد و تلاش می نمود تا مسیر مبارزاتی زنان را از کانال مبارزه برای سرنگونی رژیم منحرف سازد و در عمل همه بوضوح دیدیم که به جای طرح و بیان مطالبات زنان، حتی در همان سطح نازلی که خود تعیین کرده بودند ، چگونه برای شریک شدن در قدرت احتمالی جناح موسوی، برای گرفتن عکس در کنار زهرا رهنورد از یکدیگر سبقت میگرفتند.</p><p align="justify">بنابراین برخوردی که زنان رفرمیست دررابطه با جنبش سال 88 کردند را نباید و نمی‌توان به حساب اکثریت زنان تحت ستم جامعه نوشت. در نتیجه کسانی که زنان مبارز ایران را سرزنش می‌کنند که گویا خواست هایشان را مطرح نکردند، اساسا متوجه نیستند که توده عظیم زنان شرکت کننده در خیزش سال 88 از وجود تشکیلات انقلابی که از آن طریق بتوانند خواست های خود را به شکل خیلی برجسته مطرح کنند محروم بودند وعدم وجود چنین تشکیلاتی به هيچ وجه نباید دستاویزی جهت نادیده انگاشتن همه تلاش هایی شود که از سوی زنان طبقات تحت ستم جامعه بطور خود جوش و به صورت فردی در این راستا انجام گرفت.<br /> <br />ادعا میشود که گویا زنانی که در خیزش سال 88 شرکت داشتند اشتباهات گذشته را تکرار کردند. اما مدعیان چنین نظری هرگز در طول این 32 سالی که از عمر ننگین جمهوری اسلامی گذشت نتوانسته اند توضیح دهند که اشتباه نسل گذشته چه بود که قرار است نسل کنونی آنرا تکرار نکند!! ظاهراً با توجه به اين ادعا که زنان در جنبش سال 88 مطالبات خود را طرح نکردند جواب آنها بايد این باشد که در انقلاب سال 57 زنان خواسته های خود را مطرح نکردند. با چنین سخنانی اینها در بین نسل دختران جوان کنونی این توهم را بوجود می اورند که گویا مشکل اصلی و مسبب این همه ظلمی که در این 32 سال بر زنان رفت عدم طرح خواسته های مشخص زنان در جريان آن انقلاب بود!!  آیا واقعا مروجین این آیه های یاس میتوانند امروز بعد از گذشت 32 سال ثابت نمایند که اگر پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی خواست های مردم و از جمله زنان تحقق پیدا نکرد به این دلیل بود که آنها خواست های خود را مطرح نکرده بودند؟ </p><p align="justify">آیا کارگرانی که با اعتصاب عظیم خود چرخ های اقتصاد نظام پهلوی را از کار انداختند و بزرگترین هزینه ها را در قیام 57 متحمل شدند خواست های خویش را مطرح نکردند که در فردای شکست انقلاب مورد استثمار و سرکوب وحشیانه تر نیز قرار گرفتند؟  آیا خلق های تحت ستم کُرد و تُرک و بلوچ به ظلم و تبعیضی که بر آنان میرفت آگاهی نداشتند و خواست های آزاديخواهانه خویش را مطرح نکرده بودند که آنچنان مورد هجوم بسیجیان امام قرار گرفتند؟  آیا اقلیت های مذهبی به دليل عدم طرح خواستهايشان سرکوب شدند؟ </p><p align="justify">در بطن این نگرش ، در واقعیت علت سرکوب زنان توسط نظام جمهوری اسلامی در &quot;عدم بیان خواسته های زنان&quot; توجیه میشود ، گویا اگر زنان خواسته های خاص خود را در جریان قیام سال 57 مطرح کرده بودند ، جمهوری اسلامی این همه سرکوب و تبعیض را تحمیل نمی کرد!!  اما واقعیت ها بروشنی نشان میدهند که جمهوری اسلامی فقط زنان را در جامعه سرکوب نکرد بلکه به جز حامیان و سرسپردگان به رژیم هیچ بخشی از جامعه از گزند سرکوب این جلادان تازه به قدرت رسیده مصون نماند. آنهمه جنایاتی که رژیم در دهه 60 مرتکب شد و حمام خونی که از زنان و مردان انقلابی در سراسر ایران براه انداخت نتیجه این نبود که این مبارزین &quot;خواسته های خود&quot; را بیان نکرده بودند!  بلکه نتیجه این بود که رژیمی که بر روی کار آمده بود ، اساساً برای سرکوب انقلاب توده ها توسط امپریالیست ها بر سر کار آورده شده بود. این رژیم برای حفظ سیستم سرمایه داری و منافع امپریالیست ها در ایران به قدرت رسیده بود و برای رسیدن به چنین هدفی میبایست تا با سرکوب و اختناق ، دیکتاتوری رژیم پهلوی را نه تنها تداوم بخشد بلکه آنرا با شدت بيشتر و وحشیانه تر از گذشته اعمال نمايد.   زیرا اینبار با توده هایی طرف بود که تجربه یک قیام عظیم را از سر گذرانده بودند و دیگر به قدرت خویش ایمان آورده بودند.  </p><p align="justify">مدعیان چنین نظراتی که علت سرکوب زنان را در &quot;عدم بیان خواست ها&quot; خلاصه میکنند چه آگاهانه و چه نا آگاهانه مسئولیت 32 سال سرکوب و ظلم جمهوری اسلامی بر زنان را بر دوش خود زنان ایران می افکنند و اینگونه جلوه میدهند که رژیمی که بر پایه ستم بنا شده بود، رژیمی که ماهیت وجودیش بر حفظ منافع امپریالیسم و سرمايه داران وابسته در ایران استوار است میتوانست درصورت &quot;بیان خواسته ها&quot; آنها را مدّ نظر قرار داده و يا به آنها تن دهد.، آیا براستی با صرف بیان خواست ها می‌شد از روی کار آمدن چنین رژیم جنايتکاری جلوگیری کرد که اساسا برای سرکوب همين خواستها به قدرت رسيده بود؟</p><p align="justify">در هر انقلاب و در هر جنبش انقلابی باید و حتماً ضروری است که توده های شرکت کننده و از جمله زنان به طرح خواسته های خود بپردازند و خواستار تحقق آنها باشند.  این امر مسلم و بدیهی است.  همچنین مسلم است که در هر مقطعی از مبارزه ، بخصوص وقتی40 سال بعد ما به آن دوران نگاه میکنیم باید با شیوه علمی ضعف های گذشته را بررسی کنیم و وظیفه زنان پیشرو و آگاه است که ضمن شناخت ضعف‌ها تجربه انقلابی مبارزات آن دوران را توشه راه امروز خویش سازند و قاطع تر از هر زمانی خود را برای نبرد رهایی مجهز نماید.</p><p align="justify">واقعیت این است که زنان به طبقات مختلف تعلق دارند و دنیائی زنان طبقات تحت ستم را از زنان طبقات استثمار گر جدا می کند.  عملکرد زنان متعلق به طبقه بورژوازی وابسته ایران به روشنی در سازش با حاکمیت در سال 88 مشاهده شد. در حالیکه برای اکثریت زنان زحمتکش و کارگر ایران ، برای همه دختران و زنانی که در پروسه خیزش های خیابانی سال 88 جان بر کف ، خیابان ها را عرصه نبرد با ارتجاع حاکم نمودند ، برای زنانی که نه تنها از قوانین تبعیض آمیز رژیم در رنجند ، بلکه رنج فقر و گرسنگی و سر پرستی خانواده را نیز بر دوش میکشند ، مسئله اساسی مبارزه قطعی جهت نابودی کلیت سیستم سرمایه داری وابسته ایران است. آن‌ها با غریزه طبقاتی خود این واقعیت را درک می‌کنند که بدون سرنگونی این رژیم و کلیت سیستم سرمایه داری وابسته ایران امکان تحقق خواست های زنان وجود ندارد.در همین راستاست که باید با طرح هرچه مشخص تر و دقیق‌تر خواستهای زنان ، انرژی انقلابی آنها را جهت نابودی جمهوری زن ستيز اسلامی و نظام سرمايه داری حاکم  به ميدان نبرد نهائی کاناليزه نمود.</p><p align="justify">سارا نیکو<br />20 ژانویه 2012</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>طبقه کارگر و سیاست تحریم اقتصادی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_367.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11165" title="طبقه کارگر و سیاست تحریم اقتصادی" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11165</id>
    
    <published>2012-01-20T13:02:58Z</published>
    <updated>2012-01-20T13:05:36Z</updated>
    
    <summary>امان کفا : در رابطه با تحریم ها علیه ایران و بررسی همه جانبه آن، بایستی کمی فراتر از تصویری که نشان داده می شود و جلوه داده می شود رفت. از یکطرف حیطه تحریم ها گسترش یافته...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="امان کفا" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/a.kafa-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" complete="true" />امان کفا</font> : در رابطه با تحریم ها علیه ایران و بررسی همه جانبه آن، بایستی کمی فراتر از تصویری که نشان داده می شود و جلوه داده می شود رفت. از یکطرف حیطه تحریم ها گسترش یافته </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">و تاریخ شروع  تحریم خرید نفت ایران را هم اعلام کردند و مقامات جمهوری اسلامی نیز با  دستپاچگی پای برگزاری مذاکرات با آژانس بین المللی حول مسئله اتمی رفته اند. از طرف دیگر جمهوری اسلامی به عربستان و کشورهای خلیج هشدار داده است که دخالت نکنند و از فراهم کردن نفت مورد نیاز کشورهای اروپایی و ژاپن پرهیز کنند. بعلاوه بحث بستن تنگه هرمز را نیز مطرح کرده اند. و این در حالیست که عملیات ترور مرطبتین با پروژه اتمی  در ایران، انجام گرفته است. </p><p align="justify">این مشاهدات را همه در صفحه های تلویزیون و روزنامه ها و سایت ها  دیده ایم. مشاهداتی که تنها  جلوه ای است که میدیا، این غلام حلقه بگوش دول حاکم مصمم است گزارش  کند، تا آنرا بمثابه کل ماجرا به خورد همه بدهد. اما در واقعیت، مشاهدات فوق بازتابی است از یک مسئله پایه ای تر، و آن هم مسئله تقسیم مجدد جهان است. مسئله ای که کماکان لاینحل مانده است. مروری هرچند خلاصه به این امر کمک می کند.</p><p align="justify">همه بیاد دارند که با پایان جنگ سرد، جهان با موقعیت جدیدی  مواجه شد و پاسخی که آمریکا و متحدانش اعلام داشتند، نقش جدید ژاندارمی مطلق آمریکا بود، که آنرا تحت نام نظم نوین ابراز و سازمان دادند. جنگ اول خلیج، جلوه ای از همین قدرقدرتی بود.  هرچند که همان زمان هم، کل میدیایشان بکار افتاد تا جنگ را با هدف جلوگیری از قلدری صدام حسین و سلاح های کشتار دستجمعی جلوه دهند و آن را موجه نشان دهند. درصورتیکه هدف مسجل کردن یک امر بود، آنهم این بود که  آمریکا بمثابه نیروی نظامی، در تقابل دیگر نیروهای سهم خواه در سطح جهانی، تعیین کننده است. این سیاست، همچون سایر سیاست دیگر سرمایه جهانی، پاسخی درازمدت نبود.</p><p align="justify">در همان زمان هم با جنگ خلیج، پایه های عینی اسلام سیاسی، از نظر نظامی  رشد کرد و خود را بمثابه پاسخی در مقابل قدرقدرتی آمریکا مطرح ساخت. با دوره رونق سرمایه و ارزش افزونی وسیع و بی سابقه ای که درطی مدت نسبتأ کوتاهی فراهم شد، دو پروسه هم زمان در جریان بود. از یکطرف حضور وسیع نیروی کار و استثمار شدید آن و بارآوری بالای کار، در سطح جهانی به سرمایه امکان داد تا به چنان درجه بالایی از ارزش اضافی دست یابد که تناسبی جدید را بوجود آورد. تناسبی که بر اساس آن سرمایه بتواند در مورد سرمایه گزاری در همان سطح جهانی انتخاب کند. و از طرف دیگر، هرکجا امکانات سرمایه با عدم امنیت و یا نسبت کمتری از ارزش اضافه مواجه بود، آنرا خارج از محدوده اعلام کرد. نیروی کار ارزان در چین، آسیای جنوبی و شرق، آنچنان سودآوری بالا را تضمین می کرد که سرمایه بسیاری از نقاط جهان را حاشیه ای کرد، و نیروی کار و اوضاع سیاسی کاملآ، بی افسار، رها شد. چنین سیاستی، معلوم بود که حتی در کوتاه مدت هم، توان پاسخگویی به نیازهای عینی که مشخصأ ریشه در خاورمیانه داشت را هم نمی توانست بدهد.</p><p align="justify">بخش زیادی از آفریقا، با جنگ و ویرانی، قحطی و زندگی بدوی، از محاسبات حذف شد. و دنیا شاهد از بین رفتن انسان ها در این کشورها بود. پروسه ای که در آن برای نمونه سرمایه داری چین، بدنبال مواد خام به دیگر کشورها نظر دارد و از این زاویه موقعیت آمریکا را بمثابه ژاندارمی که بتواند &quot;امنیت جهان&quot; را برایش تأمین کند، پذیرفت. نمونه های دیگر این پروسه را در حیاط خلوت آمریکا، در آمریکای لاتین هم مشاهده کردیم. نقش سابقی که دولت آمریکا در این کشورها بازی می کرد  کاهش یافته، و این کشور ها روابط جدیدی با چین را دنبال میکنند. این بخشی از بازتاب موقعیت اقتصادی آمریکا در مقایسه با چین بود. بهرحال حضور نظامی و ابراز وجود ژاندارم  جهانی آمریکا، سیاستی است که چین به آن تن داد، و روسیه هم به میزان قابل توجهی قبول کرد. </p><p align="justify">در سطح سیاسی، سیاست عمومی آمریکا با دست بالا پیدا کردن نئولیبرالیسم، و تهدیدهای نظامی و پروژه های &quot;رژیم چنج&quot; آن، بروز کرد. سیاستی که طبق آن هردولتی که &quot;موی دماغ&quot; آمریکا بحساب می آمد، قرار بود که &quot;عوض&quot; شود. و این هم کماکان با اتکا به نقش قدرت نظامی آمریکا صورت میگیرد. در این دوره پروسه است که تقسیم و باز تقسیم جهان متعین شده بود. </p><p align="justify">با ادامه جنگ عراق و در حقیقت در نتیجه شکست آمریکا در عراق، و به درجه زیادی سپس در افعانستان، سیاست عمومی آمریکا به سمت &quot;سیاست پیشگیرانه&quot; چرخش کرد. سیاستی که طبق آن دولت آمریکا نیازی به هیچ توجیهی هم ندارند. همه یا ژاندارم قلدر را می پذیرند، یا مجبورشان می کنند &quot;رام شوند&quot; و طبق موازینی که آمریکا می پسندد عمل می کنند. سیاست پیشگیرانه یعنی همین و بس، قلدری محض و بی نیاز به هیچ  توجیهی. </p><p align="justify">سیاست تحریم جمهوری اسلامی برچنین پشتوانه ای استوار است و معنی پیدا می کند. مسئله اتمی همانقدر اساس اختلاف است، که سلاح های کشتارجمعی در عراق بود. اوباما، سخنگوی امروز این سیاست، همانقدر به فکر مردم ایران در حاکمیت جمهوری اسلامی است که جورج بوش پدر به فکر مردم کردستان، و اشک ریختن ها پراحساس جورج بوش پسر برای آزادی بیان و عقیده مردم در عراق. </p><p align="justify">پروسه دیگری که باید درنظر گرفت رونق سرمایه در حوزه کشورهایی بود، که پیشتر مراکز صدور سرمایه تلقی می شوند. از یکطرف نیروی کار وسیعی در این کشورها به بازار کار پیوست، که کمیت طبقه کارگر را در آنها بمراتب افزایش داد. دولت های سرمایه در این کشورها، بهرترتیب امکانات وسیعی را برای بالابردن ارزش اضافی فراهم کرده بودند، و در عین حال  برای جلب سرمایه جهانی، وارد رقابت شدند و خود نیز سهم خواهی بیشتری از ارزش اضافه تولید شده  را مطالبه کردند. رشد این چنینی را از برزیل تا کشورهای خاورمیانه براحتی می توان دید. </p><p align="justify">لازم است که در کنار دو پروسه فوق به نکته دیگری هم رجوع کرد. برخلاف تصورات ساده نگارانه ای اقتصاد دانان و مفسران سیاسی که جهان و جامعه را بدون هیچ قانونمندی می پندارد، و بر این اساس به تحلیل آن می پردازند، رویداد های جهانی بازتاب قانونمندی های پایه ای است که برای مثال آن را میتوان در تغییراتی که در بالا به آن اشاره شد، دید. برای نمونه، رشد وسیع و نسبتأ سریع سرمایه در کشورهای شمال افریقا، نه در خلأ، بلکه بر اساس ارزش اضافی تولید شده سرسام آوری صورت میگیرد که استثمار طبقه کارگر آن کشورها ممکن شد. حضور این طبقه در تولید، مستقل از اینکه تا چه حد  از نظر سیاسی حضور متشکل و آگاهانه ای داشته باشد یا نه، موقعیت این طبقه در تولید و اعتراض دائمی اش به سرمایه، یک فاکتور مهم اوضاع سیاسی جهان است، که معمولا در تفسیر مفسرین رسمی مطلقا انکار میشود. اعتراض این طبقه کارگر، در دوره ای، در شرایط سیاسی معینی  و تحت تاثیر فاکتورهای متعدد مربوط به هر جامعه ای، بیان خود را می یابد و به حضور اجتماعی این طبقه می انجامد. </p><p align="justify">آنچه که در شمال آفریقا به شکل همگانی بوقوع پیوست نماینگر واقعیت خاصی بود، که اعتراض طبقاتی، سهم خواهی بورژوازی در محل، بی حقوقی، احساس حقارت و نژاد پرستی اسرائیل، از جمله بخش قابل توجهی از این فاکتورها را شکل می دهد.  شکلی که به این اعتراضات، خصلتی  دمکراتیک داد، و نه انقلابی سوسیالیستی جهت براندازی کارمزدی. در این پروسه نیز، سرمایه جهانی درکنار سرمایه در این کشورها قرار داشت، و همچنان برحفاظت از سرمایه  در مقابل هرگونه گسترشی از انقلاب  پافشاری کرد. در لیبی نیز، با وجود اختلاف در میان کمپ سرمایه جهانی، امریکا و متحدانش کماکان بر این نکته، که در حال باید در سرمایه در این کشورهای &quot;انقلاب زده&quot; قرار گیرد، تأکید داشتند. </p><p align="justify">به بیانی دیگر، در عین حالیکه نقش امریکا بمثابه ژاندارم کماکان تعیین کننده بود، اما، محور اختلاف قطب های سرمایه جهانی  این بود که هرگونه تغییری در منطقه، چه تأثیری بر حوزه نفوذ جناح های سرمایه های امپریالیستی خواهد گذاشت. تمامی رفت وآمدهایشان در سازمان ملل و ناتو،امیتاز دادن ها و گرفتن ها، اختلافات بین اروپا و آمریکا و نزدیکی و دوری چین یا روسیه نیز در همین محدوده بایستی برآورد شود. </p><p align="justify">دقیقأ بر اساس همین داده ها و روندهای اصلی جهانی است که باید تقابل دول غربی و آمریکا با جمهوری اسلامی را بررسی کرد. تقابل امریکا با جمهوری اسلامی، و امکان نظامی شدن دخالت غرب، با هشدار متقابل روسیه مواجه شد. روسیه اعلام داشت که حمله نظامی را با حمله به خود روسیه مترادف می داند، و از این رو ست که مخالفت می کند. بی تردید فاکتورهای جانبی و حاشیه ای دیگری هم مطرح است. برای نمونه، با تحریم خرید نفت، فشارهای اقتصادی منتج از عدم دستیبابی به قیمت ارزانتر نفت از ایران توسط ژاپن و چین وشرکت های اروپایی، برای سرمایه جهانی و مشخصأ سرمایه آمریکا جبران پذیر است.  و به این اعتبار این تنها سیاست نیست که تعیین کننده است. سیاست های مختلف، جوه های مختلف بیان منافع پایه ای تر اقتصادی است. بعبارت دیگر، تا آنجا که به آمریکا و سیاست پیشگیرانه اش بر می گردد، انتظارشان همانا رام کردن جمهوری اسلامی است، و تحریم ها به همان اندازه کاربرد دارند. این ادعای آمریکا و متحدانش، که با اجرای تحریم ها، مردم به دولت فشار می آورند، کاملأ مضحک و مسخره است. در این تبلیغات، &quot;مردم&quot; اسم رمزی است برای سرمایه و بورژوازی در ایران. منظورشان این است که برای تخفیف تحریم ها، بورژوازی در ایران به دولت فشار آورد! چه بسا که در دنیای امروز کسی نیست که نداند با هر تحریمی فشار اصلی گرانی و بی بضاعتی، گریبانگیر مردم زحمتکش جامعه است نه حکام دولتی! </p><p align="justify">در این میان طبقه ما، طبقه کارگر بایستی آگاه باشد. بخشی از سرمایه در ایران، در اعتراض به این وضعیت و تضمین سود آوری آینده خود، و همچنین جهت گرفتن سهم بیشتر از قدرت دست بکار شده است. این بخش، گرانی و بیکاری و هر بلای دیگر سرمایه را، بعنوان محصولات کارکرد سرمایه پرده پوشی میکند، و تنها دولت فعلی را مقصر میشمارد و آنرا &quot;بی عقل و ناتوان&quot; معرفی می کند. سیاست این بخش از سرمایه همواره محدود کردن هر تعرضی به سرمایه است. اعتراضش تنها به دولت فعلی است و بخشأ با پرچم های رنگین خود به دولت می تازند، تا در مقابل هرگونه اعتراض طبقاتی علیه سرمایه سد ببنندند. </p><p align="justify">در دنیای سیاست، جناحی از همین سرمایه، امید لیبی شدن ایران را در سر می پروراند. این همان سیاستی است که در گذشته به امید حمله نظامی آمریکا به ایران، در زمان جنگ عراق نیز امید دوخته بود. سیاستی که با عیان شدن نتایج آن جنگ، فرصت طلبانه در ایران عقب نشست (گرچه بخشی از ناسیونالیسم در کردستان ایران کماکان پایبند باقی ماند، تا شاید بتواند  همچون سناریو دولت کردستان عراق، بقدرت برسد). ناسیونالیست های پرو غرب، امروز هم در ارائه همان تصویر مصرند. بخش میلیتانت این جنبش، تمامی اظهارات &quot;انقلابی اش&quot; را بر اساس همین تصویر میدیایی، و جلوه عامه پسند &quot;درانتظار آمریکا&quot;، بیان می کند. این ها حتی اعتراض شان به تحریم، واقعأ تنها به این  دلیل است که آنرا  &quot;کارساز&quot; نمی بینند. وگرنه در تصویر ظاهری ارائه شده از کل این داستان توسط امریکا، مشکلی ندارند. آنرا قدمی در راه سرنگونی جمهوری اسلامی می دانند و در آن شریکند.! می گویند که جمهوری اسلامی به پایان عمرش رسیده و مردم  این وضعیت را نمی پزیرند، و در اعتراض به آن به خیابان می ریزند و به دولت فشار می آورند و معلوم نیست چگونه، ولی بالاخره به شکلی، دولت را به پایین می کشند و انقلاب می شود. فاکتور شکاف و جدال بین غرب و ایران، که موجب عقب نشاندن اعتراضات مردم شده، تحریم و فضای جنگی که بیش از همه کارکنان، طبقه کارگر و محرومین جامعه را در منگنه میگذارد،  و فی الحال در اولین قدم گرانی و بیکاری و نپرداختن دستمزدهای کارگران را موجب شده است، عوامل مثبت برای سرنگونی و انقلاب اعلام  میکنند! </p><p align="justify">در این تصویر، همانطور که سرمایه نیز خواهان است، کارگر و طبقه اش حاشیه ای و سیاه لشگری بیش نیست. بی جهت نیست که در این تصویر براحتی یکبار در کنار &quot;هخا&quot; قرار می گیرند. نتیجه ای نگرفتند، بدنبال &quot;سبز&quot; براه افتادند، باز نتیجه ای نگرفتند و فردا بدنبال دیگری روان میشوند. سرمایه هدفش همین است که کارگر بمثابه یک طبقه و آگاهانه عمل نکند، و کار مزدی هدف قرار نگیرد، بقیه اش دیگر برای سرمایه قابل هضم است. تا آنجا که به کمونیسم مربوط است، این سیاست &quot;فعالانه&quot; نه تنها بسیار &quot;پاسیو&quot;، که مضر است.</p><p align="justify"> برای کمونیستی که انقلاب سوسیالیستی و سازماندهی برای آن را در نظر دارد، واضح است که دوره انقلابات همگانی در ایران سالهاست که بسر آمده است. ایران، مصر نیست. انقلاباتی که به بهار عرب معروف شدند در ایران تکرار نمی شود. سرمایه و کارگر در ایران هر دو بالغ تر از این ها هستند. برخلاف خواب نما شدن های چپ سنتی و تصورات بورژوایی، با وجود تمامی پوسیدگی سرمایه و سرمایه داری، و توحشی که دولت سرمایه در ایران حاکم کرده است، بهرحال انقلاب در پیچ بعدی نیست، مگر اینکه که کارگر متشکل و متحزب عمل کند. دقیقأ به همین دلیل است که برای کمونیست ها ، چنین سازماندهی طبقه کارگر، نه ربطی به توازن قوا دارد و نه هزار و یک بهانه دیگر، بلکه به اعتبار خود، امر فوری و قابل انجامی است. امری که برای کمونیست ها از نان شب واجب تر است. . </p><p align="justify"> تحریم ها نه تنها برای احقاق حق کارگر، بلکه تنها بیانگر و ادامه سیاست و نقشی است که آمریکا برای خود در میان دیگر سرمایه های جهانی تعریف کرده است. سیاستی که در آن برای مردمی که بیشترین فشار آن را متحمل می شوند، هیچ جایگاهی قائل نیستند. بر خلاف جناح های رنگارنگ سرمایه، ایراد ما به جمهوری اسلامی در این نیست که &quot;بهانه&quot; به آمریکا داده، یا اینکه نفت را با تخفیف به این یا آن شرکت و سرمایه فروخته و یا می فروشد که لابد اگر گران تر می فروخت، بایستی کارگر طرفدارشان میشد! </p><p align="justify">پاسخ کارگر به این شرایط این است که: که در مورد تحریم و دلایل آن توجیهات و تفاسیر رایج بین کمپ های سرمایه را قبول نمی کند. فراتر از این، تحریم بهانه ایست در دست سرمایه و سرمایه داران در ایران. سودآوری و ارزش افزایی در ایران تا آن حدی بالاست که سهم ناچیزی که بنام دستمزد به کارگر پرداخت می شود در آن همچون قطره آبی در اقیانوس است. هر مشکلی که سرمایه داران در ایران با آن مواجهند، را خودشان بروند و با دولتشان حل کنند. دستمزد کارگر در این میان نبایستی قربانی شود. مگر تا بحال به خاطر تحریم، حتی یک ریال از پرداختی ها به یک آخوند و طلبه در قم به تعویق افتاده است؟<br /> <br />اگر نمی توانند و برایشان رسیدگی به پرداخت دستمزد اینقدر مشکل است، ایرادی ندارد، بروند کنار و بگذارند تا طبقه ما، طبقه کارگر دولت را بدست گیرد و هم آنها را از این عذاب نجات دهد و هم بشریت به جایی برسد.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تاریخچه اجمالی جبهه واحد کارگری </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_366.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11110" title="تاریخچه اجمالی جبهه واحد کارگری " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11110</id>
    
    <published>2012-01-16T22:59:29Z</published>
    <updated>2012-01-16T23:01:24Z</updated>
    
    <summary>مازیار رازی : مسأله وحدت نيروهای مختلف درگير مبارزه ی مشترک عملی از مهم ترين مسائل تاکتيکی کمونيست ها در قرن حاضر بوده است. ضرورت وحدت از نياز عينی پيشرفت مبارزه طبقاتی ناشی می شود،...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="مازیار رازی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/m_razi-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />مازیار رازی</font> : مسأله وحدت نيروهای مختلف درگير مبارزه ی مشترک عملی از مهم ترين مسائل تاکتيکی کمونيست ها در قرن حاضر بوده است. ضرورت وحدت از نياز عينی پيشرفت مبارزه طبقاتی ناشی می شود، </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">در عين حال اين که اين وحدت در چه شکلی به مؤثرترين وجه اين پيشرفت را تسهيل می کند و در چه صورت می تواند نتيجه معکوس به بار آورده، به کجروی و شکست مبارزه بينجامد بخشی از غنی ترين بحث ها و دست آوردهای جنبش انقلابی پرولتری بوده است.</p><p align="justify">سابقه ی تاريخی اين مسأله به دوره ای بر می گردد به رشد رفرميزم در جنبش کارگری در کشورهای امپرياليستی و انحطاط اکثريت احزاب بين الملل دوم و خيانت آشکارا اين احزاب به منافع طبقه کارگر در جنگ جهانی اول. هم چنین زمانی که انشعاب انقلابيون از رفرميست ها و بنيان گذاری احزاب نوين انقلابی کارگری اجتناب ناپذير و ضروری شد.</p><p align="justify">تا قبل از اين تاريخ احزاب سوسيال دمکرات از هژمونی تقريباً مطلق بر کل جنبش سازمان يافته ی کارگری، چه در اتحاديه های کارگری و چه در سطح سازمان سياسی طبقه، برخوردار بودند و بدين ترتيب مسأله وحدت سازمان های مختلف کارگری در مبارزه ی مشترک مطرح نبود. به همين لحاظ هم می بينيم که فقط با بنيان گذاری بين الملل سوم و شروع به ساختن احزاب کمونيست بود که برای نخستين بار بحث سيستماتيک اين مسأله شروع شد. حتی در دوره ی اوليه ساختن احزاب جديد نيز اين مسأله هنوز مطرح نبود. چه، در اين دوره احزاب کمونيست هنوز گروه های کوچک تبليغاتی، بدون پايه ی وسيع توده ای، بودند و مهم ترين وظيفه آن ها در اين دوره ی ابتدائی روشن کردن برنامه ای و تربيت سياسی کادرهای خود در مبارزه عليه رفرميزم و انقطاع کامل و روشن از سوسيال دمکراسی منحط شده؛ و شروع به کسب پايه توده ای بود. فقط پس از گذشتن از اين دوره ی اوليه بود که مسأله وحدت احزاب کمونيست با احزاب سوسيال دمکرات به شکلی عملی و واقعی مطرح شد.</p><p align="justify">واقعيت اين بود که بخش اعظمی از کارگران سازمان يافته هنوز از سوسيال دمکراسی پيروی می کردند. توده ی عظيم کارگران حاضر نبودند، که يک روزه و به پيروی از تبليغات آگاه ترين قشر طبقه فوراً سازمان های سنتی خود را که طی چندين دهه مبارزه ساخته اند رها کرده و به کمونيست ها به پيوندند. اين اقشار وسيع کارگری فقط از تجربه ی مبارزه ی خود به ورشکستگی رفرميزم پی خواهند برد و به پيشگامان کمونيست خواهند پيوست. ولی اتحاد کل طبقه در مبارزه عليه کل بورژوازی نمی تواند موکول به بريدن اين اقشار از سوسيال دمکراسی شود. چه در شرايط &quot;عادی&quot; جامعه ی بورژوائی، يعنی در مبارزات روزمره طبقه کارگر در حفظ دست آوردهای اقتصادی و سياسی و اجتماعی اش؛ و چه به مراتب اولی در شرايط  بحران اجتماعی و تشديد مبارزه طبقاتی و تهاجم بورژوازی عليه طبقه کارگر، وحدت طبقه کارگر در مبارزه عليه بورژوازی (که از وحدت عينی منافع کل طبقه در اين مبارزه ناشی است) صرف نظر از انشقاق آن ما بين سازمان های سياسی مختلف لازم می شود.</p><p align="justify">علاوه بر اين، در دوره بحران های اجتماعی، توده هائی که قبلاً سازمان نيافته بودند نيز بيدار شده، درگير مبارزه می شوند و غريزه ی طبقاتی آن ها همگی در جهت وحدت مبارزه شان است. و دقيقاً در چنين دوره هائی است که به روشن ترين وجهی برنامه ی سياسی رفرميزم برای کارگرانی که هنوز گرفتار اوهام رفرميستی اند در کوره ی عمل به آزمايش گذاشته می شود، زيرا که در چنين دوره هائی هر کنش جدی طبقه کارگر حتی اگر نقطه آغاز آن مطالبات جزئی باشد، به سرعت توده ها را به طرح مسائل اساسی انقلاب سوق می دهد و کمونيست ها در بهترين شرايط قرار خواهند داشت تا ورشکستگی رفرميزم و برتری برنامه خود را در عمل نشان دهند. ولی موفقيت کمونيست ها در اين امر مشروط به اتخاذ صحيح تاکتيک های مبارزه است، يعنی درک صحيح از هر دو جنبه تاکتيک جبهه واحد پرولتری: از يک سو اتحاد در عمل مشترک، در مبارزه ی مشترک که نيازهای مبارزه طبقاتی آن را ايجاب می کند، با کليه کارگران سوسيال دمکرات و غيرمتشکل که درگير مبارزه اند؛ و از سوی ديگر حفظ کامل استقلال سياسی و تشکيلاتی خود کمونيست ها و مبارزه سياسی دائمی در درون جبهه واحد عليه رهبران رفرميست طبقه کارگر. در مقابل اين برخورد به مسأله وحدت چه در آن زمان و چه از آن دوره تا به حال دوگونه انحراف وجود داشته است.</p><p align="justify">يکی سکتاريزم و چپ گرائی کودکانه ای که بريدن توده های وسيع از اوهام رفرميستی شان را پيش شرط اتحاد در عمل قرار می دهد. و ديگر فرصت طلبی راست روانه که در لفافه ی وحدت حاضر به فدا کردن منافع طبقاتی کارگران است و در مقابل پيروی آنان از رهبران سنتی خود تسليم می شود. اين شکل دوم هم به صورت تسليم در مقابل سوسيال دمکراسی و هم به صورت تسليم در مقابل جناحی از بورژوازی می تواند نمايان شود، يعنی در شرايطی که بخشی از بورژوازی اختلافاتی با بخش ديگری از بورژوازی دارد اتحاد بخشی از طبقه کارگر با يک بخش از بورژوازی عليه بخش ديگر را جانشين اتحاد کل طبقه کارگر عليه کل بورژوازی کند (نظراتی که به صورت تبليغ طرفداری از &quot;بلوک چپ&quot; در سال های ۲۲- ۱۹۲۱ در جنبش کارگری فرانسه وجود داشت و به شکل تعميم يافته ترش در سياست &quot;جبهه خلقی&quot; کمينترن در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ دوباره ظهور کرد).</p><p align="justify">همين مسأله وحدت به شکلی ديگر در مبارزات ضدامپرياليستی در کشورهای مستعمره و شبه مستعمره مطرح بوده است. از اوايل قرن بيستم به بعد مبارزات ضدامپرياليستی در اين کشورها به تناوب از دوره های برخاست توده ای گذشته است. به خصوص در سال های اوليه بنيان گذاری بين الملل سوم، احزاب کمونيست در اين کشورها سازمان های جوان و کوچکی بودند که به هيچ وجه بر جنبش توده ای ضدامپرياليستی هژمونی نداشتند، در عين حال در اين دوره از مبارزات ضدامپرياليستی بخش عمده ای از جنبش تحت رهبری های بورژوائی و خرده بورژوائی بود که به خاطر منافع طبقاتی خود درگير مبارزاتی عليه بورژوازی امپرياليستی بودند. کمونيست ها نمی توانستند و نمی بايد به توده هائی که برای نخستين بار به زندگی سياسی قدم می نهند و در ابتدائی ترين شکل درگيری خود تحت رهبری های بورژوائی و خرده بورژوائی ناسيوناليست وارد مبارزه ی ضدامپرياليستی می شوند پشت کنند، و صرفاً آنان را به پيروی از لوای کمونيزم فراخوانند. لازم بود که اين توده ها از تجربه مبارزاتی خود بياموزند که بورژوازی بومی قادر به رهبری اين مبارزات تا به آخر و تحقق آمال آن ها نيست. و چنين آموزشی امکان نمی داشت مگر با شرکت کمونيست ها شانه به شانه ی توده های ناسيوناليست در اين مبارزات و افشای رهبری های بورژوائی و خرده بورژوائی در طی اين مبارزات. با تکيه بر تجربه ی جبهه ی واحد در جنبش کارگری کشورهای امپرياليستی، تزهای چهارمين کنگره ی بين الملل کمونيست درباره ی مسأله ی شرق، تاکتيک جبهه ی واحد ضدامپرياليستی را مطرح می کند. در اين تزها صريحاً تأکيد شده است که جنبش کارگری در کشورهای مستعمره و شبه مستعمره می بايد نخست موضع مستقل انقلابی خود را محکم کند و فقط در آن صورت است که توافق های موقتی با نيروهای بورژوائی درگير مبارزه مجاز و ضروری است. هدف از اين توافق های موقتی بر سر مطالبات مشخص نيز، نظير هدف جبهه واحد پرولتری، درگيری توده های وسيع در مبارزه مشترک، کمک به انکشاف آگاهی طبقاتی توده های زحمتکش و افشای نوسانات سازمان های بورژوا ناسيوناليست بود. به همين دليل مکرراً بر استقلال کامل سياسی و تشکيلاتی احزاب کمونيست تأکيد می شد و نظير جبهه واحد پرولتری اين توافقات موقتی برای مبارزه در راه تحقق مطالبات مشخص و جلب پايه های توده ای نيروهای بورژوائی بود و نه، آن طور که بعدها مفهوم جبهه ضدامپرياليستی استحاله يافت، به منظور اسقرار حکومت های بورژوائی در مرحله ی انقلاب دمکراتيک يعنی اين جبهه ی ضدامپرياليستی وحدت برنامه ای نداشت و علاوه بر آن در رابطه با نيروهای بورژوائی ای مطرح می شد که واقعاً درگير برخی مبارزات و به دليل اين مبارزات هر چند جزئی از هژمونی بر بخشی از جنبش ضدامپرياليستی برخوردار بودند. و نه در رابطه با نيروهای تخيلی &quot;بورژوازی ملی&quot; که وجود و مبارزاتش صرفاً در چارچوب الگوهای ساختگی و غلط واقعيت دارد.</p><p align="justify">با انحطاط استالينيستی دولت شوروی و بين الملل کمونيست اين دست آورد گران بهای جنبش جهانی کارگری نيز نظير بسيار ديگر از اندوخته های مارکسيزم به اشکال گوناگون تحريف و تخريب شد و در عمل به شکست های متعدد جنبش های کارگری و ضدامپرياليستی منجر شد.</p><p align="justify">اولين تجربه مهم انقلاب ۲۷- ۱۹۲۵ چين بود که انحلال کامل حزب کمونيست چين در سازمان بورژوائی کومين تانگ شکست عظيم ۱۹۲۷ را به بار آورد. پس از آن در چپ گرائی &quot;دوره سوم&quot; اتحاد با هر نيروی غيرکمونيست راست روی اعلام شد. مبارزات طبقه کارگر عليه فاشيزم در حال رشد پراکنده و بی اثر ماند و با پيروزی هيتلر در ژانويه ۱۹۳۳ بزرگ ترين ضربه ی ضدانقلابی تا آن زمان بر جنبش متشکل کارگری وارد آمد. آن گاه در عکس العمل به اين شکست سياست تشکيل جبهه های خلقی با جناح &quot;دمکراتيک&quot; بورژوازی امپرياليستی مطرح شد. برخلاف جبهه واحد پرولتری، هدف تشکيل اين جبهه ها پيشبرد مبارزه ی طبقاتی تا به سرانجام کسب قدرت پرولتری نبود. هدف &quot;حفظ&quot; بورژوا دمکراسی در مقابل فاشيزم بود. ولی برای &quot;حفظ&quot; بورژوا دمکراسی لازم می بود که جلوی مبارزه ی طبقاتی (که در اين دوران بحران عميق اجتماعی و قطبی شدن شديد جامعه حدت يافته بود) از &quot;حد مشخصی به بعد&quot; گرفته شود، احزاب کمونيست از نفوذشان بر جنبش کارگری استفاده کنند و با جلوگيری از انقلاب اجتماعی بورژوازی &quot;دمکراتيک&quot; را از تسليم به فاشيزم بر حذر دارند.</p><p align="justify">بدين ترتيب اين جبهه خلقی برخلاف جبهه واحد پرولتری به حفظ وحدت برنامه ای با بورژوازی &quot;دمکراتيک&quot; مقيد شده بود و به جای وحدت کل طبقه کارگر عليه بورژوازی هدف اش وحدت طبقه کارگر با بخشی از بورژوازی بود. در مقابل اين سياست، اپوزيسيون چپ تاکتيک تشکيل &quot;کميته های آکسيون&quot; را پيشنهاد کرد. از طريق تشکيل اين کميته ها کليه اقشار بيدار شده عليه فاشيزم، چه اقشار سازمان يافته در تشکيلات رفرميست و چه اقشار تازه به حرکت در آمده می توانستند در مبارزه مشترک متحد شوند، و حتی اگر افراد يا اقشاری از بورژوازی قصد شرکت در مبارزه عليه فاشيزم را دارند می توانند با شرکت در اين کميته ها واقعاً در کوره ی عمل آزمايش شوند و نه اين که در پشت سر توده ها با توافق با رهبران رفرميست و استالينيست از جنبش توده ای برای منافع خود استفاده کنند. شکست مبارزات ضدفاشيستی، به خصوص در فرانسه و اسپانيا، &quot;ارزش انقلابی&quot; سياست جبهه خلقی را نشان داد. پس از جنگ جهانی دوم نيز پيروی از اين سياست به شکست های موج انقلابی پس از جنگ در اروپا و بسياری از کشورهای مستعمره و شبه مستعمره انجاميد. يک نمونه اش همان شرکت رهبران حزب توده در کابينه قوام و ساير سياست های سازش طبقاتی حزب در اين دوره بود که عملاً سد راه مبارزه به جلو بود و هدف آن جلوگيری و خواباندن مبارزه طبقاتی بود و نه پيشرفت آن.</p><p align="justify">در دوران پس از جنگ جهانی دوم تا به امروز نه تنها از اهميت مسأله وحدت نيروهای درگير مبارزه ی مشترک و شکل صحيح اين وحدت کاسته نشده، بلکه به علت انکشاف مشخص سياسی جنبش های کارگری و ضدامپرياليستی در اين دوره به شکل حادتری خود را نشان می دهد. با آغاز دوره ی انحطاط و متلاشی شدن استالينيزم، ظهور گرايش های مائوئيستی، بحران و انشعاب اين گرايش ها، و ظهورگرايش های متعدد سانتريست بر انشقاق جنبش کارگری افزوده شده است. در همين دوره، خيانت احزاب کمونيست استالينيستی به جنبش ضدامپرياليستی منجر به رشد و هژمونی نيروهای بورژوا- ناسيوناليستی در بسياری از کشورهای مستعمره و شبه مستعمره شد، ولی به محدوديت اين نيروها در پاسخ به نيازها و آمال توده های زحمتکش منجر به بحران اين سازمان ها و پيدايش گرايش های ناسيوناليست چپ و حتی سانتريست از پايه اين کشورهای امپرياليستی و چپ در کشورهای شبه مستعمره، در اين شرايط انشقاق جنبش های کارگری و ضدامپرياليستی، بار ديگر مسأله وحدت را در اغلب کشورها و مبارزات مطرح کرده است. عدم درک صحيح از اين مسأله می تواند منجر به اشتباهات تاکتيکی ای شود که نه تنها قادر به شکستن هژمونی رهبری های سنتی نباشد بلکه برعکس به منزوی شدن نيروهای انقلابی از جنبش توده ای و فروکش، لااقل موقتی، اين جنبش بينجامد.</p><p align="justify">مازیار رازی</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>یک بررسی کوتاه طبقاتی!!!نگاهی مختصر به جنبشهای بهار عربی و اشغال والستریت  (جنبش ٩٩%) </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_365.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11094" title="یک بررسی کوتاه طبقاتی!!!نگاهی مختصر به جنبشهای بهار عربی و اشغال والستریت  (جنبش ٩٩%) " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11094</id>
    
    <published>2012-01-15T22:47:30Z</published>
    <updated>2012-01-15T22:51:29Z</updated>
    
    <summary>اسماعیل مولودی : مقدمه؛ جنبشهای سیاسی و اجتماعی محصول تنشها و تقابلهای طبقات اجتماعی در جامعه هستند. هر طبقه اجتماعی تحت تاثیر شرایط زندگی و سطح توقع خود از زندگی،...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="اسماعیل مولودی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Esmail-Moloudi-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />اسماعیل مولودی</font> : مقدمه؛ جنبشهای سیاسی و اجتماعی محصول تنشها و تقابلهای طبقات اجتماعی در جامعه هستند. هر طبقه اجتماعی تحت تاثیر شرایط زندگی و سطح توقع خود از زندگی، </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">به اوضاع سیاسی جامعه و موقعیت خود در معادلات سیاسی/اجتماعی عکس العمل نشان میدهد، اما الزاما بدان چه میخواهند نخواهند رسید.</p><p align="justify">در یک سال اخیر اتفاقات سیاسی و اجتماعی عظیمی در دنیا رخداده که تا کنون در تاریخ جنبشهای خودبخودی اجتماعی/سیاسی کم نظیر اند. اولین اعتراض ازتونس شروع شد؛ خودسوزی جوانی 26 ساله دانشگاه دیده به اسم محمد بوعزيزی که با دستفروشی روزگار خود و خانواده اش را میگذراند. در روز 17 دسامبر دست بخود سوزی زد بدلیل اینکه ماموران انتظامی مزاحم جدی کسب و کار و دستفروشی او شدند. در اعتراض به اقدام پليس خود را به آتش کشيد و حدود سه هفته بعد در پنجم ژانويه در بيمارستان از شدت سوختگی در گذشت. مردم آزاده تونس در اعتراض به مرگ این جوان و همچنین اعتراضات به حذف یارانه و گران شدن ارزاق عمومی به خیابانها ریختند. بعد از حرکتهای مردم در 5 ژانویه دانشجويان و دانش آموزان و کارگران و پيشه وران دراکثر شهرهای تونس و پايتخت آن به خيابانها ريختند. آتشی که در تونس روشن شد دامنه شعله اش به دنیا در نوردید و بخصوص کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه را دستخوش تحولاتی عظیم و جدی کرد. <br />دولت تونس سقوط کرد و رئیس جمهور زین العابدین بن علی به عربستان صعودی فراری شد، درست یک روز بعد از اینکه در تلویزیون این کشور به مردم معترض در خیابانها پیام داد و گفت صدای انقلاب شمارا شنیدم و وزیر کشور را از سمت خود عزل نمود همچنین دستور داد که قيمت شکر، شير و نان در این کشور کاهش يابد.. آری وقتی گاری به سربالایی میرسد ، اسبها همدیگر را گاز میکیرند. این اعتراضات به سراسر شمال آفریقا گسترده شد و کل خاورمیانه و کشورهای عربی شمال آفیقا را دستخوش تحولات عظیمی کرد که هنوز به تعیین تکلیف طبقاتی این اعتراضات گسترده فاصله زیاد است. دولهتا عوض شدند. انسانهای مبارز و آزاده در تمامی این تحولات مصزانه کوشیدند اما هنوز اساسا تغییری که به نفع مردم فقیر و کارگران باشد رخ نداده است. اما هنوز توازن قوا هم مورد مناقشه در خیابانهاست و یا نیروهای مزدور رژیمهای فاسد عرب در تدارک بازسازی خود هستندو مثل مصر، لیبی، تونس، الجزایر، اردن. ودر بعضی کشورها هنوز مردم بطور روز مره کشته میدهند و مبارزاتشان بشدت سرکوب میشود. نمونه سوریه، یمن و بحرین. مبارزاتی هم که وجود دارد بعلت نامشخص بود نقش طبقه کارگر و یا نبودن اطلاعات کافی در این مورد باز ناروشن و جهتگیری نیروها نامعیین است. اما مسئله به اصطلاح میدیای غرب بها عربی و مبارزات مردم در این بخش از دنیا هنوز در بعدهای مختلف ادامه دارد.</p><p align="justify">اتفاق جدی دیگر مسئله جنبش اشغال والستریت یا اصطلاحا جنبش 99%. این اعتراض اساسا از اسپانیا شروع شد که جوانان بیکار و کارگران و مردمی که از شدت فشار اقتصادی بجان آمده بودند به خیابان ریختند و اعلام کردند در خیابان خواهند ماند. در همین اوان مبارزات قهرمانانه مردم و کارگران در یونان ادامه داشت. مسئله بیکاری و نبودن امنیت شغلی و اجتماعی و اقتصادی در اکثر کشورهای دنیا زندگی مردم را له کرده است. از طرف دیگر بعلت بحران مالی سرمایه داری کشورهای اروپایی و آمریکا در یک وضعیت اقتصادی وخیمی بسر میبرند و اعتبار بانکی و مالیشان پایین آمده است. این وضعیت و فشار 14 میلیون بیکار در آمریکا منجر به این شد که در یک تصکص مبتکران جنبش ضد جنگ در آمریکا اینبار جنبش اشغال والستریت را راه انداختندو در تاریخ 10 اکتبر  جنبش اشغال وال استریت یا جنبش ۹۹ در صدیها از پارک زوکوتی شهر نیویورک ، متولد شد و این جنبش از نیویورک شروع شد و در15 اکتبر بیش از 700 کشور دنیا در این اعتراض عمومی به تعرض سرمایه به مال و جان و امنیت انسانها در جامعه در ضفهای میلیونی شرکت کردند.  </p><p align="justify">این یک تصویر زنده و روشن از وضعیت اجتماعی و سیاسی در جامعه امروز میباشد. فضای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ما به ازای جهتگیری سرمایه است برای بدست آوردن بیشترین سود. اگر زمانی همگی این سود از طریق ارزش اضافی نیروی کار کارگر بدست می آمد، امروز قسمت بیشتر این سود از بهره بانکی، سفته بازی دارندگان سرمایه در بانکها و در یک کلام بقول مارکس؛ امروز در مرحله پایانی سرمایه داری &quot;این سود تولیدات کارخانه ها نیست که بیشترین نقش را در روند سود دهی سرمایه دارد، بلکه این سود بانکها و سرمایه مالی هستند که حرف آخر را میزنند&quot; بلکه دولت تعیین میکنند و جامعه را سازمان میدهند. این ربا خواران بانکها هستند که در جمع خود قوانین ربا و بهره بانکی را تعیین میکنند که چگونه گلوی مردم کارگر و عموم جامعه را با وامهای بی حد و حصر خود بفشارند. بانکها و سرمایه مالی(سفته بازان و رباخواران)  مردم را بدون هیچگونه لشکر کشی به تمکین وامیدارند و زندگی شان را به تاراج می برند. این تصویر نشان میدهد که موقعیت امروز نیروهای سیاسی و اجتماعی /طبقاتی در چه وضعیتی هستند. فشار کار، نا امنی در محیط کار، بیکاری، گرسنگی، فقر، فلاکت، کار کودکان، فروش اعضای بدن برای ارتزاق و خرج روزانه زندگی، مواد مخدر، تن فروشی، قاچاق انسانها، اشغال کشورها، تاراج بردن هستی و نیستی مردم چه بوسیله بانکها و کارتلهای وابسته به سرمایه مالی مثل شرکتهای بیمه و.. به اضافه همه اینها نبودن درمان، تحصیل و امنیت اجتماعی ، شغلی و فردی صحنه ی زندگی اکثریت قریب به اتفاق انسانهای جامعه بشری امروز است را رقم میزند. حال دیگر حرف از تاراج باندهای جنایتکار، مافیای حکومتی که همکار دم و دستگاه اداری جامعه بورژوازی موجود هستند به کنار.</p><p align="justify"><strong>نگاهی مختصر به اشغال والستریت .....و بهار عربی!!</strong></p><p align="justify"> وضعیت امروز از یک طرف دیگر مورد مناقشه هم هست زیرا امروز در جهان بین خود بلوک سرمایه داری مالی قوانین یک دستی وجود ندارد و همین باعث شده که مردم در هر نقطه از دنیا از این وضعیت بیشترین صدمه را ببینند. اروپا و امریکا در مقابل چین و دیگر کشورهایی مثل روسیه در گیر یک جدال هستند اما در این جدال مردم جامعه هیچ سودی عایدشان نمیشود. یعنی سرمایه مالی با تمام اعوان و انصارش متحدانه در جهت چپاول و بوجود آوردن ناامنی اقتصادی/اجتماعی و سیاسی علیه مبارزات مردم هستند. در یک نظر در دو سال اخیر اتفاقات جدی سیاسی بوقوع پیوسته اما تغییراتی جدی بوجود نیامده است . مثلا جنبش موسوم به بهار عربی، اشغال والستریت. اینها در نوع خود جنبشهای میلیونی و جدی در دو دهه اخیر در دنیا هستند که همین حالا هم هنوز به کشمکش با بورژوازی ادامه میدهند. هنور جدال تعیین تکلیف حکومتی در مصر مسئله روز است. هنوز مسئله یمن، تونس، الچزائر، مراکش، لیبی،  فلسطین، اردن، عراق، افغانستان، سوریه و بالطبع ایران یک مسئله باز و عرصه مبارزات مردم در خیابانها و جنایت و ترور از طرف حکومت داران وجود دارد. در طول این دوساله هزاران انسان زندگی خودرا از دست دادند و هزاران انسان به زندان افتاده اند و دهها هزار هم آواره شده اند. یعنی در مقیاسی وسیع و گسترده مردم تحت تعقیب و ترور هستند. طبقه کارگر در مصر حلقوم مبارک را فشار داد، در ایران کارگران بطور روز مره در گیر جکومت و جنایتکاری های جکومت هستند. در عرصه جامعه مردم مصر در گیر سکولاریسم، مذهب و ایجاد حکومتی آزاد هستند، در یمن جنایات رژیم علی عبداله صالح حد و مرزی ندارد. در سوریه بهمان نوع. در این دهه ساله اخیر انواع و اقسام مبارزات توده ای و اجتماعی و سیاسی و کارگری رخ داده است. آخرین و گسترده تزین آن را میتوان جنبش مشهور به بهار عربی و نیز جنبش مردمی اشغال والستریت در اروپا ، آمریکا و کل دنیا. که توانست میلیونها انسان را به خیابانها بیاورد و اعتراض خودرا به سود دهی و تاراج کردن مردم از طرف بانکها و سرمایه مالی اعلام داشتند.</p><p align="justify">این تصویر واقعی سیاسی/ اجتماعی از وضعیت موجود مبارزات اجتماعی امروز است. مبارزات وجود دارد، مردم میخواهند از این وضعیت فلاکتبار خلاصی یابند. مردم بصورت خود جوش به خیابانها می آیند. و سازماندهی هم میشوند. از برکت سایتها مثل تویتر، فیسبوک و گوگل و انواع و اقسام وبلاگهای مردم راحت تر در ارتباط با هم قرار میگیرند. اما چرا بهار عربی و بخصوص اتفاقات در کشورهای شمال آفریقا، خاورمیانه و ایران هنور اندر خم یک کوچه اند. نتیجه تغییر و تحولات سیاسی رفتن یک دیکتاتور و امدن یک الیت سیاسی مرتجع و عقب افتاده است. به لیبی نگاه کنیم، به مصر به ایران بعد از تظاهرات میلیونی مردم در 25 خرداد 1388 بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران . جنبش والستریت در نوع خود قوی و سراسری بود. جنبش با ابتکار مردم، کارگران و جئانان در اسپانیا راه افتاد و در کمترین مدت ممکن به آمریکا رسید و جنبش والستریت را برخود نهاد. این جنبش در سرعت گسترده شدن در سراسر دنیا جزو نمونه های خوب و جدی اعتراضات اخیر در دنیا ست. البته این جا پرداختن به جنبش اشغال والستریت در دستور نیست بلکه اساسا پرداختن به اصل مسئله یعنی چه عاملی باعث میشود این اعتراضات مقطعی میشوند. شاید کسی بگوید خب مسئله عمومی بود و نمیشود همیشه جامعه در تشنج باشد. مردم آمدند بیرون اعتراض کردندو دولت مداراندرک کردن و دارن ماستهاشان را کیسه میکنند. مثلا دارند برای یورو نقشه میکشند که ورشکست نشود یا مسئله یونان را دارند جواب میدهند. البته میشود مسئله اعتراضات موجد اخیر را از زاویه های مختلف مورد بررسی قرار داد. اما سوال اینجاست چرا باید نیرو وارزشی معترضان والستریت و شمال آفریقا نتایج چشمگیر و در خور حل مشکلات ابتدایی مردم را نداشته باشد. یعنی جامعه و نیاز مردم جامعه را جواب ندهد. مثلا همین حالا روز بروز سرمایه درنده تر میشود و با بحران خود توانسته با بوق و کرنای آی مالمان دارد تمام میشود تمامی سوبسیدهای اقتصادی در جامعه را دارند بر میدارند. نه فقط در یک کشور بلکه در کل کشورهای دنیا و این یک روش سرمایه داری است برای ایجاد ناامنی در زندگی مردم. ایجاد فضای تنازع بقا.</p><p align="justify">جمعبندی از زاویه طبقاتی!</p><p align="justify">مسئله تعرض سرمایه به زندگی و معیشت مردم در جامعه امروز جدی است، فشار سیاسی و ترور جزو امر روزمره شده، بیکاری و استثمار انسانها به اوج جنایتکاری خود رسیده. جامعه را به میدان همدریدن کارگران و مردم تبدیل کرده اند. بقول یک اقتصا  دانان بورژوازی در سوئد؛ &quot; شیر گرسنه بهتر شکار میکند&quot; معنی عملی اش این است کع مردم را بجان هم یباندازید برای یک لقمه نان همدیگر را بدرند.</p><p align="justify"> این وضعیت در شرایطی اتفاق می افتد که جنبشهای عظیم اجتماعی هم هستند. ولی نمیتوانند تعیین کننده باشند. سوال این است چرا؟</p><p align="justify"> نکته مهمی که در این سوال وجود دارد این است در هر دوره، باید اوضاع سیاسی و نقش بازیگران در آن را بطور ابژکتیو بررسی و کنکاش کرد. این وظیفه ای است که نوشته های من تلاش میکند داشته باشد. برای مثال در مورد جنبش اشغال والستریت یا بهار عربی  در جامعه خیلی نوشته شده اما اکنون در جامعه کنونی حضور فعال ندارد. &quot;. <br />سنتی که امروز بر جنبشهای اجتماعی و کارگری در دنیا گسترده شده نتیجه بلاعوض اوضاع سیاسی در جامعه است.</p><p align="justify">&quot; آدمیان هستند که تاریخ خودرا میسازند، ولی نه آنگونه که دلشان میخواهد یا در شرایطی که خود انتخاب کرده باشند. بلکه در شرایط داده شده ای که میراث گذشته است و خود آنان به طور مستقیم با آن درگیرند&quot; مارکس هیجدهم برومر</p><p align="justify">فعالین این حرکتها در گیر یک سری مسائلی هستند که انسان فکر میکند سالهاست حل شده اما جان سخت دارند عمل میکنند. مثلا سنت آکسیونیسم، سنت دور زدن مسائل سیاسی و طبقاتی در خود جنبش و همه چیز را گره زدن به رفرم. نداشتن پلاتفرم طبقاتی در مقابل طبقه سرمایه دار. رفرم و اشغال والستریت بخودی خود نمیتوانند بد باشند. بالاخره در جنبش اجتماعی رفرمیسم، آکسیونیسم و دیگر طبقات میتوانند شرکت داشته باشند ولی هم و غم را بر رفرم و تجمعهای الیتهای سیاسی و تئوریسنهای ضد امپریالیستهای اروپایی و آمریکای تلاش میکنند جنبش طبقه کارگر را در همین سطح نگهدارند( قانع، رفرمیست و آکسیونیست) ، دنبال جنبشهای خود بخودی گذاشتن و کار تشکیلاتی و متشکل شدن را از یاد بردن قدرت و توان جنبش را به هرز میبرد. همیشه در طول تاریخ آکسیونیسم و رفرمیسم مورد معامله قرار گرفته اند. و این متاسفانه در فضای نبود یک تشکل و سازماندهی قدرتمند طبقاتی فقط انرژی بهدر دادن است. زیرا در فضای وجود طبقه کارگر متشکل و نیز قدرتمند این نوع جنبشها نیروی پشت جبهه جنبش کارگری و رادیکال جامعه خواهند شد و با هر حرکت از جنبش کارگری انرژی میگیرند و آنرا هم تقویت میکنند. اما اکنون این رهبر واقعی جنبش اجتماعی جامعه حضور متشکل و سراسری ندارد. و این حرکتها دست مایه بخش با اصطلاح چپ بورژوازی میشوند برای نگهداشتن سیستم سرمایه داری اما قبول یک سری اصلاحات. در این فضای موجود سیاسی امروز این امر جنبش کمونیسم کارگری، طبقه کارگر مبارز و مردم آزادیخواه و برابری طلب این است که بر تشکل و اتحاد طبقاتی تاکید مجدد کنیم. باید و میتوان با کار آگاه گرانه و متشکل بر این فضا غالب شد و این دوران را پشت سرگذاشت. جواب به اوضاع سیاسی کنونی تلاش بیوقفه برای برجسته کردن خواستهای طبقاتی طبقه کارگر و زحمتکش جامعه و متشکل کردن آنها بدور شعارهای اصلی آزادی / برابری در کلیه عرصه های اجتماعی و زندگی فردی است.</p><p align="justify">تلاش برای جدل جدی طبقاتی در سطح جامعه ،مسئله تاکید مجدد بر آزادیهای بیان، اعتقادات و ایجاد فضای سالم سیاسی در جامعه است. جواب فضای موجود تنها با کار متشکل ، با اشاعه افکار و عقاید مارکس و نقش عمل روشن سیاسی طبقاتی میتوان داد.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تدوین و تصویب قانون کار انقلابی با حضور فعال طبقه کارگر امکانپذیر است!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_363.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11076" title="تدوین و تصویب قانون کار انقلابی با حضور فعال طبقه کارگر امکانپذیر است!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11076</id>
    
    <published>2012-01-14T08:42:46Z</published>
    <updated>2012-01-14T08:46:02Z</updated>
    
    <summary>شهرام يوسفى : مدتها است تغییر قانون کار بر سر زبانها است و خبرهای گوناگونی در این مورد در سطح جنبش کارگری و جامعه منعکس شده است. سر انجام پیش‌نویس اصلاحیه قانون کار ابتدا به صورت خصوصی...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="شهرام يوسفى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Newisande-thumb.png" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" complete="true" />شهرام يوسفى</font> : مدتها است تغییر قانون کار بر سر زبانها است و خبرهای گوناگونی در این مورد در سطح جنبش کارگری و جامعه منعکس شده است. سر انجام پیش‌نویس اصلاحیه قانون کار ابتدا به صورت خصوصی </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">برای عده‌ای از اعضای شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر ارسال شد تا از این ارگانهای ضد کارگری نظر خواهی شود. و برای ارائه متن نهایی به مجلس جهت تصویب دو ماه مهلت داده شد. اما این پیش نویس به قدری ارتجاعی است که حتی با اعتراض بخشی از این تشکلهای دست ساخته دولت و کارفرما مانند شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر روبرو شده است. در این پیش نویس بندی اضافه خواهد شد در جهت جایگزین کردن کمیته‌های انضباطی و دادگاه کار و حذف ارگانهای ضد کارگری شوراهای اسلامی. در جریان این اعتراضات، پیش نویس اصلاحیه در سطح وسیع تری پخش شد و بخشی از تشکل های مستقل کارگری و طبقه کارگر از جمله 50 هزار از کارگران مجتمع های صنعتی ایران خودرو و شرکت های تابع طی نامه ی تهدید آمیزی مخالفت خود را اعلام کردند در اثر این اعتراضات و عکس العملها مهلت ارائه‌ی آن به مجلس تمدید شد.</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">روشن است، این قانون و اصلاحیه هایش  مورد اعتراض طبقه کارگر و فعالین اش قرار می گیرد.  زیرا اگر تصویب و اجرا شود ضربات جبران ناپذیر تري به طبقه کارگر وارد خواهد آورد اما اساس بحث بر می گردد به اینکه خود کلیت قانون کار ارتجاعی و ضد کارگری است و مبارزه جدی سیاسی - طبقاتی را می طلبد. این هم واضح است که ماهیت و محتوای هر قانونی در جامعه طبقاتی بسته به توازون نیرو و سطح مبارزه طبقاتی کارگران در شرایط مشخص جامعه دارد که در زمان تصویب می تواند فرض گرفته شود. در طول سه دهه حکومت ننگین سرمایه اسلامی این قانون در کلیتش در جهت منافع سرمایه داران عمل نموده تا به امروز کارگران در تدوین این قانون و حتی وارد کردن اصلاحیه و تغییر دادن آن نقش آنچنانی نداشته اند. کارگران با انتشار اولین پیش نویس قانون کار در سال 61 به مخالفت و اعتراض بر علیه آن برخواستند و در طول این سالها هر بار این قانون دستخوش تغییرات و اصلاحیه هایی شده با اعتراض جدی کارگران روبرو شده است، به همین دلیل رژیم مجبور به پس گرفتن پیش نویسهای خود بوده است. کشمکش در مورد قانون کار از جانب کارگران همیشه ادامه داشته و کارگران هیچگاه به قانون کار ضد کارگری جمهوری اسلامی سرمایه توهم نداشته و آن را مورد تائید قرار نداده اند. کارگران در تدوین این قانون و حتی وارد کردن اصلاحیه و تغییر دادن آن تا به امروز نقش آنچنانی نداشته اند. و  نماینده کارگران، ناظر بر انجام این کار نبوده و نیستند. و هیچ نقشی در تصویب این قوانین را دارا نمی باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">برای بررسی این قانون کار ارتجاعی و مبارزات کارگری بر علیه آن در طول این سالها لازم است مروری به گذشته تا حال داشت. کارگران از همان اواخر دوران شاه و بخصو ص از ماههای دی و بهمن سال 57 همراه با اعتصاب و اعتراضاتشان همیشه خواستار لغو قانون کار شاهنشاهی و تدوین یک قانون کار انقلابی با مشارکت و نظارت خود کارگران بوده اند و برای این خواست بعد از قیام نیز به مبارزه ادامه داده اند. اما رژیم اسلامی تحت بهانه های مختلف به خواست کارگران توجهی نکرد و تقریباً هیچ تغییر ماهوی در قانون کار شاهنشاهی بعمل نیاورد، به جز یک اصل که اصل 33 قانون کار زمان شاه بود که به کار فرما اجازه اخراج کارگر را داده بود، که این با مبارزه کارگران بر رژیم تحمیل شد. اتفاقا همین اصل است که امروز  تغییر را از جانب سرمایه داران و دولت شان ایجاب کرده است. با روی کار آمدن جمهوری اسلامی که وظیفهً سرکوب انقلاب و باز پس گیری دستاوردهای قیام را در دستور داشت، نبرد کارگران و حکومت تازه بدوران رسیده بورژوازی، از همان روزهای نخست شروع شد و ابعاد بسیار وسیعی یافت. اولین گلوله هایی که رژیم اسلامی شلیک کرد، سینهً کارگران بیکار که جنبش وسیعی را بر پا کرده بودند آماج قرار داد. شوراهای کارگری که از دل اعتصابات و بعد از قیام شکل گرفته بودند، در راس یک مبارزه مملو از شور و شوق و عمیقاً انقلابی برای تحقق خواسته های طبقه کارگر وحفاظت از دستاوردهای قیام قرار گرفتند. در طول سال 57 تا 60 که شوراهای کارگری شکل گرفتند، مملو از غنی ترین تجارب انقلابی کارگران و دخالت میلیونی مستقیم آنها در سرنوشت جامعه بود که مهر خود را بر شعور و آگاهی کل  طبقه کارگر کوبیده است. در سال 60، سالی که جمهوری اسلامی با یک کشتار و قتل عام وسیع شوراهای کارگری و نیروهای سیاسی را درهم کوبید و اختناق بی مانندی را برقرار کرد. </p><p align="justify" dir="rtl">بعد از انقلاب در دوره هایی که کارگران شوراهای کارگری پر قدرتی داشتند، در بسیاری از کارخانجات و مراکز صنعتی بزرگ کارگران خود بر کنترل کارخانه نظارت داشتند و در رابطه با مسائل صنفی خود مستقلاٌ تصمیم می گرفتند و آن را اجرا می نمودند. بعنوان مثال شوراهای کارگری بسیاری از کارخانجات قانون 40 ساعت کار در هفته را تصویب کرده بودند، تا مقطع خرداد 1360 هنوز کارخانه های زیادی وجود داشتند که بنا به تصمیم کارگران پنجشنبه و جمعه تعطیل بودند و 40 ساعت کار میکردند و در بعضی کارخانجات مهم و مراکز صنایع بزرگ رژیم عاقبت در اواخر 1360 توانست به زور سر نیزه و سرکوب، دستگیری و اخراج 40 ساعت کار در هفته را ملغی نمایند پنجشنبه ها هم کارگران را به سر کار بفرستند. دلیلی که باعث شد کنترل کارخانجات و دست آوردهای شوراهای کارگری مورد تهاجم قرار گیرد و پس گرفته شود این بود که این قدرت، فقط در محدودهً کارخانجات بود سراسری و متحد نبود وفاقد رهبری واحدی بود. این عدم متشکل بودن سراسری در سطح طبقه کارگر، کارگران را از طرح یک قانون کار انقلابی و تحمیل نمودن آن به رژیم باز داشت. رژیم اسلامی سرمایه که موفق شد با اخراج و دستگیری تدریجی رهبران کارگری، گام به گام  شوراها و جنبش کارگری را به عقب براند. پس گرفتن دستاوردهای انقلابی طبقه کارگر توسط بورژوازی سبب پیشرویهای ارتجاعی طبقه سرمایه دار و دولت سرمایه شد و با قانونیت دادن به لایحه ارتجاعی قانون کار آن را تصویب و تثبیت نمود. از آن تاریخ به بعد هر چند سال یکبار با تغییر دادن بندهایی از این قانون و وارد کردن اصلاحیه هایی دست کارفرماها و دولت را در استثمار و بی حقوقی هر چه بیشتر کارگران باز می گذارد. مبارزه کارگران به شکل اعتراض و اعتصاب بر علیه این قوانین انجام گرفته است. قانون کار جمهوری اسلامی فاقد اعتبار است به این دلیل که آزادی تشکل و اعتصاب را برای کارگران برسمیت نمی شناسد. و همچنین مسئله مهم دیگر دستمزد و چگونگی تعیین و تصویب آن است که در قانون کار به آن اشاره ای نمیشود.</p><p align="justify" dir="rtl">از طرف دیگر طبقه کارگر ایران به دلیل محروم بودن از تشکلهای توده ای و طبقاتی خود نمی تواند بطور سراسری و با مبارزه ای متشکل و متحد این قانون و قانونگذاران آن را به زیر بکشد و مبارزه بر علیه این قانون کار ارتجاعی فقط در بخشی از طبقه کارگر معنی پیدا نموده و تا کنون نتوانسته نمادی سراسری داشته باشد. </p><p align="justify" dir="rtl">رژیم سرمایه اسلامی با ایجاد شوراهای اسلامی فرمایشی و خانه کارگر در تقابل با شوراهای واقعی کارگری دست به سرکوب وسیعی زد. و از این نهادهای ضد کارگری برای به کنترل در آوردن کارگران و استثمار و اخراج آنها استفاده نموده و دست کارفرماها را برای اجرای قوانینی که حتی یک بند آن هم به نفع کارگر نمی باشد باز گذاشته است. این قانون در دوره های  مختلف ریاست جمهوری های جمهوری اسلامی بنا به سیاستی که در تقابل با سرمایه داخلی و جهانی اتخاذ نموده اند دستخوش تغییراتی شده است. اعمال هر کدام از این سیاستها در جهت منافع سرمایه گام برداشته و فلاکت و سیه روزی بیشتری برای کارگران را بدنبال داشته است.</p><p align="justify" dir="rtl">تعدیل نیروی گسترده ی کارگران در دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی و در هنگام وزیر کار بودن کمالی که خود نیز عضو خانه کارگر بود صورت پذیرفت . قانون نانوشته ی قراردادهای موقت از سال 68 به بعد و سپس قانونی شدن این موارد در دهه ی هفتاد تصویب شد. پس از سال 74 کارگران قراردادی در راستای استقرار کامل‌تر بورژوازی بوجود آمدند و مشخصا بعد از جنگ کارگران رسمی بطور تدریجی درصد خود را از دست دادند و الان اکثر کارگران، در حدود 85 تا 90 درصد، قراردادی شده اند. همین طور بر اساس ماده‌ی 9 بازسازی و نوسازی صنایع که توسط شورای نگهبان ارائه شده بود کارگران رسمی در 25 سال بازنشسته میشوند. در نتیجه قراردادهای موقت در این پیش نویس به طور کامل تثبیت شده و تقریبا قرارداد رسمی برچیده می‌شود. کارفرماها و دولت بر طبق قراردادهای موقت نا امنی شغلی را بطور جدی برای کارگران ایجاد نموده اند. این مسئله قراردادهای موقت و نگرانی از بیکارشدن تا حدود زیادی تحرک کارگران را در اعتراض به وضع موجودشان محدود نموده است. و مانع از اعتراض و حرکت متشکل آنها میباشد. قراردادهای موقت و سلطه  شرکتهای پیمانی بر نیروی کار کارگران در طول این سالهای سیاه حکومت سرمایه که ریشه در این قوانین ضد کارگری دارد. تا جایی فاجعه انگیز بوده است که کارگران معدن خاتون آباد در اعتراض به این قراردادهای سفید و موقت و خواست امنیت شغلی خود مورد یورش جنایتکاران جمهوری اسلامی قرار گرفتند و به خاک و خون کشانده شدند. این قانون بحدی ضد بشری است که دست کارفرماها، دولت و سرمایه داران را تا جایی باز گذاشته است، که هر آن خواستند صدای حق طلبانه کارگران را برای اولیه ترین خواسته هایشان با زندان و شکنجه و گلوله پاسخ دهند.  </p><p align="justify" dir="rtl">خروج کارگاههای زیر پنج نفر و سپس ده نفر از شمول قانون کار بر اساس طرح ارائه شده از طرف خانه ی کارگر در دوره ی ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی به تصویب رسید و نیز از سالها قبل از تصویب، عملاً این کار انجام میشد. همچنین حذف بخش عمده ای از کارگران رسمی و با تجربه و آگاه به حقوق کارگران توسط طرحهایی همانند: باز خریدهای اجباری، تعطیلی کارخانجات مراکز تولیدی، بازنشستگی بیش از موعود و قانون بازنشستگی بیست و پنج ساله طبق قانون 10 ماده ی نوسازی صنایع بمنظور هموارتر کردن راه هجوم بیشتر به حقوق کارگران و.....در تمام این سالها انجام گرفته است. کلیه این طرحهای ضد کارگری و ارتجاعی از طرف دولت و عوامل مزدور سرمایه آگاهانه و نقشه مند تدوین و تصویب شده اند. از سال 85 ایران به دنبال کسب عضویت در سازمان تجارت جهانی بود. سرانجام ایران در سال 86 به عنوان عضو ناظرWTO (World Trade Organization.) برگزیده شد. با این هدف که بتواند پاسخگوی برنامه های نئولیبرالی باشد و از طریق صندوق بین المللی پول و بانک جهانی سیاستهای مالی آنها را پیش ببرد. از طرف دیگر با استفاده از قراردادهای موقت و طرحهای پیمانکاری در صف کارگران نا امنی شغلی ایجاد نموده، و به بیکارسازیهای وسیع دامن زده است. و برای به پیش بردن هرچه بیشترمنافع صاحبان سرمایه از متشکل شدن کارگران جلوگیری نموده است. وهمچنین سرمایه داران و کارفرماها با پایمال کردن حقوق و مزایای درصد بالایی از کارگران قراردادی سودهای کلانی به جیب زده اند. تبصره ی ماده هفتم این قانون بر لزوم وجود قراردادهای دائمی کار در کارهایی که ماهیت دائم و مستمر دارند تاکید نموده است. وزارت کار در پاسخ به کانون عالی کارفرمایان این تبصره را اعلام و قراردادهای موقت را در کلیه کارها به روندی عادی تبدیل کرده است. در اصلاحیه جدید به شکل بارزتری بر این نقص بزرگ یعنی نادیده گرفتن امنیت شغلی کارگران تاکید شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">اصلاحیه های اخیر قانون کار دقیقا برای باز گذاشتن دست کارفرمایان در اخراج کارگران و به استثمار کشاندن بیشتر آنها  و خدمت نمودن به برنامه های تجارت جهانی میباشد. یکی از این برنامه ها اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها است که کمک میکند سرمایه های ایران در سرمایه جهانی به سرعت ادغام شود. از آنجاییکه منفعت زیادی برای سرمایه داران و دولت دارد در عوض عواقب اجرای این طرح با حمله به سفره خالی میلیونها کارگر و زحمتکش هستی آنها را به نابودی و فلاکت می کشاند.</p><p align="justify" dir="rtl">همه‌ی تغییرات در این قانون در جهت تحقق خواسته‌های سرمایه‌داری داخلی و جهانی است. شورای حل اختلاف دارای 9 عضو بود (سه نماینده از کارفرمایان، سه نماینده از دولت و سه نماینده از کارگران) با اینکه برتری با نمایندگان کارفرما ودولت بود، ولی در این پیش‌نویس دونفر به نمایندگان دولت در شورای کار اضافه کردند این اضافه شدن نمایندگان دولت برای عضویت در WTO است.</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">از نظر امینت شغلی با حذف شورای اسلامی کار و جایگزین کردن کمیته‌های انضباطی و دادگاه کار که آگاهانه خواسته اند هیچ نماینده کارگری در آن حضور نداشته باشد، اخراج کارگران آسان‌تر شده وامنیت شغلی کاهش یافته است. تعداد نمایندگان دولتی را در هیات‌های حل اختلاف بیشتر کرده‌اند. مورد دیگر در باب ماده 44 است که مربوط به عیدی است. تا الان کارفرما 2 ماه عیدی می‌داد به شرطی که از سقف 2 برابر حقوق کمتر و از 3 برابر آن بیشتر نباشد. در قانون جدید می‌گوید که شورای عالی کار می‌تواند این مقدار را با توجه به شرایط اقتصادی تعیین کند و به کارگران قراردادی ده درصد بیشتر داده می‌شود. در این قانون واژه سندیکا در مقابل تشکل صنفی نیز حذف شده است. در رابطه با مسئله عیدی ها از آنجاییکه دولت با تحریمها و بحرانهای جدی اقتصادی روبرو است برای برون رفت از این اوضاع حتی از حداقل ترین حقوق کارگران از جمله عیدیهای آنها هم نمی گذرد وبرای پرداخت آن که حق مسلم کارگران است در این پیش نویس شرط و شروط می گذارد. از طرف دیگر با ایجاد رقابت بین کارگران دائمی و قراردادی می خواهد از این تفرقه به نفع خود بهره بردای نماید. اما کارگران قرار دادی باید این را مد نظر داشته باشند که کارفرما با پایمال نمودن حق و حقوق پایه ای آنها از جمله: حق بیمه، مسکن، بازنشستگی و مرخصیهای سالانه و..........در مقایسه با کارگران دائمی آنها را از حداقل ترین حقوق محروم نموده است. این حربه را بورژوازی در شرایط بحرانی که احساس خطر می کند بکار می برد تا بین کارگران تفرقه بیاندازد و از اعتراضات يكپارچه و متحد شدن آنها جلوگیری بعمل بیآورد.</p><p align="justify" dir="rtl">لازم است بخشهای مهمی از قانون کار و پیش نویس آن را که در ضدیت کامل با منافع کارگران است مورد بررسی قرار داده و آنها را برشمریم:</p><p align="justify" dir="rtl">یکی از مهمترین و اصلی ترین ماده این قانون که تهاجم همه جانبه ای به طبقه کارگر می باشد  فصل ششم آن یعنی فصل مربوط به تشکل های کارگری و کارفرمایی است. دراین فصل تعریفی مغشوش و مبهم از تشکل های کارگری و کارفرمایی ارائه می گردد. در اصل کم بها دادن به جایگاه تشکل ها چندان هم دور ازانتظار نبوده، چرا که وزارت کار با ارائه ی آیین نامه تشکیل انجمن های صنفی و کانون های عالی آن عملا نشان داده است که کوچکترین حقوقی برای استقلال تشکل های صنفی قائل نیست. در بالا هم اشاره شد این قانون در کلیتش ضد کارگری است به این دلیل که فاقد تشکلهای کارگری میباشد.</p><p align="justify" dir="rtl">در ماده 131 از انجمن های صنفی نام برده می شود ولی در آئین نامه اجرایی این فصل که پس ازتصویب قانون، توسط وزارت کار و اموراجتماعی تدوین و به اداره های کار مناطق به منظور اجرا ابلاغ شد، در عمل در راه تشکیل هر نوع تشکل مستقل کارگری ممانعتی به عمل می آید. پس از شکایت ها و اعتراضات متعدد کارگران به سازمان بین المللی کاردر این رابطه، در سال 1383 تفاهم نامه ای با حضور نماینده گان و مقامات این سازمان و مسئولان وزارت کار جمهوری اسلامی ایران در راستای اجرایی شدن کنوانسیون های شماره 87 و 98 این سازمان و برداشتن موانع موجود در راه ایجاد تشکل های کارگری امضا می گردد . اما متاسفانه هرگز به این تفاهم نامه عمل نشد و این نقص در اصلاحیه ی جدید پیشنهادی وزارت کار همچنان موجود است.</p><p align="justify" dir="rtl">هر کدام از انجمنهای صنفی که در قانون کار به آن اشاره شده و یا حتی آئین نامه اجرایی  برای آن تعریف شده است هیچیک از وظایف تشکلهای کارگری را انجام نمی دهد. کار تشکلهای کارگری متشکل کردن کارگران، هدایت اعتصاب و نمایندگی کردن کارگران در حرکتهای اعتراضی است. تشکل کارگری باید در نقش بازرسی و نمایندگی کارگران در امر پیشبرد قانون کار و نظارت بر اجرای آن ظاهر بشود. تشکل کارگری باید بتواند در قراردادهای کار و در قبال کارفرما و دولت کارگران را نمایندگی کند . تشکلها ی کارگری می بایست مستقل از دولت و کارفرما  تشکیل یافته تا بتوانند نمایندگی واقعی اعضای خود و کارگران در محل را جدا از دولت وصاحبان سرمایه نمایندگی کنند. اگر بخواهیم خلاصه کنیم اهمیت تشکلهای کارگری در اعتصاب و مبارزات کارگری است، در نمایندگی کردن کارگران در مقابل کارفرما و دولت آنها در قراردادهای کار و غیره است، و در بازرسی و نظارت بر پیشبرد قانون کار و بر مراعات و تامین حقوق کارگران توسط کارفرما ست، کارگران در این قانون ابدا چنین حقوقی ندارند و کلا این قانون تشکل کارگری را به رسمیت نمی شناسد. دولت و کارفرماها تا به اینجا نشان داده اند برضد تشکل یابی کارگران هستند. و نمونه مشخص آن تشکیل سندیکای شرکت واحد و هفت تپه میباشد که رهبران آن مدتها است فقط به جرم ایجاد سندیکا در زندان بسر میبرند وتحت شدیدترین اذیت و آزار وشکنجه قرار گرفته اند. علت ضدیت حکومت اسلامی سرمایه با ایجاد تشکلها  ناشی از ترس و وحشت است.  برای بورژوازی تا دندان مسلح که با اوضاع بحرانی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبرو است همیشه این نگرانی وجود دارد که کارگران و زحمتکشان با متشکل شدنشان، مبارزات و اعتراضاتشان ضربه کاری بر پیکره این رژیم وارد آورند.</p><p align="justify" dir="rtl"> مورد قابل توجه دیگر، دستمزد است : همانطور که قیمت هر کالا را تولید کنندگان و صاحبان آن کالا تعیین می کنند بطور اصولی دستمزد واقعی کارگران هر شغل و حرفه را هم تشکل های صنفی و مستقل آن بخش از کارگران و کارشناسان مربوط به آن ها باید تعیین و تصویب کنند و در صورت بروز مشکل و عدم توافق با کارفرمایان هیئت های حل اختلاف متشکل از نمایندگان تشکل های کارگری و کارفرمایی، کارشناسان امور اقتصادی و اجتماعی باید مسئله را حل و فصل نمایند. متاسفانه تاکنون امکان تشکیل چنین تشکل هایی فراهم نبوده است. در بازار کار ایران با تکه تکه شدن دستمزد و تقسیم آن به حق مسکن ، حق خواربار، مزایای شغلی ، پاداش افزایش تولید یا بهره وری ، عیدی و پاداش آخر سال و... در عمل دست کارفرمایان برای هر نوع اجحاف ودست اندازی به دستمزد باز است .</p><p align="justify" dir="rtl">دستمزد پولی است که کارگر در ازای فروش نیروی کارش می گیرد. معلوم است که کارگر باید تعیین کند نیروی کارش را به چه قیمتی بفروشد. در جامعه سرمایه داری در مورد هر کالایی اینطور است. کسی نمی تواند به فروشگاهی برود وبگوید من این جنس را به این قیمت می خرم و بردارد و ببرد. اما ظاهراً  در مورد کالایی به اسم نیروی کارعکس این است!  خود خریدار دارد قیمت تعیین می کند و فروشنده هم مجبور است بفروشد. در مورد دستمزد نه شورایعالی کار لازم است و نه کارفرما. نمایندگان کارگران و تشکلهای کارگری باید هر سال حداقل دستمزد را اعلام کنند. و اما در مورد تکه تکه شدن دستمزد روشن است که کارگران باید با هر نوع تقسیم مزد به بخشهای مختلف که اسامی مختلف داشته باشد مخالفت کنند. کارگر در &quot; اشکال مختلف&quot; کار نمی کند. بالاخره صبح به کارخانه و کارگاه میرود و آن ساعتهایی که کارفرما برایش مقرر نموده است کار می کند و بیرون می آید. در واقع یک کار معین و مشخص انجام می دهد. اما كارفرما پولی را که باید در ازاء این کار به کارگر بدهد از یک جاهایش تکه تکه می کند و روی هر بخش همانطور که اشاره شد یک اسم می گذارد. برای اینکه کارفرما حساب شده برنامه دارد این بخشها را بموقع از جاهایی بشکند. شکل شکستنش هم این است که می تواند بگوید مزدت را بالا بردم اما آن بخش دیگر پایین آمد. ولی وقتی کل دستمزد را نگاه کنید می بینید در مجموع پول کارگر کم شده است. از طرف دیگر روی منافع کارگران تاثیر می گذارد. یک کارگر یک بخش کمتر شامل حالش میشود و انگیزه کمتری در مبارزه بر سر آن بخش دستمزد پیدا می کند و یکی بیشتر، می تواند اینطور کارگران را مقابل هم قرار دهد. اساس این سیاست تفرقه است.</p><p align="justify" dir="rtl">مورد مهم دیگر، حق اعتصاب است . این حق یکی از اساسی ترین حقوق کارگران است .در قانون کارموجود و در اصلاحیه جدید نیز به رسمیت شناخته نشده است.  این حق به اندازه حق تشکل برای کارگر حیاتی و ضروری است. در متن قانون کار جمهوری اسلامی مساله نمایندگی کارگران و حقوق و اختیارات آنها ابدا مطرح نشده است. اگر حق اعتصاب را از کارگر بگیرند بمعنایی حق آزادی را از جامعه گرفته اند. آزادی اعتصاب یعنی هیچکس نمی تواند کارگری را که کار را متوقف کرده است مجبور کند به سر کار باز گردد. به درجه ای که این آزادی را محدود می کنند، کارگر را از موقعیت یک انسان آزاد در جامعه ، و از نظر حقوقی حقی که جامعه سرمایه داری به فرد داده است خارج می کنند و به موجودی تبدیل کرده که اختیار خودش را ندارد. و از اصلی ترین ابزار مبارزه و دفاع از حقوق خود محروم شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">مرجعی برای اعلام رسمیت یا عدم رسمیت اعتصاب وجود ندارد، و این مرجع نمی تواند جز یک مرجع کارگری و منتخب کارگران باشد. باید سازمان و نهادی کارگری باشد و توسط کارگران به رسمیت شناخته شده باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">هیچ کشوری نمی تواند مدعی باشد که آزادی بی قید و شرط اعتصاب در آن برقرار است. هر کشور سرمایه داری به نحوی آزادی اعتصاب را محدود کرده است. اما برای کارفرما و سرمایه دارن چنین محدویتی وجود ندارد. سرمایه دار حق دارد هر وقت خواست سرمایه اش را جابجا و منتقل کند.</p><p align="justify" dir="rtl">اگر جنبه اجتماعی اعتصاب و مستقل از تبیین حقوقی آن در نظر بگیریم  ببینیم چه میشود که اعتصاب پیش میآید اعتصاب فقط مختص به کارگران نیست، وقتی کارفرما حقوق کارگران را نمیدهد اعتصاب کرده است. دست به اقدام فوق العاده ای زده و کار عادیش را نمی کند. در شرایط امروز هزاران کارگر با حقوقهای معوقه چندین ماهه و حتی در برخی موارد چندین ساله از جانب کارفرماها مواجه هستند. ولی کارفرما نه با نیروی سرکوبگری مواجه است نه زندانی. تا بحال ندیده ایم که پلیس بزور به دفاتر کارفرماها بریزد و اینها را بگیرند و زندانی کنند که چرا پولهایتان را خوابانده اید. چرا حقوقهای معوقه کارگران را به موقع پرداخت نمی کنید. کارفرما هزار و یک راه برای انجام ندادن آنچه میخواهد انجام ندهد دارد ، کارگر فقط یک راه دارد و آن اعتصاب است.</p><p align="justify" dir="rtl">اعتصاب کردن کارگران یک پدیده عینی است که کسی نمی تواند منکرش شود. زمانیکه که خمینی هم زنده بود و فتوایش خریدار داشت بارها گفت که اعتصاب &quot; حرام &quot; است  با وجود فتوایش دائما هم اعتصاب بود. تا زمانی که تضاد کار و سرمایه در جامعه موجود است و مبارزه طبقاتی جریان دارد چه دولت بخواهد و چه نخواهد، چه سر نیزه اش را روی گلوی کارگران بگذارد و چه نگذارد ، اعتصاب پدیده ای است که اتفاق می افتد. قانون کار هم به این امر واقف است که این اتفاقی است که بهر حال می افتد اما در صدد است چگونه آن را کنترل کند.</p><p align="justify" dir="rtl"> پیش نویس پیشنهادی وزارت کار و همین طور پیش نویس پیشنهادی کانون عالی انجمن های صنفی کارفرمایی  وضعیت کارگران را از آنچه است بیشتر به قهقرا می برد و به دولت و کارفرماها این اجازه را میدهد هر وقت خواستند کارگر را اخراج نمایند و هر اتهامی خواستند به کارگر وارد نموده و کارگران را در نا امنی و رعب و وحشت بدون هیچ پشتوانه ای قرار دهند. این اولین بار نیست که چنین پیش نویسهای قانون کار از طرف وزرات کار و دولت بر ضد کارگران مورد بازبینی قرار گرفته است. اما آنچه مهم است کارگران چگونه با مبارزه سراسری و متشکل بتوانند این عمل ضد کارگری را خنثی نمایند.</p><p align="justify" dir="rtl">فقط یک قانون کار انقلابی خواهد توانست پاسخگوی تمام خواسته ها و مطالبات کارگری باشد. تدوین و تصویب چنین قانون کاری باید با شرکت نمایندگان واقعی کارگران صورت پذیرد. چنین قانونی باید منافع کل طبقه کارگر را در مقابل طبقه سرمایه دار تضمین نماید و بتواند رفاه و آزادی را برای کارگران بهمراه داشته باشد. این قانون کار باید دارای این مختصات باشد:  </p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">1. کارگران باید در ایجاد هر نوع تشکل مستقل خود از دولت  و کارفرما از قبیل کمیته، سندیکا، انجمن و شورا آزاد باشند و این تشکلها بدون دخالت دولت و کارفرماها و بوسیله خود کارگران صورت پذیرد.</p><p align="justify" dir="rtl">2. کارگران باید حق آزادی اعتصاب، اعتراض، راهپیمایی، تجمع و آزادی بیان را بدون هیچ قید و شرطی را دارا باشند و در قانون کار باید برسمیت شناخته شود.</p><p align="justify" dir="rtl">3.  کارگران باید خواهان لغو تمام قراردادهای موقت وسفید باشند و این قانون باید امنیت شغلی کارگران را با ایجاد مشاغل دائمی و مزایای مکفی تامین نماید.</p><p align="justify" dir="rtl">4. حداقل دستمزد بنا به تورم باید توسط نمایندگان کارگران تعیین گردد این دستمزد باید بتواند تامین کننده یک زندگی انسانی و مرفه براي خانواده های کارگری باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">5. طرح هدفمند کردن یارانه ها که باعث افزایش شدید تورم و تحمیل فقر بیشتر به کارگران و مردم میباشد باید هر چه سریعتر متوقف شود.</p><p align="justify" dir="rtl">6. هیچ کارفرمایی مجاز نیست حقوق کارگران را به تعویق بیاندازد در صورتیکه دست به این اقدام غیر انسانی زده شود خسارات ناشی از عدم پرداخت باید فوری جبران شود.</p><p align="justify" dir="rtl">7. داشتن کار حق ابتدایی هر انسان و کارگری است و نباید هیچ کارفرما و دولتی حق اخراج کارگران و مردم را داشته باشد این حق باید در قانون کار برسمیت شناخته شود.</p><p align="justify" dir="rtl">8. حقوق برابر در ازای کار برابر برای زن ومرد کارگر باید در این قانون برسمیت شناخته شده و کلیه قوانین تبعیض آمیز علیه زنان محو و زنان باید از قوانین حمایتی لازم برخوردار باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">9. کارگران و خانواده هایشان باید تحت پوشش بیمه کامل درمانی و بازنشستگی و صدمات ناشی از کار باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">10. کلیه  کارگران بازنشسته باید از یک زندگی مرفه و با درآمد مکفی برخوردار باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">11. کار کودکان ممنوع و هر گونه بهره کشی و تحمیل شرایط نا‌مساعد بر کودکان باید از میان برداشته شود و حقوق کودکان بطور کامل و با ضمانت اجرایی باید رعایت گردد ودر قانون کار قید گردد.</p><p align="justify" dir="rtl">12. کارگران در اعتراض به احقاق حق خود باید آزاد باشند و هیچ مرجع قضایی اجازه ندارد کارگری را مورد اذیت و آزار و پیگرد قانونی قرار دهد. آزادی کلیه کارگران زندانی باید تحت یک امرعاجل در دستور این قانون قرار بگیرد.</p><p align="justify" dir="rtl">13. خدمات بهداشتی و درمانی برای کارگران و همه مردم باید رایگان و مکفی و یکسان باشد. </p><p align="justify" dir="rtl">14. این قانون کار اخراج و تحمیل بی‌حقوقی مضاعف بر کارگران مهاجر را به هر بهانه‌ای باید محکوم کند و خواهان حقوق برابر برای آن‌ها با دیگر کارگران باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">15. کارگران در این قانون باید خواهان لغو هر گونه اضافه کاری اجباری و مضر، که جسم و روان آنها را به مخاطره می اندازد باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">16. اول ماه مه بمناسبت روز جهانی کارگر باید تعطیل رسمی اعلام شود. این روز، روز اعتراض ،مبارزه و طرح وسیع مطالبات کارگری در سراسر جهان و در ایران است و هر گونه ممنوعیت و سرکوب در این رابطه باید ملغا شود.</p><p align="justify" dir="rtl">17. بیمه بیکاری مکفی به کلیه کارگران بیکار</p><p align="justify" dir="rtl">با توجه به تهاجم همه جانبه سرمایه‌داری  جهانی علیه طبقه کارگری جهانی و نیروی کار و هم چنین مبارزات گسترده ضد سرمایه داری که کارگران بخش اعظم آن را تشکیل می دهند، و این که مساله تغییر قوانین و بازپس گیری بخش های حمایتی این قوانین از کارگران، در سراسر جهان در دستور کار سرمایه داری جهانی قرار گرفته است، و تغییر قانون کار کارگری در ایران نمی تواند متاثر از این حرکت جهانی نباشد. طبقه کارگر ایران باید به عنوان بخشی از طبقه کارگر جهانی در این مبارزه طبقاتی بطور متحد و متشکل نقش خود را ایفاء نماید.</p><p align="justify" dir="rtl">اعتراضات کارگران بر علیه قانون کار ارتجاعی و اصلاحیه هایش بطور پراکنده همیشه موجود بوده است. اما از آنجاییکه  سراسری و متشکل نیست نمی تواند بطور موثر جلوی این حرکت بشدت ضد کارگری و ضد انسانی را بگیرد. اعتراض طبقه کارگر برعلیه این قانون کار و اصلاحیه های موجودش یکی از عرصه های مهم مبارزه سیاسی و اجتماعی است. به میزانی که طبقه کارگر بتواند در این زمینه مبارزه و پیشروی نماید، خواست ایجاد تشکلهایش و دیگر مطالباتش را می تواند به طبقه حاکمه تحمیل نماید. تنها مبارزه طبقاتی و پیگیر طبقه کارگر متشکل و متحزب در تشکلهای توده ایش خواهد توانست بورژوازی لجام گسیخته را مهار نموده و جلو به اجرا در آوردن این قوانین ضد کارگری را بگیرد. و با فرستادن نمایتدگان واقعی و منتخب خود به نمایندگی کارگران از طرف تشکلهایش در تدوین و تصویب قانونی نقش داشته باشد که نه تنها حقوق کارگران و زحمتکشان بلکه حقوق تمام شهروندان جامعه را تضمین نماید.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">به نقل از نشریه کارگر سوسیالیست شماره 1</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_362.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11068" title="رابطه سازمان یابی افقی ودموکراسی مستقیم ومشارکتی" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11068</id>
    
    <published>2012-01-13T21:26:57Z</published>
    <updated>2012-01-13T21:32:20Z</updated>
    
    <summary>تقی روزبه : مارکس زمانی گفته بود تباهی وابتذال تئوری وقتی شروع می شود که اصول جایگزین واقعیت های اجتماعی( جنبش مبارزه طبقاتی) وتحلیل مشخص گردد....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="تقى روزبه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/t.rozbeh-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />تقی روزبه</font> : مارکس زمانی گفته بود تباهی وابتذال تئوری وقتی شروع می شود که اصول جایگزین واقعیت های اجتماعی( جنبش مبارزه طبقاتی) وتحلیل مشخص گردد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">درچنین حالتی تئوری بجای آن که بازتاب  انکشاف واقعیت های اجتماعی باشد، بدلیل قطع شدن رابطه زنده وارگانیکی آن با واقعیت ها وپراتیک اجتماعی به سدی دربرابرآن تبدیل می شود ولاجرم به امری آئینی ومذهب گونه. وضعیت تئوری درنزد کسانی که درآن &quot;اصول&quot; تبدیل به نقطه عزیمت تحلیل مشخص وجایگزین واقعیت های اجتماعی میشود،مصداق بارزی ازهمین سخن است. گرچه مثل همه این گونه جریانات  درجوامع بشری، چپ فرقه ای رویکرد خویش را- البته به شیوه خود-  با ادعای  وفاداری به مارکس واصول توجیه می کند، اما غافل ازآن که  وفاداری به مارکس قبل ازهرچیز درتأسی به شیوه علمی او معنا می یابد ونه داشتن نگاه ایستا وتبدیل کردن تجارب وارزیابی های او به کلیشه های مقدس. کلیشه شدن به معنای منتزع شدن مفاهیم،نظرات وپراتیک یک دوره ازبسترزمانی ومکانی خود وتبدیل آنها به امری فراتاریخی،  مطلق وصائب برای همه زمانها است.که دراین صورت جزغلبه اندیشه مردگان برزندگان وگذشته برآینده نخواهد بود.معنای عملی آن نیزچیزی جزآئین پرستی وفتیشیسم مقولاتی که گویا دارای اعتبارجاودانی هستند نیست.والبته چپی که اندیشه ها ونظراتش بازتاب دهنده واقعیت های متحول طبقاتی نباشد،نخواهد توانست به مثابه نیروی پیشرو درصحنه مبارزه طبقاتی ظاهرشود.برعکس او از پندارها والگوواره هایی دفاع خواهد کرد که مربوط به گذشته است وربطی به مبارزه طبقاتی زنده وهم اکنون جاری ندارد.وحال آنکه درروش شناسی مارکس مبناقراردادن واقعیت های اجتماعی وجنبش های طبقاتی-اجتماعی و  خیره شدن به  واقعیت های زنده ومتحول مبارزه طبقاتی ورصدکردن گرایش های پیشروتاریخی ومشارکت فعال درتغییرجهان،شرط لازم برای پیشروی بسوی  رهائی کارگران وزحمتکشان ازتاروپود نظام طبقاتی وبطوراخص جامعه سرمایه داری است. درنزد او  <strong>جنبش طبقاتی  کارگران </strong>ونه این یا آن تئوری<strong> </strong>مهمترین واقعیت  جامعه طبقاتی ونظام سرمایه داری را تشکیل می دهد وجنبش کمونیستی هم  قبل ازهرچیزدرپیوندبا آن وبرخوردانتقادی با آن معنا پیدامی کند ونه درایجاد دسته جات  وفرقه های درخود و مدعی نجات بشریت.این جنبش ها البته باشدت وضعف همراهند و گاه بطور آشکار عرض اندام می کنند وگاه به شیوه پوشیده و غیرمستقیم، اما بهرحال صرفنظرازشدت وضعفشان جاری هستند  ومشغول زدن نقب به  تاریخ وئئوری نیزتوضیح دهنده ماهیت وواقعیت وجودی آن است. با این همه چپ فرقه ای وکلیشه پرداز درست بدلیل چسبندگی اش به کلیشه ها وگره زدن هویتش با آنها، با جنبش های جدید و مبارزه طبقاتی دراشکال نوین وپویای خود،احساس بیگانگی می کند. برای آنها چون این جنبش ها فاقد رهبری وستاد فرماندهی بوده ومغایر با الگوهای سازمانی موردنظرشان هستند،وبه راهبردها ورهنمودهایش بی اعتنایند، موجوداتی معیوب و ناقص الخلقه وبی آینده محسوب می شوند.واین درحالی است که  ازقضا یکی ازپیش زمینه های عروج این جنبش ها دربیرون ازحیطه این نوع رویکردها وجریانات ، پس ازآشکارشدن سترونی کامل مدعیان این نوع سازمان یابی ها صورت گرفته است!  </p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">یکی ازمتحول ترین وپویاترین عرصه های مبارزه طبقاتی،به نحوی که هم برگرفته ازدرس های تجارب ناکام گذشته باشد وهم درانطباق با آخرین دست آوردهای بشر، چگونه  سازمان یابی جنبش هاست. بدون وجود سنخیت لازم بین نوع سازمان یابی و اهداف رهائی بخش،امکان تحقق آن هدف ها وجود ندارد.مبارزه برای سوسیالیسم بدست کارگران به مثابه عاملین وسوژه های خودرهان نیازدارد ونه به سیاهی لشکردنباله رو و زائده وار. وازاین منظرچگونگی سازمان یابی روشن می کند که بدنبال چه هستیم:تجمعات توده وار تحت کنترل رهبران وبه مثابه سیاهی لشکرویاهم چون فاعلینی که  درپراتیک  اجتماعی وآزمون وخطای آن،خویشتن را هم  چون سوژه های خودرهان می آفرینند.ازهمین رو سازمان یابی درجوامع طبقاتی وچگونگی آن نمی تواند امری فنی و فراطبقاتی  باشد.برعکس درارتباط ودرانطباق با نوع مناسباتی که ازآن دفاع می کنیم با رویکردهای گوناگونی مواجهیم.تا آنجاکه به رویکرد مورد نظرما-مناسبات سوسیالیستی وبدورازسلطه انسان برانسان مربوط می شود- این نوع سازمان یابی باید  بتواند به کارگران وزحمتکشان به مثابه گورگنان نظام سرمایه داری تعین بخشد. چگونه ودرکدام نوع سازمان یابی کارگران وزحمتکشان می توانند به گورکنان نظام سرمایه داری تبدیل شوند؟ بی اعتنائی به ظرفیت های نهفته درسازمان یابی های افقی دراین راستا،  سبب آن می شود که فرقه های چپ  بجای ایفاء نقش پیشرو درصفوف جنبش ها، درانتهای صف تحولات قرار بگیرند ومنتظربمانند تا مگربا فرود پتک واقعیت ها،به هوشیاری تاریخی نائل گردند.سخن مارکس مبنی براینکه  تفسیرجهان کافی نیست باید آن را تغییرداد، ناظربر اهمیت پراتیک اجتماعی ونقش جنبش های طبقاتی- اجتماعی است که تئوری باید بتواند آن را بازتاب دهد.بااین همه درنزد فرقه ها این رویکرد درجهتی وارونه فهمیده می شود:تغییرجهان بر طبق &quot;اصول&quot;وباورهای فرقه ها.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">البته تأکید بر اهمیت مبارزه طبقاتی استثمارشوندگان و جنبش های طبقاتی-اجتماعی، به معنای آن نیست که آنچه موجود است مبارزه طبقاتی ناب وعلیه مناسبات بورژوائی است.برعکس مبارزه طبقاتی زحمتکشان ازدل انبوهی ازپیچ وخم های مناسبات تبعیض آمیز جوامع طبقاتی، وعلقه ها وتوهمات آن سربرمی آورد  وبا پالایش خود ازآنها به پیش می رود.ازهمین رو برخورد انتقادی با واقعیت های پیشارووتقویت گرایشهای رهائی بخش درآن جزئی ازسرشت مبارزه طبقاتی است.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">خلاصه آنکه چگونه <strong>سازمان یابی از پویاترین عرصه های مبارزه طبقاتی است.ازهمین روتقلیل آن به یک امرفنی وشکل واره وقیاس آن با الگوهای متداول جوامع سرمایه داری که پاسدارسلطه سرمایه است ازاساس نادرست می باشد. </strong>این تصورویا ادعا که گویا درطی یکصدوپنجاه سال گذشته هیچ تغییرمعنا دارومشهودی درآن صورت نگرفته است ربطی به مبارزه طبقاتی ویا اندیشه های مارکس وسایرکمونیست ها ندارد.والبته برای چپ فرقه ای وکلیشه پرداز، گوئی  که قوانین آهنین ولایتغیری درسازماندهی برای همه زمانها جود دارد.البته سنگرگرفتن درپشت اشکال کلیشه شده،درکنه خود جزاقتباس و الگوبرداری ازنظام سلسه مراتب جامعه طبقاتی نیست واین چپ با اتخاذچنین رویکردی بجای مشارکت فعال درتغییرجهان،فقط خویشتن را خلع سلاح وبلاموضوع می کند.آنچه که او را به این نقطه می رساند جز پاسداری از منافع فرقه ای ودرک فرقه ای ازمبارزه طبقاتی نیست.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">دراین جا  برای روشن شدن پویه مبارزه طبقاتی درامرسازمان یابی وچگونه سازمان یابی، نگاهی به  سه نکته پایه ای  دراندیشه های مارکس وکمونیست های وفاداربه مبارزه طبقاتی خالی ازفایده نیست. نکاتی که لااقل برحسب ادعا مورد قبول این چپها است  ولاجرم برای کائنات ذهنی وبسته آنها چالش برانگیزاست:</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong>الف</strong>- اولین فرایافت <strong>رابطه فرد وجمع</strong> است .دراین رویکرد مارکس ضمن آنکه درک فرد بنیاد وآنتاگونیستی بین منافع فرد وجمع در جامعه را که زیربنای اندیشه لیبرالیسم را تشکیل می دهد مورد نقد همه جانبه قرارمیدهد وآن را به چالش می گیرد ،اما فردیت درجامعه بدیل مورد نظراو نفی نمی شود بلکه بجای رابطه آنتاگونیستی بین فردوجمع جوامع طبقاتی اوازرابطه خلاق وآزاد ودوجانبه فردو جمع سخن می گوید.رابطه ای که سب رشد وغنای فردیت آزاد ازیکسو واجتماعی شدن بیشترازسوی دیگر می گردد.عبارت معروف وپرمعنای مانیفست(والبته نه فقط مانیفست) درباره جامعه نوین و رابطه فرد وجمع هنوزهم پرطنین است:جامعه ای که درآن رشد آزادانه هرفرد،شرط رشد آزادانه همگان باشد. به گمان من تأمل براین فرایافت بویژه وقتی که با تأمل برتجربه  قرن بیستم همراه شود، برای درک اهمیت رابطه برابروآزاد انسانها و  گسستن ازهرنوع مناسبات و سازماندهی هائی که آن را برنمی تابندومبتنی برسلسه مراتب هستند کافی است.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong>ب</strong>- دومین فرایافت، <strong>انقلاب واهمیت اقدام مستقیم توده ای</strong> است.چپ معمولا درمقام سخن ازاقدام مستقیم دفاع می کند.اما آیا می توان  آن را  دفاعی پیگیربهمراه الزامات وپی آمدهایش دانست؟ به گمان من دفاع پیگیرازدموکراسی مستقیم  می تواند بسیاری ازکلیشه های چپ فرقه ای را به چالش بکشد:</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">اقدام مستقیم توده ای به معنای آن است ک که کارگران وزحمتکشان درمقابل چشمان همه دست بکارمی شوند و صفحه تاریخ را ورق می زنند وبه نقش آفرینی درابعاد کلان می پردازند. اما  نقش آفرینی مزبور به معنای خاموش بودن موتورمبارزه طبقاتی دردوره های پیشاانقلابی نیست.حتی دراین دوره ها  نیزما بدرجات گوناگونی با مبارزه طبقاتی مواجه هستیم که  باندازه ای که وجود دارند  تأثیرخود را برتحولات جامعه می گذارند(مثلا درتشکیل مجامع عمومی کارخانه ها ودرسایرعرصه های مختلف  اجتماعی).درهرسطحی ازمبارزه وقتی زحمتکشان وارد صحنه می شوند،شکلی ازمبارزه برای اعمال دموکراسی مستقیم را به نمایش می گذارند. اشکالی که گام های تاریخی را ولودرسطح میکرونامشهود رقم می زنندو هم چنین بسترگام هائی درسطح ماکرو درمقاطع انقلابی را.علاوه براین وقتی توده ها در دوره های انقلابی پا به میدان می گذارند وبه نقش آفرینی درابعاد کلان می پردازند به معنی آن نیست که  پس ازانجام نقش تاریخی خویش به خانه های خود برگردند ونخبگان را بجای خویش به نشانند.گواینکه تمامی تلاش ضدانقلاب برای تحقق آن بکارگرفته می شود. نباید فراموش کنیم که انقلاب عالی ترین شکل مبارزه طبقاتی است که باهدف کنارزدن  تمامی  اشکال کهنه ای که مانع  مداخله مستقیم کارگران درزندگی اجتماعی هستند شناخته می شود.والبته کمونیستها نیزهمواره ازحامیان پروپاقرص دخالت مستقیم واستمرارآن دربرابرتهاجم ضدانقلاب برای بازپس گیری آن دست آوردها، درپی فروکش دوره های انقلابی بوده اند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong> ج</strong>-سومین  فرایافت دموکراسی مستقیم ومشارکتی است. گرچه عموما دوره های انقلابی تجلی عالی ترین شکل بروزدموکراسی مستقیم محسوب می شود اما دموکراسی مستقیم فقط محدود به آن نیست بلکه مربوط به اداره جامعه توسط خود کارگران وزحمتکشان است که اوج خود را درخودحکومتی پیدامی کند.  کمونیستها لااقل  درمقام سخن همواره ازمدافعان پیگیر تعمیق دموکراسی یعنی فراتررفتن از دموکراسی صوری ودموکراسی نمایندگی به دموکراسی مستقیم ومشارکتی(درتمامی حوزه های  اجتماع) بوده اند.معنای این سخن آن است که تحقق دموکراسی مستقیم وبی واسطه مولدین ثروت وقدرت، هدفی بوده است  که کمونیست ها همواره درچهارچوب امکانات تاریخی، برای آن مبارزه کرده اند.آنها همواره  مدافع این نوع دموکراسی دربرابردموکراسی صوری و باواسطه بورژوائی که  دموکراسی مستقیم را امری خطرناک می دانسته اند، بوده اند.ازقضا  باندازه ای که جنبش های اجتماعی وبهراه آنها کمونیستها بر روی این نوع دموکراسی پافشاری کرده اند،توانسته اند وجوه مردمی واجتماعی دموکراسی را  به بورژوازی تحمیل کنند وگرنه &quot;دموکراسی&quot; بورژوائی درماهیت خود جزتبعیض سازمان یافته وحکومت اقلیت مرفه وسرمایه دار براکثریت ندارواستثمارشده نیست. درواقع  دموکراسی مستقیم بهترین بستروکانال برای جاری شدن مبارزه طبقاتی خارج ازسازوکارهای  کنترل طبقات حاکمه است وبهمین دلیل هم ذاتا –مگربشیوه کنترل شده وقطره چکانی -خطرناک محسوب می شود. فرایند دموکراسی مستقیم-درتمامی حوزه ها وسطوح خردوکلان اجتماعی- بستری است که درآن کارگران و توده های زحمتکش خویشتن را به  مثابه سوژه های خود رهان می آفرینند و نقاط اشتراک وهم چنین تمایزات خود را نه فقط با دشمنانشان پیرامون تضادمنافعشان بلکه هم چنین درمیان خود هم طبقه ای ها باتنوعات وتفاوت های بی شمار درمی یابند وبه تقویت منافع و وجوه مشترک وهم چنین غنابخشیدن به تعینات فردی وگروهی وجنسیتی و... خود می پردازند.دراین معنا تعین طبقاتی داده ای یکدست و ازقبل موجودنیست که همه باید درقالب آن ذوب و یکدست بشوند،بلکه امری است درحال شدن ورنگین کمان که براساس اشتراکات وتمایزات فردی وگروهی ودربرگیرنده منافع همه آنها ساخته می شود. گرچه با خودآگاهی کارگران وزحمتکشان  به هستی اجتماعی خود، درعین حال زمینه های  نفی آن نیزفراهم می می شود(پرولتاریا درعین حال ازمنافع کل بشریت ونوع انسان دفاع می کند وهدفش عبورازتقسیم جامعه انسانی  به طبقات است).تردید نکنیم که اگرقراربود مطالبات و اراده استثمارشدگان بطورمستقیم وبی واسطه جاری شود(ویا آنها قادر به اعمال دموکراسی مستقیم بودند)، نظام طبقاتی ودستگاه های اتوریته آنها حتی یک روزهم  دوام نمی آورد.تداوم استثماربدون  وجود ماشین دولتی و انواع واقسام دستگاه های قهرعریان وغیرعریان وانحصار وسائل فرهنگی وایدئولوژیکی وسازماندهی های استواربرسلسه مراتب وازبالابه پائین امکان پذیرنیست. دشواری چپ فرقه ای آنست که قادربه فهم رابطه بین سازماندهی عمودی وجامعه طبقاتی، استثمارودموکراسی صوری(وغیرمستقیم) ونیزرابطه تنگاتنک سوسیالیسم ودموکراسی مستقیم ومشارکتی نیست. وفراترازآن، سازماندهی عمودی و مبتنی بر سلسه مراتب را به بخشی ازهویت وجودی وارزشی خویش تبدیل کرده است! وحال آنکه باردیگر باید با صراحت اعلام داشت که  تحقق سوسیالیسم بدون دموکراسی مستقیم ومشارکتی وبدست خود کارگران وزحمتکشان وبدون آنکه همچون سوژه ها وفاعلین وسازندگان سوسیالیسم درصحنه ظاهرشوند  قابل درک نیست(بهتراست یک باردیگر سرود انترناسیونال را باعنایت به همین مساله مرورکنیم تا معلوم شود چه آتشی دردل آن نهفته است).پیش فرض مارکس درپروژه  سوسیالیستی اش، دموکراسی مستقیم بوده است ولو آنکه ظرفیت های زمانه وی مثل هرموردیگری، تحقق پروژه او را مشروط می کرده است.اما این که بخواهیم این عوامل محدودکننده را بخشی از عناصرذاتی این پروژه بدانیم البته جزالتقاط آن با نظامی که درصدد نفی آن است نیست. تفاوت کیفی وجود دارد بین کسی که برای دموکراسی هرچه مستقیم ترمبارزه می کند ودراین راستا محدودیت هائی به اوتحمیل می شود واودایما درستیزبا آن محدودیت ها قراردارد باکسی که این محدودیت را تئوریزه کرده وآن را به هویت خود تبدیل می کند. این که درکجا ایستاده ایم بسیارمهم است.در مبارزه طبقاتی همواره  دوطرف اصلی وجود دارد  وهمیشه  مبارزه ای تنگاتنگ بین دوطرف(وازجمله درحوزه سازمان یابی) جاری است: ازیکسو برای اعمال دموکراسی ازپائین ونقش آفرینی مستقیم ازجانب کارگران وازسوی دیگر برای درهم کوبیدن خودکنشگری آنها ویاد آوری خط قرمزهای نظام حاکم. همانطورکه اشاره شد وقتی که کارگران برای اعتراض به صحنه می آیند،که فراوان می آیند،درگوهرخودجزنمایشی ازاعمال دموکراسی مستقیم ومداخله مستقیم نیست.واین هم  بدیهی می نماید که کمونیستها کفه اقدام مستقیم را تقویت کنند.آنها نمی توانند با بازی دردوبساط  تخم مرغ های خود را  دردوسبد به چینند. درهرمبارزه واعتراضی  همواره بدرجاتی زمنیه های مناسبی برای فراتررفتن و تقویت اعمال بیشتر دموکراسی مستقیم بوجود می آید که به نوبه خود بستری است برای پرورش کارگران درمکتب مبارزه ودرجهت اعمال  دموکراسی مستقیم دراشکال عالی تر .بااین وجود بدلیل سنگینی کفه برخی کلیشه ها ویا منافع فرقه ای هستند کسانی که هنوزهم بین سازمان یابی افقی یعنی ظرف مناسب برای اعمال دموکراسی مستقیم وسازمان یابی عمودی یعنی ظرفی مناسب برای اخته کردن دموکراسی سرگردانند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong>نتیجه گیری:</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">اولاهرسه این عرصه ها-رابطه آزاد وهم بسته فردوجمع،اقدام مستقیم توده ای ودموکراسی مستقیم ومشارکتی- هرکدام به جهتی  با نوع مناسبات اجتماعی  که انسانها با هم برقرارمی کنند  ولاجرم  نوع  وچگونگی سازمان یابی آنها، وکم وکیف اعمال دموکراسی مرتبط هستند.تنها ازطریق تقویت عیاردموکراسی مستقیم وباندازه ای که تاریخا جنبش های طبقاتی-اجتماعی قادر به اعمال شده اند توانسته اند علیه نظم موجود برآشوبند وبا ایجاد رخنه درسیستم های حاکم وازجمله گسستن نظم هرمی وسلسه مراتبی کنترل کننده جامعه ازبالابه پائین راهی بسوی  آزادی ورهائی بگشایند.ثانیا  درمتن آن به تحکیم دست آوردهای خودپرداخته و به ابداع وآفرینش اشکالی ازسازمان یابی ها موفق  شده اند که  ظرفیت های بالقوه نهفته تاریخی برای تقویت دموکراسی مستقیم را فعلیت بخشند.تقویت دموکراسی های غیرمستقیم وتحمیل آن به طبقات حاکمه نیزازدیگردست آوردهای مداخله مستقیم واعمال دموکراسی مستقیم توده ها بوده است.ناگفته نماند که این نوع جهش های تاریخی نه فقط بورواژی را غافلگیرکرده بلکه حتی کمونیست ها را نیزبدرجاتی غافلگیرکرده است.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong>دموکراسی مستقیم وکمون ها وشوراها</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">درواقع کمونها وشوراها ازآن نوع سازمان یابی ها  بوده اند که درچهارچوب امکانات  وظرفیت های   تاریخی خود  توانسته اند یک گام بزرگ از دموکراسی محدود ونیم بند زمانه خود(ونه الزاما درمقیاس روسیه ) فراتررفته  ومجامع مستقیم  خود را در کارخانه ها  ویامحلات بوجود آورند وباطرح اصل فراخوانی وتمهیدات دیگربرآن بوده اند که حتی الامکان خودمختاری نمایندگان را نیزتحت کنترل خودبگیرند.این کمونها ویا شورا ها درست باین دلیل وباندازه ای که حامل دموکراسی مستقیم بوده اند(وحتی به اندازه ای که توانسته اند اراده وخواست مجامع خود را به نمایندگانشان تحمیل کنند وآنها را تحت کنترل خویش بگیرند) یک حرکت نوتاریخی وگشاینده محسوب می شوند.گرچه آنها ازمحدودیت های خود نیزرنج برده اند. درهمان حال به اندازه ای که خود را  درتار وپودنظام نمایندگی واتوریته های جداشده ازخود سازمان داده اند التقاطی بوده اند وسرانجام نیزبهمین دلیل ازتک وتا افتاده اند.بدیهی است که امروزه سازمان یابی های ازنوع  شوراها ویا کمونها ونظایرآن تنها می تواند با برداشتن گامهای هرچه بیشتری درجهت اعمال دموکراسی مستقیم،بااستفاده ازظرفیت نهفته در جوامع کنونی، معنا داشته باشند.خلاصه آنکه سازمان یابی افقی  یکی از ویژگی های مهم جنبش های اجتماعی-طبقاتی نوین است که بدون درک اهمیت وجایگاه تاریخی آن،درک ما ازمبارزه طبقاتی وازمقوله دموکراسی مستقیم ومشارکتی وجهان دیگری که می تواند برشالوده آن ساخته شود ناقص خواهد بود. چراکه نقش آفرینی کارگران وهمه استثمارشوندگان به مثابه سوژه های خودرهان وخودکنشگردرگرو آن بوده و بدون آن قابل تصورنیست.معنای دیگرآن این است که عصرسوژه گی احزاب ونخبگان ورهبران وامثال آنها-سوژگی درمعنای جایگزین اراده  کارگران وزحمتکشان شدن- درچنین فرایندی بلاموضوع گشته وباید درارتباط با چنین فرایندی به بازتعریف کارکرد این گونه تجمعات وتشکل ها  پرداخت.آن ها وجود خواهند داشت اما نه درنقش رهبرویا &quot;حزب سوژه گی&quot; تاکنونی بلکه درخدمت تقویت مردم سوژه گی وتوان خودرهائی آنها.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">2012-01-13 -23-10-1390</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><a href="http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com/">http://www.taghi-roozbeh.blogspot.com</a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شکست طرح های اقتصادی حکومت اسلامی، به ویژه هدفمندسازی یارانه ها!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_361.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11048" title="شکست طرح های اقتصادی حکومت اسلامی، به ویژه هدفمندسازی یارانه ها!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11048</id>
    
    <published>2012-01-12T18:28:53Z</published>
    <updated>2012-01-12T18:30:56Z</updated>
    
    <summary>بهرام رحمانی : حدود یک سال پیش محمود احمدی نژاد، در یک سخن رانی تلویزیونی، از اجرای طرح «هدف مندسازی یارانه» ها خبر داد و با وعده پرداخت ماهانه «یارانه نقدی» به مردم، گفت:...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="بهرام رحمانی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/B.rehmani-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />بهرام رحمانی</font> : حدود یک سال پیش محمود احمدی نژاد، در یک سخن رانی تلویزیونی، از اجرای طرح «هدف مندسازی یارانه» ها خبر داد و با وعده پرداخت ماهانه «یارانه نقدی» به مردم، گفت: </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">«این پول امام زمان است و برکت دارد مردم نروند یک وقت پتو و یخچال بخرند!» وعده ای که پس از یک سال به بی کاری هر چه بیش تر نیروی کار، ورشکستگی صنایع و به گسترش تورم و گرانی و فقر و آسیب های اجتماعی منجر شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">با نگاهی به روند حذف سوبسیدهای دولتی در این یک سال، از یک سو به سادگی آثار ویران گر آن بر زیست و زندگی مزدبگیران را می بینیم و از سوی دیگر، شکست طرح های اقتصادی حکومت اسلامی، به ویژه هدف مندسازی یارانه ها!</p><p align="justify" dir="rtl">حذف سوبسیدهای دولتی، اختلاس و فساد دولتی و هم چنین تحریم های اقتصادی ایران، عوامل مهمی هستند که زیست و زندگی مزدبگیران، بی کاران و محرومان جامعه ایران را شدیدا تحت تاثیر خود قرار داده اند و گرانی و فقر و بی کاری کمرشکن شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">در حالی که آوار اصلی حذف سوبسیدهای دولتی، سوء مدیریت و تحریم های اقتصادی بر سر مزدبگیران و محرومان جامعه ریخته در عین حال، صنایع کشور نیز شدیدا دچار بحران و افت تولید شده و یا به کلی تعطیل گردیده اند و کارگران آن ها نیز گروه گروه بی کار می شوند. در این میان، واردات انبوه و بی رویه نیز ورشکستگی صنایع را تسریع کرده است.</p><p align="justify" dir="rtl">از زمستان سال گذشته که پرداخت یارانه نقدی ابتدا دو ماه بود، تا هم اکنون که یارانه نقدی ماهانه است، چندین بار دولت زمان پرداخت یارانه را بنا به دلایل مختلف تغییر داده است. ابتدا پرداخت یارانه نقدی دو ماه بود، در ادامه پرداخت یارانه نقدی ماهانه و ساعت ۲۴ آخرین روز ماه به حساب سرپرست خانوار واریز می ‌شد، سپس زمان پرداخت یارانه به هفته دوم هر ماه تغییر یافت و هم ‌اینک پرداخت آن به پانزدهم هر ماه موکول شده است. در واقع یارانه آذر ماه پانزدهم ماه واریز شد و براساس برنامه دولت، یارانه دی ماه نیز پانزدهم همین ماه واریز خواهد شد.</p><p align="justify" dir="rtl">از سوی دیگر، مساله موفقیت و عدم موفقیت حذف سوبسیدهای دولتی، به ویژه در مقطع نمایش انتخابات مجلس شورای اسلامی، به یک کشمکش درونی جناح اصول گرایان حاکم نیز تبدیل شده است. دولت از موفقیت هایش در این عرصه دم می زند در حالی که منتقدین دولت، به شکست آن تاکید دارند.</p><p align="justify" dir="rtl">در چنین شرایطی، حتی آن ارگان هایی که یک سال پیش در دفاع از جرای طرح هدف مندی یارانه ها به مخالفین این طرح خط و نشان می کشید اکنون خواهان متوقف کردن آن شده اند. برای مثال، سپاه پاسداران که مدافع سرسخت هدف مندکردن یارانه ها بود اکنون به دلیل جناح بندی جدید در درون اصول گرایان، به مخالفت با آن برخواسته است.</p><p align="justify" dir="rtl">در واقع با شکست تقریبی طرح هدف مندی یارانه ها که با افزایش تورم، گرانی، کاهش تولید، بی کاری و افزایش تحریم های اقتصادی علیه ایران و نیز ادامه اختلافات احمدی نژاد با خامنه ای همراه شد، سپاه پاسداران، خواستار توقف اجرای مرحله دوم این طرح در آستانه انتخابات مجلس شد؛ این در حالی است که این ارگان نظامی، خود در کنار بسیج و نیروهای امنیتی و انتظامی، بازوی اجرایی این طرح محسوب می شد.</p><p align="justify" dir="rtl">هفته نامه صبح صادق، ارگان سیاسی سپاه پاسداران، طی مقاله ای به مناسبت یک سالگی اجرای طرح هدف مندی یارانه ها (حذف یارانه ها) بدون اشاره به تاکید فرماندهان این ارگان نظامی بر ممنوعیت انتقاد از هدف مندی یارانه ها در زمان اجرا و پیش از آن نوشت: «آغاز قوی، محكم و بدون كوچك ترين انتقاد قانون هدف مندسازی يارانه ها در حالی اتفاق افتاد كه در ماه های بعدی هم روند كلی موفقيت آميز اجرای اين قانون هم چنان ادامه داشت، در عين حال، انتقادهايی بر نحوه اجرای اين قانون در مراحل بعدی از سوی برخی كارشناسان، نمايندگان مجلس و فعالان بخش خصوصی و توليدكنندگان مطرح شد كه به نظر می رسد بخشی از اين انتقادها وارد باشد.»</p><p align="justify" dir="rtl">این ارگان سپاه، هم چنین کسری 15 هزار میلیارد تومانی دولت در تامین یارانه های نقدی از جمله دیگر نقاط ضعف اجرای این طرح برشمرده و افزوده است که «بخشی از يارانه های نقدی از محلی غير از هدف مندی يارانه ها و افزايش قيمت حامل های انرژی تامين شده است.»</p><p align="justify" dir="rtl">صبح صادق، در این باره نوشته است: «دولت قرار است مرحله دوم هدف مندی يارانه ها را زمستان امسال كليد بزند و ميزان يارانه نقدی خانوارها را افزايش دهد كه با توجه به كسری به وجود آمده در بودجه يارانه نقدی، اين اقدام در سال جاری به صلاح نيست و بهتر است دولت پس از ارائه گزارش جامعی از عملكرد یک ساله اين قانون و رفع نواقص موجود، در سال آينده به اجرای مرحله دوم اقدام كند.»</p><p align="justify" dir="rtl">در حالی که قبلا حتی یدالله جوانی، معاون سیاسی وقت سپاه پاسداران در هفته های متوالی طی مقالاتی در هفته نامه صبح صادق و گفتگو با رسانه های وابسته به سپاه ضمن پرداختن به موضوع هدف مندی یارانه ها آن را «طرح و برنامه نظام اسلامی» خوانده و منتقدان این طرح را «خائنین به مردم» معرفی کرده بود.</p><p align="justify" dir="rtl">هم چنین سپاه پاسداران با آغاز اجرای حذف یارانه ها در نشریه هفتگی خود خواستار «برخورد» با افراد و رسانه هایی شده بود که از هدف مندی یارانه ها انتقاد می کنند: «اين طرح بعد از عبور از مراحل مختلف قانونی، اينك در مرحله اجراست و همه تلاش ها بايد معطوف به اجرای طرح با كم ترين نقص و آسيب باشد. ارائه نقدهايی كه به كليت اجرای اين طرح وارد می گردد، در اين مرحله ديگر محلی از اعراب ندارد.»</p><p align="justify" dir="rtl">حسین همدانی، فرمانده سپاه محمدرسول الله تهران نیز با فعال کردن بسیج در پایتخت، «فرماندهان لشکر جنگ اقتصادی» را معرفی کرده و اعلام کرده بود که «دولت می ‌گويد شوك اجرای هدف مندی بايد يك دفعه و ناگهانی انجام شود و مجلس مخالف آن است پس با اصل اجرای آن مخالفتی وجود ندارد و اختلاف نظرها بر سر روش اجرا است.»</p><p align="justify" dir="rtl">او، هم چنین تاکید کرده بود که «اگر بعد از اجرای اصل 44 و هدف مندی يارانه‌ ها دشمن بتواند مردم را تحريك كرده و به خيابان كشاند ما مقصر هستيم.»</p><p align="justify" dir="rtl">هم زمان با اجرای قانون هدف مندی رایانه ها و برگزاری مانورهای مختلف نیروهای نظامی و انتظامی در سطح کشور، احمدرضا رادان جانشین فرمانده کل نیروی انتظامی کشور طی اظهاراتی که تایید تلویحی بازرسی و فشار نیروی انتظامی بر اصناف مختلف بازار بود بار دیگر با تکرار گفته های فرمانده مافوق خود اعلام کرد که: «نیروی انتظامی به هيچ عنوان برنمی تابد كه كسی بخواهد در اجرای قانون هدف مندی يارانه ها جلوی پای دولت و مردم سنگ بياندازد.»</p><p align="justify" dir="rtl">احمدرضا رادان، روز سه شنبه 17 آبان 89، گفت: «نيروی انتظامی با جديت تمام با كسانی كه قصد اخلال در اجرای هدف مندی يارانه ها را دارند برخورد می كند و برخورد با اخلال گران در اجراي اين طرح، در هر برهه از زمان جزء اولويت های نيروی انتظامی است.»</p><p align="justify" dir="rtl">در کنار این اظهارات، احسان قاضی زاده، مدیرکل وقت مطبوعات داخلی وزارت ارشاد اسلامی نیز 10 آبان سال گذشته با صدور اطلاعیه ای خطاب به مدیران مسئول رسانه های داخلی اعلام کرده بود: «فعاليت و نوع حركت رسانه ‌ها به ‌ويژه مطبوعات و خبرگزاری‌ ها در ايام اجرای قانون هدف مندكردن يارانه ‌ها رصد می ‌شود. رسانه‌ ها به‌ ويژه مطبوعات بايد در ايام اجرای قانون هدف مندكردن يارانه‌ ها با اطلاع‌ رسانی صحيح و شفاف فضای جامعه را به سوی آرامش هدايت كنند.»</p><p align="justify" dir="rtl">مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد، هم چنین مسئولان رسانه های داخلی را به صراحت تهدید به برخورد قضایی و تاکید کرده بود: «چنان چه رسانه ‌ای با سياه ‌نمایی قانون هدف مندكردن يارانه ‌ها قصد تشويش اذهان عمومی را داشته باشد با آن بر اساس قانون و به جرم تشويش اذهان عمومی برخورد خواهد شد.»</p><p align="justify" dir="rtl">در این باره حتی ستاد اقامه نماز و شورای سیاست گذاری ائمه جماعات کشور که تحت نظر منصوبان رهبر حکومت اسلامی است نیز وارد عمل شده و از اجرای این طرح حمایت کرده بودند. احمد جنتی، دبیر 87 ساله شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران در خطبه های نماز جمعه 23 مهر ماه سال گذشته تاکید کرده بود که «اجرای طرح هدف مندکردن یارانه ها حالت یک جراحی را دارد و جراحی خونریزی هم دارد.»</p><p align="justify" dir="rtl">حتی هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، روسای جمهور سابق حکومت اسلامی، و هم چنین صندوق بین المللی پول، از اجرای طرح هدف مندسازی یارانه ها، استقبال کرده بودند.</p><p align="justify" dir="rtl">اکنون پس از یک سال، نشریه تحت نظر نمایندگی آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران، انتقادات کارشناسان درباره طرح حذف یارانه ها را وارد می داند؛ اعترافی که از چندی پیش با شکست تقریبی طرح حذف یارانه ها و با تعریف پروژه های مختلف امنیتی مقدماتی آغاز شد تا مقاله اخیر صبح صادق به آن رسمیت بیش تری ببخشد.</p><p align="justify" dir="rtl">همین مواضع متناقض سران و مقامات و ارگان های حکومت اسلامی، به سادگی نشان می دهند که در معادلات و مواضع آنان وضعیت نابسامان و دل خراش مزدبگیران و مردم محروم جایی ندارند و اهداف و سیاست های آن ها را جناح بندی های درونی حکومت و منافع شان تعیین می کند.</p><p align="justify" dir="rtl">همان طور که در بالا نیز اشاره کردیم پس از یک سال شکست اجرای حذف یارانه ها و هم چنین عواقب ویرانگر آن بر زیست و زندگی مزدبگیران و صنایع کشور، آشکار شده است اکنون به یک جدل و کشمکش درونی جناح اصول گرا نیز تبدیل شده است یک دلیل مهم دیگر این کشمکش آن ها، نه بر سر موقعیت زیست و زندگی کارگران و محرومان جامعه، بلکه نگرانی آن ها از ادامه اجرای هدف مندسازی یارانه ها، گسترش اعتصابات کارگری و شورش های مردمی است.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش «تابناک»، سایت نزدیک به محسن رضایی، عبدالله رستگاری، عضو کمیسیون عمران مجلس، با انتقاد از شیوه اجرای قانون هدف مندی یارانه‌ ها توسط دولت گفت: دولت برای آن ‌كه هزينه بازتوزيع نقدی يارانه‌ ها را تامين كند، درآمدهای واريزی اين شركت ‌ها را برداشت كرده، ولی سهم اين شركت‌ ها از جمله برق را پرداخت نكرده و باعث مشکلاتی برای اين بخش ‌ها شده است، به گونه‌ ای كه شركت‌ های برق استان‌ ها حتی در پرداخت حقوق كاركنان خود هم مشكل دارند. شايد اگر مبالغی را كه اين شركت ‌ها برای حق و حقوق خود برداشت می‌ كرده‌ اند، به خزانه بازگشت می ‌شد و در اختيار اين شركت‌ ها قرار می گرفت، اين مشكل پيش نمی ‌آمد.</p><p align="justify" dir="rtl">بنا به گزارش ایلنا، دبیرکل جامعه اصناف و بازار در خصوص عملکرد دولت در اجرای فاز نخست قانون هدف مندی یارانه ‌ها گفت: به هیچ عنوان نمی‌ توان عملکرد فاز نخست اجرای قانون هدف مندی یارانه ‌ها به خصوص در بخش تولید را مثبت ارزیابی کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">احمد کریمی اصفهانی، در گفتگو با ایلنا، به تاریخ 7/10/1390، با اشاره به این که براساس قانون قرار بود از بخش ‌های آسیب پذیر تولید حمایت‌ هایی اعمال شود‏، افزود: در حال حاضر بالغ بر ۹۰ درصد واحدهای تولیدی که از محل اصلاح قیمت ‌ها آسیب دیده بودند‏، هیچ کمک و حمایتی از سوی دولت در خلال یک سال اخیر دریافت نکرده‌ اند. امروز با گذشت یک سال از اجرای قانون هدف مندی یارانه ‌ها، می‌ توان گفت بخش تولید هیچ توفیقی در دست یابی به وعده ‌های داده شده نداشته است.</p><p align="justify" dir="rtl">کریمی اصفهانی، ضمن تاکید بر این که به واسطه اجرای قانون، فعالیت بسیاری از کارخانجات در شرف تعطیلی قرار گرفته است، افزود: تعطیل شدن کارخانجات و توقف تولید فعالیت بنگاه ‌های اقتصادی، تبعات سنگینی برای کشور به همراه خواهد داشت. مسلما بازسازی مجدد بخش‌ های تولید زمان بر بوده و هزینه بر خواهد بود.</p><p align="justify" dir="rtl">به اعتراف دبیر اجرایی ارگان دولتی «خانه کارگر» در شهر لارستان، طرح هدف مند کردن یارانه ها بیش از همه طبقات فرودست جامعه از جمله کارگران را قربانی کرده است.</p><p align="justify" dir="rtl">این عنصر حکومتی می افزاید اجرای طرح هدف مندکردن یارانه ها تنها به هزینه های جانبی کارگران افزوده است. او، با اشاره به این که شمار زیادی از کارگران ۵ الی ۶ ماه دست مزد دریافت نکرده اند، می گوید چگونه ممکن است با این وضعیت حقوقی که کارگران از پس هزینه های انرژی خود هم بر نمی آیند، پرداخت یارانه ها بتواند بهبودی در وضعیت معیشتی آنان بوجود آورد.</p><p align="justify" dir="rtl">دبیر اجرایی «خانه کارگر» سقز نیز گفته است هدف مندکردن یارانه ها هیچ مشکلی را از کارگران حل نکرده و یک طرح شکست خورده می باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش خبرنگار پارلمانی ایلنا، 18/10/1390، عليرضا محجوب در تذكری در جلسه امروز مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: لازم است در شرايط موجود كشور اصل 103 آيين نامه مجلس اجرا شده و مسئولان پاسخ گوی مسائل پيش آمده حول محور ارز و طلا باشند.</p><p align="justify" dir="rtl">او، افزود: بسياری از كارخانه‌ دارها به دليل گرانی ارز و كاهش قدرت خريد مواد اوليه و هزينه‌ های بالای حامل‌ های انرژی مجبور به تعطيل كردن واحد صنعتی خود شدند و اين موضوع باعث كاهش اشتغال و افزايش بی كاری نيز شده است، لذا لازم است مسئولين از تكرار مكررات و توجيه‌ های بی نتيجه دست برداشته و گزارش درستی را به مجلس ارائه كند.</p><p align="justify" dir="rtl">دبير اجرايی خانه كارگر خوزستان، گفت: فقدان امنيت شغلی، موجب سلب آسايش كارگران و بالا رفتن سطح و تعداد حوادث كاری شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">آقايار حسينی، در گفتگو با خبرنگار ايلنا، 18/10/1390، ضمن بيان اين كه عدم توجه به مسائل روحی و روانی كارگران موجب دل سردی و كاهش توان كاری آنان شده است، افزود: نبود امنيت شغلی قطعا در بهره وری و كارايی كارگران موثر خواهد بود. او، افزود: انعقاد قراردادهای موقت حتی 30 روزه در كارهايی كه جنبه مستمر دارند، خلاف قانون بوده و باعث افزايش دل سردی و سرخوردگی كارگران خواهد شد.</p><p align="justify" dir="rtl">او، در حكم نمونه به واحدهايی در خوزستان اشاره كرد كه كارگران شاغل در آن ها با وجود آن كه بيش از 10 الی 14 سال سابقه كار دارند، هنوز با قرارداد موقت فعاليت می ‌كنند.</p><p align="justify" dir="rtl">اجرای برنامه آزادسازی اقتصادی، با گذشت هر چه بیش تر زمان، اثرها و نتیجه‌ های مخرب خود را نشان می ‌دهد. با آغاز فصل پاییز گذشته، ناگهان قیمت دارو در سراسر کشور افزایش یافت، و میلیون ‌ها ایرانی در عرض چند روز با آن ‌چنان افزایش قیمت‌ هایی مواجه شدند که داروخانه های کشور اعلام داشتند، بیماران و مراجعه کنندگان قادر به خرید داروهای مورد نیاز خود نیستند.</p><p align="justify" dir="rtl">روزنامه شرق ۲1 مهر ماه، در گزارشی یادآوری کرد: «چندی پیش معاون درمان وزارت بهداشت از افزایش ۱۷ درصدی قیمت داروها خبر داده بود. در مقابل داروخانه داران شهر تهران از افزایش ۱۰ تا ۳۰ درصدی داروها پرده برداشتند.»</p><p align="justify" dir="rtl">در بخش دیگر این گزارش تاکید می‌ شود: «تاثیرهای اجرای قانون هدف مندکردن یارانه ‌ها، افزایش قیمت حامل‌ های انرژی و افزایش میزان قیمت ارز در کشور... از دلایل افزایش ۱۰ تا ۳۰ درصدی میزان قیمت داروها در تمامی داروخانه های کشور شده است‌... داروخانه داران تهران از افزایش ۶۰ تا ۷۰ درصد اقلام دارویی مصرفی مردم از ابتدای سال تاکنون خبر می ‌دهند... اجرای قانون هدف مندی یارانه ‌ها و تاثیر بر تولید و واردات بی رویه دارو کار را به جایی رسانده است که دارو‌سازان در صورت عدم افزایش قیمت دچار ورشکستگی می شوند... پس از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها حمایت خاصی از سوی وزارت بهداشت صورت نگرفته.»</p><p align="justify" dir="rtl">در همین حال وزیر بهداشت دولت احمدی نژاد، طی گفتگو با خبرگزاری مهر، ۲ آبان ماه، خاطرنشان ساخت: «با گذشت هفت ماه از سال جاری حتی ۱ ریال هم از سه میلیارد دلاری که قرار بود از محل درآمدهای نفتی به وزارت بهداشت تخصیص یابد دریافت نکرده ایم... مشکل تاثیر هدف مندی یارانه ‌ها بر حامل‌ های انرژی در مراکز بهداشتی و درمانی کاملا مشهود است، به طوری که تنها در بیمارستان‌ های دانشگاهی ۷۷۰ میلیارد تومان افزایش هزینه در پی داشته است... اگر ۳ میلیارد سهم وزارتخانه تخصیص داده نشود این مشکلات بیش تر می ‌شود.»</p><p align="justify" dir="rtl">این اعتراف صریح وزیر بهداشت به خوبی اثرهای فاجعه بار آزادسازی اقتصادی به ویژه در عرصه دارو و درمان را نشان می ‌دهد. با چنین افزایش سرسام آوری اکثریت جامعه توان تهیه داروهای مورد نیاز و به طور کلی تامین بهداشت و سلامت خود را ندارند. علاوه بر این، با حذف یارانه ‌ها و افزایش قیمت کالاها و رشد نرخ تورم، بخش بزرگی از کارکنان بخش بهداشت به ویژه پرستاران به طور فزاینده ‌ای قدرت خرید خود را از دست داده‌اند و سطح زندگی شان، با توجه به دست مزدهای پایین ‌تر از نرخ واقعیِ تورم، با سقوط جدی مواجه است. بنابراین، قانون هدف مندسازی یارانه ‌ها عرصه بهداشت و سلامت جامعه را با دشواری ‌هایی جدی و خطرناک روبرو ساخته است و از این نظر سلامت جامعه، تندرستی افراد، امکان‌ های بهداشتی و پزشکی برای مردم کشور در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.</p><p align="justify" dir="rtl">از سوی دیگر، رییس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران، با اشاره به مشکلات پزشکان برای تامین هزینه های مطب بعد از هدف مندی یارانه ها، اظهار داشت: متاسفانه این وضعیت باعث شده تا تعدادی از پزشکان به سراغ ساختمان سازی، موبایل فروشی و گاهی اوقات مسافرکشی بروند.</p><p align="justify" dir="rtl">خسرونیا، به وضعیت نامناسب پزشکان عمومی در کشور اشاره کرد و گفت: «حدود ۶۰ هزار پزشک عمومی داریم که تنها ۱۰ هزار نفر از آنان به طور کامل فعال هستند.» گفتنی است در حال حاضر هشت هزار پزشک بی کار در کشور وجود دارد.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش فارس، معاون درمان وزارت بهداشت روز چهارشنبه ۳۰ آذر ماه اعلام کرد: بیمارستان‌ های دولتی و دانشگاه‌ های علوم پزشکی بعد از هدف مندی یارانه با کسری شدید ۶۰۰ میلیارد تومانی جبران نشده مواجه ‌اند برخی مراکز حتی توان پرداخت قبوض را ندارند و به قطع برق، آب و گاز تهدید می‌ شوند، کیفیت خدمات بیمارستانی نیز افت کرده است.</p><p align="justify" dir="rtl">ایسنا، ۳۰ مهر ماه، در گزارشی یادآوری کرد: «صنعت قند کشور با حذف یارانه‌ ها با مشکل مواجه شده و مدیران کارخانجات قند از خرید چغندر کشاورزان امتناع می‌ کنند... کاهش سطح زیر کشت چغندر از پیامدهای این شرایط است... چندین دلال در این آشفته بازار به خرید ارزان محصولات کشاورزان پرداخته ‌اند.»</p><p align="justify" dir="rtl">ایسنا ۲ شهریور ماه، خاطرنشان ساخته بود: «سود ۲۰۰ تومانی هر کیلو خرما برای باغدار و ۲۰۰۰ تومانی دلال، در حالی که هر کیلو خرمای تازه برداشت امسال برای نخل ‌داران ۲۰۰ تومان سود دارد، دلال‌ ها کیلویی ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومان در هر کیلو خرما سود می ‌برند ... و بر اثر کاهش تقاضا، محصول را ارزان می‌ خرند... مدیر عامل اتحادیه نخل داران گفت در صورت پرداخت اعتبار بانکی و خرید توافقی از افت قیمت ‌ها که به زیان تولیدکننده و کشاورز است و یکه تازی دلالان جلوگیری می‌ شود.»</p><p align="justify" dir="rtl">از سوی دیگر، ایلنا ۴ شهریور ماه، با اشاره به نارضایتی کشاورزان در استان ‌های ایلام، خوزستان، کرمان، سیستان، و بلوچستان از عدم تخصیص اعتبارات مالی لازم برای تولید خرما، لیمو، صیفی‌ جات، ذرت، و زیتون نوشت: «هیچ اعتبار بانکی از سوی وزارت جهاد کشاورزی و دیگر نهادها به روستاییان داده نشده و امسال با توجه به خشک سالی تنها دلال ‌ها به سودهای هنگفت دست یافته ‌اند.»</p><p align="justify" dir="rtl">در گزارش دیگری که بازتابی گسترده در رسانه های همگانی داشت، اعلام گردید که، ۲۲۷ میلیون دلار میوه فقط طی ۴ ماه نخست امسال و درست در فصلِ برداشت، به کشور وارد شده است. بخش کشاورزی هم چون بخش صنعت با برنامه های اقتصادی- اجتماعی حکومت اسلامی، در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته است.</p><p align="justify" dir="rtl">موسی الرضا ثروتی، این عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، در گفتگو با «فرارو»، در خصوص علل رکود در بخش صنعت گفت: «میزان تولید و رشد صنعتی با عدم واردات گسترده، قوانین با ثبات، پرداخت تسهیلات و همکاری مناسب بخش دولتی سر و کار دارد و الان ما در هر چهار مورد ما مشکل داریم.»</p><p align="justify" dir="rtl">ثروتی، گفت: «بر اساس قانون هدف مندسازی یارانه‌ ها دولت باید حدود پانزده هزار میلیارد تومان به بخش تولید می ‌داد در حالی که چیزی حدود دو هزار و سیصد میلیارد تومان داده شده است و این موضوع باعث شده است که قیمت ‌ها بالا روند و تورمی در جامعه به وجود بیاید و آسیب جدی هم به تولید وارد شود.»</p><p align="justify" dir="rtl">ثروتی، گفت: «من اکنون تعدادی از صنعتگران را می‌ شناسم که کارگرهایشان را به نصف تقلیل داده ‌اند. از طرف دیگر دولت ادعا می ‌کند که دو و نیم میلیون شغل ایجاد کرده است، اما اگر آمار دقیق بگیریم، متوجه خواهیم شد که همان اشتغال موجود هم به نصف کاهش پیدا کرده است.»</p><p align="justify" dir="rtl">او، ادامه داد: «بر اساس قانون هدف مندسازی یارانه ‌ها دولت باید حدود پانزده هزار میلیارد تومان به بخش تولید می ‌داد در حالی که چیزی حدود دو هزار و سیصد میلیارد تومان داده شده است و این موضوع باعث شده است که قیمت ‌ها بالا روند و تورمی در جامعه به وجود بیاید و آسیب جدی هم به تولید وارد شود.»</p><p align="justify" dir="rtl">بهمن محمد‌یاری، عضو کمیسیون صنایع مجلس نیز در گفتگو با «فرارو»، در خصوص عوامل رکود در بخش صنعت، گفت: «یکی از عوامل رکود در بخش صنعت ارتباط مستقیم بین سرمایه‌ گذاری و رشد است که متاسفانه سیر نزولی دارد و با توجه به این که مزیت صنعت ما که ارزانی انرژی بود با اجرای طرح هدف مند‌سازی یارانه ‌ها از بین رفته است و مشکل بخش صنعت علی رغم آن چه در قانون هدف مندی پیش ‌بینی شده بود، برطرف نشده است.»</p><p align="justify" dir="rtl">محمدیاری در پایان گفت: «اجرای فازهای بعدی هدف مندی هزینه بخش تولید و صنعت را افزایش خواهد داد و باید با حمایت از بخش تولید و صنعت در بحث تامین نقدینگی ارزی و معافیت‌ های مالیاتی و حمایت در بخش انرژی این مشکل را حل کرد.»</p><p align="justify" dir="rtl">چند ماه از اجرای هدف مندسازی یارانه ها نگذشته بود وقتی دولت لايحه بودجه 1390 را تقديم مجلس كرد، آن جا اظهار كرده بودند كه در حال حاضر به بالغ بر 73 ميليون نفر يارانه می ‌دهيم. اما از همان زمان تا امروز بالغ بر 10 مرتبه از طريق رسانه ها وزير اقتصاد ملتمسانه از گروه ‌های پردرآمد جامعه تقاضا كرده كه خودشان داوطلبانه انصراف بدهند.</p><p align="justify" dir="rtl">هم چنین در سال گرد هدف مندسازی یارانه ها، احمدی نژاد، اعلام کرده است که حدود 20 میلیون نفر از دریافت یارانه ها محروم خواهند شد.</p><p align="justify" dir="rtl">محمود احمدی ‌نژاد، روز چهارشنبه ۷ دی 1390 - 28 دسامبر 2011، از برنامه ریزی دولت برای اجرای دومین مرحله طرح هدف مندکردن یارانه ‎‌ها خبر داد و از شهروندانی که درآمد بالا دارند خواست که «داوطلبانه» از دریافت یارانه نقدی صرف نظر کنند.</p><p align="justify" dir="rtl">این در حالی است که دو مقام مسئول در دولت او، از توقف قطعی پرداخت یارانه نقدی به شهروندان پردرآمد خبر داده‌ اند.</p><p align="justify" dir="rtl">محمدرضا فرزین، دبیر ستاد هدف مندی یارانه‌ ها روز سه شنبه 6 دی، به تلویزیون ایران گفته بود که شهروندانی که در دو دهک پر درآمد جامعه قرار دارند، با اجرای مرحله دوم اجرای طرح هدف مندی، یارانه نقدی دریافت نخواهند کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">در همین روز سه شنبه، علی آقامحمدی، معاون اقتصادی معاون اول رییس جمهور نیز گفت کسانی که یارانه نقدی آن ها در مرحله دوم کم تر از ۱۰ درصد درآمدشان باشد، از فهرست دریافت کنندگان یارانه نقدی حذف می‌ شوند.</p><p align="justify" dir="rtl">فرزین، این شهروندان را حدود ۱۰ میلیون نفر تخمین زده بود، اما آقامحمدی گفت که آن ها حدود ۱۵ میلیون نفر هستند. مصباحی مقدم نیز به 20 میلیون نفر اشاره کرده است. غلامرضا مصباحی ‌مقدم، در همایش ملی اولین روز سال گرد هدف مندسازی یارانه ‌ها، گفت: بهتر است با بازنگری در این قانون سه دهک بالای جامعه که به لحاظ رفاه اجتماعی و هم چنین به لحاظ مالی نیازی به دریافت یارانه ندارند از یارانه نقدی حذف شوند که اگر این امر مقدر شود نزدیک به ۲۰ میلیون نفر حذف خواهد شد. بنابراین، هنوز مشخص نیست که در مرحله دوم اجرای قانون هدف مندی، چه مقدار از یارانه‌ ها حذف می ‌شود.</p><p align="justify" dir="rtl">منظور دولت از شهروندان که حقوق بالا دارند، افرادی هستند که درآمد ماهیانه آن ‌ها حداقل پنج تا ده برابر یارانه ۴۵۵۰۰ تومانی دولت باشد. بر اساس اعلام ستاد هدف مندی یارانه ‌ها، دولت سه میلیون خانوار مرفه که نیازی به یارانه ‌ها ندارند را شناسایی کرده و با آن‌ ها برای انصراف از دریافت یارانه نقدی مکاتبه کرده است. اگر همین گفته ‌های مسئولان اجرایی قانون هدف مندی یارانه ها را مبنا قرار دهیم تنها سه میلیون خانوار ایرانی که جمعیت شان ۱۰ میلیون نفر اعلام شده، درآمدی بیش از ۴۵۰ هزار تومان در ماه دارند و از سوی دولت «مرفه» قلمداد می‌ شوند و ۶۵ میلیون نفر دیگر از شهروندان ایرانی در زیر خط فقر قرار دارند.</p><p align="justify" dir="rtl">رییس مرکز آمار ایران بهار امسال، جمعیت زیر خط فقر کشور را ۴۰ میلیون نفر اعلام کرد. بر اساس گفته ‌های عادل آذر، سی میلیون نفر از جمعیت کشور زیر خط فقر نسبی و ده میلیون نفر هم زیر خط فقر مطلق قرار دارند.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش خبرگزاری خانه ملت، ارگان رسمی مجلس شورای اسلامی ایران، سیدفاضل موسوی در صحن علنی مجلس گفت: «دولت نهم و دهم طی ۶ سال گذشته، حدود ۱۴۰۰ میلیارد دلار درآمد داشته است، لذا باید گزارش دهد با این مبلغ برای کشور چه اقداماتی انجام داده است. ضمن این که امروز دولت در قامت یک حزب تمام عیار وارد عرصه انتخابات شده است که در واقع این مساله برای کشور به منزله سهمی مهلک است.»</p><p align="justify" dir="rtl">این نماینده مجلس، هم چنین دولت را در استخراج منابع نفت و گاز میدان پارس جنوبی در خلیج فارس که ایران و قطر مشترکا مالک آن هستند، به کوتاهی متهم کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">فاضل موسوی، در ادامه نطق علنی خود از موضع گیری های چند سال اخیر محمود احمدی نژاد درباره انکار نسل کشی یهودیان به دست نازی ها در جنگ جهانی دوم و تهدید علیه اسرائیل انتقاد کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">خبرگزاری کار ایران، ایلنا، از قول این نماینده مجلس نوشته است: «آقای احمدی نژاد، شما علاوه بر پاسخ گویی در خصوص منابع مالی خود به مجلس و پیشگاه ملت، باید در زمینه مواضع خود نیز پاسخ گو باشید، چرا که مساله هولوکاست، مساله ای فراموش شده بود، اما مواضع شما ۱۰ سال تحریم های موجود علیه کشورمان را جلو انداخت.» او گفت: «آیا می دانید کاغذ پاره خواندن (قطعنامه های حاوی) تحریم ها و خس و خاشاک و بزغاله گفتن ها چه هزینه هایی برای کشور دربرداشته است؟»</p><p align="justify" dir="rtl">پس از آن که ریيس سازمان هدف مندسازی يارانه ‌ها به دليل درگيری لفظی سيدحسين حسينی نماينده فريمان به صورت او سيلی زد، ریيس مجلس بهروز مرادی را از صحن علنی اخراج کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش فارس، 6 دی 1390، بهروز مرادی ریيس سازمان هدف مندسازی يارانه ‌ها که به منظور ارائه توضيحاتی پيرامون طرح دو‌فوريتی استفساريه ماده 12 قانون هدف مندکردن يارانه‌ ها در صحنه علنی مجلس حاضر شده بود، در جلسه علنی امروز پس از درگيری لفظی با سيد‌حسين حسينی، به صورت او سيلی زد. پس از اين اقدام بهروز مرادی، تعداد زيادی از نمايندگان در اطراف او جمع شده و مانع ادامه اين درگيری شدند.</p><p align="justify" dir="rtl">علی لاريجانی، ریيس مجلس نيز ضمن توصيه مرادی به رعايت ادب در صحن علنی، گفت: آقای مرادی توهين نکنيد؛ اين چه رفتاری است که از خودتان نشان می ‌دهيد؟‌ لاريجانی، هم چنين گفت: آقای مرادی را از مجلس اخراج کنيد. پس از اين سخنان لاريجانی، محسن کوهکن عضو هيئت ریيسه مجلس، بهروز مرادی ریيس سازمان هدف مندی يارانه‌ ها را به خارج از صحن علنی پارلمان هدايت کرد. صحن علنی مجلس پس از اين درگيری بين حسينی و مرادی برای دقايقی متشنج شد.</p><p align="justify" dir="rtl">در چنین شرایطی، صنایع ایران، فرسوده است و سال ‌هاست که نیازمند نوسازی است. ماشین آلات فرسوده و از کار افتاده که انرژی بر هستند و توان رقابت ندارند از یک سو و مدیرانی که با دستور العمل‌ های دولتی بر مسند کار می ‌نشینند و از بودجه نفتی سوء استفاده می‌ کنند از سوی دیگر، دست به دست هم داده ‌اند تا چرخ‌ های بخش تولید ایران سخت به گردش درآید. به علاوه تحریم های اقتصادی و فساد دولتی نیز سبب شده اند که صنایع کشور روزبروز بحرانی تر شوند.</p><p align="justify" dir="rtl">پیامد چنین وضعیتی پیش از هر کسی دامن کارگران را گرفته و وضعیت شغلی و معاش آن ‌ها را با خطر روبرو کرده است. همین وضعیت سبب شده تا اعتراضات کارگری یک بار دیگر شدت بگیرد و کارگران بیش تری در خطر بی کاری قرار بگیرند.</p><p align="justify" dir="rtl">دولت مدعی است که آمار بی‌ کاری را کاهش داده و تا پایان سال نرخ بی‌ کاری را تک رقمی خواهد کرد. اما این ادعای دولت با واقعیت‌ های موجود حاکم بر بازار کار هم خوانی ندارد. با این که دولت تعریف ‌اش از بی ‌کاری و اشتغال را تغییر داده و اعلام کرده است: شاغل به کسی گفته می ‌شود که در هفته مورد بررسی یک ساعت کار کرده باشد و علاوه بر این سربازان، کارآموزان و زنان روستایی شاغل در بخش کشاورزی را که در برابر کاری که انجام نمی‌ دهند، شاغل به حساب آورده است، باز هم نرخ بی کاری در جوانان بالای ۲۰ درصد گزارش شده است. به استناد همین آمار دولتی، ۲۲ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله ایرانی امکان اشتغال یک ساعت در هفته را نیز ندارند. هم چنین کار‌شناسان اقتصادی و فعالان کارگری نیز آمار دولت را دست کاری در واقعیت ‌های موجود در جامعه عنوان کرده و گفته‌ اند: کاهش نرخ بی کاری بر اساس ادعای دولت نیازمند رشد اقتصادی بیست درصدی است در حالی که در خوش بینانه ‌ترین حالت ممکن رشد اقتصادی ایران در دو سال گذشته کم تر از سه درصد بوده است.</p><p align="justify" dir="rtl">علی قنبری، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، گفته است: حقوق کارگران ایران کم تر از نصف خط فقر در ایران است. حداقل خط فقر در نقاط شهری ایران ۸۰۰ هزارتومان برآورد می ‌شود در حالی که دست مزد کارگران ایرانی ۳۵۰ هزار تومان در ماه است.</p><p align="justify" dir="rtl">علی دهقان کیا، عضو هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران، نرخ بی‌ کاری اعلام شده از سوی دولت را کذب دانسته و گفته است: حجم واردات دولت بالای بیست میلیارد دلار است و هر یک میلیارد دلار واردات موجب از بین رفتن ۳۵ تا ۴۰ هزار فرصت شغلی می‌شود. دولت در شرایط کنونی تنها می ‌تواند ما بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار اشتغال پایدار ایجاد کند. بر اساس گفته ‌های دهقان کیا، واردات بیست میلیارد دلاری دولت موجب از بین رفتن ۷۰۰ هزار فرصت شغلی در کشور شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">محمد عطاردیان، نماینده کارفرمایان در شورای عالی اشتغال هم گفته است: نرخ بی کاری اعلام شده توسط دولت غیرواقعی است. به گفته او، با توجه به بحران موجود در واحد‌های تولیدی و عدم پرداخت یارانه ناشی از قانون هدف مندی یارانه ‌ها، نرخ بی کاری در کشور بالای ۲۵ درصد برآورد می ‌شود و ادامه چنین وضعیتی نرخ بی کاری را تا پایان سال به سی درصد نیز خواهد رساند.</p><p align="justify" dir="rtl">فتح اله بیات، رییس اتحادیه کارگران قراردادی نیز گفته است: ۷۰ درصد جامعه کارگری ایران زیر خط فقر قرار دارند و ماهیانه کم تر از حداقل مزد مصوب دولت حقوق می‌ گیرند.</p><p align="justify" dir="rtl">در چنین وضعیتی بحرانی، اروپا در آستانه تحریم قریب ‌الوقوع نفت و بانک مرکزی ایران است. هفته‌ ها است که کشورهای عضو اتحادیه در پشت درهای بسته در حال رایزنی درباره چگونگی عملی کردن این گام هستند تا با این ابزار ایران را وادار کنند برنامه هسته ‌ای خود را شفاف نماید.</p><p align="justify" dir="rtl">فرانسه و بریتانیا، به شدت بر گسترش تحریم ‌ها به صادارت نفت ایران اصرار دارند و آلمان نیز از همان ابتدا آمادگی خود را برای گام برداشتن در این راه اعلام کرده است. مشکل اصلی اجرایی کردن این تحریم در هماهنگی با کشورهای جنوب اروپا است.</p><p align="justify" dir="rtl">در مقابل این تهدیدات غرب، حکومت اسلامی ایران، ابتدا تهدید کرد که تنگه هرمز را می ‌بندد. آب ‌راهی که مسیر عبور ۴۰ درصد از صادرات نفت جهان است. بستن این آب راه نه تنها کشورهای منطقه را به تنگنا می ‌اندازد، بلکه بهانه ‌ای برای ‌آغاز جنگ است و قطعا به ضرر خود ایران نیز هست.</p><p align="justify" dir="rtl">به نظر کارشناسان، حکومت اسلامی ایران حداکثر قادر است تنگه هرمز را برای مدت یک هفته ببندد. اما این اقدام حکومت اسلامی، به معنای از دست دادن هرگونه حق تردد، مالکیت و داشتن اختیار در خلیج فارس و تنگه هرمز خواهد بود.</p><p align="justify" dir="rtl">جامعه ایران سال‌ هاست که دچار بحران های اقتصادی و سیاسی است. بی کاری بالا، نرخ پول رسمی پایین، و نفت تنها منبع در‌آمد این کشور است. کاهش بخشی از این در‌آمد، آن هم در بحبوحه بحرانی که با طرح «هدف مند کردن یارانه ‌ها» و ‌تحریم‌ های قبلی آشکار و از کنترل خارج شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">اگر بحرانی اقتصادی از این هم بدتر شود، شهروندان بیش تری صدمه خواهند دید. میلیون ها کارگر بی کرا خواهند شد. چرا که کارخانجات صنعتی بیش تری خواهند خوابید. ارزش پول ایران در مقابل دلار، یورو، دلار و دیگر ارزهای خارجی سریعا سقوط خواهد کرد.</p><p align="justify" dir="rtl">در چنین موقعیتی، کاهش ارزش ریال در برابر دلار آمریکا به اندازه ای شدید شده که بازار را متلاطم کرده است. سقوط روزبروز ریال به شکلی که اخیرا دیده شد، دست کم در پانزده سال اخیر بی سابقه بوده است. آن هم درست زمانی که دولت ادعا کرده است قیمت ها را تثبیت کند دلار به مرز 1800 تومان رسیده است.</p><p align="justify" dir="rtl">اسدالله عسگراولادی، رييس اتاق بازرگانی ايران و چين، اقرار می کند که «تورم دی‌ ماه» در ایران با لحاظ نوسانات نرخ ارز «۴۰ درصد» است. او، در گفتگويی با روزنامه شرق که چهارشنبه هفته گذشته منتشر شد، افزود: «با اجرای فاز دوم قانون هدف مندی يارانه ‌ها بيش از ۳۰ درصد نيز به تورم کنونی افزوده خواهد شد و بر همين اساس بايد منتظر تورم ۷۰ درصدی در ماه ‌های آتی باشيم.»</p><p align="justify" dir="rtl">به گفته اسدالله عسگراولادی، واردات با دلار هزار و ۶۰۰ تومانی و وضعيت فعلی توليد، به همراه اتفاقات ناگواری چون کمبود کالاهای اساسی و مصرفی طی شش ماه آينده، باعث رشد روزافزون قاچاق و به نفس افتادن توليد خواهد شد. در پی تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا، واحد پول ایران طی هفته ‌ای که گذشت ۲۰ درصد از ارزش خود را <a href="http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_currency_dropped/24442372.html" target="_blank" data-mce-href="http://www.radiofarda.com/content/o2_iran_currency_dropped/24442372.html">در برابر دلار از دست داد</a> و تزریق ۲۰۰ میلیون دلار از سوی بانک مرکزی به بازار که روز چهارشنبه هفته گذشته انجام شد، نیز نتوانسته‌ است در مهار بازار تاثیری جدی بگذارد.</p><p align="justify" dir="rtl">عسگراولادی، تصريح کرد: «به نظر می‌رسد با توجه به واردات کالا با دلار هزار و ۶۰۰ تومانی و مشکلات توليد، در شش ماه آينده با کمبود بسياری از کالاها در کشور مواجه خواهيم شد که برای تهيه آن ها يا بايد متوسل به قاچاق شويم يا اين که هزينه بسياری بابت قاچاق بپردازيم.»</p><p align="justify" dir="rtl">اکنون جامعه ما، از يک سو با تورم دو رقمی پس از هدف مندی يارانه ها و از سوی ديگر، تورم قيمت محصولات پايه توليد و مصرف (به واسطه افزايش نرخ دلار و گران تر شدن واردات) را شاهد است. اما در مقابل، هيچ رشد درآمدی برای مردم به ثبت نرسيده و تنها از 40 هزار تومان يارانه ای ياد می شود که با افزايش حامل های انر‍ژی در همان بدو ماجرا خرج می شود. بنابراین، با نگاهی خوش بينانه، بالا رفتن قيمت دلار باعث شده تا ارزش پول ملی کشور بين 30 تا 50 درصد طی يک سال کاهش يابد.</p><p align="justify" dir="rtl">اين گونه است که ارزش حقوق کارگران و دیگر مزدبگیران که پس از هدف مندی يارانه ها دست کم حدود 30 درصد افت ارزش داشته و تدريجا جامعه را به قعر فقر می کشاند.</p><p align="justify" dir="rtl">در حالی که محمود احمدی نژاد، مدتی قبل از آغاز اجرای طرف هدف مندسازی یارانه ها، در یک سخن رانی خود، وعده داده بود: «فقيری نبايد بماند در کشور ما. اگر به جا مصرف کنيم، هرگز فقيری در ايران باقی نمی‌ ماند و انشاء‌ الله به لطف خدا در همان سال اولی که ما اين را اجرا کنيم اين اتفاق خواهد افتاد.»</p><p align="justify" dir="rtl">اين گونه وعده ها دروغین و سرخرمن، در حکومت اسلامی تازگی نداشته و گاه و بی گاه از زبان سران و مقامات و مسئولین حکومت اسلامی با انشاء الله و ماشاء الله و هدیه امام زمان و غیره جاری می شود که مردم پشیزی به این وعده ها قائل نیستند.</p><p align="justify" dir="rtl">در حقیقت مشکل خانواده های کارگری در ایران، آن جایی کمرشکن و فاجعه بارتر می گردد که همین حداقل دست مزد‌های ناچیز را نیز به موقع پرداخت نمی کنند. در یک ماه اخیر کارگران ذوب آهن اصفهان، فولاد یاسوج، ماشین سازی پارس، لوله سازی اردبیل، فاطر کوثران عسلویه و گروه صنعتی شیشه کاوه در اعتراض به عدم دریافت حقوق معوقه خود دست به تجمع اعتراضی زده اند. این کارگران، بین دو تا ۱۰ ماه است که حقوق دریافت نکرده ‌اند. بر اساس آخرین برآوردی که صورت گرفته است؛ کارگران واحد‌های تولیدی و صنعتی ایران نزدیک به ۴۷ سال حقوق و مزایای معوقه طلب دارند. هم چنین تعدادی از فعالین کارگری نیز صرفا به دلیل دفاع از خواست های خود و هم طبقه ای هایشان در زندان ها به سر می برند.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش هیرانا، در آبان ماه سال جاری ۲۴ گزارش در مورد نقض حقوق کارگران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسید که تعداد ۱۹ گزارش از آن گزارش‌ هایی را در بر می‌ گرفت که مستقیما نقض حقوق بشر نبوده ولی مرتبط به سیاست گذاری ‌های حکومت و همین طور حقوق مدنی است. مجموع موردی این نقض حقوق بالغ بر ۱۲۵۵۳ مورد است.</p><p align="justify" dir="rtl">بر اساس این گزارش ‌ها ۱۲۰۴۲ کارگر به دلیل تعطیلی کارخانه و یا تعدیل نیرو از کار اخراج شدند، در مجموع ۶۵۸ ماه از حقوق کارگران در شرکت‌ ها و کارخانجات مختلف با تعویق همراه بوده است که بر اساس آمار موجود بیش ترین آن تعویق ۷ ماهه پرداخت حقوق کارگران سامیکو صنعت بوده است.</p><p align="justify" dir="rtl">بر اثر سوانح در محل کار به دلیل فقدان ایمنی شغلی ۴۰ کارگر جان خود را از دست دادن و ۱۸ تن نیز زخمی شدند و از سوی دیگر دستگاه امنیتی کشور ۲ تن از فعالان کارگری را بازداشت و یک تن نیز از سوی دستگاه قضایی احضار شد.</p><p align="justify" dir="rtl">فعالین کارگری ایران، همواره در هر گفتگوی رسانه ای و میزگرد و سخن رانی هایشان می گويند حقوق کارگران پايين است و کفاف زندگی خانواده های کارگری را نمی ‌دهند. در مقابل پرداخت يارانه ‌ها، قيمت کالاهای ضروری مردم در بازار را چندین برابر افزایش داده اند و گرانی کمرشکن شده است. برای مثال، شير، قبلا ۲۵۰ تومان بود و الان۶۵۰ تومان شده است در صورتی که حقوق مزدبگیران هم چنان ثابت مانده و چيزی تغيير نکرده است. يا قيمت آب، برق، گاز، سوخت، حمل و نقل عمومی و غيره به شکل مستقيم در نتيجه اين طرح افزايش يافته و قيمت ساير کالاها نيز به شکل غيرمستقيم تحت تاثير اين طرح قرار گرفته است.</p><p align="justify" dir="rtl">در چنین وضعیتی جامعه ایران، از يک طرف با ورشکستگی گسترده صنايع مواجه بوده و اين وضعیت به طبقه کارگر فشارها و آسیب های زیادی وارد می‌ کند چرا که خيل کارگران بي کار شده در خيابان ‌های شهرهای بزرگ، به حدی آشکار است که به کار دست فروشی و مسافرکشی و کارهای مانند اين می ‌پردازند. از طرف ديگر، بی کاری وسیع، باعث می شود فشار دست مزدی هم برای کارگر بيش تر شود و کارگران زيادی حاضر باشند حتی بدون رعايت قانون کار با حقوق بسيار پايين تری به کار مشغول شوند. اين امر نارضايتی در ميان کارگران را به شدت گسترش داده است.</p><p align="justify" dir="rtl">از سوی دیگر، به گزارش فرارو، نهاد نظارتی مجلس، اعلام کرده است که دولت تاکنون مرتکب تخلف 15 هزار میلیاردی در اجرای هدف مندی شده است. ابرار اقتصادی، 21 دی ماه 1390 برابر با 11 ژانویه 2012، نوشت: در ابتداى اجراى قانون هدف مندى ۱۲۷ واحد با اشتغال دو هزار و ۳۴۰ نفر تعطيل شد كه با پيگيرى هاى شركت هاى استانى ۴۰ واحد با اشتغال ۹۳۷ نفر مجددا راه اندازى شد.</p><p align="justify" dir="rtl">به گزارش ايلنا، فخراله مولايى، مديرعامل سازمان صنايع كوچك و شهرك هاى صنعتى ايران با بيان اين مطلب عنوان كرد: هم اكنون ۸۷ واحد صنعتى در شهرك ها با اشتغال يك هزار و ۴۰۳ واحد صنعتى به حالت راكد درآمده و تعداد ۲۱۹ واحد در شرف تعطيلى قرار دارند. هم چنين ۸۹۰ واحد نيز با كاهش حجم توليد در شهرك هاى صنعتى روبرو شده اند.</p><p align="justify" dir="rtl">به گفته معاون وزير صنعت، معدن و تجارت، از ابتداى اجراى قانون هدف مندى يارانه ها تاكنون تعداد چهار هزار و ۱۰۸ نفر در حوزه صنايع كوچك و شهرك هاى صنعتى بی كار شده اند. در اين خصوص معاونت صنايع كوچك سازمان، در حال پيگيرى اين موضوع براى رفع مشكلات ايجاد شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">مديرعامل سازمان صنايع كوچك و شهرك هاى صنعتى در بخش ديگرى از اظهارات خود، مهم ترين رويكرد و هدف اين سازمان را افزايش بودجه سالانه اين حوزه عنوان كرد و افزود: در حال حاضر بودجه اين سازمان حدود ۴۳۰ ميليارد تومان است كه اين ميزان بودجه براى يك فروشگاه يا سوپرماركت پيشرفته رقم مناسبى است نه براى يك سازمان صنعتى.</p><p align="justify" dir="rtl">یک سال از اجرای هدف مندی گذشته است. نرخ حامل های انرژی افزایش چشم گیری داشته است. قیمت بسیاری از مواد مصرفی گران شده است. یارانه نقدی جواب گوی این میزان گرانی نیست. تولید به شهادت تولیدگران رو به موت است. مصرف کاهش یافته است. مصرف آب، برق، بنزین، گاز افت کرده است اما نه به آن میزان که پیش بینی می شد. اکنون دولت در فکر اجرای فاز دوم هدف مندکردن یارانه ها است، اما با احتیاط. هنوز درباره قیمت بنزین تصمیم نگرفته است.</p><p align="justify" dir="rtl">از طرف دیگر، وزارت نیرو اعلام کرده است که افزایش قیمت آب در سال جاری منتفی است. معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا با اعلام این که وزارت نیرو به دنبال دست یابی به قیمت تمام شده آب است، در عین حال گفت: «ستاد هدف مندی یارانه‌ ها تدبیر کرده است که فاز جدید افزایش قیمت آب در سال جاری اجرایی نشود.» پیش از این نیز اخباری مبنی بر عدم افزایش قیمت نان در سال جاری منتشر شده بود.</p><p align="justify" dir="rtl">به این ترتیب، فاز دوم هدف مندسازی یارانه ها، با تب و تاب کم تری دنبال می شود. این تب و تاب شاید ناشی از بحرانی ست که در فاز اول «جراحی اقتصادی» به وجود آمده و بخش های مهمی از اقتصاد کشور را زمین گیر کرده است. به علاوه جنگ لفظی بین آمریکا و حکومت اسلامی بر سر بستن تنگه هرمز و احتمال تحریم نفت و بانک مرکزی ایران نیز بحران های اقتصادی ایران را شدیدتر و جدی تر و نگران کننده تر کرده است. در عین حال کمکش درونی جناح حاکم اصول گرایان نیز با نزدیک شدن به نمایش انتخابات مجلس شدیدتر شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">اما همگان آگاهند که تاکنون همه آوار این وقایع و بحران های حکومت اسلامی، بر سر کارگران و محرومان جامعه و خانواده آن ها ریخته شده است از این رو، هیچ افق و چشم انداز بهبود اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در چارچوب این حکومت، حتی قابل تصور هم نبوده و در حقیقت کسی هم منتظر «معجزه» ای از سوی این هیولای آدم خوار و جنون آمیز نیست!</p><p align="justify" dir="rtl">بدین ترتیب، حکومت اسلامی ایران، حکومت آدم کشان، تبه کاران، گروه های مافیایی قاچاق مواد مخدر، اسلحه و...، دزدان و غارتگران اموال عمومی مردم و حکومت جهل و جنایت و ترور و بیمار است که هیچ درمانی در آن کارساز نیست و به مثابه یک غده سرطانی باید کلیت آن جراحی شده  و به گورستان تاریخ ریخته شود. چرا که این غده سرطانی تمام سران و مقامات و مسئولین و ارگان های این حکومت را از بالا به پایین فراگرفته و هیولایی که در حال جان کندن نیز از خون خواری و جان گرفتن دست برنمی دارد.</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">پنج شنبه 22 دی 1390 - دوازدهم ژانویه 2012</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>فقر را مرزی نیست</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_360.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11025" title="فقر را مرزی نیست" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11025</id>
    
    <published>2012-01-11T14:30:00Z</published>
    <updated>2012-01-11T14:31:35Z</updated>
    
    <summary>فريده ثابتى : این طور نیست که فقر محدود به آفریقا، آمریکای لاتین یا آسیا باشد. فقر از مناسبات غیرعادلانه می آید، بنابراین در قلب کشورهای صنعتی، در کنار آسمانخراش های مگا کنسرن های جهانی...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="فریده ثابتی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Newisande-thumb.png" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />فريده ثابتى</font> : این طور نیست که فقر محدود به آفریقا، آمریکای لاتین یا آسیا باشد. فقر از مناسبات غیرعادلانه می آید، بنابراین در قلب کشورهای صنعتی، در کنار آسمانخراش های مگا کنسرن های جهانی</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"> و کاخ های عظیم سرمایه داران، توده های بیشمار کار و زحمت را بکام خود فرومی برد. در گزارش انستیتو برتلزمن Bertelsmann-Stiftung در رابطه با فقر در 31 کشور OECD ،2011 می آید &quot; فقر و شکاف فزاینده طبقاتی بین فقیر و غنی، از بزرگترین مشکلات این کشورهاست&quot;. به طور متوسط نزدیک به 11%(10،8%) مردم این کشورها در فقر زندگی می کنند یا در مرز فقر قرار دارند. بدین معنی که در آمد آن ها از نصف در آمد متوسط ملی پایین تر است. بزرگترین قدرت اقتصادی دنیا یعنی ایالات متحده در رتبه 27 ازین 31 کشور قرار دارد.</p><p align="justify" dir="rtl">فقر بیش از همه کودکان و زنان را به ویژه خانوارهای زن سرپرست را هدف قرار می دهد. در کشورهای OECD فقر کودکان از فقر عمومی بالاتر و بیش از 12%(12.3%) همه کودکان را شامل است. درصد فقر کودکان در ایالات متحده بسیار بالاتر و برابر با 21.6% است. تنها ترکیه ، شیلی و مکزیک وضعیتی بدتر از آمریکا در بین کشورهای اقتصادی بزرگ دارند. حتی در کشورهای سوئد، نروژ، فنلاند و دانمارک که بهترین وضعیت بین این 31 کشور را بنا به گزارش فوق دارند بازهم فقر و فقر کودکان قابل رویت است.  در زمینه امکان عادلانه دستیابی به آموزش بسیاری ازین کشورها می لنگند به نحوی که آمریکا در مقام بیستم و انگلیس در مقام بیست و یکم قرار دارند. بحران جهانی تاثیرش را در این کشورها هم چنین با درجه ی بالای نرخ بیکاری نشان داده است در این میان وضعیت اسپانیا به فاجعه نزدیک است. نرخ متوسط بیکاری به طور عموم بالای 20% و برای بیکاران طولانی یعنی کسانی که سال هاست موفق به یافتن شغلی نشده اند 9% و برای جوانان بیش از 40%(41.6%) است. گزارش اضافه می کند که در بسیاری از این نقاط پیش شرط های برخورداری از عدالت اجتماعی وجود ندارد، زیرا تحت شرایط فقر مشارکت اجتماعی و یک زندگی مستقل بندرت امکان پذیر است</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>فقر نمونه آلمان، گزارش </strong><strong>OECD</strong><strong> دسامبر 2011</strong></p><p align="justify" dir="rtl"> آلمان سال هاست که مقام اول صادرات جهان را یدک می کشد و تراز بارزگانی اش میلیاردی مثبت است اما تراز توزیع ثروت در آن مثل همه کشورهای سرمایه داری منفی است. آلمان از میان 31 کشور مذبور در مقام 15 قرار دارد. در دو سال گذشته  فاصله فقیر و غنی در آن بیشتر شده است، به نحوی که دهک اول سالانه و البته به طور متوسط 8 برابر دهک آخر درآمد دارد. درآمد خالص دهک اول بطور متوسط 57300 یورو در سال است اما برای دهک آخر تنها 7400 یورو است. این نسبت در دهه 90 میلادی کمتر و یک به 6 بوده است.  در 15 سال قبل نسبت دستمزدهای بالا و پائین یک به 5 بوده است. بخش بزرگی از نیروی کار یا کار تمام وقت ندارد و یا بصورت کارگران قرارداد موقت مشغول بکارند و بکار آن ها بیمه بیکاری و بازنشستگی تعلق نمی گیرد.تعداد کارگران غیر تمام وقت کار در آلمان از دهه 80 میلادی تا کنون از 3 میلیون به 8 میلیون رسیده است. قابل انعطاف کردن کار یا به معنای دیگر حذف تدریجی امنیت شغلی و تبدیل تدریجی همه کارهای ثابت به قراردادی، اولین گامی بود که سرنوشت کارگران را ببازی گرفت، اما خبرگان بازار کار OECD آن را گامی مهم در افزایش شانس ها در بازار کار می نامند!! یک کودک از هر 9 کودک آلمانی در فقر یا در مرز فقر زندگی می کند. و چون شانس برای تحصیل به موقعیت اجتماعی و خانوادگی فرد وابسته است بسیاری ازین کودکان بدلیل بیکاری والدین از دستیابی به تحصیلات خوب محروم می شوند. این شرایط برای کودکان خانواده های تک سرپرست و زن سرپرست دشوار تر است ، زیرا این گروه ها شدیدتر با فقر مواجه اند. به همین سبب می بینیم که گرچه در تست پیزا بهبود دیده می شود اما باز آلمان در بین 31 کشور عضو مقام 22 را دارد و احتمال این که کودکانی از اقشار ضعیف جامعه بتوانند از طریق آموزش و تحصیل به رفاه برسند در آلمان نسبت به خیلی از کشورها بسیار کم است. بسیاری ازین کودکان حتی نمی توانند تصحیلات متوسطه دبیرستانی را به پایان برسانند و اصولا اکثراین کودکان به ویژه کودکان طبقه کارگر و مهاجرین براساس ضوابط حاکم به مدارسی فرستاده می شوند که برای ورود به بازار کار بعنوان کارگر آماده شوند و تنها اندکی از آنان می توانند خود را تا حد تحصیل در دانشگاه بالا بکشند.در همین چند سال اخیر با تصویب قانون پرداخت شهریه برای تحصیلات دانشگاهی، شمار دانشجویان بسیار کاهش یافته است. البته به دلیل اعتراضات مداوم دانشجویان و دانش آموزان در بسیاری از ایالات قانون پس گرفته شده است.</p><p align="justify" dir="rtl">توزیع نابرابر در آمد در آلمان در دو سال گذشته شدیدا رشد کرده است و قطبی تر شدن جامعه بسهولت چشمگیرتر شده است. دلیل آن را باید در کاهش دستمزدهای دریافتی، افزایش ساعات کار بدون پرداخت، حذف یا کاهش پرداخت هایی که با عنوان عیدی یا در ازای اضافه کاری پرداخت می شد که مورد آخری در بسیاری از مکان های کار به مرخصی اجباری تبدیل شده است. توافق با افزایش دستمزدهایی که با افزایش قیمت ها که چندین بار در سال رخ می دهد، هماهنگی ندارد و حتی نمی تواند آن را جایگزین کند. کاهش یا حذف اضافه دستمزدهایی که به کار در شیفت شب یا روزهای تعطیل انجام می گرفت که همه این موارد با کوشش های اتحادیه ها به نفع سرمایه فراهم آمده است و روسای اتحادیه ها ازین کار بعنوان کوشش موفق برای حفظ مشاغل نام می برند. و بالاخره برخورد برابر با شهروندان و اجتناب از تبعیض بین آنان، گرچه از نظر داشتن قانون بسیار قوی است اما در عمل تبعیض بویژه در رابطه با سن، جنسیت، معلولیت و مهاجرین جاری است که در مورد آخر آلمان در جایگاه بیستم قرار دارد.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>نتیجه گیری،</strong></p><p align="justify" dir="rtl">گونتر تیلن رئیس انیستیتو برتلزمن بنحوی ساده باورانه معتقد است برای اجتناب ازین وضعیت نباید به هیچ وجه عدالت اجتماعی و بهره وری اقتصاد بازار در خلاف جهت هم حرکت کنند. باید گفت که امروزه فقر در دنیای سرمایه داری، با شدت و ضعف فقری جهانی است. فقری که از انحصار بعضی از قاره ها بیرون و با سیستم حاکم برجهان در پیوند است و با آن بازتولید و تقویت می شود. اقتصاد سرمایه داری تنها زمانی خوب عمل می کند که کارگران به گرسنگی نزدیک باشند یعنی تا حد امکان و هرچه بیشتر که بشود حاصل کار آنان بسود سرمایه مصادره شود و مزدی بخور و نمیر به آن ها داده شود. مصائب زندگی انسان در سرمایه داری وابسته به موفقیت رشد سرمایه در کشورها نیست، بلکه وابسته به نیاز سرمایه است و این نیاز برای برآورده شدن احتیاج به قربانی دارد. اکنون حدود یک میلیارد انسان کارگر در جهان با درآمدی کمتر از یک دلار در روز زندگی می کنند در حالی که میلیاردها دلار حاصل از استثمار آن ها ، تل عظیم سرمایه را به آسمان می برد.این شرایط غیر انسانی کار و زندگی، سبب می شود سالانه 9 میلیون کودک زیر 5 سال از عدم دریافت غذای کافی و بهداشت مناسب بمیرند. سرمایه داری فقر را دامن می زند و در سراسر جهان گسترش می دهد. مساله این نیست که منابع نابوده شده یا درآمد در کل ناکافی است مساله اصلی در توزیع نابرابر و غیرعادلانه آن هاست. بطور مثال در سال 2010 در کانادا 100 نفر از روسای شرکت های بزرگ به طور متوسط بیش از 8 میلیون دلار دریافت کرده بودند که نسبت به سال قبل 27% افزایش نشان می داد. اما در مقایسه، متوسط دریافت سالانه در کانادا 44366 دلار با 1.1% افزایش نسبت بسال قبل و متوسط دریافت کارگر با کار تمام وقت 19898 دلار در سال بود.(منبع: www.thestar.com ) یعنی درآمد متوسط این افراد در مورد اول بیش از 180 برابر و در مورد کارگران بیش از 422 برابر است، اگر مثلا نه در آمد متوسط آن ها بلکه مثلا در آمد سالانه فرانک استروناخ یکی از روسای کنسرن مگنا را که بیش از 61 میلیون دلار بوده در نظر بگیریم تفاوت به 1395 و 3121 برابر می رسد.  سرمایه داری عامل این توزیع نابرابر و مسئول فقر میلیاردها انسان روی زمین است. فقر تنها به انسان محدود نمی شود بلکه دامن طبیعت را هم می گیرد. عطش سرمایه و سرمایه داران برای سود بیشتر، محیط زیست و طبیعت را هم به فقر کشانده است و انسان های فقیر را از دستیابی مستقیم به نعمات طبیعی برای تغدیه هم محروم کرده است. درختان قطع می شوند. جنگل ها نابود می گردند. آب دریاها و رودخانه ها مسموم می شود و جانواران دریائی و خشکی، محیط زندگی خود را از دست می دهند و بدین ترتیب با از بین رفتن گونه های بیشمار موجودات آبی و خاکی منابع تغدیه انسانی محدودتر می شود.</p><p align="justify" dir="rtl">دولت های بزرگ سرمایه داری تحت پوشش سازمان ملل در نشست های سران گرد هم می آیند و برفقر جهانی اشک تمساح می ریزند. در نشست 2005  آن ها تصمیم به کاهش فقر جهانی تا حد به نصف رساندن فقر می گیرند و مقرر می کنند که هرکدام ازین کشور ها تنها 7 دهم درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای کمک به کشورهای فقیر اختصاص دهند تا در 2015 بتوانند فقر را مغلوب کنند- اما فقر به آن ها می خندد- ، با خاموش شدن دوربین های کنفرانس حتی این مقدار ناچیز را هم به فراموشی می سپارند و تا کنون بیشترین مقادیر پرداخت شده متعلق به اروپا 22 دهم درصد و امریکا 17 دهم درصد بوده است که بخش عمده اش صرف پرداخت دستمزد به کارگزاران سازمان های غیردولتی NGO ها، برای انجام کار در آن کشورها یا با آن کشورها می شود. مسلما آن ها بعنوان نمایندگان طبقه سرمایه دار کشورهای خود و سرمایه جهانی بخوبی می دانند که فقر چرا و از چه تولید می شود. چرا متورم می شود و چرا بازتولید می شود و گسترش می یابد. رشد فقر چون به سرمایه وابسته است، حق انتخابی برای آن وجود ندارد آن ها بخوبی می دانند که ریشه کن شدن فقر در جهان، یعنی کله پا شدن سرمایه داری و این کار نه کار آنان که کار طبقه ای دیگر است. کار طبقه کارگر کشورهای شان و طبقه کارگر جهانی در صورت رسیدن به آگاهی و خود آگاهی و آگاه شدن به قدرت طبقاتی خود برای مصاف نهائی با سرمایه داری.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>فریده ثابتی</strong></p><p align="justify" dir="rtl"><strong>ژانویه 2012</strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ضرورت اتحاد عمل کارگری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_359.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11022" title="ضرورت اتحاد عمل کارگری" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11022</id>
    
    <published>2012-01-11T14:18:25Z</published>
    <updated>2012-01-11T14:19:54Z</updated>
    
    <summary>علیرضا بیانی : اتحاد عمل کارگری تاکتیکی است که در شرایطی نظیر شرایط جنبش کارگری در ایران قابل اجرا است. جنبش کارگری در ایران یک دوره ۳۲ ساله سرکوب سیستماتیک را پشت سر گذاشته است....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="علیرضا بیانی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/Newisande-thumb.png" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />علیرضا بیانی</font> : اتحاد عمل کارگری تاکتیکی است که در شرایطی نظیر شرایط جنبش کارگری در ایران قابل اجرا است. جنبش کارگری در ایران یک دوره ۳۲ ساله سرکوب سیستماتیک را پشت سر گذاشته است.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> هرچند این سرکوب ها هرگز نتوانست جنبش کارگری را متوقف کند، سهل است که مبارزات کارگری در ایران گاهی حتا از مبارزات کارگران در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز بیشتر بوده است. </p><p align="justify">شاید در یک کشور سرمایه داری پیشرفته نتوان این مقدار اعتصاب و جاده بستن و اشغال کارخانه و نظایر آن که در ایران وجود دارد را مشاهده کرد. اما آنچه که در کشورهای پیشرفته صنعتی میتوان و در ایران نمیتوان دید، مبارزات متشکل کارگران در کشورهای سرمایه داری پیشرفته و مبارزات پراکنده کارگران در ایران است. بنابراین کمترین نتیجه سرکوب سیستماتیک، با هدف پراکندگی و عدم تشکل یابی در بین کارگران در ایران است. به عبارت دیگر، در ایران هرچند سرکوب ها نتوانست مبارزات روزمره کارگران را متوقف کند اما توانست پراکندگی و افتراق در بین کارگران را تثبیت کند.</p><p align="justify">طبقه کارگر ایران از لحاظ تشکل یابی، در قیاس با طبقه کارگر کشورهای پیشرفته صنعتی، دوران جنینی رشد خود را طی می کند. اما پتانسیل مبارزاتی کارگران در ایران به قدری بالا است که اصلا بعید نیست طبقه کارگر قبل از آنکه به کمترین تشکل های مستقل خود دست یابد بتواند در یک شرایط انقلابی شوراهای کارگران را در سطح کل جامعه مستقر کند. این اتفاق قبلا هم به نوعی در ایران رخ داده است. کارگران تا قبل از سال ۱۳۵۷ بدون تجربه قابل توجه ای از مبارزه متشکل توانستند یک انقلاب را سازمان داده و شوراهای خود را، هرچند برای مدت کوتاهی در سراسر کارخانجات و محلات مستقر کند.</p><p align="justify">رابطه سرکوب سیستماتیک و عدم تشکل یابی یک رابطه تصادفی نیست. نقش سرکوب در از بین بردن اعتماد به نفس در توده های کارگر است. فقر و بیکاری و گرسنگی و مواردی نظیر این اعتماد به نفس را به کلی نابود می کند. کارگرانی که اعتماد به نفس نداشته باشند نمی توانند مبارزات به هم پیوسته و با تداوم منطقی داشته باشند و این خود باعث خواهد شد که توازن قوا دائماً به نفع بورژوازی و حکومت آن باقی بماند.</p><p align="justify">در شرایطی که توازن قوا به نفع کارگران نباشد ابتکارات مبارزات کارگری شدیداً کاهش پیدا کرده و مبارزات به طور کلی جنبه غریزی، یعنی غریزه واکنش به ستم پیدا خواهد کرد و سرکوب مشابه تا کنونی قادر به جلوگیری از پیشرفت آن خواهد بود. در نتیجه دست یابی به تشکل مستقل کارگری هم وزن نان شب کارگران دارای اهمیت است. اما اگر معده خالی اتوماتیک هشدار های لازم برای نیاز به نان و غذا را صادر کند، نیاز به تشکلیابی را باید نوعی آگاهی ذهنی تحریک کند. کارگری که غرق مشکلات روزمره خود می شود فقط تا زمانی به سراغ ذهن خود و خلق ابتکاراتی می رود که بتواند به این وسیله نان همان شب را تامین کند. اما همواره در تاریخ جنبش کارگری عناصری به نام کارگر پیشرو وجود داشته است که بعضی از وظایف اخص این جنبش را بر عهده گرفته و می گیرند.</p><p align="justify">پیشروان کارگری کیانند؟</p><p align="justify">پیشروان کارگری عبارت از آن عده از کارگرانی هستند که درمبارزات روزمره ، خود را به صفوف جلو می کشانند. در اعتراضات و اعتصابات اولین کسانی هستند که خود را نمایان می کنند و ریسک بیشتری نسبت به سایر کارگران بر می دارند. اینها پیشروان طبیعی کارگران هستند و دائماً در هر مبارزه ای خود را نمایان می کنند. اغلب اولین ضربه ها در تقابل با مبارات کارگری متوجه این افراد می شود. بخشی از پیشروان کارگری با ورود خود در اولین مبارزه، درس های ابتدایی مبارزه را دریافت کرده و نقش پیشرویی خود را برای مدت بیشتر و یا طولانی حفظ می کنند، بخش دیگری از آنها علیرغم شجاعت و شور اولیه در مبارزه روزمره، به زودی و با اولین ضربات از سوی دشمن طبقاتی خود مایوس شده و عقب نشینی می کند. آن بخش از پیشروان کارگری که به حداقل آگاهی دسترسی پیدا می کنند مبارزه با دوام و طولانی تری را طی خواهند کرد.</p><p align="justify">پیشروان کارگری که به آگاهی طبقاتی مورد نیاز در مبارزات خود می رسند به کارگران روشنفکری تبدیل می شوند که میتوانند این آگاهی را به مخاطبین خود در بین بدنه طبقه کارگر منتقل کنند، اما برای این کار نیز نیازمند کاری نقشه مند و با هدف و با اتکا به برنامه از قبل تعریف شده و در نتیجه تشکیلاتی مناسب برای تامین هدف خویش خواهند بود؛ و چون هدف سرکوب بلا انقطاع بورژوازی حاکم دور کردن کارگران از مبارزات مشتکل است، بنا براین این بخش از کارگران هم دست کم تا کنون نتوانستند تشکلی را بنا نهند که قادر باشد در مبارزات کارگران ما به ازایی داشته باشد. از سوی دیگر روشنفکرانی وارد مبارزه کارگری می شوند که دریافته اند پایه هر تغییر بنیادین در جامعه، جنبش کارگری است. آنها به تعلقات و امتیازات احتمالی که می تواند در انتظارشان باشد پشت کرده و مبارزات خود را از سطح روشنفکری علی العموم به سطح روشنفکر انقلابی و مرتبط با جنبش انقلابی طبقه کارگر ارتقا می دهند. آنها صف روشنفکران کارگر را تشکیل می دهند که در پیوند با کارگران روشنفکر و سایر پیشروان کارگری مقدمات اولیه رهبری مبارزات کارگری را پی ریزی می کنند.</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری چیست؟</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری عبارت است از اتحادی بین پیشروان کارگری، حول یک سلسله فعالیت ها و مطالبات ضد سرمایه داری که بر سر آنها توافق وجود دارد. به این معنی که یک یا تعدادی مطالبه و فعالیت مشترک کارگری نقطه عمل مشترک پیشروان کارگری را فراهم می کند که هر کدام به تنهایی قادر به پیگیری آنها نیستند. مثلا ً برگزاری مراسم اول ماه مه، تجمعات کارگری؛ یا مبارزه مشترک حول مطالبه قرارداد های دسته جمعی، الغای قراردادهای موقت و جایگزینی قردادهای دائمی، افزایش دستمزد متناسب با رشد تورم، حق اعتصابات کارگری، کنترل کارگری ، فعالیت برای آزادی کارگران زندانی، مبارزه برای دریافت حقوق ها معوقه و ...</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری اتحادی بین کارگران پیشرو با هر گرایشی که به آن تعلق دارند، حول مطالبات و موضوعات فعالیت مشترک است. مثلاً برگزاری مراسم اول ماه مه مورد توافق همه گرایشات موجود در جنبش کارگری می باشد. انواع گرایشات رادیکال و غیر رادیکال، چپ یا راست، آنارشیستی، رفرمیستی و ضد سرمایه داری و ... تمایل به برگزاری مراسم اول ماه مه دارند اما هر کدام به تنهایی یا قادر به اجرای آن نیستند و یا اگر چنین کنند تاثیر لازم را نخواهند گذاشت. اتحاد عمل کارگری می تواند تاکتیکی برای انجام این اقدامات کارگری باشد.</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری یک تشکیلات کارگری نیست، حتا اگر فرض کنیم به آن تبدیل شود اما از آنجا شروع نمی شود. اتحاد عمل کارگری ائتلاف بین احزاب هم نیست و اصلا به این دلیل ضروری می شود که احزاب کارگری در پراتیک روزمره غایب هستند. اساساً ائتلاف احزاب برای تشکیل یک دولت است و نه فعالیت مشترک به حول مطالبات مشترک. اتحاد عمل کارگری جبهه واحد کارگری هم نیست. تاکتیک جبهه واحد کارگری مورد نظر کمینترن در دوره کنگره اول تا چهارم آن، جبهه ای است مشتکل از احزاب و اتحادیه های کارگری که دارای پایه های وسیع کارگری است و یک حزب انقلابی به میزان سایر احزاب و نهادهای آن جبهه پایه کارگری ندارد. حزب انقلابی به همین دلیل وارد چنین جبهه ای می شود تا ضمن تامین هدف اولیه ( مثلا مبارزه با دیکتاتوری یا فاشیسم) بتواند بر پایه های کارگری سایر اعضای این جبهه تاثیرات انقلابی گذاشته و آنها را به برنامه انقلابی دعوت کند. در نتیجه جبهه واحد کارگری محصول موجودیت اتحادیه ها و احزابی است که نقداً در جنبش حضور داشته و خوب یا بد، توانسته باشند توده های وسیعی از کارگران را در بدنه خود جذب کنند. اما اتحاد عمل کارگری فقط اتحادی است برای یک سری اقدامات کارگری مشترک بین کارگران پیشرویی که مبارزات آنها به تنهایی و با احیاناً محفل یا تشکلی که به آن تعلق دارند پیشرفتی نداشته و یا اصلاً آغاز نمی شود.</p><p align="justify">ضرورت اتحاد عمل کارگری</p><p align="justify">بالاتر این مفهوم بیان شد که در غیاب تشکل مستقل کارگران برای سازمان دادن به مبارزات روزمره خود، اتحادی بین پیشروان کارگری که نقداً به سطحی از آگاهی، دست کم آگاهی ضرورت مبارزه متشکل رسیده باشند؛ و در عین حال تشکلی وجود نداشته باشد که این مبارزات را در آنجا ادامه دهند. اما ضرورت اساسی، امر جایگزینی اتحاد عمل کارگران پیشرو با تشکل مستقل توده های کارگر نیست بلکه این تاکتیک در غیاب تشکلات مورد نیاز طبقه کارگر اتخاذ می شود تا بتواند سلسله مبارزاتی را سازمان داده که نتیجه آن بازگشت اعتماد به نفس به طبقه کارگر باشد.</p><p align="justify">گفتیم که بخش مهمی از هدف سرکوب سیستماتیک از بین بردن اعتماد به نفس در میان طبقه کارگر است و این هدف تا کنون عمدتاً از طریق سرکوب و مقابله با تشکل یابی طبقه کارگر تامین شده است. کارگرانی که بدون تشکل مبارزه می کنند ، یا نتایج مورد نظر خود را به دست نمی آورند و یا نتایج به دست آمده فقط برای مدت کوتاهی است و به سادگی از دست می رود. در نتیجه نیاز ما قبل از تشکل یابی طبقه کارگر بازگشت اعتماد به نفس به این طبقه است. اینجا است که وظیفه تاریخی پیشروان کارگری عمده می شود.</p><p align="justify">کارگران پیشرو با اتخاذ تاکتیک اتحاد عمل کارگری، حتا اگر تنها برای یک اقدام کارگری که بتواند مورد توجه توده های کارگر و پیشبرد حتا یک گام به جلوی جنبش آنها باشد، می توانند عاملی برای بازگشت، اگر شده مقدار اندکی اعتماد به نفس به درون طبقه کارگر باشند. اقدام بلافاصله بعدی کارگران دارای اعتماد به نفس احیا تشکلات مستقل کارگری خواهد بود و این خود موجب پیش برد مبارزات منسجم و متراکمی می شود که آنها را به رسیدن در اهداف تعریف شده خود یاری می کند. این امر نیز می تواند به افزایش اعتماد به نفس کارگری کمک کرده و موجب خیزش های پیاپی کارگری شود. در این شرایط توازن قوا به نفع کارگران چرخش خواهد کرد و به این ترتیب آنها قادر می شوند از توده پراکنده به کارگرانی متحد، و به طور اخص در مسیر تبدیل شدن به یک طبقه قرار بگیرند. در اینجا است که طبقه کارگر می تواند دارای هژمونی مورد نیاز مبارزه ضد سرمایه داری شده و آلترناتیو خود در مقابل سرمایه داری را به کل جامعه ارائه دهد.</p><p align="justify">در اینجا بحث بر سر این نیست که ضرورتاً همه این موارد از اتحاد عمل پیشروان کارگری حاصل خواهد شد، بلکه موضوع چنین چشم اندازی است که در غیاب تشکلات مستقل کارگری و به خصوص حزب انقلابی طبقه کارگر، ضرورت یک نقطه آغاز را توضیح می دهد. تاکتیک اتحاد عمل می تواند نقطه ای برای آغاز این فرایند باشد، اما ادامه و پایان آن قطعاً توسط خود تشکلات کارگری و اتحاد بین آنها در مبارزه ضد سرمایه داری است.</p><p align="justify">ضرورت تاکتیک اتحاد عمل کارگری، همانطور که گفته شد در غیاب تشکلات مستقل کارگری است، هرچند اتحاد عمل خود نمی تواند جایگزین این تشکلات شود. به عبارت دیگر، اتحاد عمل کارگری و یا هر محفل و کمیته ای که توسط عده ای از کارگران پیشرو ساخته می شود تشکیلات کارگری نبوده و ضمناً نمی تواند چوب دو امدادی خود را به دست تشکلی به عنوان جایگزین خود دهد. هیچ اتحاد عمل یا محفل و کمیته ای ساخته نشده است که بتواند خود را جایگزین تشکل مستقل کارگران کند. این فرمالیسم محض است که کمیته ای متشکل از عده ای کارگر پیشرو، و یا حتا اتحاد عملی وسیع تر ما بین تعدادی از همین کمیته ها و فعالین کارگری تشکیل شود و پس از دوره ای، با یا بدون ما به ازایی در میان طبقه کارگر، اتوماتیک به یک تشکل کارگری دگردیسی یا تبدیل شود. چنین چیزی یک فرایند مکانیکی و قیم مآبانه خواهد بود که عده ای از پیشروان کارگری چیزی به نام محفل و کمیته و یا اتحاد عمل ایجاد کرده و سپس آن را به عنوان یک تشکل کارگری معرفی کنند. ذات چنین چیزی بورکراسی است و از سطح درک فرقه ای از تشکلیابی سرچشمه می گیرد. در حالی که تشکل کارگری از سطح آگاهی فعلی کارگران ساخته شده و این سطح آگاهی نیز از پراتیک مبارزاتی آنها منبعث می شود. پیشروان کارگری می توانند و باید در انتقال آگاهی جهت تشکل یابی کارگری انواع ابتکارات و تاکتیک ها، از جمله اتحاد عمل کارگری را به کار گیرند اما نمیتوانند به جای خود توده های کارگر تشکل ساخته و از آنها بخواهند که به آن بپیوندند. یکی از ویژگی های استقلال تشکل های توده های کارگر در این است که آنها خود و با اراده و به نیروی خود تشکل خویش را می سازند و در اینصورت است که فرا می گیرند که از این ابزار برای چه استفاده کنند و چگونه استفاده و از آن به چه ترتیبی حراست کنند. چگونگی تشکلیابی کارگران بیانگر خصلت استقلال این تشکلات است. بدیهی است که تشکل مستقل کارگری تشکل مستقل از سیاست نیست بلکه این سیاست مستقل کارگران است که خصلت مستقل به تشکلات آنها می بخشد.</p><p align="justify">موانع اتحاد عمل کارگری</p><p align="justify">شدت سرکوب همانطور که مانعی برای ساختن تشکل های مستقل کارگری به شمار می آید، میتواند مانع مهمی برای اتحاد عمل کارگری نیز به شمار آید. اما نظر به اینکه اتحاد عمل کارگری در بین پیشروان کارگری مطرح می شود وآنها نیز نقداً به سطحی از آگاهی مبارزه متشکل رسیده اند، همین سطح از آگاهی آنها را قادر می کند که با روش های مخفی یا علنی وارد مبارزه و سازماندهی مبارزه شوند. تاکتیک اتحاد عمل تبلور همین مبارزه در شرایطی است که استبداد اجازه احیا کوچکترین تشکلی را نمی دهد. در نتیجه سرکوب و استبداد اگر چه مانع احیا تشکل های مستقل کارگری توسط توده های کارگر است اما همزمان سبب اتخاذ تاکتیک ها و ابتکاراتی توسط پیشرو کارگری نیز می شود. پیشروان کارگری که در شرایط سرکوب با سازماندهی مخفی مبارزه آشنایی پیدا می کنند اما فعالیت آنها در یک تشکیلات معین و منسجم قرار ندارد، از تاکتیک اتحاد عمل استفاده کرده تا بتوانند فعالیت های پراکنده به حول محورهای مبارزه مشترک را متحدانه انجام دهند. در نتیجه مهمترین موانع اتحاد عمل مربوط به پس از ایجاد اتحاد عمل است.</p><p align="justify">واقعیت تلخ و انکارناپذیر وجود افتراق عمیق در بین فعالین و پیشروان کارگری است. این خود نتیجه مستقیم دیکتاتوری وسرکوب مداوم است. در شرایط سرکوب که امکان تبادل نظر کاهش پیدا کرده برخی گرایشات منطبق با منافع طبقاتی خود تصور می کنند بهترین و درست ترین ایده ها و نظرات تنها نزد خود آنهاست. اما بن بست از جایی آغاز می شود که گرایشاتی مایل به قرار دادن نظرات خود در یک پروسه نقد و بر رسی نباشند. به این معنی که گرایشی فکر کند بهترین نظرات متعلق به او است اما مایل نباشد این نظرات را در جمعی وسیع تر و با حضور سایر گرایشات به محک آزمایش و تعیین صحت و سقم آن بگذارد. چنین گرایشاتی فراری ترین گرایشات از اتحاد عمل کارگری می باشند. اما فشار مبارزه طبقاتی به آنها تحمیل می کند که برای دوری از انزوا و جهت دخالت گری، بالاخره وارد یک اتحاد عمل رسمی یا حتا غیر رسمی و اعلام نشده شوند. اغلب این گرایشات اتحاد عمل کارگری را به شرطی می پذیرند که خود در مرکز آن قرار بگیرند. مهمترین خصلت این گرایشات خصلت بورکراتیک و بی نهایت غریبه نسبت به دمکراسی کارگری است.</p><p align="justify">در اغلب کشورهای جهان بورکراسی کارگری در سطح رهبری اتحادیه ها و سندیکاها یکه تازی کرده و حاکمیت مطلق دارند. کارگرانی که به نمایندگی از سوی بخش های مختلف کارگری عهده دار انجام وظایف تشکیلات اتحادیه ها و سندیکا ها می شوند و به این ترتیب از محل تولید دور شده و هزینه معاش خود را از قبل مزد سایر کارگرانی که آنها را نماینده خود کرده اند تامین می کنند. دیری نخواهد گذشت که شرایط کار اداری نسبت به کار طاقت فرسا در کارخانه و محل تولید و دسترسی به یکسری امتیازات ویژه علاقه وافری در این قشر کارگری ایجاد می کند که آنها را سخت به موقعیتی که دارند بچسباند. به این ترتیب آنها مایل نخواهند بود که به وضعیتی که در آن قرار دارند خدشه ای وارد شود. بورژوازی نیز از این شرایط خشنود خواهد بود و خود نیز امتیازاتی در اختیار آنها قرار می دهد. در نتیجه طرف مذاکره بورژوازی که خود را به عنوان نماینده کارگران به ثبت رسانده است بوجود می آید. تمایل شدید این قشر جا خوش کرده در اتحادیه ها و سندیکا ها برای مماشات، و شرایط ممتازی که در آن قرار گرفته اند پایه اصلی مماشات با بورژوازی را تشکیل می دهد. تنها اهرمی که بتواند بدنه کارگری را از شر سلطه قشر بورکرات در سطح رهبری اتحادیه ها خلاص کند استقرار دمکراسی کارگری به معنی دقیق آن در این نهاد ها است.</p><p align="justify">در کشورهایی پیرامونی نظیر ایران که اصلا تشکل کارگری برپا نشده که در آن بورکراسی یا دمکراسی کارگری حاکم شود نیز نقش تخریبی بورکراسی کارگری به چشم می خورد. تجربه نشان می دهد که در ایران بورکراسی حتا بدون نهادهایی نظیر اتحادیه ها و سندیکا ها در کشورهای غربی، به صورت منفرد و تحت پوشش &quot; پیش کسوتی&quot; و ریش سفیدی و &quot;تئوریسنی&quot; و استخوان خرد کرده و نظایر این خود را بروز می دهد. این وضعیت تا جایی پیش می رود که حتا جمع های نزدیک دو یا سه نفره ای رفتاری مشابه یک باند از خود نشان می دهند. در فعالیت آنها منافع جنبش از طریق تامین منافع خود آنها معنی می دهد و نه برعکس. هر ابتکار و فعالیتی اگر با تائید آنها نباشد بلافاصله تخریب و حذف می شود. جالب اینجاست که برای این رفتار تا مغز استخوان بورکراتیک انواع نظریه بافی های بی ربط هم صورت می گیرد. اگر یک گرایش مورد پذیرش آنها نباشد، آن گرایش، در کلام به دلیل رفرمیستی یا رادیکال بودن حذف می شود اما در واقعیت به دلیل تنگ شدن جای بورکراتیک و امتیازات است. همین وضعیت است که تا کنون مانع شکل گیری یک اتحاد عمل وسیع در بین فعالین و نمایندگان گرایشات مختلف موجود شده است. جدال میان تهی برخی فعالین با ادعای ضد سرمایه داری با فعالین سندیکایی و بر عکس تحت پوشش جدال رفرمیسم و مبارزه ضد سرمایه داری صورت می گیرد در حالی که واقعیت مبارزه، آنها را در نزدیک ترین حالت به یکدیگر سوق می دهد بدون آنکه امکانی برای اثبات ایده های رفرمیستی این و مبارزه ضد سرمایه داری آن فراهم شده باشد. نقد جناح مثلاً رادیکال و ضد سرمایه داری به سندکالیسم نقدی کلیشه ای و کپی شده از وضعیت سندیکا ها در غرب است بدون آنکه به ماهیت بورکراتیک این نهادها کمترین اشاره ای شود. نقد آنها به سندیکالیسم به هیچ وجه نقد به بورکراسی کارگری و در دفاع از دمکراسی کارگری نیست، بماند که برخی از آنها حتا نام دمکراسی کارگری را هم نشنیده اند چه رسد که در دفاع از آن با سندیکالیسم مخالفت کنند. در میان سندیکالیست ها نیز هستند کسانی که تنها زمانی به گرایشات دیگر رجوع می کنند که در وضعیت ضعیف و تحت فشار قرار گرفته باشند، در غیر اینصورت تمایلی ندارند با گرایشاتی که پراتیک آنها کم وزن تر از پراتیک خودشان باشد فعالیت مشترک داشته باشند. می بینیم که خیلی قبل از ایده های رفرمیستی و یا رادیکال، موضوع جدال و افتراق آنها منافع بورکراتیک و امتیازاتی است که هرکس به طور جداگانه در نظر داشته که ربطی به منافع جنبش کارگری ندارد.</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری تنها در شرایطی دوام خواهد آورد که دمکراسی کارگری در آن اساس همکاری گرایشات مختلف در نظر گرفته شده باشد. بر این اساس هیچ گرایشی نمی تواند از قبل بگوید که مثلاً تنها با گرایشات رادیکال اتحاد عمل می کند. به این دلیل نمی تواند که هنوز معلوم نیست خود آن گرایش رادیکال است یا رفرمیستی. ابتدا می بایست ظرف اتحاد عمل ساخته شود تا گرایشات شرکت کننده در آن فرصت بروز ایده ها و عملکرد خود را به دست آورند. اگر محور فعالیت مشترک در اتحاد عمل دمکراسی کارگری باشد، دیری نخواهد گذشت که گرایشات مختلف رو به جنبش نشان خواهند داد تا کجا ضد سرمایه داری یا رفرمیستی هستند. ایده و عملکرد کدام گرایش رفرمیستی یا رادیکال بوده و این موضوع به قضاوت جنبش کارگری گذاشته خواهد شد. متاسفانه اکنون در سطح برخی از پیشروان کارگری مفاهیمی مانند رادیکال و ضد سرمایه داری و رفرمیستی به مثابه کدهای حذف گرایی و تخریب استفاده شده و کمترین ربطی به یک جدال نظری ندارد. یک رقابت تمام عیار بورکراتیک که به بهانه ذکر این اسامی &quot;نظرمند&quot; می شود! همینکه کمترین خیزش در بدنه جنبش کارگری آغاز شود تمام این مجادلات به حاشیه رانده و صاحبان آنها منزوی می شوند. درست به همین دلیل است که اغلب رابطه پیشرو کارگری با بدنه کارگری رابطه ای دور و یا در بهترین حالت گزارشگری از جنبش کارگری است. رابطه بخش &quot;چپ&quot; پیشرو کارگری با بدنه کارگری از جنس رابطه سازمانگر و دخالت کننده در ارتقا سطح مبارزه آنها نیست بلکه در بهترین حالت توضیح دهنده شرایط اسفناک آنها است؛ وبه این ترتیب، به زعم خود &quot;فعالیت کارگری&quot; محسوب می شود. در این رابطه بحث های بسیاری وجود دارد که لازم است در نوبت و جای خود طرح شود، اما هدف از اشاره به آنها توضیح مکانیسم حیات اتحاد عمل کارگری بین پیشروان کارگری، که همان دمکراسی کارگری است می باشد.</p><p align="justify">اتحاد عمل کارگری و اتحاد نظر کمونیستی</p><p align="justify">در ظرف اتحاد عمل، با وجود رکن اساسی دمکراسی کارگری در آن، مرتب نظریات و پیشنهادات مختلف گرایشات گوناگون یکدیگر را به چالش گرفته ، یا خود را تکامل و یا در مقابل آن صفبندی خود را آرایش می دهند. در میان این اتحاد عمل گرایشاتی که به حزب طبقه کارگر به عنوان ستون فقرات تشکل های مستقل کارگری و ابزار تسخیر قدرت این طبقه اعتقاد دارند می توانند نظرات خود را با سایر گرایشات درون اتحاد عمل به بحث و چالش بگذارند. همزمان و تحت تاثیر فشرده شدن صفبندی طبقاتی در بدنه جنبش کارگری، صفبندی در پیشروان کارگری نیز فشرده و سمت و سوی هر گرایش به وضعیت تثبیت شده نهایی نزدیک تر خواهد شد. اتحاد عمل کارگری می تواند علاوه بر اهداف ذکر شده فوق، بستر مناسبی برای شکلگیری طیف معتقد به حزب طبقه کارگر در یک بلوک و سایر گرایشات مخالف آن در بلوک دیگر نیز بیانجامد. اگر پیشروان کارگری که بنا بر هر دلیلی نتوانند تشکلات مورد نظر خود را داشته باشند، اما ضمناً نتوانند در یک اتحاد عمل کارگری با حفظ گرایشات خود هم شرکت کنند، در اینصورت یا باید نشان دهند از چه مکانیسمی برای دور شدن از فرقه گرایی استفاده می کنند و یا باید بدانند که نقش پیشرویی آنها از بین رفته و نمیتوانند پیشرو تر از کارگرانی باشند که هر روزه اعتصاب و تظاهرات و تجمعات خود را سازمان می دهند. آنها همچنان ناچار می شوند با ساختن محافل و ظرف های مجازی پوسته فرقه ای و بورکراتیک خود را زخیم تر کنند.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">بیست و یک دیماه ۱۳۹۰</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ورزش و تبلیغ در نظام سرمایه داری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_358.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=11002" title="ورزش و تبلیغ در نظام سرمایه داری" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.11002</id>
    
    <published>2012-01-09T16:59:00Z</published>
    <updated>2012-01-09T17:00:40Z</updated>
    
    <summary>شمس الدین امانتی : تبلیغ برای فروش کالا، همزمان و مترادف با نظام سرمایه داری، برای کسب سود اضافی وارد بازار شد. شرکت ها و دلالان وابسطه به مراکز تولیدی سرمایه داران،...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="شمس الدين امانتى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/shame-a-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />شمس الدین امانتی</font> : تبلیغ برای فروش کالا، همزمان و مترادف با نظام سرمایه داری، برای کسب سود اضافی وارد بازار شد. شرکت ها و دلالان وابسطه به مراکز تولیدی سرمایه داران،</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> با استفاده از جذابیت و ظرافت زنان جوان در عرصه تبلیغ، به سود بیشتری دست یافتند. متأسفانه این پروسه از تبلیغ، لطمه سنگینی به جایگاه واقعی زنان درجامعه وارد کرده است، به گونه ای که، این کار موقت به مرور زمان این تعداد از زنان را به ابزار تولید جهت فروش کالا تبدیل خواهدکرد.  <br />تبلیغ برای فروش کالا از کانال مسابقات ورزشی، مخصوصآ بازی فوتبال که یکی از پربیننده ترین، جذاب ترین و پول سازترین بازی های مطرح در سطح دنیا است، که لحظه به لحظه از دیدارهای مسابقات این رشته ورزشی جهت تبلیغ برای فروش کالا در بازی های جهانی و المپیک پیش فروش خواهد شد.    با توجه به اینکه بازی های المپیک ٢٠١٢ در لندن برگزار خواهد شد، به تأریخچه مختصری از فوتبال در انگلیس به نقل از شبکه مدرسه، اشاره کوتاهی خواهیم کرد.<br />&quot;وقتی امپراطور روم كلاوديوس اول در سال ٤٣ ميلادی انگلستان را فتح كرد سربازان رومی بازی هار پاستوم(من میگیرم) را در انگلستان رواج دادند. اهالی دربی انگلستان ادعا ميكنند كه در سال ٢١٧ ميلادی توانسته اند يك دسته از سربازان رومی را شكست دهند، از آن به بعد به افتخار فراری دادن دشمن هر سال در همان روز جشن با شكوهی می گرفتند و در اين روز به بازی فوتبال می پرداختند. در سال ١٨٦٣ دانشگاه كمبريج انگلستان بازی فوتبال را رسمآ پذيرفت و قوانينی برای آن به وجود آورد كه به مقررات كمبريج معروف شد.&quot;<br />برای حفاظت از این تأریخ(فراری دادن سربازان رومی) و بازار خرید و فروش کالا در جریان بازیها المپیک ٢٠١٢ لندن، فیلیپ هاموند وزیردفاع بریتانیا درباره تأمین امنیت این مسابقات گفته است&quot;اگر لازم باشد از هواپیماهای جنگی تایفون برای دفاع از آسمان لندن بهره می‌بریم و از سامانه‌های موشکی زمین به هوا هم استفاده خواهیم کرد. ارتش از تمامی امکانات خود برای حفظ امنیت لندن در زمان بازی‌ها سود می‌جوید و ١٣ تا ۱۴ هزار سرباز ارتش در طول زمان مسابقات مسئولیت امنیت لندن را بر دوش  خواهند داشت.&quot; (بر گرفته از خبرآنلاین)<br />این لشکر کشی بی سابقه علاوه بر اینکه نشانی است از نا امنی و وحشت از تکرار نا آرامی های چند ماه گذشته و پیش گیری از تکرار عملیات تروریستی در سال ٢٠٠٥ لندن دارد، در همانحال به منظور برقراری امنیت برای درآمد کلانی است که بگفته ژاک روگ رئیس کمیته بین المللی المپیک&quot;افزایش درآمدحاصل از پخش تلویزیونی، درآمد بازیهای لندن را به بیش از 7 میلیارد دلار خواهد رساند.&quot;که در مقایسه با بازی های المپیک ٢٠٠٨ چین افزایشی ٢ میلیارد دلاری را برای صاحبان ثروت و سرمایه در این رشته سودآور را به همراه دارد. چین در طی بازی‌ های المپیک ٢٠٠٨ یک سپر ضد موشکی در یک کیلومتری محل این بازی‌ها مستقر کرده بود.<br />تولید محصولات مختلف ورزشی و غیر ورزشی، با نزدک شدن مسابقات المپیک ٢٠١٢ لندن و نقش تبلغ برای فروش این محصولات از هم اکنون به مشغله اصلی دلالان و شرکتهای تبلیغی تبدیل شده که از این راه و با استفاده از فرصت حاصل شده چگونه ثروتهای کلان را به جیب بزنند. بخش قابل توجهی از تبلیغ برای فروش این کالاها توسط ورزشکاران معروف و ماهر در رشتهای مختلف ورزشی با دریافت مبالغی هنگفت امکان پذیر خواهد شد. <br />متأسفانه در نظام سرمایه داری، مهارت، جذابیت، محبوبیت، قهرمانی، شادابی، سلامتی و انسانیت به ابزاری تبلیغی جهت فروش کالا و سود بیشتر برای صاحبان سرمایه تبدیل و سپس به مزایده و به فروش خواهد رسید. در این پروسه زنان نه بعنوان انسانهای با ارزش و برابر با مردان بلکه بعنوان کالاهای لوکس،جذاب و ظریف بیشترین سهم را دریافت خواهند کرد، البته بیشترین سهم از صدمه و کمترین دست مایه از پول را در مقایسه با مردان به دست خواهند آورد. رقابت و تبلیغ برای سود بیشتر و فساد گسترده ناشی از این سیستم، نه تنها در فروش محصولات ورزشی، بلکه در این بازار مکاره برای آن تعداد از کارخانه ها و شرکت های تولیدی که هزینه بیشتری برای تبلیغ پرداخت کرده اند، پول بیشتری به جیب خواهند زد. به گزارش روابط عمومی کمیته ملی المپیک؛ اولین سری اسباب بازیهای <br />تبلیغاتی رسمی بازیهای المپیک لندن ٢٠١٢ امتیاز آن به شرکت انگلیسی Hornby داده شده است. این شرکت به طور گسترده ای به ساخت محصولات و اسباب بازیهای تبلیغاتی لندن خواهد پرداخت. پل نیتون رئیس اجرایی کمیته برگزاری بازیهای المپیک لندن ٢٠١٢در این رابطه اظهار داشت&quot;یکی از مسائل مهیج در برنامه های تبلیغاتی امکان ارائه مجوز کالاهای تبلیغاتی است و همکاری با این شرکت انگلیسی بسیار باعث خشنودی است.&quot; <br /> مشقات نظام سرمایه داری، با توجه به رکود سرمایه جهانی و بحران عمیق ناشی از آن در سیستم اقتصادی کنونی رو به رشد است. سرمایه داران برای برون رفت از این بحران به شیوه های کم خطر، کم هزینه و پردرآمد متوسل خواهند شد. خرید و فروش ورزشکاران معروف، محبوب و ماهر در رشته های ورزشی در فصل نقل و انتقالات باشگاهی از جمله فوتبال، بازاری پر رونق و سرگرم کننده ای دارد، به نحوی که سرمایه داران در این پروسه موقت، به مالکان واقعی این دسته از ورزشکاران تبدیل خواهند شد. <br />تفاوت این تعداد از ورزشکاران خرید و فروش شده توسط این مالکان جدید درجوامع سرمایه داری با برده های نظام برده داری برای همه کسانی که اخبار روزانه را تعقیب میکنند احتیاج آنچنانی به تجزیه و تحلیل برای درک این پدیده کهنه و تازه از شیوه برده داری ندارند. تبلیغ برای فروش برده های قدیمی توسط دلالان خبره در بازار صورت می گرفت، برده ها را روی چهارپایه ای که در معرض دید خریداران باشد به نمایش می گذاشتند، سپس به توصیف از میزان قدرت بدنی، بلندبالائی، جوانی و .... برده می پرداختند، آخر سر خریداری که پول بیشتری میداد برده را صاحب می شد. <br />فروشندگان و مبلغین این تیپ از ورزشکاران(بازیکنان معروف در دنیا کنونی) بجای جار زدن در میدانهای شهر و استفاده از چهار پایه برای نمایش آنها، این بازی کنان را به دلالان در شرکت های تبلیغی و صاحبان کانالهای تلویزیونی پر بیننده خواهند سپرد، تا جهت فروش و کسب سود بیشتر به قابلیت و مهارت هایشان بپردازند. برده اولی در نظام برده داری وجهی از بابت فروش خود دریافت نمی کرد، اما برده دوم اسیر سرمایه داران، سهم هنگفتی از فروش خود را از باشگاه جدیدی که قرار است در آینده برایشان پول ساز شود دریافت خواهند کرد. در این شیوه از خرید و فروش، دلالان شرکت های بزرگ در ورزش حرفه ای، مانع شکوفائی استعدادهای ورزشکاران خواهند شد، و در ادامه به یکی از عاملین اصلی فساد در ورزش های حرفه ای تبدیل میگردند. <br />در این سیستم فاسد از خرید و فروش ورزشکاران، مافیای ورزش نیز سهم مخربی دارد، از همان روزهای اول عقد قراردادهای طرفین معامله (خریدار و فروشنده ورزشکاران معروف) نه تنها اینکه مستقیمآ دخالت دارند، بلکه اهداف پلید خود را خارج از قرار و مدار به خریدار، فروشنده و بازیکن خرید و فروش شده با توسل به زور و ارعاب تحمیل خواهند کرد. <br />پول، دوپینگ و خشونت در ورزش حرفه ای مخصوصآ در فوتبال نسبت به گذشته شدت بیشتری یافته است، که این خود زمینه ای است برای فساد و رشد مافیا در ورزش حرفه ای. به گزارش سایت خبرآنلاین، دادستان های ایتالیایی، چندی پیش به شاخه های جدیدی از گروه های مافیایی در ورزش رسیدند. بر اساس گزارشی که دادستان ناپل در اختیار روزنامه، گاتزتا دلو اسپورت قرارداده است&quot;کوپر آخرین فردی است که در این پرونده بزرگ مافیایی به عنوان مظنون قرار گرفته است و همه مدارک دلالت بر همکاری این مربی ٥٥ ساله با سازمان مافیایی برای شرط بندی در فوتبال ایتالیا، اسپانیا و آرژانتین دارد. دادستان ناپل هشدار داده که این یک پرونده معمولی نیست و سازمان مافیایی در نتایج ١٥٠ مسابقه دخالت مستقیم داشته اند.&quot;<br />در این سیستم از مافیای ورزش تعدادی از بازیکنان معروف و صاحب نام علاوه بر استفاده از دوپینگ گاهآ به عنصری فعال در گروه های مافیا ئی تبدیل خواهند شد. این سیستم از فساد برای جامعه ورزش کنونی و تماشاچیان، مضر و بازتاب فرهنگی آن برای جوانان خطرناک است. <br />تأثیرات این فرهنگ مخرب که بازتاب بخشی از ساختار فرهنگ جامعه طبقاتی سرمایه داری است که در میان تماشاچیان بهنگام مسابقات در زمین ورزشی و خارج از زمین بازی در اماکن عمومی به وضوح مشاهده می شود. طبق گزارش روزنامه لوموند&quot;خسارت وندالیسم ها(وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیای و آثار فرهنگی باارزش یا اموال عمومی است) هر سال در پاریس به ٢٠٠ میلیون فرانک بالغ می شود. خسارات اوباشگری در راه آهن هلند بیش از ١٠ میلیون یورو در سال تخمین زده میشود، که قسمت اعظم این خسارت هنگام حمل و نقل مسافران تماشاچی به ورزشگاه ها و استادیوم های ورزشی اتفاق افتاده است. در سال ١٩٨٩ در انگلستان به علت در گیری و فروریختن بخشی از استادیم هیلزبرو، ٩٦ کشته و صدها نفر مجروح شدند. گروه زیادی از این تماشاچیان در این حادثه که در اداره پلیس و دادگستری پرونده دارند از هسته های اصلی وندالیسم ها هستند.&quot; <br />در استکهلم، طرف داران تیم های مختلف فوتبال که تعدادی از افراد وندالیسم ها آنها را رهبری میکنند، ابتدا از ساختمانها ی محل سکونت خود به خیابان های اطراف محله سرازیر و سپس با شعار دادن، حمل پرچم و آرم تیم مورد علاقه خود در حالی که بطری های مشروب را به علامت پیروزی سر می کشند به ایستگاه قطار محل سکونت خود بدون پرداخت پول و نشان ندادن کارت ماهانه ضمن بد و بیرا گفتن به افراد تیم مقابل، به استادیمی که مسابقه در آنجا برگزار می شود خواهند رفت. لازم به یاد آوری است در میان این عده، تعداد انگشت شماری از زنان شرکت دارند. معمولآ پسران بیش از دختران خشم خود را بروز میدهند. در این فاصله تماشاچیان از هر تیمی، قسمتی از واگن های قطار را برای خود قرق میکنند. <br />پلیس در کلیه مسیرهای منتهی به محل مسابقه، همراه با سگهای تعلیم دیده در آماده باش کامل هستند، مأمورین داخل استادیم نیز در دو محل جداگانه و به دور از هم تماشاچیان دو تیم را مستقر خواهند کرد، اما به محض شروع بازی، فحاشی، پرتاب ترقه های آتش زا و نهایتآ درگیری و نزاع خیابانی پیش یا پس از بازی بین هوا داران دو تیم می انجامد، که به آن هولیگانیسم فوتبالی گفته میشود(به انگلیسی: Football hooliganism) میگویند. این رفتار به جامعه ستیزی معروف است. نا امنی، چپاول، دزدی، و تخریب علائم جاده ها و خیابانها، تخریب کیوسک تلفون، پاره کردن صندلی های وسائل حمل و نقل در مسیر برگشت به خانه اگر سالم برگردند، بخشی از اقدامات آشوبگرانه طرفداران تیمهای فوتبال در شهرهای بزرگ سوئد است، که در شهرهای کوچکت کمتر اتفاق می افتد.<br />این در حالی است که حد اقل امکانات رفاهی، بهداشتی و استاندارتهای لازم برای تماشاچیان و امنیت داوران و بازیکنان در استادیم ها مهیا است. اما این نوع از آشوب و تخریب اموال عمومی در جریان مسابقات بعدی توسط وندالیسم ها تکرار میشود. این رفاهیات در استادیوم ها از شدت اعمال آشوبگرانه وندالیسم ها چندان موثر واقع نخواهد شد.<br />شکی نیست که  این رویدادهای نا گوار، از نمایش ورزشکاران مجرب و محبوب تا کالا شدن زنان ،از آشوب های خیابانی تا تخریب اماکن عمومی و شخصی توسط تماشاچیانی که میانگین سنی آنها ٢٥ سال تخمین زده خواهد شد و در اغلب موارد توسط تعدادی از رهبران وندال ها به آشوب و اغتشاش کشیده خواهد شد، بازتابی است از فرهنگ جامعه سرمایه داری در برخورد به نابرابری و احساس تضاد بین منافع شخصی و دولتی و فشارهای روانی که بخشی قابل ملاحظه ای  از آن از طریق ورزش روزانه توسط مافیای پول پرست حاکم بر این رشته، تولید و بازتولید میشود. در واقع بی ارزش کردن فرهنگ سالم ورزشی است که جوانان و نسل کنونی از هر زمانی بیشتری به آگاه شدن و دوری از مضرات آن نیاز دارند.<br />تنها در جامعه آزاد و برابر سوسیالیستی است که ورزش و ورزشکار از قید و بند رابطه آشکار و پنهان طبقاتی پول و مافیای قدرت رهائی یافته و ورزش در خدمت سالم سازی روح و جسم انسان و شکوفایی ارزش و خلاقیت فرد و سالم سازی جامعه قرار خواهد گرفت.<br />دو شنبه ١٩ دی ١٣٩٠ </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تابو و عبور از تابوها ، چرخه ای بی پایان؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2012/01/post_357.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=3/entry_id=10989" title="تابو و عبور از تابوها ، چرخه ای بی پایان؟" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/M//3.10989</id>
    
    <published>2012-01-08T19:31:29Z</published>
    <updated>2012-01-08T19:34:56Z</updated>
    
    <summary>سعید صالحی نیا : مقدمه - تابو چیست؟ آیا لزوما پدیده ای مربوط به شکل معینی از سازمان فکری است؟ آیا تابوها فقط مذهبی هستند؟ آیا نمی شود ضد دینها یا کمونیستها تابو داشته باشند؟...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="سعید صالحی نیا" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><font color="#cc3300"><img align="right" src="/M/aks/s.salehinia-thumb.jpg" border="0" vspace="2" hspace="4" complete="true" />سعید صالحی نیا</font> : مقدمه - تابو چیست؟ آیا لزوما پدیده ای مربوط به شکل معینی از سازمان فکری است؟ آیا تابوها فقط مذهبی هستند؟ آیا نمی شود ضد دینها یا کمونیستها تابو داشته باشند؟</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"> آیا جامعه سنتی که دوره اش تمام می شود ، دوران تابوها تمام است؟ ریشه تابو ها چیست؟ چه مسیر کجی اعتقادها طی می کنند تا در سازمان تابو منجمد شوند و معتقدین خود را طبعا منجمد کنند؟ آیا چیزی بنام شکستن تابو بطور واقع اتفاق می افتد؟ راستی روند تولید و رشد و افول تابو یعنی تاریخ زندگیش چیست و به چه عواملی بستگی دارد؟ آیا تاریخا تابوها همیشه &quot;بد بوده اند&quot; یا عملکرد مثبتی هم به عهده تابوها بوده؟ آیا تابوهای خوب هم داریم؟ اینها سوالاتی است که روبروی هر فعال اجتماعی فرهنگی قرار دارد. بسیاری وجود این سوالات را  حس نمی کنند. برخی تاثیر گاها سرنوشت ساز تابوها در حرکتهای اجتماعی را نادیده می گیرند. بعضی چون اینرسی شگرف تابوها را نمی شناسند، به رغم انگیزه های خوبشان، از تابوها شکست می خورند و از &quot;عدم پذیرش توده ها&quot; نالان! لذا مردم را مقصر می دانند که نفهمیده اند پیام انقلابیشانرا!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">ترجیح دادم بحثم را با این سوالها شروع کنم . اینهم نوعی دیالوگ است با خواننده . گاها بهتر است ذهن را با سوالها ابتدا آماده ساخت. در این نوشته کوتاه من سعی می کنم به چند نکته مقدماتی در موضوع مهم تابو اشاره کنم . بحث را باز خواهم گذاشت تا شاید دیگر عزیزان دنبالش را بگیرند یا در وقتی دیگر برگردم و کاملترش کنم:</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"> </p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>(1)تعریف تابو و حوزه وسیع آن:</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>&quot; تابو عبارتست از ممنوعیت پرقدرت اجتماعی حاکم بر هر بخشی از فعالیت اجتماعی یا سنتهای انسان بنوعی که خارج از حیطه سنجش منطقی می گردد. این ممنوعیت می تواند بخاطر قضاوت اخلاقی باشد، اعتقادات مذهبی آنرا بسازد یا حتی باوری همه گیر شده در علم پایش را محکم کند.&quot;</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>&quot; برخی از تابوها توسط قانون حمایت می شوند و لذا شکستنشان مستخق مجازات قانونی است. تابوهائی هم هستند که بیشتر تنظیم کننده روابط اجتماعی اند خصوصا بنوعی حامی ساختار قدرت.</strong><strong></strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>هر فرهنگی در دنیا تابوهای خاص خودش را دارد. حوزه هائی مثل روابط جنسی، مرگ، محدویتهای تغذیه ای(از جمله خوردن گوشت حلال یا تعصب مذهب گونه در عدم مصرف گوشت یا ممنوعیت خوردن گوشت انسانها). محدودیتها در برقراری روابط جنسی خارج ازدواج ، داخل خانواده ها، ازدواج با &quot;محارم&quot;، مقاربت با حیوانات و کودکان، مقاربت با جنازه ها، عدم استفاده از داروهای روانگردان، محدودیت در ابراز همجنسگرائی یا تغییر هویت جنسی، برهنگی..</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>گاهی بیرون گذاشتن مچ پای زنان (مثلا در دوران ویکتوریا در انگلستان) تابو بود. در خاورمیانه بیرون افتادن موی زن! در امریکا برهنگی!</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>گاها در جائی رفتاری تابوست و در جای دیگر تابو نیست.مثلا در چین قدیم پای زنها را می بستند در جاهای دیگر این تابوست.</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>برخی تابوها در همه جای دنیا تقریبا تابو هستند.مثلا کشتن عمدی انسان یا خوردن بدن ادمها یا مقاربت با &quot;محارم&quot;</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>&quot;</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>برخی تابوها طی زمان تحلیل می روند مثلا الان در غرب صحبت کردن در موضوعاتی مثل همجنسگرائی یا بیماریهای روانی، طلاق و سطح در آمد در حال بیرون آمدن از عرصه تابوهاست. صحبت کردن در مورد بیماریهای مقاربتی، اقدام به خودکشی هم در حال عبور از حوزه تابو به حوزه غیر تابو هستند هر چند که برای بعضی مردم هنوز اینها تابو هستند.</strong><strong></strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>تابوها معمولا عامل جلوگیری مردم هستند از بحث کردن در موضوعاتشان. فرهنگ جامعه در مقابل تلاش می کند که با بکار بردن ابزار ایهام به جنگ این خودسانسوریها برود. ماروین هریس معتقد است که تابوها نتیجه شرایط اقتصادی حاکم بر جوامع هستند. تابوها ابزارهای روانی ممانعت از ازادی بیان هستند. هر جامعه ای که بیشتر تابو دارد بیشتر خودسانسوری روا می دارد و عقب افتاده تر است.</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>تابوها از عوامل قطب بندیها درون جوامع هستند. مفاهیمی مثل جنسیت، قومیت، مذهب، سیاست،ثروت،طبقات اجتماعی و ناتوانیهای فیزیکی و روانی زمینه های گسترش تابوها و بطور متقابل حاصل تداوم تابوها هستند.</strong><strong></strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>از ابزارهای مهم مبارزه با تابوها گسترش دیالوگهای آزاد اجتماعی است. با آزادی بیان باید به جنگ تابوها رفت.</strong><strong></strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>فیلیپ تلتوک ، روانشناس ، معتقد بود که تابوها ، اعتقاداتی هستند که مهر خطرناک بودن را به بعضی اعتقادات می زنند. خطری که معادل گناه است اما لزوما تابوها مذهبی نیستند و در جوامع سکولار هم انواع دیگرشان بازتولید می شوند.</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>تابوها همیشه ضد منطقی نیستند.فرقه ها بر اساس سازمان تابوها استوارند.تابو ماهیتا خرد گریز است و جزء جدائی ناپذیر تاریخ انسان، خردگریزی است!&quot;</strong><strong></strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong> </strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">همانطور که خواننده گرامی ملاحظه می کند، تابو عبارتست از یک سیستم باور متکی به ممنوعیت حوزه رفتاری و حتی فکری معین با تکیه به مبانی ارزشی که می تواند مذهبی باشد با غیر مذهبی و حتی ظاهر علمی بخود بگیرد. ملاحظه کردید که تابو ها در جوامع سنتی دیده می شوند اما در جوامع پیشرفته هم به اشکال دیگر بازتولید می شوند. گوئی انسان هر جا زندگی می کند و در هر سطحی از فرهنگ که رسیده از ساختن تابوها و اسیر کردن خودش درون آنها خلاصی ندارد! اما چرا؟</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>(2)ریشه تابوها چیست؟</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">عده ای تابوها را محدود به فرهنگهای عقب افتاده مذهبی و ایدئولوژیک می دانند . اما این عده نمی توانند توضیح دهند چرا در جوامع غربی با مبانی فرهنگی پیشرفته تر و در میان مردم تحصیل کرده تر هم تابوها سخت جانند!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">طبعا در بررسی تابوها بسیاری نکات  را باید به حساب آورد: سخت جانی و گسترس تابوها در فرهنگهای مختلف متفاوت هستند. پدیده &quot;ممنوعیت و خط قرمز&quot; در نظامهای فرهنگی عقب افتاده تر بر پایه باورهای مذهبی استوار است و تخطی از تابو را با شیوه های بربری مثل کشتن، سنگسار و قطع عضو پاسخ می دهند. در جوامع غربی، طبعا تابوها ریشه های کمتر مذهبی دارند ، دوران حاکمتتشان محدودتر است و فردی که از خط قرمز تابو عبور کند عموما مجازات شدیدی در انتظارش نیست.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">از دیدگاه روانشناسی تکاملی، تابوها ابزارهای قدیمی انتقال تجارب انسانها هستند. در گذشته خط قرمزها که بنوعی از تجارب معمول زندگی بدست می آمدند توسط تابوها منعکس، فرمولیزه و حفاظت می شدند. مثلا مقاربت با نزدیکان خونی اگر تکرار می شد، فرزندان ناقص بدست می داد و طبعا بتدریج تابو حول این رفتار شکل می گرفت.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">لذا انسانشناسان معتقدند که بررسی تابوها پنجره بسیار مهمی است به تاریخ نانوشته گذشته انسان.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">اما ایستائی و تداوم تابوها محدود به دورانی که ساخته شدند نیست. تابوها دارای اینرسی هستند و غالبا مدتها بعد از پایان یافتن موضوعشان ادامه می یابند. در جوامع غربی بسیاری از تابوهای مذهبی مربوط به قرون گذشته همچنان سخت جانند!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">به جهت روانشناسی، تابوها ابزارهای هویت سازی هستند. هویت فردی و هویت فرهنگی جامعه بخشیش با تابوها نمایندگی می شود. هر جامعه ای با تابوهای خودش از دیگر جوامع مشخص می شود. تابوها مدلهای قالبی برداشتهای انسانها هستند. انسان مغزش طوری است که اکثر مواقع از قالبهای از پیش تعیین شده استفاده می کند. روند فکر کردن و نو آوری نقش زیادی در زندگی معمول انسان ندارد. انسان فقط زمانی فکر می کند و تغییر فکر و عمل می دهد که رفتارها و افکار گذشته اش در تقابل با نیازهای بلاواسطه اش قرار گیرد. لذا به جهت روانشناسی و دانش عملکردی مغز، بنوعی تابو نماینده بخش غیر منطقی دانش انسان از خود، محیط و جامعه است و سخت جانیش را بنوعی از این نیاز درونی به &quot;ثابت بودن همه رفتارها ، احساسات و افکار یعنی اینرسی می گیرد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">از اینروست که این روند قالبسازی در افکار و احساسات و عملکردها که مغز انسان ازش استفاده می کند، زمینه سخت جانی و بازتولید تابوها را فراهم می کند. انسان حتی وقتی از درون فرهنگ مذهبی بیرون می زند و ظاهرا به علم و مدرنیته &quot;ایمان&quot; می آورد هنوز تابوهای دیگری می سازد که گاها به همان اندازه خطرناکند!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>(3)علتهای تداوم تابوها کدامند؟</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">بطور عموم بررسی هیچ پدیده ای را نمی توان با یک عینک انجام داد. دانشمندان عموما به تحلیلهای چند بعدی در بررسی به پدیده ها دست می زنند:</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>الف: دیدگاه روانشناسی تکاملی به علت تداوم تابوها:</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">بسیاری از رفتارشناسان تکاملی بر این عقیده اند که اگر رفتاری یا گرایش رفتاری در طی نسلها تکرار شود حتما دارد نیازی را برطرف می کند. قانون انتخاب اصلح که قانونی بسیار مهم در انتخاب طبیعی گزینه هاست فقط مربوط به فیزیک موجودات زنده نیست. همانطور که ریچاد داوکین ذکر می کند، رفتارها و سیستمهای باورهای انسانها هم تابع قانون انتخاب طبیعی است و سخت جانی رفتار یا نوع بینش معین را باید نشانه &quot;کاربرد معین آن رفتار یا اعتقاد برای اکثریت جامعه دانست&quot;.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">به عبارت ساده تر ، اگر تابوئی سخت جانست باید برای جامعه یا اکثریتش &quot;سودی&quot; داشته باشد وگرنه بسرعت حذف می شود! سوال اینست که اگر این حکم درست است ، چرا تابوها به رغم غیر منطقی بود ساختارشان، &quot;انتخاب&quot; می شوند و تکرار می شوند؟ پاسخ به این سوال را باید در بررسی مورد بمورد داستان پیدایش، عروج و تداوم تابو یافت!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>ب: دیدگاه جامعشناسانه به علت تداوم تابوها:</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">نگاه جامع شناسانه به تابو طبعا به نقش اجتماعی تابو در ساختار اجتماعی توجه بیشتر دارد. این دیدگاه خودش در مکاتب مختلف متفاوت است. جایگاه طبقاتی تحلیلگرها اینجا بیشتر خودش را نشان می دهد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">از دیدگاه چپ، تابوها ابزارهای حفظ ساختارهای نابرابر موجودند. نظامهای ایدئولوژیک و مذهبی موجود بطور مداوم تابوها را در اذهان جاسازی می کنند و تداوم تابوها را در سازمانهای قانونی مذهبی و عرفی تداوم می بخشتند. تابوها در این دیدگاه ابزارهای تداوم ساختار موجودند و &quot;شکستن تابو&quot; معادل تلاش برای شکستن ساختارهای موجود.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>ج: دانش عملکردی مغز و تداوم  تابوها:</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">همانطور که اشاره شد، مغز انسان یک دستگاه قالبسازی بسیار پیشرفته است. قالبسازی یا الگوسازی باعث می شود که انسان به جهت شناختی، از فکر کردن که کاری بسیار هزینه برای مغز است و زمان زیادی هم می طلبد ، صرفه جوئی کند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">اکثریت سازمان احساسی، شناختی و رفتاری انسانها توسط الگوهای از پیش تعیین شده به پیش می رود. این الگوها در بخشهائی از مغز مثل مخچه، مراکز بالاتر در لبهای پاریتال خصوصا در نیمکره راست مغز و همینطور ساختمانهای حمایتی مثل هسته های خاکستری مغز، مرتب ساخته می شوند و تنظیم می شوند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">همانطور که در سطح نخاعی، رفلکسها شکل گرفته اند، مغز نیز برای احساسات و افکار سازمانهای الگوبرداری دارد که &quot;رفلکسی&quot; عمل می کنند تا عمل فکر کردن نیازش به حداقل برسد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">لذا مغز انسان یکی از برتریهایش را از صرفه جوئی بسیار بالا، تخصصی شدن مراکز و بکارگیری وسیع الگوهای قالبی بدست آورده است. تابوها بخشی از قالبهای فکری احساسی هستند و سخت جانیشان و بازتولیدشانرا مرهون تکامل مغز انسان هستند! این به ظاهار تناقض است و تناقضها هستند که بواقع تکامل را ممکن ساخته اند!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">طبعا دیدگاههای بالا تنها دیدگاهها نیستند اما درک اکلکتیک و چند بعدی را می شود از بکارگیری دینامیک همه این دیدگاهها بدست آورد. اینست نمونهای ساده شده (طبعا نادقیق) از متد علمی در برخورد به پدیده تابو.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>(4)آیا تابوها را می توان &quot;شکست&quot;؟</strong></p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">از دید من این یک غلط بسیار شایع و در عمل خطرناک است که عده ای مدعی هستند که &quot;تابوها را باید شکست&quot;. چرا؟ ابتدا این ادعا قانون تکامل تابوها را و چرخه تابو سازی را درک نمی کند.در مرحله بعد این درک ساده شده از تابو مدعی است که تابو با یک ضربه فرو می ریزد. عموما &quot;تابو شکنان&quot; خوشان حاملان تابوهای دیگر هستند. &quot;تابو شمنی&quot; خودش یک قالب ساده شده و ضد علمی است. از انجا که تابوها را ساده می بیند ضد علمی است. از انجا که اتمام تابوها را در زمان کوتاه ممکن می بیند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">تابو بنا به تعریف ، باوری سخت جانست که باید طی زمان و روندی جایگزین باورهای منطقی و علمی شود. تلاشها برای شکستن تابوها معمولا اثر عکس می دهد. تابوها توان دفاع از خود را دارند. چرا؟ چ.ن بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی جامعه هستند. چامعه نفی ناگهانی تابو را حمله به هویتش می بیند و عکس العمل عمومیش اینست که بیشتر به تابو بچسبد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">مشاهده تاریخ تحول تابوها بما می آموزد که این مرزهای ممنوعه که عقل گریز هستند، در روند تکامل انسان و طبعا با تلاش برای جایگرینی بهینه آنها و خالی کردن زیربنای تابوها ، &quot;متروکه می شوند&quot;.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">مدل واقعی مبارزه بر علیه تابو، متروکه کردن تابوست. تلاشی فرهنگی که با جایگزینی مدلهای قالبی و عقل گریز، نقد مداوم تابوها و تحول مادی زیر بنای تابوها توام است. جامعه وقتی ببیند که راه بهترو مقید تری برای پاسخگوئی به نیازش هست، دست از سر تابویش بر می دارد و خودش را با اون تابو تداعی نمی کند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">یادمان باشد که تابوها لزوما اشتباه نیستند. مثلا تابوی عدم مقاربت به نزدیکان خونی! همینطور یادمان باشد که تابوها بخشی از هویت روانی و فرهنگی جوامع هستند و &quot;شکستنشان&quot; در بسیاری موافع غیر ممکنست و فقط به عکس العملهای منفی می انجامد. یادمان باشد که تابوهای ضد علمی غیر منطقی و ضد انسانی را انسانها قرنها و هزاران سال بدوش کشیده اند و در عین اینکه دوران معاصر را باید به دوران پایان تابوها پیوند داد، در عین حال باید علم و هنر مبارزه با تابوها را شناخت.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify">این مقاله را به همه مبارزین راه آزادی و برابری و تکامل انسان تقدیم می کنم و امیدوارم انسان و انسانیت بالاخره بر عادت تاریخی تابوسازی فائق آید!</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify"><strong>منابع دیگر:<br /></strong>تعریف تابو<br /><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Taboo">http://en.wikipedia.org/wiki/Taboo</a><br />روانشناسی تابو<br /><a href="http://lilarajiva.wordpress.com/2007/04/26/the-psychology-of-taboo/">http://lilarajiva.wordpress.com/2007/04/26/the-psychology-of-taboo/</a><br /><a href="http://www.bing.com/search?q=psychalogy+of+taboo&first=31&FORM=PERE2">http://www.bing.com/search?q=psychalogy+of+taboo&amp;first=31&amp;FORM=PERE2</a><br />نگاهی به “پروژه دفاع از برهنگی” در مقابل جنبش اسلام سیاسی(سعید صالحی نیا)<br /><a href="/arshiw/?p=29831">http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=29831</a><br /></p>]]>
    </content>
</entry>

</feed> 


