<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>از ميان مقالات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/M/atom.xml" />
   <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="از ميان مقالات" />
    <updated>2008-05-11T21:15:34Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>بحران قدرت سیاسی در لبنان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_94.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1923" title="بحران قدرت سیاسی در لبنان" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1923</id>
    
    <published>2008-05-11T21:13:57Z</published>
    <updated>2008-05-11T21:15:34Z</updated>
    
    <summary>مرجان افتخاری : هر چند گاه یکبار، جنگ، درگیریهای خونین، ویرانی و ترور در منطقه حساس خاورمیانه مهمترین تیترهای خبری را به خود اختصاص می دهند. برای چندمین بار،باز شاهد درگیریهای گسترده بین گروه های متخاصم در لبنان هستیم. بطوریکه...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="مرجان افتخارى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">مرجان افتخاری</font></strong> : هر چند گاه یکبار، جنگ، درگیریهای خونین، ویرانی و ترور در منطقه حساس خاورمیانه مهمترین تیترهای خبری را به خود اختصاص می دهند. برای چندمین بار،باز شاهد درگیریهای گسترده بین گروه های متخاصم در لبنان هستیم. بطوریکه رسانه های خارجی احتمال یک جنگ داخلی در این کشور را پیش بینی می کنند. کشوری که تجربه چند جنگ داخلی را پشت سر گذاشته است و هر لحظه بدلائل مختلف در خطر جنگ دیگری قرار دارد. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><br />در حال حاضر، با توجه به موقعیت و وضعیت بعضی از کشورها، نیروها، احزاب و گروهای مسلح موجود در منطقه خاورمیانه، ارتباط و وابستگی آنها به این و یا آن کشور منطقه ای به نظر ساده انگارانه است که در صورت بروز چنین جنگی انرا صرفا یک &quot;جنگ داخلی&quot; در لبنان بنامیم. در این میان،مسئله فلسطین، مشکل اصلی خاورمیانه، مهمترین و پایه ای ترین موضوع و علت بخش بزرگی از نا آرامی ها و درگیری ها در این منطقه است، که همچنان بعنوان یک کلاف سر درگم و مسئله لاینحل به قوت خود باقی است. <br />فلسطین، عراق و لبنان سه حلقه ضعیف خاورمیانه در حال حاضر مرکز نا آرامی ها، درگیری ها و جنگ ها هستند. سعی میشود بطور خلاصه بدون اینکه به تاریچه و گذشته هر یک از آنها پرداخته شود، تنها به یک وجه مشترک این سه کشور اشاره ای داشته باشم. البته بررسی گذشته، لااقل 30 سال اخیر هر یک از این کشورها حائز اهمیت است، ولی در مقالات قبلی مربوط به خاورمیانه تا حدودی زیادی به انها پرداخته شده است.<br />اولین خود ویژگی برجسته هر یک از این کشورها عدم وجود دولت متمرکز، قدرتمند، سازمانیافته و تصمیم گیرنده است. یا به عبارتی بحران قدرت سیاسی.</p><p align="justify"><br /><strong>فلسطین</strong><br />در فلسطین پس از ژوئیه 2006 و درگیریهای خونین بین حماس و الفتح عملا فلسطین به دو قسمت و دو قدرت سیاسی تقسیم شد، حماس در نوار غزه و الفتح در راملا و ساحل غربی رود اردن. اگر یک زمانی سازمان آزادی بخش فلسطین با همه اختلافات به عنوان یک جریان مرکزی مورد تائید فلسطینها بود، اکنون هیچ ارگان، نهاد و یا سازمانی نمیتواند چنین ادعائی رادر فلسطین داشته باشد. مسئله استقلال و تشکیل دولت فلسطینی به موضوعی درجه دوم و حاشیه ای تبدیل شده است. در فلسطین، عملا چیزی بعنوان رهبری فلسطینیها وجود ندارد و گروه های جداگانه شناخته شده، حماس، جهاد اسلامی، الفتح، حزب التحریر و اخوان المسلمین با اهداف مختلف بطور جداگانه حضور دارند. در مجموع، هیچگونه قدرت مرکزی تصمیم گیرنده و هماهنگ کننده در فلسطین وجود خارجی ندارد. حضور گروه های مسلح مختلف پراکنده که بطور مستقل عمل کننده هستند یکی از دلائل بحران سیاسی و تصمیم گیری است. بدون اینکه وضعیت اسفبار اقتصادی، فقر، فلاکت، درماندگی زندگی مردم فلسطین موضوع اصلی هیچ یک از طرفین و گروه های موجود قرار داشته باشد. بستن راه های ورود مواد غذائی، داروئی و سوخت مورد نیاز مردم توسط اسرائیل، هر روز عرصه زندگی را تنها به مردم فقیر و درمانده فلسطین تنگ میکند. در چنین شرایطی تنها، هستی و موجودیت مردم بی پناه و درمانده فلسطینی توسط اسرائیل و گروه های داخلی فلسطینی به گروگان گرفته شده است و نه چیز دیگری. درگیریهای داخلی، عدم وجود یک ارگان مرکزی نیرومند که بتواند صدای مردم باشد، نه تنها دست اسرائیل برای باز سازی و گسترش مناطق اشغالی را باز میگذارد بلکه مردم فلسطین بیش از هر زمانی احساس ناتوانی، پراکندگی، خستگی و سرخوردگی میکنند. باید پذیرفت که مردم تنها تحت شرایطی دخالت گر میشوند و نه همیشه و تحت هر موقعیتی. </p><p align="justify"><br /><strong>عراق</strong><br />در عراق، امپریالیسم اشغالگر آمریکا تلاش زیادی برای تشکیل یک قدرت داخلی وابسته به خود بنام &quot; دولت عراق&quot; انجام داد. ولی همانطور که حوادث داخلی این کشور نشان میدهد، عراق هم مانند فلسطین فاقد یک قدرت متمرکز و سازمان یافته داخلی است. اگر آمریکائیها و نئولیبرالهای آن سعی کردند جنگ داخلی عراق را پرده پوشی کنند، ولی در درجه اول، مردم عراق آن را در زندگی روزانه خود بطور عینی دیدند، و کشورهای دیگر امپریالیستی هم وجود جنگ داخلی در عراق را نتوانستند پنهان کنند.<br />حضور گروه های مسلح وابسته به فرقه های مخلتف مذهبی شیعه و سنی، مقتدا صدرو گروههای مسلح او، طرفداران صدام حسین و مردان مسلح سنی دیگر در حقیقت قدرتی در قدرت هستند. از همه وحشیانه تر گروه های تروریستی القاعده، سلافی ها و جهادی ها که مدعی مبارزه با آمریکا و اشغال عراق هستند، تنها مردم بی پناه این کشور را به گروگان گرفته اند. فراموش نکردیم که هر روزبطور متوسط، بیش از 100 نفر زن، مرد و کودک عراقی را در بمب گذاریها به بهانه مبارزه با اشغالگران به کشتن دادند. <br />در این میان کشورهای همسایه و یا به عبارتی قدرت های خارجی که نقشی تعین کننده در تمام مسائل سیاسی و نظامی عراق دارند را باید به عنوان یک عامل مهم تاثیر گذار در دامن زدن به مسائل فرقه ای، مذهبی و ناسیونالیستی در نظر داشت. ایران و سوریه، بویژه ایران از آنچنان قدرت سیاسی، نظامی و مذهبی در عراق برخوردار است که بالاخره امپریالیسم آمریکا مجبور شد حضور نماینده رسمی و علنی ایران را در مذاکرات مربوط به اوضاع بحرانی عراق درکنفرانس بغداد و قاهره در سال گذشته بپذیرد. <br />در عراق هم قدرت سازمانیافته ای بنان &quot;دولت&quot; وجود واقعی ندارد. گروه های مسلح داخلی و خارجی متعلق به فرقه های مذهبی و ملی، بخش تعین کننده قدرت سیاسی هستند. در این کشور، اگر چه در حال حاضر، بعلت حضور امریکای اشغالگر که کردهای عراقی رابطه بسیار نزدیکی با ان دارند، موضوع استقلال و جدائی منطقه کردستان مسکوت مانده است، ولی هر چند گاه مسئله مالکیت چاههای نفت اربیل، قراردادهای &quot;دولت بارزانی&quot; با کمپانیهای نفتی کشورها جهان مشکلاتی برای آمریکا و دولت عراق ایجاد کرده است. این قضیه همان &quot;دولت در دولت &quot; و فقدان یک قدرت سیاسی مرکزی، هماهنگ و سازمانیافته را در عراق مشخص میکند. البته ممکن است گفته شود که این کشور اشغال شده است و طبیعی است که از ویژگیهای یک دولت مستقل برخوردار نباشد. ولی اگر گذشته تاریخی شیعه و سنی، کرد و عرب، جنگهای آنها، روابط ایران و عراق در گذشته و ناسیونالیزم دو کشور را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که این رشته سر داراز دارد و تنها هر یک از طرفین، شرایط و موقعیت های مناسب را برای بهره برداری بدست آورده اند. </p><p align="justify"><br /><strong>لبنان</strong><br />به جرات می توان گفت که اوضاع در لبنان به مراتب پیچیده تر از عراق و فلسطین است. زیرا در لبنان هم تعداد ملیت ها و گروه های فرقه ای، مذهبی و مسلح بیشتر هستند و هم هر یک از آنها به کشورها و قدرت های سیاسی دیگر وابستگیهای شدید دارند. از طرف دیگر، وضعیت جغرافیائی این کشور و همسایگی آن با اسرائیل و سوریه بر حساسیت آن می افزاید. بالاخره پس از سالها، سوریه تحت فشارهای بین المللی مجبور شد در سال 2005 ارتش و سازمانهای اطلاعاتی خود را از لبنان خارج کند. از همین جا است که اکنون بطور علنی و بدون پرده پوشیهای گذشته جامعه لبنان به دو جبهه طرفدارن سوریه و ضد سوریه تقسیم شده است. سوریه و ایران هر دو بطور مستقیم از نظر، سیاسی و نظامی در این کشور دخالت مستقیم دارند. بحران قدرت سیاسی در لبنان و یا همان&quot;قدرت در قدرت&quot; یا &quot;دولت در دولت&quot; در این 2 سال اخیررا میتوان چنین توضیح داد. در تابستان 2006،جنگ تمام عیار حزب الله و اسرائیل که به بمباران مراکز مهم شهری بیروت و شهرهای جنوب لبنان انجامید یک نمونه مشخص از بحران &quot;قدرت در قدرت&quot; بود. سپس بار دیگر از ماه دسامبر 2006 تا 24 ژانویه 2007 با sitting  حزب الله در جلو پارلمان لبنان جهت انحلال دولت، بار دیگر قدرت سیاسی در لبنان در بحران فرو رفت.<br />در حال حاضر نزدیک به 6 ماه است که جناح بندی های قدرت های فرقه ای و مذهبی در لبنان نه تنها مانع از انتخاب فردی بعنوان رئیس جمهوری شده است، بلکه دولت موجود لبنان عملا هیچگونه قدرت تصمیم گیری در مورد اداره امور کشور را هم ندارد. اختلافات دروزی ها، مارونی ها، حزب الله، امل، میشل اون که اکنون به کمپ سوریه و ضد سوریه تقسیم شده اند وضعیت را تا مرز یک جنگ داخلی دیگر آماده کرده اند. <br />در چهارشنبه گذشته، 7 ماه مه، در حالی که کنفدراسیون کارگران برا ی مطالبات کارگری و بالا بردن دستمزدها اعلام اعتصاب عمومی کرده بود، حزب الله تمام شاهراهای اصلی بیروت، پایتخت لبنان را بست. فرودگاه بین المللی بیروت و نواحی شرقی آن و همچنین دفتر روزنامه معروف المستقبل توسط حزب الله اشغال شدند. این واکنش که تا مرز جنگ داخلی ادامه پیدا کرده است در ادامه تصمیم دولت لبنان مبنی بر بر کناری مسئول امنیتی فرودگاه بیروت، برداشتن دوربین های مخفی حزب الله در فرودگاه آن و از بین بردن شبکه مستقل مخابراتی حزب الله بوجود آمد. دقیقا همام چیزی که &quot;قدرت در قدرت&quot; یا &quot;دولت در دولت&quot; نامیده میشود. طبق معمول عربستان سعودی و مصر برای رفع بحران و آرام کردن اوضاع لبنان از اتحاد عرب درخواست نشست فوری کرده اند.در همین رابطه، بشر الااسد، رئیس جمهور سوریه مخالفت خود را مبنی بر بین المللی کردن اوضاع در لبنان و درگیریهای آن اعلام داشت و این مسئله را صرفا داخلی ارزیابی کرد.<br />وضعیت و شرایط سیاسی در لبنان به گونه ای است که حتی اگر برای مدتی حرفی از جنگ داخلی دراین کشوربه میان نیاید ولی احتمال بروز آن هم از بین نرفته است. با خوش بینی و امیدواری آرزو میکنیم که سایه شوم جنگ از زندگی مردم لبنان دور شود ولی اگر این خوش بینی تبدیل به یاس گردد مسلما جنگ تنها به لبنان محدود نخواهد شد.</p><p align="justify"><a href="mailto:Eftekhari_marjan@yahoo.com">Eftekhari_marjan@yahoo.com</a></p><p align="justify">11.05.2008</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>بررسی شکست تجربهً شوروی ,قسمت نهم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_56.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=964" title="بررسی شکست تجربهً شوروی ,قسمت نهم" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.964</id>
    
    <published>2008-05-09T23:27:55Z</published>
    <updated>2008-05-10T05:23:38Z</updated>
    
    <summary>منصور رهسپار : کمون پاریس وتجربۀ شوروی - ازجملهً سیاستهای شش ماههً اول حاکمیت بلشویکی ،که از مارس ۱۹۱۸ ببعد،ازآنها عدول شد،به اجرای گذاشتن اصول کمون پاریس بود. تعیین حداکثر حقوق ودستمزدهای پرداختی به میزان دستمزد  یک کارگر متوسط ، یکی...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="منصور رهسپار" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">منصور رهسپار</font></strong> : کمون پاریس وتجربۀ شوروی - ازجملهً سیاستهای شش ماههً اول حاکمیت بلشویکی ،که از مارس ۱۹۱۸ ببعد،ازآنها عدول شد،به اجرای گذاشتن اصول کمون پاریس بود. تعیین حداکثر حقوق ودستمزدهای پرداختی به میزان دستمزد  یک کارگر متوسط ، یکی از آن اصولی بود که برای اولین باردرکمون پاریس تجربه شده بود که بلشویکها کوشیدند،کلیشه ای ازآنرا، بهمراه دیگر بخشهای اصول کمون پاریس، به اجرا درآورند. </p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><font color="#0000ff" size="2">براي خواندن روي لينکهاي زير کليک کنيد</font></strong></p><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3503"><strong><font size="2">قسمت اول</font></strong></a></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3504"><strong><font size="2">قسمت دوم</font></strong></a></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3541"><strong><font size="2">قسمت سوم</font></strong></a></li></ul><p /><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3580">قسمت چهارم</a></font></strong></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3648">قسمت پنجم</a></font></strong></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3701">قسمت ششم</a></font></strong></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3764">قسمت هفتم</a></font></strong></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3836">قسمت هشتم</a> </font></strong></li></ul><p><strong><font size="2"></font></strong></p><ul><li><strong><font size="2"><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3885">قسمت نهم</a></font></strong></li></ul>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>اتحادیه­های جنبشی اجتماعی پاسخی مناسب به سازمان­یابی کارگران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_93.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1905" title="اتحادیه­های جنبشی اجتماعی پاسخی مناسب به سازمان­یابی کارگران" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1905</id>
    
    <published>2008-05-09T19:53:29Z</published>
    <updated>2008-05-09T19:56:03Z</updated>
    
    <summary>حشمت محسنى : جنبش کارگری کشور ما در یکی از دشوارترین شرایط تاریخ حیات خود به سر می­برد. این دشواری علاوه بر ناتوانی كارگران در برآوردن نیازهای ابتدایی زندگی در متن شرايط فلاكت­بار كنونى٬ مصاف با رژیمى استبدادی و سرکوب­گراست...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="حشمت محسنى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">حشمت محسنى</font></strong> : جنبش کارگری کشور ما در یکی از دشوارترین شرایط تاریخ حیات خود به سر می­برد. این دشواری علاوه بر ناتوانی كارگران در برآوردن نیازهای ابتدایی زندگی در متن شرايط فلاكت­بار كنونى٬ مصاف با رژیمى استبدادی و سرکوب­گراست که نه تنها حق تشکل مستقل کارگران را  انکار می­کند بلكه با تمام قوا آن را درهم می­شکند.</p>]]>
        <![CDATA[<a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3884"><strong>ادامه اين مطلب را اينجا بخوانيد</strong></a>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>افق جنبش كارگری در سال ۸۷</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_92.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1898" title="افق جنبش كارگری در سال ۸۷" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1898</id>
    
    <published>2008-05-09T04:06:37Z</published>
    <updated>2008-05-09T04:08:59Z</updated>
    
    <summary>محمد حسين : توضیح - این مقاله در تاریخ ۸۷/۱/۱۵ نوشته شده و در ان تاریخ چند نكته اشاره شده ( مثل مسئله ازادی محمود صالحی ، وپایان بحران كمیته هماهنگی) تحقق نیافته بود و لذا توضیحاتی وجود دارد كه...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="محمد حسين" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">محمد حسين</font></strong> : توضیح - این مقاله در تاریخ ۸۷/۱/۱۵ نوشته شده و در ان تاریخ چند نكته اشاره شده ( مثل مسئله ازادی محمود صالحی ، وپایان بحران كمیته هماهنگی) تحقق نیافته بود و لذا توضیحاتی وجود دارد كه به آن زمان مربوط می گردد</p>]]>
        <![CDATA[<a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3876"><strong>ادامه مطلب را اينجا بخوانيد</strong></a>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>نگاهی به مبارزات کارگران مصر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_91.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1884" title="نگاهی به مبارزات کارگران مصر" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1884</id>
    
    <published>2008-05-07T21:16:38Z</published>
    <updated>2008-05-07T21:19:29Z</updated>
    
    <summary>محمد رضا شالگونى : پر تحرک ترین جنبش کارگری خاورمیانه و شمال افریقا در دو- سه سال اخیر در مصر جریان داشته است. به همین دلیل و نیز به خاطر مشابهت های قابل توجه در مسائل و شرایط جنبش کارگری...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="محمد رضا شالگونى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">محمد رضا شالگونى</font></strong> : پر تحرک ترین جنبش کارگری خاورمیانه و شمال افریقا در دو- سه سال اخیر در مصر جریان داشته است. به همین دلیل و نیز به خاطر مشابهت های قابل توجه در مسائل و شرایط جنبش کارگری مصر و ایران ، نگاهی به تجارب مبارزات اخیر کارگران مصر می تواند برای فعالان کارگری ایران آموزنده باشد.</p>]]>
        <![CDATA[<a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3870"><strong>براى خواندن ادامه مطلب اينجا را كليك كنيد</strong></a> ]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>&quot;باراک اوباما&quot; ناجی آمریکا یا تجلی آرزوهای بربادرفته؟ ... در حاشیه کارزار انتخاباتی رئیس جمهوری آمریکا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_90.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1849" title="&quot;باراک اوباما&quot; ناجی آمریکا یا تجلی آرزوهای بربادرفته؟ ... در حاشیه کارزار انتخاباتی رئیس جمهوری آمریکا" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1849</id>
    
    <published>2008-05-04T22:13:32Z</published>
    <updated>2008-05-04T22:17:27Z</updated>
    
    <summary>على عبدالى : اینروزها اخبار و رویدادهای لحظه به لحظه مبارزات انتخاباتی رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا حجم وسیعی از فعالیت های رسانه ای را بخود اختصاص داده است. جار و جنجال در سرتاسر آمریکا در بوق و کرنا دمیده...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="على عبدالى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">على عبدالى</font></strong> : اینروزها اخبار و رویدادهای لحظه به لحظه مبارزات انتخاباتی رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا حجم وسیعی از فعالیت های رسانه ای را بخود اختصاص داده است. جار و جنجال در سرتاسر آمریکا در بوق و کرنا دمیده شده و بهمین اعتبار از طریق شبکه های تلویزیونی به منازل چند میلیارد نفر در تمام دنیا رله میشود.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">چند ماهی است که رقابت های درون حزبی بین کاندیداهای احزاب جمهوریخواه و دمکرات برای یکسره نمودن نزاع خانگی و انتخاب اولین فرد هر حزب جهت رقابت نهایی تعیین رئیس جمهور واحد ایالات متحده شروع شده و با اینکه هنوز بیش از شش ماه به پایان وقت رئیس جمهور فعلی، جورج بوش باقی است، با اینحال گوش دنیا را از جیغ و دادهای &quot;دمکراسی&quot; مدل آمریکایی پر کرده اند. تمام رسانه ها و مدیا را بخدمت گرفته اند. افکار عمومی را زیر رگبار تبلیغاتی گرفته اند، مشغله های مردم را از تصاویر و سخنرانی کاندیداها انباشته اند. کاندیداهای موجود هر کدام از سوابق درخشان خود سخن میرانند و رقبای خود ولو از هم حزبی هایشان را به اجحاف و بی لیاقتی متهم میکنند. میتینگ راه می اندازند، روزانه دهها میلیون دلار صرف کارزار انتخاباتی میکنند و از طرفدارانشان میخواهند تا پول بیشتری به صندوقهای مبارزه انتخاباتی بریزند.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">خوشحالی میکنند و میخواهند پایان دوره ای از قدر قدرتی یک مهره محصول امپریالیسم هار قرن بیست و یکم را جشن گرفته و این جشن را با آغاز دوره ای دیگر و جایگزین کردن مهره ای دیگر با قدری تغییر در آرایش و دکوراسیون عجین نمایند و آنرا به مردم آمریکا و جهان قالب نموده و همه را به رقص و پایکوبی وادارند.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">رشد سریع اقتصادی آمریکا در پانصد سال اخیر چنان سیر سعودی را طی نمود که ایالات متحده نه تنها کنترل اقتصادی، بلکه حتی هژمونی سیاسی - اجتماعی  خود را بر بخش عظیمی از کره خاکی تحمیل نموده و از تمدنهای پیشین منجمله اروپا و آسیا بسرعت پیشی گرفت. وقوع انقلاب اکتبر 1917 و عروج یک کشور سوسیالیستی و پیامدهای پس از آن از جمله شروع و ختم جنگ جهانی دوم و بدنبال، تقسیم جدید جهان میان بلوک شرق و غرب و استیلای قدرت شوروی سابق بر بخشی از دنیا بعنوان ترمزی در مقابل پیشرویهای سریع آمریکا شد و دوران معروف به جنگ سرد، دوران حفظ بالانس و توازن قوای جهانی بین این دو بلوک غرب و شرق بود.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">با اضمحلال شوروی و فروریزی سیستم سرمایه دلری در این بلوک، فرجه ای جدید برای آمریکا بعنوان تنها قدر قدرت جهان پیش آمد تا نقشه های بایگانی شده تقسیم مجدد جهان را روی میز خود قرار داده و در دستور روز قرار دهد. جنگ خلیج در سال 91 میلادی سرآغاز این حرکت جدید و ادامه آن با جنگ بالکان و سپس با اشغال افغانستان و عراق و غیره در حال اجرا و تکوین است. منتها بدنبال فروپاشی شوروی، اینبار عروج غولهای اقتصادی دیگر در دنیا از جمله چین، اروپای متحد و بدنبال هند و روسیه معادلات و بندبازیهای سیرک توسعه قدرت آمریکا را با مصافهای جدیدی روبرو ساخت. بهمین دلیل و به اعتبار همین فاکتورهای جدید نقش رهبری و تصمیم گیری مراجع قدرت و استراتژیستهای دولت آمریکا از ویژگی و حساسیت بیشتری برخووردار گشت. تلاش دو حزب رقیب در آمریکا و دست بدست کردن قدرت بطور متناوب، آن دور تسلسل رد و بدل کردن قدرت میان دو گرایش از جنبش امپریالیستی در آمریکاست که تشخیص تفاوت و تمایزشان بسیار سخت و تقریبا غیر ممکن است.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">سیاست تعقیب اهداف امپریالیستی در سطح جهان، گسترش نفوذ سیاسی- اقتصادی آمریکا در دنیا، بکارگیری جنگ و سرکوب و اشغال کشورها و ایجاد ویرانی برای مردم دیگر نقاط دنیا تحت عنوان مضحکه &quot; امنیت آمریکا &quot; در برنامه ها و نقشه عمل های دولتهای احزاب دمکرات و جمهوریخواه بوده و هست. در داخل آمریکا تحمیل شرایط نامساعد بر طبقه کارگر و مردم محروم و کاستن ازکیفیت سیستم تامین اجتماعی، جلوگیری از حق شهروندی برای بیش از ده میلیون پناهنده که بعنوان نیروی کار ارزان مورد استثمار قرار میگیرند، طرح دسیسه و توطئه های مخوف و سازماندادن کودتا علیه دول عدم باب طبع آمریکا و جنبشهای آزادیخواهانه و اقدام به ترور و ایجاد زندانهای مخفی در نقاط مختلف دنیا، اجرای احکام اعدام، اعمال شکنجه با بهره گیری از آخرین تکنولوژی برای گرفتن اعتراف، سرکوب مخالفین و از جمله کمونیستها از جمله پروژه سازمان یافته سیستماتیک احزاب دمکرات و جمهریخواه است. در حال حاضر بیش از دو میلیون و سیصدهزار نفر یعنی ده در صد از کل جمعیت بزرگسال آمریکا در زندانها بسر می برند.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">احزاب جمهریخواه و دمکرات هر کدام با انتخاب شدن رئیس جمهورشان غالبا برای دو دوره 4 ساله یعنی جمعا 8 سال، گند کار را چنان در می آورند که بوی تعفن آن نه تنها آمریکا بلکه دنیا را نیز در برمیگیرد ولی باز وقتی موعد انتخاب رئیس جمهور میرسد، بدلیل وجود فقط دو کالای نامرغوب در ویترین این بازار کاذب دمکراسی، مردم آمریکا ناگزیر از انتخاب یک آلترناتیو از میان بد و بدتر میشوند. با انتخاب رئیس جمهور جدید از هر کدام از این دو حزب، معمولا حزب حاکم با دردست گرفتن اهرمهای قدرت شرایط چهار سال آینده تمدید قدرت را فراهم میکند. این دمکراسی گندیده بورژوائی به یک رئیس جمهور افسارگسیخته در آمریکا مجال میدهد تا بمدت هشت سال با تحقیر دنیای متمدن و ایجاد جنگ و کشتار و صرف هزینه های سرسام آور مالی و انسانی برای مردم آمریکا و بقیمت قربانی شدن میلیونها انسان در دیگر نقاط دنیا و نیز اعمال سیاستهای تحمیل شرایط نامساعد داخلی، ناخودآگاه حزب رقیب را که درطول هشت سال دراپوزیسیون قرار داشته محبوب جلوه نماید</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">اکنون با بروزافتضاحات جورج بوش، مردم آمریکا بیشتر به حزب دمکرات سمپاتی پیدا میکنند، ولی نباید فراموش کرد که قبل از بوش، بیلد کلینتون از حزب دمکرات بمدت 8 سال رئیس جمهور بود. وی نه تنها کار متفاوتی نکرد بلکه در ادامه سیاستهای بوش پدر، سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا را درجنگ  بالکان و بقول خودشان برای پاک کردن آخرین آثار بقایای داده های سوسیالیستی، کشور یوگسلاوی را بهمراهی ناتو زیر شدیدترین بمبارانها گرفت و با برانداختن میلوسیویچ، آخرین صدای مخالف در بلوک شرق سابق را خفه کرده، خانه ها را بر سر مردم ویران  و این کشور را دهها سال به عقب راندند. به ادامه سیاستهای خود در پشتیبانی از دولت اولترا دست راستی و نژادی اسرائیل درادامه  سرکوب و تحقیر مردم فلسطین، برای باز گذاشتن جای پای در خاورمیانه تداوم بخشیدند. اینها و صدها نمونه دیگر از تداوم سیاستهای بهم تنیده شده این دو حزب طبقه بورژوا- امپریالیست آمریکا هستند که به تناوب فقط مهره هایشان تغییر میکند، گرنه نقشه و طرحهایشان یکی است. حال اگر چهره یکی از این کاندیداهای ریاست جمهوری قدری مهربانتربنظر میرسد تفاوت چندانی در اصل قضیه نمیکند. این مهربانیها و احیانا نیت های پاک در سیستم و در اجرای این ماموریت رقیق شده و بتدریج از بین میرود.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">امپریالیسم آمریکا سیاست &quot; نظم نوین خونین جهانی &quot; و اجرای نقشه های آنرا به اتمام نرسانده و برای تحقق آن کماکان در تلاش است. چالش های بعد از 11 سپتامبرو پیامدهای آن از جمله عدم موفقیت در افغانستان، غرق شدن در باتلاق عراق، مصافهای جدید با ایران و سوریه و بغرنج تر شدن معضل اسرائیل- فلسطین و کلا بحران خاورمیانه و افزایش رقابتها در این عرصه ها و دهها پروژه ناتمام دیگر، بیش از هر زمان دیگر برای آمریکا، رئیس جمهور دوران جنگ و فلاکت را می طلبد. رکود شدید اقتصادی در آمریکا، افزایش سرسام آور قیمت نفت خام در جهان، پایین آمدن نرخ دلار، افزایش ناموزون قیمت مواد غذایی در جهان و لیست بلند بالاتری از این دست قبل از هر کس یقه حاکمان آمریکا را میگیرد. سهم بزرگی از تاوان این فلاکت جهانی حاصل سیاستهای  اعمال شده دولت بوش و حزب جمهوریخواه آمریکاست. آینرا همه میدانند که افتضاحات منتج از این سیاستها هیچ حقانیتی به حزب دمکرات نمیدهد ولی طنز تلخ در اینجاست که در این سیستم، بناچار کاندیدای حزب دمکرات به تنها راه انتخاب مردم آمریکا تبدیل میشود.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">در مبارزه انتخاباتی آمریکا که سنتا حالتی هیستیریک دارد و حدودا یکسال قبل از موعد انتخابات شروع میشود، ابتدا مبارزه انتخاباتی درون حزبی صورت میگیرد که در آن کاندیدای منتخب هر حزب مشخص شده سپس رقابت کاندیداهای دو حزب شروع میشود. در حزب جمهوریخواه که خود امید چندانی به پیروزی در این دوره ندارند، کار خود را سریع انجام دادند و با انتخاب جان مک کی منتظر دور بعدی رقابت در ماه نوامبر هستند. مک کی 71 ساله و از بازماندگان جنگ ویتنام است. شاید هم طرفداران حزب جمهوریخواه  وی را به دلیل جنگجوئی وداشتن تجارب جنگی بر گزیده اند و هم بدلیل اینکه در سنین بازنشستگی قرار دارد احتمالا مشکلات داخلی و از جمله بازنشستگان را بیشتر درک کند!</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">در مبارزه انتخاباتی حزب دمکرات بدنبال رقابتهایی از همان ابتدا همگی کاندیداها بجز دو نفر بزودی کنار رفتند. هیلری کلینتون و باراک اوباما در صحنه مانده و به رقابت برای کسب امتیاز بیشتر بعنوان کاندیدای نهایی درستیزند. هیلری کلینتون 60 ساله سناتور منتخب نیویورک و بدلیل اینکه همسر بیلد کلینتون رئیس جمهور پیشین آمریکاست بیشتر شناخته شده است. در کارزار انتخاباتی شوهرش کلینتون را بهمراه دارد و تلاش میکند از نفوذ شخصی وی نیز در این کمپین بهره جوید، اگرچه افتضاحات دوران ریاست جمهوری وی چیز زیادی از نفوذ و اعتبار بجای نگذاشته است. نکته استثنائی در مورد هیلری، زن بودن وی می باشد این امر در تاریخ آمریکا اولین بار اتفاق می افتد که یک زن در سطح کاندیدای رئیس جمهوری مطرح شود، این مطلب خود نیز در سیستم سرمایه داری و مردسالارانه در خور تعمق است که جای بحث آن اینجا نیست. زن بودن هیلری  برای بسیاری از جمله زنان در آمریکا و جنبشهای فمینیستی از جذابیت برخوردار بوده و آرای زیادی را از اینطریق از آن خود کرده است. هیلری کلینتون از سناتورهای راستگرای حزب دمکرات بشمار می آید. پنج سال قبل و در تصمیم حمله به عراق پشت سر بوش بخط شد و به آن رای مثبت داد اما اکنون که در جنگ عراق کلاه آمریکا پس معرکه گیر کرده، خانم کلینتون هم از مخالفین جنگ عراق شده و نظرسنجیها در آمریکا نشان میدهد که برای کسب آرای عموم، طرفداری از جنگ بصرفه نیست. در تعداد زیادی از ایالتها آرای اکثریت دمکراتها و مردم را از آن خود کرده ولی در موارد زیادی هم از رقیب خود اوباما عقب است.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">و اما، باراک اوباما چهره جوانتر سناتور آمریکا با 47 سال سن، از ویژگی دیگری برخوردار است و آن اینکه اوباما دارای ترکیب نژادی است و داشتن رنگ تیره پوست، وی را با نسل سیاهان آمریکا تداعی میکند. نسلی که در آمریکا اگرچه خود را در ساختن آمریکای نوین سهیم، ولی قرن ها خود را در تبعیض و بیگانگی از نظر سیستم سیاسی-اجتماعی احساس کرده است. از این منظر اوباما در میان سیاهان و نسل محروم آمریکا سمپاتی زیادی بخود جلب کرده است. بعنوان کیس استثنائی دیگر، این اولین کاندیدای رئیس جمهوری در آمریکاست که از نژاد کلاسیک سفید نیست.</p><p align="justify">اوباما تا قبل از کمپین انتخاباتی اخیر چهره ای ناشناخته بود تا جائیکه حتی میدیا و برخی تحلیلگران با حالتی تردید و بعضا نیشخند در موردش اظهار نظر میکردند. اما اوباما در مسیر کارزار انتخاباتی بسرعت مطرح و معروف شد. از کسانی بود که از ابتدا با جنگ عراق مخالف بوده است. طبق اظهارات خودش خواهان تغییرات اساسی در ساختار سیاسی- اجتماعی آمریکا و تغییر سیاستهای خارجی آمریکاست. با توجه به حساس بودن موضوعاتی چون ارتباط و مذاکره با ایران، کوبا و . . اعلام کرده است در صورت بقدرت رسیدن، با این کشورها مذاکره خواهد کرد. در مسایل داخلی آمریکا نیز رفرمهایی را مطرح کرده است.</p><p align="justify" mce_keep="true"> </p><p align="justify">اینکه اوباما به نسل جوانتر جامعه (در مقایسه با دیگر کاندیداها) تعلق دارد، خود ترکیبی از تیره سیاه دارد و احیانا معضل تبعیض نژادی را بیشتر از دیگر همردیفانش درک می کند، بر عواقب دهشتناک سیاسی- اقتصادی و حتی انسانی جنگ در عراق و کلا خاورمیانه واقف است و با آن مخالف است، نارضائی مردم آمریکا و جهان  در ادامه جنگ و کشتاررا می بیند و موافق آلترناتیو گفتگو و مذاکره با مخالفین تا توسل به گزینه جنگ است و یا خواهان رفاه و تامین اجتماعی برای آمریکائیان است خود مثبت است ولی اینها و لیست بلند بالاتری از این خواسته ها آرزوی میلیونی مردم آمریکا نیزهست.</p><p align="justify">برای توده مردم آمریکا پرهیز از جنگ و نا امنی، عدم دخالت آمریکا در جهان بعنوان قلدر وداشتن رابطه مناسب با دنیای خارج، برقراری برابری و تامین رفاه اجتماعی، امنیت شغلی و بیمه های اجتماعی، رفع مشکل مسکن و نجات بی سرپناهان و کلا برداشتن فاصله عظیم طبقاتی و تقسیم عادلانه ثروت در ثروتمندترین کشور جهان، از آرزوهای بربادرفته توده های وسیع مردم محروم است. آرزوهائی که طی سالهای متمادی و با تغییر دهها رئیس جمهور در آمریکا حسرت آن بدلشان مانده است. اکنون این توهم  در بین عده زیادی از جمله جمعیت میلیونی سیاهان، مردم محروم، زنان و جوانان موجب شده تا &quot; باراک اوباما &quot; به تجلی <u>آرزوهای بربادرفته اشان </u>تبدیل شود و با گذشت زمان  کسب آرایش در حال افزایش می باشد.</p><p align="justify">آرزوهای مردم آمریکا انسانی، منطقی و واقعی است. ولی در چنین سیستمی حتی اگر اوباما رئیس جمهور آن شود، چند در صد از این آرزوها قابل تحقق است؟</p><p align="justify">رهائی بشریت و تحقق آرزوهای بربادرفته  در آمریکا مثل هر نقطه دیگر دنیا در گرو بدست گرفتن قدرت توسط طبقه کارگر و تنها از این طریق میسر است.</p><p align="justify">04-05-2008</p><p align="justify"> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مقدمه فردریش انگلس برچاپ آلمانی۱۸۹۱- جنگ داخلی در فرانسه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/05/post_89.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1847" title="مقدمه فردریش انگلس برچاپ آلمانی۱۸۹۱- جنگ داخلی در فرانسه" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1847</id>
    
    <published>2008-05-04T21:15:30Z</published>
    <updated>2008-05-04T21:18:49Z</updated>
    
    <summary>انگلس : فکر نمی کردم روزی از من خواسته شود که چاپ تازه ای از خطابه در شورای عمومی انترناسیونال در باره جنگ داخلی در فرانسه تدارک ببینم و مقدمه ای برآن بنویسم . وبه همین دلیل اکنون فقط می...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="انگلس" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">انگلس</font></strong> : فکر نمی کردم روزی از من خواسته شود که چاپ تازه ای از خطابه در شورای عمومی انترناسیونال در باره جنگ داخلی در فرانسه تدارک ببینم و مقدمه ای برآن بنویسم . وبه همین دلیل اکنون فقط می توانم در این جا به اساسی ترین نکات مربوط به این موضوع بطور خلاصه اشاره کنم..<br /></p>]]>
        <![CDATA[<a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3857"><strong>مطلب كامل را اينجا بخوانيد</strong></a> ]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شورای کارگری « گرونرلوکا» ( GRUNERLØKKA ) جرقه ای در تاریکی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/_grunerloekka.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1796" title="شورای کارگری « گرونرلوکا» ( GRUNERLØKKA ) جرقه ای در تاریکی" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1796</id>
    
    <published>2008-04-30T20:20:16Z</published>
    <updated>2008-04-30T20:21:54Z</updated>
    
    <summary>ملك پيرخضرى : اینکه سرانجام کار شورای کارگری ناحیه « گرونرلوکا» ( GRUNERLØKKA ) در شهر اسلو پایتخت کشور نروژ چه خواهد شد؟ پرسشی است که در حال حاضر حتی برای دست اندرکاران و فعالان مصمم و پرشورش نیز هیچ...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="ملك پيرخضرى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">ملك پيرخضرى</font></strong> : اینکه سرانجام کار شورای کارگری ناحیه « گرونرلوکا» ( GRUNERLØKKA ) در شهر اسلو پایتخت کشور نروژ چه خواهد شد؟ پرسشی است که در حال حاضر حتی برای دست اندرکاران و فعالان مصمم و پرشورش نیز هیچ پاسخ روشنی ندارد. آنچه اساسی است این است که این شورا به طور قطع باید تشکیل می شد. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">پروسه پیدایش شورا تبلور واقعی ترین جنب و جوش ها و رویکرد رادیکال شمار کثیر کارگرانی است که در لحظه ای معین به تأسیس آن اهتمام کرده اند. برای شناخت دقیق تر شورا باید به همین پروسه رجوع کرد و با نگاهی طبقاتی و ضد سرمایه داری آن را مورد کندوکاو قرار داد .</p><p align="justify">تهاجم وسیع و همه جانبه سرمایه جهانی به سطح معیشت و هست و نیست چند میلیارد توده فروشنده نیروی کار در سراسرجهان، همه جا را از درد و خشم و عصیان آکنده است. سرمایه داران در سراسر دنیا با تمامی قدرت می تازند. دولت ها برنامه ریزی ضد انسانی سرمایه برای سلاخی بی مرز بهای نیروی کار وهموارسازی مسیر افزایش اضافه ارزش ها را به شروط قهری زندگی و زنده ماندن انسان های کارگر تبدیل کرده اند. وحشت از بیکارشدن، فقدان هر نوع امنیت معیشتی، سیاسی و اجتماعی، کاهش چشمگیر امکانات دارو و درمان و آموزش همه جا درمیان آحاد طبقه کارگر بین المللی به بحث روز تبدیل شده است. </p><p align="justify">نظام سرمایه داری برای پیشبرد این مقاصد سیاه ضد انسانی از همه چیز و همه اهرم ها و امکانات سود می جوید. از پلیس و ارتش و سازمان های اعمال شرارت گرفته تا کل ساختار نظم سیاسی و دستگاههای قانونگزاری و اجرائی، از نهادهای حقوقی و مدنی تا مؤسسات برنامه ریزی نظم تولید، از راه اندازی جنگهای خانمانسوز تا سر دادن عربده های عوام فریبانه صلح طلبی! از پنتاگون تا کمسیون جایزه صلح نوبل و از سپاه پاسداران دولت بورژوازی اسلامی تا نهادهای حقوق بشر و امامزاده های تمدن سرمایه، همه و همه وظیفه پیشبرد همین هدف را به دوش می کشند. متولیان و مدافعان نظام بردگی مزدی در بخشی از جهان سایه هرگونه اعتراض ساده و حق طلبانه کارگران علیه شدت استثمار سرمایه را وحشیانه به رگبار می بندند و در بخش دیگر همین دنیا عین همین وظیفه را با ظاهری آراسته و فریبا توسط نهادهای موسوم به اتحادیه های کارگری به اجراء می گذارند. </p><p align="justify">سازمان ها و نهادهای ضد کارگری زیر نام دروغین دفاع از کارگر در شرائط روز جهان نقش کاراترین سلاح سرمایه را در سطح بین المللی و به ویژه در بخشی از جهان سرمایه داری علیه هر نوع جهتگیری و هر گونه نفس کشیدن ضد کار مزدی طبقه کارگر ایفاء می کنند. هرگونه شعله خشم ضد سرمایه داری کارگران را با هزاران ترفند در باتلاق مذاکرات سازشکارانه با بورژوازی خاموش و خفه می سازند. مصالح تضمین سود حداکثر سرمایه ها را محتوای قراردادهای جاری کار می کنند و قراردادها را ابزار مین گذاری جاده پیکار طبقاتی ضد کار مزدی توده های کارگر می نمایند. در سطح جهانی برای تبدیل جنبش کارگری بین المللی به ابزار رقابت و ستیز بخش های مختلف هار بورژوازی به تمامی توطئه های ممکن دست می زنند و در یک کلام علیه رویش و بالندگی و عروج و اقتدار جنبش ضد سرمایه داری طبقه کارگر به هر اقدامی متوسل می گردند. </p><p align="justify">شورای کارگری « گرونرلوکا» جرقه ای است که در تاریکی زار تسلط سرمایه داری و در یکی از کانونهای مهم اقتدار و یکه تازی رفرمیسم راست سندیکالیستی با چاشنی احتراق سرمایه ستیزی و ضدیت با کار مزدی در بستر مبارزات جاری کارگران ظاهر گردیده است. ما تشکیل دهندگان این شورا یک جمعیت چند ده نفری از فعالین مصمم جنبش کارگری نروژ هستیم وهر کدام سالیان زیادی است که در جرگه فروشندگان نیروی کار و به عنوان انسانهای زیر فشار شدید استثمار و شرارت سرمایه داری، برای عقب راندن موج تهاجمات روز به روز این نظام علیه حداقل معیشت و امکانات اجتماعی خویش و همزنجیرانمان تلاش کرده ایم. در همه این سالها با همه توان برای خنثی سازی دسیسه ها و ترفندهای طراحی شده اتحادیه های کارگری ابزار دست سرمایه در کار جدال و جنگ و ستیز بوده ایم. سیر حوادث و پروسه تقابل مستمر با تعرضات توأمان صاحبان سرمایه، دولت و اتحادیه های کارگری سرانجام در مقطع معینی، به ما فعالین هشدارداد که برای تداوم پیکار بالاجبار باید چاره ای دیگربیاندیشیم. ما اغلب کارگران دست اندر کار تأسیس شورای «گرونرلوکا» در مهد کودک های محله ای به همین نام در شهر اسلو کار می کنیم. در طول این سالها شاهد تنزل مستمر سطح زندگی خویش به نفع سیر صعودی سود سرمایه ها بودیم. کاهش هر ساله شمار همزنجیرانمان به نفع سوداندوزی انبوه تر سرمایه را با چشمان باز مشاهده می کردیم و فشارسنگین ناشی از این کاهش را در بیکار ماندن خیل بردگان مزدی، تنزل فاحش بار آموزش و تربیتی نوسالان جامعه و بالاخره افزایش روزافزون حجم کارهای خویش تجربه می نمودیم. تقلیل سال به سال امکانات تربیتی و تأثیرات مخرب آن بر پروسه پرورش و زندگی آتی کودکان و فراوان معضلات دیگر ناشی از تاخت و تاز سرمایه علیه شالوده حیات انسان های کارگر و فرودست، ما را در کلاف خود می پیچید. واکنش ما به همه این جنایات وتعرضات سرمایه، سر دادن فریاد اعتراض بود اما این اعتراضات و جنب و جوش های مقاومت جویانه، همه جا در همان نخستین گام و در اولین لحظات شکل گیری خود با سد مقاوم مخالفت ها، ترفندبافی ها و کارشکنی های اتحادیه کارگری اسلو مواجه می گردید که یک نمونه بسیار مشخص این تقابل ها در جلسه اتحادیه کارگری محله گرینرلوکا درماه ژانویه را می توان به اختصار در اینجا گزارش کرد. </p><p align="justify">اتحادیه سراسری کارگران بخش خدمات نروژ در پروسه مذاکرات متعارف سازشکارانه و سرمایه پسندانه با اتحادیه کارفرمایان دست به کار تنظیم قرارداد 2 سال یکبار سطح دستمزدها بود. روزچهارشنبه ۱۶ژانویه اکثر کارگران مهد کودک های منطقه « گرونرلوکا» بالاتفاق و با تمامی آراء سطح معینی از افزایش دستمزد را همراه چند مطالبه دیگر با هم گفتگو و تصویب کردند. واز نمایندگان خود خواستند که این مصوبه همگانی کارگران را به اتحادیه گزارش نمایند و بر روی جلب توافق اتحادیه با مفاد آن ابرام ورزند. نمایندگان دست کارگران را با وفاداری کامل به انجام رسالت نمایندگی خویش فشاردادند و بر اساس قرار قبلی روز۳۱ ژانویه به سراغ مسؤلان اتحادیه رفتند. ما نمایندگان در لحظه ورود به سالن خود را در مقابل لشکر انبوه عمله و اکره اتحادیه چی سرمایه داران اسیر دیدیم. مسؤلان کلوب محلی اتحادیه که از پیش در جریان ماجرا قرار داشتند تمامی دار و ندار خود را برای بسیج و لشکرکشی مزدوران سرمایه دوست نوع خویش به کار گرفته بودند حتی کارگران اتحادیه چی بازنشسته را نیز به جلسه دعوت کرده بودند. ما نمایندگان واقعی کارگران فرصت هیچ نوع ابراز نظر و طرح خواسته های همزنجیرانمان را پیدا نکردیم. عمال اتحادیه چی سرمایه در همان جا بریدند و دوختند و به نام کارگران تصمیم گرفتند، اراده شمار کثیر کارگران مربی مهد کودک ها را بسیار ساده در هم کوبیدند و صلاح سودجوئی حداکثر سرمایه را بر کل روند بحث ها حاکم ساختند. </p><p align="justify">ما فعالین کارگری تشکیل دهنده « شورای کارگران گرونرلوکا» در طول سالهای طولانی کار خویش دائماً با این نوع حوادث رو به رو بوده ایم و آماج تهاجم سازمان یافته مشترک سرمایه داران و اتحادیه های کارگری قرار گرفته ایم. چند تن از ما حتی در درون جنبش اتحادیه ای و به عنوان نمایندگان بسیار مورد اعتماد و ذینفوذ کارگران حوزه های اشتغال خویش با تمامی درایت لازم برای تحمیل مطالبات همزنجیرانمان بر صاحبان سرمایه ها و حامیان اتحادیه چی آنان تلاش کرده ایم. ما کارگران در امتداد این پروسه و از ورای روند طولانی گفتگوهای پیکارجویانه شورائی به صورت دستجمعی در یک روز معین استعفانامه خود را به اتحادیه ها تسلیم کردیم و در همان جا و همان ساعت تأسیس شورای کارگری خویش را اعلام نمودیم. تا لحظه حاضر دهها کارگر مهد کودک ها به عضویت شورا در آمده اند و کارگران بیشتری به حمایت از آن برخاسته اند. شورا در طول همین مدت کوتاه برای 2 بار به تشکیل مجمع عمومی خود اهتمام کرده است و هر بار شاهد اراده مصمم تر و قاطع تر اعضاء برای تداوم و توسعه سازمانیابی شورائی کارگران بوده است. آخرین مجمع عمومی شورا روز۲۸ماه مارس بود دراین جلسه همگی به توافق رسیدیم که شورا در روز اول ماه مه اعلام موجودیت کند. شعله کشیدن این خیزش شورائی در جامعه ای که مهد سیادت رفرمیسم راست وارتجاعی سندیکالیستی بر جنبش کارگری است فروغی امید بخش برای همه کارگران و تمامی فعالین کارگری به ستوه آمده از یکه تازی های رفرمیسم ضد سوسیالیستی جنبش اتحادیه ای است. </p><p align="justify">« شورای کارگران گرونرلوکا» در مانیفست اعلام موجودیت خود که به زبان نروژی انتشار یافته است بیش از هر چیز بر وجه انترناسیونالیستی رویکرد خود تأکید دارد. تشکیل دهندگان شورا قبل از هر چیز اعلام داشته اند که با همه توان خود برای ارتباط با کارگران در همه مناطق نروژ و کشورهای اسکاندیناوی و برای سازمانیابی سراسری شورائی کارگران علیه سرمایه داری و نظام بردگی مزدی تلاش خواهند نمود. شورا در همان حال و در همان دقایق نخست کار خود تصریح کرده است که پروسه پیکار خود را جزء پیوسته و لایتجزائی از فرایند پیکار سراسری کارگران جهان علیه سرمایه می داند. نسبت به استثمارجنایتکارانه سرمایه های نروژی از خیل عظیم چند صد میلیونی کارگران افریقائی، بنگالی، هندی، چینی، ایرانی، امریکای لاتین و کارگران همه کشورهای دیگر جهان بیشترین حساسیت را نشان خواهد داد. از همه توده های کارگر نروژ خواهد خواست که علیه این جنایات و وحشیگریها دست به پیکار زنند. استثمار هولناک و ضد بشری کودک خردسال چینی و سنگاپوری و بنگالی و افریقائی توسط سرمایه های نروژی را آماج خشم و قهر رادیکال طبقاتی قرار دهند. دست کارگران تمامی این کشورها را در مبارزه علیه سرمایه داران نروژی و دست کلیه کارگران جهان در کار سازمانیابی یک پیکار سراسری انترناسیونالیستی علیه اساس موجودیت سرمایه داری را فشار دهند. شورا اعلام کرده است که برنامه کار خویش برای پیشبرد پروسه این پیکار و سازمانیابی ضد سرمایه داری را حول یک منشور مطالبات پایه ای بین المللی برای همه کارگران جهان و بر محور رویکرد لغو کار مزدی متمرکز خواهد ساخت. </p><p align="justify">ملک پیرخضری </p><p align="justify">اردیبهشت ۱۳۸۷ <br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_88.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1787" title="یک جمع بندی فشرده ازچالش های کارگری وراه های برون رفت ازآن" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1787</id>
    
    <published>2008-04-30T10:27:48Z</published>
    <updated>2008-04-30T10:30:14Z</updated>
    
    <summary>تقى روزبه : درضرورت گذر از نبردهای موضعی به نبردهای سراسری - درارزیابی ازوضعیت وکم وکیف یک جنبش، شاخص های متعددی وجود دارند که با استناد به آنها می توان مختصات کلی آن را کمابیش به تصویرکشید. درمورد جنبش طبقه...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="تقى روزبه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">تقى روزبه</font></strong> : درضرورت گذر از نبردهای موضعی به نبردهای سراسری - درارزیابی ازوضعیت وکم وکیف یک جنبش، شاخص های متعددی وجود دارند که با استناد به آنها می توان مختصات کلی آن را کمابیش به تصویرکشید. درمورد جنبش طبقه کارگرایران می توان شاخص های زیر را درنظرگرفت : گسترش دامنه تقابل رژیم وطبقه کارگر ... آیا نشانه هائی ازورود به مرحله ای تازه در منحنی اعتراضات کارگران مشاهده می شود؟</p>]]>
        <![CDATA[<a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3847"><strong>مطلب كامل را اينجا بخوانيد</strong></a>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>کارگران و تحزب کمونيستى</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_87.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1782" title="کارگران و تحزب کمونيستى" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1782</id>
    
    <published>2008-04-30T08:27:48Z</published>
    <updated>2008-04-30T08:29:55Z</updated>
    
    <summary>سعيد ولدبيگى : جنبش كارگري در آستانه تحولي عظيم قرار دارد؛حظور قدرتمند كارگران در عرصه تعيين سرنوشت خود و شكل بندي آينده اي انساني و سوسياليستي اميدها را در دل زنده ميكند.همه اميد به سوسياليسم،برابري،رهائي و... امروز توسط كارگران وتوده...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="سعید ولدبیگی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><font color="#ff6600"><strong>سعيد ولدبيگى</strong></font> : جنبش كارگري در آستانه تحولي عظيم قرار دارد؛حظور قدرتمند كارگران در عرصه تعيين سرنوشت خود و شكل بندي آينده اي انساني و سوسياليستي اميدها را در دل زنده ميكند.همه اميد به سوسياليسم،برابري،رهائي و... امروز توسط كارگران وتوده هاي كار وزحمت نمايندگي ميشود.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> اما پيشروي واستحكام اميد در دل كارگران نياز به ترسيم و ترغيب كارگران رو به افقي كمونيستي دارد.نداشتن چشم انداز وديد گسنرده اي از اوضاع براي ترسيم مبارزه اي بي امان در تقابل با بورژوازي در ميان فعالين ومبارزان كارگر تنها ميتواند به نفع گسست صفوف كارگران و پيشروي بورژوازي تمام شود.سوسياليسم افق كارگران است و اين گرايش عظيم جنبش كارگري، امروز در قامت رهبر خواستهاو منافع افتصادي وسياسي راديكال مردم به ميدان آمده .طرح خواستها و شعارهاي كارگري در بياني صنفي اما با محتوائي سياسي نشان از گسست پيوند با شيوه هاي پوسيده و عقب مانده مبارزه و گامي به پيش در توازن قوا دارد.كارگران به ميدان آمده در اول مه ها و ساير اعتراضات به خوبي اين امر را نشان دادند كه طبقه كارگر امروز در بستري راديكال وبا موضعي روشن نسبت به گرايشات راست و توده ايستي و جنبش ملي اسلامي به اعتراض،سازماندهي اعتصاب و مبارزه ميپردازند. اما گرايش چپ و سوسياليستي كه قويترين و با نفوذترين گرايش در درون جنبش كارگري است در سوي ديگري از مبارزه خود با رگه هائي ازمحافل پراكنده سنديكاليست، قانونگرا، طرفدار پوشش بي طرفي، ضد تحزب كارگران، مخالف دخالتگري مستقيم توده كارگران، طرفدار مماشات با ارگانهاي حكومتي و...روبروست.<br />انتقاد «لنين» به اكونوميست‌ها و نارودنيك‌ها اين بود كه آنان با مطرح كردن جدائى مبارزه اقتصادى از مبارزه سياسى، به جنبش‏ كارگرى پشت كرده و سياست‌هاى بورژوا_‌ليبرالى و زد و ‌بندهاى شبه پارلمانى را در بين كارگران گسترش‏ مى‌دادند.امروز نيز جريانات رنگارنگى در جنبش‏ كارگرى وجود دارند كه به نام «كارگر» خاك به چشم كارگران مى‌پاشند، مانع گسترش‏ مبارزه راديكال كارگران در زمينه‌هاى اقتصادى و سياسى مى‌شوند، اين مبارزات را از هم جدا مى‌كنند، و به احزاب كارگرى كمونيستى و فعالين آن برخورد خصمانه مى‌كنند. نمونه اي از تلاش اين جريانات را ميتوان در بر افراشتن پرچم مرگ بر تحزب و زنده باد تشكل ديد. به نظر آنان، تشكل‌هاى كارگرى بايد مستقل از احزاب كمونيست باشند. اين جريانات، كمونيست‌ها و احزاب كمونيستى را به باد ناسزا مى‌گيرند و آگاهانه يا ناآگاهانه، عملا در تبليغ عليه آرمان‌هاى جنبش‏ كارگرى و كمونيستى با بورژوازى هم‌صدا مى‌شوند. اين بحث، اصولا در راستاى اهداف و منافع بورژوازى است. چرا كه در تاريخ جنبش‏ كارگرى ايران، اين بورژوازى بوده كه هميشه سعى كرده طبقه كارگر را از آرمان و اهداف و احزاب‌ طبقاتى‌اش‏ جدا كند. آن تشكل‌هاى كارگرى كه سعى مى‌كنند، اثبات نمايند كه به هيچ حزب و سازمانى وابستگى ندارند، نسبت به طبقه كارگر صادق نيستند. اگر نام كارگر را از ادبيات آنان حذف كنيد، آن‌چه باقى مى‌ماند سياست‌هاى يك جريان بورژوائى است كه در خدمت آبادى، استقلال، و توسعه اقتصادى «وطن» است.تصويه حساب با چنين گرايشاتي نياز به وحدت بيشتري دارد،كه ما در بيان اجتكاعي تر آنرا تحزب ميناميم. تحزب براي كارگران حياتي است . تشكل‌هاى توده‌اى واقعى كارگران، يعنى تشكل‌هايى كه دفاع از منافع و مصالح راديكال سياسى و اقتصادى كل طبقه كارگر را وظيفه خود قرار مى‌دهند، از كمونيسم و احزاب كارگرى كمونيستى نيز حمايت مى‌كنند و در مبارزه خود به آن‌ها اتكا مى‌نمايند. در دنياى امروز، اين فقط احزاب كارگرى كمونيستى هستند كه به عنوان بخشى از طبقه كارگر، هم خواهان بيشترين بهبود در وضعيت معيشت طبقه كارگر مى‌باشند و هم كارگران را براى انقلاب اجتماعى و به دست گرفتن سرنوشت خود سازمان مى‌دهند. جنبش‏ طبقاتى كارگران و احزاب كارگرى كمونيستى، دو جنبش‏ جدا از هم نيستند. برعكس‏، آنان افق و اهداف مشتركى را دنبال مى‌كنند و هدفى جز برانداختن بورژوازى، لغو كار مزدى، مالكيت خصوصى، و ايجاد يك جامعه نوين انسانى ندارند. كمونيست‌ها، مسائل حقوقى و تشكيلاتى، تشكل‌هاى كارگرى را رعايت مى‌كنند. آنان با تمام قواى خود سعى مى‌كنند كه افق و سياست‌هاى كمونيستى بر مبارزه جنبش‏ كارگرى و تشكل‌هاى توده‌اى طبقه كارگر متناظر باشد . هدف و وظيفه فعالين احزاب كارگرى كمونيستى در تشكل‌هاى كارگرى، دفاع از جزئى‌ترين مطالبات اقتصادى كارگران گرفته تا اشاعه كمونيسم، و سازماندهى آنان براى انقلاب ضدكاپيتاليستى است.«لنين» در اثر معروف خود، «چه بايد كرد؟»، در مورد مبارزه اقتصادى و اتحاديه‌اى تذكر مى‌دهد كه: «... فقط كنگره لندن و كنگره بين‌الملل سوسياليست اشتوتگارت، مرا به اين نتيجه رساند كه بى‌طرفى تريديونيونى به عنوان يك اصل، قابل دفاع نيست. تنها اصل صحيح، نزديك‌ترين صف‌بندى اتحاديه‌ها با حزب مى‌باشد. سياست ما بايد نزديك‌تر كردن اتحاديه‌ها به حزب و پيوند آن‌ها با آن باشد. اين سياست بايد مصرانه و با پشتكار در تبليغ و آژيتاسيون و فعاليت‌هاى سازمانى ما ترغيب شود. بدون اين كه سعى كنيم فقط شناسايى نظريات خودمان را بدست آوريم و بدون اين كه كسانى را كه داراى عقايد متفاوتى هستند، از اتحاديه‌ها بيرون كنيم.»( اتحاديه‌هاى كارگرى_‌لنين، صفحه 57، مراجعه شود به صورت جلسات كنگره دوم 1903، ژنو، 1904 )تنها از طريق رشد و گسترش‏ گرايش‏ كمونيستى در درون طبقه كارگر است كه همبستگى طبقاتى كارگران افزايش‏ مى‌يابد و قدرت پرولتاريا تحكيم مى‌يابد، نه از طريق گرايشات ديگر. بنابراين، بسيار روشن است كه جرياناتى كه قضيه را وارونه جلوه مى‌دهند، امر ديگرى را دنبال مى‌كنند. هدف اين قبيل جريانات، متحد ساختن كارگران و تقويت مبارزات اقتصادى و سياسى آنان نمى‌باشد، بلكه سياست سازش‏ طبقاتى و ائتلاف با نيروهاى رنگارنگ بورژوازى و سهيم شدن در گوشه‌اى از حاكميت را دنبال مى‌كنند. نظريه‌پردازان تشكل مستقل كارگرى، با بحث‌هاى گنگ و غير‌مستدل خود تنها باعث تنگ‌تر شدن محيط تنگ خود مى‌شوند. اگر بحث بر سر جنبش‏ طبقاتى مستقل كارگرى است، كه بايد طبقه كارگر را براى سرنگونى نظام سرمايه‌دارى و ايجاد يك جامعه نوين انسانى سازمان داد، قاعدتا به احزابى نياز است كه در متن پيشبرد مبارزه طبقاتى در هر كشور، پرچم وحدت و منافع مشترك كارگران سراسر جهان را به دست گيرند و در همه مراحل مبارزه طبقاتى، مصالح كل جنبش‏ طبقه كارگر را نمايندگى كنند،امري كه امروز توسط حزب كمونيست كارگري در همه عرصه ها ديده ميشود.برافراشتن پرچم سكولاريسم در دنيا،تثبيت و تسلط جنبش كودكان مقدمند،پاسخي منطقي و اگاهانه به احتمال حمله نظامي با اعلان جبهه سوم،داشتن پلاتفرمي روشن وهدفي سراسري براي انزواي جمهوري اسلامي در عرصه جهاني به خكم آپارتايد جنسي عليه زنان،حظور لحظه به لحظه در مبارزات كارگري،دانشجوئي و تلاش براي به دست گيري اعتراضات مردمي ،همگي نشان از مبارزه سرسخت وخستگي ناپذير حزب كمونيست كارگري دارد.جنبش سوسياليستي بسيار جلوتر از نسخه هاي راست و محفلي ،متعرض است...اما اين تعرض چيزي شبيه متاستاز سرطان است و هر لحظه ابعاد وسيع تري از جامعه را در بر ميگيرد.وظيفه حزب تسريع در گسترش خواستهاي انقلابي كارگران است،در اين بين جنبش كارگري ميتواند و بايد بطور همه جانبه تري سراسري و تعرضي عمل كند. نه فقط ايفاي نقش اساسي كارگران در صحنه سياسي جامعه، بلكه حتي عقب راندن قطعي تهاجمات كنوني كارفرمايان و دولت اسلاميشان، با جنبش سراسري و تعرضي و توده اي كارگران امكان پذير است. چنين تحولي در توازن قواي كنوني در جامعه كاملا امكان پذير است. مبارزه براي خواستهاي سراسري اي مثل افزايش چندين برابر دستمزدها، حق اعتصاب و حق تشكل و پرداخت فوري و بي قيد و شرط دستمزدها و لغو قراردادهاي موقت و كار پيماني، انحلال شوراهای اسلامی و &quot;خانه کارگر&quot;، و عليه بيكاري و اخراج، محوري ترين و فوري ترين خواستهاي كارگران براي يك حركت فراكارخانه اي و سراسري را بيان ميكنند. جنبش كارگري ميتواند و بايد چنين تعرض متحدانه اي را با شركت و دخالت توده وسيع كارگران در سراسر جامعه حول اين خواستها به جريان اندازد. . دامن زدن به جنبش شورايي و جنبش مجامع عمومي. شوراها و مجامع عمومي ابزار اصلي دخالتگري توده كارگران در سرنوشت خويش و در سرنوشت جامعه هستند. آلترناتيو كارگران راديكال و سوسياليست براي متکي کردن مبارزات کارگري به قدرت متحدشان و به حاشيه بردن گرايشات قانون گرا و تصميم گيري از بالاي سر کارگرو جلوي صحنه سياسي آمدن و دخالتگري قدرتمند تر طبقه کارگر، شوراها و مجامع عمومي است. مجمع عمومي امروز يك سنت شناخته شده و يك ابزار مهم در بسياري از اعتراضات كارگران است. امروز بيش از هر وقت زمينه براي دامن زدن به جنبش شورايي و تبديل مجامع عمومي کارگري به رکن هر گونه تشکل کارگري و تحميل آن به دولت فراهم است. کارگران کمونيست بايد تلاش کنند که توده هرچه وسيع تري از كارگران را به مطلوبيت جدي شوراها و مجامع عمومي براي دخالتگري هرچه وسيعتر و مستقيم تر در سرنوشت امروز خويش و در سرنوشت كل جامعه آگاه کنند، به امكانپذيري برپايي منظم مجامع عمومي و رفتن به سمت تشكيل شوراهاي كارگري واقف کنند و فعالانه به اين جنبش پا بگذارند.</p><p align="justify">چنين مبارزه‌اى، به احزاب كارگرى كمونيستى نياز دارد<br />سعيد ولدبيگي.</p><p align="justify"><strong>تنها اصل صحيح، نزديك‌ترين صف‌بندى اتحاديه‌ها با حزب است(ولاديمير.ا.لنين<br /></strong><a href="mailto:saeed.valadbaygee@gmail.com"><strong>saeed.valadbaygee@gmail.com</strong></a><br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ادعا نامه اول مه امسال : علیه فقر و گرانی، علیه سرمایه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_86.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1757" title="ادعا نامه اول مه امسال : علیه فقر و گرانی، علیه سرمایه" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1757</id>
    
    <published>2008-04-28T10:23:18Z</published>
    <updated>2008-04-28T10:24:20Z</updated>
    
    <summary><![CDATA[رحمان حسین زاده :&nbsp;در آستانه اول مه امسال ابعاد فقر و گرانی و گرسنگی چه در سطح جهانی و چه در ایران بیداد میکند. آمارهای مختلف از مرگ انسان به علت گرسنگی وفقر تکان دهنده است. در کشورهایی چون مصر...]]></summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="رحمان حسین زاده" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">رحمان حسین زاده</font></strong> :<strong>&nbsp;</strong>در آستانه اول مه امسال ابعاد فقر و گرانی و گرسنگی چه در سطح جهانی و چه در ایران بیداد میکند. آمارهای مختلف از مرگ انسان به علت گرسنگی وفقر تکان دهنده است. در کشورهایی چون مصر و هائیتی شورش و عصیان توده ای گرسنگان شروع شده است. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" mce_serialized="1">در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی ترس از گسترش اعتراض و مبارزه کارگران و مردم فقر زده و گرسنه علیه این وضعیت همه &quot;دلسوزان و حامیان&quot; نظم سرمایه اسلامی را به تکاپو انداخته است . کار به جایی رسیده که پایه گذاران و مهره های این نظم سیاه اسلامی امثال مهدوی کنی، مکارم شیرازی، اردبیلی و کروبی و خاتمی و رفسنجانی و ... هر کدام به نحوی در مورد عواقب خطرناک این وضعیت برای &quot;نظامشان&quot; دولت احمدی نژاد را تحت فشار قرار داده اند. </p><p align="justify" mce_serialized="1">گسترش فقر و گرانی و بیکاری مسئله حاد امروز جامعه ایران است. طبیعی است که کارگران در اول مه امسال به آن میپردازند. اما مسئله مهم اینست سخنرانان و آژیتاتورهای اول مه باید بتوانند در بیانات و ادعانامه های خود، توجیهات ریاکارانه ای را برملا کنند که علت واقعی فقر و گرسنگی و بیکاری و راه حل قطعی آن را پرده پوشی میکنند. باید توانست کارگر و مردم جان به لب رسیده را به اتحاد و سازمانیابی و اعتراض و مبارزه موثرتشویق کرد. اول مه فرصتی است تا سخنرانان با صدای رسا اعلام کنند: </p><p align="justify" mce_serialized="1">فقر وگرانی و بیکاری هر روزه دامن طبقه ما و مردم تهیدست را گرفته است. برای طبقه ما و دهها هزار خانواده کارگری و مردم تهیدست و به این اعتبار برای میلیونها انسان هر روز چگونگی سیر کردن شکم و ادامه زندگی مشغله دایمی ما است.سردمداران، متفکرین و عوامل ریز و درشت ذینفع در تحمیل این پدیده های ضد انسانی به انحاء مختلف آن را توجیه میکنند. به ما میگویند مگر بحران جهانی فقر و گرسنگی را نمی بینید؟ مگر گسترش فقر و بیکاری را حتی در قلب اروپا نمی بینید؟ مگر مرگ و میر روزانه و ابعاد گرسنگی را در مصر وهائیتی و چاد و کشورهای آفریقایی نمی بینید؟ مگر ابعاد محدودتر فقر و گرسنگی در ایران را نسبت به کشورهای همجوار عراق و افغانستان و پاکستان و هندوستان و تاجیکستان و ... نمی بینید؟ پس شکر گذار باشید هنوز مرگ روزانه بر اثر گرسنگی در ایران ابعاد وسیع به خود نگرفته است؟! ما را به مرگ میترسانند تا به تب راضی شویم. به ما میگویند مگر تحریم اقتصادی و تهدید خارجی را نمی بینید؟ در جنگ جناحی خود به ما میگویند که گسترش فقر و گرسنگی نتیجه ندانم کاری دولت کنونی است . یادشان رفته است در ٣٠ ساله حکومت اسلامی و آنزمان که بعضی از آنها خود دولت را در کنترل داشته اند، فقر و گرسنگی و بیکاری کماکان گلوی طبقه ما و مردم تهیدست را فشرده است.و جالب اینکه دولت احمدی نژاد فهم و شعور جامعه و طبقه کارگر و مردم را آن درجه دست کم گرفته است که جناحهای مقابل و یا بعضی از وزیران و افراد را مقصر این وضعیت معرفی میکند. !! </p><p align="justify" mce_serialized="1">در دایره خارج از حاکمیت هم استدلالات جریانات بورژوایی نیز مشمئز کننده و از همان قماش است. ناسیونالیسم ایرانی و طرفداران نظم سلطنتی به ما یادآور میشوند که اگر حکومت دست آنها باقی میماند، وضعیت اینچنین نمی بود. میخواهند فقر و گرسنگی و بیکاری و بی مسکنی و شورشهای خارج ازمحدوده شهرها را دردوران سلطنت فراموش کنیم. میخواهند ابعاد تبعیض و نابرابری را حتی آنزمان که با &quot; رونق اقتصادی&quot; روبرو بودند، را از یادبیریم. میخواهند عطش کارگران و مردم ایران را برای رفاه و سعادت و زندگی شایسته انسان امروز که منجر به انقلاب توده ای ١٣٥٧ شد را از یاد ببریم. و جالب اینکه جریاناتی هستند و بعضا خود را &quot;چپ&quot; هم مینامند، استدلال تئوریک تحویل ما میدهند که مگر نخوانده ایم، که فقر و بیکاری نتیجه بحرانهای ادواری سرمایه داری است؟! این دوره میگذرد و باید تحمل کرد! </p><p align="justify" mce_serialized="1">صف ما کارگران و بیکاران و گرسنگان اعلام میکند، این توجیهات و استدلالهای رنگارنگ دروغین را نمی پذیرد. هیچ استدلال بورژواها نمیتواند این واقعیت را پرده پوشی کند که ثروت و امکانات و تولید و پول این جامعه که حاصل کار ما کارگران و همه مزدبگیران است، آنقدر زیاد است که میتواند رفاه و آسایش و زندگی با استانداربالای همه شهروندان جامعه را همین امروز تامین کند. شاهد آن در کنار فقر و گرسنگی دامن گیر طبقه ما، گسترش ثروت و سرمایه نجومی یک اقلیت مفتخورو انگل را می بینیم. زندگی لوکس و زیست انگلی طبقه سرمایه دار و حامیان آنها را می بینیم که تابع هیچ تغییر و تحولات و بحران و غیر بحران و تحریم و غیر تحریم نیست. چون می بینیم حاصل رنج و کار ما هزینه نهادهای مختلف هیئت حاکمه، نهاد رهبر و دولت و مجلس و نیروهای نظامی و انتظامی، خرج دم و دستگاه جهل و خرافه مذهبی، شبکه مساجد وحوزه ها و امامزاده ها و ایاب و ذهاب آیات عظام و طفیلی های دیگر این نظام میشود. چون میدانیم سپاه پاسدران خود به عنوان بزرگتری کمپانی سرمایه در ایران امروز بر ثروت جامعه چنگ انداخته است. این توجیهات را رد میکنیم چون میدانیم پول و ثروت هست اما نه برای کارگران و شهروندان جامعه بلکه برای مشتی سرمایه دار مفتخور و انگل ودولت و دم ودستگاه حافظ این نظام. </p><p align="justify" mce_serialized="1">اگر دست ما کارگران باشد با همین پول و ثروتی که هزینه دم و دستگاه عریض و طویل حکومتی و مذهبی و نظامی و انتظامی میشود، فقرو گرسنگی وبیکاری موجود را فورا پایان میدهیم و رفاه و آسایش بیشتری را برای کارگران و شهروندان جامعه تامین میکنیم. </p><p align="justify" mce_serialized="1">در اول مه اعلام میکنیم که علت این وضعیت، نظم و مناسباتی وارونه است که گرسنگی و فقر و بیکاری لازمه آن است. نظم ظالمانه ای که فلسفه وجودی آن را کسب سود و فقط سود و تلنبار کردن سرمایه در دست یک انگل مفتحور سرمایه دار قرار داده است، لازمه اش جامعه و شرایطی است که به بهترین وجه سود کسب کند. لازمه اش نیروی کار ارزانی است که به کمترین دستمزد و کمترین مزایا تن دهد. لازمه اش لشکر بیکاری است تا همچون شمشیر داموکلس مداوما بالای سرکارگر شاغل باشد. لازمه اش فقر است که شهروندان کمترین توقع و کمترین امکانات اجتماعی را بخواهند، لازمه اش گرسنگی است که انسانها به چیزی جز سیر کردن شکم خود و خانواده اش فکر نکند. لازمه اش آن شرایط برده واری است که کمترین فرصت برای کسب آگاهی و آموزش و کمترین فرصت برای ایجاد اتحاد و تشکل وجود داشته باشد، تا کمترین مانع و مزاحمت در راه کسب سود و سرمایه وجود داشته باشد.وجود جوامع فقرزده و بیکار زده و گرسنه در آغاز قرن بیست ویکم و عصر انفورماتیک و اوج ابتکار انسان، زاده منفعت زمینی نظام وارونه سرمایه در همین دوره و در اقصی نقاط جهان است. بر خلاف اندرزهای اخلاقی خیلی ها فقر و گرسنگی و بیکاری از اخلاق بد سرمایه داران و از ندانم کاری این و آن و یا از بحران این دوره و آن دوره و تحریم و از اسلامی بودن و یا نبودن حاکمیت کنونی درنمیاید، بلکه جزو تارو پود نظم وارونه و ضد انسانی سرمایه و از ضروریات حیات انگل وار آن است. دولت جمهوری اسلامی و همه دولتهای حاکم در جهان امروز خود حافظ این مناسبات و مجری نظم گندیده سرمایه داران هستند. سرمایه داران قدرت خود را در قالب دولت سازمان داده اند تا همین مناسبات را حفظ کنند. علیه این مناسبات، علیه کار مزدی و این نظم ضد انسانی و این دولتها باید به میدان آمد و شورید. </p><p align="justify" mce_serialized="1">برای اینکار چاره ای جز آگاهی و اتحاد و تشکل ما کارگران و مردم تحت ستم وجود ندارد. برای پایان دادن به نظم موجود، برای پایان دادن به فقر و بیکاری و گرسنگی طبقه کارگر به عنوان نیروی نجات دهنده جامعه باید به میدان بیاید. هیچ نیروی نجات دهنده غیبی برای نجات کارگران و جامعه وجود ندارد. آگاهی و اتحاد و تشکل ما کارگران در هر کارخانه و کارگاه و موسسه کارگری، اتحاد و همبستگی و همسرنوشتی کارگران شاغل و بیکار، اتحاد و همبستگی با اقشار تحت استثمار و ستم دیده جامعه اجزای یک حرکت آگاهانه کارگری است که در اول مه باید مبنای آن را محکم کنیم. </p><p align="justify" mce_serialized="1">تجربه تاریخی اینست که طبقه سرمایه دار برای حفظ منافع خود در مقابل طبقه ما به انواع شیوه خود را سازمان داده است. طبقه کارگر نیز با آگاهی بر منافع امروز و فردای خود باید خود را سازمان دهد. طبقه ما حول حزب کمونیستی پیشرو خود باید گرد آید. باید سازمانهای توده ای خود را بسازد. باید به فکرسرنگونی سرمایه ودولتهایش و تصرف قدرت و ایجاد حکومت کارگری باشد. ایجاد جامعه ای به دور از کار مزدی و استثمار انسان به دست انسان و به دور از فقر و گرسنگی و بیکاری و زشتی های امروز جامعه بشری ممکن است. طبقه ما طبقه کارگر رسالت تحق این امر انسانی را به عهده دارد. در روز اول مه براتحاد و همبستگی طبقاتی مان در راستای این رسالت تاریخی پای میفشاریم. </p><p align="justify" mce_serialized="1">و بالاخره به عنوان حرکت عاجل در اول مه امسال اعلام میکنیم که اتحاد و تشکل و مبارزه ما و خواسته های روشن ما میتواند به فقر و گرانی و گرسنگی موجود پایان دهد. افزایش دستمزدها در سطح تامین کامل هزینه زندگی یک خانواده کارگری، بیمه بیکار مکفی برای همه بیکاران، تامین مسکن مناسب برای شهروندان جامعه، تامین رایگان طب و آموزش و وسایل حمل و نقل و بسیاری اقدامت ممکن دیگر گشایش جدی در شرایط زندگی امروز مزدبگیران جامعه و همه شهروندان است. با اتحاد و قدرت مبارزاتی این مطالبات فوری را میتوان بر سرمایه داران و دولت سرمایه اسلامی تحمیل کرد. </p><strong mce_serialized="1"><p align="justify" mce_serialized="1">*** </p></strong>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جدال طبقه‏ی کارگر در اوّل ماه مه!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_85.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1743" title="جدال طبقه‏ی کارگر در اوّل ماه مه!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1743</id>
    
    <published>2008-04-27T18:08:30Z</published>
    <updated>2008-04-27T18:09:47Z</updated>
    
    <summary>شباهنگ راد : نفرت و کراهت شعوری طبقه‏ی کارگر را در مقابل سرمایه می‏توان در روز اوّل ماه مه به‏عینه و در سرتاسر جهان مشاهده نمود. این روز، روز جدال همگانی طبقه‏ی کارگر است. روز ابراز علنی تنفری‏ست که سرمایه‏داران...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="شباهنگ راد" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">شباهنگ راد</font></strong> : نفرت و کراهت شعوری طبقه‏ی کارگر را در مقابل سرمایه می‏توان در روز اوّل ماه مه به‏عینه و در سرتاسر جهان مشاهده نمود. این روز، روز جدال همگانی طبقه‏ی کارگر است. روز ابراز علنی تنفری‏ست که سرمایه‏داران مفت‏خوار بانی آنند. چهره و خواست واقعی میلیون‏ها انسان محروم و سازنده‏ی جامعه را که در این روز، در صف و در زیر شعار واحدی هم‏چون &quot;کارگران سراسر جهان متحد شوید&quot; گرد هم می‏آیند را می‏توان رویت نمود.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> در این روز همه جا رنگ و بوی دیگری به‏خود می‏گیرد. کارگران در روز اوّل ماه مه به‏میدان می‏آیند تا دنیای سرمایه را به چالش کشند. دنیائی که در آن چیزی جز فقر، فلاکت و بدبختی نیست. این تصویری‏ست که جانیان بشریت و زورمداران برای میلیاردها انسان محروم جهان ساخته‏اند و کارگرِ در زیر سلطه‏ی آنان از حقوق خویش محروم می‏باشد و فاقد کمترین امکانات اولیه‏ی زندگی‏ست؛ شانه‏های خمیده‏اش در زیر چرخ دنده‏های نظام‏های امپریالیستی خُرد می‏گردد و استثمار دارد بر سر و کول‏اش بالا می‏رود و حق اعتراض را در جوامع‏ای هم‏چون جامعه‏ی تحت سلطه از وی سلب نموده‏اند.</p><p align="justify">این دنیای آنان نیست، این دنیای سرمایه است و باید زیر و رو شود. کارگر را از کار بیکار می‏سازنند؛ حقوق‏‏اش را بالا می‏کشند تا به حلقوم بی انتهای خود سرازیر نمایند. اوضاع زندگی کارگران و فرزندان‏شان روز به روز دارد در زیر سیطره‏ی این مفت‏خواران وخیم‏تر می‏گردد. همه جا اعتراض است و همه جا کارگر برای دست‏یابی به حقوق اولیه‏ی زندگی خویش با سرمایه در جنگ و جدال می‏باشد. زورشانرا به رخ کارگر می‏کشند و به تحصنات و اعتراضات‏شان یورش می‏برند و به زندان‏ها روانه‏ی‏شان می‏سازنند تا عدالت و آزادی‏خواهی را پایمال نمایند. این منطق و منش سرمایه‏داران است و هر کجا که پای گذاشته است، به‏همراه خود استثمار، نگون‏بختی و در بدری انسان‏ها را به ارمغان آورده است. این‏ها از خصوصیات سرمایه است و همه جا از ماهیت یکسانی برخوردار می‏باشد و همه جا دارد از استثمار و چپاول انسان‏های محروم ارتزاق می‏نماید.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">به‏راستی که شدت استثمار و اجحاف در چنین مناسبات و روابطی تمامی ندارد و کارگر به‏اصطلاح کشورهای پیش‏رفته هم با مشکلات عدیده‏ای هم‏چون تهیه‏ی مایحتاج اولیه‏ی زندگی مواجه است. حقوق تعیین شده، کفاف زندگی آنانرا نمی‏دهد و در عوض تعداد انگشت‏شماری از آحاد هر جامعه دارند در رفاه کامل به‏سر می‏برند. به همین دلیل است‏که کارگران به خیابان‏ها می‏ریزند و با نیروهای سرکوب‏گر و حافظان سرمایه درگیر می‏شوند تا حقوق‏شانرا باز ستانند. نارضایتی بدلیل فقر و استثمار بی‏وقفه سرمایه‏داران، همگانی شده است و همه جای جهان مملو از تحصن، اعتصابات و اعتراضات این سازندگان واقعی و اصلی جوامع‏ی بشری‏ست. به‏جرأت می‏توان گفت به همان میزانی که استثمار و چپاول کارگران در دنیای سرمایه‏داری تمامی ندارد، به میزانی گسترده‏تر و وسیع‏تر اعتراضات و اعتصابات کارگری در اقصا نقاط دنیا هم پایان نایافتنی‏ست. کارگر در محیط کارخانه با هزاران مشقت و مشکلات دارد کار می‏کند و کارفرما از باز پرداخت حقوق ناچیزش امتناع می‏ورزد. این به سیاست‏های روتین و روزمره‏ی نظام‏های سرمایه‏داری تبدیل گشته است. کارگر در زیر حاکمیت این نظام‏ها می‏بایست از باز پس‏گیری حقوق‏اش گرفته تا تهیه‏ی وسائل ایمنی کار، امنیت شغلی‏ و غیره با کارفرما و سرمایه‏داران چک و چانه بزند. نبردش هر روزه است و هر روزه دارد مورد ظلم و ستم و بی حقوقی قرار می‏گیرد. سرمایه هم‏چون غده‏ای چرکین بر جوامع‏ی انسانی سیطره انداخته است و دارد جان میلیون‏ها انسان را می‏گیرد.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">طبیعتاً اوضاع کاری و معیشتی کارگران ایران هم در زیر حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی تعریفی ندارد و به‏مانند دیگر هم‏قطاران‏اش اسف‏بارتر و تکان دهنده‏تر می‏باشد. کارگر در ایران کاملاً بی حقوق‏ست و زندگی‏اش روز به روز دارد مسیر قهقرائی را طی می‏نماید. ابعاد اعتراضات و تحصنات کارگری در ایران آن‏قدر گسترده و وسیع است‏که قابل شمارش نمی‏باشد. هر روزه در میادین تولیدی – صنعتی، کارگر به دلائل گوناگون علیه‏ی کارفرما و سرمایه‏داران دست به اعتراض می‏زند و خواهان حقوق به یغما برده‏اش می‏باشد. از نیروی‏اش استفاده می‏نمایند و حقوق بسیار ناچیزی را برای وی تعیین می‏نمایند و سر آخر از پرداخت آن هم امتناع می‏ورزند. یکی دو مورد نیست؛ هزاران مورد را می‏توان کنار هم ردیف نمود تا به عمق بی‏عدالتی‏هایی که بر سر کارگران ایران روا می‏شود، پی بُرد. حقیقتاً که در ایرانِ زیر حاکمیت رژیم وابسته با امپریالیسم جمهوری اسلامی این روزها، باز پس‏گیری حقوق معوقه به‏خودی خود به‏یکی از مشکلات اساسی کارگران تبدیل گردیده است.</p><p align="justify">به‏واقع این تنها نبرد و جدال کارگران با حاکمان سرمایه نیست و می‏توان آنرا در اشکال و حوزه‏های متفاوتی نشان داد. کارگران در ایران در تمامی عرصه‏ها در زیر فشاراند و ناتوان از گذران زندگی. اگر به‏خواهیم سیمای واقعی کاری کارگران را در جامعه‏ی‏مان ترسیم نمائیم، در یک کلام می‏توان گفت که چیزی جز بی حقوقی کامل و نا امنی شغلی نمی‏یابیم. در این میان سران حکومت هم به‏عنوان حافظان سرمایه هر زمان که کارگر بر علیه‏ی بی‏عدالتی‏ها و مناسبات موجود دست به اعتراض و تحصن زده است، نیروهای مزدور و سرکوب‏گرش را به‏میدان فرستاده و به ضرب و شتم و دستگیری آنان پرداخته است. </p><p align="justify"> </p><p align="justify">حکایتِ زندگی و اوضاع کاری کارگران در ایران، حکایت بسیار دردناکی‏ست؛ برای نان شب‏شان مانده‏اند و به‏موازات آن‏ها گرانی اقلام اولیه‏ی زندگی دارد، بیداد می‏کند و روزانه رو به افزایش است. ۳۰ سال است‏که سردمداران رژیم جمهوری اسلامی در زیر سایه‏ی سر نیزه، زندگی کارگران را به تباهی کامل کشانده‏اند و هر اعتراض و کمپینی را با زور پاسخ داده‏اند. به عادت سران رژیم جمهوری اسلامی تبدیل گشته است. دستگیر می‏کنند و به سیاه‏چال‏های مخوف روانه‏ی‏شان می‏سازنند تا منافع‏ی سرمایه محفوظ به‏ماند. تاریخ مبارزات کارگران ایران مملو از تنش‏های طبقاتی و رو در روی خونین با طبقه‏ی حاکم و ظالمان می‏باشد و هر روزه دارد ابعاد گسترده‏تری به‏خود می‏گیرد. ابعادی که متأسفانه به‏دلیل نا معینی و نار روشنی اهداف و مهمتر از آن به‏دلیل فقدان ارتباط و عدم دخالت‏گری‏های مدافعین سیاسی‏اش، دارد متحمل هزینه‏های کلان می‏گردد.</p><p align="justify">مسلم است تا مادامی‏که طبقه‏ی کارگر در کشاکش مبارزاتی‏اش علیه سرمایه فاقد آن سازمان لازمه به‏منظور پیش‏برد اهداف‏اش باشد، هرگز قادر نه‏خواهد گردید به خواسته‏ها و مطالبات اولیه‏ی‏اش دست یابد. طبقه‏ی سرمایه‏دار در عمل به‏دلیل در دست داشتن تمامی ابزار قدرت و سرکوب و به‏دلیل ساختار اقتصادی – اجتماعی حاکم بر جامعه‏ی‏مان، سریعاً و علناً هر اعتراضی را با زور و سرکوب پاسخ می‏دهد. رژیم جمهوری اسلامی تا کنون بارها و بارها و به انحای گوناگون به تحصنات کارگری یورش برده و با زبان بریدن و دستگیری سعی نموده است تا بر اعتراضات کارگری غلبه یابد و مسیر مبارزات‏شانرا در جهت دل‏خواه‏ی خود سمت‏و‏سو دهد. جمهوری اسلامی از تمامی ابزارها سود می‏جوید تا زندگی کارگران را به قهقرا کشاند؛ چرا که حیات و تداومی سرمایه مترداف است با استثمار و چپاول کارگران و توده‏های محروم. تحت هیچ شرایطی نظام امپریالیستی حاکم بر جامعه‏ی‏مان از موقعیت و سیاست‏های سرکوب و استثمارگرایانه‏ی خویش پا پس نه‏خواهد کشید و با تصویب صدها لایحه و قوانین ضد کارگری، بر چپاول توده‏های ستم‏دیده پای می‏فشارد.</p><p align="justify"> </p><p align="justify"> ریل این جدال و نبردِ بی افق و هزینه‏پرداز باید تغییر یابد تا مبارزات کارگران مسیر بالندگی و شکوفائی را طی نماید. طبیعتاً چرخش بنیادی اوضاع کنونی منوط به تغییر شیوه‏های کاری، سازماندهی و سازمانیابی‏ست. باید تلاش ورزید تا میزان خسران‏ها را کاهش داد و چشم‏اندازهای روشن‏تری را در مقابل طبقه‏ی کارگر قرار داد. درس‏گیری از تجارب بر جای مانده، پشت پا زدن به شیوه‏های غیر کار ساز، مرزبندی عملی با &quot;شخصیت سازان&quot; و هویت نه‏بخشیدن سیاسی – فردیِ به این و آن تحت عنوان &quot;رهبر&quot; جنبش‏های کارگری بنوبه‏ی خود می‏توان زمینه‏های هر چه رادیکالیزه‏تر شدن مبارزات کارگری را فراهم نماید. طبقه‏ی کارگر ایران در عمل دریافته است که علم نمودن بی‏مورد عناصر و فعالین کارگری، نه تنها موقعیت مبارزاتی آنانرا در مقابل کارفرمایان و طبقه‏ی حاکم متغییر نه‏خواهد ساخت بلکه به مسیر پر مخاطره‏ای هدایت خواهد نمود و آنانرا از بازستانی حقوق‏شان به عقب خواهد راند. </p><p align="justify">بنابراین لازم است تا مازاد بر گرامی‏داشت اوّل ماه، روز جهانی کارگر بر این نکته تاکید گردد که طبقه‏ی کارگر ایران در بستر فعالیت‏ها و مبارزات همگانی و جمعی و با سازماندهی معقول و کارساز است‏که می‏تواند به اهداف خویش نائل آید. قانون مبارزه‏ی طبقه‏ی کارگر در مقابل قوانین ضد کارگری و سیاست‏های سرکوب‏گرایانه‏ی رژیم جمهوری اسلامی حکم می‏کند که تنها با بستر سازی مبارزه‏ی عملی و مقابله‏ای از جانب مدافعین‏اش است‏که طبقه‏ی کارگر مجال خواهد یافت تا مبارزات خویش را در میادین تولیدی – صنعتی علیه‏ی سرمایه‏داران و کارفرمایان غنای هر چه بیش‏تری بخشد. کارگران ایران تنها و تنها در چنین بستر و فضایی‏ست که می‏توانند به آینده و زندگی بهتر امیدوار باشند و از شر جانیان و قداره‏بندان رژیم جمهوری اسلامی خلاصی یابند<br /> <br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>علیه تئوری دو تشکیلاتی یا نظریه جدائی « حزب» و «سازمان های توده ای» طبقه کارگر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_84.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1651" title="علیه تئوری دو تشکیلاتی یا نظریه جدائی « حزب» و «سازمان های توده ای» طبقه کارگر" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1651</id>
    
    <published>2008-04-20T20:35:52Z</published>
    <updated>2008-04-20T20:38:16Z</updated>
    
    <summary>ناصر پايدار : وقت آن است که نسخه پیچی دو تشکیلاتی جنبش کارگری با بصیرتی ژرف، طبقاتی و از منظر مطمئن و استوار کمونیسم طبقه کارگر آماج انتقاد ریشه ای قرار گیرد. این تئوری تا همین امروز ضرباتی بسیار کوبنده...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="ناصر پایدار" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">ناصر پايدار</font></strong> : وقت آن است که نسخه پیچی دو تشکیلاتی جنبش کارگری با بصیرتی ژرف، طبقاتی و از منظر مطمئن و استوار کمونیسم طبقه کارگر آماج انتقاد ریشه ای قرار گیرد. این تئوری تا همین امروز ضرباتی بسیار کوبنده و جبران ناپذیر بر مبارزه طبقاتی پرولتاریا و بر جنبش کمونیستی و انترناسیونالیستی این طبقه وارد ساخته است. پیشینه سیاه پاره ای انتقادات لیبرالیستی و ضد سوسیالیستی به این تئوری نباید دستاویزی برای استتار ماهیت سوسیال بورژوائی آن شود.</p>]]>
        <![CDATA[<p><strong><a href="http://www.archives.web.surftown.se/?p=3795">مطلب كامل را اينجا بخوانيد</a></strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>درباره دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/M/2008/04/post_83.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=1637" title="درباره دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2008:/M//2.1637</id>
    
    <published>2008-04-19T16:50:17Z</published>
    <updated>2008-04-19T16:51:25Z</updated>
    
    <summary>امین قضایی : جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را با اعضایش نمی شناسند ، شناسنامه این جنبش ، همان کارنامه ی درخشان این جنبش  و  فعالیت های مبارزاتی آن است. پس خیلی ساده استدلال می کنم که بنابر...</summary>
    <author>
        <name>soran</name>
        
    </author>
            <category term="امین قضایی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/M/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong><font color="#ff6600">امین قضایی</font></strong> : جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را با اعضایش نمی شناسند ، شناسنامه این جنبش ، همان کارنامه ی درخشان این جنبش  و  فعالیت های مبارزاتی آن است. پس خیلی ساده استدلال می کنم که بنابر واقعیت فوق الذکر، دستگیری گسترده ی اعضای این جنبش نیز به سرکوب همیشگی و نابودی این جنبش منجر نخواهد شد. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">این جنبش چیزی بیش از اعضای آن است.  شیوه ی رشد آگاهی پراتیکی در جامعه نیز به همین نحو است. آگاهی پراتیکی ، ماحصل تاملات اندیشمندانه ذهنیت های روشنفکر نیست بلکه ضرورتی است که از شیوه ی زیست  و تولید انسانها برمی آید. بنابراین آگاهی که از ضرورت تولید و معیشت انسانها برآمده باشد ، با هیچ سانسور و اختناقی از بین نخواهد رفت. آگاهی پراتیکی چیزی بیش از سوژه های حامل آن است. اگر من از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دفاع می کنم همین دلیل مشخص و ساده را دارد. دلیل من یک کلمه است : ضرورت آن. </p><p align="justify">برای مثال دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، به شیوه تشکیلات نوظهور هوچی گر اما بی خطر برآمده از جریانات چپ سنتی و نیمچه سوسیالیستی، با یک اعلام موجودیت در فضای مجازی ، فعالیت خود را آغاز نکردند. حتی سایت رسمی آن ،سایت آزادی و برابری ، بعد از چند سال و آنهم به جهت ضرورت تبلیغات برای رهایی رفقای دستگیر شده ، پا گرفت. شاید بتوان این را یک اهمال دانست اما واقعیتی را هم نشان می دهد. این جنبش درست در قلب جریان مبارزات دانشجویی با نگاهی رهایی بخش شکل گرفته است. ابتدا  در مراسم روز دانشجو در سالهای 82 و 83 با نفی جنبش اصلاح طلبی ،  به ضرورت نگاه دانشجویان را از حاکمیت به سوی مردم متوجه می کند. این ضرورتی بود که دانشجویان پس از سرکوبهای 18 تیر 78 بدان پی برده بودند اما جهت یابی مشخصی نداشتند و هنوز بازیچه ی جناحهای حاکمیت بودند. سپس در مراسم  سالهای 84 و 85 ، شعارهای مشخص اکثریت مردم ، یعنی طبقه ی کارگر را نمایندگی کرده و جنبش دانشجویی را در پیوند با جنبش زنان و کارگران ، معرفی می کند. این تعریف مشخصی از وجه سیاسی جنبش دانشجویی است. پس از استقلال جنبش دانشجویی از بازی های سیاسی درون حاکمیت ،ضرورت مبارزه ، دانشجویان چپ رادیکال را به سوی تعریف سیاست رهایی بخش برای جنبش دانشجویی کشاند. در نهایت در 13 آذر سال 86 ، آکسیون مستقل جنبش چپ دانشجویی با شعارهای &quot;دانشگاه ، پادگان نیست&quot; و &quot;نه به جنگ&quot; ،  همزمان استقلال جنبش چپ را از جناحهای راست اپوزوسیون و حاکمیت  اعلام می کند. اینها مقالات تحلیلی و تئوریک چند تا روشنفکر و وبلاگ نویس نبودند بلکه درست وسط صحن دانشگاه نوشته شدند ، اجرا شدند و برای آنها هزینه پرداخت شد. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب هم از ابتدا درک درستی نسبت به مسیر طی شده نداشتند ، ضرورت حاصل از مبارزه ، آنان را برای قدمهای بعدی آگاه نمود. اولین گام نفی سیاست حاکمیت است ، گام بعدی نفی سیاست های طبقه حاکم است چه پوزوسیون و چه اپوزوسیون. بنابراین مبارزه در جهت افشای جنگ طبقاتی فقط یک ادبیات چپ گرا نیست بلکه کشاندن مطالبات و شعارها برعلیه یک جناح از حاکمیت ( بخشی از طبقه حاکم)، به سوی کلیت طبقه ی بورژوازی است. </p><p align="justify">در حالیکه روشنفکران چپ سنتی و راست لوس آنجلسی تازه به این کشف شگرف نائل آمده اند که رژیم اصلاح پذیر نیست ، دانشجویان چپ رادیکال از چند سال پیش ،ضرورت شکست اصلاحات را نه تنها در نظریه که در صحنه اعتراض دانشجویی اثبات  کردند. در آنزمان ما چند دانشجوی مارکسیست به نظر می رسیدیم که از پر کردن نشریه دانشجویی شان  با عکس های لنین و مارکس راضی بودند. اما این فقط تصویر پوچی بود که حاکمیت و وزارتخانه های آموزش عالی و اطلاعات عالی تر، خود را با آن گول می زدند. نه آنها  ونه جناح راست دانشجویی نمی دانستند این دانشجوها ناگهان از کجا پیدا شده اند ، نمی دانستند چون آنها هیچ درکی از مفهوم &quot;ضرورت&quot; ندارند.اما امروزه توانایی تئوریک دانشجویان چپ رادیکال در گسست از چپ سنتی و بازنگری انتقادی بر آنها  و اتخاذ استراتژی های درست و مقتضی در عرصه ی عمل کاملا ثابت شده است .یوسف اباذری ، استاد دانشگاه تهران ،بلافاصله چند تا شاگرد بی سواد و خرفتش را مامور کرد تا در عرصه بحث و با فضل فروشی ، حاصل فعالیت های ما را تنها شور جوانی  ونه شعور طبقاتی قلمداد کنند. بی شک چه در عمل و چه در نظریه ( بی آنکه خود را وارد مباحث فضل فروشانه و ابلهانه آکادمیکی کنیم.) جواب دندان شکنی به آنها داده ایم. در مراسم روز دانشجو در سال 85 بود که جریان راست دانشجویی و تحکیم وحدت  از عقب ماندگی خود در نظریه و عمل از چپ به ناله افتاد و التماس کنان دست به دامان علی افشاری شدند تا از آمریکا ، چپ را فرصت طلب و &quot;آکسیون خراب کن&quot; معرفی کند. همین ناله ها  را هم  سال بعد از خبرنامه امیر کبیر  یا در نظریه پردازی ِ بچه محله ای قوچانی و دارو دسته اش در &quot;شهروند امروز&quot; شنیدیم. این ناله ها  ، که در واقع استدعایی بود به سوی درگاه سرکوب حکومت ، بی دلیل نبود ؛ آنها بدنه ی دانشجویی و زمین مبارزه را از دست داده بودند. در هر حال این گلایه ها ارزشی بیشتر از بهانه های مربیان فوتبال بعد از باخت نداشت. آنها &quot;ضرورت &quot; تاریخی خود را از دست داده بودند.  بورژوازی فرهنگی جمهوری اسلامی از کیهان تا شهروند امروز ، برای تولید مشروعیت همانقدر خرفت است که بورژوازی رژیم پیشین . </p><p align="justify">طیف چپ رادیکال نه از زیرزمین بر طبقه ی کارگر نازل شده است و نه از آسمان. آن بخشی از مبارزات طبقه ی کارگر است. کسانی که رفقای مرا شکنجه کردند بهتر است بدانند  اگر این جنبش از زمین ضرورت ِ مبارزه طبقاتی نیرو  می گیرد پس حتی نابودی و سرکوب کامل این جنبش ، به معنای نابودی ضرورت این جنبش نخواهد بود. حتی اگر فردای روزی ، دانشجویان آزادی خواهی و برابری طلب وجود نداشته باشد ، آزادی خواهی و برابری طلبی از بین نخواهد رفت. دانشجویان ، مانند قماش و دستجات شما با زر و زور خریداری نشده اند که با تشری پراکنده شوند. چه آنکه دیدیم چاقوی اتهامات شما دسته ندارد و آنچه قرار بود تشکیلاتی از هم پاشیده  و سرکوب شده از آب در آید ، به پرچمی سرخ تبدیل گشت که در سراسر دانشگاه های ایران به اهتزاز در آمد.دانشجویان به مانند  آنته هیولای اسطوره های یونانی از زمین ضرورت نیرو می گیرند ، دستگیری گسترده ی و جنون آمیز رژیم ، آنها را در کار خویش راسخ تر ساخت. آنها اگر زمین بخورند نیرومندتر برخواهند خاست. </p><p align="justify">اگر آزادی وبرابری پرچمی است برای اتحاد ، پس تمامی دانشجویان می توانند با طرح مطالبات و شعارهای سیاسی مشخص آن ، به عنوان بخشی از بدنه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ، در مسیر آزادی گام بردارند. در این باب نه کارت عضویتی توزیع می شود و نه تشکیلاتی سازمان یافته می شود. عینیت این جنبش بیش از هرچیزی ، در مسیر رهایی بخشی است که در این برهه حساس سیاسی پیش پای جامعه گذارده می شود.مسیری که می بایست در می