"هر نسل به انقلاب نیاز ندارد" تئوری های پوچ ژورنالیستهای رژیمی

سياوش دانشور
July 16, 2013

سیاوش دانشور : شبح خیزش توده ای و انقلابی کماکان در تاریکخانه های کاخ اسلامیون در ایران در گشت و گذار است. وحشت از این شبح هر روز و با هزار زبان از تریبونها و رسانه های اسلامی بیرون میزند.

محمد قوچانی از روزنامه نگار رژیم اسلامی اینبار وحشت اش را از انقلاب و عمل انقلابی در قالب تحلیل از "پیروزی" روحانی بیان کرده است. این تیپ ژورنالیست دست پروده رژیم اسلامی یک خصوصیت ثابت دارند و آن تقابل با عمل انقلابی، با آرمانخواهی، با تغییرات رادیکال، با آزادی زن، و با کمونیسم و کارگر است. در این راه تا دلتان بخواهد میتوانند به هر منبع و هر ادبیات ضد کمونیستی طبقه شان، مستقل ار اینکه "غربی یا شرقی" باشد، مراجعه کنند.

 

برادر قوچانی سالها در نشریه "عصر ما"، نشریه قمه کشان نسل اول جمهوری اسلامی یعنی مجاهدین انقلاب اسلامی قلم میزد. سپس به جریان مدینه النبی خاتمی پیوست و مثل دیگر ژورنالیستهای دو خردادی به نقد رفسنجانی و سیاستهایش پرداخت. از شاهکارهایش در دوره خاتمی گرا دادن و مشاوره به اطلاعات جمهوری اسلامی بود که دانشجویان کمونیست را از دانشگاهها جمع کنید و هشدار در باره "خطر" آنان است. انصافا هشدار او مورد توجه قرار گرفت و جریان دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را رژیم اسلامی قلع و قمع کرد. در دوره جنبش سبز قوچانی طرفدار موج جدید محافظه کاری اسلامی رجعت به خمینی شد و اخیرا با از صندوق درآوردن روحانی طرفدار اعتدال و سیاست امنیتی شده است. او مانند بسیاری از ژورنالیستهائی که تحلیل شان با وقایع روز تغییر میکند، به سیاق اسلافش در دو خرداد، فیلش یاد هندوستان کرده و نتیجه گرفته که "هر نسلی به انقلاب نیاز ندارد" و امیدوار است که "تکرار دو خردادها" سرنوشت غائی سیاست در ایران باشد!

 

کسی که از سیاست این را نفهمیده باشد که پشت هر موضعگیری سیاسی یک انتخاب و جانبداری سیاسی - طبقاتی نهفته است، در واقع در زمره نادانان سیاست دسته بندی میشود. قوچانی و امثال وی، جزو همان طبقه ای هستند که وی فراخوان اتحادشان را میدهد؛ "طبقه متوسط متحد شوید"! طبقه متوسط بیان دو خردادی و اسلامیزه خرده بورژوازی و قشری است که در سایه قوانین جمهوری اسلامی و حاکمیت کار ارزان و کارگر خاموش دست شان به دهنشان میرسد. این قشر منافع روشن اقتصادی و سیاسی خودش را دارد و این منافع را در چهارچوب جمهوری اسلامی تعقیب میکند. انتقاد این طیف به رژیم اسلامی درون خانوادگی است. هرچند نوع قوچانی همین انتقاد درون خانوادگی را هم ندارند و اگر داشته اند پس میگیرند. او که دوره ای علیه رفسنجانی از موضع دو خرداد مینوشت، امروز از موضع ولی فقیه و "امنیت ملی" و "اقتدارگرائی" از رفسنجانی دلجوئی میکند تا در رکاب روحانی نان بخورد. قوچانی البته تنها نیست. هر وقت آخوندی که کمتر از افراطیون حکومتی عر و تیز میکند و به کرسی ریاست جمهوری منصوب میشود، موجی از تئوری پردازی و توصیف وی بعنوان نماینده "لیبرالیسم" و "دمکراسی" و "اصلاحات" و "ایران برای ایرانیان" و غیره راه می افتد. آنها کاری ندارند که یک آخوند امنیتی در چهارچوب مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی و در قبال سوالات اجتماعی و مسائل مهم داخلی و بین المللی راسا کاره ای نیست. آنها از این دریچه تلاش دارند که حکومت اسلامی که تناقضات پایه ایش آن را در بن بست قرار داده، به سمتی برود و در واقع راه برون رفتی برای آن ترسیم میکنند. میگویند ایران هم مثل دمکراسی های مدرن جهان است. میگویند در غرب دین و نظامیان در کنار قدرت اصلی هستند و اینجا مردم به یک روحانی امنیتی با پشتوانه حرکت سیاسی رای میدهند. هم رژیم اسلامی را با "دولت مدرن و دمکراسی" مقایسه میکنند و هم انتظارات شان را از آن اعلام میکنند. این بماند که تحفه دولت مدرن و دمکراسی در دنیای امروز همین گنداب سرمایه داری است که با پایه ای ترین خواستهای شهروندان در تقابل واقعی است.  

 

تبلیغات ضد انقلابی

قوچانی و امثال وی در بی بی سی و رسانه های داخلی و خارجی مرتبا این قبیل هجویات سیاسی و بی پایه را سرهم میکنند. قصد ما افتادن در این چهارچوب و قبول صورت ظاهر مسئله و لذا جدل برسر آنها نیست. این بزرگترین اشتباه است. چرا که خود واقعیت اجتماعی در مصر و تونس و هر گوشه دنیا نشان میدهد این نوع اظهارات در اذهان مردم و حرکت واقعی آنها پرت و پلا محسوب میشود.

 

واقعیت اینست که نارضایتی عظیم مردم از فقر و گرانی و بیکاری و ناامنی اقتصادی و نتایج تحریمها و مخاطرات متعددی که تهدیدشان میکند، امکان خیزش توده ای و انقلابی علیه کل نظام را هر روز بیش از پیش برجسته میکند. جمهوری اسلامی اتفاقا تلاش کرد که خود را با رویدادهای منطقه درجه ای تطبیق دهد. حمایت آمریکا و غرب را از جریان اسلامی معتدل دید و بزعم خودش نوع اسلامی -ایرانی اش را در ویترین سیاست گذاشت. معضل اینست که سران جمهوری اسلامی، علیرغم "مهندسی انتخابات" و ادعاهای پوچ راجع به مسائل منطقه و جهان، بهتر از هر کسی دیگر میدانند که اوضاع رژیم اسلامی وخیم شده و به طرق سابق قابل ادامه نیست. لذا زمان خریدن و مذاکره و سیاست شکست موقتی بن بست ها ضروری شده است. این سیاست نه از عقل "عقلای نظام" بلکه از منفعت بقای نظام نتیجه میشود. نظام اسلامی میداند غفلت از وضعیت ویژه میتواند منجر به تکرار مصر و ترکیه در ایران گردد. از بخت بد، زمانی کپی اعتدالیون اسلامی در ایران مجددا جلو صحنه می آید که مدل اورجینال شان در ترکیه و مصر و تونس شکست خورده است. اما هدف این یادداشت این نیست که روحانی چه میتواند بکند یا نکند. هدف نور انداختن روی کسانی است که از وحشت انقلاب علیه وضع موجود، تئوری صد من یک غاز سرهم میکنند و وعده میدهند که "در ایران دیگر به انقلاب برای تغییر نیاز نیست". وجه اثباتی این سیاست اینست که باید با چهارچوب حکومت اسلامی و قوانین بازی اش کنار آمد و هر تغییری را از درون رژیم و از طرق مکانیزمهای رژیم اسلامی (مضحکه انتخابات) و از میان افراد مورد اعتماد رژیم اسلامی جستجو کرد.

 

تمام ادا و اطوار "ادبی و تئوریک" این ژورنالیستها و فعالین دوران دو خرداد اینست که همین نکته ساده و اساسی را در زرورق مباحثی که گویا توضیح دهنده "روند جدیدی در ایران" هستند به مردم بفروشند. و وقتی بچه حاجی ادای روشنفکر  و ژورنالیست در می آورد باید هم به زبان حاج آقاهای امنیتی سخن بگوید. باید هم هر کسی که نظام را قبول ندارد و دست به عمل در بیرون چهارچوبهای نظام میزند را "تروریست و خرابکار" بنامد!

 

نه بردار قوچانی! کاسه داغ تر از آش نشوید! شما بیشتر از موسوی دل در گرو نظام و خمینی ندارید. زیاد آتشی نشوید چون فردا مجبورید عکس همین ها را در یک سیستم سازی مضحک دیگر بیان کنید. نکته شما و فهم آن احتیاج به این همه صغرا و کبرا ندارد. شماها منفعت تان با نظام اسلامی عجین است، از روز اول بوده است، کارنامه تان همین است و لذا از آن دفاع میکنید. این منفعت شما نیست که دوره و روند را "تعریف" و مثلا مشی دو خردادی را بر مشی انقلابی "پیروز" میگرداند، نه، این ساده لوحی محض است. این واقعیات اجتماعی و روندهای بنیادی تر جامعه ایران و تقابل کل حکومت از هر باند و دسته با تمایلات واقعی اجتماعی است که این پروژه ها را به شکست میکشاند و امثال شما را به معلق زدن وامیدارد.

 

شغل امروز شما اینست که نوار کهنه "انقلاب خشونت است" دوره دو خرداد را در چهارچوب "اعتدال امنیتی" تکرار کنید. دارید به سفارشات امنیتی و نگرانیهای واقعی در ثقل نظام و "طبقه متوسط" تان پاسخ میدهید. بالاخره باید امورات تان بگذرد. اما عمر این تئوریهای پوچ کوتاه اند و بسرعت در خیابانها و با مشت های گره کرده کارگران و زنان و نسل ضد دین مجددا باطل اعلام خواهند شد. اگر انقلاب و تحرک انقلابی با این هجویات قابل کنترل بود، بسیار پیشتر از شما امثال فوکویاما و دیگران که "پایان تاریخ" و "پایان مبارزه طبقاتی" و غیره را در متن پیروزی بازار بر دولتگرائی اعلام کردند، بجائی رسیده بودند. این ادعاها مدتهاست که در مرکز دمکراسی و دنیای سیاست بی اعتبار اعلام شده است. تکرار این نوارهای ضد کمونیستی و ضد انقلابی آنهم در بارگاه حکومت اسلامیون به بن بست رسیده در ایران، تنها بیانگر اینست که شماها هم بسیار از دنیا عقب هستید و هم در حفظ وضع موجود ذینفع اید. اما صرفا عرض خود میبرید و زحمت ما میدارید!

 

بگذارید من هم چند وعده به شما و نوع شما در دیگر رسانه های آخوند و اسلام زده که مشابه این هجویات سیاسی شما را جار میزنند بدهم:

 

در ایران تعیین تکلیف سیاسی با جمهوری اسلامی از طریق انقلابی توده ای و بسیار وسیع تر از مشابه های آن صورت خواهد گرفت. در ایران زنان بساط آپارتاید جنسی و اسلامی را برخواهند چید و همراه آن از اصلاح طلبی اسلامی تا اعتدالگرائی امنیتی و جریانات راست تر حکومت را به ذباله دان تاریخ خواهند فرستاد. در ایران نسل ضد دین مبشر اولین رنسانس ضد مذهبی و ضد اسلامی در خاورمیانه خواهد بود و امثال شما قلم بدستان دست بمزد اسلام را در ایران و جهان انگشت بدهان خواهد کرد. در ایران نبرد نهائی سیاست را آلترناتیوهای چپ و راست (سکولار و غیر مذهبی) رقم خواهند زد و هر جریان شبه اسلامی در حاشیه سیاست قرار خواهد گرفت. در ایران جنگ و سوال واقعی برسر آزادی و برابری و رفاه است که زیر حجاب اختناق اسلامی آنطور که باید دیده نمیشود.

 

مادام که یورش انقلابی برای تغییر وضع موجود شروع نشده است، نوع شماها در الاکلنک اسلام میانه رو و اصولگرائی و اصلاح طلبی دینی و امنیتی میتوانید در روزنامه های مجاز قلم فرسائی کنید. اما یادتان باشد که عمر همه این مانورها و مانیپولاسیون سیاسی به اندازه عمر رژیم اسلامی است. دامنه بازار و دکان شما ژورنالیستهای مدافع آخوند و نظام اسلامی به اندازه دوره بقای رژیم اسلامی است. دوره ای که بسرعت طی میشود و باید فکری بحال خود و آینده تان بکنید. *

      2013-07-14


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com