بحران گاز و کمبود نان و خودسازمان دهی اجتماعی!
بهرام رحمانی : حکومت اسلامی ایران، فقر و فلاکت اقتصادی و سانسور و اختناق سیاسی فزاینده ای را بر جامعه ایران تحمیل کرده است. این حکومت، همچنین تاکنون اعتراضات بر حق کارگران، زنان، دانشجویان و مردم حق طلب را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب نموده است.
اکنون نیز سرمای جانکاه و سوزناکی با آغاز زمستان و بحران گاز به ویژه در استان های شمال و شمال غربی و مرکزی به انواع دردها و رنج های مردم این کشور افزوده شده است. فراتر از آن، در اثر سرما عده ای جان خود را از دست داده اند و حتی بحران نان نیز در حال گسترش است. عامل اصلی همه این سیه روزهای مردم، حکومت اسلامی است. از این رو، باید به «چه باید کرد؟» و در پایه ای ترین سطح به خودسازمان دهی اجتماعی که در آن توده های مردم حضور فعالی داشته باشند و به سرنوشت خویش حاکم باشند، به ویژه در شرایط موجود مورد بحث و بررسی قرار داد و راه های عملی و موثری را نیز برای رهایی جامعه ایران از جهنم حکومت اسلامی، پیش پای جامعه گذاشت.
بی توجهی دولت به مشکلات و مسایل مردم، به حدی عیان است که حتی صدای اعتراض برخی از نمانیدگان مجلس ارتجاع را نیز بلند کرده است. جمعی از نمايندگان مجلس، خواستار احضار مسئولين نفت و گاز به مجلس شدند تا در جلسه غیر رسمی درباره مشکلات پيش آمده برای مردم بر اثر سرما توضيح دهند.
به گزارش خبرگزاری دولتی فارس، این گروه از نمایندگان در تماسی با هيئت رئيسه مجلس شورای اسلامی با اشاره به مشکلات ناشی از برودت هوا و افت فشار گاز و به وجود آمدن مشکلاتی برای مردم استان های مازندان، گيلان، گلستان، اردبيل، کردستان، آذربايجان غربی و شرقی و ديگر نقاط کشور و همچنين افزايش قيمت وسايل گرمازا و نان در برخی از شهرها، خواستار توصیح دولت شده اند. گزارش های خبرگزاری های دولتی ايران حاکی است که بسياری از مردم شهرهای استان مازندران، گيلان، سمنان و گلستان با افت فشار و قطع گاز، آب، برق و افزايش شديد قيمت نان روبرو هستند. در قائم شهر نيز مردم معترض با حمله به فرمانداری اين شهر به وضعيت موجود شديدا اعتراض کردند.
اين گزارش ها می افزايند مردم استان مازندران در زمينه قطع گاز با مشکلات بيش تری روبرو هستند و صف های طويلی برای دريافت نفت در شهرستان های اين استان تشکيل شده است.
بدنبال اين اتفاقات محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران که دولت وی متهم به «سوء تدبير در اين بحران» شده است به صورت غيرمنتظره وارد ساری، مرکز استان مازندران شد و در جلسه ستاد بحران استان های شمالی ايران شرکت کرد.
محمود احمدی نژاد، در پايان اين نشست گفته است: «با تلاش نيروهای وزارت نفت و شرکت ملی گاز اين مشکل در حال بر طرف شدن است و تا سه شنبه هفته آينده وضع عادی می شود.» رييس جمهوری ایران، دلايل ايجاد مشکلات گاز را « سرمای بی سابقه، نقص فنی در شبکه های گاز رسانی و مشکلات فنی ايجاد شده در گاز وارداتی» عنوان کرد. وی افزود: «با کاهش گاز مصرفی در استان های ديگر و انتقال گاز به استان های شمالی کمبود گاز در اين استان ها بر طرف می شود.»
از سوی دیگر، بنا به اقرار مهدی هاشمی، نماينده ويژه رييس جمهوری ایران، از مجموع ۳۰ استان کشور، ۲۸ استان به صورت کم و زياد با مسئله افت فشار روبرو هستند. وی از قطع پنج ميليون متر مکعبی گاز صنايع ذوب آهن و فولاد مبارکه خبر داد و افزود از طريق استان تهران برای جبران کمبود نان روزانه ۲۰۰ تن نان به استان مازندران انتقال خواهد يافت.
اما هیچ کدام از این اقدامات و وعده و عیدهای احمدی نژاد و دیگر مسئولات حکومت اسلامی، تاکنون نتیجه ای نداده است و وضع روزبروز بدتر هم شده است. برای مثال، به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، مهرانگيز مروتی نماينده خلخال و كوثر، به عنوان سومين ناطق پيش از دستور جلسه علنی روز يك شنبه 23 دی ماه مجلس شورای اسلامی، برای مردم اشک تمساح ریخت و گفت: امروز من با ديدگانی خونبار و احساس مسئوليتی سنگين بر دوش خود فرياد می آورم كه ای مسئولين كشور به داد مردم خلخال و كوثر برسيد، ای كسانی كه در جای گرم و امن سر بر بالين می گذاريد آيا می دانيد سوز سرمای 30 درجه زير صفر يعنی چه؟
وی، با اشاره به بسته بودن راه اسالم به خلخال، افزود: آيا بارها از رسانه های مختلف بسته بودن راه اسالم به خلخال را نشنيده ايد؟ پس چرا اين همه كم لطفی و بی توجهی در حق اين مردم شريف و نجيب روا می داريد اگر برف و سرما در اقصی نقاط كشور بی سابقه است در مناطق كوهستانی استان اردبيل امری متداول است؛ پس چرا كم ترين تدبيری كه در شرايط اضطراری حتی نانوانی های منطقه نيز از پخت نان مستاصل نشوند انديشيده نشده است.
خبرگزاری حکومتی مهر، 23 دی نوشت: امیدوار رضایی نماینده مسجد سلیمان در جلسه علنی روز یک شنبه مجلس در تذکری آئین نامه ای گفت: این شهر به عنوان اولین دارنده گاز طبیعی، فاقد گاز شهری است و کودکان مسجد سلیمانی در حالی که زیر پای آن ها گاز وجود دارد، از سرما میلرزند... مسجد سلیمان در دامنه زاگرس قرار گرفته و دارای سرما و افت طاقت فرسایی است و کودکان این شهر از سرما گریزان هستند. رضایی، همچنین گفت: گاز سمی از زمین درحال نشست در این شهر است و این امر موجب ناراحتی ساکنان این شهر شده است.
به گزارش سایت حکومتی آفتاب، چند روز پیش فخرالدین حیدری نماینده مجلس از شهرستان های سقز و بانه، گفت در حال حاضر حدود 70 درصد از ساکنین شهرهای سقز و بانه فاقد گاز هستند و این در حالی است که برودت هوا در این شهرها 20 درجه زیر صفر است.
وی افزود، مسئولان امر در استان کردستان و شرکت ملی گاز ایران قول داده بودند که با اتصال خط لوله حلب- بیجار امسال شهرستان های سقز و بانه قطعی گاز نداشته باشند اما متاسفانه این وعده محقق نشد و امسال نیز مانند چند سال گذشته در این دو شهر شاهد قطعی گاز هستیم. حیدری، تصریح کرد جای تعجب است مسئولان وزارت نفت هر روزه با افتخار بحث قراردادهای صادرات گاز را مطرح می کنند اما از تامین گاز برای مصارف داخلی عاجز هستند.
مصاحبه روز جمعه 21 دی ماه احمدی نژاد و دستور وی برای کشيدن يک خط گاز جديد برای شمال کشور هم آب پاکی را روی دست همه ريخت. اين وعده سرخرمن، که درد امروز مردم را درمان نمی کند، يعنی مردم شمال و غرب کشور فعلا بايد خودشان فکری به حال سرما و قطعی گاز بکنند و دولتی که به فکر تولید سلاح اتمی است، برای جهان رهنمود صادر می کند و برای سران جهان نامه می نويسد تا به آن ها درس اداره کشور بدهد، هيچ راه حل کوتاه مدتی برای حل اين مشکل ندارد. بنابراین، اگر مردم حق طلب به طور متحد و همبسته فکری به حال خود و جامعه نکنند زمستان سختی همراه با فجایع انسانی در پیش خواهند داشت.
طبق گزارش ها در بسياری از شهرهای شمال و شمال غرب کشور، مردم در سرمای 20 تا30 درجه زير صفر گاز ندارند، نانوايی ها تعطيل است و مردم با گرسنگی و سرما دست و پنجه نرم می کنند. البته وزير نفت در مصاحبه اش با شبکه اول سيمای جمهوری اسلامی راه حل کاملا کارشناسی شده ای - که از وزير کابينه احمدی نژاد غير از اين هم توقعی نيست- ارائه داد تا مشکل کمبود گاز حل شود. او وقیحانه و بی شرمانه پيشنهاد کرد که هر ايرانی يک بخاريش را خاموش کند تا به بقيه هم گاز برسد! مگر اکثریت مردم ایران، به ویژه کارگران و مردم محروم چند اتاق و سرسرا و بخاری دارند که یکی را هم خاموش کنند؟
جالب تر آن که در صحبت های وزير نفت هيچ نشانه ای از عذر خواهی به دليل مشکلات پيش آمده هم وجود نداشت و اتفاقا تا جايی که وقت اجازه می داد به دفعات از کارمندان شرکت گاز تشکر کرد!
در هر صورت مقامات جمهوری اسلامی اقرار کرده اند که در حال حاضر از 30 استان ایران 28 استان به صورت متناوب با افت شدید یا قطع جریان گاز روبرو هستند و در برخی شهرهای نیز آب و برق قطع شده است.
همچنین خبرها از استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان غربی و شرقی و لرستان نیز حاکی از ادامه بارش برف سنگین و سرمای شدید است و در برخی شهرهای نیز جریان گاز قطع شده است.
از شهرهای سقز، مریوان، بانه، سروآباد و بیجار نیز خبر می رسد که سرمای شدید در این شهرها بروز کرده و در برخی مناطق نیز جریان گاز قطع شده است.
از سوی دیگر گزارش ها حاکی ست که قیمت مایحتاج ضروری از جمله نان و سوخت در بسیاری از شهرها به شدت افزایش یافته است.
در چنین شرایطی، بنا به اقرار مدیر شرکت ملی گاز حداقل 500 هزار خانوار ایرانی در استان های شمالی در معرض افت فشار و یا قطعی گاز قرار دارند. هم اکنون سه هفته است که صنایع مختلف کشور به دلیل کمبود گاز و گرانی شدید گازوئیل و کمبود آن با توقف خط تولید دست به گریبان هستند. برخی از صنایع به دلیل کمبود گاز به حالت تعطیل درآمده است.
قطع گاز در بخش يا اغلب نقاط مختلف شهر های شمال غرب ايران، به ويژه شهرهای مراغه، اهر، جلفا، هادی شهر، مغان، مشکين شهر، خلخال، مياندوآب، بيله سوار، مهاباد، اشنويه و پيرانشهر و برخی از روستا ها هم چنان ادامه دارد.
سرمای توام با زمين لرزه های خفيف در شهرهای تبريز، سيه رود، کليبر، مهربان، صوفيان، نير و بيله سوار نيز بر دامنه نگرانی و اضطراب شهروندان افزوده است.
قطع راه ها ارتباطی در مناطق شهری و روستايی در شمال غرب ايران انتقال سوخت، مواد غذايی و کمک های امدادی را مختل کرده است، به طوري که به اقرار خود مسئولان بيش از 200 کيلومتر از راه های روستايی در آذربايجان شرقی بسته شده است. همچنين راه های روستايی بيش از 100 روستا در آذربايجان شرقی مسدود شده و تنها در شهرستان مراغه با بسته شدن 60 راه روستايی در محاصره برف و کولاک قرار گرفته و راه ارتباطی 64 روستا در استان زنجان همچنان بسته است که اداره راهداری در حال بازکردن راه ها است.
با توجه به بسته شدن راه های ارتباطی صد ها روستا، انتقال دارو و نيز بيماران به مراکز درمانی ناممكن شده است. بسياری از روستائيان که نياز به خدمات پزشکی و دارويی دارند، با وجود قطعی گاز و بسته شدن راه روستايی خطر تشديد بيماری و حتی مرگ جان آن ها را تهديد می کند.
لوله های آب آشاميدنی بسياری از روستاها و برخی از شهرنشينان بر اثر شدت سرما قطع شده است. بسياری از افرادی که با چنين مشکلی مواجه هستند در سرمای طاقت فرسا با دستانی يخ زده، با گالن ها و ظروفی اقدام به انتقال آب به منازل خود می کنند.
با تعطيلی نانوايی هايی که با گاز کار می کردند صف هايی در برابر فروشندگان نان به وجود آمده و گاه قيمت يک عدد نان لواش که از شهرها و استان های همجوار تهيه شده به چند برابر قيمت يا 100 تومان به فروش می رسد.
افت شدید دما و بارش سنگین برف در چند دهه اخیر کم سابقه بوده است و حتی بیابان های کویر لوت ایران نیز از نعمت برف بی نصیب نمانده و بعد از نزدیک به پنجاه سال سفید پوش شده است.
اساسا این بحران موجود را علاوه بر بارش برف سنگین و سرمای شدید باید در سیاست های اقتصادی حکومت اسلامی مورد بررسی قرار داد. یعنی با وجود این که حکومت اسلامی، فقط در دو سال گذشته بیش از 130 میلیارد دلار از منبع فروش نفت به خزانه اش واریز شده است اما، برای زیرساخت های اساسی از جمله در صنعت گاز اقدامات ضروری انجام نداده است. دلایل و ریشه های اصلی این وضعیت که در طول سه هفته، کشور به این حد از بحران سوخت و نان رسید را باید در سیاست های چپاولگری و دزدی، فساد و اختلاس ارگان های مختلف اداری و مدیریتی و امنیتی از بالاترین مقامات تا رده های پایین حکومت اسلامی جست و جو کرد.
ادامه وضعیت نامناسب جوی در حالی است که هم چنان جریان گاز در برخی شهرهای استان های شمالی و استان های آذربایجان و کردستان و...، قطع است و مردم برای دریافت سوخت و دیگر نیازمندی های خود با مشکلات جدی روبرو هستند و از سوی دیگر مسئولین حکومت نسبت به این مسئله مانند بسیاری از مسایل دیگر بی تفاوت اند خودسازمان دهی مردم اهمیت صد چندانی پیدا می کند. یعنی مردم با به وجود آوردن تشکل های خود در محلات می توانند خود را در سطح محله و شهر و کشور سازمان دهی کنند تا از یک سو، نمانیدگان آن ها با مسئولان حکومت وارد بحث و مذاکره بشوند و از سوی دیگر، برای توزیع مایحتاج خود جمعی تصمصم بگیرند و جمعی هم اقدام کنند. همچنین اعتراضات به شکل سازمان دهی شده و هدفمند برگزار شود نه احساسی و خود به خودی. این سازمان دهی قدرت مردم را در مقابل تامین مایحتاج ضروری و در مقابل سرکوبگر های حکومت بالا می برد. در پایین این «چه باید کرد؟» را بیش تر مورد بررسی قرار خواهیم داد.
قربانیان بحران گاز
در پی بارش برف سنگين و افت شديد دما در ايران، استفاده از وسايل گاز سوز افزايش بيش تری پيدا کرده است و گزارش ها نشان می دهد که گاز گرفتگی نيز بيش تر شده است.
خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز، 21 دی ماه، خبر داد: جنازه سه مرد جوان در کنار محور سمنان- شاهرود پیدا شد. جنازه آن ها در یک چادر مسافرتی و نزدیک پادگان 40 دختر کشف شده است. شواهد نشان میدهد این سه مرد جوان به خاطر استنشاق گاز منواکسید کربن ناشی از گاز پیک نیک در چادر، جان باختند. قربانیان، علیرضا، موسی و جواد نام داشتند و به ترتیب 26، 28 و 30 ساله بودند.
خبرگزاری ايسنا، به نقل از دکتر عبدالرحمان رستميان، رييس محتمع بيمارستان خمينی، نوشت که به دليل سرمای بيش از حد هوا در تهران ميزان شکستگی ها در اين فصل نسبت به زمان مشابه در سال ۱۳۸۵، صد در صد افزايش نشان می دهد.
تلويزيون حکومت اسلامی، به نقل از آتش نشانی شهر تهران گزارش داد که در روز شنبه 22 دی ماه، ده نفر در شهر تهران به علت گاز گرفتگی جان سپرده و 22 نفر نيز از مرگ حتمی نجات پيدا کردند.
بر اساس گزارش ها، در يک هفته گذشته در ايران 270 مورد گاز گرفتگی گزارش شده اما از تعداد دقيق مرگ و مير ناشی از گاز گرفتگی گزارشی کاملی منتشر نشده است.
به گزارش آتش نشانی تهران، در يک خوابگاه دانشجويان دختر در اقدسيه تهران نيز حادثه گاز گرفتگی رخ داده و چهار دانشجو از مرگ نجات پيدا کردند.
بنا به گزارش «ايرنا»، خبرگزاری حکومتی ايران، 20 نفر نيز در استان خراسان رضوی بر اثر گاز گرفتگی جان باختند. در زنجان نيز، ايسنا، از مرگ يک خانواده سه نفره در صبح روز یک شنبه خبر داد.
گاز گرفتگی بر اثر استنشاق گاز منواکسيد کربن رخ می دهد که رنگ و بو ندارد و اکسيژن خون را مصرف می کند و مانع رسيدن اکسيژن به مغز و بافت ها می شود و افراد را به از پای در می آورد.
ايرنا، 23 دی ماه، به نقل از مسئول ستاد فرماندهى آتش نشانى و خدمات ايمنى شهردارى اصفهان نوشت: با مرگ دو زن، آمار مرگ و ميرهاى ناشى از گاز گرفتگى در اصفهان به ۱۷ نفر رسيد.
فرهاد رضوانی، رييس اداره فوريت های پزشکی اورژانس کشور يک شنبه شب 23 دی ماه، به خبرگزاری فارس گفت: «بر اساس آخرين آمار موجود طی ۲۴ ساعت گذشته ۲۱ نفر به علت واژگونی خودرو جان خود را از دست دادند که از اين تعداد چهار نفر بر اثر سرمازدگی جان باختند.»
وی گفت:«بيش ترين مشکل در محور جاده هراز و محور قزوين - رشت بود که با همکاری هلال احمر، راهداری، پليس راه و اورژانس تاکنون حدود ده هزار نفر از افراد در راه مانده در ساختمان های راهداری اسکان يافته اند.»
پليس راه ايران روز يک شنبه هشدار داده بود که به دليل بارش برف حدود ۵۰ خودرو در جاده تهران - شمال زمين گير شده اند و در صورتی که به آن ها سوخت و امکانات نرسد، احتمال بروز خطر برای سرنشينان آن ها وجود دارد.
خبرگزاری حکومتی فارس، 24 دی ماه، به نقل از سرپرست سازمان پزشكی قانونی كشور نوشت: بر اساس آمارهای موجود در سازمان در روزهای 16 تا 21 دی، 68 نفر از هموطنان بر اثر مسموميت با گاز CO جان خود را از دست دادند. عابدی خاطرنشان كرد: 43 نفر از فوتشدگان بر اثر مسموميت با گاز CI را مردان و 25 نفر را زنان تشكيل می دهند.
دستكارى تنظيم كننده (رگلاتور) گاز، يك خانه مسكونى در شهرك قلعه حسن گرگان نيز انفجار اين خانه را به دنبال داشت. اين حادثه تلفاتى نداشت، اما موجب مجروح شدن تعدادى از افراد خانواده شد.
پدر خانواده اى در استفاده از وسايل گازسوز، خانه اى را در جنوب تهران به آتش كشيد. در اين حادثه چند تن سوخته و راهى بيمارستان شدند. پدر خانواده با نصب كپسول به آبگرمكن خانه قصد گرم كردن آب را داشت كه دقايقى بعد كپسول تركيد و خانه آتش گرفت. ساعاتى بعد با تلاش مأموران آتش نشانى حريق مهار شد، اما سه تن از اعضاى خانواده به علت سوختگى شديد به بيمارستان منتقل شدند.
روزنامه کيهان، 24 دی ماه، آماری از کشته شدگان بر اثر گاز گرفتگی در استان آذربايجان شرقی را منتشر کرد و نوشت که طی ۲۳ روز گذشته ۷۱ نفر در اين استان جان باخته اند.
کيهان، همچنين از انفجار يک خانه در خلخال بر اثر قطع و وصل گاز، خفگی چهار عضو يک خانواده در تهران نيز خبر داده است.
اين روزنامه در خبر ديگری از گاز گرفتگی ۲۵ دانش آموز ورامينی در روز يک شنبه خبر داده و نوشته است: «صبح روز یک شنبه به دليل نشت گاز منوکسيد کربن از لوله بخاری گازی انرژی که يک ماه پيش در اين مدرسه نصب بود، دانش آموزان اين مدرسه دچار گازگرفتگی شدند.»
تاثیر بحران گاز بر قراردادهای بین المللی و مشکلات صنایع و خدمات شهری
ترکمنستان، روزانه حدود ۲۴ میلیون متر مکعب گاز به ایران صادر می کرد که هفته گذشته به دلیل آنچه بروز مشکلاتی فنی می خواند صادرات را قطع کرده است.
روزنامه اعتماد ملی، یک شنبه 23 دی ماه، در گزارشی با عنوان «چانه زنی بر سر لوله های خالی» خبر داد که «قرارداد خط لوله فروش گاز به پاکستان هم زمان با ادامه بحران گاز در کشور امضاء می شود.»
اين روزنامه نوشته است: «در زمستانی که کشور دچار بحران گسترده و بی سابقه گاز شده و مردم مناطق گسترده ای از نيمه شمالی کشور در يخبندانی که در ۵۰ سال گذشته بی سابقه خوانده شده است کنار بخاری های خاموش نشسته اند و در حالی که ايران قادر نيست مطابق تعهد بين المللی جوابگوی صادرات روزانه ۲۰ ميليون متر مکعب گاز به ترکيه باشد، سه کشور ايران، پاکستان و هند بر سر خريد گاز ايران از طريق خط لوله صلح مشغول چانه زنی هستند.»
اعتماد ملی، در گزارشی ديگر نيز خبر داد که «بحران گاز جدی تر از آنچه که به نظر می رسيد گسترش يافته است و اکنون پس از قطع آن در شهرهای مختلف و بروز مشکلات بسيار، بحران قطع گاز کارخانه های صنعتی و تامين نان مصرفی مردم را نشانه گرفته است.»
خبرگزاری ایسنا، 21 دی ماه خبر داد: بهره برداری از چندين واحد صنعتی خوزستان بهدليل نبود برق به تعويق افتاد. رييس سازمان صنايع و معادن استان خوزستان گفت تامين نشدن گاز و برق، بزرگ ترين مشكل واحدهای صنعتی است.
نورالله حسن زاده گفت، متاسفانه به دليل نبود انرژی برق مورد نياز واحدهای صنعتی، بهره برداری از چند واحد صنعتی به تعويق افتاده است. وی افزود، هم اكنون چند واحد صنعتی در شهرك شماره 2 اهواز كه در حوالی شهر اهواز واقع شده، به دليل نبود انرژی برق مورد نياز به بهره برداری نرسيده است.
وی، با اشاره به فراگير بودن مشكل برق در شهرك های صنعتی خوزستان، گفت: متاسفانه در شهرك صنعتی رامهرمز برای بهره برداری از واحدها به دليل نبود انرژی برق مورد نياز دچار مشكل شده ايم.
مردم بم، در سرمای شديد با نبود برق به سر می برند. مدير امور برق شهرستان بم علت قطع برق را که تاکنون نيز ادامه دارد يخ زدگی خطوط برق، توزيع و انتقال و مصرف بالای برق اعلام کرد.
ايرانپور، افزود: فقط برق اضطراری بيمارستان پاستور، يک جايگاه سوخت بنزين و سازمان آب اين شهر وصل است... مصرف بيش از حد برق طی چند روز گذشته موجب از کار افتادن ده دستگاه ترانسفورماتور و هفت دستگاه تابلو توزيع برق شده است. مدير امور برق شهرستان بم خسارت تجهيزات شبکه و تاسيسات جانبی برق را دو ميليارد ريال برآورد کرد.
مديرعامل شركت اتوبوس رانی تهران و حومه، از توقف بيش از ٢ هزار دستگاه اتوبوس گازسوز به خاطر افت فشار گاز خبر داد. بيژنی، در گفتگو با ايسنا، گفت: مجموعا ٧ ايستگاه CNG برای تامين گاز مورد نياز اتوبوس های گازسوز تهران وجود دارد كه از اين تعداد ٤ ايستگاه به خاطر افت فشار گاز غيرفعال شده و از ٣ ايستگاه مابقی نيز تنها، ٥٠ درصد فعال است و به طور ميانگين تنها ٥/١ ايستگاه فعال برای حدود ٢ هزار و ٧٠٠ دستگاه اتوبوس تهران وجود دارد.
وی، با بيان اين كه در پی افت فشار گاز، ٧٠ درصد اتوبوس های گازسوز شركت واحد دچار مشكل سوخت گيری شده اند، افزود: به عبارتی ديگر بيش از ٢ هزار اتوبوس گازسوز در تهران به خاطر افت فشار گاز غيرفعال و از چرخه خدمات رسانی به مردم خارج شده است.
مديرعامل شركت اتوبوس رانی تهران و حومه يادآور شد: همچنين با توجه به اين كه اتوبوس های گازسوز از استانداردهای لازم برخوردار نيست، لذا گاه دچار يخ زدگی می شود و در مجموع هم اكنون برای تامين گاز و استفاده از اين اتوبوس ها در وضعيت ضعيفی به سر می بريم.
حسين گل آبادی مسئول نمايندگی قطارهای مسافربری رجا، به خبرگزاری ایسنا، گفته است که سرمای شديد هوا باعث يخ زدگی گازوييل در قطارها شده است و به همين دليل قطارها با مشکل مواجه اند.
لازم به یادآوری است که قبل از این در سال های اخیر، به ویژه به دلیل واردات بیش از حد برخی اقلام نظیر لباس، کفش، شکر و غیره باعث رکود در عرصه تولیدات داخلی و در برخی مواقع نیز به تعطیلی واحدهای تولیدی در بخش هایی از صنایع ایران شده و کارگران آن ها نیز بیکار و سرگردان شده اند. اکنون به نظر می رسد با بحران گاز و برق، بهانه خوبی به صاحبان صنایع بحرانی داده است تا از این موقعیت استفاده کنند و با تعطیلی کارگاه ها و کارخانه های در بحران، سرمایه خود را در بخش تجاری و وارداتی که پرسودتر است به کار اندازند.
گرانی و تورم
بحران گاز، در سه هفته اخیر سبب شده است که قیمت مایحتاج مردم، به ویژه نان به طور نگران کننده ای بالا برود. در حالی كه با نزديك شدن به ماه های پايانی سال و فرا رسيدن موج گرانی های شب عيد، نگرانی های جدی شهروندان از كاهش قدرت خريد و افزايش قيمت ها تشديد شده است.
در گزارش ها آمده است که صف های بسیار طولانی در مقابل نانوایی ها در سرمای شدید زیر صفر درجه، نفس گیر است .قیمت نان در برخی از شهرهای شمالی کشور، به ویژه استان های مازندران و گلستان بیش از 200 درصد افزایش داشته است. گفته می شود که برخی از شهروندان این دو استان، هر قطعه نان را تا 500 توان نیز خریده اند. کمبود نان در پایتخت بیش از 12 میلیونی محسوس است. هر دانه تخم مرغ 500 تومان در شهرهای مختلف مازندران و گلستان به فروش می رسد. لوله های آب آشامیدنی بسیاری از روستاییان و برخی از شهرنشینان بر اثر شدت سرما قطع شده است.
با تعطیلی نانوایی هایی که با گاز کار می کردند صف هایی در برابر فروشندگان نان به وجود آمده و گاها قیمت یک عدد نان لواش که از شهرها و استان های همجوار تهیه شده به چند برابر قیمت یا 100 تومان به فروش می رسد.
کپسول های گاز در برخی شهرهای شمالی با قیمت های گزافی تا حدود ۸۰ هزار تومان به فروش می رسد، در حالی که قیمت این کپسول ها در شرایط عادی حدود ده تا پانزده هزار تومان است.
در شهرهای رشت و بندر انزلی ارتفاع برف به یک متر رسیده و مردم این شهرها که تجربه برف سنگین سه سال پیش را در یاد دارند، برای تامین نیازهای روزمره، بسیاری از فروشگاه های مواد غذایی را در همان ساعات اولیه بارش برف خالی کردند. نانوایی ها در مناطق شمالی با ازدحام مواجه است و مردم برای تهیه نان ساعت ها در صف می مانند.
در شهرهای آذربایجان، برخی تاکسی تلفنی ها نيز کرايه های خود را 20 تا 40 درصد افزايش داده اند. عليرغم تعطيلی مدارس در بسياری از خيابان های شهرهای شمال غرب صف های طويل در ايستگاه های تاکسی و اتوبوس ديده می شود، به طوری که کودکان خردسال در آغوش والدين شان از شدت سرما و برف می لرزند.
طی روزهای اخير قيمت انواع وسايل گرمازای نفتی (والور، بخاری نفتی) و برقی (بخاری و گرم کن های برقی) به بيش از 2 يا 3 برابر قيمت قبلی رسيده است. يک گالن 20 ليتری نفت به قيمت 6000 تومان در بازار بورس مناطق سردسير معامله شده است.
صف های طويل چند صد متری گاز مايع، کپسول پيک نيکی و خانگی و نفت در برابر مراکز توزيع سوخت ايجاد شده است. به طوری که يک کپسول پيک نيک خانگی که قبلا با 500 تومان شارژ می شد در بازار بورس سياه، به قيمت 2500 تومان نيز به فروش می رسد.
روزنامه اعتماد، یک شنبه 23 دی ماه، نوشت: «قيمت نان در برخی از شهرها که با مشکل قطعی و يا افت فشار گاز مواجه هستند با افزايش قيمت های باور نکردنی روبرو شده است و از جمله در اروميه تا ۴۰۰ تومان هم پيش رفته است و به گفته نماينده مردم خلخال در مجلس، نان بسته ای در اين شهر حدود دو هزار تومان به فروش می رسد.»
سرمايه، 23 دی ماه نوشت: 1- قيمت نان در برخى از مناطق شمال كشور به ويژه استان هاى مازندران و گلستان با بيش از 200 درصد افزايش روبرو شده است. هر چند برخى خبرها حكايت از افزايش 700 درصدى دارد. گفته می شود كه برخى از شهروندان اين دو استان هر قطعه نان را تا 500 تومان نيز خريده اند. صف هاى بسيار طولانى در مقابل نانوايی ها و در سرماى زير صفر درجه، امان مردم را بريده است. همچنين گفته می شود خبر رسيده كه در معدود شهرها هر قطعه نان لواش كه در حالت عادى 16 تومان است در برخى موارد حتى به قيمت 400 تومان فروخته می شود.
2- دولت براى كاهش نگرانى مردم از كمبود و گرانى نان در اين دو استان شمالی، جمعه 21 آذر ماه، نان مورد نظر اين دو استان را از تهران تامين كرد. وقتى شهروندان تهرانى براى تهيه نان روزانه خود به فروشگاه ها مراجعه كردند با پاسخ «نداريم» فروشندگان، روبرو شدند. پيگيری ها نشان از آن دارد كه حجم زيادى نان از تهران براى مردم مازندران و گيلان فرستاده شده است.
3- غير از نان، در اين دو استان، شير و تخم مرغ و اغلب مايحتاج مردم كمياب شده است. خبر رسيده، هر دانه تخم مرغ در برخى شهرهاى مازندران و گلستان 500 تومان به فروش می رسد. علت اين همه هرج و مرج، برف سنگين و تداوم سرما و يخ زدگى جاده ها عنوان می شود.
4- قرار بود، سال گذشته فازهاى 9 و 10 پارس جنوبى به بهره بردارى برسد. از اين دو فاز، روزانه 50 ميليون متر مربع گاز به خطوط لوله سراسر كشور و براى صادرات تزريق می شد اما اين اتفاق نيفتاد. دليل آن نيز كمبود سرمايه، كنار رفتن سرمايه گذاران خارجى به دلايل سياسى و موضوع تحريم هاست. هر چند، دولت، خبر از افزايش مداوم سرمايه گذاری های خارجى در تمام بخشهاى اقتصاد ايران و به ويژه نفت و گاز می دهد.
5- از سوى ديگر، دولت كه قادر به افزايش بخش عرضه نبود، هم زمان، به دليل كم تجربگى، قسمت تقاضا را بالا برد. آن هم با اقداماتى نظير اجبارى كردن دوگانه سوز كردن خودروها. حالا، هم خودروها با مشكل سوخت گاز مايع مواجه اند و هم فشار گاز در خطوط لوله سراسر كشور كاهش يافته و همه در هول و هراس سرما گرفتارند. بنا به گفته مدير شركت ملى گاز، حداقل 500 هزار خانوار ايرانى در استان هاى شمالى در معرض افت فشار و يا قطعى گاز قرار دارند. اين آمار، مربوط به هفته قبل است و موج جديد سرما با شدت بيش ترى در راه است.
6- چالش اقتصادى مشكل كمبود گاز و سوء مديريت به اين دو سه مورد،ختم نمی شود. هم اكنون، سه هفته است كه صنايع مختلف كشور به دليل كمبود گاز و گرانى شديد گازوييل و كمبود آن با توقف خط توليد روبرو هستند.
7- اوضاع به حدى نابسامان است كه رييس دولت، ناگهانى به مازندران و گلستان سفر كرده و قول داده تا دو سه روز ديگر يعنى تا دوشنبه و سه شنبه همه چيز به وضعيت طبيعى باز خواهد گشت. هر چند، برخى از دست اندركاران تحقق اين وعده مهم را دشوار می دانند. خوشبختانه، شير لوله گاز و گازوييل در كنترل دولت است و گرنه بنا به منطق فكرى دولت نهم، معلوم نبود چه كسى و يا كدام مافيا، باند و گروهى عامل ايجاد اين كمبود نان و گاز معرفى میشدند.
8- گويا، اين سرنوشت مردم ايران است كه بايد تابستان دغدغه قطع برق و دست و پنجه نرم كردن با گرما را داشته باشند و در زمستان با كمبود گاز و سرما، مواجه شوند. طنز تلخ اين دور باطل هم اين است كه در تابستان برق مناطق گرم و جنوبى كشور قطع می شود و در زمستان هم گاز مناطق سردسير و شمالى. (روزنامه سرمایه، شماره 650، یک شنبه 23 دی 1386)
روزنامه آفتاب يزد نیز دوشنبه 24 دی ماه، خبر داد که «سرما و بی تدبيری، نان را در کرج کمياب کرده است.» اين روزنامه با اشاره به ايجاد صف های طويل نان در کرج و تعطيلی بسياری از نانوایی ها نوشته است: «تعطيلی برخی نانوايی ها، بالا رفتن حجم درخـواسـت ها به دليل تعطيلی مدارس و ادارات، موجب کمبود نان در کرج شده است.»
اعتراضات اجتماعی
بسياری از شهروندان از این وضعیت خشمگین هستند و در قائمشهر به فرمانداری حمله کرده اند. در شهرهای دیگر نیز اعتراضات مردم در حال گسترش است. آنان از سهل انگاری مسئولين دولتی در امور گاز رسانی و فرآوردهای سوختی، خواهان بازديد و حضور رييس جمهور، هيات دولت، مديران عالی رتبه شرکت گاز و مواد سوختی در مناطق شهری و به ويژه روستايی در شمال غرب ايران بوده و از مسئولان بازرسی و قوه قضاييه می خواهند با انجام کار کارشناسی توسط کارشناسان مستقل، مديران و مسئولينی را که با عدم پيش بينی و سوء مديريت چنين مشکل ملی را ايجاد کرده اند شناسايی، محاکمه و به مردم معرفی شوند.
مردم آذربایجان به طنز و کنایه از رئيس جمهوری خواسته اند تا در دومين دور از تور ايرانگردی خود از استان های اردبيل، زنجان، آذربايجان شرقی و غربی بازديد کرده و با گذر از راه های مسدود شده روستايی شب هايی را در دمای زير 20 درجه سانتيگراد در کنار مردم و کودکان روستاها و شهرها گذرانده و شاهد رنج و عذاب آنان باشد؟!
مردم به جان آمده گرگان، روز جمعه 21 دی ماه، نسبت به بی اعتنایی حکومت برای حل بحران سوخت دست به اعتراض زدند. به گزارش خبرگزاری حکومتی ایرنا، در حالی كه نورمفیدی، امام جمعه گرگان و نماینده خامنه ای در خصوص بر طرف شدن مشكلات گاز مردم استان با مسئولان ارشد كشور سخن می گفت، جمعیت حاضر در «مصلای» گرگان با دادن شعار خشم خود را از جواب های مسئولین اعلام داشتند.
این منبع حكومتی، همچنین نوشت هجوم مردم گرگان به دو مركز توزیع نان طوری بود كه چشم های هر بیننده ای را به خود جلب میكرد و در یک نگاه، انسان را یاد روزهای قحطی و زلزله می انداخت.
جمعی از مردم خشمگین ارومیه، 24 دی ماه كه در صف نفت و گاز ایستاده بودند با ماموران سركوبگر نیروی انتظامی كه آنان را مورد اذیت و آزار قرار می دادند درگیر شدند. در جریان این درگیری یكی از مhموران سركوبگر توسط مردم خشمگین به شدت مضروب شد. رسانه های حكومتی به گوشه ای از این درگیری اعتراف كردند و نوشتند: مردم ناگزیرند برای دریافت یک سیلندر گاز از صبح تا غروب و گاه از شب تا صبح در صف بایستند كه در یکی از همین صف ها در میدان آزادگان ارومیه بین مردم و مامور نیروی انتظامی درگیری شدیدی رخ داد. مردم برای دریافت سیلندر گاز، کپسول های خود را در صف قرار می دهند و تا آمدن خودروی گاز درون خودروهای خود منتظر می مانند ولی یک مامور نیروی انتظامی به جریمه خودروها مشغول می شود که سرانجام مردم خشمگین و خسته با او درگیر می شوند و در نهایت این مامور با دهان و صورت خونی از آن جا دور می شود.
چه باید کرد؟
فعالیت علنی احزاب و سازمان های مخالف حکومت اسلامی، در ایران ممنوع است. اما این به این معنا نیست که این احزاب و سازمان ها در ایران حضور ندارند. اساس فعالیت آن ها زیرزمینی است و در سطح اعتراضات و اعتصابات توده ای، تشکیلاتی که نقش هم داشته باشد به دلایل امنیتی آگاهانه مطرح نمی کند. رسما فعالیت رسانه های مستقل ممنوع است و وبلاگ نویس ها و روزنامه نگاران مستقل نیز همواره در معرض تهدید و دستگیری و زندان و شکنجه قرار دارند.
در سال های اخیر، تلاش های زیادی در عرصه جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و غیره برای برپایی تشکل های مستقل از دولت گسترش یافته است. اما هنوز به دلایل مختلف از جمله سانسور و اختناق، مشکلات اقتصادی، عدم تجربه در سازمان دهی توده ای و مبارزه علنی، و یا تلفیق مبارزه مخفی و علنی، درک ها و سیاست های مختلف ار تشکل، گرایشات سکتاریستی و ... از جمله موانع مهم سازمان یابی جنبش های اجتماعی در ایران هستند. برای مثال، تاکنون نه تنها حکومت اسلامی اجازه نداده است که کانون نویسندگان ایران، به طور علنی مجمع عمومی خود را برگزار کند، بلکه هر بار نیز دست اندرکاران این کانون تلاش کرده اند جلسات محدودی در منازل خود تشکیل دهند با یورش مامورین امنیتی مواجه شده اند. فراتر از آن تعدادی از نویسندگان و هیات دبیران کانون هم چون مختاری، پوینده و ... را مامورین امنیتی ربودند و آن ها در زیر شکنجه به فجیع ترین شکلی به قتل رساندند و جنازه شان را نیز در حاشیه پایتخت رها کردند.
زندان های حکومت اسلامی، مملو از فعالین سیاسی جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویان و روزنامه نگاران و مردم آزادی خواه و عدالت خواه است.
در چنین شرایطی، در مقابل حاکمانی که غیر از زبان زور چیز دیگری سرشان نمی شود توده مردم را هیچ ارگانی و نهادی و سازمانی نمایندگی نمی کند. یا برای تامین و توزیع نیازمندی های اساسی مردم در این وضعیت بحرانی و نگران کننده، هیچ نهادی و جمعی فعالیت ندارد. بنابراین، اراده و قدرت مردم نمایندگی نمی شود و این وضعیت به حاکمان حکومت اسلامی، این امکان و جرات را می دهد تا نیروهای سرکوبگر خود را برای سرکوب اعتراضات خودجوش و بر حق مردم گسیل دارند. عدم تشکل اجتماعی سبب شده است که توده میلیونی مردم معترض در مقابل حکومت بی سلاح و بی نماینده باشند.
در جامعه عنان گسیخته ایران که شکاف های اقتصادی و اجتماعی و طبقاتی روزبروز عمیق تر می شود، رهبران عملی که قدرت سازمان دهی اجتماعی داشته باشند نیز افزایش می یابد. از این رو، به محض این که یکی از آن ها توسط حکومت دستگیر و زندانی می شود چندین تن جای او را می گیرند.
مسلما، هم جنبش های خودجوش و هم رهبری آن به درجاتی در جامعه ایران تجربه دارند. تشکل یابی و بسیج توده ای به رهبری با تجربه و فعالی نیاز دارد. بدون رهبری ممکن است جامعه سر به شورش بزند اما سخت است که به اهداف خود برسد. رهبران اهداف جنبش را روشن می کنند. مهم ترین وظیفه رهبری ایجاد تفاهم و یگانگی و سازمان دهی در میان کارگران و توده های ناراضی است.
از سوی دیگر، جرقه های یک خیزش اجتماعی، در خود از ویژه گی خاصی برخوردار نستند. یک بحران و یک درگیری میان مردم و نیروهای سرکوبگر، حمله پلیس به یک اعتصاب و اعتراض و همچنین بحران هایی شبیه بحران گاز و نان امروزی ایران می تواند از یک نقطه آغاز شود و به سرعت به شهرها و سراسر کشور سرایت نماید.
در جامعه ای که دارای شکاف های طبقاتی است گرایشات و فرقه های مختلف ملی و مذهبی نیز فعال تر می شوند. کافی ست که فرصتی برای ابراز وجود اجتماعی رهبران عملی فراهم شود. رهبران عملی به دلیل خصوصیات اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و جایگاه و محبوبیتی که در جامعه دارند از قدرت بسیج توده ای نیز برخوردار هستند. در این جا فعالین محلی هستند که ابتکار عمل را در صحنه سیاسی - اجتماعی در اختیار می گیرند. صدای این رهبران محلی صدای آشنا و گوش نوازی برای توده مردم است. اما رهبران عملی باید مواظب باشند که شعارها و سیاست های تفرقه آمیز در جهت سیاست های ناسیونالیستی، مذهبی، نابرابری بین زن مرد و تفاوت های ملی باد زده نشود. این نوع سیاست های بورژوایی برای جنبش های اجتماعی خطرناک است و عمدتا به نفع حاکمیت و تفرقه اندازان و درگیری و کمکش های خونین داخلی منجر می شود. همبستگی انسانی و طبقاتی با شعارهای برابری طلبانه و عدالت خواهانه عمیقا باید در جامعه رشد و گسترش پیدا کند.
مناسبات بین نسل ها و حتی روابط طبقاتی به وضوح در حال تحولند. جامعه ایران، به لحاظ سنی یک جامعه جوان است. جوانی نیز دنیایی از شور و شوق و انرژی بی پایانی برای مبارزه در راه آزادی و برابری دارد. نیروی واقعی جنبش توده ای، سه دهه اخیر از باورها و حقایق سیاسی و اجتماعی جامعه ایران را تحت الشعاع قرار داده است. زمینه های اعتراض عمومی را می توان به روشنی در کارگاه ها و کارخانه ها، مدارس و دانشگاه ها و در شهرها و روستای ایران می کرد. میل و اشتها به مبارزه سیاسی در جامعه به ویژه در میان جوانان بسیار قوی است. 16 آذر امسال و اعتراض دانشجویان دانشگاه های سراسر ایران در مقابل یورش ارتجاع به دانشگاه ها و دستگیری رهبران و فعالین سرشناس چپ و سوسیالیست جنبش دانشجویی، بار دیگر این واقعیت را در مقابل همه قرار داد. یا کمپین های اعتراضی گسترده برای آزادی محمود صالحی، منصور اسانلو و همه زندانیان سیاسی و جلب همبستگی و حمایت و پشتیبانی از مبارزات کارگران، زنان و دانشجویان در داخل و خارج کشور نسبتا از رشد خوبی برخوردار است.
بحران و جنب و جوش جدید، توده های میلیونی را وادار می کند به سناریوهای متداول حکومت اسلامی تمکین نکنند. قدرت پایداری و استقامت در آگاهی مردم از فراگیری تحرک نوین در صحنه سیاسی و اجتماعی تداوم می یابد و از همین جا منجر به آن واقعیتی می شود که عکس العمل جامعه به روال بی سابقه ای متحول شود. صداهای اعتراضی که از شهرهای مختلف به گوش می رسند باید با سازمان دهی توده ای این صداها در شهرهای مختلف یکی شوند و هم زمان با هم کاخ های حاکمیت سانسور و اختناق و استثمار را بلرزاند.
باید تلاش کرد که تشکل ها مردمی هر چه زودتر شکل بگیرند و اقداماتی را نیز در دستور فعالیت های زیست و زندگی خود در محلات و محیط کار بگذارند. برنامه اعتراض و اعتصاب را سازمان دهند. تظاهرات ها را هدایت کنند. به یاری و کمک مستمندان بشتابند. و به اشکال مختلف با قدرت در مقابل وحشی گری های لجام گسیخته حکومت اسلامی بایستند.
یک وجه مهم استراتژی سازمان دهی توده ای و مبارزه اجتماعی، مقاومت توده ای را به دنبال دارد که برگشت ناپذیر است و همواره به پیشروی جنبش اجتماعی و به برقراری هژمونی سیاسی و اجتماعی کارگران و مردم آزادی خواه می اندیشد.
اکنون که بحران اقتصادی و اجتماعی و حتی بحران نان نیز جامعه ما را فراگرفته است ضرورت تشکل صد چندان می شود. باید فعالین سیاسی و اجتماعی و تشکل های مستقل موجود آستین ها را بالا بزنند و به طور جدی جوانب مختلف متحد و متشکل کردن مردم معترض و تحول طلب را مورد بحث و بررسی قرار دهند و پراتیک لازم را نیز در این مورد اتخاذ نمایند. مردم می توانند در محلات، در سطح شهر و کشور خود را در تشکل های مختلفی سازمان دهند. مثلا برای تهیه نان، بنزین و گازوئیل این تشکل ها می توانند موثر واقع شوند. نمایندگان تشکل ها این اقلام مورد نیاز مردم را می توانند ارزان تهیه کنند و با همان قیمت نیز در اختیار مردم بگذارند. به مستمندان یاری برسانند. از این طریق می توان جلو احتکارگران و سوداگران را گرفت. اعتراضات توده ای را سازمان دهی کرد و نمایندگان آن ها با مسئولین حکومتی از موضع قدرت برای تحقق خواست ها و مطالبات اجتماعی و برای تامین نیازهای مردم بر سر میز مذاکره می نشینند. در چنین شرایطی، هیچ شهروندی احساس ضعف و تنهایی و ناامنی نخواهد کرد و بر عکس، جسارت دفاع از حقوق خود و هم نوعانش نیز به مراتب بالاتر خواهد رفت.
تشکل های مستقل موجود کارگری، زنان، دانشجویان، نویسندگان و روزنامه نگاران، اعضای و هواداران سازمان های سیاسی کمونیست و چپ، برابری طلب و آزادی خواه قادرند در سازمان دهی توده های جان به لب رسیده نقش مهمی ایفا کنند. از قدیم گفته اند یک دست صدا ندارد، اما وقتی دست های مردم یک محل، یک شهر و یک کشور به هم گره خوردند هیچ قدرتی در مقابل آن توان مقابله ندارد. اتحاد و همبستگی و مبارزه متشکل و متحد از هر سلاح حاکمان قدرتمندتر است. تجربه انقلابات جهان و یا حتی تحولات هر چند محدود در عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به نفع مردم، با مبارزه توده ای رادیکال و از پایین حاصل شده است و هیچ دولتی در جهان مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را داوطلبانه به مردم اعطا نکرده است. بنابراین، خودسازمان دهی توده های مردم نه صرفا یک نظریه و تئوری بحث برای بحث، بلکه یک ضرورت سیاسی و اجتماعی جامعه ماست. جامعه از ستم و استثمار و ده ها درد و رنج رها نخواهد شد مگر این که مردم و در خط مقدم مبارزه کارگران پیشرو و سوسیالیست به طور متحد و متشکل وارد صحنه سیاسی و اجتماعی جامعه شوند.
کارگران و مردم محروم و آزادی خواه آفریقای جنوبی، لهستان و فلسطین، از جمله در زیر فشارهای اقتصادی و سرکوب دیکتاتوری نظامی، خود را سازمان دهی کردند و به طور متحد و متشکل به خیابان ها ریختند. مردم آفریقای جنوبی و لهستان موفق به تغییر حکومت های خود شدند. اما هر چند وضعیت در فلسطین متفاوت است و ارتش اسرائیل هر روز این مردم را سرکوب می کند اما، سازمان آزادی بخش فلسطین با مبارزه و اعتراضات متشکل توده ای توانست از تبعید به بطن جامعه فلسطین برگردد. آن ها ده ها «سازمان پوششی» برای پیشبرد امر مبارزه خود به وجود آورده بودند. اساسا مبارزه با حکومت های سرکوبگر، یک مبارزه در شرایط طبیعی و عادی نیست، بلکه پیچیده گی های حاص خود را دارد. اما این پیچیده گی ها را می توان با اتحاد و همبستگی و بحث و تبادل نظر در مجامع عمومی ساده تر کرد.
سازمان دهی اجتماعی و بسیج سیاسی توده ها مردم، کار دشواری است و در هر شرایطی و موقعیتی نمی توان مردم را به صحنه آورد. مسلما اگر خلاقیت های کارگران و توده های معترض در یک طرف تشکیلاتی مناسب قرار گیرند و اظهار وجود اجتماعی پیدا کنند صدها ایده و پیشنهاد به میان می آورند که از میان آن ها بهترین ایده ها، شعارها، تاکتیک ها و... برای پیش برد امر مبارزه انتخاب می شوند. جنبش توده ای هر چه بیش تر بتواند حرکت های خودجوش را در خود جذب نماید، موفق تر است.
بعلاوه مهم تر از همه، جامعه ما، تجربه انقلاب 1357، سرنگونی حکومت شاه را دارد. ساواک و گارد شاهنشاهی حکومت پهلوی، از مخوف ترین سازمان های سرکوبگر جهان بودند. شاه ایران، یکی از مغرورترین، خودخواه ترین و مستبدترین سران جهان بود. اما، هنگامی که مردم در سطح میلیونی به خیابان ها ریختند و به ویژه هنگامی که کارگران قهرمان صنایع نفت دست به اعتصاب زدند محمدرضا شاه، که خود را قدر قدرت نه تنها ایران، بلکه منطقه می دانست در مقابل قدرت مردم به زانو درآمد و به شیون و زاری افتاد. با قدرت مردم انقلابی، ساواک منحل شد و حکومت نظامی نیز نتوانست کاری از پیش ببرد. در نتیجه حکومت سلطنتی با قدرت مردم سرنگون شد اما به دلیل این که کارگران و مردم آزادی خواه، نه تنها در آن دوره از احزاب و سازمان های جدی خود، به ویژه احزاب و سازمان های کمونیستی با تجربه و با برنامه محروم بودند نتوانستند آلترناتیو طبقاتی خود را در جامعه بر قرار کنند، بلکه با ترور و خشونت شدید گرایشات ملی و مذهبی که از دل چرکین حکومت شاهنشاهی بیرون جهیده بودند روبرو شدند. حکومت جدید اسلامی، انقلاب 1357 مردم ایران را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کرد. اما هنوز هم جامعه ایران از تب و تاب انقلابی نیافتاده است. هم اکنون نیز ایران، یکی از کشورهایی است که تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در آن غیرقابل پیش گیری و اجتناب پذیر است. اگر امروز کسانی که در انقلاب 57 حضور داشتند با قدرت نیروی جوان در یک صف قرار بگیرند به سرعت سطح مبارزه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را ارتقا می دهند. بنابراین، امر خودسازمان دهی اجتماعی، یک نیاز عاجل جامعه ماست.
نتیجه گیری
ایران، دومین دارنده ذخایر گاز دنیا، هم اکنون به حدی در تامین گاز مصرفی اش با مشکل مواجه شده است که در اثر سرما و قحطی و گرسنگی، حتی مرگ و میر فزاینده نیز جان شهروندان این کشور را تهدید می کند. بر پايه گزارش آماری سال ۲۰۰۷ «بريتيش پتروليوم»، ايران با ۲۸ تريليون متر مکعب که ۱۵.۵ درصد ذخاير ثابت شده گاز جهان است، دومين کشور برخوردار از منايع زير زمينی اين کالا بعد از روسيه به شمار می رود.
مدير عامل سازمان بهشت زهرا، از افزايش 15 تا 20درصد مرگ و مير در پايتخت در سه روز گذشته هم زمان با بارش برف و يخبندان خبر داد. به گزارش ايسنا، محمود رضاييان، گفت: به طور متوسط ميانگين روزانه متوفيان تهران 150 نفر است، اما اين رقم در طول روزهای چهارشنبه تا جمعه (21 دی ماه) تا 197 نفر هم افزايش يافت. وی سرما و يخبندان را در افزايش مرگ و مير موثر دانست و تصريح كرد: البته تاكنون از سوی سازمان پزشكی قانونی علت مرگ سرما و يخبندان اعلام نشده است، اما با توجه به افزايش مرگ و مير هم زمان با كاهش دمای هوا در تهران، اين گونه به نظر می رسد كه سرما نيز در افزايش آمار مرگ و مير تاثير داشته است. به گفته مدير عامل سازمان بهشت زهرا، آمار مرگ و مير تهران همه ساله در زمستان افزايش می يابد، اما امسال افزايش را بيش تر از سال های گذشته شاهد بوديم كه حتی در تاريخ بهشت زهرا بی سابقه بوده است.
توجه کنید که وی، این ارقام افزایش مرگ و میر را فقط در مورد تهران، یعنی این پایتخت دولت امام زمان مطرح می کند، در حالی که وضعیت در استان های شمال و غرب کشور، ده ها برابر فجیع تر و امکانات این استان ها نیز به مراتب کم تر از تهران است.
قبل از آغاز بحران گاز، یعنی از زمان توقف صدور گاز ترکمنستان به ایران، آمارهای داخلی می گفتند که گاز صادراتی ترکمنستان تنها معادل پنج درصد کل مصرف داخلی گاز ایران است. اما این بحران نشان داد که در این عرصه نیز همانند عرصه های دیگر سران حکومت اسلامی اطلاعات دروغ به مردم می دهند تا موفعیت کذایی خود را حفظ کنند.
بنا به گزارش «بی.بی.سی»، 24 دی 1386 - 14 ژانویه 2008، دولت ترکمنستان ادامه قطع گاز صادراتی خود به ایران را به کوتاهی حکومت اسلامی در پرداخت به موقع بدهی های این کشور نسبت داده است. وزارت خارجه ترکمنستان با صدور بیانیه ای ضمن تکرار اظهارات قبلی خود در مورد این که دلیل قطع گاز صادراتی آن کشور به ایران لزوم انجام تعمیرات فنی در خط لوله انتقال گاز بوده، اعلام داشته است که خودداری ایران از عمل به تعهدات خود باعث کندی در اتمام این تعمیرات شده است. وزارت خارجه ترکمنستان در بیانیه اخیر خود گفته است که ایران پرداخت بهای گاز را از روز 1 ژانویه 2008 متوقف کرده است.
وزارت خارجه ترکمنستان در روز 31 دسامبر 2007 و پیش از آن که گاز صادراتی خود به ایران را قطع کند گفته بود که خط لوله انتقال گاز طبیعی به ایران نیاز به تعمیرات دارد. در آن زمان، برخی منابع ایرانی گفتند که انگیزه واقعی دولت ترکمنستان وارد کردن فشار بر ایران برای افزایش بهای گاز صادراتی به دو برابر قیمت آن است هر چند وزارت خارجه حکومت اسلامی اظهارات ترکمنستان در مورد ضرورت انجام تعمیرات را تکرار کرد.
شبکه تلویزیونی «تی وی پرس»، وابسته به حکومت اسلامی ایران، در گزارشی گفته است که یک هیات ایرانی برای مذاکره درباره صادرات گاز به ترکمنستان سفر کرده است. این شبکه تلویزیونی همچنین به نقل از غلامحسین نوذری، وزیر نفت ایران گفته است تا زمانی که ترکمنستان گاز قطع شده را مجددا وصل نکند، ایران درباره قیمت گاز هیچ مذاکره ای نخواهد کرد.
پس از قطع گاز صادراتی ترکمنستان، ایران نیز گاز صادراتی خود به ترکیه را کاهش داد. یکی از برنامه های حکومت اسلامی، افزایش صادرات گاز به خارج است و مذاکراتی بین این کشور و پاکستان و هند برای احداث یک خط لوله انتقال گاز به این دو کشور در جریان بوده است. در این میام معلوم نیست حکومتی که از تامین گاز مورد نیاز شهروندان و صنایع داخلی ناتوان است چگونه می تواند آن را به خارج صادر کند؟!
در چنین شرایطی، قیمت كالاهای مصرفی خانواده ها هر زور گران تر می شود. اما اين روزها، با آغاز فصل سرما و بحران گاز، قیمت اغلب اقلام مورد نياز چندین برابر افزایش یافته است. بعد از جيره بندی بنزين، اين گرانی سير صعودی طی می کند. از اول خرداد ماه سال جاری، قيمت انواع ميوه چه داخلی و چه خارجی در مغازه های شهرها دو سه برابر قيمت فروخته می شوند. قيمت مرغ و تخممرغ هر روز بالا و پايين می شود. قيمت يك كيلو ميوه، امروز با فردا متفاوت است. بعد از اين كه بنزين هر ليتر 20 تومان گران تر شد، اين مشكل هر چه بيش تر تشديد گردید. وضعيت قيمت های اجناس اساسا ثبات ندارد و كنترل يا قانونی نیز در اين رابطه وجود ندارد. شورای اقتصاد هم با افزايش بهای لبنيات موافقت كرده و تصويب نمود كه قيمت آن ها 10 درصد افزايش يابد. بنزين جيرهبندی شده ليتری 20 تومان و بنزين آزاد در بازار سياه نيز، هر ليتر تا يک هزار تومان، و در برخی مراکز صنعتی حتی تا ۲ هزار تومان، خريد و فروش می شود. در شهر اهواز هم شاهد افزايش كرايه تاكسی ها و آژانس ها تا 3 يا 4 برابر قيمت شده است.
اکنون بحث افزایش دستمزد کارگران برای سال آینده در پیش است. مسلما اگر کارگران با تشکل ها و نمایندگان واقعی خودشان در مورد تعیین سطح دستمزدهایشان امکان دخالت نداشته باشند بی شک، نمایندگان دولت، شوراهای عالی کار و کارفرمایان که منافع سرمایه و حکومت حامی سرمایه را مدنظر دارند همانند سال های قبل پایین ترین سطح دستمزدها را وضع خواهند کرد. بنا به گفته عضو كميته مزد استان تهران، نرخ سبد هزينه خانوار كارگری براساس آمار منتشره ۴۲۱ هزار تومان برآورد شد، حقوق كارگر در قيمت تمام شده كالا تنها ۷ درصد است
عبدالله مختاريان، عضو كميته مزد استان تهران در گفتگو با خبرنگار حکومتی «موج» اظهار داشت: براساس فرم های توزيع شده بين كارگران سراسر كشور هزينه حداقل مصرف خانوار كارگری در ماه بيش از ۴۰۰ هزار تومان برآورد شد. عضو كميته مزد استان تهران، در ادامه نرخ حداقل هزينه مسكن را در سبد هزينه خانوار كارگری ۱۰۰ الی ۲۵۰ هزار تومان در ماه اعلام كرد وافزود: نرخ هزينه مسكن براساس حداقل ها برآورد شده است.
این در حالی است که اکنون دستمزد کارگران ایران رقمی در حدود 185 هزار تومان است. ده ها هزار کارگر نیز ماه ها دستمزد خود را دریافت نکرده اند و توسط کارفرمایان و حکومت به تعویق افتاده است و اعتراضات آن ها برای دریافت دستمزدهای معوقه شان توسط نیروهای امنیتی و ضدشورش شدیدا سرکوب می شود. در این کشور ثروتمند، میلیون ها انسان بیکار و به تامین نان روزانه خود محتاجند. اکنون نیز سرما و بحران گاز و قحطی نان نیز به دردهای دیروزی مردم افزوده شده است. براساس گزارش های رسانه های حکومتی، در دو استان مازندران و گلستان که نسبت به استان های دیگر کشور از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار بودند اکنون با کمبود شدید نان، شیر و تخم مرغ و بسیاری دیگر از مایحتاج اولیه مورد نیاز روزانه مردم روبرو هستند.
بدین ترتیب، پیامدهای ناشی از سرما و نبود سوخت در مناطق شمالی و شمال غرب کشور، ابعاد نگران کننده ای پیدا کرده است. گفته میشود دست کم۵۰۰ هزار خانوار ایرانی در استان های شمالی با مشکل قطع گاز و یا افت فشار آن روبرو هستند. کاهش شدید پخت نان در اثر قطع گاز، باعث افزایش بهای نان و برخی از اقلام مصرفی مردم شده است.
قطع گاز و کمبود گاز مایع موجب به وجود آمدن صف های طویل در مراکز شارژ گاز مایع یا جایگاه های فروش نفت شده است. یک گالن ۲۰ لیتری نفت به قیمت ۶ هزار تومان به فروش می رود. قیمت انواع وسایل گرمازای نفتی و برقی دست کم دوبرابر شده است.
در بسیاری از روستاهای آذربایجان و نیز برخی شهرهای کوچک، لوله های آب آشامیدنی بر اثر سرما یخ بسته اند و مردم در سرمای طاقت فرسا با گالن و ظروف مختلف، در تلاش تامین آب مصرفی خود هستند.
در سه هفته ای که از هجوم سرما به ایران می گذرد، حکومت اسلامی، برای تامین مصارف خانگی، گاز بخشی از واحدهای تولیدی را قطع کرده است. گفته میشود بخش قابلتوجهی از صنایع کشور با توقف تولید روبرو هستند.
ایران، دارای منابع عظیم گاز و نفت در جهان است. به نظر بسیاری از کارشناسان، بروز چنین مشکلاتی قبل از آن که به حوادث غیرمترقبه مربوط باشد، به سیاست های حکومت و نحوه مدیریت کشور برمیگردد.
دولت احمدی نژاد که خود را دولت «امام زمان» می نامد و با طرح حمایت های غیبی این امام همیشه غایب، همواره عوامفريبی پشت عوامفريبی می کند، اکنون مردم این کشور را که بر روی دریایی از گاز و نفت قرار دارد در سرما و قحطی و گرسنگی قرار داده است، چرا «امام زمان» شان به داد این مردم نمی رسد؟! حتما بياد داريد که خمينی می گفت آب و برق و گاز بايد رايگان باشد.
حکومت اسلامی، بیست و هشت سال است که با این خرافات و سرکوب و اعدام حاکمیت جنایت کارانه خود را به جامعه ایران تحمیل کرده است، بیش از این نباید به این حکومت خرافی و جانی و تحمیلی تن داد. بنابراین، زمان آن رسیده است که کارگران، زنان، جوانان و دانشجویان، و مردم محروم و آزادی خواه صفوف متحد و قدرت مند خود را به وجود آورند و با صدای بلند خواهان برکناری این حکومت و برپایی حکومتی شوند که آن حکومت، نه بر بالای سر مردم، بلکه در کنترل و خدمت مردم قرار گیرد.
مسلم است که اعضا و فعالین و دوستداران احزاب و سازمان های کمونیست و چپ، برابری طلب و آزادی خواه، تشکل های مستقل موجود کارگری، زنان، دانشجویان، کانون نویسندگان، رسانه ها و روزنامه نگاران مستقل، هنرمندان مترقی و غیره می توانند نقش مهمی در تشکل یابی و سازمان دهی اجتماعی مردم جان به لب رسیده و سمت و سو دادن به اعتراضات و طرح شعارها و مطالبات آن ها ایفا کنند.
روشن است که در بحث سازمان دهی توده ای باید تعمق بیش تری به خرج دهیم و زوایای مختلف و همه جانبه خودسازمان دهی اجتماعی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم تا به لحاط سیاسی - تشکیلاتی سنجیده و هدفمند حرکت کنیم.
مسلم است که برای دست یابی به اهداف و استراتژی شفاف تر در امر سازمان دهی اجتماعی، بحث های علمی و اجتماعی عمیق و همه جانبه ضروری است تا پراتیک مناسب تری برای پیش برد امر مبارزه طبقاتی بر علیه حکومت اسلامی اتخاذ گردد.
بیست و چهارم دی 1386 - چهاردهم ژانویه 2008