<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>جديد ترين مطالب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/J/atom.xml" />
   <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1" title="جديد ترين مطالب" />
    <updated>2009-07-04T10:48:15Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>نامه مسئول سنديکاى راه آهن و حمل و نقل آلمان به سفير ايران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_324.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7485" title="نامه مسئول سنديکاى راه آهن و حمل و نقل آلمان به سفير ايران" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7485</id>
    
    <published>2009-07-04T10:38:42Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:48:15Z</updated>
    
    <summary>آقاي رضا شيخ عطارسفير جمهوري اسلامي ايرانموضوع : تظاهراتها در ايرانما به شدت نگران اتفاقات جاري و روند آن در ايران بعد از انتخابات رياست جمهوري هستيم . در اتحاد با كارگران ايران ما از جمهوري اسلامي ايران ميخواهيم كه سركوب...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="نامه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">آقاي رضا شيخ عطار<br />سفير جمهوري اسلامي ايران<br />موضوع : تظاهراتها در ايران<br /><br />ما به شدت نگران اتفاقات جاري و روند آن در ايران بعد از انتخابات رياست جمهوري هستيم . در اتحاد با كارگران ايران ما از جمهوري اسلامي ايران ميخواهيم كه سركوب وحشيانه تظاهركنندگان توسط ارگانهاي امنيتي را متوقف كنيد.<br />عكسهاي عميقا تكان دهنده تظاهرات كنندگان زخمي و حتي كشته شدگان به دست ما رسيد . مردم ايران كه بعد از انتخابات براي آزادي، دموكراسي و علنيت تظاهرات ميكنند از حمايت و اتحاد كامل اتحاديه راه آهن - ترانس نت برخوردار هستند.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><br />ما از جمهوري اسلامي ميخواهيم:<br />- آزادي فوري همه دستگيرشدگان در طي تظاهرات ها و همه زندانيان سياسي<br />- حق تشكيل اتحاديه هاي مستقل و آزادي همه فعالين اتحاديه هاي كارگري كه دستگير شده اند<br />- احترام و به رسميت شناختن حقوق جهانشمول انسان ها<br />- احترام و به رسميت شناختن آزادي عقيده، مذهب، مطبوعات و تجمع<br />- برابري زن و مرد<br />- انتخابات مجدد و آزاد تحت نظارت ارگانهاي بين المللي<br />از جمهوري اسلامي اكيدا ميخواهيم به ضرب و شتم دولتي پايان دهد . كساني كه مسئوليت كتك با باتوم، كشتن و زخمي كردن تظاهرات كنندگان را در طي روزهاي اخير داشته اند بايد محاكمه شوند.<br />در ايران فعالين اتحاديه ها سالهاست تحت تعقيب هستند و زنداني ميشوند. فعالين کارگري در ايران فقط ميتوانند مخفيانه فعاليت كنند . نرم پايه اي تشكل بين المللي كارگري در مورد فعاليت آزاد اتحاديه اي در ايران هر روز زير پا گذاشته ميشود .<br />جاي تاسف است كه دوباره و همچنان نام فعالين اتحاديه اي در ليست دستگيرشدگان قرار دارد.<br />با احترام<br />الكساندر كيرشنر<br />١ ژوئيه ٢٠</p><p align="justify">منبع : <a href="http://www.transnet.org/Home09/09_07_01_Iran/">http://www.transnet.org/Home09/09_07_01_Iran/</a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>١٨ تیر روز اعتراض دانشجویان و مردم ایران به جمهوری اسلامی است! ( تشکيلات گوتنبرگ )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_323.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7484" title="١٨ تیر روز اعتراض دانشجویان و مردم ایران به جمهوری اسلامی است! ( تشکيلات گوتنبرگ )" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7484</id>
    
    <published>2009-07-04T10:35:52Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:38:20Z</updated>
    
    <summary>این روز یادآور مبارزه دانشجویان و مردم ایران در سال 78 است. اما 18 تیر امسال مصادف است با جنبشی به مراتب عظیمتر که میرود تا کل نظام اسلامی  را به زیر بکشد. 18 تیر امسال  باخیزش مردمی بزرگتری درداخل...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="حزب کمونیست کارگری ایران" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">این روز یادآور مبارزه دانشجویان و مردم ایران در سال 78 است. اما 18 تیر امسال مصادف است با جنبشی به مراتب عظیمتر که میرود تا کل نظام اسلامی  را به زیر بکشد. 18 تیر امسال  باخیزش مردمی بزرگتری درداخل و خارج از ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی درهم تنیده است. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify"><br />در 18 تیر امسال به خیابان بیاییم تا همزمان با جوانان، دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان در ایران بر علیه سرکوب و اختناق در جمهوری اسلامی و با شعار حکومت اسلامی نمیخواهیم و با خواست قطع روابط سیاسی و دیپلوماتیک دولتها با جمهوری اسلامی، دست به راهپیمائی بزنیم.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">حزب کمونیست کارگری ایران تشکیلات گوتنبرگ در تظاهراتی که از سوی گروه برگزار کننده 18 تیر برای روز چهارشنبه 8 ژوئیه ساعت 18 فراخوان داده شده است شرکت می کند و همه ایرانیان آزادی خواه را به شرکت گسترده در آن فرامی خواند. </p><p align="justify"><br />زمان: چهارشنبه  8 ژوئیه از ساعت 6 در میدان گوستاو آدولف </p><p align="justify">و سپس حرکت به طرف خیابان آوینین</p><p align="justify">  تلفن تماس جهت اطلاعات بیشتر 0735682525  منصور فرزاد</p><p align="justify">تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران – گوتنبرگ</p><p align="justify">دوم  ژوئیه 2009 </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گزارش ٣ روز میز اطلاع رسانی کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – بلژیک</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_258.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7483" title="گزارش ٣ روز میز اطلاع رسانی کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – بلژیک" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7483</id>
    
    <published>2009-07-04T10:31:03Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:35:27Z</updated>
    
    <summary>اعضای کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران در روزهای 4 شنبه، 5 شنبه و جمعه یک میز اطلاع رسانی سازماندهی کردند که همراه با بیانیه ها و فراخوانهای مختلف به پخش فیلم های مبارزات جاری در ایران نیز پرداختند. علیرغم...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="گزارش" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">اعضای کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران در روزهای 4 شنبه، 5 شنبه و جمعه یک میز اطلاع رسانی سازماندهی کردند که همراه با بیانیه ها و فراخوانهای مختلف به پخش فیلم های مبارزات جاری در ایران نیز پرداختند. علیرغم شرایط سختی که در روزهای وسط هفته برای تمام رفقا وجود داشت، ولی با تقسیم کار مناسبی که انجام شد، توانستیم به بخشی از اهداف برنامه مورد نظر خود برسیم.  </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> </p><p align="justify"><br />در روزهای گذشته عکسهای مبارزات مردم در خیابانها، وحشیگری رژیم در سرکوب جوانان و کشتار زنان و مردان مبارز و صحنه های دلخراش جان سپردن ندای عزیز، حمله به دانشگاهها و ... به کرات نمایش داده شد. یا با استفاده از ریسمان یا با چسباندن به در و دیوار و زمین اینکار را کردیم. نمایش فیلمهای رسانه های بین المللی از ایران و فیلمهای مختلفی که توسط موبایلهای مردم شکار شده بود، همراه با موزیک، توجه مردم بروکسل را بسیار بخود جلب کرد. </p><p align="justify">بحث هایی که میان ما و مردم بر سر این موضوع پیش می آمد نیز از مهمترین نقاط قوت کار ما بود. افشاگری از رژیم، افشاگری از ماهیت دو جناح درگیر در انتخابات و تغییر روند مبارزات مردم در بریدن از موج سبز و تقابل مستقیم با رژیم از محورهای مهم بحثهای ما با مردم بودند. همبستگی نیروهای مترقی بلژیکی هم بسیار دلگرم کننده و مهم بود. حزب سوسیالیست چپ بلژیک، بلوک مارکسیست-لنینیست، جمعیت مترقی مراکشی ها، فدراسیون ترک ها و کردهای بلژیک، لیگ کمونیست های انقلابی و ... از جمله جریانات مهم حامی برنامه بودند. </p><p align="justify">در دو روز آخر این برنامه، فراخوان راهپیمایی هفته آینده (جمعه 10 ژوئیه) در بروکسل نیز توزیع شد. استقبال خوب مردم از این فراخوان نیز مایه دلگرمی ما برای ادامه اینکار و ارتقاء سطح آن شد. </p><p align="justify">در زیر تعدادی از تصاویر مربوط به روز آخر را می بینید.  </p><p align="justify"><br />2009-07-03</p><p align="justify">کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران – بلژیک </p><p align="justify"><a href="mailto:Comitemobarezat@gmail.com">Comitemobarezat@gmail.com</a> </p><p align="justify"> </p><p align="center"><img align="baseline" style="WIDTH: 532px; HEIGHT: 341px" alt=" 3 روز میز اطلاع رسانی- بروکسل" src="http://i44.tinypic.com/i71m3a.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><div align="center"><hr /></div><p align="center" /><p align="center"><img align="baseline" style="WIDTH: 530px; HEIGHT: 341px" alt="3 روز میز اطلاع رسانی- بروکسل" src="http://i43.tinypic.com/dwxx1c.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><div align="center"><hr /></div><p align="center" /><p align="center"><img align="baseline" style="WIDTH: 529px; HEIGHT: 358px" alt="3 روز میز اطلاع رسانی- بروکسل" src="http://i40.tinypic.com/2z99nyc.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p><div align="center"><hr /></div><p align="center" /><p align="center"><img width="529" height="354" align="baseline" style="WIDTH: 529px; HEIGHT: 354px" alt="3 روز میز اطلاع رسانی- بروکسل" src="http://i39.tinypic.com/b5gpeb.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تظاهرات در حمایت از کارگران ایران - وین-- سوئیس درمیدان شهر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_257.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7482" title="تظاهرات در حمایت از کارگران ایران - وین-- سوئیس درمیدان شهر" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7482</id>
    
    <published>2009-07-04T10:23:50Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:28:38Z</updated>
    
    <summary>گزارش به زبان انگلیسی...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="شبکه همبستگی کارگری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://i43.tinypic.com/2vtbkh0.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" /></p><p align="center"><a href="http://www.iwsn.org/campaigns/vienna-26jun09.htm">گزارش به زبان انگلیسی</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>ما و جامعه ٬ پیرامون مسائل حاد جنبش کمونیسم کارگری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_256.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7481" title="ما و جامعه ٬ پیرامون مسائل حاد جنبش کمونیسم کارگری" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7481</id>
    
    <published>2009-07-04T10:20:51Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:21:47Z</updated>
    
    <summary>در این سلسله یادداشتها به مباحث متعددی در جنبش کمونیسم کارگری می پردازم. از تلاش برای ایجاد یک قطب چپ و کمونیستی و کارگری و کلا سر و سامان دادن به اردوی چپ جامعه شروع میکنم. در ادامه به مساله...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="على جوادى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify"><strong mce_serialized="1">در این سلسله یادداشتها به مباحث متعددی در جنبش کمونیسم کارگری می پردازم. از تلاش برای ایجاد یک قطب چپ و کمونیستی و کارگری و کلا سر و سامان دادن به اردوی چپ جامعه شروع میکنم. در ادامه به مساله سازماندهی خیزش مردم اشاراتی میکنم. مسائل گرهی در این زمینه کدام است؟ چه پروژه هایی ممکن است؟ مبانی کار ما چیست؟ </strong></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1"><strong mce_serialized="1"></strong></p> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">خیزش عظیم توده های مردم مساله سر و سامان دادن به قطب چپ جامعه را بطور برجسته ای در مقابل کمونیسم و کارگر قرار داده است. به مسائل متعددی در این زمینه باید پاسخ داد. نباید اجازه داد یکبار دیگر طبقه کارگر و کمونیسم دنباله رو حوادث و یا به نیروی ذخیره جدال سنتهای سیاسی طبقات حاکم تبدیل شود. این یک مساله حیاتی جنبش ماست. اما برای بررسی این مساله و پاسخ به آنچه که ممکن و اصولی و کارگری و کمونیستی است باید از جنبشهای اجتماعی جامعه و صف بندیهای سیاسی طبقاتی موجود در جامعه شروع کرد. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">سه جنبش سیاسی اصلی در تحولات سیاسی ایران نقش تعیین کننده ایفا خواهند کرد. این سه جنبش کدامند؟ باید به سه جنبش کمونیسم کارگری، ناسیونالیسم بورژوایی طرفدار غرب و جنبش ناسیونال اسلامی شرقی اشاره کرد. ۱-جنبش کمونیسم کارگری، همانطور که بارها اشاره کرده ایم، نیرویی بمراتب وسیع تر و گسترده تر از احزاب و جریانات مدعی کمونیسم کارگری است. کمونیسم کارگری را باید در &quot;جنبش عمل مستقیم کارگری و بخصوص جنبش شورایی کارگران ایران&quot; دید که میتواند در تحولات اجتماعی &quot;جنبش زنان و بخش مهمی از حرکت تجدد طلبانه و جنبش خلاصی اخلاقی، که جوانان عنصر فعاله اصلی آن در ایران امروز هستند را با خود خواهد داشت&quot; (منصور حکمت - گفتگو با پرسش ۱). ۲-از طرف دیگر جنبش ناسیونالیسم بوروژایی طرفدار غرب را نیز نباید به جریانات سلطنت طلب محدود کرد. رژیم استبدادی شاه سمبل آن بود اما این جریان اکنون در برگیرنده جریانات متعدد جمهوریخواه مانند جبهه ملی و امثالهم میشود. این جریانی به شدت دست راستی، ضد کارگر و از نظر سیاسی عظمت طلب و ناسیونالیستی است. رگه هایی از این جنبش دارای تمایلات و گرایشات به شدت فاشیستی هستند. این جنبش ما به ازاء ایرانی سنتهای دست راستی حاکم در غرب اند. این گرایش نماینده کاپیتالیسم و رها کردن سرنوشت انسان به دست بازار آزاد و رقابت است. ارتجاعی اند اما کهنه نیستند. تا مغز استخوان ضد انقلاب و ضد کارگرند. این جنبش امروز با پرچم سه رنگ و شیر و خورشید نمایندگی میشود. ۳-گرایش اجتماعی سوم را جریانات متعدد ضد غربی و شرق زده ایران و گروههای موسوم به چپ و شعبات حزب توده و فدائیان و بعضا شاخه هایی از جبهه ملی است. خمیر مایه این جریانات را اسلامیت، ناسیونالیسم و شرق زدگی و درجه ای از رفرمیسم تشکیل میدهد. این جریانی است که شاخه های اصلی اش در دوران اخیر در زیر پرچم خاتمی و جنبش ارتجاعی دوم خرداد و اکنون در زیر لوای پرچم سبز موسوی - حجاریان بسیج شده است. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">این سه جنبش اجتماعی متفاوت و مجزا و مستقل در صحنه سیاست ایران است. سه آینده سیاسی و سه چشم انداز متفاوت را در مقابل جامعه و تحولاتش قرار میدهد. &quot;در درون هر طیف شاهد شکل گیری دوری و نزدیکی ها و وحدت ها و جبهه ها و اتحاد عمل ها سازمانی خواهیم بود. اما میان این سه جنبش فصل مشترک زیادی وجود ندارد. اختلافات به شدت عمیق، عقیدتی و ماهوی است.&quot; (منصور حکمت، پرسش شماره ۱) </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">به این اعتبار هرگونه تلاش برای ایجاد یک صف و اردوی گسترده و چپ باید در درجه اول و در اساس بر پایه جنبش کمونیسم کارگری و نیروهای دربرگیرنده آن استوار باشد. تلاش برای شکل دادن به &quot;نزدیکی ها و وحدت ها و جبهه ها و اتحاد عمل های سازمانی&quot; باید در بستر عمومی و گسترده جنبش کمونیسم کارگری صورت گیرد. نیروهای این صف علیرغم تفاوتهای سیاسی و تاکتیکی و یا تاریخچه سازمانی خود باید بتوانند در ظروف و اشکال مختلف صف عمومی ای را در قبال دو اردوی دیگر و دو جنبش دیگر ایجاد کنند. نتیجتا تنها نزدیکی ها و اتحاد عمل ها و وحدتهایی پایدار است که بر اساس مبانی عمومی جنبش کمونیسم کارگری شکل گیرد. این صف فعالین انقلاب کارگری است. این صف نابودی استثمار و سرمایه داری و عقب ماندگی و ارتجاع و نابرابری است. باید بر تفرقه و پراکندگی نیروهای این صفوف در هر سطحی غلبه کرد. دوری ها و پراکندگی را باید به نفع ایجاد صف گسترده تر و اجتماعی در این جنبش به کناری زد. باید بر سیاستهای سکتاریستی و جونیوریستی غلبه کرد. این صف باید با پرچم سرخ و حکومت کارگری و سوسیالیسم و آزادی و برابری و رفاه نمایندگی شود. این تنها قطب مبشر آزادی، برابری و رفاه در جامعه است. جامعه ایران در پس تحولات حاضر باید این قطب، که جریانات متعدد تحزب و تشکل یافته تنها نوک کوه یخ آن هستند، را در صف و اردوی منسجم تر و یکپارچه تری ببیند. در یک کلام میان وضعیت کنونی تا شکل دادن به صف واحد کمونیسم کارگری، مجموعه ای از صف بندیها و همگونی ها ممکن است. باید گامهای بلندی در این زمینه به جلو برداشت. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">مساله دیگر در این چهارچوب پرداختن به وضعیت نیروهایی است که به لحاظ تعلق جنبشی در طیف چپ سنت ناسیونالیسم اسلامی شرقی و یا ملی - اسلامی قرار دارند، نیروهایی از جنس چپ رادیکال. نیروهایی که علیرغم تعلق جنبشی دیگر به پرچم سیاسی ای که در راس این جنبش ملی - اسلامی به اهتزاز در آمده است، گرد نیامده اند. به صف رهبری این جنبش نپیوسته اند. این نیروها اگر چه به لحاظ اجتماعی وسیع و چندان گسترده نیستند، اما باید تلاش کرد که در تحولات سیاسی حاضر در کنار صف کمونیسم کارگری و چپ جامعه و تحت هژمونی سیاسی این جنبش قرار گیرند.  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">اما هماهنگی های سازمانی و اتحاد عمل نیروها در جنبش کمونیسم کارگری تنها بخش کوچکی از فائق آمدن بر معضلات جنبش کمونیسم کارگری است. مساله اصلی تر بنظرم به میدان کشاندن و بسیج سیاسی و عملی نیروی عظیم طبقاتی و اجتماعی ای است که این نیرو میتواند به دور پرچم رهایبخش &quot;آزادی، برابری و حکومت کرگری&quot; و &quot;منشور &quot;آزادی، برابری، رفاه&quot; و سازماندهی یک انقلاب عظیم کارگری گرد آورد. در اینجا مساله نه صرفا پراکندگی ها بلکه قابلیت سازماندهی و رهبری تحولات سیاسی طبقاتی و اجتماعی است. مساله قدرتمند کردن آن تشکل حزبی کمونیسم کارگری است که &quot;سازمانده و رهبر&quot; است. صرفا &quot;مبلغ و مروج و افشاگر&quot; نیست.   </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1"><strong mce_serialized="1">تحولات اخیر جامعه ضعف و قوت نیروهای متفاوت سیاسی و همچنین جنبش ما را به نمایش میگذارد. باید نقاط قوت را شناخت و بر ضعفها غلبه کرد. از ما میپرسند ضعفها کدامند؟ نقاط قوت کدامند؟ نقشه عمل و راه شما کدام است؟ </strong></p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">تحولات حاضر تاکیدی بر حقانیت تلاشی است که ما در حزب اتحاد کمونیسم کارگری بر آن تاکنون پافشاری کرده ایم و یک رکن استراتژیک و هویتی حزب ما را تشکیل میدهد. ما از ابتدای تشکیل حزب تاکید ویژه ای بر &quot;حزب رهبر - حزب سازمانده&quot; داشتیم. حزبی که قادر به میدان کشیدن صف طبقه کارگر به تحولات سیاسی جامعه است. حزبی که میتواند بر این راستا جنبش اجتماعی زنان برای آزادی و جنبش جوانان برای خلاصی فرهنگی را به گرد پرچم خود جمع کند. تحولات حاضر به درجات زیادی این ضعف نیروهای کمونیسم کارگری را با وضوح بیشتری به نمایش گذاشت. واقعیت اینجاست که خواستهای جنبش ما، پرچم سیاسی ما، مطالبات و اهداف ما در دل جامعه جای دارد. آزادیخواهانه و رهایبخش و تکان دهنده است. حرف دل کارگر و مردم زحمتکش است. اما توان و قابلیت سازماندهی و رهبری کننده ما ضعیف و کمتر از حد مطلوب است. ما به این ضعف واقفیم. دیگران این ضعف گویا برایشان فضیلت است. این فاصله &quot;حرف و عمل&quot; را باید نقد کرد. این تحولات اگر یک پیام داشته باشد این است که حزبی و جریان و کمونیسمی میتواند به جلو برود که توان سازماندهی و بسیج توده ای داشته باشد. حزب سیاسی کارگران و در برگیرنده رهبران عملی جنبش رادیکال - سوسیالیستی کارگر باشد. نه تنها بتواند نیروی مادی جنبش خود را به میدان بکشد بلکه بتواند این نیرو را در راس اعتراضات توده های بپاخواسته جوانان و مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی قرار دهد. این اساسی ترین ضعف جنبش ماست. هر چند که حزب اتحاد کمونیسم کارگری توانسته است گامهای معینی در غلبه بر این ضعف بردارد. اذعان حراست کارخانجات ایران خودرو به نقش این حزب در اعتراضات کارگری گوشه ای از قابلیت این خط سازمانده کمونیستی را به نمایش گذاشت. اما کماکان راه زیادی باید پیموده شود.</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">مساله دیگر رابطه کمونیسم کارگری و حزبش با توده مردم بپاخواسته است. نگاهی به جامعه نشاندهنده واقعیت عظیمی است. جوانان و بخشی از توده های مردم درگیر یک جنگ خیابانی علیه رژیم اسلامی اند. این جنگ خیابانی و خیزش توده های مردم نیازمند رهبری و سازماندهی است. این جنگ نسلی است که رژیم اسلامی را نمیخواهد. این رژیم را با مختصات خواست و زندگی و تصویر خود از زندگی و سیاست و جامعه در تناقض می بیند. این نسل اکنون جنگ خود را با رژیم اسلامی آغاز کرده است. این جوانان بپاخواسته باید سازماندهی و هدایت و رهبری شوند، چه در سطح محلی  و چه در سطح سراسری. تامین این ملزومات کار جنبش ماست. برنامه ای است که ما در مقابل خود قرار داده ایم. قطعنامه شوراهای محل کار و محل زیست، اساسا معطوف به این وضعیت است. تلاش برای خارج کردن محلات از کنترل رژیم و دستگاه سرکوبش، شکل دادن به ارگانهای اراده محلی گامی در این راستا است. پیشروی این مبارزات و عقب راندن رژیم در گرو ایجاد ارگانهای توده ای کارگران و مردم و اعمال اراده این نهادهای مردم زحمتکش است.</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">واقعیت این است که دوران برچیدن رژیم اسلامی در ابعاد میلیونی آغاز شده است. مسلما در این مسیر رویدادهای بسیاری رخ خواهد داد. کودتا، ضد کودتا، دوره های فلج سیاسی رژیم و یا دوره های گشایش عملی بر اثر پیشرفت قدرت اعتراضی مردم بپاخواسته، و یا دوره های بگیر و ببند و دوره های سرکوب و عربده کشی سران رژیم. اما همه این مراحل بخشی از پروسه سرنگونی رژیم اسلامی اند. این مبارزه را باید رهبری و هدایت کرد. نمیتوان خانه نشین شد. نمیتوان منتظر تامین پیش شرطهای طلایی شد. نمیتوان با شعار ما آماده نیستیم لطفا صبر کنید حزب &quot;حکمتیست&quot; به میدان آمد. باید این جنبش سلبی را هدایت و رهبری کرد. این جنبش بسیار گسترده تر و عظیم تر از جنبش اثباتی کمونیسم کارگری است. و مساله در اینجا تامین هژمونی سیاسی برای این جنبش سرنگونی طلبانه است. و این میدان جنگ و جدال است. جنگ علیه رژیم اسلامی و جدال با جنبشهای اجتماعی راست و ارتجاعی ناسیونالیسم عظمت طلب و گرایشات ملی اسلامی بر سر هژمونی و سیاست و جهتی که این جنبش باید به خود بگیرد. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">جامعه وارد یک دوره پر تلاطم انقلابی شده است. مساله در اینجا تشخیص مختصات این دوره و داشتن &quot;شم و اشتهای رهبری&quot; سیاسی در دوره انقلابی است که به طور روشنی از دوران غیر انقلابی متمایز است. این دوره دوره جنبش سلبی است. سلبش خلاصی از شر حکومت اسلامی است. تردیدی در این واقعیت نیست. تامین رهبری این جنبش باید یک هدف و هنر حزب و جنبش ما باشد. ما باید کاری کنیم که این جنبش &quot;نه&quot; ما را بیان کند. شعارهایی به قول منصور حکمت همچون: &quot;جمهوری اسلامی نه&quot;، &quot;تبعیض نه&quot;، &quot;اسلام نه&quot;، &quot;حجاب نه&quot;، &quot;فقر نه&quot;، &quot;استبداد نه&quot;، &quot;زندانی سیاسی نه&quot;، &quot;آپارتاید جنسی نه&quot; و ... شعارهایی هستند باید زبانزد و خواست توده های مردم شود. پیشبرد این تلاش نیازمند جلب فعالین محلی و سازماندهندگان اعتراض محلی و متشکل کردن آنها است. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="1"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="1">خلاصه کنم: جامعه اکنون انتخاب خودش را کرده است. به راه حلی از پائین، راه حل رادیکال، راه حل انقلابی برای سرنگونی رژیم اسلامی روی آورده است. توده های مردم و جوانان دست اندر کار بزیر کشیدن رژیم اسلامی هستند. ضعفش را دیده اند. هراسشان را دیده اند. توان و قدرت خودشان را دیده اند. میدانند که میتوانند سرنگونش کنند. از این پس تامین ملزومات این حرکت یک مشغله این جنبش است. سازماندهی توده ای مردم، سازماندهی گسترده و به میدان کشیدن طبقه کارگر در محور سیاستهای این دوره ما است. حزب و کمونیسم کارگری و کارگر باید خودش را برای نبردهای سهمگین آتی آماده کند. تشکل توده ای، تشکل حزبی و رهبری کلید مساله در شرایط حاضر است.  *</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>این جنبش ، جنبش من نیست  !</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_255.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7480" title="این جنبش ، جنبش من نیست  !" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7480</id>
    
    <published>2009-07-04T10:15:27Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:17:57Z</updated>
    
    <summary>bijanniabati@hotmail.comدو سه هفته ای است که چهره ایران عوض شده است . بوی خوش انقلاب دوباره خیابانهای ایران را معطر کرده است. نسل سوم قیام بهمن به غلیان آمده است. نسلی که درهیچ کلیشه ای  نمی گنجد و با هیچ...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="بيژن نيابتى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify" mce_keep="true" mce_serialized="10"><a href="mailto:bijanniabati@hotmail.com" mce_serialized="10">bijanniabati@hotmail.com</a></p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">دو سه هفته ای است که چهره ایران عوض شده است . بوی خوش انقلاب دوباره خیابانهای ایران را معطر کرده است. نسل سوم قیام بهمن به غلیان آمده است. نسلی که درهیچ کلیشه ای  نمی گنجد و با هیچ ایدئولوژی خود را تعریف نمی کند . خروش این نسل ، بیش از همه نسل اول را به هیجان آورده است .</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" mce_keep="true" mce_serialized="10" /><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">آنچه که در ایران  شکوه و عظمت  دارد در خارج از مرزها و در میان بخش بزرگی از ایرانیان ، جنبه ای کمدی ـ تراژيک پیدا کرده است . شور و فتوری  حاکم گردیده است که سیاسی وغیر سیاسی نمی شناسد و کوچک و بزرگی ندارد . همه منتظر انقلابی زودرسند که قراراست لابد اینبار به رهبری سیدی دیگر دوباره دیو برون راند وفرشته به ایران آورد . موجی براه افتاده است که به ناگاه تمامی واخوردگان صحنه سیاست ایران ، همراه با طیف سنتی طرفداران گربه مرتضی علی !  یعنی همان طیف داغ ننگ خورده  توده ای ـ اکثریتی را ، یکباردیگر و اینبار به زیر پرچم سبز موسوی ، رهنمون کرده است . انگار چیزی عوض نشده است . پریروز خمینی بود و دیروز خاتمی و امروز موسوی . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">پارازیتهایی که انگار بدون آویزان شدن به بدنه یک قدرتی ، هرقدرتی ، امکان حیات انگلیشان از اساس ناممکن است . ازاینها گذشته درمیان آنهایی که به تظاهرات و گردهمایی های معمول دراین روزها می روند همه جورآدمی را می توان یافت . از هواداران سابق جنبش مسلحانه تا سلطنت طلبان دوآتشه و از کمونیستهای متعصبی که تا دیروز به چیزی کمتر از یک انقلاب  پرولتری رضا نمی دادند تا نسلی که بدنبال همه چیز روان بود  جز سیاست  و ....  همه  وهمه  و صد البته با حفظ مواضعشان !  بدورهسته ای جمع  می شوند که  بر سینه هایشان  روبان سبز سنجاق کرده اند  و بر انگشتانشان رنگ سبز مالیده اند  و به ترانه های داریوش گوش فرا میدهند . کمی آنسوتر با حفظ  فاصله البته  ، چند ده هوادار مجاهدین را نیز می شود تشخیص داد که با حسرت ، از دور به توده هایی ! می نگرند که قاعدتا می بایست پس از آنهمه جانفشانی در راه خلق وانقلاب ، امروز به جای موسوی در زیر پرچم آنان جمع می بودند !</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">و اینجا من ، با &quot; درد دررگانم ، حسرت در استخوانم &quot; می خواهم فریاد بر آرم  که &quot; ای یاوه یاوه ، یاوه ! خلایق مستید و منگ ؟  یا به تظاهر تزویر می کنید ؟ از شب هنوز مانده دو دانگی &quot; این پرچم ، پرچم شما نیست . این پرچم قاتلان پدران و مادران و خواهران و برادرانتان است که امروز بر سینه آویخته اید . این سبزی جنگلهای میهنتان نیست ، سبزی پرچم ایرانتان نیست . رنگ شال سیدی است که نه در قد و قواره جنبش شماست و نه هیچ سنخیتی با امیال و افقهایتان دارد . این رنگ همان لجنی است که سه نسل متوالی بر چهره ایران و ایرانی  پاشیده اند . چگونه بوی گند آن مشامتان را آزار نمی دهد ؟</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">هیچ چیز در دنیای مبارزه و انقلاب، مهوع تر از دگردیسی مدعیان سابق انقلاب نیست . هیچ کس حقیرتراز سیاستبازی نیست که ازموضع ترقیخواهی عصای دست ارتجاع می شود . هیچ کس ابله تراز شارلاتانهایی نیست که به خیال شراکت در قدرت به حمایت تاکتیکی از جتایتکاران می پردازند ، با این امید واهی که روزی آنان را به کناری انداخته و خود ، قبضه قدرت کنند . در مورد خمینی چنین می اندیشیدند  و با خاتمی هم همینگونه می خواستند به جامعه مدنی  برسند  وامروز نیز قراراست سوار بر موج سبز موسوی انقلاب کنند !  می گویند که موسوی ابزار است  و نمی دانند که خود ، هدفشان هر چه که باشد ، عمله ارتجاع سبز گردیده اند . برایشان نفس جنبش مهم است  و نه آنچه که قرار است از آن بیرون بیاید . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">این جنبش به کجا می رود ؟   </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اینها البته جدای از آنی است که در ایران جریان دارد . هیچ عقل سالمی نمی تواند مدعی شود که اتفاقی در این مرز و بوم نیفتاده است . همه نشانه ها حاکی از آن است که در صحنه سیاسی  ــ اجتماعی ایران چیزی چرخیده است . این &quot;چیز&quot; البته که چیز کمی نیست !  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">1</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">ما نزدیک به سی سال است که در رابطه با به میدان آوردن &quot; عنصر اجتماعی &quot; درجا زده ایم . امروز این عنصر در ابعاد میلیونی  و با پتانسیلی  حیرت آور ، خود به خیابان آمده است . با مطالباتی پیوسته بالا رونده که مرزهای ظرفیت رژيم &quot; جمهوری اسلامی &quot; را بسرعت پس پشت می گذارد  و از مبداء  &quot; تغییر در نظام&quot; ،  <u mce_serialized="10">می تواند</u>  که به سوی مقصد &quot; تغییر نظام&quot; روان گردد .  می گویم می تواند .  معنی آن اینست که این البته روندی محتوم  نیست ! هرکس چنین بیاندیشد  تنها خود را فریفته است . هر چه هست این جنبش <u mce_serialized="10">هنوز</u> جنبش ما نیست . چراکه ما یعنی تمامیت اپوزیسیون سرنگونی طلب والبته در راس آن سازمان مدعی  رهبری انقلاب نوین ، هیچ نقشی  در به میدان آوردن آن نداشته ایم . چرا که ما هیچ نقشی در هدایت  و رهبری آن نداریم  و از همه مهمتر &quot; گفتمان ما &quot; یعنی &quot; گفتمان سرنگونی &quot; ، مهر خود را بر این جنبش نتوانسته است بزند . این واقعیت ، اگرچه در &quot; حال &quot; ، فرصتی است  برای توده ها تا به خیابان بیایند  و خود را در مقابل  یک سرکوب خونین  <u mce_serialized="10">موقتا</u>  حفظ کنند ،  در &quot;آینده &quot; اما  تهدید  یک انفعال  و پاسیویسم گسترده اجتماعی را پس از سرکوب ،  در ناصیه خود خواهد داشت . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اگر کسی فکر میکند که رژيم در مقابل فشار خیابان &quot; بدون استفاده از قهر&quot; عقب می نشیند ، سخت در اشتباه است . اگر این رژيم چنین ظرفیتی می داشت ، مقاومت مسلحانه از آغاز از کوچکترین مشروعیتی  برخوردار نمی بود .  نظام مقدس !  تا آنجایی  در مقابل &quot; جنبش سبز&quot; کذایی ، به کجدار و مریز می گذراند که  هنوز در کادر &quot; ساختار نظام &quot; حرکت می کند  و گفتمان غالب بر آن &quot; گفتمان اصلاح طلبی &quot; است . تا آنجایی  موسوی را به تلویزیون نمی آورد که هنوز امید به سازش با او را از دست نداده باشد . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اما این جنبش بلاشک ، تناسبی با رهبریش ندارد . موسوی نه در قد و قواره آن است و نه هیچ سنخیتی با خواستهای  آن دارد . این جنبش بی هیچ تردیدی در مرز گذار از ساختار ، از او عبور خواهد کرد . آنهایی که سن وسالشان قد می دهد و ماه های آخر رژيم ستمشاهی را بیاد می آورند، استقبال توده ای از بنی احمد و پزشکپور ، نمایندگان مجلس شاه  را بدنبال سخنرانی های فرصت طلبانه شان بر علیه حاکمیت ، شاهد بوده اند . شتاب تحولات در مراحل پایانی نظام سلطنتی چنان بود که پس از تنها چند هفته ، نه فقط آنها که بزرگتر از آنان  را  نیز در میان اپوزیسیون شاه ، بزیر گامهای خود خرد کرده  و از یادها برد  و  در نهایت  نیز همه را با هم به زیر پرچم &quot; شاه باید برد &quot; ، به صف کرد . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">این جنبش در گذار از ساختار و در مقطع شکست اجتماعی&quot; گفتمان اصلاح طلبی&quot; ، با یک سرکوب خونین روبرو خواهد شد که ابعاد آن از حالا قابل گمانه زنی نیست و به تعادل قوای آنروز بستگی دارد . این سرکوب به اعتقاد من با یک تصفیه گسترده در بالای نظام همراه خواهد بود که دامنه آن بی هیچ تردیدی شامل شخص رفسنجانی نیز خواهد شد . برای این اتفاق باید پیشاپیش آماده بود . اما تا آنجا که به تعادل قوای کنونی برمی گردد ، این جنبش اگر چه با بی رحمی سرکوب خواهد شد ، اما  رژيم دیگر بر خلاف قیام 18 تیر 78 ، امکان خفه کردن آن را نخواهد داشت . یعنی بر خلاف سال 78 که  جنبشهای پیشتاز مثل جنبش کارگری ، جنبش معلمان  و در راس همه جنبش دانشجویی ، در صحنه بودند  و عنصر اجتماعی در خانه ، امروز این عنصر خود از خانه به میدان شتافته  و در خیابان به چشم دیده است که دیگر تنها نیست . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">هژمونی ، مسئله محوری انقلاب    </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">هیچ جنبشی در دنیا هر چقدرهم که با شکوه و مقتدر باشد ، بخودی خود راه به انقلاب نمی برد . انقلاب بجای خود ، بهبودی وضعیت جامعه نسبت به پیشتر از آن نیز هیچ تضمینی ندارد . بنابراین جنبش به خودی خود حاوی هیچ ارزشی نیست . آنچه که بدان اعتبار می دهد اهداف آن ، سمت و سوی آن ، ماهیت آن واز همه مهمتر ، رهبری آن است . مهم برآیند یک جنبش است . یعنی اینکه نهایتا چه از میان آن بیرون  می آید . در این راستا آنچه که تعیین کننده هست ، گفتمان حاکم بر یک جنبش است . این آن چیزی است که در تحلیل نهایی جدی گرفته می شود . این همان چیزی است که درجه تهدید آنرا در منظر رژيم حاکم مشخص می سازد ،  شعارهای جنبش را تعیین می کند  و خلاصه سمت و سوی حرکت و افق خواستهای آنرا روشن می کند . نبرد هژمونیک بر سر هر جنبشی ، در اساس نبرد بر سرهمین گفتمان است . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">دراین نقطه است که می توان  حساسیت حیرت انگیز رژيم &quot; جمهوری اسلامی&quot; در رابطه با مجاهدین خلق  را فهم کرد . چرا که مجاهدین خوب یا بد ،  قوی یا ضعیف ، مسلح یا غیر مسلح ، پرچمدار پیگیر تنها گفتمان واقعی در طی 28 سال گذشته بوده اند . گفتمانی که حل معادله آنتاگونیگ میان خلق و حاکمیت  تنها در گرو حاکمیت آن بر جنبش ، امکانپذیر بوده وهست . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">2</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">ریشه بسیاری از ضدیتهای شگفت انگیز با مجاهدین در میان مخالفین رژيم را  نیز جدای از برخوردهای ماکسیمالیستی خود آنها با ملاء سیاسی ـ اجتماعیشان ، می بایست در اساس در کادر ضدیت با همین گفتمان یعنی &quot; گفتمان سرنگونی قهرآمیز &quot; تحلیل کرد  و نه دلایل حاشیه ای دیگر . گذار از صف اپوزیسیون  به میانه پوزیسیون ، ابتدا به ساکن از نفی همین گفتمان آغاز می گردد  و بعد اذن دخول  داده می شود . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">بنابراین تا آنجا که به رژيم &quot; جمهوری اسلامی&quot; بر می گردد ، ما با دو گفتمان مشخص سر و کار داریم که البته تنها یکی از آنها می تواند درست باشد و جواب می دهد .&quot; گفتمان اصلاح طلبی &quot; در مقابل &quot; گفتمان سرنگونی طلبی &quot; . این دو گفتمان تا پیش از جنبش کذایی دو خرداد ، تنها در درون اپوزیسیون رژيم وجود  داشت  و خود را در ارائه دو راهکار  نشان میداد ، تحت عنوان استراتژی &quot; سرنگونی قهرآمیز&quot;  در مقابل اعتقاد به امکان &quot; گذار مسالمت آمیز&quot; که من خود طی مطلبی در 14 سال پیش عینا با همین عنوان بدان پرداخته بودم .  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">پس از حماسه !  دوخرداد ، در تقابل با شرایط بشدت انفجاری جامعه  و غلیان نسل دوم انقلاب ، متعاقب سلسله ای از کارهای زیربنایی  موسسه تحقیقات استراتژيک رژيم ، به سرپرستی  موسوی خویینی ها  و نظریه پردازی  سعید حجاریان ، گفتمان جدیدی به صحنه سیاسی ایران تزریق می شود که هدف آن قانع کردن نخبگان در قدم اول و در قدم بعدی جامعه ، به وجود امکان تغییر از درون نظام می باشد که هم بسیار کم هزینه تر از تغییر از بیرون بوده و هم از بهم ریخته شدن ساختارهای جامعه  و هرج و مرج متعاقب آن جلوگیری می کند . بدین ترتیب در شرایطی  که دهه شصت ، دوران حاکمیت بلامنازع &quot; گفتمان سرنگونی&quot; هست، دهه هفتاد با موفقیت نسبی رژيم در تثبیت&quot;گفتمان اصلاحات&quot; درکنار گفتمان غالب به پایان می رود. </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">تثبیت نسبی &quot; گفتمان اصلاحات &quot; در آغاز دهه هشتاد در میان  به اصطلاح نخبگان جامعه  و حمایتهای عظیم و گسترده  رسانه ای غرب از آن  ، اگر چه &quot; گفتمان سرنگونی &quot; را بویژه با فشارهای طاقت فرسای جهانی بر روی سازمان مجاهدین  و خلع سلاح ارتش آزادیبخش توسط آمریکا ، <u mce_serialized="10">موقتا</u>   به حاشیه راند ، اما  یک دستاورد بزرگ آن، بالا رفتن مطالبات مردم وترک برداشتن  توهم امکان &quot;اصلاحات درچارچوب نظام&quot;  بود . ضمن آنکه بدلیل واقعی  بودن &quot; گفتمان سرنگونی &quot; ،  نقش  و جایگاه آن به مثابه یگانه راه واقعی ، ممکن  ولی البته پرهزینه ، همواره در راس تهدیدات علیه رژيم &quot; جمهوری اسلامی&quot; ، در محاسبات رژيم مذکور مد نظر بوده  و هست .  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">امروز ما در موقعیت تعیین تکلیفی تاریخی در جدال میان این  دو گفتمان  قرار گرفته ایم . برای رهبری جنبش سبز کذایی ، سه گزینه بیشتر متصور نیست . یا  براه &quot; شریعتمداری&quot; برده  و در تلویزیون رژيم به نمایش گذاشته شود و یا با الگوی &quot; منتظری&quot; از جامعه گسسته و در حصر خانگی عمر بگذراند  و یا اینکه براه &quot; بنی صدر&quot; رفته و با خروج از ایران کل نظام ولایت مطلقه فقیه را بزیر علامت سوال برد . به غیر از این گزینه ها ، باند ولایت دو راه بیشتر نمی تواند پیش پای موسوی بگذارد . یا تسلیم کامل و یا تصفیه خونین . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">به جز راه خروج از ایران و نفی تمامیت رژیم که البته فعلا چندان واقعی نبوده ولی در <u mce_serialized="10">صورت تحقق کل معادلات سیاسی رابرهم خواهد زد</u>  و اساسا بحث مجزایی را هم می طلبد ، اوضاع به هر طرف که بچرخد دوران ، دوران ما خواهد بود . به شرط آنکه در آن مقطع در خیابانها حضور مستقیم داشته باشیم . نه حضور که مداخله داشته باشیم . در غیر این صورت ، عدم حضورعینی و ملموس نیروی سرنگونی طلب در بطن جامعه و عدم توانایی آن در سمت و سو دادن به حرکتهای اجتماعی و مداخله درتعیین شعارهای آن وازهمه مهمتر ناتوانی در سازماندهی جنبشهای اجتماعی ، یک فرصت تاریخی دیگری را دوباره از ما خواهد گرفت که جبران آن دیگر برای یک دوران امکانپذیر نخواهد بود . در آن مقطع رهبری جنبش سرنگونی باید بتواند به شعارهایی چون رهبران ، رهبران ما رو مسلح کنید ، پاسخ دهد . برای این مهم هیچ راهی نیست جز حرکت به سمت سازماندهی قیام در شهرها .  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">سخنی با رهبری مجاهدین   </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">درست بیست سال پیش ، آنجایی که مریم در جایگاه  مسئول اول سازمان ، اعلام کرد : &quot; با همین ارتش آزادیبخش می توان و باید رژيم خمینی را سرنگون کرد &quot; بر خلاف دیگرانی که کف می زدند و صمیمانه شعار می دادند  و در اندیشه  فروغ دوم  بودند ، ذهن مرا تنها یک چیز به خود مشغول کرده بود و آن اعلام غیر رسمی یک تغییر اساسی  در استراتژِی بود . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">3</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">ارتشی که در آغاز بنیانگذاری و تدوین خط جدید یعنی  خط &quot; جنگ آزادیبخش نوین &quot; ، عمده ترین مسئولیتش ، شکستن تور اختناق برای ورود &quot; عنصر اجتماعی&quot; و گذار به مرحله&quot; قیام خلق&quot; بود ، اینک بجای خلق ودر جایگاه نیروی سرنگون کننده قرار می گرفت . آنهم در شرایطی که بدلیل وجود&quot; آتش بس&quot; میان دولتهای عراق و ایران ، دیگر ورود به ایران در قامت یک ارتش ، برای یک دوران حداقل در اندیشه خود من امکانپذیر نمی بود . به این موضوع سالیانی پیش در مبحث &quot;جنگ آزاديبخش نوين&quot; در کتابم چنین پرداخته بودم :      </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">&quot; واقعيت آن بود که استراتژی &quot;جنگ آزاديبخش نوين&quot; خط  ويژه برآمده  از شرايط جنگ ميان  دو کشور  ايران و عراق بود . امکان  تحقق اين استراتژی تنها  و تنها در صورت وجود جنگ  وجود  داشت و لاغير!   اين ارتش آمده  بود که <u mce_serialized="10">صلح</u>  ميان  دو ملت را با  به زير کشيدن طرف جنگ طلب ، محقق  سازد . در کادر آن  استراتژی ،  <u mce_serialized="10">پايان جنگ</u>  دقيقا همان معنای  <u mce_serialized="10">پايان رژيم</u>  خمينی  را  داشت  .</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">تحقق امر سرنگونی  از بيرون ،  فقط  در گرو ادامه  <u mce_serialized="10">وضعيتی</u>  بود که نيروی منظم نظامی سرنگونی طلب ، <u mce_serialized="10">امکان</u>  درگير شدن مداوم با  نيروهای منظم حافظ  رژيم حاکم  را  داشته  باشد و لاغير !  اين واقعيت همان &quot; پارادوکسی&quot; بود که  پيروزی &quot; ارتش صلح  و آزادی&quot; را تنها  با وجود &quot; جنگ&quot; امکان پذير می کرد .</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">به همين اعتباربود که من عمليات &quot; فروغ جاويدان&quot; را درواقع  <u mce_serialized="10">سقف استراتژی</u> &quot; جنگ آزاديبخش نوين&quot;  ارزيابی کرده  و  <u mce_serialized="10">تغيير استراتژی</u>  را  ضروری  می دانسته ام . &quot;  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">باز هم در این رابطه ، طی مصاحبه ای در سال 83  چنین گفته بودم :</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">&quot; واما در ارتباط  با قسمت آخر سوآلتان مبنی بر اينکه  راه های برون رفت مجاهدين از بحران  کنونی  و  فعالتر شدن بيشتر آنها در صحنه سياسی  <u mce_serialized="10">داخل</u>  ايران را چه می دانم ، بايد به اين  واقعيت  اشاره  کنم  که  متاسفانه حضور مجاهدين را هم در بطن کشاکشهای سياسی داخل ايران و تاثيرگذاری بر تحولات سياسی  و اجتماعی وهم در سازماندهی  جنبشهای  مردمی خود جوش ، ملموس نمی دانم . اين  موضوع هم  جدای از امکان پذير بودن  و يا  نبودن آن ( که البته در جای خود بحثی  بسيار جدی هم هست ) به اعتقاد  من  يک  معضل استراتژيک  بوده  و هست . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">کسانی که با مواضع من آشنايی  دارند ، می دانند  که به لحاظ استراتژيک ، من عمليات&quot; فروغ  جاويدان&quot;  را <u mce_serialized="10">سقف</u>  استراتژی &quot; جنگ آزاديبخش نوين&quot; می دانستم  و استراتژی &quot; سازماندهی قيام در شهر&quot; را  خط  درستتر تشخيص  می دادم  و می دهم .  در اينجا  قصد  وارد شدن  به يک بحث  استراتژيک  را  ندارم  که  نه در بضاعت اين  مصاحبه است و نه ضرورت  اين  مرحله !  فقط  برای  روشن کردن  پايه های استدلال  خودم ،  به اشارتی  کوتاه  بسنده  می کنم .</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">استراتژی &quot; جنگ آزاديبخش نوين&quot;  که در ضمن شاهکار مجاهدين در طراحی يک استراتژی الگوبرداری  نشده  و ويژه ،  در استفاده هوشيارانه  و بغايت  ملی گرايانه از شرايط  وجود يک جنگ خارجی بشمار  می آمد ، <u mce_serialized="10">تنها</u>  در شرايطی قابل پياده شدن و بهره برداری در جهت  سرنگونی استبداد مذهبی حاکم بر ايران  بود که <u mce_serialized="10">امکان</u>  درگير شدن  با سپاه و نيروهای مسلح ديگر ارتجاع وجود داشت . در يک کلام اين استراتژی  موقعی جواب  دارد که  <u mce_serialized="10">امکان</u>  نفوذ به ايران از  خارج مرزها  وجود  داشته باشد .  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">به اين اعتبار ، يک پای اين  استراتژی هميشه  وصل به اين  <u mce_serialized="10">امکان</u>  است  که در اختيار  <u mce_serialized="10">قدرت ديگری</u>  در بيرون &quot; ارتش آزاديبخش ملی &quot;   و  خارج  از اراده  مجاهدين  قرار  داشته   و  بر  اساس  ضرورتهای  &quot; ژئوپليتيکی&quot;  و نه ضرورتهای مبتنی  بر نيازهای انقلاب مردم  ايران ، عمل  می کند .  بگذريم  .........</p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">می خواهم بگويم که شما موقعی می توانيد  در صحنه سياسی داخل ايران فعال باشيد که  جدای از امکانات  ارتباطی ، تشکيلاتی  و لجستيکی آن ، در  قدم اول &quot; خط &quot; و استراتژی شما  اين  فعال شدن را تاييد کند .  استراتژی مجاهدين ، پای فعال شدن در صحنه سياسی داخل ايران را به نظر من سفت نمی کند !  اينها همه البته به معنای فعال نبودن و حضور نداشتن مجاهدين در داخل ايران نيست . بحث من فراتر از حضورصرف  در داخل و داشتن ارتباطات  ضروری و انجام کارهای تبليغاتی و غيره ، در مدار بالاتری جريان  دارد که در آن هدايت وسازماندهی جنبشهای اجتماعی و تبديل کردن فرصتهايی چون فرصت تاريخی 18 تيرماه 1378 به سکوی درهم کوبيدن  تام  و تمام دستگاه سرکوب رژيم  و  <u mce_serialized="10">سرنگونی از داخل</u>   جای می گيرد . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">مصاحبه با طليعه سپيده دمان ، سوم ديماه 1383</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">4</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">آری اگر پایمان در داخل سفت بود دیگر امروز نیازی به استفاده از &quot; آقای موسوی &quot; و &quot;خانم زهرا رهنورد &quot; نمی بود . آنوقت این نخست وزیر مسئول  و شریک در تمامی جنایتهای دهه اول انقلاب وهمسر حزب اللهیش بودند که مجبور می شدند بجای استفاده رذیلانه از واژه هایی چون منافق و تروریست ، محترمانه سخن از &quot;آقا و خانم رجوی &quot; گویند . سال شصت که چنین بود .  نتیجه اش هم کندن رئیس جمهور نظام و جذبش به مقاومت بود . اشتباه نکنید ! موضعگیری در مقابل &quot; آقای موسوی &quot; و &quot;خانم زهرا رهنورد &quot;  را تخطئه نمی کنم . آنرا درست  و اصولی هم می دانم . فقط می گویم اگر دنبال استراتژِی &quot; سازماندهی قیام درشهرها&quot; رفته بودیم ، شاید دیگر بدان نیازی نمی بود !  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">نیازی نمی بود که زیر دماغ چند صد خبرنگار و گزارشگر خارجی که خود در ایران حضور دارند و روند انتخابات را مونیتور می کنند ، مدعی تحریم هشتاد و پنج درصدی مردم ایران  گردید . این ادعا همانقدر واقعی بود که ادعای طرف مقابل واز قضا عینا با همان عدد هشتاد و پنج درصد کذایی ، نه یک درصد بالاتر و نه یک درصد پایین تر ! از مشارکت مردم ایران در آن نمایش انتخاباتی !  ای کاش جسارتی در <u mce_serialized="10">درون</u> این مقاومت حداقل در بیرون مجاهدین ، یافت می شد که &quot; تمامی حرف&quot; را بزند و این رقم سازی آشکار را علنا بزیر علامت سوال برد . نمی دانم که مخاطبان مجاهدین  جدای از &quot;اشرف&quot; چه کسانی  بودند ، ولی می دانم که چنین موضعگیریهایی ، بر جدی گرفته شدن مقاومتی که از بزرگترین سرمایه هایش یکی همین جدی بودنش بوده  و هست ، در انظار جهانی و بویژه در مناسبات دیپلماتیک و رسانه ایش  نخواهد افزود . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10"> پیش از آنکه به خود بحث استراتژی برگردم می خواهم اندکی در رابطه با تلقی خودم از ساختاری بنام ارتش آزادیبخش سخن بگویم . همانگونه که در گذشته هم به عناوین گوناگون گفته ام ، من این تشکیلات را علی رغم غیر مسلح بودن آن در شرایط کنونی و برخلاف خزئبلاتی که همه روزه در سایتهای رنگارنگ همکار اطلاعات آخوندی و در جنگ عظیم روانی علیه مجاهدین می آید ، یک <u mce_serialized="10">ارتش منظم واقعی</u> می دانم و در ضرورت حفظ آن در عراق <u mce_serialized="10">بهر قیمتی</u>  پای می فشارم . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">آنچه که به یک ارتش معنا می دهد ، سلاح  نیست ، ماهیت نظامی آن ، خط  و استراتژِی حاکم بر آن ،  ساختار تشکیلاتی آن ، آموزشهای آن  و سیستم فرماندهی  و مناسبات نظامی آن است . نقش سلاح  اگرچه بسیار مهم  و تعیین کننده است ، اما در نهایت یک نقش ابزاری است . درست مثل نقشی که بنزین برای یک خودرو دارد . البته بدون بنزین حرکت خودرو امکانپذیر نیست ولی بدون آنهم خودروی بی بنزین  نامش خودروست ولی  پمپ بنزین لبریز از بنزین نه ! اگر مدرنترین سلاحهای دنیا را هم توی دانشگاه  یا کارخانه بریزند وهمه کارگران و دانشجویان هم مسلح شوند ، بازهم هیچ عقل سلیمی نام ارتش منظم بر آن نخواهد گذاشت . چنین است که مغلطه آشکار ابلهان لمپنی که از موضع ضدیت کور با مجاهدین به خدمت اطلاعات آخوندی درآمده اند را در این رابطه اصلا نباید جدی گرفت . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">بنابراین اگر می گویم که باید در استراتژی &quot; جنگ آزادیبخش نوین &quot; تجدید نظر کرد . بحثم اساسا ناظر بر نفس وجودی خود ارتش آزادیبخش در عراق نیست . جایگاه این ارتش در استراتژی را مد نظر دارم . حرف من اینست که تلقی رهبری مجاهدین ازجایگاه ارتش آزادیبخش دراستراتژی سرنگونی قهرآمیز رژيم، تلقی درستی نیست . می گویم شعار &quot; خاتمه حکومت آخوندی با ارتش آزادیبخش ملی &quot; در شرایط کنونی شعاری است ذهنی و بدورازواقعیت و خلاصه کلام می خواهم بگویم که اگرچه اشرف بدرستی نماد مقاومت بی شکاف پیشتازان مردم ایران علیه استبداد وحشی  فقاهتی است اما &quot; کانون استراتژِیک نبرد &quot; با رژيم &quot; جمهوری اسلامی &quot; اشرف نیست ، خیابانهای ایران است . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اگر موفق شدید بر خیابانها حاکمیت بیابید ، آنگاه سرنوشت نبرد را تعیین کرده اید . اگر توانستید نه صدهاهزار که تنها چند هزار نفر را در داخل با شعارهایتان  و با سازماندهیتان  به خیابان بیاورید ، معادلات جهانی را در رابطه با ایران برهم خواهید زد . این تنها راه تحمیل یک آلترناتیو انقلابی  و ترقیخواه  به آن &quot; جامعه جهانی&quot; کذایی است  و لاغیر !  تعادلی را که اشرف با پایداری شگفت انگیز و انگیزاننده خود طی سالها توانسته است بدان دست یابد ، با تنها یکروز حاکمیت بر خیابان در داخل ، می توان بدست آورد  و در این راستا جایگاه اشرف را نیز چه در داخل عراق و چه در ابعاد منطقه ای  و بین المللی  ، بگونه ای تصاعدی ارتقاء  داد . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اگر این واقعیت داشته باشد که دارد ، بنابراین برای آن ضروری است که هر بهای ممکنی را پرداخت . من شاید آخرین کسی باشم  که در رابطه با صعوبت به خیابان آوردن &quot;عنصر اجتماعی &quot; توهمی داشته باشد . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">5</p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">من آگاهم که این رژِیم حتی اگر ظرفیت به خیابان آمدن میلیونی مردمی با پرچم سبز را نیز داشته باشد ، بودن تنهاهزارنفر با پرچم سرخ را در خیابان مطلقا تحمل نخواهد کرد . با اینحال همین چند هزار نفر هستند که در شرایط به بن بست رسیدن بی تردید &quot; جنبش سبز &quot; کذایی ، می توانند که خیابان را از آن خود کنند . برای تحقق این مهم ابتدا به ساکن می بایست که این چند هزار نفر نه به گونه ای پراکنده که سازمانیافته و متشکل و با برنامه در صحنه حضور داشته باشند . برای تحقق این امر هم راهی جز این نیست که ابتدا باید به لحاظ  استراتژیک سازماندهی در داخل را به گونه ای خطی پذیرفته باشیم و تبعات آنرا نیز !  یکی از تبعات این تغییر دراستراتژی بیش ازهرچیز <u mce_serialized="10">اعتماد به نیرو</u> در داخل است . همان نیرویی را که پیشتر از این یعنی آنزمان که امکان آن وجود داشت ، حتما بایستی که به اشرف آورده می شد  و پس از گذشتن از هزارتوی انقلاب ايدئولوژيک یا به نقطه مقابل پرتاب می شد و یا اشرفی می شد و در اشرف می ماند . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">بدینترتیب این نیروها را می توان در داخل هم عضوگیری کرد . حتی می توان اجازه داد که سازماندهی مستقل خودشان را هم داشته باشند . مهمترین  مسئله این است که بجای آوردن نیرو به خارج می توان در شرايط مناسب  و در آستانه فروپاشی رژيم ، نیروها را روانه داخل نیز کرد . در این تلقی استراتژيک ارتش آزادیبخش نه نیروی سرنگون کننده که تضمین حفظ یکپارچگی ایران و قدرت فائقه ای است که &quot; خلاء قدرت&quot; را در فردای فروپاشی رژيم پر کرده و جلوی فرو رفتن جامعه به یک جنگ داخلی محتمل را نیز خواهد گرفت . این همان رسالت بی بدیل ارتش آزادی در دوران فروپاشی سیستم هست  و <u mce_serialized="10">نه پیش ازآن</u>  که اساسا امکان حرکت را نیز در شرایط کنونی و در چشم انداز کوتاه  نخواهد داشت . </p><p align="justify" dir="rtl" mce_keep="true" mce_serialized="10"> </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">اینها  گوشه ای بود از آنچه که بدان باور دارم . توضیحات مفصلترش را در بحث استراتژِی می گذارم برای زمانی که ضرورت داشت . دراینکه مجاهدین همانگونه که تا کنون به راه خود خواهند رفت ، توهمی ندارم. رسالت من در جایگاهی که برای خود قائلم ، البته که جز بیان آنچه را که باید ، بدور از تمامی محاسبات دنیای سیاست معمول ، جز این نبود و جز این نیز هم نخواهد بود .  </p><p align="justify" dir="rtl" mce_serialized="10">بیژن نیابتی  ، 12 تیرماه 1388 </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>برای نجات جان زندانیان دربند با یکدیگر هم پیمان شویم ( ایرانیان دمکراسی خواه در استکهلم )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_254.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7479" title="برای نجات جان زندانیان دربند با یکدیگر هم پیمان شویم ( ایرانیان دمکراسی خواه در استکهلم )" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7479</id>
    
    <published>2009-07-04T10:10:00Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:12:35Z</updated>
    
    <summary>هموطنان عزیز! موج خروشان اعترضات مردمی علیه 30 سال استبداد دینی حاکم بر کشور، حکومت پادگانی جمهوری اسلامی را واداشت تا با بسیج گسترده نیروهای سرکوب خود همه ایران را به یک دژ نظامی تبدیل کند. گزمه های حکومتی با...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="اطلاعيه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">هموطنان عزیز! </p><p align="justify"><br />موج خروشان اعترضات مردمی علیه 30 سال استبداد دینی حاکم بر کشور، حکومت پادگانی جمهوری اسلامی را واداشت تا با بسیج گسترده نیروهای سرکوب خود همه ایران را به یک دژ نظامی تبدیل کند. گزمه های حکومتی با شقاوت تمام خانه به خانه درپی شکارجوانان آمده اند. ابعاد دستگیریها، اعدامها و تخریب اموال شخصی و عمومی مردم پیش از آن است که گزارش میشود.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> تثبیت مجدد دستگاه سرکوب و اختناق رژیم اسلامی خطراعدام گروهی هموطنان دربند مان را در پی خواهد داشت. این شیوه حکومتمداری سران جمهوری اسلامی است که پس از هر خیزش مردمی با قتل و ارعاب ماندگار شدن خود را پی می جویند. ما جمعی از ایرانیان دموکراسی خواه در شهر استهکلم بر این باور هستیم در این روزهای خطیر که هزاران هموطن دربندمان که در زندانهای جمهوری اسلامی درالتهاب لحظه مرگ بسر میبرند به همبستگی من و تو و ما نیاز دارند که بهم بپیوندیم ، بپاخیزیم و به یاری آنان بشتابیم. </p><p align="justify"><br />هدف در این کارزار ملی روشن است: عبور از جمهوری اسلامی ، برپایی حاکمیتی دمکراتیک سکولار و برقراری سامانی بر پایه موازین منشور جهانی حقوق بشر. باور داریم به این مطالبات آزادیخواهانه هرگز نخواهیم رسید مگر با بهم پیوستگی ایرانیان در پیکاری منسجم ، هدفمند و متحد برعلیه جمهوری اسلامی.  </p><p align="justify"><br />ما دراین روزهای خطیر در پی دست یافتن به هویت و پلاتفرم مشترک سیاسی با همه کسانی هستیم که به آزادیخواهی ، دمکراسی خواهی و حقوق بشر باور عمیق دارند. ما راه نجات ایران و مردم را از خطرات در پیش رو اتحاد عمل ، همکاری و هماهنگی همهء گرایشات سیاسی دموکراتیک و مترقی در بین اپوزیسیون میدانیم. این جوهره مانیفست سیاسی ما در این کارزار ملی خطاب به همه تشکل ها ، شخصیت های سیاسی ، مدنی و فرهنگی است که میخواهند متحد در کنار یکدیگر و با باور به پلورالیسم سیاسی و احترام متقابل به سمبل های یکدیگر ندای دادخواهی هموطنان در بندمان در زندانی بنام جمهوری اسلامی را به گوش جهانیان برسانند. </p><p align="justify"><br />پیروز باد مبارزات مردم ایران برای آزادی، دمکراسی و منشور جهانی حقوق بشر   </p><p align="justify"><br />ایرانیان دمکراسی خواه در استهکلم</p><p align="justify">2 جولای 2009 </p><p align="justify">استهکلم- سوئد </p><p align="justify"><br />((( توضیح – دوستان : بسیاری از ما ضرورت یک پلاتفرم سیاسی را برای هماهنگی و گسترده کردن صفوف خود و جلب حمایت ایرانیان و جهانیان از یک طرف  و کاهش تشنجات را از طرف دیگر در این شرایط بسیار حساس حس می کنیم. این یک پلاتفرم پیشنهادی است . هدف این است که در آینده بسیار نزدیک در مجمعی عمومی پلاتفرم نهایی به تصویب برسد و پایه محکمی برای ادامه موثر مبارزات دمکراتیک ایرانیان فراهم شود. در انتظار پاسخ شما هستیم . ))) <br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شماره ٦١ خبرنامه کميته هماهنگى ... شماره ٩ خبرنامه ندا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_253.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7478" title="شماره ٦١ خبرنامه کميته هماهنگى ... شماره ٩ خبرنامه ندا" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7478</id>
    
    <published>2009-07-04T10:06:19Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:09:48Z</updated>
    
    <summary>شماره ٦١ خبرنامه کميته هماهنگىشماره ٩ خبرنامه ندا...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="نشريه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<ul><li><a href="http://www.hamaahangi.com/khabarnameh/Khabarnameh61.pdf">شماره ٦١ خبرنامه کميته هماهنگى</a></li><li><a href="http://nedaanews.com/wp-content/uploads/nedaanews009.pdf">شماره ٩ خبرنامه ندا</a></li></ul>]]>
        <![CDATA[<p><a href="http://nedaanews.com/wp-content/uploads/nedaanews009.pdf"></a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>اطلاعیه مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_252.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7477" title="اطلاعیه مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7477</id>
    
    <published>2009-07-04T09:57:13Z</published>
    <updated>2009-07-04T10:15:17Z</updated>
    
    <summary>اطلاعیه مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامیمردم آزادیخواه، فعالین سیاسی اپوزیسیون سرنگونی طلب! در شرایطی که فضای بین المللی در ابعاد قابل توجه ای  متآثر از خیزش توده ای مردم ایران علیه رژیم اسلامی است، ما...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="اطلاعيه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">اطلاعیه مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی<br />مردم آزادیخواه، فعالین سیاسی اپوزیسیون سرنگونی طلب! </p><p align="justify">در شرایطی که فضای بین المللی در ابعاد قابل توجه ای  متآثر از خیزش توده ای مردم ایران علیه رژیم اسلامی است، ما وظیفه داریم تا برای جلب حمایت و همبستگی هر چه بیشتر بین المللی از مبارزات مردم در ایران بکوشیم. این وظیفه تک تک ما است که در کنار افشای جنایات اخیر رژیم اسلامی، کارنامه 30 سال سرکوب، اعدام، سنگسار و تحمیل آپارتاید جنسی بر زندگی مردم ایران را جلوی چشم شهروندان سوئد قرار دهیم. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" /><p align="justify">موقعیت کنونی رژیم اسلامی تشابه بسیاری به دوران پایانیِ رژیم آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی دارد. از اینرو ما ایرانیان خارج کشور باید از شرایط مناسب امروز استفاده کنیم و برای ایزوله شدن جمهوری اسلامی در سطح بین المللی تلاش کنیم.</p><p align="justify">مردم ایران برای دستیابی به آزادیِ،  برابری و رفاهِ مبارزه میکنند. در این راستا ما باید تلاش کنیم تا حمایت بین المللی  از سه خواست زیر جلب کنیم. 1</p><p align="justify">1- رد اعتبارنامه رژيم اسلامى بعنوان دولت ايران و اخراج مقاماتش از همه نهادهاى بين‌المللى؛</p><p align="justify">2- مسدود کردن حسابهای سران رژیم اسلامی در بانکها و نهادهای بین المللی؛</p><p align="justify">3- محاکمه سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه مردم ایران؛</p><p align="justify">  شما می توانید با مراجعه به میز اطلاعاتی ما واقع در برونز پارکن به پیشبرد این مهم سرعت بیشری ببخشید.<br />زمان: هر دوشنبه  و چهارشنبه از تاریخ 6 یولی تا 2 اگوست از ساعت 16 تا 18 <br />آدرس تومار اعتراضیِ مشترک سازمان آزادی زن و مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی</p><p align="justify"><a href="http://www.petitiononline.com/mk072009/petition.html">http://www.petitiononline.com/mk072009/petition.html</a></p><p align="justify">زنده باد آزادی زن</p><p align="justify">زنده باد آزادی، برابری، رفاه</p><p align="justify">سازمان آزادی زن</p><p align="justify"><a href="http://www.azadizan.net">www.azadizan.net</a></p><p align="justify">مرکز پیگرد سران رژیم اسلامی به جرم جنایت علیه مردم ایران</p><p align="justify"><a href="http://www.wantedbypeople.com">www.wantedbypeople.com</a></p><p align="justify">Tel: 0046 0737 262622<br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>دو شعر ... راز ... پای در زنجیر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_251.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7476" title="دو شعر ... راز ... پای در زنجیر" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7476</id>
    
    <published>2009-07-03T21:57:14Z</published>
    <updated>2009-07-03T22:05:22Z</updated>
    
    <summary>دو سروده‌ی زیر را به‌محمود صالحی و همه‌ی کارگران مبارزی تقدیم می‌کنم که در غریو یک جنبش «فراطبقاتی» بازهم پرچم نبرد طبقاتی کارگران را برافراشته نگه‌داشتند.مجید ارژنگ............................</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="مجید ارژنگ" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">دو سروده‌ی زیر را به‌محمود صالحی و همه‌ی کارگران مبارزی تقدیم می‌کنم که در غریو یک جنبش «فراطبقاتی» بازهم پرچم نبرد طبقاتی کارگران را برافراشته نگه‌داشتند.<br />مجید ارژنگ</p><p align="justify">.........................</p>]]>
        <![CDATA[<p /><p><strong>راز</strong></p><p>هیچ‌گاه،<br />نخواستم از راز خویش سخن بگویم.<br />نه......،<br />نخواستم بگویم  <br />که<br />چگونه خدایان<br />در غریوی نفرت‌انگیز<br />مرا در خلوت گناه خوردن سیبی سرخ<br />که بوی عشق می‌داد<br />به‌مسلخ خاک کشانیدند؛<br />و چگونه در آغازِ رویشِ<br />جوانه‌های بودنِ عشق،<br />در دستانی برادر،<br />هابیل خنجری شد برگلویم؛<br />و من اسماعیلی بودم<br />که هر دَم،<br />در حجله‌گاه شهوت ابراهیم<br />به‌قربان‌گاه کشانیده می‌شدم.<br />در ستیزی نابرابر<br />که<br />اسپارتاکوس سلحشورانه قربانی‌اش بود؛<br /> و از آن پس،<br />در ضیافت شامی که گوشت بَرده<br />جلای سفره‌ی رنگین خدایان بود،<br />از شراره‌های هستی‌ام<br />دار‌ـ‌‌صلیبی آویختند<br />تا<br />«مسیح باز مصلوب»<br />از تحمیق عشق، ابدیتی بسازد؛<br />و آه « یوسف»م <br />یوسفِ «همیشه گم‌گشته‌ام»،<br />به‌مظلومیت یک خزه<br />در پیراهنی دریده<br />شفیره‌ای بود،<br />تنیده برپیکرم<br />در افقی‌که،<br />خون...... ،                                                                                <br />سنگ‌فرشِ زمین بود.                                                       </p><p /><hr /><br /><strong>پای در زنجیر</strong><p /><p>سوارانْ پای در«زنجیر» مردند؛<br />و ما،<br />در خاکسپاریِ لاشه‌هایِ جان برگرفته،<br />مبهوتْ ماه را نظاره می‌کردیم؛<br />و زمین چه عاجزانه مهتاب را به‌عمق می‌کشاند<br />تلاشی عبث، <br />در انفجار سبز انبوه «درختان»</p><p>زنان......،<br />کودکانِ پوست براستخوان نشسته را<br />در کدامین پستوی تاریخ به‌خاک می‌سپارند<br />تا<br />ردی موهوم از شقاوتِ تاریخ را<br />در زرورق ایام بخشکانیم،<br />آرزوهایِ متراکم‌شده<br />و ترسِ انبوه‌شده در جان را<br />در هاله‌ای برگِرد مردانِ «تقدس» آویختیم<br />تا<br />از چوپانْ گرگی<br />و از گرگْ بره‌ای بسازیم؛</p><p>و به‌تعامل نشستیم<br />پای در زنجیر؛<br />و زخم‌های جان را التیام دادیم،<br />به‌دعای‌شان نشستیم؛<br />و به‌استغاثه مُهره‌های ایام را<br />در لابه‌لای انگشتان چرخاندیم</p><p>کودکان دگربار زنده  نشدند<br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>در جواب به&quot; ستاد انقلاب&quot; سبز حزب کمونیست کارگری ایران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_250.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7475" title="در جواب به&quot; ستاد انقلاب&quot; سبز حزب کمونیست کارگری ایران" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7475</id>
    
    <published>2009-07-03T18:05:52Z</published>
    <updated>2009-07-03T18:08:16Z</updated>
    
    <summary>pooyarastbin@yahoo.com  رویدادهای اخیر در ایران بار دیگر فرصتی برای محک خوردن نیروها و جریانات سیاسی بر متن فضایی ابژکتیو و عینی فراهم آورده است.در آیینه چنین تحولاتی است که گرایشات سیاسی می توانند سیمای خود را در جامعه ببینند و از...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="سیفه خدایاری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify"><a href="mailto:pooyarastbin@yahoo.com">pooyarastbin@yahoo.com</a>  </p><p align="justify">رویدادهای اخیر در ایران بار دیگر فرصتی برای محک خوردن نیروها و جریانات سیاسی بر متن فضایی ابژکتیو و عینی فراهم آورده است.در آیینه چنین تحولاتی است که گرایشات سیاسی می توانند سیمای خود را در جامعه ببینند و از آن مهمتر تصویری از جامعه را پشت سر خود نیز ببینند. تقریباً ده روز ازنمایش انتخابات و پیامدهای ناشی از آن می گذرد . اعلام&quot; نتیجه انتخابات&quot; برای بخش وسیعی از روشنفکران ،ژورنالیست ها و دگر اندیشان ایران و از همه مهمتر برای اصلاح طلبان و اپوزیسیون پرو رژیم با بهت و نا باوری همراه بود. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">از چند ماه پیش تمام ژورنالیسم و صنعت ابر رسانه ای بورژوازی ناسیونال ـ اسلامی بسیج شده بودند تا موسوی را رئیس جمهور آینده ایران کنند و شرایط متعارف تر شدن جمهوری اسلامی و البته زمینه لازم برای رشد سرمایه گذاری بورژوا ناسیونالیستها و به تبع آن &quot;توسعه فضای سیاسی&quot; و &quot; نجات &quot; جمهوری اسلامی طبق فرمول خود فراهم کنند. معماران نجات بورژوازی از آتش خشم و نفرت طبقه کارگر وآزادیخواهان جامعه بدرستی تشخیص داده بودند که&quot; طغیان های کور اجتماعی&quot; ممکن است جامعه یعنی جمهوری اسلامی و بورژوازی ملی ـ اسلامی را درشیب تند سقوط قرار دهد ، از این رو با تدبیر و درایت ملی ـ اسلامی خود جامعه را در مقابل گزینه نامطبوع جنبش سبز موسوی در تقابل با بربریت افسار گسیخته و هار احمدی نژاد قرار دادند. از سویی دیگرکارناوال های تبلیغاتی انتخاباتی و تشکیل زنجیره های انسانی ! 18 کیلومتری در خیابان ولی عصر تهران حاکی از میل شدیداً سرکوب شده جامعه و بخصوص نسل جوان به رهایی حتی در شکل نمادین و صوری آن داشت.در واقع نمایش های انتخاباتی و حضور جوانان در صحنه، آبشاری بود که به آسیاب انتخابات جمهوری اسلامی ریخته می شد.اما روی دیگر سکه &quot;حضور سبز&quot; انفجار جامعه و در هم شکستن سدی از خشم ونفرت بود که می تواند به نابودی جمهوری اسلامی تبدیل شود.</p><p align="justify">  احزاب و گرایشات ملی ــ اسلامی و بخش وسیع اما کم عمق&quot; چپ&quot; که دنباله روی و همراه شدن با موج رسانه ای بورژوایی خصلت نمای آنها شده است به همراه اکثریت مطلق نیروهای فدرالچی و قوم پرست، همصدا با بلندگوهای تبلیغاتی بورژوازی به استقبال انتخابات و توهم تغییر سبز در ایران رفتند و پس از انتخابات نیز نمایش پراگماتیستی و کمدی سیاسی را به تماشا نشستند. تمام هم و غم این طیف از گرایشات سیاسی نگرانی از وخامت اوضاع و در رفتن قطار شورش های خیابانی از ریل اصلاحات به سرنوشت نامعلوم و پیش بینی نشده بود. بار دیگر &quot;همه با هم&quot; ی حول منافع مشترک طبقاتی آنها شکل گرفت و ابر رسانه ها را برای کنترل افکار عمومی به یاری طلبیدند. خوشبختانه به یمن نظام انفورماتیک عکس العمل و موضع تمام جریانات در نت نگهداری می شود و این بار نه تاریخ بلکه انسانهای زنده شاهد بازیهای سیاسی و ریاکاری رسانه ای ژورنالیسم حرفه ای خواهند بود. بهرحال منفعت زمینی و بلاواسطه این طیف از اپوزیسیون ملی ــ اسلامی داخل و خارج ایجاب می کند که از&quot; تغییرات ساختارشکن &quot; پرهیز کنند و سرعت حرکت خود را مطابق الگوهای جهانی و اوبامایی &quot; تغییر&quot; بورژوایی تنظیم کنند.</p><p align="justify">    در میان احزاب و گرایشات سیاسی عکس العمل حزب کمونیست کارگری ایران هم در خور تامل و دقت است. روشن است که این حزب در آرزوی انقلاب سوسیالیستی در ایران زندگی می کند وسوخت و ساز درونی و بیرونی این حزب در راستای تحقق انقلاب سوسیالیستی در ایران و ایجاد یک دنیای بهتر تنظیم می شود. اما ارزیابی ، تحلیل و استنتاجات رهبری این حزب از تحولات سیاسی بقدری ضعیف است که این حزب را در ردیف چپ های پوپولیست قرار می دهد.عکس العمل سریع و هیجانزده رهبری این حزب به رویدادهای شبه سیاسی مانند ماجرای هخا، تحرکات قومی و فاشیستی در آذربایجان تنها دو مورد از نمونه های عینی اشتباه سیاسی رهبری این حزب در چند سال اخیر هستند.نمونه این بار رویدادهای سیاسی با سرعتی بیشترو ابعادی گسترده ترجایگاه طبقاتی این حزب را به مثابه بخش میلیتانت اپوزیسیون چپ ضد رژیم به عبارتی دیگرجناح چپ ناسیونالیسم پروغرب ایرانی تعین بخشید. &quot; ستاد انقلاب &quot;در تحلیلی کاریکاتورگونه از جامعه و فعل و انفعالات سیاسی ـ اجتماعی آن هر گونه تصادف سیاسی در ایران را هیجان زده می بلعد و  فی البداهه  دستگاه نامگذاری جنبش این حزب را به حرکت می اندازد . برای نمونه اطلاق &quot;جنبش ضد تقلب&quot; در اولین ساعات شورش های خیابانی اخیراز سوی &quot;ستاد انقلاب کانال جدید &quot; می تواند تنها ناشی از خام اندیشی سیاسی رهبری این حزب و یا خصلت بشدت پوپولیستی آن می باشد که دومی بر اولی غلبه دارد.اطلاق&quot; جنبش ضد تقلب&quot; به آتش فشان خشم و نفرت مردم از جمهوری اسلامی  می تواند از سویی حمایت از یک کاندیدا که یکی از عوامل جنایت و بربریت اسلامی در ایران است، تلقی شود . از سویی دیگراین&quot; نامگذاری و جنبش سازی&quot; می تواند به معنی پذیرفتن مقوله &quot; انتخابات&quot; وبه تبع آن کلیت نظام جمهوری اسلامی قلمداد شود و البته هر دوی اینها چندین سال نوری با ادبیات کمونیسم کارگری فاصله دارد.</p><p align="justify">  بدنبال عکس العمل حزب حکمتیست به رویدادهای سیاسی اخیر که جوهر آن تشکیل صف مستقل آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران و متمایز کردن صف آزادی ـ برابری از ننگ سبز و سیاه اسلامی بود موجی از یادداشت های سیاسی فعالین حزب کمونیست کارگری علیه حزب حکمتیست براه افتاده است. بد و بیراه گفتن به حزب حکمتیست که به شکل عادت ثانوی تعدادی از اعضای حزب کمونیست کارگری ایران در آمده بود ، می رود که به داستان زندگی آنها تبدیل شود. در چند سال گذشته تعدادی از این افراد از هر فرصتی برای سمپاشی و بد وبیراه گفتن به مجموعه ای از انسانهای شریف که هر کدام رمانی از مبارزه سرسختانه برای تحقق یک دنیای بهتر بوده اند و داستان زندگی خود را به این تلاش عظیم و انسانی پیوند زده اند، استفاده کرده اند و در عالم خود شاهکاری از نفرت وخصومت می آفرینند. برای جنبش کمونیستی که اساس سوسیالیسم را انسان می داند تحقیر انسانها هیچ بهانه ای چه سیاسی و چه شخصی بر نمی تابد . اما این افراد ظاهراً بخشی از داستان زندگی خود را به بد وبیراه گفتن و استفاده از ادبیات دست چندم مجاهدین خلقی تعریف کرده اند . در پی رویدادهای اخیر در ایران چند روز اول &quot;ستاد انقلاب&quot; مشغول ماهی گرفتن از سیلابی بود که به یمن جنبش سبز موسوی و صنعت ابررسانه ای ژورنالیسم غربی براه انداخته بود و فرصتی برای کارهای جانبی نداشت ؛ اما با خاموش شدن آتش انقلاب و در مسیر بازگشت از انقلاب سبز هر چه در چنته داشتند به سوی حزب حکمتیست پرتاب کردند، گویی عامل شکست انقلاب حزب حکمتیست وفراخوان های این حزب به مردم برای قاطی نشدن با صف سبزها بوده است. نویسندگان حزب کمونیست کارگری مانند مهرنوش موسوی ، سعید صالحی نیا ، ناصر اصغری و دیگران که قلمهایشان را درمصاف با حزب حکمتیست بکار گرفته اند بهتر است بدانند که با این ادبیات نه تنها نمی توانند سمپاتی یک نفر را در حزب حکمتیست جلب کنند بلکه اگر نوشته های آنان را افرادی با کمترین میزان بینش سیاسی هم بخوانند ، آنچه این نویسندگان از پرنسیپ کمونیستی در این چند سال مبارزه بدست آورده اند از دست می دهند.به کار بردن عباراتی مانند حزب کوروش مدرسی ، گروه مهجور کوروش مدرسی و ... تنها نشان از عدم نزاکت سیاسی و حداقل پرنسیپ انسانی در برخورد به کسانی است که مثلاً قرار است به فراخوان شما بپیوندند.افرادی که شما آنها را جزو گروه مهجور نامیده اید انسانهایی هستند که جنبش کمونیستی را در 30 سال گذشته رهبری کرده و ازهزاران تند باد عبور داده اند . اینها انسانهایی هستند که لابد دارای میزانی از درک سیاسی هستند و در جدال چند ساله با انواع انحرافات موجود در جنبش کمونیستی انتخاب سیاسی خود را کرده اند . تحقیر این انسانها و تبدیل کردن به انسانهای مهجور و هوادار یک شخص که او هم بنوبه خود یکی از پایه های کمونیسم کارگری در منطقه است و از سوی دیگر تلاش برای جلب همین انسانهای مهجور و لابد&quot; فاقد درک سیاسی&quot; به اردوگاه خود را نمی توان با هیچ بهانه ای توجیه نمود. خطاب من در اینجا مهرنوش موسوی نیست .اوظاهراً فلسفه وجودی اش را در قلمفرسایی و مخالف خوانی قرار داده است و برای پر کردن سطور نوشته هایش باید چند کلمه زننده هم از جعبه عطاری اش بیرون بیاورد و صفحه آرایی کند! شوق نوشتن در او بحدی قوی است که در حال حاضر قلمش را به عزای سید دوم اصلاحات فرستاده است. خطاب من در درجه اول سعید صالحی نیا است که افتخار دکتر بودن را هم در زندگی خود دارد ، سعید جان بهتر است نوشته ات را یکبار با صدای بلند و در خلوت بخوانید تا متوجه شوید ادبیات کمونیسم کارگری هیچ قرابتی با این نوشته شما ندارد. و در درجه دوم همه انسانهای شریفی است که &quot;اساس سوسیالیزم انسان است&quot; را مهمترین انتخاب زندگی خود قرار داده اند؛ نمی توان با انتخاب این ادبیات پوسیده و زنگزده یک قدم به سوسیالیسم نزدیک شد.</p><p align="justify">البته این داستان تکراری تاختن به حزب حکمتیست از سوی نویسندگان کمونیست کارگری را کسی جدی نمی گیرد . تنها فایده سیاسی این یادداشت ها ، نوشتن شکست &quot;انقلاب&quot; به پای حزب ما و کسب مشروعیت کذایی در محافل حزبی خود والبته بیشتر برای لاپوشانی شکست&quot; انقلاب&quot; های متعدد حتی از نوع سبز است که از فرط تکرار دیگر کسی آن را جدی نمی گیرد.اگر بصورت ابژکتیو به رویدادهای سیاسی این دوره نگاه کنیم، متوجه می شویم که مشاهدات ، ارزیابی و استنتاجات سیاسی حزب حکمتیست از مشاهدات و ارزیابی و استنتاجات سیاسی حزب کمونیست کارگری ایران منطقی تر و به واقعیت نزدیکتر بوده است .با ساده کردن صورت مسأله به آسانی می شود استدلالات حزب حکمتیست را در انتخاب این موضع فهمید.</p><p align="justify">الف)کل بورژوازی جهانی و بخش مهمی از جمهوری اسلامی موسوی را به عنوان آلترناتیوی در مقابل انفجار جامعه و خروج جمهوری اسلامی از بن بست سیاسی ـاقتصادی ـ فرهنگی قرار دادند و توهم سبز را جای جنازه اصلاحات در ایران نشاندند.</p><p align="justify">ب) بعد از اعلام نتیجه &quot;انتخابات&quot; همین بخش از بورژوازی و کلیت جنبش ملی ـ مذهبی برای اعتراض به نتیجه &quot;انتخابات &quot;بخش بزرگی از نیروهایش را  با جوانان به خشم آمده از بربریت اسلامی را به خیابان کشید.البته تلاش موسوی و شرکا در مهار کردن آتش خشم و نفرت مردم را نباید نادیده گرفت .</p><p align="justify">ج) با احترام به جان باختگان ، زندانیان و تمام انسانهای شرافتمند و آزادیخواهی که در این رویدادها نمونه هایی نایاب از فداکاری و قهرمانی آفریدند، اعتراضات اخیردارای کمترین میزان از رادیکالیسم بود . انتخاب پرچم سبز و شعار الله اکبر به تنهایی افتضاح سیاسی جامعه ایران در این دوره را نمایندگی نمی کند. این جنبش در بهترین حالت تلاشی برای بازپس گیری رأی ،ابطال انتخابات و کسب مشروعیت برای جمهوری اسلامی در زیر پرچم سبز و تحت رهبری ملی ـ مذهبی ها بود که تداوم جمهوری اسلامی را برای چند سال دیگر تضمین می کرد . عقب نشینی از اعتراضات هم تنها ناشی از دستگاه سرکوب و بربریت اسلامی نبود،خصلت جنبش سبز و حرکت در سایه جنبش ملی ـ مذهبی خاموش کردن این آتش فشان را تضمین کرد.</p><p align="justify">د) فراخوان و بیانیه های حزب حکمتیست دعوتی بر ای نپیوستن به این صف بورژوا ـ اسلامی و تشکیل صف مستقل کارگران و آزادیخواهان بود و در راستای تلاش برای ایجاد صف آزادی و برابری است.اگر به دلیل بربریت اسلامی و عدم توازن قوا هنوز جامعه این امکان را بدست نیاورده است ما را به این نتیجه گیری غیر منطقی و آلوده به انواع توهم نمی رساند که حداقل پتانسیل موجود آزادیخواهی و برابری طلبی را زیر پرچم جناحهای متخاصم و اردوی ملی ــ مذهبی ها ببریم که خصلت مشترک همه ی آنها سلاخی گلوی آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران است. </p><p align="justify">ه) پروژه اعتصاب عمومی در کردستان هم که به یک جوک شباهت داشت بخشی از پروژه همه با هم قوم پرستان و نیروهایی بود که زیر عبای کروبی و پرچم سبز موسوی لانه کرده اند .</p><p align="justify">محکومیت همه این جناحها و حامیان آنها یک پای ثابت سیاست کمونیسم کارگری در 20 سال گذشته بوده و این سرمایه را به هیچ قیمتی حتی بستن پرونده سیاسی مان به قول ناصر اصغری از دست نمی دهیم. در نگاه به رویدادهای اخیر با اندکی اغماض می توان نام شورش ، طغیان و در بهترین حالت قیام بر آن نهاد. این واقعیت که این اعتراضات تنها دهانه آتش فشان خشم و اعتراض علیه کلیت جمهوری اسلامی است ما را به این نتیجه فوری نمی رساند که باید از این اعتراضات در این شکل و با این فرمت پشتیبانی کرد.پیوستن به این اعتراضات بدون کسب هژمونی پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی تکرار داستان انقلاب 57 خواهد بود . شاید بزرگترین درس انقلاب 57 برای کمونیست ها همین واقعیت باشد که نمی توان اهداف جنبش خود را در زیر پرچم جنبشی دیگر دنبال کرد و اگراین اشتباه ناشی از خام اندیشی چپ  پوپولیست ملی ـ اسلامی 57 را با تلخکامی بتوان به حافظه تاریخی سپرد، با هیچ بهانه ای نمی توان آن را ازادبیات غنی و تجربه سیاسی سی ساله  کمونیسم کارگری در نقد پوپولیسم و برخورد به رویدادهای سیاسی پذیرفت. عینی ترین نمونه برخورد منصور حکمت با خیزش ها یا قیام های مردمی از این دست را در نقد تحولات سیاسی کردستان عراق و در جواب به عبدالله مهتدی در فقط دو گام به پس شاهد بوده ایم و به عنوان یکی از ابژکتیوترین اسناد در تجربه سیاسی خود قرار داده ایم.نقل جملاتی از منصور حکمت در برخورد با رویدادهای سیاسی مشابه از جانب من شاید داهیانه بنظر آید اما مشکل بتوان از ظرافت سیاسی منصور حکمت در تحلیل اوضاع سیاسی و برخورد با رویدادهای سیاسی از این دست گذشت.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">قیام مردمی یعنی چه؟ آیا کلمه مردمی به معنای توسط مردم و با شرکت مردم است؟اگر اینطور است این مشخصه همه حرکات همه گیر اجتماعی است.باور کنید پانزده خرداد و از آن روشن تر جنبش افغانستان هم با این ملاک بشدت &quot;مردمی&quot; بوده اند. </p><p align="justify">به این معنی من اتوماتیک از هر جنبش&quot; مردمی&quot; دفاع نمی کنم و چنین دفاعی را موضع &quot;کلاسیک&quot; کمونیستی قلمداد نمی کنم.در مورد هر یک از جنبشهای فوق ملاحظات ایدئولوژیکی ، سیاسی و در یک کلام طبقاتی ای دارم که مرا از پشتیبانی اتوماتیک از آنها بصرف مردمی بودنشان باز میدارد.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">همینقدر اشاره میکنم که کمونیسم با مقوله طبقات و با ملاک مصالح و منافع کارگری به جنبشها نگاه میکند و مردم یا خلق را نه یک کلیت واقعی و یا تحلیلی معتبر در تبیین جامعه ، بلکه مجموعه ای از طبقات حتی متخاصم میداند. در نقد پوپولیسم ما نشان دادیم که چگونه متوسل شدن به مقولات خلق و مردم و خلقی و مردمی تلاشی است از جانب گرایشی در درون بورژوایی که میخواهد علیرغم باز شدن شکاف کارگر و بورژوا در جامعه نوین سرمایه داری ، هنوز منافع خود را منافع عموم قلمداد کند و نیروی طبقه کارگر را پشت پرچم بورژوازی اپوزیسیون گرد بیاورد. </p><p align="justify"> </p><p align="justify">ما نشان دادیم و بویژه با بحثهای کمونیسم کارگری با عمومیت بیشتری تاکید کردیم که تبیین انقلابات و حرکات توده ای بصورت &quot; یک جنبش با جنبه های مختلف &quot; یک توهم بورژوایی است  و در جهان واقعی با جنبش های اجتماعی متفاوت و لو درگیر با هم روبرو هستیم و لذا کارمان تقویت جنبش مستقل طبقه خودمان است که &quot;جنبه رادیکال&quot; هیچ جنبش دیگری نیست</p><p align="justify">نقل همین چند پاراگراف از منصور حکمت در برخورد به پدیده ای به مراتب رادیکال تر از آنچه این روزها در ایران شاهدش هستیم برای یک نتیجه گیری آنی کافی است.</p><p align="justify">شاید پذیرفتن این حقیقت که پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی به دلیل سرکوب مافوق پلیسی و ضعف عمومی &quot;چپ &quot; در کسب هژمونی طبقاتی نتوانسته در فضای جامعه به اهتزاز درآید برایمان ناخوشایند و تلخ باشد اما تلخکامی این حقیقت به مراتب کم هزینه تر از اشتباه مهلکی خواهد بود که ما را با مطالبات نیم بند و دست دهم زیر ننگین ترین پرچم بورژوا ـ اسلامی بکشاند. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تظاهرات در همبستگی با خیزش انقلابی مردم ایران و علیه جنایات جمهوری اسلامی! ( روزهاى شنبه در استکهلم )</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_249.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7474" title="تظاهرات در همبستگی با خیزش انقلابی مردم ایران و علیه جنایات جمهوری اسلامی! ( روزهاى شنبه در استکهلم )" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7474</id>
    
    <published>2009-07-03T17:56:25Z</published>
    <updated>2009-07-03T18:01:49Z</updated>
    
    <summary>حمایت مردم آزادیخواه درکشورهای مختلف از مبارزات مردم در ایران، در طول سه هفته گذشته اثر مهمی در روحیه مردم ایران و پیشبرد مبارزاتشان داشته است. این مبارزات توانسته است پایه های حکومت اسلامی را به لرزه درآورد و می...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="حزب کمونیست کارگری ایران" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">حمایت مردم آزادیخواه درکشورهای مختلف از مبارزات مردم در ایران، در طول سه هفته گذشته اثر مهمی در روحیه مردم ایران و پیشبرد مبارزاتشان داشته است. این مبارزات توانسته است پایه های حکومت اسلامی را به لرزه درآورد و می رود که بساط سرکوب و خفقان رژیم جمهوری اسلامی را در هم بریزد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"><br />  <br />ما با حضور وسیع و گسترده خود، این جنبش عظیم را در خیابانهای شهر استکهلم نمایندگی خواهیم کرد و حمایت بیشتر مردم، احزاب و نهاد های انسان دوست را جلب می کنیم.<br />تظاهرات های ما روزهای شنبه در مرکز شهر استکهلم در میدان سرگل در همراهی با مبارزات مردم ایران برگزار می شود. <br />برای افشای جنایات جمهوری اسلامی و برای آگاه ساختن و جلب حمایت بیشتر مردم از  مبارزات مردم ایران همه روزه میز اطلاع رسانی و میز کتاب در همین محل برقرار است. در صورت لزوم در سایر روزهای هفته نیز از همه مردم و احزاب و سازمانها برای تجمع و برگزاری تظاهرات در همین محل دعوت خواهد شد. <br /> </p><p align="justify">مکان: شهر استکهلم در میدان مرکزی شهر Sergelstorg </p><p align="justify"><br />زمان: روزهای شنبه ۲۰۰۹ از ساعت 6 تا 8 بعد از ظهر</p><p align="justify"> </p><p align="justify">میز کتاب و اطلاع رسانی هر روزه از ساعت 6 تا 8 بعدازظهر در همین محل<br />از همه مردم شریف و آزادیخواه دعوت میشود که با شرکت خود در این تجمع ها و حضور در کنار میزهای اطلاع رسانی از مبارزات مردم ایران حمایت کنند<br />تلفن تماس: 0046707175542  رحیم یزدانپرست<br />تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران ـ استکهلم<br />2 جولای 2009</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>جنایات و اصلاحات (١)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_248.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7473" title="جنایات و اصلاحات (١)" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7473</id>
    
    <published>2009-07-03T17:52:56Z</published>
    <updated>2009-07-03T17:56:04Z</updated>
    
    <summary>در نتیجه استقرار جمهوری اسلامی و به تبع آن، تصویب شدن قوانین و لوایح اسلامی در بعد از انقلاب 1357، بخش عظیمی از مردم از حقوق اولیه خویش محروم شدند. سازمانهای سیاسی تشکیل شده در پیش و یا در بعد...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="فريبا مرزبان" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">در نتیجه استقرار جمهوری اسلامی و به تبع آن، تصویب شدن قوانین و لوایح اسلامی در بعد از انقلاب 1357، بخش عظیمی از مردم از حقوق اولیه خویش محروم شدند. سازمانهای سیاسی تشکیل شده در پیش و یا در بعد از انقلاب، موقعیت و جایگاه سیاسی خود را با طرح خواسته هایی مسشخص کردند که موافقت و پذیرش آنها از سوی دولت تشکیل شده اسلامی (موقت)، ناممکن به نظر می آمد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify"> مخالفان حکومت تلاش کردند نظرات و مخالفت های خود را نسبت به لوایح و مصوبات جدید به اشکال ممکن اعلام کنند. و اقدام به این امر، جمهوری اسلامی را وا داشت، برای مقابله با افشاگری ها و فعالیت های مخالفان، عکس العملی فوری و جدی انجام بدهد. فعالیت احزاب را به رسمیت نشناختند و با استخدام چماق داران مانع کار سازمان ها و گروه ها شدند. در میان سازمانهای مخالف که اغلب سالیان طولانی در مبارزه با رژیم سابق بودند، آزادی احزاب و آزادی فعالیت سیاسی در اولویت اول قرار گرفت و حکومت نپذیرفت. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">حکومت اسلامی تحت لوای مذهب، حقوق اولیه شهروندان را پایمال کرد و در اولین حرکت زنان را که نقش به سزایی در انقلاب داشتند سرکوب کرد. از شمال تا جنوب. از شرق تا غرب، اقوام را مورد سرکوب قرار داد. آزادی بیان که دست آورد انقلاب بود از میان رفت و فریادهایمان بی صدا شد. از سال 58 به بعد حمله به مطبوعات آزاد و غیر وابسته، طراحی و به اجرا درآمد و متعاقب آن، روزنامه آیندگان تعطیل شد. فعالیت احزاب سیاسی غیر قانونی اعلام شدد. اجتماعات فرهنگی- سیاسی که می بایست گسترش می یافتند، ممنوع و منحله اعلام شدند. و در مجموعه قوانین قانون اساسی جمهوری اسلامی نه تنها حقوق برابر شهروندان شناخته نشده است، بلکه مردم به شهروندان درجه یک و دو و خودی و غیر خودی قابل تقسیم اند؛ همچنین اهمیتی به حقوق زنان، کودکان و اقلیت های مذهبی ندادند و در نهایت ناباوری، مجموعه این قوانین به تصویب عموم مردم رسید.</p><p align="justify">آنچه مبرهن است این است که جمهوری اسلامی نه حکومتی مترقی بوده است و نه پایگاهی بوده که از دل توده های زحمتکش و طبقات پایین اجتماع بیرون آمده باشد. البته از میان طبقات محروم اجتماع، بوده اند کسانی که جذب انقلاب، خصوصاً جذب نیروهای نظامی شده اند. یکی از آنها سپاه پاسداران است. آیت اله خمینی خود را رهبر مستضعفان جهان نامید و دولت اسلامی تشکیل شده را دولت مستضعفان لقب دادند. در ایران سپاه پاسداران و محافل قدرت نه تنها فقیر نیستند بلکه با در تملک داشتن شرکت های غول آسا و امتیازهای اقتصادی – انحصاری به مراکز مهم اقتصادی تبدیل شده اند. </p><p align="justify">در اینجا وارد مبحث دولت مستضعفان نمی شوم، چرا که شرایط بد و فشارهای اقتصادی موجود در سی سال گذشته، خود،  پاسخی است به این ادعای کاذب حکومت اسلامی.  </p><p align="justify"><br />مردمی که یک صدا مرگ بر شاه گفته بودند، با تاسیس کمیته های انقلاب، در مقابل یکدیگر ایستادند. در بعد از انقلاب 1357 در 23 بهمن ماه، به فرمان خمینی کمیته ها در ایران شکل گرفتند. محل اغلب آنها در مساجد یا کلانتری های محل بود. و در همه شهرها و مناطق 14 گانه تهران با مدیرت آیت اله مهدوی کنی فعال شدند. در ابتدا بسیاری از نیروهای مخالف سلطنت پهلوی و مردم انقلابی، در آنجا شروع به کار و فعالیت کردند، حتی، در سال 58- 59 بسیاری از نیروهای سازمان مجاهدین که در کمیته ها کار می کردند، برای حمل صلاح و حضور در کمیته ها، کارت شناسایی داشتند. و اقدام به این عمل خارج از عرف نبود. در بسیاری از کشورها پس از انقلاب در آنجا، کمیته های محلی تشکیل شده بودند مانند کشور انگلستان، آمریکای لاتین و...  </p><p align="justify">نابرابری از آنجا آغاز شد که هواداران گروههای سیاسی با در دست داشتن اعلامیه و نشریه ای در مقابل قلدری و اسلحه های کمیته چی ها قرار گرفتند. </p><p align="justify"> </p><p align="justify">تسخیر سفارت آمریکا در تهران از دیگر خصیصه های انقلاب 57 بوده است. دانشجویانی که خود را پیرو خط امام می نامیدند با حمایت احمد فرزند خمینی و حجت اسلام خوئینی ها به تصرف سفارت آمریکا اقدام کردند و برای مدتی کارکنان سفارتخانه را به گروگان گرفتند. عناصر بالای حکومتی علاقه چندانی به درگیری و در افتادن با دولت آمریکا را نداشتند، اما، دانشجویان عقب ننشستند. علیرغم تلاش هایی که دکتر ابراهیم یزدی و مهندس مهدی بازرگان و ... کردند موفق نشدند از اقدامات دانشجویان و اعمال ضد آمریکایی آنان جلوگیری به عمل آورند.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">با این مقدمه، دهه شصت را آغاز می کنیم. به سال 1360 و سرکوب های گسترده آن می رسیم. به اجرای اوامر و جنایاتی می رسیم که با گذشت چند دهه بی مانند گفته می شوند. کشتار مردم بصورت پیگیر و جدی از سی و یکم خرداد ماه 60 آغاز شد. سازمان مجاهدین و دیگر موافقان  مبارزه مسلحانه ، مسلح شدند و اقدام به تشکیل هسته های رزمی کردند. مجاهدین، تظاهرات مسلحانه را تدارک دیدند و در مقاطعی به انفجار مراکز  و اماکنی که در اختیار و انحصار دولت و حکومتیان بود دست زدند. خمینی فرمان مرگبار خود را صادر کرده بود. از همین روی جمعیت قابل توجهی بازداشت و حبس شدند و تحت شکنجه های فراوان قرار گرفتند. همه روزه آمار اعدام ها به گوش می رسید، روز به روز، رو به تزاید بود و آمار واقعی تا امروز مشخص نشده است.  </p><p align="justify"><br />دهه شصت، دهه ای سرنوشت ساز برای کشور و مردم ایران بوده است. در بسیاری از مواقع منافع مردم تامین نشده و حرکت ها و تصمیمات بر علیه منافع ملی ارزیابی می شوند. جمهوری اسلامی با تشکیل و استخدام بسیجیان، سپاه پاسداران و توان نظامی ارتش سابق، بر اوضاع و حوادث کشور مسلط شد. حوادثی این چنین: </p><p align="justify">سرکوب مخالفان حکومت و آزادیخواهان، تداوم جنگ، فرار بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران بهمراه رهبر مجاهدین مسعود رجوی، شروع عملیات نظامی و تدارک راه پیمایی مسلحانه از سوی مجاهدین، انفجار حزب جمهوری اسلامی، انفجار دفتر نخست وزیری، تضفیه تعداد زیادی از بانوان از ادرات دولتی، تداوم تعطیلی دانشگاهها در سراسر کشور، وقوع انفجارهایی در صحن نمازهای جمعه شیراز و تبریز، اعدام های سال 62و60 در اوین و دیگر زندان ها، انحلال و انشعابات پی در پی در بین سازمان های مخالف رژیم، ضربات جدی و جبران ناپذیر بر پیکره سازمان فدائیان اقلیت، پیکار، راه کارگر، سربه داران، مجاهدین در شاخه نظامی و اطلاعاتی، آزاد سازی خرمشهر از دست نیروهای عراقی، چرخش در زندان- اصلاحات در قوانین قضایی و تغییرات در سیستم اداری زندانها به نفع زندانیان سیاسی، پیشروی ارتش ایران در مناطق جنگی و تصرف منطقه فاو، رانت خواری جدید، حیف و میل مالی در دستگاه دولت و بنیادهای مستضعفان و شهید، حذف آیت اله منتظری از صحنه سیاست و قدرت و دیانت، عملیات فروغ جاویدان (مرساد)، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67، شکست مفتضحانه در جنگ و پذیرش آتش بس، مرگ خمینی. رهبری خامنه ای و ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، مصادره اموال و فروش آنها تحت نظر دفتر فرمان 8 ماده ای خمینی و ...  </p><p align="justify"> </p><p align="justify">همانگونه که در سطور بالا ذکر کرده ام حوادث نامترقبه زیادی رخ داده اند که از میان آنها به چند موضوع خواهم پرداخت.</p><p align="justify">اصلاحات در جمهوری اسلامی برای اولین بار در سال 1364 آغاز شده است؛ چرخش در زندان و تغییرات به نفع زندانیان. <br />با حضور نمایندگان آیت اله منتظری، حکم اعدام زنان سیاسی در زندان ها به محکومیت های مختلف حبس تقلیل یافت و بساط اعدام زندانیان زن برچیده شد. قضات دادستانی از صدور حکم اعدام زنان خودداری کردند. بساط تنبیه، قرنطینه، تبعید، تابوت ها و انفرادی ها که بیداد می کردند، استبل و واحد مسکونی و تاریک خانه ها که جان و روان بسیاری را گرفته بودند، جمع شدند. و به جای آنها در حداقل ممکن، امکانات صنفی و مطالعاتی برای زندانیان فراهم شده بود و پس از چندی شرایط عمومی زندان رو به بهبود گذاشت. اسداله لاجوردی، دادستان قلدر زندان، را کنار گذاشته بودند و بنگاه تواب پروریش تعطیل شده بود. در زندان ها قصابخانه ها درست کرده بودند؛ به همین دلیل هیئت ویژه رسیدگی به امور زندانها، مسئولان زندان ها را تغییر دادند. واحدی به نام پی گیری در زندان ایجاد شده بود که تحت کنترل کارکنان وزارت اطلاعات بود. رفتار بازپرسان وزارت اطلاعات کاملاً متفاوت با سالهای اولیه شصت بود و از ابزار خشنونت کمتر استفاده می کردند. </p><p align="justify">در دوره اصلاحات منتظری، بسیاری از زنان و دختران زندانی از زندان آزاد شدند. به احکام بسیاری رسیدگی شده و تعدیل محکومیت و تسهیل شرایط آزادی زندانیان را در پی داشته است. در مجموع شرایط سهلتری در زندان بوجود آمده بود و گروهی از زندانیان توانستند با شرایط آسان تر از قبیل سپردن وثیقه یا تعهد و یا اعلام انزجار به بیرون بیایند. در حالیکه در پیش از آن، برای غیرتوابان غیرممکن و دور از تخیل بود. </p><p align="justify">در مواردی شنیده می شد که زندانیان سرموضعی و مقاوم زندان در نزد بازجویان و دیگر مسئولان زندانها، از احترام بیشتری برخوردار بوده اند. اگرچه، چرخه امور زندان با کار توابین می چرخید، اما، قدرت عمل توابین در زندانها کم شده بود و از سوی مسئولان زندان به تواب پروری کمتر تکیه می کردند. از کتک کاری میان زندانیان غیر تواب و توابین خبری نبود. در حقیقت اصلاحات برای مدت 2 سال به جنایات و لشگرکشی در زندان زنان خاتمه داه بود. </p><p align="justify">      </p><p align="justify">2- از دیگر موارد با اهمیت دهه شصت جنگ ایران و عراق بوده است. بر اساس اخبار، ایران با قدرت نظامی در قدرت قرار گرفته بود و تحلیل گران و کارشناسان جنگی دلایل این موفقیت را بهتر می دانند که چه بوده است. </p><p align="justify">موافق لشگر کشی و جنگ نیستم، اما، با پیگیری اخبار و بر اساس شواهد به نتایجی رسیده بودم که نیروی بعث را متجاوز می دانستم و جنگ ایران و عراق را ضد امپریالیستی ارزیابی می کردم. به هر روی، ارتش در مناطق جنگی پیشروی کرده بود و منطقه فاو را به تصرف در آورده بودند. در این میان پرسش هایی مطرح است از جمله: آیا سیاست بین امللی در باره حکومت ایران تغییر کرده بوده است؟ عقب نشینی های ارتش عراق تاکتیکی بوده اند و یا اینکه نیروی نظامی ایران قدرت یافته بود، در این صورت، چگونه؟!</p><p align="justify">   </p><p align="justify">3- در درون حکومت اسلامی رقبای مسلمان نه فقط کمونیست ها و مخالفین مذهبی خود را کشتند، بلکه رعایت یاران وفادار انقلاب اسلامی را هم نکردند. مظلوم کشی کار و روش جدیدی در میان آدمکشان نبوده و نیست؛ اعمال مسئولان حکومتی در مقابل آیت اله منتظری و پیروانش نمونه بارز بی عدالتی موجود در سیستم اسلامی است. جنگ قدرت رشد کرد و سران نظام که تشنه قدرت بودند فرصت یافتند و اهداف پلیدشان را عملی ساختند. عدالتخانه خانه را بر سر آقای منتظری و یارانش خراب کردند. فرصت ندادند تا کسی بگوید:</p><p align="justify">                  &quot;به نوبتند ملوک اندرین سپنج سرای           کنون که نوبت توست ای ملک به عدل گرای&quot; </p><p align="justify"> از همین روی منتظری که مخالف قتل و عام زندانیان بود حذف شد و به حبس خانگی محکوم گردید. </p><p align="justify">           </p><p align="justify">4- جمهوری اسلامی توانست منطقه غرب را که عملیات فروغ جاویدان (مرساد) مجاهدین و اعضای شورای ملی مقاومت در آنجا رخ داده بود سرکوب کند و بر اوضاع مسلط شود. و متعاقب عملیات نظامی در منطقه غرب کشور به قتل عام زندانیان سیاسی اقدام کردند.  </p><p align="justify"><br />با حذف گروه منتظری، قدرت را به طور همزمان در زندانها و سایر مراکز بازپس گرفتند. اصلاحات رخت بر بست و رفت. انجمن حجتیه به سردمداری دادستان سابق، اسدالله لاجوردی (جلاد) با دسیسه ها و سیاست های ضد مردمی اش به قدرت و دادستانی زندانها بازگشته بود، تا بدینوسیله آخرین اهداف شوم خود را که همانا از میان بردن زندانیان بیگناه و بی دفاعی بود که به امانت در زندانها بودند به پیش ببرد. با اعدام زندانیان مذهبی و غیرمذهبی در بندهای مردان، پروژه  قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 به اجرا در آمد. اقدام به این عمل جز نسل کشی تعریف دیگری ندارد. پذیرش این حادثه و قبول آن سخت می نمود و شوک سنگینی به نیروهای سیاسی بازمانده وارد کرده بود. در ناباوری حلقه های چوبه دار برای زنان مجاهد که در زندان بودند برپا شدند و بدینصورت اعدام زنان از سر گرفته شد؛ سرموضعی یا تواب! در میانشان زندانیانی بودند که حکم به آزادی داشتند اما، به جوخه های مرگ سپرده شدند. ابزار خشونت به زندان بازگشته بود و برای زندانیانی که به اتهام چپ در زندان ها نگاهداری می شدند حکم شکنجه (شلاق) روزانه بریدند. </p><p align="justify">  </p><p align="justify">فاطمه مدرس تهرانی (فردین) مسئول شاخه جوانان حزب توده بود و در سال 1367 در دادگاههای مسلمانان محکوم به اعدام شد. بنا بر درخواست خودش، او را تا نوروز زنده نگاهداشتند و در فروردین ماه 1368 به جوخه اعدام سپرده شد. </p><p align="justify"> </p><p align="justify">جمهوری اسلامی قطعنامه های بین المللی را پذیرفت و جام زهر شکست را نوشید؛ در نتیجه از صدور انقلاب دست کشید. پس از سرکوب مخالفان نوبت به جبهه های جنگ رسیده بود و حکومت ایران در قدرت جنگی و نظامی نبود تا به جنگ ادامه بدهد. تضعیف شده بودند و منطقه فاو و دیگر سرحداد را از دست دادند. در این مدت شکست ها و صدمات پیاپی دیدند. دیگر اینکه سایر کشورها و سازمان ملل متحد بر آن شده بودند که تکلیف خود را با جنگ ایران و عراق که هشت ساله شده بود روشن کنند. در حالیکه حکومت ایران به تقلید از جوامع سوسیالیستی شعار صدور انقلاب را سر داده بود. حضور ناوهای آمریکایی در منطقه خلیج تهدیدی جدی برای ایران بود. نهایتاً، جنگ خاتمه یافت با دخالت مستقیم ناوهای جنگی آمریکا در منطقه خلیج فارس. یک فروند هواپیمای ایرباس با 260 سرنشین که هیچکدام زنده نماندند هدف ناوهای آمریکایی قرار گرفتند. <br /> </p><p align="justify">کمی بعد، خمینی در 14 خرداد 1368 درگذشت. سید علی خامنه ای که تا آن موقع رئیس جمهور بود با حمایت و رایزنی رفسنجانی به درجات رهبری رشد کرد و رهبر جمهوری اسلامی شد. بابه قدرت رسیدن هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور اختلافی میان او و کادر اصلی وزارت اطلاعات با مدیرکلی سعید حجاریان بروز پیدا کرد و هاشمی رفسنجانی شرایط آنها را برای ادامه کار نپذیزفت. کارکنان واحد پیگری زندان اوین- وزارت اطلاعات- پس از تهدید مبنی بر ترک پست و رها کردن وزارتخانه، از آنجا بیرون آمدند و باند سعید امامی (اسلامی) به روی کار آمد. <br /> </p><p align="justify">ادامه دارد.</p><p align="justify"> </p><p align="justify">27/ 06/2009</p><p align="justify">توضیحات:</p><p align="justify">بیت شعری است از سعدی. در پیش از انقلاب 57 ، دکتر محمود اعتماد این بیت را برای محمد رضا پهلوی که خود را شاه شاهان ایران می دانست خوانده و حکم تبعید خود را امضاء کرده بود.</p><p align="justify">فردین تنها زندانی چپ بود که بعد از 64 اعدام شد و محکوم شدن او ارتباطی به حوادث 67 نداشت بلکه به پرونده سیاسی او مرتبط بود.</p><p align="justify">سعید حجاریان مدیر کل وزارت اطلاعات سابق که در سال های بعد از تئوریسین های اصلاح طلبان حکومتی شده است. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>گزارش تظاهرات ٢٦ ژوئن در مقابل سفارت رژيم در اتاوا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_247.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7472" title="گزارش تظاهرات ٢٦ ژوئن در مقابل سفارت رژيم در اتاوا" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7472</id>
    
    <published>2009-07-03T17:51:07Z</published>
    <updated>2009-07-03T17:52:47Z</updated>
    
    <summary>کارگران جهان متحد شوید! زنده باد همبستگی بین الملی كارگری!زنده باد َازادی و برابری٬مرگ بر جمهوری اسلامی! این شعارهایی بود كه از طرف شركت كنندگان در تظاهرات ٢٦ ژوئن درمقابل سفارت خانه رژیم جنایتكار اسلامی دراوتاوا كانادا٬ تكرار میشد. به...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="حزب اتحاد کمونیسم کارگری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">کارگران جهان متحد شوید! زنده باد همبستگی بین الملی كارگری!</p><p align="justify">زنده باد َازادی و برابری٬مرگ بر جمهوری اسلامی! </p><p align="justify"><br />این شعارهایی بود كه از طرف شركت كنندگان در تظاهرات ٢٦ ژوئن درمقابل سفارت خانه رژیم جنایتكار اسلامی دراوتاوا كانادا٬ تكرار میشد. به فراخوان ٤ كنفدارسیون جهانی كارگری٬ كه بیش از ١٧٠ میلیون كارگر را در جهان نمایندگی میكنند دراعتراض به سركوب كارگران در ایران و نادیده گرفتن پایه ای ترین حقوق اتحادیه ای كارگری و در اعتراض به جمهوری اسلامی ٬ تظاهراتهای اعتراضی در بیش از ٤٠ كشور دنیا در مقابل سفارتخانه ها و كنسول گریهای رژیم جنایتكار اسلامی برگزار شد. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">در روز جمعه ٢٦ ژوئن تظاهرات قدرتمند و باشكوهی از طرف كارزار پشتیبانی از مبارزات كارگری در ایران٬ احزاب و سازمانهای چپ و كمونیست و اتحادیه های كارگری در مقابل سفارت خانه رژیم جمهوری اسلامی در اوتاوا برگزار شد. در این روز جمعیتی حدود ٢٠٠ نفر با شعارهای كوبنده جمهوری اسلامی مرگتت فرا رسیده! زندانی سیاسی٬ كارگر زندانی اَزاد باید گردد! زنده باد همبستگی بین الملی كارگری! كارگران جهان متحد شوید! زنده باداَزادی ـ برابری زنده باد سوسیالیسم٬ مرگ بر این حكومت ضد زن! دیوارهای سفارتخانه این مزدوران را به لرزه دراَورده بودند. حضور كوبنده و پر شور تظاهر كنندگان٬ مزدوران جنایتكار اسلامی را مجبور كرد تا سفارت را در این روز تعطیل كنند. در این تظاهرات با شكوه در ابتدا الكس نیو٬ دبیر كل عفو بین المل در كانادا٬ دنیسیمیلین٬ رئیس اتحادیه سراسری پست كانادا٬ ایمیلی نوبل٬ رئیس فدراسیون معلمان كانادا٬ روندا اسپنس٬ از بخش همبستگی جهانی اتحادیه كارگران خدمات عمومی كانادا! و نمایندگان حزب نیو دمكرات و حزب كمونیست كانادا سخنرانی كردند. سپس نمایندگان احزاب كمونیست و چپ و سازمانها ی مدافع حقوق زنان ودفاع از زندانیان سیاسی به سخنرانی پرداختند. سخنرانان از زوایای مختلف به افشای جمهوری اسلامی پرداخته و سركوب و كشتار وحشیانه مردم و كارگران توسط رژیم جنایتكار اسلامی٬ را محكوم كرده و حمایت خود را از مبارزات مردم اعلام كردند. نامه اعتراضی مشترك ٦ اتحادیه سراسری كانادا در همانروز به سفارتخانه مزدوران اسلامی در اوتاوا ارسال گردید. محمود احمدی ازحزب اتحاد كمونیسم كارگری و فخری جواهری از سازمان زن از جمله سخنرانان این اجتماع با شكوه بودند كه در سخنرانی های خود به محكوم كردن سركوبهای وحشیانه رژیم اسلامی پرداخته و از ضرورت حكومت كارگری بعنوان تنها راه حل انسانی و حكومتی كه میتواند اَزادی و برابری را برای مردم به جان اَمده از این بربریت اسلامی به ارمغان بیاورد یاد كردند. مدیاهای سراسری و محلی بطور وسیعی در این اجتماع با شكوه حضور بهم رسانده بودند و با شركت كنندگان مصاحبه داشتند. كانال تلویزیونی گلوبال با محمود احمدی و روزنامه ناشنال پست با فخری جواهری مصاحبه كردند. تظاهركنندگان این اجتماع با شكوه به مزدوران سفارتی اعلام كردند كه همانطوریكه امروز شور انقلابی این جمع ٢٠٠ نفره سفارتخانه این جنایتكاران در اوتاوا را به تعطیلی كشاند. دور نیست روزیكه ما مردم همه سفارتخانه این جانیان را در سراسر دنیا تعطیل كنیم و سران این رژیم را بجرم ٣٠ سال جنایت بر عكیه بشریت به دادگاهها بكشانیم این تظاهرات ٣ ساعته با خواندن سرودهای انقلابی و با سرود كوبنده انترناسیونال به پایان رسید. </p><p align="justify"><br />                                                       مرگ بر جمهوری اسلامی!</p><p align="justify">مرگ بر سرمایه داری!      </p><p align="justify">آزادی، برابری٬ حكومت كارگری! </p><p align="justify"><br />                           تشکیلات خارج کشور حزب اتحاد کمونیسم کارگری – واحد كانادا</p><p align="justify">٢٩ ژوئن ٢٠٠٩ </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شماره ٢٦٧ پيشرەو</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2009/07/post_246.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=1/entry_id=7471" title="شماره ٢٦٧ پيشرەو" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2009:/J//1.7471</id>
    
    <published>2009-07-03T17:46:43Z</published>
    <updated>2009-07-03T17:50:44Z</updated>
    
    <summary>شماره ٢٦٧ پيشرەو...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="نشريه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<ul><li><a href="http://www.komalah.org/peshraw/doc/peshraw267.pdf">شماره ٢٦٧ پيشرەو</a></li></ul>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed> 

