<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>جديدترين مطالب</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/J/atom.xml" />
   <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2</id>
    <link rel="service.post" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2" title="جديدترين مطالب" />
    <updated>2012-02-04T09:51:09Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.2</generator>
 
<entry>
    <title>مرکز اولاف پالمه به دنبال کدام هدف است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_422.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11386" title="مرکز اولاف پالمه به دنبال کدام هدف است" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11386</id>
    
    <published>2012-02-04T09:20:23Z</published>
    <updated>2012-02-04T09:51:09Z</updated>
    
    <summary>«اتحاد برای دموکراسی در ايران» نامی است که این مرکز برای کنفرانس خود گذاشته است. اسامی دعوت شدگان و محل برگزاری این کنفرانس از ایرانیان و افکار عمومی پنهان نگهداشته شده است. این مجموعه باعث میشود که هرکسی از خود...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ـ استکهلم" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">«اتحاد برای دموکراسی در ايران» نامی است که این مرکز برای کنفرانس خود گذاشته است. اسامی دعوت شدگان و محل برگزاری این کنفرانس از ایرانیان و افکار عمومی پنهان نگهداشته شده است. این مجموعه باعث میشود که هرکسی از خود بپرسد اینها چه کسانی هستند و چرا پنهان از ایرانیان برای آنها میخواهند هم دموکراسی و هم اتحاد را سازمان دهند؟ <br /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">واقعیت اینست که بحرانهای جمهوری اسلامی نشانه هایی از فروپاشی این نظام را به نمایش گذاشته است و تلاش برای &quot; آلترناتیو  سازی&quot; شدت گرفته است. با نگاهی به اسامی افشا شده مدعوین ، هدف آلترناتیو سرمایه داری جهانی و سوسیال دموکراتهای مرکز اولاف پالمه را می توان براحتی فهمید. مثلا مخملباف با چپ کشی و سینمای اسلامی و بعدا سبز،تداعی میشود  بهنود با رفسنجانی ، سازگارا و گنجی با سپاه پاسداران ، آهی با سلطنت ،و .......... مشهور ترین هاشان یا به  سلطنت وفادارند یا باخمینی ورژیمش یا جناحی از این حکومت همراهی وهمکاری های موثرو در جنایاتش سهیمند. تعدادی از آنها درغالب سبز یا خاتمی به نظام کنونی اعلام وفاداری  کرده اند. چنانکه نامشان تداعی رژیم های سلطنتی یا اسلامی است. بخش بزرگی از آنها طرفدار بازار آزاد وجناحهای هار سرمایه داری اند.   عده ای طرفدار تکامل سرمایه داری ایران با کمک دولتهای سرمایه داری شده وبه قوم پرستی وناسیونالیزم شهره اند .امااصلی ترین مشخصه دعوت شدگان اینست که همه آنها با سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی مخالفند. سرنگونی بدست کارگران وزحمتکشان ایران وشکستن ماشین دولتی و برچیدن جمهوری اسلامی با همه جناحها و مهره هایش را بر نمی تابند. همه&quot;آلترناتیو سازی ها &quot; توسط قدرتهای جهانی این محور مشترک را دارد.<br />تجربه قیام بهمن هم برای ما وهم برای سرمایه داری جهانی درس های معینی دارد . اول آنکه در ایران اگر انقلاب شود بلافاصله این رژیم با همه جناحهایش جاروب میشوند.  شورا های محلات وکارگری شکل میگیرند. وکنترل شهر ها وکارخانه ها بدست مردم می افتد . نان وآزادی ورفاه به مرکز مجادله تبدیل میشود . سرمایه داران از این مسئله وحشت دارند وکنترلشان بر مردم از دست میرود .لذا از هم اکنون به فکر جلوگیری از این اتفاق اند . اما آزادیخواهان واقعی برای این تحول رهایی بخش مبارزه میکنند.افشا و مخالفت با کنفرانس هایی از این دست برای ما از این زاویه اهمیت دارد . <br />شورای استکهلم این اقدام غیر دموکراتیک و هدفمند را برای انقلاب ایران محکوم کرده و از اشکال مختلف اعتراض مثل فرستادن مایل و اجتماعات بر علیه این اقدامات  جانبداری میکند. <strong>اجتماع اعتراضی در مقابل اولوف پالمه سنتر روز دوشنبه ساعت 2 بعد از ظهر می تواند از جمله این اقدامات باشد.<br /></strong>سرنگون باد جمهوری اسلامی<br />زنده باد آزادی  زنده باد سوسیالیسم<br />شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ـ استکهلم <br /><a href="http://www.shora.se">www.shora.se</a>     <a href="mailto:shoraye1@gmail.com">shoraye1@gmail.com</a>    Mobil: 0701502011</p><p align="justify">Olof Palmes Internationella Center  Sveavägen 68<br />  Box 836 / 101 36 Stockholm<br /> Telefon: 08-677 57 70<br /> Fax: 08-677 57 71<br /> E-post: <a href="mailto:info@palmecenter.se">info@palmecenter.se</a></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>اکثریت اشتباه نمیکند!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_421.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11385" title="اکثریت اشتباه نمیکند!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11385</id>
    
    <published>2012-02-04T06:41:05Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:42:30Z</updated>
    
    <summary><![CDATA[هیئت سیاسی اجرائی سازمان فدائیان خلق(اکثریت) به مناسب نزدیک شدن یک سال حصر خانگی زهرا رهنورد٬ میرحسین موسوی و مهدی کروبی٬ با انتشار اطلاعیه ای به کارزار آزادی آنها پیوسته است. در این اطلاعیه آمده است که:&quot;تجربه کارزارهای مشابه نشان...]]></summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="خالد حاج محمدی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">هیئت سیاسی اجرائی سازمان فدائیان خلق(اکثریت) به مناسب نزدیک شدن یک سال حصر خانگی زهرا رهنورد٬ میرحسین موسوی و مهدی کروبی٬ با انتشار اطلاعیه ای به کارزار آزادی آنها پیوسته است. در این اطلاعیه آمده است که:&quot;تجربه کارزارهای مشابه نشان می دهد اگر یک جنبش گسترده برای دفاع از زندانیان سیاسی، امکان طرح چهره هایی مشخص داشته باشد، بازتاب گسترده تری خواهد داشت. از آنجا که نام رهبران زندانی جنبش سبز، برای همه مردم ایران و میلیون ها تن از مردم سایر کشورها شناخته شده است، مطالبه آزادی آنها می تواند توجه را به سرنوشت زندانیان سیاسی در ایران جلب کند. زندانیان سیاسی کنونی در ایران، با نام سرشناس ترین آنها می توانند به مرکز توجه آزادیخواهان در سراسر جهان تبدیل شوند.&quot;<br /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">تلاش و دفاع از آزادی زندانیان سیاسی٬ خارج از عقیده و مرام آنها٬ وظیفه هر انسان مبارزی است و هیچ انسانی به جرم عقید و مرام و مخالفت نباید در زندان باشد. اما معلوم نیست از چه زمانی حصر خانگی چهر های اصلی جمهوری اسلامی٬ حاکمان و سازندگان زندان و عاملین نسل کشی در این جامعه و سران یکی از مستبد ترین و جنایتکارترین حکومتهای بورژوائی تاریخ معاصر جهان٬ سمبل &quot;سرشناسترین&quot; زندانی سیاسی و مرکز توجه آزادیخواهان سراسر جهان است. چرا راه آزادی و دفاع از صدها فعال کارگری٬ صدها زن و مرد و جوان شریف و برابری طلب٬ از طریق بلند کردن پرچم دفاع از مرتجع ترین و ضد کارگری ترین چهر های جنبش سبز میگذرد. و چرا باید هزاران کمونیست و انسان آزاده که تمام زندگی خود را در زندان و زیر سایه تهدید و ترور و پرودنده سازی یاران موسوی و کروبی و رهنورد گذرانده اند٬ امروز باید منت کروبی و رهنورد و موسی را بر دوش بکشند که در سایه &quot;محبوبیت&quot; آنها نزد سازمان اکثریت و بی بی سی و... ممکن است عطوفتی هم دامن آنها را بگیرد. این منت گزاری و شخصیت سازی و کسب محبوبیت کزائی سازمان اکثریت برای رهبران مرتجع جنبش خود را چرا باید انسان شرافتمند آن جامعه بخرند. از کی عاملین کشتار مردم و بنیانگزاران جمهوری اسلامی که امروز بر سر سهم خود از ثروت و قدرت و امکانات آن جامعه٬ با یاران و متحدین دیروز خود جنگ دارند و در حصر خانگی بسر میبرند٬ سمبل آزادی و آزاد اندیشی و زندانی سیاسی در ایران شده اند؟<br />چرا رضا شهابی ها٬ علی نجاتی ها٬ ابراهیم مددی ها و دهها فعال کارگری و انسان خوشنام و شریفی که به جرم خواست یک زندگی در شان انسان و به جرم دفاع از حق تشکل و آزادیهای سیاسی و.. تمام عمر خود را چه در زندان و چه بیرون زندان زیر تهدید ترور و مرگ و اخراج بسر برده اند٬ سمبل زندانی خوشنام و سرشناس نمیگیرند. فعالین هفت تپه و شرکت واحد٬ فعالین کارگری ذوب آهن و ایران خودرو٬ صدها دختر و پسر جوان برابری طلب در این سالها و حتی امروز در زندان بسر میبرند و جرمی جز طلب حق زندگی انسانی نداشته اند و اسمی از آنها به عنوان زندانیان خوشنام نزد سازمان اکثریت نیست.<br />سازمان اکثریت اشتباه نمیکند٬ موسوی و رهنورد و کروبی رهبران واقعی جنبشی هستند که سازمان اکثریت به آن تعلق دارد. تملق گوئی این جریان در حضور مرتجعینی که خود از سازندگان زندان و قتل و جنایت علیه هر نوع آزادیخواهی و عدالت هستند٬ بخشی از منافع زمینی جنبشی است که حزب اکثریت در تمام تاریخ فعالیت خود٬ حتی برای یک مورد هم تعلق خود به آن را اشتباه نگرفته است. زمانی خمینی نمونه رهبر لایق و قابل احترام و قابل دفاع بود که رهبران اکثریت در کنارش عکس میگرفتند و برای ادامه و کار ماشین سرکوب و جنایتش چون کشیشهای کلیسای کاتولیک مردم را فریب میدادند. و امروز در دفاع از همان جنبش و در دل جدال میان بخشها و جناحهای بورژوازی ایران٬ هنوز هم استوار علیه طبقه کارگر و هر نوع عدالت و آزادیخواهی سوسیالیستی٬ در کنار بورژوازی لیبرال و رهبرانش ایستاده است.<br />کارگر دوستی فدائیان اکثریت و گریه و زاری برای استبداد حاکم٬ بحث از فقر و محرومیت مردم ایران و... همگی ابزار تحمیق این طبقه و قناعت آن و تلاش برای فریب در خدمت همان جنبشی است که رهنورد و موسوی و کروبی و سازمان اکثریت جلودارش هستند. تشخیص طبقاتی حزب اکثریت٬ چون بی بی سی و همه سازمان و دستگاه تبلیغاتی ریکار و دروغ پراکنی٬ حساس و دقیق است و هیچ زمانی جبه ضدکارگری و طبقاتی بورژوازی ایران را عوضی نگرفته و همیشه از آن دفاع کرده است.<br />هیچ دولت بورژوائی بدون رضایت صف میلیونی طبقه کارگر و قناعت آن به بردگی و زندگی پر از جنایت حاکم٬ سر پا نخواهد ماند. تلاش برای تحمیق طبقه کارگر بخشی از نیاز حیاتی بورژوازی است. کارگر پناهی پر از ریای سازمان اکثریت٬ در کنار پوپولیسم احمدی نژاد و کارگر دوستی او٬ هر دو بخشی از این تحمیق و اقناع کارگر به بردگی است. امروز اگر اکثریت و کل جنبش سبز٬ با شاخه های دیگر بورژوازی دعوائی دارند٬ نه از سر آزادی و رفاه و برابری اقتصادی و سیاسی در جامعه٬ بلکه از سر نیاز آن جناحی از بورژوازی ایران است که اکثریت نمایندگیش میکند. اکثریت حتی برای یکدفعه هم اشتباه نکرده است و به نام &quot;دفاع&quot; از کارگر و محرومان جامعه٬ همیشه بی تردید در صف مقابل و علیه صف طبقاتی ما٬ علیه طبقه کارگر و منفعت این طبقه استوار ایستاده است.</p><p align="justify" />]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>“سنگسار مخالفین، شیوه ای تکرار شده در تاریخ” در حاشیه مقاله رفیق جلیل جلیلی بنام &quot;سنگسار از راه دور&quot;</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_420.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11383" title="“سنگسار مخالفین، شیوه ای تکرار شده در تاریخ” در حاشیه مقاله رفیق جلیل جلیلی بنام &quot;سنگسار از راه دور&quot;" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11383</id>
    
    <published>2012-02-04T06:35:47Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:37:12Z</updated>
    
    <summary>z.mehrjuo@hotmail.co.ukمقدمه:دوست هم حزبی ما جلیل جلیلی، اخیرا در مقاله ای تحت عنوان “سنگسار از راه دور” که محتوی آن حتی مرز بندی بین موافقین و مخالفین را بدرستی بیان نمی‌ کند، مخالفین جریان جدید برهنگی را مورد باران سنگسار خود...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="زهره مهرجو" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"><a title="mailto:z.mehrjuo@hotmail.co.uk" href="mailto:z.mehrjuo@hotmail.co.uk" data-mce-href="mailto:z.mehrjuo@hotmail.co.uk">z.mehrjuo@hotmail.co.uk</a></p><p align="justify" dir="rtl"><strong>مقدمه:</strong></p><p align="justify" dir="rtl">دوست هم حزبی ما جلیل جلیلی، اخیرا در مقاله ای تحت عنوان “سنگسار از راه دور” که محتوی آن حتی مرز بندی بین موافقین و مخالفین را بدرستی بیان نمی‌ کند، مخالفین جریان جدید برهنگی را مورد باران سنگسار خود قرار داده، و بار دیگر روشهای دگماتیستی، تنگ نظری سیاسی و مورد حمله قرار دادن مخالفین را، که از خصیصه های بارز و شناخته شده چپ سنتی‌ و مذهبیون افراطی هستند، در درون حزب کمونیست کارگری، حزبی که خود از نقد کردن اینگونه طرز تفکرها و برخورد ها بنیانگذاری شده است، تبلیغ می‌ کند.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">در این مقاله کوتاه که عمدتا از لیست اسامی موافقین و مخالفین تشکیل شده است، جلیلی نام رفیق صالحی نیا که نویسنده و فعال شناخته شده حزب کمونیست کارگری ایران است با بیش از 150 مقاله ثبت شده در همین سایت روزنه جدید، در کنار نام نام فرج الله سلحشور – بازیگر و کارگردان مذهبی‌ وابسته به رژیم اسلامی، که اخیرا نیز ضدیت خود را با آزادی زنان در تقبیح کردن یک تهیه کننده به خاطر دعوت کردن از آنجلینا جولین به سینمای ایران، بر همگان روشن کرده است – قرار می‌ دهد، و به اینوسیله رفیق هم حزبی خود را شانتاژ می نماید و هم سعی‌ در منفور کردن نام وی می‌ کند.</p><p align="justify" dir="rtl">در اینجا از خوانندگان گرامی‌ می‌ خواهم که به جمله ای از مارکس تامل کنند. او در “در ستایش مطبوعات آزاد” خود می نویسد: “هدفی‌ که به وسایل نادرست نیاز دارد، هدفی‌ درست نیست”.</p><p align="justify" dir="rtl">هدف رفیق ما جلیلی در مقاله اش حمایت کردن و ترویج جنبش برهنگی است، و وسیله ای که او بکار می‌ برد، مغایر با اصول ما و از اساس اشتباه می‌ باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">اجازه بدهید بطور دقیقتری به مقاله جلیل جلیلی بپردازیم:</p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (1)</strong><strong> متد در هم آمیزی مخالفین با مواضع کاملا متضاد</strong></p><p align="justify" dir="rtl">هر خواننده معقولی می‌ داند که در کنار هم قرار دادن همه مخالفین یا موافقین یک جریان یا پدیده سیاسی، بدون هیچگونه مرز تعیین کننده ای، بدون مشخص کردن ابعاد و دلایل مختلف آنها، یا حتی بدون معرفی‌ کردن شخصیتها در کنار اسامی آنها، خارج از منطق و پایه صحیح سیاسی است. در کنار هم قرار دادن مخالفین یک جنبش مقطعی، تنها بر همین اصل مخالفتشان، و بدون در نظر گرفتن خاستگاه سیاسی آنها، مانند در کنار هم قرار دادن تمام گروهها و افراد مخالف جمهوری اسلامی، از جمله حزب کمونیست کارگری، مجاهدین، سبزها و آمریکا و اسرائیل و غیره، تنها بر اساس مخالفت آنها با رژیم، اعم از مخالفت لفظی، سطحی و یا واقعی‌، خارج از منطق سیاسی و از پایه اشتباه است.</p><p align="justify" dir="rtl">رفیق صالحی نیا در مقالات خود در رابطه با جنبش برهنگی، که من در قسمت “منابعی دیگر” به بعضی‌ از آنها اشاره خواهم کرد، بروشنی دلایل خود را برای پشتیبانی‌ نکردن از این &quot;جنبش&quot; بیان کرده است. وی در عبارات متعددی، همواره از حق آزادی بیان و ابراز وجود افرادی نظیر علیا ماجد المهدی، گلشیفته فراهانی و سایر افرادی که در کشورهای آزاد اروپایی عکسهای خود را در حمایت کردن از این جریان در فیسبوک های خود منتشر کرده ا‌ند، دفاع کرده است، و بدینوسیله کمونیستی بودن متودولوژی برخورد خود را نسبت به این جریان اثبات، و بطور مشخص خط خود را با سایر مخالفین این جنبش، از جمله مذهبیون و ملی‌ گراها، متمایز کرده است.</p><p align="justify" dir="rtl">مخالفت رفیق صالحی نیا با حمایت کمونیستی از &quot;جنبش برهنگی&quot;، همانگونه که خود بیان می‌ کند، از زاویه ماهیت فمنیستی آن است. وی معتقد است که آزادی واقعی‌ و با دوام  زنان در گرو آزادی کل جامعه، محو طبقات و استقرار یک جامعه برابر است، مبارزه برای آزادی زنان، مانند سایر مبارزات حقوقی و رفاهی در بطن سیستم طبقاتی، درست و لایق مورد حمایت واقع شدن از جایگاه حزب کمونیست کارگری است. رفیق صالحی نیا همچنین، در مقالات و هم در مناظره هایش در فیسبوک، تاکیید داشته که چیزی بنام جنبش برهنگی در خاورمیانه، در مصر یا در ایران وجود ندارد. اینها حرکاتی انتزاعی، کاملا جدا از بطن خواستهای مطالباتی زنان ایران و خاورمیانه هستند، و ریشه فرهنگی این حرکات در اروپا نیز با درک کمونیستی از مسئله برابری زن انطباق نداشته، و کاملا بی ربط هستند. بر این اساس،  ایستادن در کنار این حرکات به هیچ وجه باعث پیشبرد کمونیزم در بطن مبارزه طبقاتی، یا حتی جنبش واقعی مطالباتی زنان در ایران و خاورمیانه نخواهد شد.</p><p align="justify" dir="rtl">حال از خوانندگان عزیز می پرسم: این مواضع چه ربطی به مخالفتهای اسلامیها و &quot;ناموس پرستیشان&quot; که رفیق جلیلی خواسته ا‌ند با جدول خود بما حقنه کنند دارد؟!..</p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (2)</strong><strong> ساختن تیتیری غیر مرتبط با &quot;جدول&quot; ارائه شده برای القاء اینکه مخالف، هوادار سنگسار است!</strong></p><p align="justify" dir="rtl">رفیق جلیلی تیتیر مقاله شان را طوری نوشته ا‌ند تا به خواننده القاء شود که مخالفین او، همگی‌ هوادار سنگسارند!.. و البته اسم مقاله خود را گذاشته ا‌ند: &quot;سنگسار از راه دور&quot;؟!.. ایشان تلویحا مدعی می شوند که هر کس با این &quot;کمپین برهنگی&quot; موافق نیست، هوادار سنگسار است. شاید یادشان رفته که رفیق صالحی نیا در کنار او و حزب کمونیست کارگری ایران در همه کمپینهای مربوط به سنگسار، در واشنگتن دی سی و نیویورک در سرما و گرما حاضر بوده، و در کنار مینا احدی در واشنگتن دی سی پرچم حزب را در مخالفت با سنگسار برافراشته ا‌ند.. اینها اصلا برای وی مهم نیستند.. در این جدول تنها مساله مهم اینست که جلیلی ثابت کند چون رفیق صالحی نیا مخالف حمایت از &quot;حرکت برهنگی” است، اولا در کنار اسلامیهاست، و دوما هوادار سنگسار است..!</p><p align="justify" dir="rtl">می‌ بایست این متد غیر منطقی‌ را  ریشه یابی کرد، و از آن دوری جست..</p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (3)</strong><strong> خلاصه کردن انتخابی &quot;نظرات&quot; در جدول خودساخته:</strong></p><p align="justify" dir="rtl">اگر هدف واقعا ارائه یک گزارش از نحوه تحلیلها و نظرات متفاوت باشد، نویسنده چنین مقاله ای طبعا باید از یکا یک صاحبان عقاید می خواست تا خلاصه نظراتشانرا برایش بفرستند، و ایشان با کمال امانت “نظرات خلاصه شده” را به جدول خود منتقل سازند. اما ببینیم جلیلی چگونه عمل کرده است:</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">ایشان تکه ای دلبخواه از چند مقاله رفیق صالحی نیا را انتخاب کرده که اصلا ربطی به کلیت نظرات ایشان ندارد، و آنرا &quot;خلاصه&quot; نظرات رفیق صالحی نیا اعلام کرده ا‌ند.</p><p align="justify" dir="rtl">در جدول خودساخته رفیق جلیلی، نظرات رفیق صالحی نیا اینگونه &quot;خلاصه&quot; شده:</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>&quot;</strong><strong>مدتی هست که بعضی از دوستان کمونیست ما، از دید من از روی گم کردن راه، افتاده اند دنبال حرکتی انتزاعی که بیش از یک پروژه ساختگی نیست. &quot;پروژه برهنگی&quot; را می گویم....گلشیفته فراهانی برای ورود به عالم هنر هالیوودی كارش رسيد به اينجا كه تصاوير برهنه خودشانرا بنمايش گذارند۔&quot;</strong></p><p align="justify" dir="rtl">من در اینجا ضمن تاکید کردن بر اینکه رفیق جلیلی موظف بودند پیش از تشکیل دادن جدول انتخابی خود، با رفیق صالحی نیا و تمامی افراد دیگری که نامشان در لیست جدول گذاشته شده، تماس می گرفتند و خلاصه نظراتشانرا بطور واقعی‌ می خواستند، اعلام می کنم که جملات تکرار شده از رفیق صالحی نیا به هیچ وجه خلاصه نظرات ایشان نیستند، و چنین حقیقتی را بیان نمی‌ کنند.</p><p align="justify" dir="rtl">از دید من بعنوان فردی که بحثهای رفیق صالحی نیا را دنبال کرده ام، ایشان بطور خلاصه معتقدند که:</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>الف:</strong> برهنه شدن بعنوان شکل ارائه نظر و اعتقاد، امری است کاملا قابل احترام و حمایت. از موضع حق آزادی بیان و در برابر جنبش ضد زن اسلامی، از حق بیان علیا و فراهانی و هر کس دیگر، چه برهنه شوند و چه حتی نقاب بزنند و چادر بسر کنند، باید حتما حمایت شود.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>ب:</strong> برهنگی ابزار پیشبرد جنبش برابری زن نیست. جنبش برابری زنان از دیدگاه کمونیستی، با جنبش برابری زنان از دیدگاه راست و فمینیستی، و یا حرکات علیا و خانم فراهانی که به جنبش واقعی برابری زنان کاملا بی‌ ربط هستند، متفاوت است و با آنها فرق دارد.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>پ:</strong> &quot;تابو شکنی&quot; اساسا اشتباهی‌ مصطلح هست. باید جامعه را از کنار تابو ها عبور داد، وگرنه با صرف هدف “شکستن” آنها، تابو ها باقی‌‌ خواهند ماند، تابو شکنان اغلب خود حاملان و سازندگان تابوهای دیگری هستند .</p><p align="justify" dir="rtl"> اینها بطور مشخص و واقعی, خلاصه نظرات رفیق صالحی نیا هستند، که متاسفانه رفیق جلیلی ظاهرا یا لازم نمی دانستند و یا اینکه  زحمت بررسی‌ و خلاصه کردن آنها را به خود نداده بودند.</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (4) </strong><strong>درک پوپولیستی در مقابل درک کمونیزم کارگری در موضوع مسئله برابری زن:</strong></p><p align="justify" dir="rtl">منصور حکمت در “کمونیستها و پراتیک پوپولیستی”درباره اهمیت اتخاذ کردن روشهای کمونیستی می‌ گوید:</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>&quot;انقلاب اجتماعى پرولتاريا ما را به اتخاذ روشهاى کمونيستى موظف ميکند. با روشهاى خرده بورژوائى نميتوان به اهداف کمونيستى دست يافت. کسى ميتواند مدعى مبارزه و انقلاب بى‌وقفه شود که سازمان خود را به اعتبار مبارزه &quot;ضد رژيمى&quot; و حتى انقلاب دموکراتيک تشکيل ندهد و تمام هستى خود را به يک چنين مبارزه‌اى منحصر نکند.” </strong></p><p align="justify" dir="rtl">جنبش بوجود آمده تحت عنوان &quot;جنبش برهنگی&quot;، یک جنبش برخاسته از متن جامعه زنان در ایران نیست، این جنبش خواسته های عموم زنان، بخصوص زنان طبقه کارگر و زحمتکش را، بازتاب نمی‌ کند. زن در ایران، بطور واقعی خواهان آزادی پوشش است. همانقدر که از پوشش اجباری متنفر است از ابزار کردن بدنش برای ایجاد &quot;جنبش سیاسی&quot; بدور است. اینها راه رهائی واقعی زن و مبارزه برای برابریش نیستند. براستی چرا زن باید اینبار نیز برهنه شود؟ چرا عده ای تمرکز خود را بر روی برهنه کردن زنان گذاشته اند؟!.. این کار آنها رنگ فمنیستی دارد. این تکیه کردن بر سنتهای درک راست به امید &quot;لانسه شدن کمونیزم کارگری&quot; از این طریق می‌ باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">تاکتیک کمونیستی، همواره در جستجوی شرایط عینی پراتیکی است،  از واقعیت برگرفته می‌ شود و هدفش تغییر دادن آن جهت بهبود آن است. تاکتیک کمونیستی نمی‌ تواند ماهیت طبقاتی پدیده های اجتماعی را نادیده بگیرد، چرا که اگر نه، ماهیت خود را از دست خواهد داد، و وسیله ای خواهد شد در جهت حفظ سیستم موجود. این بازی با سنتهای طبقات دیگر روشی‌ شناخته شده در سیاست است، که  حزب توده در گذشته از آن استفاده کرد و شکست خورد. استفاده از  این روش در شکل پروغربی آن نیز به پیروزی نخواهد انجامید.</p><p align="justify" dir="rtl">از این رو، حمایت کردن از جنبش برهنگی، از زاویه کمونیسم کارگری، نمی‌ تواند فراتر از حمایت کردن از آزادی بیان و ابراز وجود آن باشد.</p><p align="justify" dir="rtl">بیائید واقع گرایانه نگاه کنیم، کلیه افرادیکه در بحث های ما در فیسبوک شرکت داشته ا‌ند، در حمایت از این جریان، مشتی کلی‌ گوئی، کپی کردن از بیانیه ها و بزرگ کردن آنها، و برعکس، اتهام زنی‌ به مخالفین، به ما تحویل داده ا‌ند. آن افرادی که برخورد نسبتا علمی‌ تری داشته ا‌ند، تا اواسط بحث ها با استدلال و با حوصله با ما به پیش رفته ا‌ند، اما در جاییکه منطق خود را در بن بست یافته ا‌ند، بجای تعمق کردن، به سرازیری کلی‌ گوئی و نفی کردنهای بی‌ پایه سایر دوستان خود لغزیده ا‌ند.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (5)</strong><strong> تاکتیکهای غیر رفیقانه و بدور از سنت کمونیزم کارگری برای منزوی کردن مخالف</strong></p><p align="justify" dir="rtl">در اینجا خطاب من به جلیل جلیلی و معدودی از  رفقای هم حزبی است که از ابتدای بوجود آمدن این جنبش، و بازتاب عقاید مختلفی‌ که در بین ما بوده است، سعی‌ کرده ا‌ند تمام مخالفین این جنبش را در کنار هم قرار دهند و بدینوسیله چشمان خود را بر تمام استدلالات و منطق آنها ببندند؛ از شما سئوال می‌ کنم: این روش برخورد شما را در کنار چه کسانی‌ قرار می‌ دهد؟ سعی‌ در منفور کردن نام مخالفین، تهدید کردن و سانسور آنها، شما را در کنار چه خط سیاسی می‌ گذارد؟ آیا این روشها، بجز از روشهای مرسوم در دیکتاتوری است؟ آیا برخورد با مخالفی که بر اساس استدلال، منطق و علم مخالفت خود را بیان می‌ کند، بجز از استفاده کردن از همان روش، یعنی با منطق و دلیل، شیوه دیکتاتورها نیست؟ آیا ما که خواستار یک جامعه برابر و آزاد هستیم، نمی‌ بایست که آرمان ها و خواسته های خود را در چارچوب اجتماعی که هم اکنون در آن بسر می‌ بریم عملی‌ کنیم؟ اگر ما توان ساختن و تجربه کردن چنین اجتماعی را در میان خود نداشته باشیم، چگونه می‌ توانیم آنرا در آینده در درون اجتماعی بزرگتر بسازیم؟..</p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (6)</strong><strong> سخنی با رفقای هم حزبیم رو به جامعه:</strong></p><p align="justify" dir="rtl">در ادامه می‌ خواهم نکته ای را هم خطاب به افرادی که در قبال چنین جنبشها و موضع گیری هایی‌ سکوت می‌ کنند، افرادی که محافظه کارانه از جریانی دفاع می‌ کنند که خود به درست بودنش قانع نیستند، یا آنها که ترجیح می‌ دهند سکوت کنند و درگیر مناظره و بحثی‌ نشوند. به نظر من تعمق کردن در جمله ای از مارکس، برای شما دری را خواهد گشود تا وجدان کمونیستی خود را بسوی حقیقت بکار گیرید.</p><p align="justify" dir="rtl">باز هم در ستایش مطبوعات آزاد مارکس می‌ گوید:</p><p align="justify" dir="rtl">“<strong>آیا نخستین وظیفه­ جویندگان حقیقت این نیست که یکراست بی آن که به چپ و راست نظر افکنند، به سوی خود حقیقت پیش بتازند؟ آیا گفتن حقیقت در قالب فرمایشی و تحمیلی، در حکم از یاد بردن آن نیست؟ حقیقت چونان نور، از فروتنی به دورست؛ و تازه در برابر چه کسی باید فروتن باشد؟ دربرابر خود؟ حقیقت، دروغ و نادرستی را رسوا می­سازد. پس آیا نباید بر ضد دروغ باشد؟</strong><strong>.. “</strong></p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">او همچنان ادامه می‌ دهد که:</p><p align="justify" dir="rtl"> </p><p align="justify" dir="rtl">“<strong>اگر فروتنی خصلت پژوهش باشد، بیشتر نشان ترس از حقیقت است تا ترس از ضد حقیقت. فروتنی در هر گامی که من برمی­دارم مانند ترمز عمل می­کند و به پژوهشگر فرمان می­دهد در برابر نتیجه­ی پژوهش بر خود بلرزد. فروتنی مانع دستیابی به حقیقت است.</strong><strong>&nbsp;</strong></p><p align="justify" dir="rtl"><strong>افزون بر این، حقیقت، عام و جهان­گستر است، به من تعلق ندارد، از آن همگان است. حقیقت مرا تصاحب می­کند، من او را تصاحب نمی­کنم. دارایی من عبارت است از صورت (بیان حقیقت)، صورت (فرم)، فردیت معنوی من است. سبک همان انسان است.</strong><strong>”</strong></p><p align="justify"> </p><p align="justify" dir="rtl">فکر می‌ کنم که این نوشته همچنین، بهتر از هر کلامی دلیل رفتار صریح، مستقیم و مستمر برخی‌ از ما را در بیان کردن آنچه که بواسطه فکر مستقل و با تکیه کردن بر آگاهی‌ و علم بر آن باور داریم، بخوبی توضیح می‌ دهد.</p><p align="justify" dir="rtl">تاریخ جامعه انسانی‌ تا کنون شاهد سیر بیشمار دشمنی های کور و سرکوبها بین افراد نا آگاه، یا آنها که نمی‌ خواسته ا‌ند یا توان آنرا نداشته ا‌ند که حقیقت را ببینند بوده است، شاهد تلاشهای بثمر نرسیده، دوستیهای ناپایدار و آرمانهای فراموش شده..</p><p align="justify" dir="rtl">پس بیایید برای ساختن آینده ای بهتر، تاریخی‌ تازه بسازیم، تغییرات بنیادین که لازمه بوجود آمدن جامعه ای دیگرگونه است را در تمام ابعاد عملی‌ و فکری آن تجربه کنیم. بیایید تا خود نمونه ای از دنیایی بهتر باشیم. کمونیزم کارگری بیش از آنکه یک تلاش برای هم خط کردن تعدادی فعال کمونیست باشد، وظیفه اش تلاش برای تغییر فرهنگ سیاسی جامعه ماست که همیشه مبتلا به قطبی کردنهای نابجا و خراب کردن چهره مخالف و تقلیل مخالف بوده است. کمونیزم کارگری را نمی‌ توان بدینگونه به پیش برد. پیشبرد سیاستها در حزب ما باید با ابزارهای انسانی انجام شود. ریشه های مخالفتها را نباید مغشوش کرد. اجتماعی شدن کمونیزم کارگری هم در تئوری و هم در عمل، نیاز به درکی علمی و گسترده تر نسبت به امر اختلاف و نحوه بکارگیری اختلاف در ایجاد وحدت سیاسی دارد.</p><p align="justify" dir="rtl">وحدت سیاسی درون صفوف حزب کمونیست کارگری از طریق دیالوگی انسانی و پذیرش مخالف بعنوان انسان برابر و به همان اندازه &quot;کمونیست&quot; ممکنست. کافر کردن مخالف به جائی نمی رسد! به یمن پیشرفت تکنولوژی و کاربرد هر چه گسترده تر اینترنت و فیسبوک بکارگیری شیوه های قدیمی دیگر امکانپذیر نیست.</p><p align="justify"> </p><p align="justify" dir="rtl"><strong>منابعی دیگر:</strong></p><p align="justify" dir="rtl"><strong> (1)</strong><strong> جليل جليلى: ”سنگسار“ از راه دور</strong></p><p align="justify"><a href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/92-jalil-j/8910-b.html" data-mce-href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/92-jalil-j/8910-b.html"><strong>http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/92-jalil-j/8910-b.html</strong></a></p><p align="justify"><strong>(2)سعید صالحی نیا:با تقلیل مخالف به هوادار &quot;سنگسار از راه دور یا مورچه&quot; نمی شود به جائی رسید </strong></p><p align="justify"><a href="https://www.facebook.com/?ref=tn_tnmn#!/notes/saeed-salehinia/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%8" data-mce-href="https://www.facebook.com/?ref=tn_tnmn#!/notes/saeed-salehinia/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%8"><strong>https://www.facebook.com/?ref=tn_tnmn#!/notes/saeed-salehinia/%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%A6%DB%8C-</strong></a><strong> %D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF/376579049025832</strong></p><p align="justify"><strong>(3)</strong><strong>سعید صالحی نیا: آیا گلشیفته فراهانی، &quot;قهرمان انقلاب زنانه&quot; است؟ در حاشیه ادامه حمایت برخی کمونیستها از پروژه برهنگی</strong></p><p align="justify"><a href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8855-1390-11-2-22-15-53.html" data-mce-href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8855-1390-11-2-22-15-53.html"><strong>http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8855-1390-11-2-22-15-53.html</strong></a></p><p align="justify"><strong>(4)</strong><strong>سعید صالحی نیا: تابو و عبور از تابوها، چرخه ای بی پایان؟</strong></p><p align="justify"><a href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8743-1390-10-16-12-19-44.html" data-mce-href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8743-1390-10-16-12-19-44.html"><strong>http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/8743-1390-10-16-12-19-44.html</strong></a></p><p align="justify"><strong>(5)سعید صالحی نیا: منصور حکمت ، دغدغه تغییر دنیا! در حاشیه هشتمین سالگرد منصور حکمت</strong><strong>&nbsp;</strong></p><p align="justify"><a href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/3346-1389-04-21-23-43-31.html" data-mce-href="http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/3346-1389-04-21-23-43-31.html"><strong>http://www.rowzane.com/fa/articles-archiev/80-saeed-salehi/3346-1389-04-21-23-43-31.html</strong></a></p><p align="justify"><strong>(6)کارل مارکس: در ستایش مطبوعات آزاد</strong></p><p align="justify"><strong>http://negah1.com/clasic/marx12.htm</strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>علل تجاوز جنسی به محارم / تهمینه.م</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_419.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11382" title="علل تجاوز جنسی به محارم / تهمینه.م" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11382</id>
    
    <published>2012-02-04T06:29:26Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:34:41Z</updated>
    
    <summary>تجاوز جنسی به محارم یا به کار بردن واژه اشتباه «زنای با محارم» پدیده ای است جنسی که بین افراد هم خون یا خویشاوندان نزدیک از یک خانواده رخ میدهد از بین آنها میتوان به ارتباط بین پدر و دختر...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="مطلب" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">تجاوز جنسی به محارم یا به کار بردن واژه اشتباه «زنای با محارم» پدیده ای است جنسی که بین افراد هم خون یا خویشاوندان نزدیک از یک خانواده رخ میدهد از بین آنها میتوان به ارتباط بین پدر و دختر یا مادر و پسر و خواهر و برادر و... اشاره نمود.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">اتفاقی است که در مکانهای کاملا خصوصی با حصاری مشخص رخ میدهد و بیشتر در خانواده هایی رخ میدهد که مادر یا غایب است یا منفعل پدر معتاد و الکلی و نبود روابط سالم جنسی برای افراد زمینه ساز این رابطه میشود. تجاوزهایی که به دلیل مسائل فرهنگی و ترس از طرد شدن برای همیشه پنهان باقی میماند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">سکوتی که نه تنها به حل و یا کاهش آن کمک نمیکند بلکه حتی باعث تداوم عمل تجاوز و واکنشهای مختلفی از طرف شخص قربانی میشود که میتوان به فرار دختران از خانه اشاره نمود. به دلیل تابو بودن این عمل آمار مشخص و دقیقی در ایران وجود ندارد اما به طور کلی خانواده هایی با ساختار ضعیف اقتصادی و فرهنگی بیشتر در معرض آسیب قرار میگیرند خانواده هایی از طبقات بالا راحت تر میتوانند این مسئله را پنهان کنند. مردانی که در خانه به هم خون خود تجاوز میکنند آزادانه در اجتماع ظاهر میشوند و نمیتوان آنها را به طبقه خاصی محدود نمود.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">از شاخصهای مهم در ایجاد تجاوز جنسی به محارم میتوان از قدرت نابرابر و محرومیت جنسی و تفکر مرد سالاری نام برد. در جامعه ای که تمامی قوانین بر علیه زنان است و آنان را موجوداتی  صرفا جنسی و فقط در اختیار مردان میبیند، که باید پاسخگوی نیاز مردان باشند. در چنین ساختاری پدر و برادر از قدرت مشروع  بی حدی برخوردار هستند و دختر و زن (همسر) هیچ هویت مستقل و تعریف شده ای ندارد. در اینجا باید برای نمونه از منع قصاص پدر و گاهی برادر در قتلهای ناموسی نام برد و یا حتی تنبیه تا حد  قتل عملی است که مداخله قانون را در مسائل  خانوادگی و خصوصی منع میکند و مورد قبول و پذیرش مقامات دولتی است.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">با اعمال نفوذ بی حد پدر و عدم پیگرد قانونی به راحتی زمینه تجاوز جنسی با محارم ایجاد میشود.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">از طرفی با توجه به جامعه پذیری متفاوت زنان و مردان و تربیت متفاوتی که بین کودکان دختر و پسر از ابتدا وجود دارد؛ اینکه پسرها فعال و دخترها منفعل هستند و باید سکوت کنند و از رفتار بد پسرها چشمپوشی کرد زمینه های آزار جنسی را میتوان بوجود آورد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">از طرفی قضاوتهای اجتماعی  و فرهنگی در رابطه با فرد قربانی باعث طرد فرد میشود و رفتار شخص قربانی به چالش گرفته میشود نه فرد تجاوزگر، در نتیجه چه بسا  این رفتار بازتولید شود نه این که از وقوع مجدد آن بکاهد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">همچنین میتوان  به شرایط خانوادگی و روانی اشخاص تجاوزگر ، شرایط اقتصادی، تحصیلات، تعداد فرزندان، اعتیاد، خانواده هایی که طلاق گرفته اند، تعلقات مذهبی و یا کسانی که بطور کلی سابقه کیفری دارند اشاره کرد . با توجه به مطالعات انجام شده در زمینه های روانشناسی، بیشتر افرادی که مشکلاتی در کنترل خشم یا عدم موفقیت در زمینه های مختلف زندگی یا ناتوانی در ارتباط سالم با خانواده دارند بیشتر اعمال خشونت میکنند. پدرانی که خودشان شاهد ناهنجاریهایی در زندگی بوده اند؛ به راحتی در بزرگسالی به خشونت کنندگان تبدیل میشوند. به طور کلی خانواده هایی که ساختار سنتی و غیر دموکراتیک دارند و بیشتر خانواده های خودکامه با حکومت مطلق پدر روبرو هستند؛ و یا در خانواده هایی که بسیار نابسامان و آسان گیر هستند،  امکان تجاوز جنسی بیشتر دیده میشود. فرهنگ پدر سالاری، زنان را جزو اموال خود محسوب میکند و باعث میشود که پدران دختران را جزو دارایی خود بدانند و از آنان سوء استفاده کنند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">ممکن است این اتفاق در تمامی اقشار اقتصادی رخ دهد اما آمارها حکایت از آن دارد که تجاوز جنسی به محارم بیشتر در خانواده هایی با ساختار اقتصادی ضعیف به وقوع می پیوندد و یا اعلام و گزارش دهی در طبقات ضعیف بیشتر است.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">شاید بهتر باشد که دقیق تر آمار و ارقام را ببینیم و بپذیریم که این مشکلات در جامعه مان وجود دارند و برای قربانیان این گونه خشونت که اغلب دختران هستند فکر چاره ای بیندیشیم... عدم آگاهی زنان قربانی از حقوق خود باعث شده است که سوءاستفاده های بعدی از این افراد نیز بشود و یا حتی دخترانی که از این محیط فرار میکنند، دوباره به محیط ناامن خانه برگردانده شوند. در پایان به مورد مستندی اشاره میشود که مجبور به بازگشت به خانه ناامنی شده است که بارها مورد تجاوز قرار گرفته و این چرخه فقر و خشونت تکرار میشود.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"><strong><em>مریم دختر 16 ساله ای که برای دادگاه کاملاً معلوم شده بود مورد تجاوزهای جنسی مکرر پدرش قرار گرفته است. مادر مریم که از پدرش جدا شده بود و به دلیل ازدواج مجدد حاضر به نگهداری او نبود، پدربزرگش هم عنوان کرده بود شکم خودش را به زور سیر می کند، سازمان بهزیستی هم به دلایل مالی از پذیرش او سر باز زده بود. دادگاه حکم برائت پدر را صادر کرد. حس کنجکاوی مرا قاضی چنین پاسخ داد: «اگر یک نفر به او تجاوز کند بهتر است تا هر شب یکی به او تجاوز کند!».</em></strong> (سایت گفتگو با زنان ایرانی، مصاحبه با محسن مالجو)</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>به یاد یداله خسرو شاهی در دومین سالگرد درگذشت او </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_418.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11381" title="به یاد یداله خسرو شاهی در دومین سالگرد درگذشت او " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11381</id>
    
    <published>2012-02-04T06:28:36Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:29:09Z</updated>
    
    <summary>چهارم فوریه 2012 برابر است با دومین سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی. دوسال پیش در  پنجشبه 4 فوریه 2010 یداله خسرو شاهی بر اثر سکته مغزی در سن 68 سالگی درتبعید در بیمارستانی در لندن دیده از جهان فرو بست....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">چهارم فوریه 2012 برابر است با دومین سالگرد خاموشی یداله خسرو شاهی. دوسال پیش در  پنجشبه 4 فوریه 2010 یداله خسرو شاهی بر اثر سکته مغزی در سن 68 سالگی درتبعید در بیمارستانی در لندن دیده از جهان فرو بست. با درگذشت یداله خسرو شاهی جنبش کارگری ایران یکی از فعالین صدیق، سخت کوش، متفکر و مبارز خود را ازدست داد.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">یداله خسرو شاهی به راستی فرزند کار بود؛ او در نوجوانی، بعد از گذراندن دوران کارآموزی، در جغرافیای داغ جنوب به اردوی کار پیوست و در پا لایشگاه آبادان  به عنوان کارگر فنی به کار پرداخت. در سال 1347 هنگامی که بیش از 27 سال سن نداشت به دلیل داشتن روحیه و سابقه مبارزه علیه استثمار، اجحاف و زورگویی کارفرما و اعتمادی که کارگران به او داشتند، از سوی آنان به عنوان نماینده کارگران انتخاب شد.</p><p align="justify">در اواخر دهه 40 یداله خسرو شاهی به همراه تعداد دیگری از کارگران جوان و متخصص پالایشگاه آبادان برای راه اندازی پالایشگاه تهران و کار در آنجا به تهران انتقال یافت. در پالایشگاه تهران نیز او به عنوان فعال کارگری به مبارزه خود برای بهبود شرایط کار وسازمان یابی کارگرا ن ادامه داد. او در کنار دیگر فعالین کارگری نقشی مهم در سازماندهی و هدایت اعتصاب دوهفته ای کارگران پالایشگاه تهران در سال 1352 داشت. در جریان این اعتصاب رژیم شاه در برابر عزم و اراده کارگران متشکل مجبور به عقب نشینی شد و به بخشی از خواسته های کارگران اعتصابی تن داد؛  از جمله ساعات کار کاهش و دستمزد برای اضافه کاری ها 25 درصد افزایش یافت. اما رژیم تصمیم گرفت که  انتقام پیروزی کارگران را از رهبران اعتصاب بگیرد. بعد از اعتصاب  یداله خسرو شاهی توسط ساواک شاه دستگیر و در دادگاه فرمایشی ابتدا به دو سال و سپس در دادگاه تجدید نظر، به ده سال زندان محکوم شد. </p><p align="justify"> در پاییز 1357  با اوج گرفتن انقلاب ایران، یداله خسرو شاهی پس از سپری کردن چهار سال ونیم  در زندان رژیم سلطنتی به همراه تعداد دیگری از زندانیان سیاسی آزاد شد. کارگران پالایشگاه تهران  با دسته های گل از او و دیگر کارگران آزاد شده استقبال کردند. هنگامی که  در جریان انقلاب ایران،  کارگران نفت ، دست به اعتصاب زدند و  شیرهای نفت را بستند،  شعار &quot;کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما&quot;  به یکی از شعارهای انقلاب تبدیل شد. یداله خسرو شاهی به راستی نمونه برجسته ای از آن رهبران سر سخت بود.</p><p align="justify">او که در نتیجه انقلاب مردم از زندان آزاد شد ه بود، به دنبال مبارزه کارگران نفت برای بر گشت به کار کارگران زندانی، به سر کار برگشت . در این زمان کارگران نفت موفق شدند شورای کارکنان صنعت نفت را ایجاد کنند.  یداله پر شورتر از همیشه به مبارزه خویش برای  دست یابی کارگران به خواسته هایی که برایش انقلاب کرده بودند، ادامه داد . اما پاسداری از حاکمیت سرمایه، که رژیم اسلامی آن را وظیفه خود قرار داده بود برایشان ایجاب می کرد که  انقلاب در خون فرو نشانده شود. انقلاب شکست خورد و کارگران سرکوب شدند. در جریان سرکوب، بگیر و ببند ها و کشتار سال 60، یداله خسرو شاهی یک بار دیگر دستگیر و زندانی شد.<br /> <br />یداله خسرو شاهی بعد  از تحمل چهار سال حبس و شکنجه در زندان جمهوری اسلامی، با قرار وثیقه پانصدهزار تومانی از زندان آزاد و سپس مجبور شد که کشور را ترک کند.</p><p align="justify">خارج از کشور اما برای او پایان کار نبود. او در تمام مدتی که در تبعید زیست با فعالین کارگری در ایران و کشورهای مختلف ارتباط داشت. مبارزات کارگران در ایران و جهان را به دقت دنبال می کرد و تا آنجا که توان داشت می کوشید که به کارگران در مبارزه شان یاری رساند. کوشش دایمی برای متشکل کردن فعالین کارگری در خارج از کشور، کوشش مدام در تاثیر گذاری فکری بر سیر مبارزات کارگری و انتقال تجربه بسیار پر بار خود به کارگران در ایران از راه نوشتن، سخنرانی و گقتگو با رسانه های عمومی، بخشی از فعالیت های او در این عرصه بود.</p><p align="justify"> اما شاید بتوان گفت که یکی از مهمترین کارهای او در خارج از ایران، کوشش برای شناساندن جنبش کارگری ایران به تشکلات کارگری در کشورهای مختلف جهان بود. او سهم ارزنده ای در بازتاب مبارزه کارگران ایران در خارج از کشور و کسب حمایت تشکل های کارگری از مبارزه کارگران و فعالین کارگری در ایران داشت . باور او براین ضرورت آنچنان ژرف و استوار بود که هیچ موانع زبانی، فرهنگی و ملی نمی توانست سد راه کوشش های مداوم و خستگی ناپذیر او در این راه باشد. او این کار را وظیفه نمی دانست بلکه این فعالیت جزیی بسیار مهم از زندگی اش بود. بطور کلی زندگی ومبارزه در نزد یداله از هم جدا نبودند. او نمی توانست باشد اما علیه سرمایه، استثمار، سرکوب و بی حقوقی مبارزه نکند. او براستی یک فعال و رهبر سوسیالیست در جنبش کارگری بود.</p><p align="justify"> یداله از نخستین فعالین &quot;اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران&quot; بود و تا واپسین لحظات زندگی در راه پیش برد وظایف و اهداف آن با تمام نیرو  تلاش کرد. اما  فعالیت ها و تاثیر گذاری های یداله گستره بسیار فراتری را در بر می گرفت. او به کل  طبقه کارگر ایران و جهان تعلق داشت و قلبش با ضرب آهنگ جنبش کارگری، با افت و خیزهای ‌آن و امید به پیروزی این جنبش علیه سرمایه داری در جهان می طپید. نام یداله در تاریخ جنبش کارگری ایران و جهان پایدار خواهد ماند. </p><p align="justify"><br />یاد ش همواره گرامی و راهش پر رهرو باد.</p><p align="justify"><br />اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران<br />۴ فوریه ۲۰۱۲</p><p align="justify"><a href="mailto:info@workers-iran.org">info@workers-iran.org</a><br /><a href="http://www.etehadbinalmelali.com">http://www.etehadbinalmelali.com</a></p><p align="justify" />]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>چرا « چپ» « محسن حکیمی» را لباس « ضد کار مزدی می پوشاند؟!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_417.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11380" title="چرا « چپ» « محسن حکیمی» را لباس « ضد کار مزدی می پوشاند؟!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11380</id>
    
    <published>2012-02-04T06:27:14Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:27:55Z</updated>
    
    <summary>مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو      منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه!نمایندگان فکری بورژوازی در حملات خود علیه کمونیست ها همواره بر روی میزان توهم، عقب ماندگی و بی دانشی توده های کارگر دنیا حساب باز می کنند....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="فعالین جنبش لغو کار مزدی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو      منظور توئی کعبه و بتخانه بهانه!</p><p align="justify" dir="rtl">نمایندگان فکری بورژوازی در حملات خود علیه کمونیست ها همواره بر روی میزان توهم، عقب ماندگی و بی دانشی توده های کارگر دنیا حساب باز می کنند.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"> سرمایه نخست استثمارشوندگان و فرودستان را در غل و زنجیر توهماتی که تولید می کند اسیر می سازد و سپس از همین توهمات برای فریب و گمراهی هر چه بیشتر آنان بهره می جوید. این مقتضای ذات سرمایه و رسم بورژوازی است که چنین کند. برای لحظه ای فکر کنید که هیچ دولتمرد، فیلسوف، حقوقدان یا جامعه شناس سرمایه داری حاضر نیست شالوده تعرض خود علیه کمونیسم را به طور مثال با جملاتی از این دست معماری نماید: « مارکس آدم بسیار بدی است زیرا مخالف استثمار کارگران توسط سرمایه است»!!!، « هر که از آزادی سخن گوید مستوجب اعدام فوری است زیرا آزادی فاجعه زندگی انسانهاست»!!! بورژوازی در سازماندهی یورش هایش علیه هر جنب و جوش آزلدیخواهی، ضد استثماری و ضد کار مزدی طبقه کارگر نه  فقط از جملات بالا استفاده نمی کند که بالعکس کوهستانی از دروغ و توهم پیرامون پای بندی جدی خود به « آزادی» و « حقوق بشر» راه می اندازد. مجسمه استالین، فاجعه اردوگاههای کار سیبری، تصویر خمرهای سرخ و تپه های اجساد کشتگان کامبوج، دیکتاتوری هار « کیم جونگ ایل، وضع زندگی کارگران در در زیر چتر حاکمیت انورخوجه، استالینیسم، پلپوتیسم و مانند اینها را بر دیوار نمایشگاههای فریب خود می آویزد، از اینها مناره می سازد و بر بام این مناره  تمامی توانش را در تیر می کند تا به کمونیسم و مارکس و کمونیست ها و جنبش ضد کار مزدی طبقه کارگر حمله کند. بورژوازی خود در گوشه گوشه دنیا به صورت لحظه لحظه جنایات استالین، پلپوت، چائوشسکو و کیم جونگ ایل را که هر کدام جزء ناپیدانی از جنایات طبقه خودش می باشد تکرار می کند اما در همان حال بسیار بی شرمانه آنچه را اینان انجام داده اند، دستاویز می کند تا به هر چه علیه سرمایه، علیه استثمار سرمایه داری، علیه سبعیت و درندگی و بربریت نظام بردگی مزدی است حمله نماید. بورژوازی چنین کرده و هر روز بیشتر چنین می کند.</p><p align="justify" dir="rtl">آنچه رفرمیسم چپ این روزها انجام می دهد از سنخ همان است که بورژوازی به حکم تنیدن بر طبیعت خود انجام داده داده است. محسن حکیمی فردی مثل خیلی آدم های دیگر است. او هم مثل بسیاری های دیگر خود را به رویکردی، مرامی، نحله ای، مکتبی وصله پینه کرده است. بیش از صد و شصت سال است که بدترین نمایندگان بورژوازی خود را کمونیست نام نهاده اند. اردوگاه شوروی تمامی جنایات ضد کارگری خود را زیر این نام انجام داده است. دولت روز چین درنده ترین توحش ها را علیه کارگران زیر بیرق کمونیسم مرتکب می گردد. تل اجسادی که پلپوت می انباشت هم با همین نام بنا می شد. در طول این صد و شصت سال چه مافیاهاها و اختاپوس هائی که خود را به مارکس و کمونیسم نیاویخته اند؟!. در چنین دنیائی فردی به نام محسن حکیمی هم خود را فعال جنبش ضد سرمایه داری و لغو کار مزدی نامیده است. احزاب و گروههای طیف رفرمیسم چپ همین ادعای حکیمی را کاراترین دستاویز برای حمله به رویکرد لغو کار مزدی درون جنبش کارگری ساخته اند. یک سؤال ساده انسانی از این جماعت آن است که اگر بناست ادعای هر کسی در منسوب ساختن خود به جنبشی سند قضاوت در مورد آن جنبش یا رویکرد قرار گیرد آنگاه چگونه می توان حساب جنبشی به نام کمونیسم طبقه کارگر و حساب حرفهائی به نام آموزش های مارکسی مبارزه طبقاتی را از کارنامه سراسر شرارت و جنایت اردوگاه یا دولت هائی مانند چین و کره شمالی و دیگران جدا نمود؟؟!! آیا صرف اینکه حکیمی روزی، روزگاری یا همین حالا خود را به این رویکرد منسوب کرده و می نماید شما را مخیر و مختار می کند تا هر تهمت ناروائی را نثار جنبش لغو کار مزدی و فعالین آن سازید؟! مگر نه این است که فعالین واقعی این رویکرد همه حرف های نادرست حکیمی را روزها زودتر از شما و به گونه ای بسیار عمیق تر و مارکسی تر از شما آماج انتقاد قرار داده اند. مگر نه این است که عده ای از شما با دیدن انتقادات برنده و مشروح فعالین جنبش لغو کار مزدی به نظرات حکیمی است که تازه به یاد انتقاد کردن می افتید. چرا به جای نقد حرفهای حکیمی به عنوان یک شخص، با زیر پا نهادن تمامی معیارها و ارزش های انسانی، رویکرد لغو کار مزدی جنبش طبقه کارگر را به باد فحاشی گیرید. آیا همه این کارها با رساترین صداها بانگ نمی زند که هدف شما نقد حرف های محسن حکیمی نیست. بلکه تمامی تقلایتان این است که دعوی حکیمی در نسبت دادن خود به رویکرد لغو کار مزدی درون جنبش کارگری را دستاویز حمله به این جنبش و رویکرد نمائید؟ ممکن است منطق خیلی ها این باشد که افراد این رویکرد در شرائطی به انتقادات برخی محافل یا آدمها در باره برخی حرف های حکیمی اعتراض داشته اند. قطعاً چنین بوده است. موضوع به چند سال پیش مربوط می شود. چنین اعتراضاتی در آن سال ها صورت گرفته است. ماجرا بسیار شفاف است. منتقدین آن روزی حکیمی به رفرمیسم انتقاد نمی کردند. آنان خود رفرمیست بودند و از منظری سرمایه سالار این یا آن حرف حکیمی را دستاویز قرار می دادند تا به رویکرد لغو کار مزدی درون جنبش کارگری حمله نمایند. آنها در پوشش نقد حکیمی بسیار زیرکانه و فرصت طلبانه رویکرد ضد کار مزدی را آماج کینه توری قرار می دادند و همزمان باورها و راهبردهای رفرمیستی خود را تبلیغ می نمودند. اعتراض ما به این نوع نقد ها بوده است. ما رفرمیسم چپ و دیدگاههای این طیف رفرمیسم را نقد می کردیم. <strong>اما همه موضوع این نیست.</strong> ما هم به طور قطع در آن سال ها مرتکب اشتباهاتی بودیم. محور واقعی این اشتباه آن بود که غرق در ضرورت نقد رفرمیسم راست و چپ نسبت به ابراز همسوئی بسیار متناقض و عمیقاً غیرواقعی افرادی مانند حکیمی با رویکرد ضد سرمایه داری و برای لغو کار مزدی طبقه کارگر خوشباوری نشان دادیم. این کار مسلماً اشتباه بزرگی بوده است. اشتباهی که همچنان اسیر عوارض آن هستیم. ما پیش تر نیز این اشتباه را توضیح داده ایم. این ها همه اتفاق افتاده است اما این اشتباه  هیچ دلیلی به دست افراد نمی دهد تا همچنان دعوی حکیمی در انتساب بسیار نادرست خود به رویکرد لغو کار مزدی را دستاویز تهاجم به این رویکرد قرار دهند. پای بندی به ابتدائی ترین ارزش های انسانی حکم می کند که از ادامه این رفتار دوری گردد.</p><p align="justify" dir="rtl"><strong>فعالین جنبش لغو کار مزدی</strong></p><p align="justify" dir="rtl"><strong>فوریه 2012  </strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سخنرانى و گفت و شنود (٢۵ فوريه ... کلن-آلمان)</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_320.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11379" title="سخنرانى و گفت و شنود (٢۵ فوريه ... کلن-آلمان)" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11379</id>
    
    <published>2012-02-04T06:24:11Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:25:50Z</updated>
    
    <summary>سخنرانى و گفت و شنود (٢۵ فوريه ... کلن-آلمان) PDF...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="حزب اتحاد کمونیسم کارگری" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<ul><li><div align="justify"><a href="/J/file/Afish_soxnrani_Alman-Koln.pdf"><strong>سخنرانى و گفت و شنود (٢۵ فوريه ... کلن-آلمان) PDF</strong></a></div></li></ul>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>پناهجویان ایرانی در خطر دیپورت </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_317.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11378" title="پناهجویان ایرانی در خطر دیپورت " />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11378</id>
    
    <published>2012-02-04T06:22:26Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:23:01Z</updated>
    
    <summary>دیروزپنجشنبه 2 ماه فوریه محمد رضا حمیدیان اصفهانی مشهور به ماکسیم پناهجوی ایرانی در شهر Flen  توسط  پلیس دستگیر و به بازداشتگاه منتقل گردید. حمید سال 2008 همراه همسر و دو فرزند خردسالش بعد از فرار از ایران از کشور...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى- بيمرز" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">دیروزپنجشنبه 2 ماه فوریه محمد رضا حمیدیان اصفهانی مشهور به ماکسیم پناهجوی ایرانی در شهر Flen  توسط  پلیس دستگیر و به بازداشتگاه منتقل گردید. حمید سال 2008 همراه همسر و دو فرزند خردسالش بعد از فرار از ایران از کشور سوئد تقاضای پناهندگی نمودند. بعد از نزدیک به 3 سال پلیس قصد دیپورت این خانواده را دارد . پلیس سوئد دیروز حمید را برای گفتگو به اداره  پلیس فرا خوانده و به ایشان اعلام نمود که برای ایشان و خانواده اش بلیط بازگشت به ایران تهیه شده و روز 14 فوریه باید خاک سوئد را ترک کنند. در همان حال ایشان به بازداشتگاه Flen  شدند. <br /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">همچنین امروز جمعه سوم ماه فوریه حسین جاسبی پناهجوی دیگر ایرانی  از طرف پلیس استکهلم دستگیر و به بازداشتگاه  مشتا منتقل گردید. <br />یاسین الیاسی پناهجوی کرد نزدیک به چهار ماه است که در بازداشتگاه اداره مهاجرت محبوس شده و در شریط روحی و جسمی بدی به قصد دیپورت به ایران و یا عراق زندانی شده است. فردا شنبه چهارم ماه فوریه  به دعوت جنبش پناهندگی در استکهلم در اعتراض به وضعیت یاسین تجمع اعتراصی در مقابل کمپ مشتا بر گزار می شود. فردا برای آزادی یاسین و نجات محمدرضا و حسین باید اعتراض کرد . ما همه پناهجویان و مدافعین حق پناهندگی را به شرکت در این آکسیون اعتر اضی فرا می خوانیم.<br />کمپ مشتا ساعت 3 بعد از ظهر <br />تلفن تماس ک فرشاد پاشازاده 0737825678<br />سازمان سراسری پناهندگان ایرانی/ بیمرز 3 فوریه 2012<br /><a href="mailto:Ifr_s@yahoo.com">Ifr_s@yahoo.com</a><br /><a href="http://www.flykting.se">www.flykting.se</a> </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تارا و نوید اخگر در برنامه واژه ها و نواهای تلویزیون جهانی آسوسات</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_316.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11377" title="تارا و نوید اخگر در برنامه واژه ها و نواهای تلویزیون جهانی آسوسات" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11377</id>
    
    <published>2012-02-04T06:19:26Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:21:30Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="نويد اخگر" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="center"><embed width="640" height="480" src="http://www.youtube.com/v/OlOIWKDv0PM?version=3&hl=sv_SE&rel=0" type="application/x-shockwave-flash" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always" /></embed /></p>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>تحریم اقتصادی و تعمیق باور نکردنی فقر و فلاکت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_315.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11376" title="تحریم اقتصادی و تعمیق باور نکردنی فقر و فلاکت" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11376</id>
    
    <published>2012-02-04T06:17:46Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:18:41Z</updated>
    
    <summary>ابعاد فقر و فلاکت در ایران آنچنان گسترده است که صفت مناسبی برای توصیف آن نمی توان یافت. طی حاکمیت رژیم اسلامی سطح معیشت مردم هر روز کاهش یافته و تفاوت فقیر و غنی بسیار عمیق تر شده است. بویژه...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="آذر ماجدی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">ابعاد فقر و فلاکت در ایران آنچنان گسترده است که صفت مناسبی برای توصیف آن نمی توان یافت. طی حاکمیت رژیم اسلامی سطح معیشت مردم هر روز کاهش یافته و تفاوت فقیر و غنی بسیار عمیق تر شده است. بویژه در چند سال اخیر فشار فقر و فلاکت بر اکثریت مردم طافت فرسا شده است. با حذف یارانه ها قیمت اجناس مورد نیاز مردم بشدت افزایش یافته و اکنون تحریم های اقتصادی اوضاع را هر چه وخیم تر ساخته است. </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">طبق گفته مقامات رژیم، قیمت کالاهای اساسی مانند غلات، برنج، میوه جات، سبزیجات، شیر، ماست، پنیر، تخم مرغ، حبوبات، قند وشکر ۳۵٪ افزایش یافته است. اجاره خانه نیز افزایش بسیار زیادی داشته است. اکنون بعلت تحریم اقتصادی و محدودیت فعالیت های بانکی ایران، واردات مواد غذایی بسیار محدود و سخت شده است. طبق اخبار رسانه های بین المللی، صادر کنندگان غلات به ایران به دلیل مشکلاتی که برای دریافت پول خود دارند، بار کشتی های حامل محموله های وارداتی ایران را تخلیه نمی کنند. طبق همین گزارشات، بدنبال تحریم های اتحادیه اروپا، حداقل ۱۰ کشتی حامل ۴۰۰ هزار تن غلات در محدوده بنادر ایران متوقف مانده اند.</p><p align="justify">در اثر این وضعیت قیمت ارز بشدت افزایش یافته است. رژیم اسلامی قصد دارد فاز دوم سیاست حذف یارانه ها را پیاده کند و بودجه نظامی را ۱۲۷٪ افزایش داده است. این ارقام خشک را اگر در متن زندگی پر از مشقت مردم قرار دهیم، قادر خواهیم شد بخش کوچکی از شرایط غیرقابل تحمل و عمق فقر و فلاکتی که اکثریت مردم در آن دست و پا می زنند را دریابیم. بیکاری میلیونى و فزاینده، اخراج های وسیع، عدم پرداخت دستمزدهای زیر خط فقر کارگران، شرایط بسیار ناامن محیط کار که هر روز تراژدی جدیدی می آفریند، زندگی مردم را در ورطه نابودی قرار داده است. رشد وسیع فحشاء و اعتیاد یکی از زائده های ناگوار این شرایط است. کودکان کار و خیابانی و محروم از یک زندگی انسانی و تحصیل یکی از اپیدمی های جامعه ایران است. خودکشی بخاطر فقر و ناامیدی و استیصال حاصل از آن یکی دیگر از محصولات این شرایط است.</p><p align="justify">رژیم اسلامی زندگی مردم را به گروگان گرفته است. با تحمیل فقر و فلاکت گسترده دو هدف را دنبال می کند، یکی هدف اقتصادی مانند تمام دزدان سرگردنه، یعنی تحمیل استثمار وحشیانه و چاپیدن هر روزه کارگر و زحمتکش. افسانه های باورنکردنی دزدی های این فاسدان را هر روز در رسانه ها می خوانیم. دوم، هدف سیاسی، تحمیل آنچنان شرایطی که مردم نتوانند حتی یک لحظه سر خود را بچرخانند و برای یک مبارزه متحد و متشکل خود را آماده سازند. </p><p align="justify">اکنون سیاست های ارتجاعی تروریسم دولتی نیز به مدد رژیم اسلامی آمده است. با تحمیل تحریم اقتصادی و نگاه داشتن خطر حمله نظامی بالای سر جامعه به رژیم جنایتکار اسلامی فرصتی برای تحمیل خفقان و گرسنگی بیشتر به مردم داده است. این شرایط غیرقابل تحمل است. این را مردم همه بخوبی می دانند. باید برای تغییر این شرایط غیرانسانی بپاخاست.</p><p align="justify">محکومیت سیاست های ارتجاعی تروریسم دولتی، سازماندهی مبارزه علیه تحریم اقتصادی که اولین قربانیان آن مردم عادی و زحمتکش هستند و سازماندهی مخالفت و اعتراض علیه خطر جنگ، باید به یکی از سیاست های مهم ما بدل گردد. بعلاوه، برای خلاصی از این شرایط بربریت، این شرایط ضد انسانی و برده وار باید برای سرنگونی این رژیم جنایتکار متحد و متشکل شد. تشکیل شوراهای کارگرى، محلات و دانشجویی و دانش آموزی باید در صدر تمرکز و فعالیت رهبران عملی و رادیکال ضد رژیم اسلامی بدل شود. باید مردم مجامع عمومی خود را تشکیل دهند و علیه این شرایط به اعتراض متحد و متشکل بپردازند. رژیم اسلامی در مقابل مردم متحد و متشکل غلطی نمی تواند بکند. رژیم از نیروی متحد و متشکل ما مردم بسیار هراسان است.</p><p align="justify">باید به این وضعیت خاتمه داد؛ برای رهایی از فقر و فلاکت، برای رهایی از سرکوب و خفقان، برای رهایی از توهین و تحقیر و برای دستیابی به آزادی، برابری و رفاه، برای جامعه ای که لایق زیستن انسان امروزی باشد، برای یک دنیای بهتر تشکلات توده ای خود را، شوراهای خود را بسازیم. برای سرنگونی انقلابی این رژیم جنایتکار و به محاکمه کشاندن تمام جنایتکاران آن، برای یک جامعه آزاد، برابر و مرفه که رفاه، آزادی و برابری تمام انسان ها را تامین و تضمین می کند به حزب اتحاد کمونیسم کارگری بپیوندید. *<br /></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>شماره ٢٨۵ جهان امروز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_314.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11375" title="شماره ٢٨۵ جهان امروز" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11375</id>
    
    <published>2012-02-04T06:16:31Z</published>
    <updated>2012-02-04T06:17:35Z</updated>
    
    <summary>شماره ٢٨۵ جهان امروز...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="نشريه" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<ul><li><a href="http://www.cpiran.org/JE/JE285.pdf">شماره ٢٨۵ جهان امروز</a></li></ul>]]>
        
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>مردم کردستان در ١٢ اسفند به پای صندوقهای رای نخواهند رفت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_313.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11374" title="مردم کردستان در ١٢ اسفند به پای صندوقهای رای نخواهند رفت" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11374</id>
    
    <published>2012-02-03T12:46:52Z</published>
    <updated>2012-02-03T12:48:16Z</updated>
    
    <summary><![CDATA[دومین سخنرانی خامنه ائی در باره مضحکه 12 اسفند که نام انتخابات بر آن نهاده اند، روز جمعه 14 بهمن در مراسم نماز جمعه تهران ایراد شد. او در بخشی از سخنانش به این مناسبت گفت : &quot;هرچه حضور مردم...]]></summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="فرهاد شعبانی" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">دومین سخنرانی خامنه ائی در باره مضحکه 12 اسفند که نام انتخابات بر آن نهاده اند، روز جمعه 14 بهمن در مراسم نماز جمعه تهران ایراد شد. او در بخشی از سخنانش به این مناسبت گفت : &quot;هرچه حضور مردم در انتخابات بیشتر و پای صندوق های رای شلوغ تر باشد، اعتبار کشور بالا خواهد رفت و مصونیت کشور بالا می رود&quot;. خامنه ائی در سخنرانی قبلی اش &quot;اظهار امیدواری کرده بود که جضور مردم پر شور و دشمن شکن باشد&quot;.</p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"> ایراد دو سخنرانی پیاپی خامنه ائی طی چند هفته برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای، این ادعای ما را بروشنی ثابت می کند که، جمهوری اسلامی در حالیکه مشروعیت خود را از دست داده و در بنام انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم با دست زدن به کودتای انتخاباتی اعتبار این نوع نمایشات را هم همانند مشروعیت خود به زیر سئوال برد، تنها هدفی که در مضحکه 12 اسفند تعقیب می کند، کشاندن مردم به پای صندوقهای رای و نمایش مشروعیت خود به جهانیان است. هدفی که خامنه ائی حتی در سخنرانی دومش آن را پنهان نمی کند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl"> جمهوری اسلامی گرچه با تناقض داغ نگهداشتن تنور انتخابات و حادثه ائی پیش بینی نشده در این روز روبروست، اما برای کشاندن <strong>بدون دردسر</strong> <strong>امنیتی</strong> مردم به پای صندوقهای رای و گرفتن مشروعیت از آنها، بهرحیله، دروغ، تهدید و ارعابی از جعل و مونتاژ تصاویر گرفته، تا تهدید کارمندان و مزدبگیران دولتی، و پرداخت رشوه برای کشاندن بسیجی های مزد بگیر به پای صندوقهای رای، و ایجاد محیط رعب و وحشت و به گرو گذاشتن آخرین پرستیژهای مقامی چون خامنه ائی، متوسل می شود.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">باوجود این تهدیدها و تمهیدها شهروندان تمام شهرهای بزرگ ایران از مدتها پیش موضع خود را در مقابل این نمایش علنا و بدون واهمه در تاکسی، در اتوبوس در مترو، صف نان و مواد غذائی بیان کرده و اعلام کرده اند که، <strong>در این نمایش شرکت نمی کنند و رای نمی دهند.</strong> اوضاع شهرستانها از این بهتر نیست. شنبه گذشته باهنر نائب رئیس مجلس در خوش بینانه ترین ارزیابی گفته بود که تنها 18 درصد مردم تهران در این نمایش شرکت خواهند کرد.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">در راستای سیاست کشاندن مردم به پای صندوقهای رای، سران ریز و درشت رژیم در کردستان به تکاپوی نفس گیری افتاده و  به مناسبتهای مختلف، با تکرار تهوع آور جملاتی چون حضور حماسی، دشمن شکن و پرشور مردم کردستان در همه صحنه ها، ماموریت دارند مردم کردستان را به پای صندوقهای رای بکشانند. البته این تلاشهای مذبوحانه، تنها نشانه و نمایش یاس و ناامیدی مزمن جمهوری اسلامی از عدم شرکت یکپارچه مردم کردستان در چنین نمایشاتی است. بلکه تلاشی است برای کاهش و جبران اثرات شکستی است که نشانه های آن از همین امروز در افق سحرگاهی 12 اسفند در کردستان پیداست. <strong>جمهوری اسلامی، جمهوری مردم کردستان نیست.</strong> مردم کردستان در رفراندم جمهوری اسلامی آری یانه شرکت نکردند و به مشروعیت این رژیم از همان آغاز حیات ننگین اش پاسخ منفی دادند. پاسخی که از نسل انقلاب به نسل بعد منتقل شد و مردم کردستان با مبارزه خود بر تداوم عدم مشروعیت این رژیم در کردستان صحه گذاشتند.</p><p align="justify" style="TEXT-ALIGN: justify" dir="rtl">جمهوری اسلامی 33 سال است که در تقلائی بی حاصل در آرزوی کشاندن مردم کردستان به پای صندوقهای رای بر خود می پیچید، اما با گذشت 33 سال این آرزو بر دل سران این رژیم مانده است. اینبار هم شکست جمهوری اسلامی در کشاندن مردم به پای صندوقهای رای در کردستان قطعی تر از هر زمانی دیگری است. مردم کردستان در پاسخ به ایجاد محیط رعب و وحشت، و عجز و لابه مقامات محلی برای کشاندن آنها به پای صندوقهای نه تنها در روز 12 اسفند به پای صندوقهای رای نخواهند رفت و در خانه خواهند ماند، بلکه با همبستگی میلیونی خود طعم تلخ شکست دیگری را به سران رژیم خواهند چشاند. شکستی که خاطره دو اعتصاب عمومی 16 مرداد سال 84 در اعتراض به ترور شوانه قادری، و 23 اردیبهشت سال 89 در اعتراض به اعدام فرزاد کمانگر و یارانش را در اذهان تداعی، و این دو رویداد عظیم را با با شکستی دیگر به مثلث شکست های رژیم تبدیل خواهند کرد. مردم کردستان با خالی گذاشتن صندوقهای رای در 12 اسفند برگ زرین دیگری به دفتر مقاومت حماسی خود در مقابل یکی از درنده ترین رژیمهای عصر خواهند افزود. شکست رژیم در کردستان قطعی است نتایج پیروزی در این مبارزه از همین آلان قابل اعلام کردن است. <strong>12 اسفند سال 90 روز شکست ورسوائی جمهوری اسلامی در کردستان و پیروزی دیگری برای مردم کردستان خواهد بود. این پیروزی را با اتحاد و همبستگی جشن خواهیم گرفت.    </strong></p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>سرمایه داران &quot;عدالتخواه&quot; سبز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_312.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11373" title="سرمایه داران &quot;عدالتخواه&quot; سبز" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11373</id>
    
    <published>2012-02-03T12:40:27Z</published>
    <updated>2012-02-03T12:42:39Z</updated>
    
    <summary>اخیرأ شورای هماهنگی راه سبز امید، این سخنگویان جناحی از سرمایه در ایران، با انتشار بیانیه ای سعی کرده اند که بار دیگر بلاهای نظام گندیده سرمایه داری را به کوله بار گناهان جناح رقیب خود بیفزایند و به بهانه ...</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="امان کفا" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">اخیرأ شورای هماهنگی راه سبز امید، این سخنگویان جناحی از سرمایه در ایران، با انتشار بیانیه ای سعی کرده اند که بار دیگر بلاهای نظام گندیده سرمایه داری را به کوله بار گناهان جناح رقیب خود بیفزایند و به بهانه  وضعیت شاق امروز امتیازات و امکانات خودشان را بالا ببرند. شورای فوق در این بیانیه اعلام داشته است که  &quot;با اینکه درآمد نفتی ایران طی سالیان اخیر بالغ بر ۶۰۰ میلیارد دلار (بیش از درآمد همه‌ی دولت‌های پس از انقلاب) بوده و مدعیان عدالت با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم و رفع فقر و فساد و تبعیض بر سرکار آمدند نتایج عملکردشان جز کاهش نرخ‌های رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری به پائین‌ترین سطح، و افزایش نرخ‌های بیکاری و تورم به بالاترین رقم در در دو دهه اخیر نبوده، و به شکلی تأسف‌بار بر دامنه‌فقر و فساد و تبعیض در کشور افزوده شده است.&quot; </p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">عجب! از قرار بیکاری با ابعاد میلیونی آن که گرییان کارگر در سرتاسر کشور را گرفته، و تورم و رشد سرسام آور قیمت کالاهای مورد نیاز، به گونه ای &quot;تأسف بار&quot; ناشی از کاهش سرمایه گذاری است!  گویی سرمایه ای در ایران وجود ندارد مگر درآمد نفت! انگار در این کشور، هیچ کسی کار نمی کند، هیچ ارزشی تولید نمی شود، و تنها و تنها فروش نفت است که جزو در آمد به حساب می آید.</p><p align="justify">این امر البته اشتباهی لپی نیست و هدف معینی را دنبال می کند و آن هم این است که کل صورت مسئله ارزش و ارزش اضافه تولید شده در ایران به فراموشی سپرده شود. در یک چشم بهم زدن، کاملأ عامیانه، ادعا می کنند که ایراد در رابطه با نفت و درآمد حاصله از آن است تا پرده استتاری بر سرتولید ارزش اضافه از طرف طبقه کارگر و تصاحب آن از جانب بورژوازی در ایران بکشند، و خودشان را که بخشی از دزدان مفتخور این ارزش هستند، در کنار طبقه ای که آوار بیکاری و تورم بر سرش خراب شده،  قرار دهند. گویی که سفره کارگرانی که با کار ارزان در صنایع گوناگون به کار مشغولند از پول نفت پر شده و لابد سفره این سرمایه داران خالی شده است. </p><p align="justify">در بیانیه شان می گویند که در ایران تبعیض وجود دارد ولیکن منظور اینها از &quot;تبعیض&quot;، تبعیض جنسی حاکم در ایران نیست، منظورشان از تبعیض، تبعیض بین کارگران، بنا به ملیت و زادگاهشان نیست؛ منظورشان بی حقوقی کارگر افغانی، و تبعیض بین کارگر فارس و ترک و کرد و غیره نیست؛ منظورشان تبعیض بین کارگر جوان و سالمند نیست، کارگر شاغل  و بی کار و مهمتر از همه منظورشان ٬تبعیض٬ و تضاد مبان طبقه کارگر و بورژوا نیست. برعکس منظورشان از تبعیض و &quot;تأسفشان&quot; از عدم  دسترسی خودشان به سود بیشتر و در یک کلام سهم خواهی بیشتر از کل ارزش اضافه تولید شده در این جامعه است. </p><p align="justify">آقایان موسوی و کروبی ادعا می کنند که &quot;عدالت را نه در اقتصاد صدقه‌ای، بلکه در ایجاد فرصت‌های برابر و توانمندسازی محرومان&quot; باید یافت. در تعریف شان از عدالت با جناح رقیب اختلافی ندارند، تنها ایرادشان این است که چرا جناح رقیب آنرا تحت پرچمی پوپولیستی و با وعده تقسیم ثروت بیان می کند و آنرا سپس  اقتصاد صدقه ای می نامند. ایرادشان این است که این سهم و درآمد سرمایه است و سرمایه صاحب الهی آن است. کارگر که اصلأ قرار نبوده سهمی داشته باشد. از نظر اینان کارگر دندش نرم، برود کار کند، و هر پرداختی به کارگر را به این اعتبار &quot;بی عدالتی&quot; معرفی می کنند. سود و درآمد متعلق به سرمایه است، و اگر این سرمایه به گردش انداخته نشود، اگرسود آن مستقیم به جیب سرمایه داران ریخته نشود، در آنصورت می گویند که آنرا هدر داده اند. مفت از دست رفته است. می گویند صدقه ای است چون لابد مفتکی به کارگر پرداخت می شود!  از قرار کارگران که تولید کننده کل ثروت جامعه هستند، اگر سهمی از این ثروت را هم بگیرند، به خاطر لطف و از سر &quot;صدقه&quot; سرمایه است.</p><p align="justify">این همان منطق سرمایه است که خود را صاحب همه و همه چیز می داند و هر جا کارگر هر سهمی هر چند ناچیز را از آن بگیرد، باعث بالا رفتن مخارج سرمایه و کاهش سود سرمایه میشود. اظهار می کنند که اگر این سرمایه سود بالا ندهد، سرمایه گذاری نکند، جامعه و دنیا از چرخش می افتد و بشریت فنا می شود. این استدلال بورژوازی در سراسر دنیا است و منتی بر سر بشریت میگذارند، گوئی لطف کرده اند و سرمایه گذاری کرده اند تا اقتصاد مملکت سر پا بایستد، کارگر هم کاری پیدا کند، حقوقی بگیرد و زنده بماند! </p><p align="justify">با همین ادعا است که وقتی کارگر با مبارزات خود بخشی از ارزش تولید شده از طرف طبقه کارگر  را از حلقوم سرمایه بیرون بکشد، و دولت سرمایه را مجبور کرده است که به آن قانونأ هم رسمیت دهد، داد و فغانشان در می آید. با همین تصویر است که تمام سخنوران سبز و سیاه و رنگارنگ سرمایه همصدا ادعا می کنند که هر اعتراض کارگر برای تحمیل مثلأ حقوق بیکاری و بیمه های اجتماعی به سرمایه و دولتش، در جهت منطق &quot;اقتصاد صدقه ای&quot; است.  و به همین اعتبار، به ضرر جامعه و بشریت است و مردود است. در این فرهنگ دیرآشنا، کارگر نه تولید کننده ثروت جامعه بلکه &quot;محروم&quot; معرفی میشود، و همچون فیلم های بازاری هالیوودی، علت این محرومیتش هم لابد، عدم &quot;فرصت برابر&quot; است. دروغ هرچه بزرگتر، از قرار باور کردنش راحتتر می شود. کدام کارگری است که معنی واقعی این &quot;فرصت برابر&quot; را نداند؟ معلوم است که منظور آقایان موسوی و کروبی و شورای شان از فرصت برابر، در حقیقت همان فرصت برابر در میان سرمایه ها  برای سرمایه گذاری جناح های درونی خود سرمایه است. ایرادشان این است که چرا به سرمایه داران سبز رنگ نیز امکانات سرمایه داران سیاه داده نمی شود. البته فراموش نمیکنند که در این میان همزمان به کارگر و خواست هایش هم حمله ای  کنند. فراتر اینکه، همین دعوا را بنام &quot;توانمند کردن&quot; طبقه کارگر وانمود می کنند. لابد کارگر باید دنبال این شورا بیافتد تا قدرت این جناح بیشتر شود و بتواند &quot;فرصت برابر&quot; در مقابل جناح رقیب پیدا کند! برای اینها، کارگر و کل طبقه کارگر، سرباز و نیروی سیاه لشگری است که قرار است در نزاع بین جناح های سرمایه، دنبال این یا آن یکی جناح رژه رود و به آنها نیرو دهد.   </p><p align="justify">از بیکاری دم می زنند تا وانمود کنند که بیکاری منتج از کاهش &quot;سرمایه گذاری&quot; است و این کاهش هم به این دلیل است که &quot;فرصت برابر&quot; برای همه سرمایه داران وجود ندارد. دولت &quot;ماجراجو&quot; است و تحریم ها را در نظر نمی گیرد. مدیریت اقتصادی را به &quot;نور چشمی های&quot; ناوارد سپرده است. در صورتیکه اگر &quot;ماجراجو نبودند، اگر مدیریت ها را به سرمایه داران &quot;بلد&quot; سبز سپرده بودند، اگر اجازه و فرصت برابر به &quot;غیر خودی ها&quot; داده بودند، سرمایه گذاری سرمایه داران سبز هم رشد میکرد، مشکلات رفع می شد. از تبعیض، بیکاری و فقر خبری نبود، پول نفت هدر نمی رفت و و بهشت برین برپا می شد! به عبارتی دیگر، بیکاری و تورم و کل مشقات دیگری که زندگی بر کارگر و طبقه اش را تنگ کرده است نه ناشی از سرمایه و نظامش، بلکه همانا سیاست های &quot;اشتباه&quot; جناح  رقیب در قدرت است.</p><p align="justify">در دنیای واقعی سرمایه  برای گردش و انباشت خود به طبقه کارگری نیاز دارد که نیروی کارش را هرروزه در بازار عرضه کند، و هرروزه چشم بدست سرمایه داری باشد که او را استخدام کند. فروش نیروی کار کارگر تابع قانون و منطق کل بازار و بر اساس عرضه وتقاضا صورت میگیرد، سرمایه هم برای ارزانتر خریدن این نیروی کار نیاز دارد که کارگر عرضه کننده این کالا بیشتر و بیشتر شود تا سرمایه امکان انتخاب ارزانترین و مناسب ترین آنرا پیدا کند و وانمود کند که عرضه نیروی کار در بازار، بیش از نیاز متقاضی یعنی سرمایه است. با حضور بیشتر نیروی کار، سرمایه  می تواند از میان آنها انتخاب کند، تبعیض جنسی، ملی، شاغل و بیکار، سالخورده و جوان را در میان طبقه کارگر دامن زده و رسمیت دهد و به این ترتیب جنس عرضه شده را  طبق همان منطق عرضه و تقاضا، ارزانتر بخرد. به همین دلیل وجود لشگر کارگر بیکار در بازار و رقابت میان کارگران راهی برای تامین این نیاز سرمایه است. بیکاری امکان می دهد تا قیمتی که سرمایه برای خرید نیروی کار می پردازد را کاهش دهد و ارزش اضافه بیشتری را تصاحب کند.</p><p align="justify">برخلاف ادعای بیانیه شورا، دلیل بیکاری این نیست که &quot;فرصت برابر&quot; به بورژاوزی سبز داده نشده است، یا ناشی از سیاست های ماجراجویانه یک مشت ناوارد در هیئت حاکمه دولتی است. خیل کارگران بیکار، جهت پایین آوردن قیمت نیروی کار، و اهرم فشار بالای سر کارگران در هر اعتراضی، جزو کارکرد سرمایه در سراسر دنیاست. حمله به سطح دستمزد کارگر، مقابله با هرگونه اعتراض کارگر برای زندگی بهتر، نه محدود به این دولت، که جزئی از کل سیاست سرمایه و سرمایه داران است. سیاستی که جملگی شان در آن هم نظر و شریکند. درحقیقت همین نزدیکی پایه ای بخشهای مختلف بورژوازی است که برای کارگر مهم است. </p><p align="justify">در دعواهای درون خانوادگی سرمایه، هر جناحی از سرمایه سعی دارد  که سهم خود از کل ارزشی که در جامعه تولید می شود را افزایش دهد. و در همین راستا، هدفشان از اشاره به خواست های واقعی و اعتراضاتی که در جامعه جریان دارد، دستآویزی است که توسط آن بتوانند جلب نظر کنند، و مردم معترض را به بدنبال این یا آن جناح بکشند. </p><p align="justify">در مقابل این امر، وظیفه کمونیست ها است که نزدیکی این جناح های سرمایه به هم ، و دشمنی کلشان با اعتراضات و خواسته های طبقه کارگر را عیان و بیان کنند. نتیجه این چنین اقداماتی بایستی بیان زنده خود را در تشکل های کارگری ابراز کند. تشکلهائی که در آن کارگران می توانند به بهترین نحوی در مقابل این سرمایه صف خود را متحد کنند و بمثابه یک طبقه عمل کنند.  جنبش کمیته های کمونیستی اقدامی عملی است که توسط آن کمونیست ها می توانند چنین شرایطی را در هر محدوده جغرافیایی معین و با تضمین ادامه کاری، و بگونه ای غیر صنفی، فراهم آورند. وجود چنین جنبشی است که می تواند نشانگر واقعی از حضور کمونیست ها، و ارائه دهنده بیان واقعی از &quot;توانمندی&quot; کارگر باشد.</p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>همه در سکوت منتظر بیست و پنج بهمن اند!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_311.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11372" title="همه در سکوت منتظر بیست و پنج بهمن اند!" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11372</id>
    
    <published>2012-02-03T12:34:27Z</published>
    <updated>2012-02-03T12:39:06Z</updated>
    
    <summary>شورای هماهنگی راه سبز امید در اطلاعیه اخیر خود برای روز بیست و پنج بهمن فراخوان حضور ساکت شهروندان در پیاده روهای خیابانها را داده است....</summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="محمد فتاحى" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="justify">شورای هماهنگی راه سبز امید در اطلاعیه اخیر خود برای روز بیست و پنج بهمن فراخوان حضور ساکت شهروندان در پیاده روهای خیابانها را داده است. <br /></p>]]>
        <![CDATA[<p align="justify">نه حضور مجدد جنبش سبز جای امیدی برای کسی گذاشته است و نه فراخوان شورایش را حتی هواداران شمال شهری اش زیاد جدی میگیرند. علت اصلی تاکیدهای مکرر بر رعایت سکوت  برای این است تا حتی مردمانی که آنروز بی اطلاع از قضیه در پیاده روی خیابان انقلاب و آزادی تهران در رفت و آمد اند، اتوماتیک جزو ملت در صحنه شمارش شوند. نشانه های این ناامیدی خودی ترین های جنبش سبز را از دست زدن به صدور اطلاعیه های حمایتی و اعلام از قبل قیام و انقلاب در روز موعود برحذر داشته  است.  با اینهمه از مقطع صدور فراخوان مذبور، کل صف رنگین راست و چپ سبزهای پیشین و حامی یان شان در محافل غرب زیر چشمی فضا را می پایند. گزارش ها را مونیتور میکنند و شایعات محافل را جویا میگردند تا درجه حرارت آنروز را از قبل تشخیص دهند.<br />غرب و آمریکا میخواهند نتیجه سیاسی اجتماعی تحریم های اقتصادی را بسنجند و اثرات اقدام جنایتکارانه خود برای گسترش اعتراض اجتماعی را ببینند.<br />خیل بسیار رنگین جبهه راست ها که امروزه به امید میوه سیاسی همین تحریم و تهدیدات نظامی و به امید فشار بیشتر غرب از شرکت در انتخابات مجلس اسلامی حذر کرده اند هم زیر چشمی تحرک جنبش مادرشان را می پایند.<br />سنت چپ بورژوایی هم که دسته جمعی وقوع انقلاب و تحولات مهم شان در متن تحولات امروزه منطقه را از قبل مژده داده اند، شاید بیش از دسته های قبلی تحرکات را می پایند. اگر قبلی ها اندک تغییری در تناسب قوای جناح های حاکم را آغاز شروع یک اصلاحات به نفع خود، کافی و واقعبینانه میدانند، این آخری ها تصمیم از قبل گرفته اند آنرا شروع تحولات انقلابی و آغاز ظهور مهدی سوسیالیستی خود جار زنند.<br />برای طبقه کارگر اما قضیه از ریشه متفاوت است؛ اولا محصول تحریم جهنمی تر کردن زندگی را بدنبال داشته و دست اعتراض کارگری را کوتاه تر کرده است. در ثانی تمام فشارهای سیاسی اقتصادی غرب و آمریکا در خدمت تقویت جنبش های دست راستی نه فقط در ایران که در کل منطقه است. ثالثا در همین مدت تحریم و تهدیدات جنگی صرفنظر از تاثیر مخرب بر زندگی میلیونی به یک راست هار هوادار دخالت نظامی شکل داده است. رابعا کل جمهوری اسلامی را در مقابل مردم در موقعیت قدرتمندتری گذاشته است.<br /> طبقه کارگر برعکس هم جنبش های بورژوایی، در حالیکه خود از تشکل و تحزب قدرتمند بی بهره است، نه تنها ناتوان از بهره گیری از تقابل دشمنان طبقاتی خویش است، بلکه در متن درگیری های آنها به لحاظ اقتصادی و سیاسی هم بدنه اش لطمه می بیند و قربانی جنگ آنها میشود. نه فقط این، اگر تحولی هم در جامعه روی دهد، در صورتیکه هنوز سنگ بنای تحزب و صف مستقل طبقاتی اش را نگذاشته است، نتایج بهتری از تاریخ تلخ گذشته نمیگیرد.<br />تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا جلوی چشم همه ما نشان داد که علیرغم همه تاثیرات مثبتی که این انقلابات بر زندگی انسان دردمند و طبقه کارگر گذاشته اند، آخر روز در غیبت تحزب و صف مستقل کارگری دیگران به قدرت رسیده و بازی را برده اند. <br />نتیجه اینکه کارگر کمونیست ناچار است یکبار دیگر به صف پراکنده خود بنگرد، نقشه به هم نزدیک کردن محافل کمونیستی اش را بریزد و برای ایجاد پایه های تحزب اقدامات لازم را ردیف کند. به جز این، جنگ بشود یا نشود، حمله ای صورت بگیرد یا نگیرد و تقابلی پیش آید یا نیاید، هیچ راهی برای ایجاد سنگری برای دفاع از حتی همین زندگی جهنمی امروز متصور نیست. صف پرشمار کارگران کمونیست و کمونیست های روشن بین جایز نیست بیش از این شروع یک کار جدی در این جهت را به تعویق اندازند. قرار نیست دهه ها عمر جمهوری اسلامی را، تلف شدن زندگی را و تاریک تر شدن آینده نسل های بعدی را دید. باید به میدانداری جنبش های طبقه بورژوا در میدان سیاست نقطه پایانی گذاشت. و این نقطه چیزی جز شروع دیگری نیست. </p>]]>
    </content>
</entry>
<entry>
    <title>آفيش مراسم روز کومەله در هلند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.azadi-b.com/J/2012/02/post_310.html" />
    <link rel="service.edit" type="application/atom+xml" href="http://www.azadi-b.com/cgi-bin/mt/mt-atom.cgi/weblog/blog_id=2/entry_id=11371" title="آفيش مراسم روز کومەله در هلند" />
    <id>tag:www.azadi-b.com,2012:/J//2.11371</id>
    
    <published>2012-02-03T12:26:38Z</published>
    <updated>2012-02-03T12:27:58Z</updated>
    
    <summary></summary>
    <author>
        <name>linda</name>
        
    </author>
            <category term="آفيش" />
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.azadi-b.com/J/">
        <![CDATA[<p align="center"><img align="baseline" src="http://a8.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash4/s720x720/430207_3237602502721_1346499522_3297257_201841726_n.jpg" border="0" hspace="0" complete="true" complete="true" /></p>]]>
        <![CDATA[<p />]]>
    </content>
</entry>

</feed> 


