سخنرانی انگلس دربارۀ کمون پاريس و نامۀ مارکس به لودويگ کوگلمان

مطالب ترجمه شده
January 03, 2018


سخنرانی انگلس دربارۀ کمون پاريس

شهروند انگلس گفت که می خواهد واقعيت ديگری را به استحضار برساند [و آن اينست که] اخيراً جرايد از عجايبی که سازمان [انترناسيونال] آفريده است مالامال شده اند. اما آخرين مطلب عجيبی که يکی از روزنامه های پاريس گزارش می دهد، اينست که مارکس در 1857 ،منشی مخصوص بيسمارک بوده است! انگلس چنين ادامه می دهد: شايسته نيست بدون آنکه اظهارنظری کرده باشيم، بگذاريم حوادث پاريس به سير خود ادامه بدهند. تا زمانی که کميتۀ مرکزی گارد ملی بر اوضاع مسلط بود موضوعات به خوبی برگزار می شد ولی بعد از انتخابات حرف بيش از عمل شده است [منظور انتخابات 26 مارس 1871 کمون است. بعد از پيروزی قيام خلق در پاريس، کميتۀ مرکزی گارد ملی از 18 تا 28 مارس قدرت را در دست داشت و بعد از اين انتخابات اختيارات خود را به کمون محول نمود]. تا وقتی ورسای ناتوان بود، بايد عملی برضد آن صورت می گرفت ولی اين فرصت به هدر داده شد و اکنون چنين به نظر می رسد که گويا ورسای تفوق حاصل کرده و پاريسی ها را به عقب می راند. مردم مدت زيادی تحمل آنرا خواهند کرد که به شکست سوق داده شوند. پاريسی ها ضعيف شده اند. فشنگهايشان تقريباً بی نتيجه شليک شده، ذخيرۀ مواد غذائيشان ته کشيده است. تا زمانی که راهی از يک طرف باز باشد نمی توانند پاريس را از طريق بی غذائی مجبور به تسليم نمايند. فاور از قبول کمک پروس امتناع ورزيده است! در ژوئن 1848 مبارزه ظرف چهار روز به پايان رسيد ولی در آن زمان کارگران توپخانه نداشتند. امروز [مبارزه] به اين آسانی پايان نمی يابد. لوئی ناپلئون دستور داده بود که خيابانهای عريضی ساخته شوند تا بتوان کارگران را هدف گلولۀ توپ قرار داد ولی امروز اين وضع به نفع کارگران تمام شده است. امروز کارگرانند که می توانند از اين خيابانهای وسيع به سوی دشمن شليک کنند. کارگران 200،000نفر به مراتب بهتر از تمام قيامهای قبلی ارگانيزه می باشند. وضع خرابست و شانس موفقيت به خوبی دو هفته قبل نيست

 1871 آوريل 11

نامۀ مارکس به لودويگ کوگلمان

کوگلمان عزيز

ديروز به ما خبر رسيد که لافارگ (نه لاورا) در حال حاضر در پاريس به سر می برد، خبری که به هيچ وجه ناراحت کننده نبود. اگر تو فصل آخرهجدهم برومر مرا دوباره مرور کنی، خواهی ديد که من در آنجا دربارۀ تلاش بعدی انقلاب فرانسه صحبت می کنم که ديگر مثل گذشته دستگاه بوروکراتيک – نظامی را از دستی به دست ديگر منتقل نخواهد کرد بلکه آنرا درهم می کوبد و اين پيش شرط هر انقلاب خلقی واقعی در قاره [اروپا] است. و اين کوششی است که رفقای پاريسی قهرمان ما به عمل می آورند. چه انعطاف پذيری، چه ابتکار تاريخی و چه قدرت فداکاری در اين پاريسی ها وجود دارد! آنها پس از تحمل شش ماه گرسنگی و بی خانمانی ايکه خيانت داخلی به مراتب بيشتر از دشمن خارجی مسبب آن بود، در زير سرنيزه های پروسی قيام می کنند، مثل اينکه اصلا جنگی ميان فرانسه و آلمان اتفاق نيافتاده و دشمن در مقابل دروازه های پاريس نايستاده است! تاريخ عظمتی شبيه اين سراغ ندارد! آنها اگر شکست بخورند تقصير هيچ چيز ديگری جز «خوش قلبی» خودشان نيست. بعد از آنکه ونيوی و بعداً بخش ارتجاعی گارد ملی پاريس ميدان را خالی کردند، آنها می بايستی بلافاصله به سوی ورسای پيشروی می کردند. لحظۀ مهم و حساسی بخاطر وجدان معذب به هدر رفت.

آنها نمی خواستند جنگ داخلی را شروع کنند، مثل اينکه ژنرال تي یرس – اين فسقلی بدنهاد با تلاش خود برای خلع سلاح پاريس آنرا [جنگ داخلی را] قبلا شروع نکرده بود! و اما اشتباه دوم :آنها کميتۀ مرکزی [گارد ملی] خيلی زود قدرت را تحويل داد تا ميدان را برای کمون باز بگذارد و باز هم از روی عذاب وجدان «شرافتمندانه»! به هر تقدير قيام کنونی پاريس – حتی اگر در مقابل گرگها، خوکها و سگهای رذل جامعۀ قديم نيز از پا درآيد – شکوهمندانه ترين اقدامی است که حزب ما از زمان قيام ژوئن به بعد انجام داده است. اين شيردلان پاريسی را با آن بزدلان امپراتوری آلمانی – پروسی مقدس رومی با سيمای نقاب زده شان، با رنگ و بوی سربازخانه ای و کليسائی و اشرافيت شان و مخصوصاً با بی فرهنگی شان مقايسه کن.

لندن 12 آوريل 1871

 

پرویز وکیلی، 2 ژانویه 2018

منبع: برگرفته از سایت آذرخش، انگلس و لنین دربارۀ کمون پاریس

 

www.aazarakhsh.org/doc/magale/Commune1.1257681270.pdf


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com