انقلاب چیست؟

مطالب ترجمه شده
January 01, 2018

انقلاب چیست؟

 

این مقاله در سالهای پر التهاب مبارزات مردمی در منطقه خاورمیانه نوشته شده است. اما چون موضوع همیشه به روز است تصمیم گرفتم آنرا ترجمه کنم. ( نقل از مترجم)

امروزه همه در مورد انقلاب صحبت می کنند. قیام اخیر در شمال آفریقا به عنوان "انقلاب" توصیف شده است. در ایرلند، Enda Kenny رهبر  Fine Gael، "انقلاب دموکراتیک" را اعلام کرد، زیرا اکنون نوبت اوست که اقدامات ریاضتی را اعمال کند، که تا قبل از آن توسط پیشینیانش یعنی Fianna Fail و Greenies اعمال شده بود. در ایالات متحده، جیمی اولیوی، سرآشپز مشهور، برای «انقلاب تغذیه» در برابر چاقی مبارزه می کند. البته ما نباید انتظار داشته باشیم که رسانه ها تلاش جدی برای بررسی ایده انقلاب به نحوی که مارکسیست ها در جنبش کارگری پیش میبرند, را درک کنند. این همان چیزی است که از مجلات مد، انتظار داشته باشند که آنها در مورد «تصاویری که برای پرستش مذهبی ساخته شده اند» یا «تصاویر کوچک روی یک صفحه کامپیوتر» صحبت کنند موقعی که آنها در باره «آیکون ها» صحبت میکنند.
کمون یک نشریه است که خود را مارکسیست میخواند. در وب سایت خود، مقاله ای در مورد مصر و انقلاب در اواسط فوریه منتشر کرد. او شروع میکند ابنطور:

"انقلاب ها در واقع بسیار رایج هستند. ما هنوز در ماه فوریه هستیم و در سال جاری در تونس و در مصر دو انقلاب اتفاق افتاده است. از دیگر انقلاب های اخیر میتوان از ا نقلابهای  صربستان (2000)، گرجستان (2003)، قرقیزستان (2005) و اوکراین (2005) نام برد. انقلابهای شکست ناپذیر اخیر در تایلند (2009)، میانمار (2007) و ایران (2009) بود. همه این انقلابها،
براساس ایده مارکسیستی، بیشترانقلابات سیاسی بودند تا انقلاب اجتماعی . به این معنا که آنها بخش کوچکی که دولت را در دست داشت  سرنگون کردند و دسته دیگری را جایگزین کردند. » تمایزی که نویسنده بین انقلاب سیاسی و اجتماعی ایجاد می کند، این است که « یک انقلاب اجتماعی دسته ای که در قدرت است  تغییر نمی دهد بلکه شیوه ای که در آن جامعه سازماندهی شده است تغییر میدهد. "

چشم انداز تروتسکی در یک دوره رکود اتقلاب

این رویکرد، از کسی که خود را مارکسیست می نامد، یک امر منحصر به فرد نیست.  تروتسکی در" انقلاب خیانت شده" , دولت روسیه را بررسی می کند و چشم اندازی به طبقه کارگر میدهد. او انتظار یک رژیم دموکراتیک تر را دارد و می نویسد:
". تا آنجا که مربوط به روابط مالکیت است، قدرت جدید ضرورتی به انجام  اقدامات انقلابی ندارد. او تجربه اقتصاد برنامه ریزی شده را ادامه می دهد و آن را توسعه می دهد. پس از انقلاب سیاسی - در واقع  بعد از خلاص شدن از بوروکراسی - پرولتاریا باید یک سری اصلاحات مهم را در اقتصاد معرفی کند،اما هنوز نمیتوان از یک انقلاب اجتماعی جدید صحبت کرد. "در این بخش " انقلاب سیاسی "  " نباید اقدامات انقلابی انجام شود " "- این یک" انقلاب اجتماعی "نیست.

تروتسکی در جای دیگر در همان کار می گوید: "البته سرنگونی کاست بناپارتی عواقب جدی اجتماعی خواهد داشت، اما در این مورد، در محدوده یک انقلاب سیاسی باقی خواهد ماند".
ما همچنین این مفهوم را در "مرزهای  انقلاب سیاسی"  ترتسکی در دفاع از مارکسیسم می یابیم، مجموعه ای که در 1939 و 1940 نوشته شده است. در این کتاب او دولت روسیه را "به عنوان پیچیده ای از نهادهای اجتماعی می بیند" با وجود این واقعیت که ایده های بوروکراسی که اکنون به طور جدی با ایده های انقلاب اکتبر مخالف هستند، همچنان ادامه دارند. به همین دلیل است که هنوز امکان تکامل دولت شوروی را به وسیله یک انقلاب سیاسی از دست نرفته نمیداند"
علیرغم این واقعیت که دولت در روسیه وسیله ای برای مدیریت استثمار شدید و سرکوب طبقه کارگر تبدیل شده بود، تروتسکی فکر می کرد که روسیه از طریق یک فرایند «انقلاب سیاسی» نجات پیدا میکند.

اصول اساسی مارکسیسم در رابطه با این موضوع:

برای درک مبانی مارکسیستی در مورد اینکه انقلاب، ما باید به مارکس بازگردیم. مارکس در سال 1844، در یاداشت انتقادی به مقاله "پادشاه پروس و اصلاحات اجتماعی" . از طریق یک پروس "، به  تحلیل  این جمله "انقلاب اجتماعی با یک روح سیاسی" میپردازد و نتیجه می گیرد که "هر انقلابی که جامعه قدیمی را از بین می برد؛ به این معنا اجتماعی است. هر انقلابی که قدرت قدیمی را سرنگون می کند؛ در این صورت سیاسی است ".
 او ادامه می دهد: «اما آیا ایده انقلاب اجتماعی با یک روح سیاسی در حال حاضر بی معنی است؟  آنچه مسلم است, معقول بودن یک انقلاب سیاسی در روح اجتماعی آن است. هر انقلابی که سرنگونی قدرت حاکم موجود و انحلال نظم قدیم است یک عمل سیاسی است. اما بدون انقلاب، سوسیالیسم نمیتواند تبدیل به یک واقعیت شود. این اقدام سیاسی ضروری است زیرا او باید به تخریب و انحلال ادامه دهد و هنگامی که وظیفه سازماندهی او آغاز شود و هدف و روح او قابل رویت شد، سوسیالیسم ماسک سیاسی خود را بیرون میاندازد. "

واضح است که مارکس، که همیشه از همان چارچوب حرکت میکند، و در تمام طول زندگی اش تکامل تاریخی را در نظر میگرفت. وی در پیشگفتار  نسخه آلمانی مانیفست کمونیست می گوید که این حوادث باعث شده اند که برخی از جزئیات برنامه سیاسیش "تاریخی" به عبارت دیگر: منسوخ شده است. به ویژه، تجربه کمون پاریس (با نقل قول از جنگ داخلی در فرانسه) نشان داده است که "طبقه کارگر نمی تواند به راحتی دستگاه های موجود دولت را تصاحب کند و آن را برای اهداف خود بکار ببندد" . دولت باید از طریق طبقه کارگر از نابود شود، برای اینکه تحول اجتماعی را به سطح بالاتری بتواند برساند.

کمون پاریس "اساسا دولت طبقه کارگر و مبارزه او مبارزه ای علیه طبقه مالک بود. این مبارزه بلاخره شکل سیاسی خود را کشف کزد که در آن آزادی اقتصادی کار می توانست صورت گیرد. (...) سلطه سیاسی تولید کننده نمیتوانست در کنار اسارت دائمی اجتماعی  وجود داشته باشد. بنابراین، کمون میبایستی همچون اهرمی برای سرنگونی آن شالوده اقتصادی که بر اساس آن  طبقات و سلطه طبقاتی پایه ریزی شده بود بکار گرفته میشد»
بعدها حولاتی دیگر در دیدگاه مارکسیستی در روند انقلابی  بخصوص در دولت و انقلاب لنین صورت گرفت. آنچه که به وضوح در بینش آنها مشترک است این است که انقلاب طبقه کارگر "سیاسی" است به این معنی که دولت استثمارگران را نابود میکند و " انقلابی اجتماعی" است به این معنی که هدف آن تحول جامعه است. انقلاب "سیاسی" و "اجتماعی" دو پدیده جداگانه نیستند، بلکه دو طرف یک مبارزه مشابه هستند. هنگامی که جناحی از بورژوازی به عنوان نتیجه  انتخابات پارلمانی جایگزین دیگری می شود، زمانی که یک جناح سرمایه داری با کودتای نظامی کنترل قدرت را دست میگیرد یا زمانی که واقعیت بورژوازی را مجبور می کند که شیوه عملی خود را به عنوان طبقه حاکمه مجددا سازماندهی کند، هیچکدام از آنها ماهیت انقلابی ندارند. در یک کلمه: دولت سرمایه داری به جای خود باقی می ماند.

انقلاب هایی که در مجله La Commune ذکر شده، انقلاب های اجتماعی نیستند، همچنین آنها انقلاب سیاسی هم محسوب نمیشوند. جایگزینی یک جناح توسط دیگری، از نظر دیدگاه طبقه کارگر به هیچ وجه  مل انقلابی نیست. برای طبقه کارگر، تخریب دولت سرمایه داری لحظه ای مهم سیاسی در انقلاب اجتماعی است، بخشی ازفرایندی است که می تواند منجر به آزادسازی تمام بشریت شود.

ترجمه:  ن-دانش

31-12-2017 

ترجمه از International communist current

 

 

 


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com