ضرورت سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی

ابراهیم باتمانی
December 05, 2017

پرسش و پاسخ:
ستون پاسخ رهبری حزب سوسیالیست انقلابی به سوالهای دریافت شده

حزب شما در اسناد خود بر ضرورت سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی به وسیله کارگران و زنان و جوانان و حزب سوسیالیستی تکید کرده است. چرا نمیتوان از کانال دخالت دولتهای دیگر یا اختلافات درون جناحی خود جمهوری اسلامی مسیر  سرنگونی یا ساقط کردن رژیم را طی کرد؟

ابراهیم باتمانی

اسنادی که ما به تصویب رسانده ایم نماینگر سیاستهای روشن سوسیالیستی و انقلابی هستند در جهت  منفعت طبقاتی طبقه کارگر و در راستای گسترش مبارزه آزادیخواهانه، پایان دادن به ستم بر زنان در جامعه  تحت حاکمیت استبداد قرون وسطی واسلامی. سیاستهای ما، سیاستهای مربوط به منفعت تهیدستان، جوانان، آزادیخواهان، برابری طلبان جامعه. سیاست و استراتژی که ما  به جامعه پیشنهاد کرده ایم، در صورت بدست گرفتن و پیوستن به آن، هم مسیر سرنگونی رژیم اسلامی تسهیل تر و ممکن تر خواهد بود، و هم بعد ازنابودی این رژیم جنایتکار، کلیه طبقات و اقشار و مردم آزادیخواهی که اشاره شد یکبار دیگر به چاله نمی افتند و در پوشش دیگری زیر چکمه های نظام  مستبد بورژوا اسلامی یا ملی گرا  دیگری زندگیشان به گروه گرفته نمیشود.

این جهت و سیاست روشن و طبقاتی جزو فعالیت و کار ما میباشد. ما تلاش کرده ایم  یک جریان حقیقت گو باشیم. مانند برخی جریانات دیگر دیپلماسی بازی با جامعه  و با کارگران نکنیم. از این رو ضمن بیان حقایق و درس گرفتن از خطاهای گذشته راه کار عملی درست تری را نشان بدهیم. حزب ما تلاش میکند به طبقه ای که تا اخر انقلابی  میماند یعنی طبقه کارگر و رهبران کارگران جهت درست را نشان بدهد. برای  تدارک ملزومات بهتر و انقلابی تلآش میکنیم که بتوانیم به عمر رژیمی پایان دهیم که از روز اول وصله ناجوری  بوده با جامعه ایران و هیچگاه به طبقه کارگر و اکثریت مردم ربطی نداشته است. نه به زن، نه به کودک،  نه به جوان،  نه به سالمندان،  نه به هنر و ادبیات،  نه به آزادی،  نه به موسیقی،  نه به رقص و شادی،  نه به خندیدن،  نه به زندگی شاد، نه به احترام به انسان، نه به تکنولوژی، نه به آرامش و امنیت و رفاه مردم، وووووووو هیچگاه ربطی نه تنها نداشته که با سرکوب و ضدیت با این واقعیتها به حاکمیت سیاه خود ادامه داده است.

 شاه کارها ومنطق و عمل کرد جمهوری اسلامی بدین ترتیب  میباشد: .دزدی بله، دروغ گفتن بله، اعدام کردن بله، دست انسان قطع کردن بله، سنگسار در مله عام بله، اسید پاشیدن به صورت زنان بله، معتاد کردن جوانان بله، بیکاری جوانان بله، شلاق زدن کارگران به خاطر تعویق افتادن دستمزدشان بله،  زندانی کردن رهبران کارگری بله، گور خواب و کارتون خواب بله، جدا سازی زن ومرد بله، اعدامهای دسته جمعی و گورستانهای بی نام و نشان و نعلت ابادها بله، خفقان و سرکوب و ممنوع کردن فعالیت احزاب سیاسی و فراری دادن انها بله، بودجه مملکت به حزب الله لبنان و رژیم سوریه وحشت شعبی عراق وشیعیان پاکستان و افغانستان ویمن بدون اینکه جواب مردم ایران بدهند ویا نظری بخواهند و گذارشی بدهند بله، چهار زنه و دو زنه بله،  رواج تن فروشی در قالب سیغه کردن بله، و جنایت های بیشماردیگر که این حکومت در پرونده خود دارد.

سوال اساسی اینجاست، پراتیک و پرونده و عملکرد این حکومت، علاوه به نکات فوق، که  ٣٩ سال است همواره  بخش از مردم و احزاب را نیز به مناسبت دعواهای درونی و انتخاباتهای مضحک خود بازی داده است، ٣٩ سال است به بهانه جنگ ایران و عراق، کشمکش هسته ای با "شیطان بزرگ"، نه شرقی نه غربی، صدور اسلام به منطقه، و غیره جامعه را سرکوب میکند و دوباره عمر برای خود خریده است. ٣٩ سال است ثروت عظیم ایران را در راه گسترش یک سیستم مسلح تروریست عریان و دخالت در کشورهای دیگر،که آن نیز در جهت تداوم بقای خود و سرکوب کارگران و مردم معترض در داخل کشور بوده است و... آیا  گفتن اصلاح و تغییر از درون چنین رژیمی نه فقط که توهم که خدمت بزرگی به خود رژیم مستبد حاکم است؟

از این جهت حزب ما پرچم بی ابهام سرنگونی فوری و انقلابی رژیم را بر افراشته است و در این رابطه نقد جدی به کلیه احزاب دیگر از جمله جریانات چپ دارد که در این ٣٩ سال با رهبری و سیاست ناکارامد و عادت گرفته به خارج کشور نتوانسته اند کاری کنند که عمر این رژیم جانی و نامربوط به جامعه به نقطه پایانی خود برسد. حزب ما در اینجا است خواهان سرنگونی کل رژیم با همه جناحهای آن میباشد. همانطور که اشاره شد، این رژیم قابل اصلاح نبوده و نیست. هیچ راه دیگر وجود ندارد به جز سرنگون کردن این جنایت کاران فاسد و دزد و آدم کش.
از اینرو وظیفه تاریخی روی دوش کمونیستها وکارگران و زنان وجوانان و محرومان و ازادیخواهان وا نسانهای برابری طلب قرار میگیرد که باید دست در دست هم بگذاریم و با اتحاد و یکپارچگی، بدون  توهم و وقط تلف کردن این رژیم را سرنگون کنیم. به صراحت میگویم این رژیم  به جز سیه روزی هیچ خاصیتی نداشته و ندارد برای نود در صد جامعه ایران.
 با این توضیحات روشن شد که چرا ما خواهان فوری سرنگونی رژیم اسلامی هستیم و در عین حال خواهان هر نوع سرنگونی  نیز نیستیم. چونکه اگر سرنگونی به دست خود ما و به وسیله حرکت سازمانیافته کارگران و زنان و جوانان   رهبری  سیاستهای ما و حزب سوسیالیستی نوع ما صورت نگیرد. معتقدیم  هر نوع "سرنگونی" دیگری هم اتفاق به افتد به نفع کارگران، زنان  مردم زحمتکش و جامعه خواهان آزادی و برابری تمام نخواهد شد.

 در باره اینکه در سوال طرح شده آیا نمیشود از طریق دخالت نظامی دولتهای دیگر یا از طریق تعمیق اختلافات درونی رژیم و جناحهای آن از درون  رژیم سقوط کند؟ نکاتی دیگررا به پاسخ تا کنونی خود اضافه میکنم.

جواب ما به هر دو وجه سوال منفی است. بگذار بگویم چرا در تجربه سال ١٣٥٧ که  مردم ایران از همه گرایش و جناحهای راست و چپ به خصوص کارگران صنعتی مثل شرکت نفت با اعتصابهای بزرگ و دخالت مستقیم آنها حکومت شاه را به زانو در اوردند، و دخالت فعال و سیاسی فرهنگیان و روشنفگران و معلمان و دانش آموزان همه با هم علیه نطام دیکتاتور شاهنشاهی دست به دست هم داد و در عرض چند ماه  حکومت استبداد شاهنشاهی را به زیرکشیده شد. اما حاصل آن به نفع کارگران و زنان و کسانی که تشنه آزادی و برابری بودند تمام نشد. یکی از عوامل اصلی آن که به ضرر جامعه عمل کرد، دخالت دولتهای دیگر بود. تازه در این مقطع اگر دولتی بیاید با زور اسحله و شگرد "رژیم چنچ" بخواهد حکومت اسلامی را ساقط کند بنظر ما اولا توهمی بیش نیست و کل ماجرا به نفع رژیم تمام می گردد تا مردم، دوما تجربه کشورهای منطقه نیز نشان داده است اپوزسیونی که از طریق سایه ارتش امریکا و دولتهای مشابه به قدرت میرسند از خود دولت ساقط شده مرتجع ترند، ثالثا بی تردید کل جامعه را به سناریو سیاه و جنگ داخلی سوق داده میشود، خود رژیم اسلامی یک پایه اصلی این اقدام خواهد بود.

در همان تجربه انقلاب سال ٥٧ بلافاصله از طرف دولتهای اروپا و امریکا برای آلترناتیو مورد نظر خود دست به کار شدند. جلسه گرفتند و میلیونها دلار پول خرج کردند. رسانها را فعال کردند، به خصوص رادیو بی بی سی را. ملاقاتهای رهبران اروپا و امریکا با یکدیگر و همچنین با سران ارتش و لیبرالها و آخوندها پشت سر هم  جلسه میگرفتند. در فرانسه طبل خمینی را به صدا درآوردند و به مردمی که ٩٩ درصدش نمیدانست خمینی کی است به عنوان "رهبر" آشنا کردند. از کانال مدیاهای دولتهای غربی و همچنین شبکه مرتجع آخوند و جریان مجاهد و بنی صدر و ملی اسلامیها صدا و چهره خمینی کپک زده  با وعده های  دروغین که به قیام کنندگان میدادند جاری میشد. برای مثال میگفت من بیایم سر کار آزادی برای همه  احزاب و افراد جامعه با هر نظری تضمین میکنم. آب و برق را مرجانی میکنم. اتوبوس را مرجانی میکنم. هر روز یک حلب ٢٠ لیتری نفت و ٥٠ تومان  نقد تحویل شماها میدهم و...

کل این سنایور از طرف غرب و دولت امریکا و بخاطر ممانعت از پیروزی آن انقلاب که کارگران و نیروهای چپ دست بالا را در آن داشتند و خواهان آزادی و برابری و رفاه و پایان دادن به استبداد و زندان و شکنجه  بودند تدارک دیده شد. در نتیجه ایران امروز تحت حاکمیت رژیم اسلامی محصول مستقیم دخالت و نقش کشورهای دیگر از جمله امریکا بود. اما بعد از چند ماه حکومت خودش را جم و جور کرد. ساواک و زندان و سیستم باقی مانده از شاه را دست نخورده نگاهداشت و از آنها علیه مردم قیام کننده استفاده نمود. ارتش را که توبه کرده  و اسلامی شده بود همراه با سازماندهی دسته جات اسلامی حزب الله  برای کوبیدن خواستهای برحق مردم قیام کننده که واقعا تلاش و زحمت و خون زیاد داده بودند وارد عمل شدن و دریایی از خون و جنایت آفریدند. از سال ١٣٥٨ کشمکشهای جدی بین کمونیستها و کارگران و زنان و جوانان و ازادیخواهان مترقی تا امروز با رژیم جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرده است. بازگو کردن بخشی از حقایق این رویداد تاریخی حداقل برای نسل جوان ضروری است و پاسخ سوال ما را هم روشن میکند که چرا مخالف دخالت کشورهای دیگر در سرنوشت آینده جامعه ایران هستیم، و چرا امیدوار بودن به چنین دخالتهای به معنی قبر تازه درست کردن به دست خود ما است که میخواهیم از قبر کنونی جانیان اسلامی رهایی پیدا کنیم.

برعکس، ما همیشه طرفدار آگاهی و نقش و دخالت جامعه در سرنوشت خود، به خصوص  نقش و دخالت کارگران و آزادیخواهان و زنان و جوانان و محرومان بوده ایم. ما همیشه در مقابل جان انسانها ومنافع ستم دیده گان احساس مسئولیت میکنیم. ما همیشه آدرس درست و سر راست به طبقه خودمان و زنان و جوانان و محرومان میدهیم. چون اهداف و منافع و درد و رنج ما همه یکی است. مگر کشو عراق، سوریه، لیبی، یمن، افغانستان ووو با دخالت دولتهای دیگر و تهاجم حمله نظامی امریکا و همپیمانانش به جای رسیده است تا مردم ایران یکبار دیگر خود را با دستان خود به استقبال آینده به مراتب سیاه تر از رژیم اسلامی برویم؟

 در آن کشورها این نوع دخالتهای نظامی،که بخشی از اپوزسیون مرتجع ایرانی، شبیه اپوزسیونها مرتجع اسلامی و ملی در سوریه، عراق، لیبی، یمن، عراق، افغانستان هستند، چه نفعی برای مردم به خصوص کارگران و زنان داشته به جز بدبختی و خانه خرابی و کشتن میلیونها انسان بی گناه و نابود کردن  شیرازه جامعه شان؟.مخالفت ما از این جهت است. جامعه باید بداند هیچکدام از دولتهای امپریالیستی یا منطقه ای سر سوزنی برای دلسوزی مردم ایران نیست که گویا با رژیم اسلامی کشمکش دارند! آنها فقط دنبال منفعت خود هستند،  ادعاهای  چون دفاع از مردم و دمکراسی و حقوق بشر و غیره  دروغهای بزرگی در این راستا است.

 نمیخواهیم مثل این کشورها جامعه ایران قربانی شود. سرنگونی واقعی رژیم اسلامی و بنیاد استبداد و جنایت در جامعه ایران و کسب آزادی و برابری واقعی تنها به وسیله تلاش آزادانه و متشکل و مبارزه قهرمانانه خود یک جامعه خواهان آزاد شدن ممکن میگردد. آنهای که میخواهند آزادی را از کانال دیوانه های چون ترامپ یا دیگر دولتمردان مرتجع منطقه بدست بیاورند، کلاهبرداران سیاسی هستند که به هیچ وجه به دنبال آزادی نیستند! بلکه در صدد به قدرت رسیدن خود از یک مسیر مزدوری و جنایتکارانه اند.

از نظر حزب سوسیالیست انقلابی ایران  نه تنها نباید در انتظار آینده تاریک سرنگونی رژیم اسلامی از کانال دخالت  دولتهای دیگر بود، که امید بستن بیش از این هم به کشمکش درونی خود جمهوری اسلامی نیز به همان اندازه مخرب ارزیابی میشود. هر چند این رژیم در بحرانها و دعواهای درونی از همدیگر گاز میگیرند، اما در مقابل جامعه و آینده جمهوری اسلامی هیچ فرقی با همدیگر نداشته و ندارند. هر حزب و نیرو و فردی فکر کند در رژیم اسلامی جناحی ، جناحهای یا شخصیتهای وجود دارند که از دیگرجناحها و شخصیتهای جانی رژیم "بهتر" هستند، اگر خود رژیم و طبقه حاکمه و مزدور جمهوری اسلامی و کاسه لیش نباشند، حتما یک جریان و فردی بسیار ساده لوح، ناآگاه و بی اطلاع  از روند تاریخی کشمکشهای درونی رژیم میباشند. اتفاقا این رژیم از این طریق برای خودش بسیار عمر خریده است. اختلاف درونی رژیم  سر منافع یا خواست جامعه نیست! بلکه  حول چگونگی تداوم عمر رژیم  و سرکار ماندن حکومتشان است. اختلافشان سر این است که کدامشآن بهتر میتوانند سر مردم کلاه بگزارند یا مردم را بیشتر بترسانند، کدام راه حل؟

 همه  جناحها و سران حکومت بدون استثا شریک جرم و جنایت ٣٩ سال یک نظام وحشی، آدمکش، مستبد، فاسد و دزد و اسلامی و تروریست علیه جامعه ایران از جمله علیه کارگران، زنان و جوانان هستند. با سرنگونی حتمی رژیم این دارو دسته های تروریست قرون وسطی تک تک سران آنها را چه مرده و چه زنده در ملا عام و در انزار جهان محاکمه میکنیم.  

 مردم آزادیخواه! شما را فرامیخوانم که به حزب ما، حزب سوسیالیست انقلابی ایران، و سیاستهای پیشنهادی ما در راه سرنگونی کلیت نظام فاسد جمهوری اسلامی ملحق شوید! این تنها مسیر انقلابی و روشنی است که آینده روشن و خوشبخت بعدازحاکمیت سیاه اسلامی را برای کل جامعه تضمین و تامین خواهد کرد. بجنبید به امید آن روز!

منبع: شمار ٢٦ نشریه سوسیالیسم امروز
دوم  دسامبر ٢٠١٧
١١ آذر١٣٩٦


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com