آزادی / شیرکو بیکس

شعر
November 07, 2017

«آزادی»

آزادی!
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی‌ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می‌شود.

میهن!
کدامین  میهن؟
خاکی که هر روز چندین‌بار  می‌کُشیم؟
دشتی که مرده شوی‌خانه شده است؟
 کوهی که تابوت گشته است؟
سنگ،گِل،ماسه و ریگی‌
که بند و زندان زاییده است؟

نمی‌دانم کدام است میهن؟
 کدام است آزادی؟
 جویباری که در روز روشن
سرچشمه‌اش را غارت می‌کنیم؟
معشوقه‌ای که در خواب
چشم‌هایش را می‌رباییم؟
ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج می‌بریم؟
ماهی که در شب چهارده می‌دزدیم؟

آزادی، اسبی‌ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می‌شود...

«شیرکو بیکس»
ترجمه:علی رسولی
www.alirasoli.com

دکلمه‌ی شعر:
https://www.youtube.com/watch?v=TMICbU-9tH4&feature=youtu.be



 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com