اخبار کارگری ... نسان نودینیان و داوود رفاهی

اخبار کارگرى
October 10, 2017

اخبار کارگری

بخش ایران:  نسان نودینیان

بخش بین المللی: داوود رفاهی

 

ادامه تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنایع فولاد اصفهان مقابل استانداری، ١٦ مهر با شعار تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم.

روز ١٦ مهر کارگران بازنشسته صنایع فولاد در اعتراض به عدم دریافت دستمزد شهریور ماه و باخواست پرداخت بموقع حقوقها در مقابل استانداری تجمع کردند و خیابان را بستند. این کارگران در همین رابطه در دهم مهر ماه در همین محل تجمع داشت.

این کارگران به سطح نازل حقوق ها اعتراض دارند. در تجمعات گذشته این بازنشستگان طی بیانیه ای برخواستهای افزایش حقوقها به بالای خط فقر، درمان رایگان، تحصیل رایگان برای فرزندان و تلاش برای برپایی منظم مجمع عمومی خود در محل کانون به عنوان محلی برای متشکل بودن و متحد ماندن تاکید کردند.

 

اعتصاب کارگران معدن زغال سنگ سوادکوه

روز ١٦ مهر کارگران معدن زغال سنگ سوادکوه در اعتراض به نگرفتن حقوق دست به تجمع زدند و جاده اصلی تهران شمال را بستند. و بستن جاده اصلی تهران شمال

 

تجمع کارگران کارخانه روغن نباتی نرکش شیراز

روز ١٦ مهر ٢٧ کارگر کارخانه روغن‌نباتی نرگس شیراز در اعتراض به سه تا ٦ ماه دستمزد پرداخت نشده، تجمع کردند.

 

تجمع کارگران کارخانه فولاد ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق مقابل اداره کار

روز١١مهر، کارگران کارخانه فولاد ارومیه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق دست به تجمع مقابل اداره کاراین شهرستان زدند.بدنبال تجمع اعتراضی کارگران وبرگزاری جلسه ای درهمین رابطه در استانداری آذربایجان غربی،وعده پرداخت بخشی از مطالبات این کارگران از طرف جعفر صادق اسکندری، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربایجان غربی،داده شد.

 

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه نازنخ نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل استانداری قزوین

روز١١مهرماه، ٦٠ نفر از کارگران کارخانه نازنخ برای چندین وجندمین بار دراعتراض به عدم پرداخت مطالبلتشان از سال ٨٨ تا کنون مقابل استانداری قزوین تجمع کردند. از سال ٩١ تا به امروز وعده های بسیاری برای پرداخت طلبهایشان داده شده است که به هیجکدام عمل نشده است. از جمله طبق وعده استاندار قرار بود طلب کارگران تا ١٥اسفند پارسال تسویه شود ، اما این وعده هنوز محقق نشده است. مجموع بدهی مسئولان شرکت به کارگران سه میلیارد و ٦٠٠میلیون تومان است که طلب هر کدام از کارگران بین سه میلیون تا ١٠میلیون تومان است. شرکت های فرنخ و مه نخ هم با هزار و ٢٠٠کارگر شرایطی مشابهی دارند .

 

دومین تجمع اعتراضی کارگران جایگاه‌‌های سوخت اهوازنسبت به نداشتن امنیت شغلی پس از خصوصی سازی مقابل ساختمان شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران

صبح ١١مهر، بیش از ٤٠ نفر از کارگران جایگاه‌‌های سوخت اهوازنسبت دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی وکاهش حقوق پس از خصوصی سازی برای دومین بار مقابل ساختمان شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران،تجمع کردند. به گفته کارگران چهار شرکت پخش که پیش از این زیر پوشش شرکت پخش فرآورده های نفتی بودند به بخش خصوصی واگذار شده و افرادی که این جایگاه ها را خریداری کرده اند اعلام کردند که تعدادی از افراد شاغل در این جایگاه ها اخراج می شوند و حقوقی پرداختی ماهیانه ٩ میلیون ریال است. این درحالیست که پیش از این کارگران این جایگاه های سوخت، ماهیانه ١٩میلیون ریال حقوق دریافت می کردند و این کارگران بسیار نگران وضعیت شغلی و درآمدی خود هستند. بسیاری از این کارگران بین ١٠تا ١٨سال سابقه کار دارند.

 

تجمع بازنشستگان فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان مقابل استانداری

صبح روز دهم مهر ماه ، شماری از بازنشستگان فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان در اعتراض به تعویق پرداخت حقوق شهریور ماه و با خواست پرداخت به موقع مستمری هایشان در مقابل ساختمان استانداری تجمع کردند. یکی مشکل این بازنشستگان بیمه درمانی آنها است.

افزایش حقوق ها به بالای خط فقر، درمان رایگان برای همه و تحصیل رایگان برای کودکانشان از جمله خواستهاییست که این کارگران در تجمعات گذشته خود اعلام کرده اند.

 

تجمع و راهپیمایی جمعی از کشاورزان

١٥ مهر. تجمع و راهپیمایی جمعی از کشاورزان استان در اعتراض به انتصاب سید رحمان دانیالی به مدیرکلی حفاظت از محیط زیست اصفهان در مقابل ساختمان این اداره تجمع کردند. یکی از کشاورزان در گفتگو با رسانه های میگوید:

بسیاری از اراضی ملی چهارمحال و بختیاری توسط برخی نهادها به کشاورزان و باغداران فروخته شده است و مستندات آن توسط کشاورزان همان منطقه قابل ارائه است، به‌راحتی آب خوردن حق آبه محیط زیست و کشاورزان استان اصفهان را خوردند، مافیای آب چهارمحال و بختیاری و خوزستان به‌ راحتی جولان می‌دهند و به مردم اصفهان نیز توهین می‌کنند. موضوع اعتراض به خشک شدن آب زاینده رود و مشکلات بی آبی است. رسانه های تحت عنوان انتصاب رئیس غیر بومی خبر میدهند. و خلاصه نزاعهای رانت خواران نیز هست. اما درد کشاورزان بی آبی است. فیلم را اینجا میگذارم

 

کارگران

 

در مورد عضویت محمد جراحی در حزب کمونیست کارگری

بدنبال انتشار اطلاعیه حزب کمونیست کارگری در مورد در گذشت محمد جراحی چهره سرشناس جنبش کارگری و کادر حزب عده ای با انتشار یک نامه سراسر توهین و افترا آمیز، عضویت او در حزب را زیر سئوال برده اند. اما مشکل این افراد سند و مدرک عضویت نیست، نفس عضویت یک فعال سرشناس کارگری در یک حزب کمونیستی است. اینان در سطر اول ادعانامه شان خواستار مدرک شده اند اما سطر دوم به بعد را به سخیف ترین حملات و تهمت و افترازنی ها علیه حزب اختصاص داده اند. این یک ادعای حقوقی نیست یک حمله هیستریک به حزب و حزبیت کمونیستی است. اینان که از عضو هیچ حزبی نبودن و”مستقل از احزاب” بودن فضیلتی برای خود ساخته اند با حزب کمونیست کارگری و کلا حزب و حزبیت کارگران مشکل دارند.

 

اما دوران این نوع حزب گریزی و حزب ستیزی ها به سر آمده است. محمد جراحی ها خود گواه روی آوری طبقه کارگر و فعالین جنبش کارگری به حزب و حزبیت کمونیستی هستند. بزودی روشن خواهد شد که محمد جراحی در مورد حزبیت و مشخصا حزب کمونیست کارگری چه نظری داشته و چگونه فکر میکرده است اما نه ما و نه جامعه در اثبات حقانیت حزب به ارائه هیچ سند و مدرکی نیاز نداریم. سابقه و اعتبار حزب در جنبش کارگری و در جامعه بهترین جواب به این مدعیان است.

حزب کمونیست کارگری ایران

١٥ مهر ١٣٩٦

 ٧ اکتبر ٢٠١٧

 

 جعفر عظیم زاده : ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران

محمد جراحی پس از ماهها ایستادگی در برابر  بیماری سرطان، صبح امروز در بیمارستان تجریش چشم از جهان فروبست. مرگ محمد داغ ننگی است بر پیشانی سرکوبگرانی که تاب تحمل فریاد عدالتخواهی این کارگر مبارز را نیاورند، او را به مدت ٥ سال تحت ضد انسانی ترین شرایط به زندان انداختند، در زندان مراقبتهای پزشکی را از او دریغ کردند، تا آخرین دقایق پایان محکومیتش علیرغم جسم بیمار و رنجورش، او را در زندان نگه داشتند و محمد به فاصله کمتر از یکسال از رهائیش از زندان، بر بستر بیماری افتاد و امروز به یار دیرینش شاهرخ زمانی پیوست.

 مرگ محمد هر چند که برای همه ما دردناک و تحمل ناپذیر و  برای جنبش کارگری ایران ضایعه ای بزرگ است اما، ما در غم از دست دادن محمد زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و محکم و استوار خواهیم ایستاد و لحظه ای در مبارزه برای تحقق آرمانهای بزرگش درنگ نخواهیم کرد.

ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران

 بدرود رفیقم، بدرود محمد عزیز، بدرود سرو قامت جنبش کارگری ایران، بدرود، بدرود، بدرود.......

 

رضا رشیدی فعال کارگری: گرامی باد یاد و خاطر محمد جراحی کارگر کمونیست

 محمد جراحی درگذشت خبر  بسیار زود در وب سایتها منتشر شد

عضو کمیته پیگیری إیجاد تشکلهای کارگری بود به دلیل تلاش برای متشکل کردن کارگران و متحد کردن  صفوف مبارزه بر علیه سرمایه داری حاکم بر ایران جانش را داد.

شایسته است برای  فقدان محمد جراحی  جنبش کارگری و فعالین آن مراسمهایی متحد و دسته جمعی  برگزار کنند.

محمد جراحی  جایگاه ویژه ای در جنبش کارگری دارد و به  اعتبار استقامت و پایداری و تلاش برای متحد کردن کارگران و آگاهی بخشی کمونیستی به کارگران، شایسته بیشترین تجلیل هاست.

متاسفانه محمد جراحی زنده نماند تا در همً شکستن حکومت سرمایه داران در ایران را ببیند  اما اهمیت فعالیتها و تلاش و فعالیت کمونیستی محمد جراحی در تاریخ جنبش کارگری و سیاسی ایران ماندگار خواهد ماند.

درود بر محمد جراحی

زنده باد اتحاد کارگری

زنده باد سوسیالیسم

رضا رشیدی فعال کارگری

 

محمد جراحی، با سرود انترناسیونال به خاک سپرده شد

یادش گرامی باد

روز ١٤ مهر محمد جراحی چهره محبوب کارگری، کارگر رزمنده و کمونیست در گورستان "وادی رحمت تبریز" با حضور اعضای خانواده، همکاران و جمع وسیعی از مردم تبریز، و رهنوردان راه آزادی و برابری که از شهرهای دیگر به تبریز رفته بودند، به خاک سپرده شد. محمد جراحی در صبح روز ١٣ مهر در بیمارستان تجریش تهران جان سپرد، جان باختن او را به خانواده اش، و به همگان تسلیت میگویم.

 

مراسم گرامیداشت محمد جراحی، در ١٤ مهر با شکوه بود. سخن این مراسم ادامه جنگ علیه توحش سرمایه داری بود. سخن این مراسم سوسیالیسم به عنوان راه رهایی و اتحاد و همبستگی کارگری بود و در آخر نیز با سرود انترناسیونال، سرود همبستگی جهانی کارگران پایان یافت. در این مراسم به ادامه راه محمد جراحی و شاهرخ زمانی، دو چهره محبوب کمونیست و رزمنده جنبش کارگری که جان باختند و بطور واقعی جمهوری اسلامی آنها را به قتل رساند، تاکید شد و شرکت کنندگان عزم جزم خود را برای پایان دادن به این بربریت اعلام کردند.

 

جعفر عظیم زاده، ، محمود صالحی، آیت نیافر و علی فائز پور از چهره های شناخته شده کارگری از جمله سخنرانان این مراسم بودند. محمود صالحی، در این مراسم اعلام کرد و گفت: «کسانی مانند محمد جراحی و شاهرخ زمانی هیچ‌گاه نمی‌میرند چراکه در زندگی‌شان به انسانیت خدمت کرده‌اند. به بشریت و طبقه کارگر خدمت کرده اند. ما این غمها را به نیرو تبدیل کنیم علیه کسانی که ما را به این روز انداخته اند»

جعفر عظیم زاده در سخنرانی اش با اشاره به بیمار شدن محمد جراحی در زندان و محرومیتش از حق درمان گفت: «مسئول مرگ محمد جراحی و شاهرخ زمانی کسانی هستند که حق‌خواهی کارگر را در این مملکت برنمی‌تابند.» او طی این سخنرانی افزود: «ما کارگران با مرگ شاهرخ زمانی و محمد جراحی بسیار مصمم‌تر از پیش حق‌خواهی خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد وضعیت موجود دوام پیدا بکند.»

 

آیت نیافر از کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری در سخنرانی خود میگوید تا آزادی و برابری انسانها و محو جامعه سرمایه داری این جنگ و مبارزه و اعتراض ادامه خواهد داشت. تا زمانیکه حقوقها یک پنجم زیر خط فقر باشد، این وضع ادامه خواهد داشت. و یاد محمد جراحی و شاهرخ زمانی را گرامی داشت.

 

در گذشت محمد جراحی براستی ضایعه ای در جنبش کارگری و برای جنبش کمونیستی است.

محمد جراحی همراه با زنده یاد شاهرخ زمانی که در شهریور ٩٤ در زندانهای رژیم اسلامی جان باخت، از بنیانگزاران سندیکای نقاشان بود. محمد جراحی همچنین عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری بود. او اول بار در سال ٨٦ به دلیل مبارزاتش در دفاع از حقوق کارگران بازداشت و به ١٤ ماه حبس محکوم شد و بعدتر با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. جراحی در سال ٨٧  نیز یک ماه در زندان بود. و بالاخره در خرداد سال ٩٠ همراه با شاهرخ زمانی و تعدادی از فعالین دانشجویی تبریز دستگیر شد و در بیدادگاههای رژیم اسلامی به ٥ سال حبس محکوم گردید. محمد جراحی طی نامه ای از زندان حکم خود را نا عادلانه خواند، و فعالیتهایش را در دفاع از حقوق کارگران برحق دانست. او مدت ٥ سال را بدون یک روز مرخصی و در شرایط بسیار سختی در زندان مرکزی تبریز گذراند. اما محمد جراحی در زندان نیز همچنان ایستاد و صدای آزادیخواهی و انسانیت بود. از جمله با گذاشتن امضای خود در زیر بیانیه هایی که در دفاع از زندانیان سیاسی و علیه اعدام میگذاشت، همچنان در صف مقدم اعتراض بود.

 

محمد جراحی در زندان به بیماری سرطان تیروئید مبتلا شد. در همانموقع تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما بعد از عمل جانیان اسلامی او را دوباره به زندان بازگرداندند و اجازه ندادند که تحت کنترل قرار گیرد و حتی به او داروی اشتباه دادند. این خبر در آن هنگام با موجی از اعتراض روبرو شد.

جراحی در مرداد ٩٥ پس از گذراندن دوره محکومیت ٥ ساله اش آزاد شد. او پس از آزادی به دلیل بازگشت بیماری سرطانش در بیمارستانهای تبریز بستری و پس از مدتی به بیمارستان شهدای تجریش در تهران منتقل شد و در ١٣ مهر پس از مدتها مبارزه با سرطان در بیمارستان تجریش جان باخت. بطور واقعی جمهوری اسلامی محمد جراحی را به قتل رساند.

 

محمد جراحی یک کارگر مبارز، کمونیست و آزادیخواه و کادر حزب کمونیست کارگری ایران بود. زندگیش سراسر مبارزه در راه آرمانهای انسانی اش و برای آزادی و سوسیالیسم بود. یاد او همیشه گرامی است.

شهلا دانشفر

 

تلاش تبهکارانی که شرایط مرگ محمد جراحی را فراهم کردند به عکس خود بدل خواهد شد

مبارز وفادار جنبش کارگری ایران محمد جراحی از میان ما رفت. تحمل ٥ سال شرایط زجرآور زندان به رغم بیماری سرطان، نتوانست او را از مقاومت و پیگیری مبارزه به ضد ستم و استثمار سرمایه داران حاکم، و همراهی با توده های رنج و کار باز دارد. او به «جرم» دفاع از تشکل یابی و خواسته های برحق کارگران، به زندان محکوم شد. حتی از درمان او جلوگیری کردند. او ٥ سال بدون برخورداری از حق ملاقات، در برابر نظام سرمایه داری حاکم ایستادگی کرد. پس از آزادی، صدمات تعمدی جسمی زندان، مجالی برایش باقی نگذاشت. پس از آزادی، تخت بیمارستان جای زندان را گرفت. این روال ضد انسانی که کارگران و فعالان را با همدستی نهادهای قضائی – امنیتی به زندان های طولانی بدون برخورداری از هرگونه حقوقی محکوم می کنند، کماکان در مورد سایر کارگران فعال ادامه دارد: قتل زنده یاد شاهرخ زمانی در زندان گوهردشت و اعتصاب غذای طولانی زندانیان معترض به شرایط زندان رضا شهابی، سهیل عربی، نظری، اسماعیل عبدی، آتنا دائمی و ... که جانشان را به خطر انداخته اند، از این جمله است. مسئولیت مرگ دردناک طراحی شدۀ محمد جراحی بیش از هر چیز برعهدۀ مسئولان ضد کارگری این نظام است که او را محروم از امکانات درمانی در زندان نگاه داشتند تا از پای درآید.

جنبش کارگران ایران اگر چه در از دست دادن یاران رزمندۀ خود بارها به سوگ نشسته است اما اهداف، درس های مبارزه و تجربیات ارزندۀ آنان را حفظ و به نسل نوین پیشرو انتفال می دهد.    

کارگران پروژه های پارس جنوبی

کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندرامام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران – کرج

١٣مهر١٣٩٦ Kargaran.parsjonobi@gmail.com

 

جاوید حکمی: درباره عضویت محمد جراحی در حزب کمونیست کارگری

چنانکه همه می دانند حزب کمونیست کارگری در اطلاعیه ای ضمن تسلیت به مناسبت درگذشت محمد جراحی، وی را یکی از کادرهای خود معرفی کرده است. احساس اولیه من نسبت به این خبر صرف نظر از صحت و سقم ادعای فوق، شعف و شادی وصف ناپذیر است. هیچ چیز برای من و به نظرم برای هر کمونیست مدافع رهایی و آزادی کارگر نمی تواند شورانگیزتر و امیدبخش تر از این باشد که رهبران محبوب و معتمد طبقه کارگر، وابستگی تشکیلاتی و سازمانی به احزاب کمونیست فی الحال موجود داشته باشند. بدیهی است ایده ال من همانا عضو شدن تمام طبقه کارگر در حزب متبوع من است. با این همه از ایده ال تا واقعیت دره ای عمیق وجود دارد که باید با پراتیک کمونیستی پر شود.

 

در این میانه اما واکنش بسیاری از کمونیست ها اعم از فعالین مستقل و تشکیلاتی، به غایت عجیب و برایم درک ناشدنی است. حتی رفیقی نوشته بود محمد جراحی آنقدر سطحی نبوده است که عضو چنین حزبی شود. این دیگر چگونه برخوردی است.‌حالا اگر ثابت شد محمد جراحی واقعا کادر حزب فوق بوده است دوست پرخاشگر ما فکر نمی کند ح.ک.ک. به کنار، حرمت این شخصیت شریف و شجاع طبقه کارگر را خدشه دار کرده است. اصلا گیریم ح.ک.ک. ادعای کذب کرده است. این شعف و شادی نسبت به تشکیلاتی نبودن محمد جراحی ناشی از چیست. تمام آنانکه که احزاب کمونیست کارگری را متهم به غیر کارگری بودن می کنند انگار به اثبات فرضیه های خود دلبستگی بیشتری نشان می دهند تا کارگری شدن این احزاب.

 

من به سهم خود اعلام می کنم از شنیدن خبر کادری بودن محمد جراحی بی نهایت مشعوف شدم. ارتباط تشکیلاتی طبقه کارگر با احزاب کمونیستی به ویژه شاخه های مختلف جنبش کمونیزم کارگری می تواند نوید بخش روزهای خوشی برای تمام جامعه باشد. من هیچ دلیلی نمی بینم تشکیلاتی در قد و قامت ح.ک.ک با چنین قدمتی ادعای کذبی را در این سطح مطرح کند. بی شک چنین کاری به غایت احمقانه و لاجرم بعید و حتی می خواهم بگویم تقریبا محال است. فرض من این است اطلاعیه فوق دایر بر تعلق تشکیلاتی محمد جراحی حاوی حقیقت است و هیچ نیازی به ارائه سند جهت اثبات این ادعا نیست. هر چند به نظر می رسد مخالفان با واکنش هیستریکی که از خود نشان داده اند در صورت اثبات خبر فوق احتمالا شروع به دشنام دادن به محمد جراحی می کنند تا عذرخواهی از طبقه کارگر و تمام جامعه.

 

بهنام ابراهیم زاده: بدرود با محمد جراحی

نمی دانم به چه کسی باید تسلیت گفت؟

در غروبی غمگین این ستاره جنبش کارگری از میان دوستان ورفقایش رفت.

به خاندان گرامی، به فرزندان ومادر وبرادران شایسته اش، به دوستان پاک باز، به یاران یک دل وهمه همدلان ویاران ورفقای مشفقش٬ به فعالین کارگری ویا اعضای کمیته پیگیری ویابه……..

باور نمی کنیم که ما باشیم واو نباشد ٬ مشعلی که او و دیگر یارانش از جمله شاهرخ زمانی وکوروش بخشنده ودیگر عزیزان جانباخته بر افروختند، همواره روشن خواهد ماند. مشعلی که کارش روشنایی و جلوداری بوده وهست .

رفیق عزیز محمدجان!

نام تو و دیگر یاران عزیزمان از شاهرخ عزیز گرفته تا کوروش بخشنده بر دل و بر صحفه تاریخ جنبش کارگری همیشه ماندگارخواهد ماند.

رفیق خوبم !

امروز که خورشید طلوع کرد چندمین صبح بی تو آمد، در فقدان کسی که خوبی هایش بر کسی پوشیده نبوده ونیست وانکارش غیر ممکن ؛

 

محمد در طول سالها فعالیت بدون کمترین حاشیه ، غیر از حوزه اش هرگز ننوشت. دغدغه اش جز هدفش نبود.

محمد جراحی از لفاظی وپیچیده کردن کلمات در عرصه رسانه رو گردان بود. ساده می نوشت اما محکم ومتین ونافذ وموثرترین حرفها را به ساده ترین شیوه می نوشت وبیان می کرد . او ترس از عقب افتادن از قافله را نداشت.او آهسته وپیوسته حرکت می کرد. سختکوش وپر تلاش وخستگی ناپذیربود. رفیقمان اینگونه بود وباخوبی های بسیارِ دیگر که حالا نبودش درجنبش کارگری احساس می شود.

او هرگز پیش کسی چیزی نگفت وگلایه ای نکرد اما واقعیت تلخ اینکه دیگر در میان ما نیست .اما یادش درقلب ما همیشه ماندگار خواهد ماند وراهش را با تمام قدرت ادامه خواهیم داد.

وفقدان نبودنش ما را بیشتر از قبل برای مطالبه گری مان مصمم خواهد کرد.

رفیق عزیزامیدوارم مرگ شما در شرایط حساس کنونی انگیزه ومحرکی باشد جهت تحکیم روابط فعالین کارگری واتحاد وانسجام جنبش کارگری وتلنگری محکم وواقعی برای همه کسانی که آینده ای را نمی بینند تنها به حال وآینده خودشان می اندیشند .

محمد عزیز! ما فعالین کارگری به آرمان هایت وفادار خواهیم ماند ولحظه ای در دفاع از خواست ومطالبات بر حق مان کوتاه نخواهیم امد وسکوت نخواهیم کرد .

ما به احترام تو ایستاده ایم. بدرود !. . . بدرود !

بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای ازاد کارگری

مهرماه ٩٦تهران

 

اتحادیه آزاد کارگران ایران: زندگی و مرگ محمد جراحی، کیفرخواستی تمام و کمال از سوی ما کارگران علیه سرکوب و فقر و فلاکت است

محمد جراحی پس از ماهها ایستادگی در برابر بیماری سرطان، صبح روز پنج شنبه در بیمارستان تجریش درگذشت و دیروز طی مراسم با شکوهی در میان بدرقه خانواده و یاران و دوستدارانش از شهرهای تبریز، تهران، کرج، سقز، سنندج، ساوه و… به خاک سپرده شد.

محمد جراحی تنها به فاصله ٧ ماه پس از آزادی از زندان، در فروردین ماه سالجاری دچار مشکلات جسمانی حاد شد و پس از پیگیری های لازم پزشکی در خرداد ماه امسال بدلیل تشخیص بیماری سرطان کبد بستری گردید.

محمد در زندان دچار بیماری سرطان تیروئید شد و بارها بدلیل عدم رسیدگی پزشکی به وضعیتش دست به اعتراض زد، با این حال نه تنها رسیدگی های پزشکی لازم صورت نگرفت بلکه او را با تنی رنجور و مریض تا آخرین دقایق پایان دوران محکومیتش در زندان نگه داشتند.

تحمیل ٥ سال زندان با شرایط سخت و غیرانسانی به محمد جراحی و محروم کردن کردن او از مراقبتها پزشکی لازم و درمان در طول دوران حبس و نهایتا ابتلای او به سرطان کبد و مرگ، نتیجه بلاواسطه سیاستهای ضد کارگری سرمایه داری حاکم بر ایران در طول نزدیک به چهل سال گذشته و مبین بکار گیری ضد انسانی ترین شکلی از سرکوب بر علیه حق خواهی طبقه کارگر ایران است که بویژه در طول نزدیک به یک دهه گذشته خود را از طریق سرکوب میدانی کارگران ایران از شهر بابک تا شرکت واحد تهران و لاستیک البرز و هفت تپه و هپکو و آذر آب، تا صدور حکم شلاق بر علیه اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران در شهر سنندج و اجرای این حکم شنیع و ضد انسانی در مورد کارگران معدن آق دره و دیگر کارگران به منصه ظهور رسانیده و امروز درمانده از حفظ ژست مستضعف پناهی خود، تمام قد و با چهره ای عریان در برابر طبقه کارگر ایران ظاهر شده است.

از جان گذشتگی کارگرانی همچون محمد جراحی و شاهرخ زمانی و اعتراضات جسورانه کارگران هپکو و آذر آب تا تسلیم ناپذیری معلمان و کارگرانی چون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، محسن عمرانی، مختار اسدی، محمود صالحی، رضا شهابی، جعفر عظیم زاده و دهها فعال صنفی دیگر، نمادی از ایستادگی طبقه کارگر ایران در برابر ستم و سرکوب و بی حقوقی و نوک کوه یخ جنبشی عظیم و تاریخی در ایران برای پایان دادن به وضعیت مصیبت بار موجود است که میرود در مصافی تعیین کننده با ستمگران و سرکوب گران، پیام آور آزادی و رفاه و برابری برای طبقه کارگر ایران باشد.

زندگی پر مشقت محمد جراحی و فقر و فلاکتی که در طول دوران حیاتش به او و خانواده اش تحمیل شد و شرایطی که به این انسان عزیز و بزرگ از محکومیت به زندان تا دوران حبس و آزادی و مرگ گذشت خود یک کیفرخواست تمام و کمال علیه همه ی آن ستم و فقر و فلاکت و سرکوبی است که بر میلیونها کارگر در ایران تحمیل شده است.

ما با این کیفرخواست و با ابراز همدری عمیق با خانواده محمد جراحی و یاران و دوستدارانش اعلام می داریم نه تنها در برابر از دست دادن این فعال برجسته جنبش کارگری ایران سر در گریبان نخواهیم کرد بلکه پرشور و مصصم همچون محمد جراحی و شاهرخ زمانی برای خلاصی از وضعیت مصیبت بار موجود مبارزات حق طلبانه خود را با عمق و دامنه بیشتری ادامه خواهیم داد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ١٥ مهر ماه ١٣٩٦

 

محمد جراحی را از جنبش کارگری ایران گرفتند

محمد جراحی عضو کمیته پیگیری، مدافع جسور، خستگی ناپذیر و مبارز راه آرمانهای طبقه کارگر بعد از تحمل ٥ سال بدترین و غیر انسانی ترین شرایط زندان همراه با شکنجه های جسمی و روحی که منتج به سرطان شد، در حالیکه حدود یک سال بود که از زندان و از توهین و تحقیر زندانبان و شکنجه گر رهائی یافته بود، امروز درگذشت. 

مرگ محمد جراحی یک باره رقم نخورده بود. روند مرگ او سالها پیش، در دوران بازداشت، شکنجه و زندان شکل گرفت و با محروم شدنش از معالجه و حتی داروهائی که خانواده اش با هزینه شخصی تهیه می کردند، بیماری او به مرحله بحران و لاعلاجی رسید که امروز بعد از سالها تحمل درد، زندگی را بدرود گفت.

بدون شک مرگ محمد جراحی برای جنبش کارگری واقعه ای دردناک و خسارت جبران ناپذیری است. اما راه و آرمان او همچنانکه هم اکنون هر روزه در اعتصابات و اعتراضات طوفنده کارگران و معلمان شاهد هستیم، پر ره رو است و یاد و خاطره او مانند مبارزانی همچون شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده همراه لحظه به لحظه مبارزات جنبش کارگری ایران خواهد بود.

 ما با از دست دادن هر هم رزمی، باری گران بر دوش احساس می کنیم. اما مطمئنا بارغم از دست دادن آنان را با همبستگی و اتحاد قدرتمندتر خود برای رسیدن به آرزوهایشان، بر خود هموار خواهیم کرد.

جوانمیر مرادی ١٣/٧/١٣٩٦

 

محمد جراحی درگذشت

او را کشتند. محمد جراحی فعال کارگری که اسیر حکومت اسلامی بود و زندانبانان و حاکمین خونخوار اسلامی ، در حالیکه او مبتلا به سرطان تیروئید بود، از آزار و اذیت اش دست بر نداشته و با شکنجه روحی و جسمی او نه فقط به خانواده اش نشان دادند که چه ظرفیتی در بیرحمی و سنگدلی دارند، بلکه با این سیاست خواستند به کارگران و معلمین و معترضین و منزجرین از حکومت اعلام کنند که نتیجه اعتراض، میتواند به اینجا کشیده شود. غافل از اینکه قهرمانی ها و شجاعت امثال محمد جراحی ها و شاهرخ زمانی ها، نه گفتن این قهرمانان در بدترین شرایط به حاکمین انسان کش اسلامی، تو دهنی محکمی به سران این رژیم از محافظه کار تا اصلاح طلب اشان بوده ، و اعتراضات در ایران را گسترده تر و روحیه اعتراضی و تهاجمی را بیشتر و بیشتر کرده است. روزی نیست که در مقابل مجلس حاکمین اسلامی و قاتلین کارگران، تعدادی از مردم معترض تجمع نکنند. این را همه مردم ایران و سران وقیح اسلامی شاهدند. مردم ایران پایه های حکومت اسلامی را نشانه رفته اند و دیر نیست روزی که با سرنگونی این حکومت ، همه به احترام شاهرخ زمانی ها و محمد جراحی ها بپا خاسته و با نصب مجسمه های این عزیزان در ایران و در دنیا بعنوان یادبود دوران سخت مقابله با جنبش اسلامی در ایران، نام و یاد آنها جاودانه کنند.

مینا احدی

 

جنبش کارگری ایران محمدجراحی را نیز از دست داد.

جراحی نیز به اراده‌ی حاکمان ضدکارگر کشته شد چرا که بارها و بارها در راه اعزام او از زندان به بیمارستان مانع ایجاد کردند تا سرطان بر عمق جانش بنشیند. توموری که سلول‌‌های او را درنوردید و خورد، در سلول‌های مجازات حق‌طلبی برای تهیدستان کاشته شد. اما سرطان اعظم و بدخیم، حاکمیت منفورِ سرمایه‌دارانه است که به جان کارگران افتاده ، در کارخانه سرکوب‌شان می‌کند، به حبس روانه‌شان می‌کند، نادیده‌شان می‌گیرد و قطعا از مرگ و کم‌شدن‌شان شادمان می‌شود. جراحی نیز همچون افشین اسانلو و شاهرخ زمانی تا ساعاتی دیگر به خاک سپرده خواهد شد ولی نباید اجازه داد خواست و اراده‌ی او و آنها مدفون شود. همان‌گونه که هنوز حتا خاک خاوران خار چشم دشمنان مردم است، خاک گور و کفنِ کارگران نیز باید موجب وحشت کاخ‌نشینان باشد. کار ما نباید شماره زدن رفقای رزمنده‌ای باشد که به خاک می‌افتند بلکه باید به آن خاکریزی فکر کنیم که شهابی‌ها و شیرزادها با دو پاره پوست و استخوان‌شان از پس سلول و ستون و سیم‌خاردار از آن پاسداری می‌کنند و جراحی‌ها تا آخرین لحظه‌ی حیات بر اهمیت حفظ و خالی نکردن آن تاکید کرده و می‌کنند. سنگری مملو از مردگانی که عاشق‌ترین زندگان بودند و مرده یا زنده‌شان باعث هراس کارفرمایان غارتگر و حامیان و کارگزاران دولتی است. محمد جراحی را تکثیر کنیم تا حتا در همین لحظه‌ای که خبر مرگ او به گوش امثال ربیعی می‌رسد یک لیوان آب خوش از گلوی‌شان پایین نرود و بدانند که مرگ تن کوشندگانِ راه عدالت پایان راه روحِ تغییر و برابری‌خواهی نیست. زبان ساده، تن شریف و آرمان بزرگ جراحی، کابوس اذهانِ بی‌مقدار و بی‌شرافت سرکوب‌گران باد.

" محمد غزنویان "

 

 

حزب و حزبیت و مرگ محمد جراحی

مصطفی صابر

حزب ما با مرگ رفیق عزیزمان محمد جراحی اعلام کرد که یک رهبر کارگری کمونیست و یک کادر حزب متاسفانه ما را ترک کرده است.... این اطلاع رسانی و بزرگداشت از محمد جراحی با نگرانی برخی دوستان روبرو شده و البته همینطور کسانی که دنیای شان فراتر از رقابت های فرقه ای نمی رود را برانگیخته تا بر حقیقت و بر حزب خاک بپاشند. دسته اول میگویند که کار حزب ما از لحاظ امنیتی درست نبود و حالا همه کسانی که همرزم و همگام محمد جراحی بوده اند میتوانند از لحاظ امنیتی مورد خطر واقع شوند. چون جمهوری اسلامی میتواند به اتهام عضویت یا رابطه با حزب کمونیست کارگری به آنها گیر بدهد. دسته دوم هم صاف و ساده ما را متهم میکنند خبر ساخته ایم. و... این یادداشت من صرفا یک اقدام شخصی است و مایلم چند کلمه در پاسخ به دوستان نگران و یا همینطور مغرضان همزاد پندار بنویسم. چرا که فکر میکنم این موضوع اهمیت سیاسی فراتری از خود موضوع دارد. در جواب به دسته اول باید بگویم اگر کسی عضو و کادر یک حزب کمونیستی خلاف جریان و ممنوعه در جمهوری اسلامی بود، برای من قابل فهم است که به دلائل امنیتی عضویت اش را در موارد زیادی مخفی نگهدارد. اما وقتی او از میان ما رفت باید هنوز هم مخفی کاری کنیم و هویت حزبی او را از مردم مخفی کنیم؟ اگر جواب این سوال مثبت باشد باید بگویم دیگر اینرا نمی توان به حساب اختناق و سرکوب و امنیت گذاشت. اینرا دیگر باید به حساب این گذاشت که ما را آنقدر تحت فشار و تعقیب قرار داده اند که حتی بعد از مرگمان هم مردم نباید بدانند که عضو کدام حزب و سازمان بودیم! این واقعا دل مرا شکست. دلم برای خودمان و همه کمونیستها سوخت. و خوشحالم که حزب ما در اطلاعیه مرگ محمد جراحی عزیزمان اعلام کرد که او کادر حزب بوده است. بنظرم این مهم است که رهبران علنی کارگری بتوانند همه جا و با افتخار از تعلق شان به حزب و جریان سیاسی مورد علاقه اشان صحبت کنند و آنرا اعلام دارند. البته من میفهمم که شرایط امنیتی فعلی همیشه اجازه اینرا نمی دهد. اما فکر میکنم کتمان کردن تعلق حزبی و سازمانی حتی بعد از مرگ دیگر فاجعه ای است که خودمان برای خودمان آفریده ایم. این عادات تحمیل شده از اختناق است. بنظرم باید این فضا را تغییر داد. حزب و حزبیت برای طبقه کارگر و برای رهایی بشر بسیار مهم است و نباید اجازه داد که ما را به جایی برانند که حتی بعد از مرگمان هم تعلق حزبی و سازمانی مان مخفی بماند. البته من میدانم که رژیم به احتمال زباد سراغ رفقا و همرزمان محمد خواهد آمد. اما ما که در مورد تعلق سازمانی کس دیگری حرف نزده ایم. هرکسی خودش میداند چطور جواب مزاحمت ها و آزار جمهوری اسلامی را بدهد. همچنان که تا بحال داده است. اما این بار اگر آمدند باید به آنها بیش از پیش تعرض کرد که این حق محمد جراحی بود که کادر هر حزبی که خودش دلش میخواست باشد. باید از این حق دفاع کرد و رژیم را عقب راند. بنظرم زمان پیشروی های ما فرار رسیده است... اما در مورد دسته دوم که بواسطه اعلامیه حزب در مورد مرگ محمد جراحی کمپینی علیه حزب ما راه انداخته اند فقط میتوانم بگویم متاسفم رفقا. خواهش میکنم از دنیای محدود تنگ نظرانه بیرون بیایید. در هر حال لااقل متوجه باشید که از زور رقابت حقیر و فرقه ای شما جزو کمپین جمهوری اسلامی که حزب و حزبیت را برای کارگر جرم میداند نشوید.

 

چند كلمه پیرامون تحركات آنتی كمونیستی پس از مرگ محمد جراحی

علی جوادی

١-مرگ زودرس محمد جراحی چهره شناخته شده و محبوب جنبش سوسیالیسم كارگری در ایران قلب همه ما را به درد آورد. محمد جراحی زندگی اش با فقر و استثمار و نابرابری و در عین حال مبارزه برای نابودی فقر و استثمار و نابرابری در هم تنیده شده بود و از این منظر یك چهره شاخص و رادیكال جنبش سوسیالیسم كارگری بود. محمد جراحی تجسم فردی این واقعیت مبارزه طبقه كارگر است كه گاه آشكار و گاه پنهان اما در هر حال بر علیه وضعیت موجود در جریان است.

٢-علی القاعده در یك جامعه آزاد، در جامعه ای كه ابزار بیان و عقیده جرم نیست، انسانی بخاطر دیدگاه سیاسی اش به قل و زنجیر كشیده نمیشود. در جامعه ای كه تحزب آزاد است، عضویت در احزاب رادیكال سوسیالیست و كمونیستی كارگری مترادف با زندان و شكنجه و اعدام نیست، هر انسانی میتواند تعلق سیاسی و تشكیلاتی خود را آگاهانه و بدون هیچ پی آمدی به اطلاع عموم و جامعه برساند. اما در ایران اسلام زده و استبداد زده چنین نیست. بسیاری از فعالین سیاسی جنبش های اجتماعی ناچارند كه بخشی از عقاید و باورهای خود و یا تعلق تشكیلاتی خود را از چشم رژیم و بعضا حتی جامعه و یا بخشی از نزدیكان و عزیزان خود به درجاتی پنهان كنند. این واقعیت بخشی از مشخصه مبارزه سیاسی در ایران است.

٣-همه ما میدانیم در هر جامعه طبقاتی یك مبارزه دائمی علیه استثمار و نابرابری در جریان است. و در هر جامعه ای كه مبارزه میان دو قطب اصلی جامعه در جریان است، كمونیسم یك گرایش زنده و داده شده در صفوف مبارزه كارگر علیه سرمایه است. هر كجا كارگر برای حقوق خود و جامعه مبارزه میكند، سر و كله ماركس و مانیفست و كمونیسم هم پیدا است. لازم نیست ذره بین گرفت و با چراغ به دنبال كمونیسم و كمونیستها در صفوف اعتراضی كارگران گشت. این واقعیتی است كه حتی هر مامور تازه استخدام شده در نهادهای سركوبگر به هر فرد كنجكاوی خاطر نشان خواهد كرد. كافی است حتی نیم نگاهی به فیلمهای موجود كه اعتراضات كارگری را بیان میكنند، بیندازیم تا ببینیم چگونه ماموران دستگاه سركوب در پس هر اعتراضی به دنبال سازماندهندگان كمونیست میگردند.

٤-جامعه ایران نیز از این قاعده مستنثی نیست. كمونیسم كارگری یك گرایش قوی و مهم در سوخت و ساز و فعال و انفعلات همیشگی طبقه كارگر است. كمونیستها و فعالین كمونیست در جنبش كارگری بخشی مهم و غیر قابل انكار تحركات صفوف طبقه كارگراند. اینكه فعالینی مانند محمد جراحی دارای تعلق حزبی باشند و یا در دوره از فعالیت سیاسی خود به حزب معینی و در اینجا به حزب كمونیست كارگری بپیوندند، نه امر عجیب و نه امر ناشناخته ای است. خلاف این واقعیت عجیب است. اگر چنین نباشد، عجیب است.

٥-حزب كمونیست كارگری و كلا كمونیسم كارگری یك ركن مهم و تعیین كننده گرایش رادیكال سوسیالیسم كارگری است. روی آوری به حزب كمونیست كارگری یك امر طبیعی و منطقی برای فعالین كارگری است. حزب كمونیست كارگری، حزب كارگران پیشرو و رادیكال سوسیالیستی است كه منافع عمومی كل طبقه كارگر را در هر جدالی نمایندگی میكند. پرچمدار تغییرات جزبی روزمره و تغییرات بنیادی در جامعه است. پرچمدار اصلاحات هر روزه در زندگی توده های وسیع مردم و انقلاب كارگری است. از این رو پیوستن امثال محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری یك امر طبیعی و منطقی است.

٦-اعلام علنی تعلق محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری بخشی از پایبندی ما كمونیستهای كارگری به حقیقت است. جنبش ما جنبش بیان حقایق است. بیان حقیقت تعلق تشكیلاتی محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری از این ویژگی حزب ما سرچشمه میگیرد. این واقعیت كه محمد جراحی در دوره پایانی عمر كوتاه خود به حزب كمونیست كارگری پیوست، واقعیتی است كه هیچ درجه از تحرك آنتی كمونیستی محافل حاشیه ای و مغرض نمیتواند، آن را مخدوش كند. ما بیان این حقیقت را به محمد جراحی ها مدیونیم.

٧-آیا اعلام تعلق تشكیلاتی محمد جراحی به حزب كمونیست كارگری تاثیری در امنیت فعالین كارگری نمی اندازد؟ واقعیت این است كه تعلق تشكیلاتی و حزبی بسیاری از فعالین كارگری و اجتماعی كم و بیش شناخته شده است. اما آنچه به رژیم آدمكشان اسلامی اجازه نمیدهد به این فعالین به این "جرم" تعرض كنند، توازن قوای سیاسی است و رابطه ای كه این فعالین میان كار علنی و كار مخفی خود ایجاد كرده اند. این رابطه به هر درجه كه توازن قوا در جامعه به نفع كارگر و آزادیخواهی و برابری طلبی تغییر میكند، بیشتر و بیشتر آشكار میشود. برعكس آنهم صادق است. به هر درجه كه جامعه خفقان زده تر میشود این رابطه به جهت عكس خود تغییر میكند.

٨-ما از كنار فغان و اتهامات سخیف و آنتی كمونیستی محافل و جریانات حاشیه ای میگذریم. در عوض بر این واقعیت تاكید میكنیم كه طبقه كارگر با حزبش آزاد میشود. باز تاكید میكنیم كه برای اجتناب از آینده ای كه بار دیگر سلطه گرایشات وجنبش های مختلف سرمایه چه در شكل سلطنتی و اسلامی بر جامعه تحمیل كنند، تمامی كارگران رادیكال سوسیالیست، تمامی رهبران عملی كارگری و جنبشهای آزادی و برابری زن و مردم باد به حزب كمونیست كارگری بپیوندند. درهای حزب كمونیست كارگری برای همه این عزیزان باز است. این حزب شماست. این راهی بود كه محمد جراحی برگزید!

علی جوادی

٧ اکتبر ٢٠١٧

 

به مناسبت مرگ محمد جراحی

از صفحه فیسبوک آقای «مهدی حمیدی»

«یاشاماق بیر آغاج کیمی تک و حر

و بیر اورمان کیمی قارداشجاسینا

بو حسرت بیزیم...

(ناظیم حیکمت)

 🚩سال ٩١ در زندان تبریز با محمد جراحی آشنا شدم، نزدیک یک سال از حبس پنج ساله وی می گذشت یک پیرمرد ساده و دوست داشتنی که خیلی زود باب رفاقت ما باز شد. وقتی به زندان تبریز رسیدیم، شاهرخ زمانی را تازه به زندان رجایی شهر تبعید کرده بودند، که یک بار برای همیشه رفت و برنگشت، طبیعتا یکی از کسانی که بیش از همه ما برای شاهرخ دلتنگ می شد، جراحی بود و ما تلاش بسیار می کردیم تا او این جای خالی را حس نکند.

در تمام پیاده روی هایی که در حیاط کوچک بند داشتیم با شور و شوق فراوان و با هیجان هر چه تمام من، امیر یا بچه های دیگر را در مورد مسایل روز به بحث می گرفت. همیشه یک پای ثابت بحث های سیاسی اتاق بود و با شور و حرارت خاصی از حقوق کارگران دفاع می کرد، می گفت از وقتی خودم را شناختم کارگر بودم و به مرور که با حق و حقوق خودم آشنا شدم به طرف فعالیت های سندیکایی کشیده شدم و الان هم به همین خاطر در زندان هستم، راست می گفت پنج سال حبس و پیش از آن خبر داشتم که دوبار دیگر هم دستگیر شده یکی در سال ٨٦ و بار دیگر در سال ٨٧.

🚩چندمدت از اوایل حبس اش را در سال ٩٠ در بند قرنطینه و چندماه را هم در بند جرایم عمد زندان تبریز (قتل) گذرانده بود، اهل شوخی و مزاح بود و ساده و صمیمی حرف می زد، بعد از چندوقت همسایه هم شدیم و من در تخت بالایی جراحی جای گرفتم و امیر هم در تخت بالایی من، هر شب بعد از خاموشی من و امیر پای ثابت بساط چایی جراحی بودیم و بعد هم برای سیگار آخر شب با هم می رفتیم. چندبار به شوخی و جدی گفته بود که می خواهد پس از آزادی، من و امیر را برای فعالیت سندیکایی به آلمان بفرستد، تنها به این شرط که فعالیت سندیکایی داشته باشیم و من و امیر هم به شوخی می گفتیم که ما فقط سرباز تو هستیم آقای جراحی. سه تایی قرار گذاشته بودیم که بعد از آزادی از زندان بساط چایی، قلیان و املت در یکی از قهوه خانه های تبریز بزنیم که این قرارمان محقق نشد.

در ایامی که آزادی مشروط وی بررسی می شد همه بچه های اتاق فارغ از ته دل آرزو می کردند که با آزادی مشروط وی موافقت شود که نشد و جراحی همه آن ٥ سال لعنتی را بدون یک روز مرخصی به پایان برد. دقیقا به خاطر دارم که آن روز وقتی با آزادی مشروط جراحی مخالفت شد، با رویی گشاده و خندان گفت که تا این سن هیچوقت مقابل حرف زور سرخم نکرده ام و از این پس هم سرخم نخواهم کرد، من به این راحتی میدان را خالی نخواهم گذاشت. مدام به من و امیر تاکید می کرد عروسی تان را بگذارید برای بعد از آزادی ام و من و امیر هم قول داده بودیم که ازدواج مان بماند برای بعد از آزادی جراحی. وقتی متوجه وجود سرطان در تیروئید جراحی شدیم، همه اتاق ماتم گرفتند تا زمانی که متوجه شدیم زیاد جدی نیست و با عمل و پرتودرمانی برطرف می شود. برای عمل رفت و پرتودرمانی شد و اگرچه نیازمند مرخصی بود اما نه مسئولین قضایی و نه مسئولین زندان حتی با مرخصی استعلاجی وی هم موافقت نکردند تا برای یک هفته بیشتر در اتاق قرنطینه بهداری زندان تبریز بماند. همه ما از این اتفاق عصبانی بودیم تا اینکه برگشت و باز ترکیب اتق مان با جراحی کامل شد.

جراحی همه ما راهی کرد و همه ما آزاد شدیم و فقط جراحی ماند، وقت خداحافظی به من گفت خداحافظی نمی کنم می گویم به امید دیدار چون خیلی زود همدیگر را در بیرون از زندان خواهیم دید، این را هیچوقت فراموش نکردم. این که چه قدر خداحافظی سخت است و خداحافظی بی موقع سخت تر وقتی انتظار خداحافظی نداری و این به "امید دیدار" که امید دارد و دیدار چه قدر مسرت بخش است. تا همین اواخر که خبر سرطان جراحی را شنیدم و بعد اینکه پزشکان جواب کرده اند و همین روزهای آخر که می شد مرگ را از چشمان حالا بی فروغش خواند باور نمی کردم برای وی متن خداحفاظی بنویسم، اما این روایت مرگ بود و حکایت خداحافظی با کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین زندان از انسانی که آرمان اش رهایی طبقه کارگر بود. "به امید دیدار" رفیق.»

 

حزب کمونیست ایران: کارگران مبارز یاد همرزم طبقاتی خود محمد جراحی را گرامی می دارند

صبح روز پنجشنبه ١٣مهرماه، محمد جراحی کارگر مبارز و عضو “کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری”، بعد از تحمل ٥ سال زندان و دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان تیروئید، در سن ٥٨سالگی و بعد از ٣ دهە تلاش در راە رهایی طبقە کارگر در بیمارستان تجریش تهران درگذشت. اخبار رسیده از شهر تبریز، زادگاه این کارگر مبارز حاکی است که روز جمعه ١٤ مهرماه مراسم خاکسپاری “محمد جراحی”، با حضور اعضای خانواده و همکاران و یاران و جمع زیادی از کارگران و فعالین برجسته کارگری در “وادی رحمت”، تبریز برگزار شد. در این مراسم همرزمان وی و افرادخانواده اش یاد این عزیز جانباخته را گرامی داشتند. در این مراسم فعالین کارگری،محمود صالحیو جعفر عظیم زاده با ایراد سخنانی ضمن ابراز همدردی با خانواده محمد جراحی، با اشاره به فرازهائی از زندگی پر از تلاش و مبارزه وی، به دستگیری فعالین کارگری و به شرایط ضد انسانی حاکم بر زندانهائی که این انسانهای شریف در آن نگهداری می شوند، اعتراض کردند. آنها به خاطر فشارهائی که در زندان بر محمد جراحی روا داشته شده بود، رژیم را در تشدید بیماری و سرانجام در مرگ وی مسئول دانستند.

 

محمد جراحی به دلیل فعالیت های کارگری و دفاع از حقوق هم طبقه ای های خود، از خرداد ماه سال ١٣٩٠ با اتهامات بی پایه و اساس، همراه رفیق و همرزمش شاهرخ زمانی دستگیر و در بیدادگاه رژیم به پنج سال حبس محکوم شد. در طول دوران زندان علیرغم تلاشهائی که برای رهائی وی از زندان در داخل و خارج کشور انجام گرفت، رژیم اسلامی با یک کینه جوئی طبقاتی،ایشان را تا پایان دوران محکومیتش در زندان نگاه داشت و حتی حاضر به دادن مرخصی استعلاجی به وی که گاهی در زندانهای جمهوری اسلامی معمول است، نشد.

 

محمد جراحی در زندان به بیماری غده تیروئید مبتلا شد. سطح نازل آزمایشهاو خودداری مسئولین زندان از ارائه خدمات اولیه پزشکی، موجب تشدید بیماری وی شد و سرانجام به دلیل نبودن مراقبتهای پزشکی لازم، این بیماری که در روزهای نخستآشکار شدنش می توانست کنترل شود، به یک غده سرطانی تبدیل شد. در تمام مدت پنج سال زندان با وجود ابتلا به چنین بیماری مهلکی به محمد جراحی اجازه مرخصی و درمان داده نشد و یک بار هم که به دلیل وخامت حالش با دستبند و پابند از زندان به بیمارستان منتقل شده بود، آنچنان مورد اذیت و آزار و توهین مامورین همراه قرار گرفت که دیگر حاضر نشد به بیمارستان مراجعه کند.

 

این اولین باری نبود که کارگر مبارزی به خاطر دفاه از منافع هم طبقه ای هایش، در زندان به چنین سرنوشتی دچار می شد.افشین اسانلو، فعال کارگری و از اعضای “هیئت مؤسس سندیکای رانندگان میان شهری”، در سال ١٣٨٨ دستگیر شد. وی بدون وجود هیچ مدرکی در یک دادگاه نمایشی و طی چند دقیقه به اتهام ساختگی “اقدام علیه امنیت ملی” به ٥ سال حبس در زندان رجائی شهر کرج محکوم شد. در سال ١٣٩٢ و بعد از تحمل چهار سال زندان، در حالیکه به زمان آزادی خود نزدیک می شد، به طرز مشکوکی اعلام شد که به دلیل سکته قلبی درگذشته است. کارگر جانباخته شاهرخ زمانی نیز که در تمام مدت پنج ساله حبس اش از مرخصی محروم بود، در زندان به شکل مشکوکی جان خود را از دست داد. هم اکنون نیز رضا شهابی کارگر زندانی دیگر به دلیل اعتصاب غذای پنجاه روزه اش، با وجود وضعیت وخیم جسمی، در شرایط بد زندان به سر می برد. این در حالی است که علی رغم توصیه پزشکان معالج برای ادامه معالجه ، به بیمارستان منتقل نشده است.

 

دستگیری و آزار فعالین کارگری در ایران همچنان ادامه دارد. فعالین کارگری را در بدترین شرایط همراه با محکومین دادگاههای عادی و در مخوف ترین زندانی ایران نگهداری می کنند. آنها حتی از سطح بسیار نازل خدمات پزشکی و درمانی که در اختیار زندانیان عادی قرار دارد، محروم هستند. محمد جراحی در نامه ای از زندان، شرایط غیر انسانی حاکم بر آن را این گونه توصیف می کند:

 

“من محمد جراحی، کارگر زندانی و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری هستم. من بیش از دو سال است در زندان تبریز به سر می برم. درزندان دچار بیماری غده خوش خیم تیرویید شدم. هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبد و زنجیر به پا چنان از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه، اذیت و آزار شدم که دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیستم.هم اکنون به اطلاع می رسانم که مرا به دلایل واهی به شش سال زندان محکوم کردند. من یک کارگرم و کلیه فعالیت هایم در جهت تشکیل سندیکا و دیگر تشکل های کارگری بوده است. ایجاد تشکل‌های کارگری و سندیکا طبق مقاوله ‌نامه سازمان جهانی کار آزاد است. دولت جمهوری اسلامی ایران هم عضو این سازمان جهانی است و متعهد به انجام این مقاوله نامه ها است. ایجاد سندیکا و دیگر تشکل‌های واقعی از ابتدایی ترین حقوق ما کارگران است. من یک کارگرم و تا ایجاد تشکل‌ها و سندیکا فعالیت خواهم کرد.”

 

مرگ زندانیان بیمار در زندان، که ”قتل های خاموش” نام گرفته اند، در ردیف قتل عمدهای آشکار جای می گیرند. تنها با اعتراض متحدانه و همزمان در بیرون زندان هاست که می توان رژیم جمهوری اسلامی را وادار کرد که از این جنایات آشکار دست بردارد. کارگزاران این رژیم سرانجام در فردای انقلاب مجازات شایسته خود را از کارگران و مردم عدالتخواه دریافت خواهند کرد.

 

اعلامیه حزب حکمتیست - محمد جراحی فعال قدیمی کارگری درگذشت

با کمال تاسف رفیق محمد جراحی از فعالین باسابقه جنبش کارگری ایران، امروز پنجشنبه سیزدهم مهرماه، بدلیل بیماری سرطان در بیمارستان تجریش تهران چشم بر جهان فرو بست.

رفیق محمد جراحی بجرم دفاع از حقوق کارگران بمدت ٥ سال زندانی شد. او سالم به زندان رفت و در طول زندان از جمله دچار بیماری اختلال غده تیروئید و سپس بدنبال پیشرف بیماری به سرطان تیروئید مبتلا شد. جمهوری اسلامی علیرغم پیشرفت بیماری به وی مرخصی استعلاجی هم نداد و آگاهانه با سرطان بدون درمان وی را از پای درآوردند. محمد جراحی در فاصله کمتر از یکسال از آزادیش، مجددا حالش در هفته های گذشته به وخامت نهاد و بعد از ماهها تحمل رنج سرطان، امروز درگذشت.

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست مسبب مرگ رفیق محمد جراحی را جمهوری اسلامی میداند. شاهرخ زمانی و کورش بخشنده و محمد جراحی از فعالینی هستند که یا در زندان کشته شدند و با بعد از زندان جانشان را از دست دادند. حزب به خانواده محترم رفیق محمد جراحی، دوستان و همرزمان و جنبش کارگری ایران صمیمانه تسلیت میگوید. امروز جنبش کارگری ایران یکی از فعالین شریف و مقاوم و سرسخت مدافع حقوق و آزادی کارگران و مردم زحمتکش را از دست داد. جای خالی رفیق محمد را باید با گسترش مبارزه کارگری علیه جمهوری اسلامی و نظم آبروباخته سرمایه داری، با سازماندهی و تشکل و تلاش برای اهداف والائی پر کرد که محمد جراحی ها و هزاران فعال و رهبر عملی و پیشرو و کمونیست جنبش کارگری برای آن مبارزه کرده اند.

رفیق محمد جراحی عزیز، بدرود! نام تو در اوراق زرین جنبش کارگری ایران ماندگار خواهد شد. یاد رفیق محمد جراحی گرامی است!

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

٥ اکتبر ٢٠١٧ – ١٣ مهر ١٣٩٦

 

محمد جراحی ما را تنها گذاشت(پیام جمعی)

محمود صالحی

کارگران؛ مردم آزادی خواه:

محمد جراحی یکی از فعالان کارگری که مدت ٥ سال به اتهام دفاع از طبقه کارگر در زندان بود و در زندان دچار انواع مریضی شده بود. متاسفانه امروز پنجشنبه مورخ ١٣/٧/٩٦ بعد از ٥ ماه دست و پنجه نرم کردن با مریضی سرطان در بیمارستان شهدای تجریش در تهران جان باخت.

ما ضمن تسلیت به جنبش کارگری ایران ؛ جهان؛ دوستان و خانواده محمد جراحی خود را در غم و اندوه آن عزیز مبارزشریک می دانیم. یادش گرامی

از طرف عثمان اسماعیلی ؛ سامان بخشنده، کاوه حکیمی، سید علی حسینی ، مروارید شریف پور؛ عزت نصری ، نجیبه صالح زاده ، یدالله صمدی و محمود صالحی ١٣/٧/٩٦

منبع : صفحه فیسبوک

 

 

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری:قلب محمد جراحی  فعال کارگری از تپش ایستاد !

اطلاعیه شماره  ٩

در کمال اندوه خبر یافتیم که قلب پر تپش محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و همرزم زنده یاد شاهرخ زمانی صبح روز٥ شنبه ١٣ مهر ١٣٩٦ در بیمارستان تجریش از تپش ایستاد.

محمد جراجی، سه دهه از زندگی اش را در راه مبارزه با ستم سرمایه و اعتلای جنبش کارگری گذراند و در این راه بارها دستگیر و زندانی شد که ٱخرین بار به مدت ٥ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بود. و همانجا بود که به علت عدم رسیدگی درمانی به بیماری مبتلا شد و پس از آزادی از زندان نیز درمانش به جایی نرسید و امروز در بیمارستان در گذشت.

محمد جراحی نمونه ای از صدها فعال کارگری بود که در راه مبارزه برای بهبود شرایط زندگی طبقه ی کارگر جان باخت. بی شک قوه قضاییه و سازمان امور زندان ها در این مرگ دخلیند و باید پاسخگو باشند. چرا که سرطان را همین ها به جان او انداخته بودند.

طبقه ی کارگران ایران، کنشگری مقاوم و دلسوز را و کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری یار و همرزمی باورمند را از دست داده اند.

ما این ضایعه ی اسفناک را به خانواده بزرگ جراحی و به کارگران و زحمتکشان ایران تسلیت می گوییم.

بدیهی است که یاد محمد جراحی همواره با کارگران خواهد بود و عزم همرزمانش را برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و برخوردار از رفاه و شایسته ی زیستن بیشتر خواهد کرد.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

١٣ مهر ١٣٩٦

 

محمد جراحی در گذشت!

صبح امروز ١٣ مهرماه، محمد جراحی کارگر مبارز و عضو کمیتهپیگیری، بعد از تحمل سالها رنج زندان و بیماری چشم از جهان فروبست. محمد جراحی که به دلیل فعالیت های کارگری از خرداد ماه سال ٩٠ دستگیر و به پنج سال حبس محکوم شده بود در طیمدت اسارت به بیماری تیروئید دچارشد. بیماریی که در صورت عدم درمان می تواند تبدیل به سرطان تیروئید شود و در مورد محمد نیزچنین شد. در تمام مدت پنج سال زندان با وجود ابتلا به چنینبیماری مهلکی به وی اجازه مرخصی و درمان ندادند و یک بار هم که به دلیل وخامت حالش با دستبند و پابند از زندان به بیمارستانمنتقل شده بود، آنچنان مورد اذیت و آزار و توهین مامورین همراه قرار گرفت که دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نشد. اینچنین بود که شمع وجود نازنین محمد جراحی ذره ذره آب شد و سرانجام خاموشی گرفت؛ تا بار دیگر شاهد عمق کینه و عداوت سرمایه و ایادی آن به کارگران و فعالین صدیق جنبش کارگری باشیم.

 

همچنان که دو سال قبل شاهرخ زمانی دیگر کارگر صدیق و خستگیناپذیر جنبش کارگری نیز که در تمام مدت پنج ساله حبس اش از مرخصی محروم بود، در زندان به شکل مشکوکی جان خود را از دست داد. هم اکنون نیز رضا شهابی کارگر زندانی به دلیلاعتصاب غذای پنجاه روزه اش در اعتراض به محکومیت غیر قانونی٩٦٨ روزه خود، با وجود وضعیت وخیم جسمی، در شرایط بد زندان به سر می برد. این در حالی است که علی رغم توصیه پزشکان معالج برای ادامه معالجه رضا، هنوز او به بیمارستان منتقل نشده و چه بسا بار دیگر شاهد فاجعه ای از این دست باشیم.

 

کارگران! مردم آزاده و وجدان های آگاه و بیدار ایران وجهان!

 

روزی نیست که شاهد بگیر و ببند و زندانی شدن کارگران و معلمان آگاه، فعالین کارگری و اجتماعی نباشیم. این واقعیتی است که اینقبیل زندانیان تنها آزادی خود را ازدست نمی دهند، بلکه به دلیلشرایط بسیار سخت و نامطلوب زندان، به سلامتی جسمی و روانیزندانیان نیز آسیب وارد می شود. زندان های ایران امروز در واقع به قتلگاه کارگران آگاه و مبارز و فعالان کارگری و اجتماعی تبدیل شده است. بی جهت نیست که محمد جراحی در نامه ای از زندان، شرایطغیر انسانی حاکم بر آن را این گونه توصیف می کند:

 

«من محمد جراحی، كارگر زندانی و عضو كمیته پیگیری ایجادتشكل های كارگری هستم. من بیش از دو سال است در زندان تبریزبه سر می برم. درزندان دچار بیماری غده خوش خیم تیرویید شدم. هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبد و زنجیر به پا چنان از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه، اذیت و آزار شدم كه دیگرراضی به مراجعه به بیمارستان نیستم.

هم اكنون به اطلاع می رسانم كه مرا به دلایل واهی به شش سال زندان محكوم كردند. من یک كارگرم و كلیه فعالیت هایم در جهت تشكیلسندیكا و دیگر تشكل های كارگری بوده است. ایجاد تشکل‌هایکارگری و سندیکا طبق مقاوله ‌نامه سازمان جهانی کار آزاد است. دولت جمهوری  اسلامی ایران هم عضو این سازمان جهانی است و متعهد به انجام این مقاوله نامه ها است. ایجاد سندیکا و دیگرتشکل‌های واقعی از ابتدایی ترین حقوق ما کارگران است. من یککارگرم و تا ایجاد تشکل‌ها و سندیکا فعالیت خواهم کرد.»

 

محمد جراحی با افتخار خود را یک کارگر می خواند، کارگری که دغدغه تشکل یابی هم طبقه ای هایش را داشت. به راستی که او کارگری آگاه و مبارز بود.

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، فقدان اینعزیز را به خانواده و دوستان و همراهان وی تسلیت می گوید و بر ادامه راه این کارگر صدیق و پی گیر جنبش کارگری، یعنی تلاش برای ایجاد تشکل های کارگری تاکید می نماید.

یادش گرامی

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - ١٣/٠٧/٩٦

 

شورای همبستگی کارگران دماوند

با کمال تاسف سنگر مبارزه کارگران وآزادیخواهان و برابری طلبان یکی دیگر از فعالین جسور و خستگی ناپذیرش را از دست داد. مرگ ناحق و تحمیلی محمد جراحی ایمان و اراده همرزمانش را محکمتر و جسورتر کرد. و این سنگر روز بروز با واقعیت حاکمیت سرمایه روبرو و مستحکم‌تر می شود. به خانواده استوار محمد جراحی و تمام دلسوزان انسانیت و طبقه کارگر تسلیت می گوییم و یادش برای میشه زنده و جاودان است

 

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه;

ننگ بر عاملین مرگ فعال کارگری محمد جراحی

زنده یاد محمد جراحی پنج سال به دلیل مبارزه برای دفاع از حقوق کارگران زندانی شد. و حتی حقوق اولیه وی به عنوان یک زندانی رعایت نگردید. مراجعه به پزشک را از وی دریغ کردند و به دلیل عدم تشخیص به موقع سرطان، به فاصله کمتر از یکسال پس از آزادی به دلیل پیشرفت بیماری، مراقبت های پزشکی موثر واقع نشد و متاسفانه یارانش را تنها گذاشت.

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه یاد این فعال کارگری را گرامی می دارد و به خانواده و دوستان و یارانش تسلیت عرض می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

٩٦/٠٧/١٤

 

برای محمد جراحی که دمی از مبارزه علیه ستم و استثمار به دور نماند!

جراحی فقط یک نام و یک خاطره نخواهد بود! جراحی فقط یک یار و همراه گرامی نخواهد بود! او نه تمثیل یک قهرمان، که خود یک راه بود، راهی که فراسویش صلح و نان و آزادی است! او یک افق درخشان در جهان بی عدالتی و تبعیض بود و خواهد ماند.

مرگ او یک مرگ ساده نبود بلکه از جنس مرگ انسان هایی است که در راه حمایت از کارگران و تمام مزدبگیران دمی ننشستند .او به دلیل همین تلاشش از طرف صاحبان زر و زور به زندان افتاد و در اثر بی توجهی زندانبانان جوانی و سلامتی خود را از دست داد. امروز وی نمرده است بلکه یاد وخاطره اش در تک تک ما باقی است.

راهش پر رهرو!

 

“گروه اتحاد بازنشستگان”

٩٦/٧/١٤

 

رحمان گلچهره: محمد جراحی،خود نمرد! شما، او را کشتید!

شما مدافعان نظم حاکم سرمایه در ایران، تمام ارکان تار و پودتان، در اوج رذالت و ستمگری علیه انسانیت ،آغشته به خون محمد جراحی ست!

جراحی را به بند کشیدید تا فریاد حق طلبی و آزادیخواهی کارگر و جامعه معترض علیه ستم و نکبتی که سالها بر زندگی شان رقم زده اید را، به بند کشیده باشید.

بربریت ضد بشری تان را در زندان، بر جسم و جان او روا داشتید، تا کینه توزانه ترین نیات استثمارگرانه تان را علیه منافع طبقه کارگر و نیروی کارمزدی معترض به رخ کشیده باشید.

با به مرگ کشانیدن جراحی ، البته که ما را غمگین ساختید، و قلب مان را به درد آوردید.

اما بیهوده می پندارید با به کام مرگ کشانیدن کارگری مبارز و پرتلاش، فریاد و قدم های اعتراض مان را خاموش خواهید ساخت،همانگونه که با به خاموشی بردن ستار بهشتی و شاهرخ زمانی ما نه تنها ساکت ننشستیم ،که بیش از هر زمان و هربار گسترده تر به میدان آمدیم.

و اکنون، به ضرب آهنگ رژه ما گوش کنید،

مدت هاست با جسارتی متحدانه تر ، در یک هم سرنوشتی ،علیه ستمگری شما مدافعان سرمایه و بربریت ، و برای رهایی انسان از تمام فقر و خون و منجلابی که ارمغان شماست،به صف شده قد علم کرده ایم.

ما نیروی کارمزدی،حتی امروز(١٣ مهر)، در روز خاموشی جراحی، با اراده ای مصمم، متحدانه ،فریادمان رساتر بود.

شما، مدافعان نظم سرمایه و سرکوب!

تمام ظلم و بی عدالتی تان ،

تمام بیشرمی های نفرت آورتان ،

در کف جامعه پاسخ خواهد گرفت.

 

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور: محمد جراحی کارگر مبارز از میان ما رفت!

آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند”

رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

فریادشان تموج شط حیات بود

چون آذرخش در سخن خویش زیستند

مرغان پرگشودۀ توفان که روز مرگ

دریا و موج و سخره برایشان گریستند

می گفتی ای عزیز! “سترون شده است خاک” ا

اینک ببین برابر چشم تو چیستند؟

هر صبح و شب به غارت توفان روند و باز

باز آخرین شقایق این باغ نیستند. ”

محمد رضا شفیعی کدکنی

محمد جراحی فعال کارگری وعضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ، یکی از یاران زنده یاد شاهرخ زمانی، امروز پنجشنبه ١٣ مهر١٣٩٦ قلب پر تپشش از حرکت باز ایستاد. محمد جراحی، کارگرمبارزی بود که برای رهایی خود و طبقه اش دقیقه ایی از پای ننشست. او دستگیر و توسط مزدوران جمهوری جهل و سرمایه اسلامی، به ٥ سال زندان محکوم شد. او در حالیکه در زندان به بیماری سرطان مبتلا شده و مورد بی توجهی مسئولان زندان قرار گرفت دوران محکومیت زندان را به پایان  رساند. محمد جراحی دردوران بازداشت تحت هیچ گونه معالجه ای قرارنگرفت و از امکان مرخصی  درمانی  هم محروم شد. جمهوری اسلامی او را از زندانیان سیاسی جدا کرده بود و در بند به اصطلاح متادون حبس کرده بود و در دوران زندانی  حتی برای یک روز هم به او مرخصی داده نشد.  بی توجهی جانیان مزدور در زندان در امر معالجه و فشارهای جسمی و روانی تحملی بر او، از  دلائل اصلی بروز بیماری، تشدید آن بود و سرانجام سبب مرگ نا بهنگام این فعال مبارز کارگری شد.

مرگ هر فعال کارگری، تنفروانزجار هم طبقه ایهایش و رهروان راه آزادی و برابری را نسبت به نظام جهل و سرمایه اسلامی ایران عمیقتر نموده، و انگیزه مبارزه  مداوم و پیگیرتری را در آنها را تقویت می کند. جمهوری اسلامی همواره درتلاش بوده وهست که عزم راسخ فعالین کارگری را با زندانی نمودن و تحت شکنجه قراردادن در زندان  در هم شکند. سرکوبگران اسلامی با طرح و بر نامه ایی از قبل طراحی شده، امروز این نقشه شوم را درمورد یکی دیگر از کارگران زندانی (رضا شهابی) می خواهند به اجرا در آورند! با مبارزه و اعتراضات وسیع خود نباید اجازه داد، با ادامه اسارت رضا شهابی در زندان جمهوری اسلامی فاجعه ای جبران ناپذیر دیگری برای جنبش کارگری ایران رخ دهد.

ما نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران-  در خارج کشور از دست دادن محمد جراحی فعال کارگری مبارز را به همه یاران و خانواده ی او و نیز به همه فعالین جنبش کارگری ایران تسلیت می گوییم. و با عزمی راسخ می کوشیم با تداوم مبارزه یاد عزیزان و رهروان جنبش کارگری که امروز در میان ما نیستند را گرامی بداریم!

 

یاد محمد جراحی و تمامی جان باختگان راه رهایی طبقه کارگر گرامی باد!

نابود باد نظام سرمایه و جهل جمهوری اسلامی!

پنجشنبه ١٣ مهر ١٣٩٦ برابر با ٥ اکتبر ٢٠١٧

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

 

حزب سوسیالیست انقلابی: بمناسبت جانباختن کارگر مبارز محمد جراحی

با کمال تاسف صبح روز٥ شنبه ١٣ مهر ١٣٩٦ قلب پاک و انسان دوستی همسنگرمان، محمد جراحی، در بیمارستان تجریش از تپش باز ایستاد. محمد جراحی عضو جنبش طبقه کارگر وعضو”کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری” بود.

 

رفیق محمد جراحی سه دهه از زندگی اش را وقف مبارزه با ستم سرمایه داری و جمهوری اسلامی ضد کارگری و کمک به اتحاد و اعتلای جنبش کارگری نمود. در این راه بارها دستگیر و زندانی شد، که آخرین بار به مدت ٥ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان باقی ماند.

 

به علت پیشگیری عامدانه  و جنایتکارانه مقامات رژیم از مداوای به موقع او در زندان و همچنین اعمال آزار و ایجاد  فشار و محدودیت مداوم، متاسفانه رفیق محمد به انواع بیماریها مبتلا گردید. از اینرو پس از آزادی از زندان نیز با  آن جسم ضعیف و بیمار و آزرده دوران زندان قدرت و توان مقاومت و مقابله با بیماریهایش، از جمله  با سرطان را  از دست داده بود و سر آنجام دیروز جانباخت.

 

 حزب سوسیالیست انقلابی این ضایعه اسفناک را به خانواده محترم جراحی، به کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، به همرزمان ایشان و به جنبش طبقه کارگر ایران صمیمانه تسلیت میگوید. ما همچنین درود می فرستیم به همه فعالین و شرکت کنندگان که امروز در مراسم خاکسپاری این انسان شریف و آزادیخواه شرکت نمودند.

 

محمد جراحی نه اولین فعال جنبش ما بوده که جانش را در راه آزادی طبقه کارگر و انسانیت فدا کرد و نه آخرین نفرهم خواهد بود. مرگ چنین فعالینی به عزم و خشم جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر علیه نظام  فاسد سرمایه داری خواهد افزود.

 

ما با پای فشاری بر تداوم آرمان آزادی، برابری و سوسیالیسم و تلاش بی وقفه برای نابودی جمهوری ضد کارگری اسلامی سرمایه داران یاد این عزیز هم جنبشی خود  را همواره گرامی خواهیم داشت!

 

زنده باد محمد جراحی!

مرگ بر جمهوری اسلامی

 

حزب سوسیالیست انقلابی ایران

١٣ مهر ١٣٩٦

٦ اکتبر ٢٠١٧

 

کمپین دفاع ار رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی ، گوتنبرگ ـ سوئد: تسلیت به طبقه کارگر ایران در فقدان محمد جراحی

محمد جراحی نقاش ساختمان، عضو سندیکای نقاشان ساختمانی، عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و زندانی سیاسی نیز به خیل جانباختگان جنبش مبارزاتی طبقه ی کارگر پیوست. کارگر شریفی که سال ها عمر خود را در سیاهچال های رژیم ضد کارگری گذراند، در آخر مرگ را هم به سخره گرفت. بی شک مرگ او لکه ی ننگی بر پیشانی رژیم ایران است. اما پرسش امروز و پس از مرگ محمد جراحی چیست؟ به نظر شما قرعه ی بعدی به نام کدامیک از رهبران کارگری در ایران رقم خواهد خورد؟ دیروز  شاهرخ زمانی را در سیاهچال های رژیم سرمایه از دست دادیم. محمود صالحی با بیماری های کشنده فعلا بیرون از زندان دارد روزمرگی خود را سپری می کند. علی نجاتی با جراحی قلب، خود را سرپا نگاه داشته  و هر روز بیم آن می رود او را هم برای چندمین بار در پشت میله های زندان محصور کنند. رضا شهابی با پنجاه روز استقامت خود اعتصاب غذایش را مشروط پایان داد ولی او هم حال و روز خوشی ندارد و نه تنها به منزل  فرستاده نمی شود، بلکه از رفتن به بیمارستان هم منع می شود و کماکان در زندان بسر می برد. باید کاری کرد. باید اقدامی عاجل نمود تا دیکر در سوگ نفر بعدی ننشینیم.

محمد جراحی در زندان به بیماری سرطان تیروئید مبتلا شد و از زندان با پابندی که بر تختش زده بودند به بیمارستان انتقال یافت و تحت عمل جراحی قرار گرفت اما دژخیمان قوه ی قضائی با مرخصی درمانی او پس از عمل جراحی موافقت نکردند و او را به زندان بازگرداندند. او که از بیماری سرطان رنج می برد، به دلیل عود کردن بیماریش در بیمارستان تبریز بستری شد، اما پس از تشخیص وخیم بودن حال محمد، او را به بیمارستان تجریش در تهران انتقال دادند و در این بیمارستان مجددا مورد عمل جراحی قرار گرفت. اما  او به کما رفت و در ١٣ مهر ١٣٩٦ (٥ اکتبر ٢٠١٧) پس از مدت  ها مبارزه با بیماری سرطان سرانجام قلب مالامال از عشق به مبارزه و طبقه کارگر برای همیشه  ایستاد و با مرگ خود ثابت کرد که در مقابل رژیم حامی سرمایه داری می توان تا به آخر ایستاد و سر خم نکرد.

کمپین دفاع از رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی ، گوتنبرگ ـ سوئد،  جمهوری اسلامی را به عنوان رژیمی ضد کارگر، عامل مرگ این عزیز می دانیم و آن را محکوم می کینیم. بدینوسیله به خانواده محمد جراحی  و طبقه کارگرایران تسلیت میگوییم.

یاد و خاطره ی همه جانباختگان در راه جنبش کارگری گرامی باد و راهشان پر رهرو باد.

کمپین دفاع از رضا شهابی و دیگر زندانیان سیاسی ، گوتنبرگ ـ سوئد

پنجشنبه ١٣ مهر ١٣٩٦ برابر با ٥ اکتبر ٢٠١٧

 

 

پیام سازمان راه کارگر به مناسبت درگذشتِ محمد جراحی فعال کارگری

رژیم ضدکارگری جمهوری اسلامی، عامل تمام کش کردنِ این فعال پرشور جنبش چپ ایران است!

صبح پنجشنبه ١٣ مهرماه محمد جراحی در بیمارستان تجریش در حالیکه قرار بود او را عمل کنند درگذشت. او دچار بیماری سرطان تیروئید شده بود.

 

محمد جراحی یکی از فعالین شناخته شده جنبش کارگری ایران و عضو “کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای مستقل کارگری” و یکی از یاران نزدیک رفیق جانباخته شاهرخ زمانی بود. او در سال ١٣٩٠ در تبریز به جرم فعالیتهای کارگری و نیز اتهامات امنیتی در ارتباط با فعالیتهای کمونیستی دستگیر شد. رژیم اسلامی سرمایه داری، برای تحقیر و تحت فشار قراردادن محمد او را در بند معتادان زندان تبریز مستقر کرد. در بیدادگاه ضدکارگری، او را به حبس قطعی محکوم نمودند. او در طول دوران جبس متوجه اختلالات تیروئیدی شد، اما جنایتکاران رژیم از فراهم کردن امکانات درمانی برای او خودداری ورزیدند و از دادن هر نوع مرخصی استعلاجی ممانعت نمودند. محمد جراحی سرانجام بعد از گذراندن پنج سال حبس و فشار در مرداد ماه ٩٥ آزاد شد، در حالیکه خیلی زود دریافت بیماری تیروئدی او یک غده سرطانی است.

 

حامیان جنبش کارگری مستقل ایران در داخل و خارج سعی کردند با جمع آوری کمک مالی امکان معالجه او را فراهم کنند. در پی همین تلاشها در بیمارستان تجریش بستری شد تا عمل جراحی روی او صورت گیرد اما به دلیل وخامت حالش، او را به اتاق مراقبتهای ویژه منتقل کردند که متاسفانه در همانجا جان خویش را از دست داد.

 

این اولین بار نیست که رژیم اسلامی و زندانبانانش، با بی توجهی به وضعیت جسمی زندانیان بیمار بویژه فعالین کارگری و زندانیان سیاسی مقاوم، موجبات قتل تدریجی آنها را فراهم میکند. محمد جراحی همچون شاهرخ زمانی و دیگر فعالین کارگری ایران خاری در چشم رژیم حافظ منافع سرمایه داران و آقازاده های میلیاردر مدعی “ژنِ خوب” بود. با قتل خاموش محمد جراحی متاسفانه جنبش کارگری و جنبش کمونیستی ایران یکی از استوارترین یاران خود را دیگر در صفوف خویش ندارد. اما ما یقین داریم که یاد و راه او همواره تداوم خواهد داشت و هزاران محمد جراحی دیگر در جنبش کارگری و چپ ایران قدم به عرصه مبارزه برای آزادی و برابری خواهند گذاشت.

 

سازمان ما همدردی عمیق خویش را به خانواده، دوستان و همرزمان محمد جراحی عزیز اعلام میکند و خود را در غم شان شریک میداند.

 

 زنده باد یاد و راه محمد جراحی فرزند شجاع طبقه کارگر ایران

 

 سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری ایران

 

 زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 

کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

 

 ١٣ مهر ١٣٩٦ – ٥ اکتبر ٢٠١٧

 

ناصر بابامیری: به یاد عزیزان محمد جراحی ها که جانشان را پس از سالها مبارزه در راه رهایی از قید استثمار و بندگی بنوعی بدست حاکمان سرمایه از دست دادند!

با نهایت تاسف و تاثر در ٥ اکتبر ٢٠١٧ قلب مالامال از امید به زندگی و مبارزه فعال جنبش کارگری ایران محمد جراحی برای همیشه از تپش باز ایستاد.

محمد جراحی سالهای طولانی از عمر خود را وقف مبارزه در راه آزادی و رهایی کارگران و اقشار محروم جامعه نمود.

فارغ از اینکه سالانه هزارن انسان اعم از کودک و جوان و پیر با مرگ تدریجی ناشی از فقر و فاقه و سوء تغذیه جان عزیزشان را از دست میدهند. فارغ از اینکه سالانه هزاران انسان در حوادث ناگوار ناشی از نامنی محیط کار و زندگی جانشان به شیوه های اسفبار نظیر آنچه در معدن زغال زمستان یورت بوقوع پیوست و ده ها کشته و مجروح به جای گذاشت، گرفته میشود. فارغ از اینکه سالانه هزران نفر بدلیل نبود اشتغال و بیکاری ناشی از وضعیت فلاکتبار اقتصادی که این رژیم ضدانسانی با چنگ انداختن بر شریان اقتصادی مملکت بر جامعه اعمال نموده کارگران را راهی مرزهای صعب العبور نموده تا با کار مزدی ناچیز موسوم به کولبری در میله های مرزی با مرگ دست و پنجه نرم کنند، کماینکه کمتر روزی هست ما شاهد خبر کشته و زخمی شدن انسانهایی که تنها برای امرار معاش به این مناطق مرزی روآورده بدست ماموران اجیر و گمارده شده رژیم نباشیم. فارغ از همه تبعیضات و نابرابریهایی که این رژیم به لحاط ملیتی و مذهبی و جنسیتی تولید و باز تولید نموده. فارغ از اینکه سالانه هزاران و شاید ده ها هزار انسان دامنگیر پدیده رو به رشد اعتیاد شده و قربانی میشوند که خود سران این رژیم هدفمند در اشاعه آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرده اند. فارغ از اینکه سالانه هزاران نفر به دلیل وجود قوانین و نظام اختاپوس اسلامی و ضد زن در این مملکت قربانی قتلهای ناموسی میشوند که این رژیم حافظ و پاسدار آن بوده و هست. فارغ از ده ها و صدها پدیده مصیبت بار دیگر که ناشی از اوضاع فلاکتبار و وخیم سیاسی و اجتماعی ایست که بیش از ٣٨ سال است سایه شومش را بر این مملکت کشیده و عامل و مسبب آن این رژیم است. پشت همه این پدیده ها اعمال شده بر جامعه، سود اندوزی اقلیتی مفتخور از صاحبان سرمایه خوابیده که بر همه معیشت و زندگی توده های مردم چنگ انداخته و همچون زالو دارند خون کارگران و دیگر اقشار محروم و ستمدیده این جامعه را می مکند. سالانه صدها و هزاران نفر زن و مرد اینجا و آنجا در گوشه و کنار این مملکت تنها و تنها به دلیل مبارزه و اعتراضاشان به چنین وضعیتی و دقیقا به خاطر دفاع از همین ابتدائی ترین حقوق پایمال شده که در قبال آن سکوت نکرده و اعتراض میکنند با گلوله پاسخ میگیرند یا راهی پشت میله های زندان میشوند.

محمد جراحی هم دقیقا به خاطر مبارزه علیه وضع موجود و به خاطر حمایت از ابتدائی ترین حق و حقوق پایمال شده از همنوعان خود، به خاطر اعتراض به حقوق معوقه همسرنوشتان خود، به خاطر اعتراض به کار کودکان، به خاطر اخراج سازی و بیکارسازی کارگران، به خاطر ستمی که حافظان سرمایه بر همنوعانش اعمال کرده بودند بارها دستگیر و اذیت شدند. تا اینکه در آخرین بار دستگیری به پنج سال حبس محکوم و روانه زندان گردید و ٥ سال را برغم شکنجه، اذیت و آزار و مریضی و آنهم بدون برخوردار بودن حتی از حداقل امکات پزشکی و رسیدگی به وضیعیت جسمانی که نهایتا منجر به این شد دچار سرطان گردد پشت میله های زندان سپری کرد. در بیان واقع رژیم زندان را به قتلگاهی با مرگ برنامه ریزی شده برای کارگران رزمنده و جسور تبدیل کرده. که حتی بعد از آزادی هم بدلیل اثرات مرگبار فشار و شکنجه های جسمی و روانی زندگیشان را تهدید کند. بر کسی دیگر پوشیده نیست جراحی ها دوران سپری کردن زندان را که با شکنجه و اذیت و آزار و امراض ناشی از آن سپری میکنند عامل و مسبب اصلی مرگ و جان از دست دادنشان کسی جز سران همین رژیم ضد بشری نیست.

این روزها که جنبش کارگری ایران یکی دیگری از فعالین خستگی ناپذیر و رزمنده خود را در صفوف اش از دست داده ضمن ابراز همدردی با خانواده اش و همه همرزمانش این ضایعه بزرگ را بایستی با ادامه راهش و با تلاش بیش از پیش جهت هر چه وسیعتر متشکل کردن طبقه کارگر پر کند. به عبارتی گسترش و تحکیم روند مبارزاتی و اعتراضات کارگری که خصوصا در این چند ماه اخیر این جنبش بدان پا گذاشته و دارد چشم انداز روشنتری از مبارزه را به لحاظ عملی در تقابل با نظام ترسیم و تجربه میکند.

زنده با یاد محمد جراحی، شاهرخ زمانی و کورش بخشنده ها و همه کارگران پیشرو و همرزمانشان که در این راه با مایه گذاشتن از جانشان پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی را به رغم فضای خفقان و استبداد حاکمان کماکان برافراشته نگه داشته اند.

یاد عزیزش همیشه گرامی و راهش پر راهرو

پرتوان باد جنبش کارگری ایران

٠٥.١٠.٢٠١٧ ناصربابامیری

 

کمپین دفاع از مبارزات کارگری در ایران: قتل خاموش محمد جراحی

محمد جراحی پس از سالها مبارزه و تحمل زندان و آسیب های ناشی از شیوه های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی شمع وجودش خاموشی گرفت. او در زندان مبتلا به سرطان شد و محرومیت از دارو و درمانآسیب های جبران ناپذیری بر سلامتی اش وارد کرد. با این همه استواری و پایداریش تا دم مرگ از اوچهره ای ماندگار در جنبش کارگری آفرید. مجموعه این شرایط گواه آنست که جز قتلی خاموش توسط

رژیم، نامی دیگر بر مرگش نمی توان داد. او از میان ما ربوده شد و اما هنوز چنبش کارگری با همان شرایط روبرو است. رضا شهابی بدنبال پایان مشروط اعتصاب غذا ، در انتظار سرنوشتی نامعلوم رها

شده است. شکنجه گران نه تنها به وعده های خویش عمل نکرده و رضا را آزاد نکرده اند بلکه از دسترسی او به درمان که پس از اعتصاب غذای طولانی امری حیاتی است جلوگیری کرده اند. این عمل هیچ معنایی جز رها کردن او درمعرض صدمات غیر قابل جبران پس از گرسنگی طولانی ندارد. تصور بازجویان و دیگر عوامل امنیتی براین است که مدافعین رضا شهابی پراکنده شده اند و میتوان او را در انزوا به مرگی خاموش محکوم نمود. تجربه قتل شاهرخ زمانی و محرومیت محمد جراحی از مداوا و عواقب مرگباری که منجر به خاموشی او شد و دهها مورد از چنین تضییقات غیر انسانی به ما آموخته است که حتی یک لحظه فعالین کارگری وزندانیان سیاسی را تا آزادی کامل نباید تنها بگذاریم. ما در استکهلم ضمن بزرگداشت یاد محمد جراحی و ادامه راهش همه آزادیخواهان ومدافعین جنبش کارگری را به ادامه مبارزه برای تحقق خواسته های اعتصابیون و کارگران زندانی  و زندانیان سیاسی فرا میخوانیم. رضا شهابی بدون قید و شرط فورا باید آزاد شود و به امکانات درمانی مناسب دست پیدا کند. جمهوری اسلامی تا تحقق این خواسته باید وسیعتر از قبل مورد تهاجم بین المللی آزادیخواهان و مدافعین جنبش کارگری قرار گیرد. یاد محمد جراحی وشاهرخ زمانی ماندگار و راهشان پر رهرو باد

 

مرگ برحکومت سرمایه داری جمهوری اسلامی

کارگر زندانی ، زندانی سیاسی آزاد باید گردد

زندانهای سیاسی برچیده باید گردد

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

کمپین دفاع از مبارزات کارگری در ایران

پنجشنبه  ١٣ مهر ١٣٩٦ –  ٥ اکتبر ٢٠١٧

 

سازمان فدائیان (اقلیت): جمهوری اسلامی قاتل محمد جراحی است

رضا شهابی را آزاد کنید

صبح امروز سیزده مهرماه محمد جراحی کارگر مبارز و پیشرو در اثر ابتلا به سرطان تیروئید در بیمارستان تجریش تهران درگذشت. وی که توسط مقامات جمهوری اسلامی چندین بار دستگیر و زندانی شده بود، برای آخرین بار در سال ٩٠ همراه با رفیق و همسنگر خود کارگر مبارز شاهرخ زمانی دستگیر شد و تا سال ٩٥ در زندان مرکزی تبریز بدون حتا یک روز مرخصی بسر برد.

 

او در سال‌های زندان به بیماری سرطان مبتلا شد. پس از عمل جراحی در بیمارستان تبریز، مقامات جمهوری اسلامی با مرخصی درمانی وی موافقت نکرده و پس از عمل او را به زندان بازگرداندند که همین مساله موجب تشدید بیماری وی شد.

 

وی که عضو سندیکای نقاشان بود، در سال‌های زندان در نامه‌ای خطاب به سندیکای نقاشان ساختمانی در رابطه با بیماری خود نوشته بود: “در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (٥٥ سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری‌هایی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده‌ام. ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری‌هایم انجام نگرفته است. شایان ذکر است بنده به‌خاطر ابتلاء به بیماری سرطان تیروئید یکبار مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود. از این‌رو اینجانب با تکمیل پرونده پزشکی خود و ارسال آن به پزشکی قانونی جهت صدور نظر کارشناسی مبنی بر عدم تحمل حبس اقدام کرده بودم و اکنون با گذشت ٥ ماه از طرف مسئولین امر پاسخی دریافت نکرده‌ام.

 

باید عنوان کنم اینجانب در طی ٢ سال گذشته از مرخصی بهره نبرده‌ام و حتی پس از عمل جراحی تیروئید و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر استراحت کامل، مسئولین زندان از اعطای مرخصی استعلاجی به بنده خودداری و بلافاصله پس از عمل جراحی به زندان منتقل شده‌ام”. محمد جراحی در ١٩ مرداد ٩٥ از زندان آزاد شد و کمتر از ١٤ ماه بعد درگذشت. جمهوری اسلامی قاتل محمد جراحی است همان‌طور که قاتل رفیق و همسنگر او شاهرخ زمانی است.

 

شاهرخ زمانی کارگر مبارز و هم‌پرونده محمد جراحی بود که حتا در زندان‌های قرون وسطایی جمهوری اسلامی نیز دست از مبارزه نکشید و در شهریور ٩٤ در زندان گوهردشت جان باخت.

 

هم اکنون رضا شهابی کارگر مبارز شرکت واحد تهران در وضعیت بسیار وخیم جسمی بسر می‌برد. وی هفته گذشته و در پی وعده‌ی مقامات دولتی بعد از ٥٠ روز به طور مشروط به اعتصاب غذای خود خاتمه داد. اما از آن زمان تاکنون حتا به وضعیت جسمی او نیز رسیدگی نشده و این در حالی‌ست که بعد از ٥٠ روز اعتصاب غذا او نیاز به مراقبت‌های فوری پزشکی بیرون از زندان دارد.

 

جان رضا شهابی در زندان‌های جمهوری اسلامی در خطر است.

 

سازمان فدائیان (اقلیت) خواستار آزادی فوری و بی‌قید و شرط رضا شهابی و دیگر کارگران و معلمان دربند و تمامی زندانیان سیاسی است.

 

سازمان فدائیان (اقلیت) جمهوری اسلامی را مسوول هر اتفاقی می‌داند که جان و سلامتی رضا شهابی را به خطر اندازد.

 

سازمان فدائیان (اقلیت) از همه‌ی انسان‌های آگاه می‌خواهد تا از رضا شهابی و خواست آزادی بی‌قید و شرط او حمایت کرده و بر تلاش‌های خود برای آزادی او بیافزایند.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورایی

 

زنده‌باد آزادی – زنده‌باد سوسیالیسم

 

نابود باد نظام سرمایه‌داری

 

سازمان فدائیان (اقلیت)

 

١٣ مهرماه ١٣٩٦

 

کار – نان – آزادی – حکومت شورایی

 

اطلاعیه اتحاد بین المللی به مناسبت درگذشت محمد جراحی

شنیدن خبر ناگوار درگذشت محمد جراحی، دلمان را به درد آورده است. همه می دانیم که چه رنج هایی این رفیق گرامی در راه مبارزه برای آزادی طبقه کارگر با دلیری تحمل کرد.

محمد جراحی از مبارزین جنبش کارگری ایران و اعضای “کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری” بود که در خرداد سال١٩٩٠ به همراه زنده یاد شاهرخ زمانی و تعدادی از فعالین دانشجویی دستگیر شد و به خاطر فعالیت های کارگری به پنج سال زندان محکوم گردید.

 

محمد جراحی که پنج سال حکم خود را در زندان تبریز گذراند، در زندان به سرطان بدخیم تیروئید دچار شد. در ابتدا بخشی از غده تیروئید محمد جراحی به دلیل سرطانی بودن طی عمل جراحی در بیمارستانی در تبریز برداشته شد. بنا به نتایج قطعی آزمایش ها و طبق تشخیص کمیسیون پزشکی، ضروری بود که محمد جراحی هر چه زودتر در بیمارستانی در خارج از زندان بستری و تحت درمان قرار گیرد و آزاد گردد. اما به رغم تشخیص پزشکان معالج و پیگیری خانوده محمد جراحی، مقامات زندان و مراجع قضایی جمهوری اسلامی اجازه بستری شدن و درمان او در خارج از زندان را صادر نکردند. عدم صدور مرخصی درمانی برای محمد جراحی و آزاد نکردن او جان وی را به خطر انداخت و امکان علاج و بهبودی در زمان مناسب را از او کاملا سلب کرد. روشن است که جدا از علت  درگذشت محمد جراحی در ١٣ مهر ١٣٩٦ در بیمارستان تجریش، رژیم ضدکارگر جمهوری اسلامی ایران مسئول مستقیم ایجاد شرایطی است که محمد جراحی را به کام مرگ کشانید. مقایسه تصویر جراحی پیش از زندان و پس از آن خود گواهی ست از صدمات شدیدی که به این رفیق در مدت حبس وارد شده بود.

 

نباید اجازه داد جان هیچ یک از فعالین کارگری ایران بار دیگر در زندانها و کشتارگاههای جمهوری اسلامی به خطر بیافتد. باید با تمام توانمان برای آزادی فوری کلیه فعالین کارگری زندانی و زندانیان سیاسی بیش از پیش تلاش کنیم.

 

اتحاد بین المللی درگذشت غم انگیز زنده یاد محمد جراحی را به خانواده و یاران ایشان و به طبقه کارگر ایران صمیمانه تسلیت می گوید. ما خود را در این ایام سخت در کنار این عزیزان می دانیم و تندرستی و آرامش خاطرشان را آرزو داریم. طبقه جهانی ما به داشتن مبارزی استوار و ثابت قدم چون محمد جراحی افتخار می کند؛ نام محمد جراحی در تاریخ مبارزات کارگران ایران برای محو سرمایه داری و برقراری آزادی و برابری و سوسیالیسم با حروفی درشت و درخشان ثبت شده است.

 

درود بر محمد جراحی

 

٥ اکتبر٢٠١٧

 

 

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری: قلب محمد جراحی  فعال کارگری از تپش ایستاد !

 

اطلاعیه شماره  ٩

 

در کمال اندوه خبر یافتیم که قلب پر تپش محمد جراحی فعال کارگری و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری و همرزم زنده یاد شاهرخ زمانی صبح روز٥ شنبه ١٣ مهر ١٣٩٦ در بیمارستان تجریش از تپش ایستاد.

 

محمد جراجی، سه دهه از زندگی اش را در راه مبارزه با ستم سرمایه و اعتلای جنبش کارگری گذراند و در این راه بارها دستگیر و زندانی شد که ٱخرین بار به مدت ٥ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بود. و همانجا بود که به علت عدم رسیدگی درمانی به بیماری مبتلا شد و پس از آزادی از زندان نیز درمانش به جایی نرسید و امروز در بیمارستان در گذشت.

 

محمد جراحی نمونه ای از صدها فعال کارگری بود که در راه مبارزه برای بهبود شرایط زندگی طبقه ی کارگر جان باخت. بی شک قوه قضاییه و سازمان امور زندان ها در این مرگ دخلیند و باید پاسخگو باشند. چرا که سرطان را همین ها به جان او انداخته بودند.

 

طبقه ی کارگران ایران، کنشگری مقاوم و دلسوز را و کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری یار و همرزمی باورمند را از دست داده اند.

 

ما این ضایعه ی اسفناک را به خانواده بزرگ جراحی و به کارگران و زحمتکشان ایران تسلیت می گوییم.

 

بدیهی است که یاد محمد جراحی همواره با کارگران خواهد بود و عزم همرزمانش را برای رسیدن به جامعه ای عاری از ستم و برخوردار از رفاه و شایسته ی زیستن بیشتر خواهد کرد.

 

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

 

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

 

١٣ مهر ١٣٩٦

 

حزب حکمتیست(خط رسمی): محمد جراحی درگذشت!

با کمال تاسف صبح امروز پنجم اکتبر ٢٠١٧ محمد جراحی یکی از فعالین دلسوز طبقه کارگر ایران، بعد از مدتی طولانی دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان، درگذشت.

محمد جراحی یکی از فعالین کارگری صمیمی و کمونیست بود. او سالهای طولانی از عمر خود را در دفاع از آزادی و برابری و برای تامین جامعه ای انسانی سپری کرد و به همین جرم  از طرف  جمهوری اسلامی ٥ سال زندانی شد.

محمد جراحی یک سال پیش از  پایان مدت محکومیت،  معلوم شد سرطان دارد و برای معالجه باید آزاد شود. اما مقامات قضایی جنایتکار و شکنجه گران جمهوری اسلامی که خاموش شدن صدای او را میخواستند و برای همین او را به بند کشیده بودند، از آزادی او سرباز زدند. سرانجام و بعد از پایان دوره زندان و گذشت چند ماه از آزادی، بدلیل پیشرفت سرطان، قلب مهربانش برای همیشه از طپش ایستاد  و در بیمارستان تجریش درگذشت.

با مرگ محمد جراحی، طبقه کارگر ایران و جنبش سوسیالیستی یکی از فعالین دلسوز خود را از دست داد.

حزب حکمتیست(خط رسمی) درگذشت محمد جراحی را به کارگران ایران، به همه آزادیخواهان، به رفقا و یاران او، و همچنین به بستگان و خانوده عزیز و گرامی جراحی، تسلیت  میگوید.

یاد محمد جراحی همیشه گرامی است

 

دبیر خانه حزب کمونیست کارگری-حکمتیست (خط رسمی)

٥ اکتبر ٢٠١٧

 

حسن رحمان پناه: درگذشت محمد جراحی، فعال کارگری و زندانی سیاسی

بنابه گزارشات منتشر شدە ، صبح امروز ٥ شنبە ١٣ مهرماه ١٣٩٦ محمد جراحی کارگر سوسیالیست و عضو “کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری” و فعال سیاسی که به دلیل وضعیت وخیم جسمی به تهران انتقال یافته بود، در بیمارستان “شهدا”ی تجریش درگذشت.

این فعال کارگری به بیماری سرطان تیروئید مبتلا بود و با مشکلات جسمی دیگری نیز دست و پنجه نرم می کرد. کارگر مبارز ” محمد جراحی” سە دهە فداکارانه و صادقانه در صفوف جنبش کارگری برای تحقق آرمانهای والای سوسیالیستی مبارزه کرد. ایشان در بدترین شرایط مالی و با جسمی بیمار، اما مقاوم و خستکی ناپذیر، زندگی خود را فدای آزادی و رهایی طبقه کارگر از ستم نظام ظالمانه و ضد انسانی سرمایه داری نمود . محمد جراحی در بدترین شرایط زندان تبریز، تمامی پنج سال حبس را بدون مرخصی سپری کرد. این فعال کارگری و زندانی سیاسی، طی مدت ٥ سال حبس، زیر شدیدترین اذیت و آزار و شکنجه های جسمی و روحی  قرار گرفت ، اما در برابر جانیان اسلامی هرگز سر تعظیم فرود نیاورد. زندان و فشارهای جسمی و روحی ، بی توجهی مقامات رژیم نسبت به بیماریش و اجازە ندادن به معالجە پزشکی در خارج از زندان ،منجر به مشکلات جسمی عدیده و تسریع مرگش گردید. محمد جراحی از یاران نزدیک فعال کارگری رزمندە و جانباخته، شاهرخ زمانی بود که در زندان توسط قاتلان اسلامی شرایط مرگش فراهم و به دلیل سکتە قلبی جانباخت. با مرگ محمد جراحی جنبش کارگری ایران یکی دیگر از یاران و فعالین راستین و رزمنده خود را از دست داد.

ضمن گرامیداشت یاد فداکاری و از خودگذشتگی فراموش نشدنی محمد جراحی با تنی رنجور و مریض در زندانها ، مرگ نابهنگامش را به خانوادە ، دوستان ، بستگان و همرزمانش در “کمیتە پیگیری ایجاد تشکل های کارگری” و کل جنبش طبقاتی و سوسیالیستی تسلیت گفتە و خود را در غم و اندوە آنان شریک می دانم .

حسن رحمان پناه

١٣/٧/١٣٩٦

 

سایت آزادی بیان: جنبش کارگری محمد جراحی را هم از دست داد

متاسفانه طبقه کارگر ایران , رهبران و فعالین کارگری و تشکلات مستقل کارگری و بخصوص کمیته پیگیری یکی از یاران فعال و پیگیر خود را از دست داد. محمد جراحی یکی از چهره های شناخته شده جنبش کارگری امروز بعد از مدتها دست و پنجه نرم کردن با بیماری دیده از جهان فرو بست.

محمد جراحی سالها از عمر خود را در زندانهای مخوف  رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی گذراند .بعد از شاهرخ زمانی و کورش بخشنده , محمد جراحی سومین فعال کارگری است که بعد از مرخصی از زندان و به علت بیماری و شرایط سخت زندانهای جمهوری فاشیست اسلامی  جان خود را از دست میدهد. بیشک متهم درجه اول و عامل مرگ این عزیزان  در مرحله اول جمهوری اسلامی و حامی سرمایه در ایران است . ضمن محکوم کردن جمهوری اسلامی بعنوان عامل مرگ این عزیزان … به خانواده محمد جراحی , دوستان و رفقا و طبقه کارگر ایران تسلیت میگوییم.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

زنده باد سوسیالیسم

 

بهروز خباز: این مرگ را جمهوری اسلامی به محمد جراحی تحمیل کرد!

 

رفیق محمد جراحی بعد از سه دهه مبارزه کارگری و پس از جدالی سخت با بیماری سرطان صبح امروز ما را ترک کرد، در جسم او قبل از زندان خبری از سرطان نبود، زندانی شدن او در بند معتادین در ماه های اول همراه با شکنجه های جسمی و روحی بود، محمد در نامه ای  در شهریور سال ٩٢ به سندیکای کارگران نقاش می نویسد:

“اینجانب محمد جراحی فعال کارگری و عضو سندیکای نقاشان با قریب به ٣٦ سال فعالیت سندیکایی هستم که به دفعات به‌خاطر دفاع از حقوق کارگران بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام. اینجانب در خرداد ماه سال ٩٠ به اتهام فعالیت در دفاع از حقوق کارگران توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به ٢ ماه بازداشت توأم با شکنجه و آزار و اذیت جسمی و روحی توسط دادگاه انقلاب تبریز طی یک حکم ناعادلانه به ٥ سال حبس تعزیری محکوم شده‌ام و هم اینک بیش از ٢ سال است در زندان مرکزی تبریز مشغول گذراندن محکومیت خود هستم.

در طول این مدت به دلیل شرایط سنی (٥٥ سال) و وضعیت نامناسب زندان تبریز از نظر تغذیه و بهداشت به بیماری‌هایی اعم از سرطان تیروئید، دیابت و چربی خون دچار شده‌ام. ولی متأسفانه تا به حال اقدامات مناسبی از طرف مسئولین زندان در راستای درمان بیماری‌هایم انجام نگرفته است. شایان ذکر است بنده به‌خاطر ابتلاء به بیماری سرطان تیروئید یکبار مورد عمل جراحی قرار گرفته‌ام و طبق نظر پزشکان متخصص مراحل درمانی باید در بیرون از زندان پیگیری شود. از این‌رو اینجانب با تکمیل پرونده پزشکی خود و ارسال آن به پزشکی قانونی جهت صدور نظر کارشناسی مبنی بر عدم تحمل حبس اقدام کرده بودم و اکنون با گذشت ٥ ماه از طرف مسئولین امر پاسخی دریافت نکرده‌ام.  باید عنوان کنم اینجانب در طی ٢ سال گذشته از مرخصی بهره نیرده‌ام و حتی پس از عمل جراحی تیروئید و علیرغم نظر پزشکان مبنی بر استراحت کامل، مسئولین زندان از اعطای مرخصی استعلاجی به بنده خودداری و بلافاصله پس از عمل جراحی به زندان منتقل شده‌ام”.

براساس آن چه که محمد جراحی نوشته است او را می توان همانند بسیاری دیگر همچون شاهرخ زمانی در زمره قربانیان خاموش زندانیان سیاسی نامید. جمهوری اسلامی با امتناع از رسیدگی پزشکی زندانیان سیاسی، آنان را به سوی مرگ هدایت می کند و در واقع به این شکل مخالفان خود را در زندان و بیرون از آن به قتل می رساند.

ما محمد جراحی و شاهرخ زمانی را از دست دادیم، بیایم نگران رضا شهابی، سهیل عربی، اسماعیل عبدی، محسن عمرانی، سعید شیرزاد و دیگر زندانیان سیاسی که به شدت در معرض خطر هستند بیاندیشیم، به این فکر کنیم که چطور می توانیم دست عوامل امنیتی را از سر این عزیزان کوتاه کنیم.

آخرین بار که با رفیق محمد جراحی صحبت کردم از آرزوهایش و از سوسیالیسم گفت که تا آخرین لحظه او را همراهی خواهد کرد،  او من و دیگر فعالین کارگری را به رفاقت و همبستگی برای اهداف جنبش کارگری فرا خواند.

من این ضایعه بزرگ را به خانواده، رفقای محمد جراحی در سندیکای کارگران نقاش و کمیته پیگیری تشکل های کارگری تسلیت می گویم و می دانم که تنها و تنها سازماندهی و تشکل یابی در مسیر اهداف جنبش کارگری می تواند این غم بزرگ را التیام دهد.

 

بهزاد سهرابی: قلب رفیق محمد جراحی برای همیشه از تبش باز ایستاد

محمد جراحی فعال کارگری وعضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ، یاروهمرزم زنده یاد شاهرخ زمانی، امروز پنج شنبه ١٣/٠٧/١٣٩٦ قلبش برای همیشه  از تبش بازایستاد. محمد جراحی، کارگرمبارزی بود که درراه رهایی طبقه کارگرورفع استثمارانسان ازانسان برای یک لحظه از پای ننشست و به این دلیل  توسط بیدادگاه های رژیم جهل و سرمایه، به ٥ سال زندان محکوم شده بود. او در شرایطی دوران محکومیت زندان را به پایان  رساند که از بیماری تیروئید رنج می برد و او دردوران بازداشت تحت هیچ گونه معالجه ای قرارنگرفت و ازهیچگونه امکانی برای مرخصی  درمانی برخوردارنشد. بی شک عدم رسیدگی و عدم معالجه او در زندان ، شکنجه های جسمی و روانی، فشار ها و استرس های وارده  توسط حامیان نظام سرمایه داری ، بازجویان وشکنجه گران جمهوری جهل و سرمایه اسلامی ایران،عامل بسیار مهمی درمرگ نا به هنگام  این رفیق مبارزه بوده است .

 

با ابرازتنفروانزجارعمیق وبی پایان خود نسبت به نظام جهل و سرمایه اسلامی ایران، که عامل مرگ محمد جراحی بوده، باید یاد آورشوم که حافظان سرمایه داری درایران با نقشه هایی از پیش تعیین شده و با تمام امکانات موجود(حتی دادن داروهای مرگ باردردوران بازداشت به زندانیان ) درتلاش بوده وهستند که کارگران و فعالین کارگری که در امرمبارزه تلاش گرهستند را به شیوه های گوناگون به قتل برسانند. این نقشه شوم، امروزدرمورد رضا شهابی دارد صورت می گیرد!، نباید اجازه داد با ادامه بازداشت رضا شهابی ، شاهد فاجعه ای دیگر برای جنبش کارگری ایران باشیم !.

 

در اینجا به رسم کارگران ، درمقابل تلاش ها ،فداکاریها ، جسارت و از خود گذشتگی های محمد جراحی، درامرپیشبرد مبارزه طبقاتی کارگران ، سرتعظیم فرود آورده و فقدان و از دست دادن این رفیق عزیز را به خانواده ی او وجنبش کارگری ایران تسلیت می گویم؛ همچنین  از یاد نخواهیم برد که سنت جنبش کارگری به ما آموخته است که سازماندهی و باز هم سازماندهی آن راهی است که میتواند ما را به سر منزل مقصود برساند.

 

یاد محمد جراحی و تمامی جان باختگان راه رهایی طبقه کارگر  از استثمار  نظام سرمایه داری گرامی باد.

 

بهزاد سهرابی ، ١٣ مهرماه ٩٦ برابر با ٥ اکتبر ٢٠١٧

 

الحزب الشیوعی العمالی الیساری العراقی: نعی محمد جراحی القائد العمالی و الناشط الشیوعی!!

 

حسب البیان الصادر من الحزب الشیوعی العمالی الأیرانی فی ٥\١٠\٢٠١٧ المصادف یوم الخمیس الماضی توفی محمد جراحی القائد العمالی و الفعال الشیوعی و احد کوادر الحزب الشیوعی العمال الأیرانی فی عمر ٥٨ سنه.

 

ناضل محمد جراحی ثلاثین سنه متتالیه و وباصرار ضد الجمهوریه الأسلامیه فی ایران و لم یخضع لسیاساتهم للحظه و احده و کان مع رفاقه و خاصه شاروخ زمانی ینضالون من اجل قیاده و تنظیم العمال فی ایران، انهم کانو من مؤسسی لجنه متابعه ایجاد التنظیمات العمالیه. اعتقل من قبل الجمهوریه الأسلامیه بتهمه نشاطاته العمالیه و الدفاع عن العمال و حکم بخمسه سنوات فی سجن تبریزو واجه التعذیب داخل السجن بشکل لا انسانی،اثناء تواجده فی السجن اصیب بمرض السرطان  لکن الجمهوریه الأسلامیه منعه من العلاج  خارج السجن و حرمه من العلاج الضروری و عندما اطلق سراحه المرض کان منتشرا بشکل ادت الی وفاته یوم الخمیس الماضی المصادف ٥\١٠\٢٠١٧، فی الحقیقه قاتله الحقیقی هی الجمهوریه الأسلامیه فی ایران.

 

نحن ندین الجمهوریه الأسلامیه و نتهمها بقتل محمد جراحی، و نعلن تضامننا مع القاده العمالیین و السجناء السیاسیین و الطبقه العمله الأیرانیه مره اخری. و نطالب باطلاق سراح السجناء السیاسیین فورا.

 

و نقدم احر التعازی لعائله محمد جراحی  و اصدقائه و رفاقه و کل اعضاء الحزب الشیوعی العمالی الأیرانی، و بتضامننا و نضالنا الأممی ندیم النضال للوصول الی اهدف محمد جراحی  لتحقیق الحریه و المساواه و الأشتراکیه.

 

المجد و الخلود لمحد جراحی !!

 

عاشت الأشتراکیه

 

الحزب الشیوعی العمالی الیساری العراقی

 

٦\١٠\٢٠١٧

 

جوانمیر مرادی:  محمد جراحی را از جنبش کارگری ایران گرفتند

محمد جراحی عضو کمیته پیگیری، مدافع جسور، خستگی ناپذیر و مبارز راه آرمانهای طبقه کارگر بعد از تحمل ٥ سال بدترین و غیر انسانی ترین شرایط زندان همراه با شکنجه های جسمی و روحی که منتج به سرطان شد، در حالیکه حدود یک سال بود که از زندان و از توهین و تحقیر زندانبان و شکنجه گر رهائی یافته بود، امروز درگذشت.

مرگ محمد جراحی یک باره رقم نخورده بود. روند مرگ او سالها پیش، در دوران بازداشت، شکنجه و زندان شکل گرفت و با محروم شدنش از معالجه و حتی داروهائی که خانواده اش با هزینه شخصی تهیه می کردند، بیماری او به مرحله بحران و لاعلاجی رسید که امروز بعد از سالها تحمل درد، زندگی را بدرود گفت.

بدون شک مرگ محمد جراحی برای جنبش کارگری واقعه ای دردناک و خسارت جبران ناپذیری است. اما راه و آرمان او همچنانکه هم اکنون هر روزه در اعتصابات و اعتراضات طوفنده کارگران و معلمان شاهد هستیم، پر ره رو است و یاد و خاطره او مانند مبارزانی همچون شاهرخ زمانی و کوروش بخشنده همراه لحظه به لحظه مبارزات جنبش کارگری ایران خواهد بود.

 ما با از دست دادن هر هم رزمی، باری گران بر دوش احساس می کنیم. اما مطمئنا بارغم از دست دادن آنان را با همبستگی و اتحاد قدرتمندتر خود برای رسیدن به آرزوهایشان، بر خود هموار خواهیم کرد.

١٣/٧/١٣٩٦

 

شورای همبستگی کارگران دماوند

با کمال تاسف سنگر مبارزه کارگران وآزادیخواهان و برابری طلبان یکی دیگر از فعالین جسور و خستگی ناپذیرش را از دست داد. مرگ ناحق و تحمیلی محمد جراحی ایمان و اراده همرزمانش را محکمتر و جسورتر کرد. و این سنگر روز بروز با واقعیت حاکمیت سرمایه روبرو و مستحکم‌تر می شود. به خانواده استوار محمد جراحی و تمام دلسوزان انسانیت و طبقه کارگر تسلیت می گوییم و یادش برای میشه زنده و جاودان است

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه;

ننگ بر عاملین مرگ فعال کارگری محمد جراحی

زنده یاد محمد جراحی پنج سال به دلیل مبارزه برای دفاع از حقوق کارگران زندانی شد. و حتی حقوق اولیه وی به عنوان یک زندانی رعایت نگردید. مراجعه به پزشک را از وی دریغ کردند و به دلیل عدم تشخیص به موقع سرطان، به فاصله کمتر از یکسال پس از آزادی به دلیل پیشرفت بیماری، مراقبت های پزشکی موثر واقع نشد و متاسفانه یارانش را تنها گذاشت.

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه یاد این فعال کارگری را گرامی می دارد و به خانواده و دوستان و یارانش تسلیت عرض می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

٩٦/٠٧/١٤

 

برای محمد جراحی که دمی از مبارزه علیه ستم و استثمار به دور نماند!

 

جراحی فقط یک نام و یک خاطره نخواهد بود! جراحی فقط یک یار و همراه گرامی نخواهد بود! او نه تمثیل یک قهرمان، که خود یک راه بود، راهی که فراسویش صلح و نان و آزادی است! او یک افق درخشان در جهان بی عدالتی و تبعیض بود و خواهد ماند.

مرگ او یک مرگ ساده نبود بلکه از جنس مرگ انسان هایی است که در راه حمایت از کارگران و تمام مزدبگیران دمی ننشستند .او به دلیل همین تلاشش از طرف صاحبان زر و زور به زندان افتاد و در اثر بی توجهی زندانبانان جوانی و سلامتی خود را از دست داد. امروز وی نمرده است بلکه یاد وخاطره اش در تک تک ما باقی است.

راهش پر رهرو!

 

“گروه اتحاد بازنشستگان”

 

رحمان گلچهره: محمد جراحی،خود نمرد! شما، او را کشتید!

شما مدافعان نظم حاکم سرمایه در ایران، تمام ارکان تار و پودتان، در اوج رذالت و ستمگری علیه انسانیت ،آغشته به خون محمد جراحی ست!

جراحی را به بند کشیدید تا فریاد حق طلبی و آزادیخواهی کارگر و جامعه معترض علیه ستم و نکبتی که سالها بر زندگی شان رقم زده اید را، به بند کشیده باشید.

بربریت ضد بشری تان را در زندان، بر جسم و جان او روا داشتید، تا کینه توزانه ترین نیات استثمارگرانه تان را علیه منافع طبقه کارگر و نیروی کارمزدی معترض به رخ کشیده باشید.

با به مرگ کشانیدن جراحی ، البته که ما را غمگین ساختید، و قلب مان را به درد آوردید.

اما بیهوده می پندارید با به کام مرگ کشانیدن کارگری مبارز و پرتلاش، فریاد و قدم های اعتراض مان را خاموش خواهید ساخت،همانگونه که با به خاموشی بردن ستار بهشتی و شاهرخ زمانی ما نه تنها ساکت ننشستیم ،که بیش از هر زمان و هربار گسترده تر به میدان آمدیم.

و اکنون، به ضرب آهنگ رژه ما گوش کنید،

مدت هاست با جسارتی متحدانه تر ، در یک هم سرنوشتی ،علیه ستمگری شما مدافعان سرمایه و بربریت ، و برای رهایی انسان از تمام فقر و خون و منجلابی که ارمغان شماست،به صف شده قد علم کرده ایم.

ما نیروی کارمزدی،حتی امروز(١٣ مهر)، در روز خاموشی جراحی، با اراده ای مصمم، متحدانه ،فریادمان رساتر بود.

شما، مدافعان نظم سرمایه و سرکوب!

تمام ظلم و بی عدالتی تان ،

تمام بیشرمی های نفرت آورتان ،

در کف جامعه پاسخ خواهد گرفت.

 

محمد غزنویان: یاد و تلاش محمد جراحی، همیشه با ماست.

جنبش کارگری ایران محمدجراحی را نیز از دست داد. جراحی نیز به اراده‌ی حاکمان ضدکارگر کشته شد چرا که بارها و بارها در راه اعزام او از زندان به بیمارستان مانع ایجاد کردند تا سرطان بر عمق جانش بنشیند. توموری که سلول‌‌های او را درنوردید و خورد، در سلول‌های مجازات حق‌طلبی برای تهیدستان کاشته شد. اما سرطان اعظم و بدخیم، حاکمیت منفورِ سرمایه‌دارانه است که به جان کارگران افتاده ، در کارخانه سرکوب‌شان می‌کند، به حبس روانه‌شان می‌کند، نادیده‌شان می‌گیرد و قطعا از مرگ و کم‌شدن‌شان شادمان می‌شود. جراحی نیز همچون افشین اسانلو و شاهرخ زمانی تا ساعاتی دیگر به خاک سپرده خواهد شد ولی نباید اجازه داد خواست و اراده‌ی او و آنها مدفون شود. همان‌گونه که هنوز حتا خاک خاوران خار چشم دشمنان مردم است، خاک گور و کفنِ کارگران نیز باید موجب وحشت کاخ‌نشینان باشد. کار ما نباید شماره زدن رفقای رزمنده‌ای باشد که به خاک می‌افتند بلکه باید به آن خاکریزی فکر کنیم که شهابی‌ها و شیرزادها با دو پاره پوست و استخوان‌شان از پس سلول و ستون و سیم‌خاردار از آن پاسداری می‌کنند و جراحی‌ها تا آخرین لحظه‌ی حیات بر اهمیت حفظ و خالی نکردن jangید کرده و می‌کنند. سنگری مملو از مردگانی که عاشق‌ترین زندگان بودند و مرده یا زنده‌شان باعث هراس کارفرمایان غارتگر و حامیان و کارگزاران دولتی است. محمد جراحی را تکثیر کنیم تا حتا در همین لحظه‌ای که خبر مرگ او به گوش امثال ربیعی می‌رسد یک لیوان آب خوش از گلوی‌شان پایین نرود و بدانند که مرگ تن کوشندگانِ راه عدالت پایان راه روحِ تغییر و برابری‌خواهی نیست. زبان ساده، تن شریف و آرمان بزرگ جراحی، کابوس اذهانِ بی‌مقدار و بی‌شرافت سرکوب‌گران باد.

 

جعفر عظیم زاده

 

ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران

 

محمد جراحی پس از ماهها ایستادگی در برابر بیماری سرطان، صبح امروز در بیمارستان تجریش چشم از جهان فروبست. مرگ محمد داغ ننگی است بر پیشانی سرکوبگرانی که تاب تحمل فریاد عدالتخواهی این کارگر مبارز را نیاورند، او را به مدت ٥ سال تحت ضد انسانی ترین شرایط به زندان انداختند، در زندان مراقبتهای پزشکی را از او دریغ کردند، تا آخرین دقایق پایان محکومیتش علیرغم جسم بیمار و رنجورش، او را در زندان نگه داشتند و محمد به فاصله کمتر از یکسال از رهائیش از زندان، بر بستر بیماری افتاد و امروز به یار دیرینش شاهرخ زمانی پیوست.

مرگ محمد هر چند که برای همه ما دردناک و تحمل ناپذیر و برای جنبش کارگری ایران ضایعه ای بزرگ است اما، ما در غم از دست دادن محمد زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و محکم و استوار خواهیم ایستاد و لحظه ای در مبارزه برای تحقق آرمانهای بزرگش درنگ نخواهیم کرد.

 

ننگ ابدی بر ستمگران و سرکوبگران

 

بدرود رفیقم، بدرود محمد عزیز، بدرود سرو قامت جنبش کارگری ایران، بدرود، بدرود، بدرود…….

 

شعری از سیاووش اکبری میاندواب :

 

از تختخواب فنری بیمارستان

,شروع میشوی

 

وآفتاب ازچشمانت

!طلوع میکند

!نگاه کن

تمام دوستت دارمهای سرخ

ازمشرق نگاهت تا امتداد

سبزینه‌ی حیات

..زبانه می کشد

 

.تقدیم به جانباخته راه ازادی وانسانیت محمدجراحی

.درنگاه من٬بهارانی هنوز

.پاک ترازچشمه سارانی هنوز

.روشنایی بخش چشم آرزو

.خنده صبح بهارانی هنوز

.درمشام جان به دشت بادها

.بادصبح وبوی بارانی هنوز

.درتموزتشنه کامی های من

.برف پاک کوه سارانی هنوز

.درطلوع روشن صبح بهار

.عطرپاک جوکنارانی هنوز

.کشتزارآرزوهای مرا

.برق سوزانی وبارانی هنوز

 

شفیعی کدکنی

 

گزارش

گروه اتحاد بازنشستگان”: چکیده ای از ١٣ مهر (٥ اکتبر) روز جهانی معلم!

در هوای بارانی تهران گروه گروه زنان و مردان در برابر سازمان برنامه و بودجه  به هم می پیوستند. چهره ها نشانی از نگرانی نداشت. رضایت از حضور در تجمعی از یاران و همدردان مطالبه گر در گام های استوار همه هویدا بود. دستانی به گرمی فشرده می شد و لبهایی که به خوشامدگویی خندان می گردید.

گروه اتحاد بازنشستگان طبق فراخوان قبلی در کنار شاغلان حضوری پررنگ داشت. تراکتها و پلاکاردها از طرف شورای همآهنگی تشکل های صنفی و گروه اتحاد بازنشستگان و دیگر گروه ها روی دستها برافراشته شد.

بنرها با مضمون های: تا دستیابی به مطالباتمان متحدانه ایستاده ایم و به تجمع ادامه خواهیم داد/ گرامی باد اتحاد همه بازنشستگان کشوری، لشکری و تامین اجتماعی/ معلم، کارگر، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد/ و تراکت هایی با مضمون ما خواهان همسان سازی حقوق خود با بازنشستگان سایر ادارات و ارگانهای دولتی هستیم/ تحصیل رایگان حق همه فرزندان ماست/ ایجاد بیمه درمانی کارآمد و بدون سقف/ این بار مصمم تر آمده ایم/متحدتر ایستاده ایم و…

در ابتدای تجمع عده ای جمعیت را به سکوت دعوت می کردند اما زنان و مردانی که مصمم برای فریاد خواسته های خود آمده بودند، یک صدا فریاد زدند، یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه/ این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی/ و بعد از آن شعار همیشگی خط فقر چهار میلیون، حقوق ما یک میلیون را از ته دل فریاد زدند. جمعیت لحظه ای را به سکوت نگذراندند و هر دم شعاری تکرار می شد. فردی بالای کامیونی رفت  و بلندگو در دست شعارهایی را برای تکرار دیگران سر می داد و سعی در کنترل شعارها داشت. جمعیت در شعارها وی را همراهی می کرد اما اگر شعار نامناسبی بود جمعیت خود آن را تغییر می داد و آنی را که با شرایط فعلی جامعه تناسب داشت عنوان می کرد: “دولت، مجلس، حمایت حمایت” و جمعیت ندا سر می داد “دولت، مجلس خجالت خجالت.

شعار “معلم زندانی آزاد باید گردد” بارها تکرار شد و “عبدی، بهشتی و شهابی آزاد باید گردند” و…

عیلرغم همه نکات مثبت در روز تجمع، متاسفانه دوستان ما شاهد صحنه هایی باور ناکردنی نیز بودند. در میان جمعیت تعدادی از حاضران با بستن بازوبند

” انتظامات !!” بسیار حرمت شکنی کردند؛ آنان مامور بودند که تراکت های گروه اتحاد را جمع آوری کنند و نام گروه اتحاد بازنشستگان را از پایین بنرها جدا کنند که با مخالفت و مقاومت بازنشستگان و  شاغلان مواجه شدند. چنین شیوه هایی که گروهی خود را سردمدار حرکتهای اجتماعی بداند، در جای خود قابل آسیب شناسی ژرفی خواهد بود!

در پایان مراسم، قطعنامه شورای هماهنگی… خوانده شد که به درستی به مشکلات ریشه ای بحران در ساختار آموزش و پرورش اشاره داشت. اما علیرغم توصیه دوستان گروه اتحاد بازنشستگان مبنی برگنجاندن بندی در خصوص مهمترین معضل فعلی بازنشستگان و آینده شاغلان یعنی؛ توجه به ورشکستگی صندوق های بازنشستگی و بررسی اختلاسهای گسترده در آن، این مهم نادیده انگاشته شد.

گروه اتحاد بازنشستگان با توجه به حفظ فضای همکاری همه جانبه از قرائت قطعنامه مستقل خودداری کرد اما طبق روال کاری همیشگی خود آن را از چند روز قبل در معرض دید همه دوستان قرار داده بود!

در پایان مراسم سرود ای ایران از بلندگو پخش شد سپس جمعیت گروه گروه با گفتن اگر جواب نگیریم، دوباره بر می گردیم، شروع به خواندن سرود “یار دبستانی” کردند و آرام آرام با نشاط بسیار محوطه را ترک نمودند.

 

“گروه اتحاد بازنشستگان”

٩٦/٧/١٣

دامه بلاتکلیفی مظفر صالح نیا

اتحادیه آزاد کارگران ایران: مظفر صالح نیا دوازده روز است که در بازداشت ستاد خبری اطلاعات سنندج است

مظفر صالح‌ نیا عضو هیات مدیره اتحاد آزاد کارگران ایران  در تاریخ ٤/٧/٩٩ توسط دفتر اطلاعات ستاد خبری سنندج بازداشت شد، اکنون بیش از ١٢ روز است که از طرف این ستاد ، دلیل یا علت بازداشت وی مشخص نشده است از طرفی امروز ١٥/٧/٩٦  دو مامور لباس شخصی با ارائه برگه احضاریه برای بازداشت مظفر صالح نیا به محل کار وی مراجعه کردند که با آنها گفته شد قبلا توسط ستاد خبری اطلاعات سنندج جلب و اکنون در بازداشت آنهاست،(  برگ احضاریه پیوست می باشد)

جای بسی تعجب است که پس دوازده روز که مظفر صالح نیا در زندان ستاد خبری می باشد ، اکنون برگ احضاریه توسط دو مامور که باز مشخص نیست ضابط اجرائی کدام ارگان می باشند خواهان جلب وی می شوند و اینگونه باعث نگرانی شدید خانواده مظفر می شوند لازم به توضیح است که

در این مدت مظفر صالح نیا فقط دو بار با خانواده خود تماس تلفنی داشته است واظهار نموده که در زندان ستاد خبری اطلاعات سنندج میباشد، همسر وی علیرغم مراجعات مکرر به این ستاد، هنوز قادر به ملاقات حضوری با مظفر نشده است،

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن ادامه بازداشت مظفر صالح نیا و بلاتکلیفی و اینگونه تحت فشار قرار دادن خانواده وی، خواهان روشن شدن فوری وضعیت مظفر صالح نیا و آزادی بدون قید و شرط این فعال کارگری است

اتحادیه آزاد کارگران ایران

١٥ مهر ٩٦

 

 

 

بین المللی

 

قطر- خطر مرگ در کمینِ کارگران مهاجرِ

 

 براساس تحقیقاتِ سازمان‌های حقوق بشری، جانِ هزاران کارگر مهاجر که در بخش ساختمان در کشور قطر مشغول به کار هستند، ازجمله آنها که در پروژه ساخت ورزشگاه‌ها برای جام جهانی ٢٠٢٢ کار می‌کنند، در معرض خطر است.

هر ساله در قطر، صدها کارگر جان خود را از دست می‌دهند؛ سازمان دیده بان حقوق بشر در بیانیه شدید‌اللحنی ضمن اشاره به آمار وحشتناک مرگ و میر کارگران در قطر، اعلام کرده‌است که دولت قطر دست به پنهان‌کاری می‌زند و در ارتباط با وضعیت شغلی و زیستیِ کارگران مهاجر، اطلاعات لازم را در اختیار سازمان‌های حقوق بشری قرار نمی‌دهد.

براساس اطلاعات این سازمان، کارِ سخت در تابستان امسال که گرمای هوا به شدت بالا بود، تعداد جانباختگانِ کارگر در قطر را افزایش داد. به اعتقاد این سازمان، در تابستانی که گذشت، قوانین حمایتی ازجمله کاهش ساعات کار در روزهای گرم اجرایی نشد و همین مساله موجب شد کارگران در معرض خطر مرگ قرار بگیرند.

این سازمان اعلام کرده‌است: اجرای قوانینِ حمایتی برای کارگرانی که در سایت‌های روباز مشغول به کارند، انتشار اطلاعاتِ مربوط به مرگ کارگران و البته دادنِ مجوز تحقیق و بررسی به سازمانهای مستقل، تنها راهکارهایی است که دولت قطر بایستی در پیش بگیرد تا از مرگ و میر کارگران مهاجر به خصوص آنها که مشغول آماده‌سازی استادیوم‌های ورزشیِ جام جهانی هستند، جلوگیری شود.

در حال حاضر عدم انتشار اطلاعات و پنهان کردن آمار فوتی‌هایِ کارگر، باعث شده که هیچ سازمانی نتواند به درستی تخمین بزند که چند درصد مرگ و میرها به شرایط نامناسب شغلی و اجبار به ساعات طولانی کار در گرمای شدید برمی‌گردد. 

 

ایتالیا - راه پیمایی سراسری علیه خشونت علیه زنان

 

هزاران نفر در یکصد شهر ایتالیا در پی فراخوان اتحادیه کاری `چی جی ای ال` علیه خشونت علیه زنان وارد میدان شده و با شعار `آزادی خود را پس بگیریم` علیه این معضل اجتماعی راه پیمایی کردند.

سوزانا کاموسو رئیس این اتحادیه در راه پیمایی پایتخت این کشوربا اشاره به معضل خشونت علیه زنان و پدیده زنکشی در ایتالیا گفت: پشت هر مورد زنکشی بیماری و یا دیوانگی ناگهانی نیست بلکه این نتیجه رفتارهایی است که در جامعه رسوب کرده است و فرهنگ غالب نمی تواند هنوز مفاهیم اساسی ازادی وحقوق را کسب کند و زنان نمی توانند آزادانه و با خیال راحت در شهرها تردد کنند.

لائورا بولدرینی رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا نیز بر لزوم تقویت تدابیر لازم جهت مقابله با این معضل اجتماعی تاکید کرد.

موسسه ملی آمار ایتالیا (ایستات) اخیرا با بصدا درآوردن خطر پدیده موسوم به `زن کشی، اعلام کرد که در سال ٢٠١٦ میلادی ١٤٩ مورد قتل زنان در ایتالیا بوقوع پیوست، به عبارتی می توان گفت که در هر دو روز و نیم، یک زن به قتل رسیده که حدود سه چهارم این موارد در داخل محیط خانوادگی صورت گرفته است.

وی افزود: از این موارد ٥٩ تن به دست همسرشان ، ١٧ نفر به دست همسر قبلی و ٣٣ تن نیز به دست یکی از بستگانشان کشته شده است.

بیش از یک سوم زنانی که مورد خشونت همسر خود قرار می گیرند، مجروح شده و حدود ٢٠ درصد نیز در بیمارستان بستری می شوند. بیش از یک پنجم نیز متحمل آسیب های دائمی می شوند.

عبارت زن کشی از مدت ها پیش وارد زبان عامیانه در ایتالیا شده که بیانگر نگرانی گسترده در این کشور است. بر اساس داده های نیروی انتظامی در رابطه با کشتار زنان در ایتالیا از سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١١میلادی مجموعا دوهزار و ٦٥١ زن کشته شده اند. در سال ٢٠٠٠ شمار قربانیان این پدیده ١٩٩ مورد، در سال ٢٠٠٥ میلادی ١٣٨ و سال ٢٠٠٩ میلادی ١٧٠ تن گزارش شده است.

قطع رابطه، جدایی و طلاق از جمله زمینه های اصلی زن کشی در ایتالیا محسوب می شود و سه ماه نخست جدایی خطرناکترین زمان برای این نوع جرم به شمار می رود، زیرا نیمی از قتل ها در این بازه زمانی به وقوع می پیوندند. زنان در ایتالیا اغلب در محیط خانواده کشته می شوند و حدود ٧١درصد قتل ها در داخل خانواده و به دست نزدیکان صورت می گیرد.

 

 

 

عراق - اعتراض معلمانِ کردستان عراق به وضعیت بد معیشتی

 

صدها معلم در اقلیم کردستان عراق، مقابل وزارت آموزش و پرورش این افلیم تجمع کردند.

گزارشات از اقلیم کردستان عراق حاکی است که روز یکشنبه نهم مهرماه صدها معلم در شهر سلیمانیه عراق با برگزاری تظاهراتی خواستار بهبود اوضاع معیشتی خود شدند.

معلمان معترض مقابل اداره آموزش و پرورش استان سلیمانیه تجمع کردند و به مقامات هشدار دادند در صورتی که تا یک ماه بعد مشکلات معیشتی آنها برطرف نشود، سر کلاس‌های درس حاضر نخواهند شد.

این معلمان به کاهش قابل توجه دستمزد و مزایا و همچنین تاخیر در پرداخت مطالبات مزدی خود اعتراض دارند.

 

ترکیه - بازداشت بیش از ٢٥٠ کارمند دیگر به اتهام ارتباط با کودتا

 

نزدیک به ١٥ ماه پس از کودتای نافرجام در ترکیه که ٢٥٠ کشته بر جای گذاشت، بازداشت‌ها در این ارتباط هنوز ادامه دارد و روز سه‌شنبه، ١١ مهرماه، نیز از صدور حکم بازداشت برای چندین کارمند دیگر خبر رسید.

 

خبرگزاری رویترز به نقل از رسانه‌های دولتی ترکیه در روز سه‌شنبه خبر داد که حکم بازداشت ٢٥٤ کارمند فعلی و سابق شهرداری و وزارتخانه‌ها صادر شده است. اتهام این افراد احتمال ارتباط با فتح‌الله گولن، دوست سابق و دشمن فعلی رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، اعلام شد که حکومت ترکیه می‌گوید طراح اصلی کودتای نافرجام بوده است.

بر اساس اخباری که روز سه‌شنبه منتشر شد، اغلب افرادی که حکم بازداشت‌شان صادر شده پیشتر به همین اتهام فعلی از کار برکنار شده بودند. روز دوشنبه نیز وزارت کشور ترکیه اعلام کرد که تقریباً هزار نفر در هفته گذشته به اتهام ارتباط با " گروه تروریستی گولن " دستگیر شده‌اند.

از میان افرادی که خبر بازداشت‌شان روز سه‌شنبه منتشر شد، ١١٢ نفر از کارمندان سابق و فعلی شهرداری در استانبول هستند و ١٤٢ نفر از کارمندان وزارتخانه‌های ورزش و آموزش و پرورش.

خبرگزاری رویترز تعداد اخراجی‌ها از بخش عمومی و خصوصی در ترکیه را حدود ١٥٠ هزار نفر و تعداد بازداشتی‌ها را بیش از ٥٠ هزار نفر اعلام می‌کند.

از سوی دیگر وزارت دادگستری ترکیه تیرماه گذشته اعلام کرد که از زمان " کودتا علیه حکومت و قانون اساسی " در این کشور ٥٠ هزار نفر بازداشت و بیش از ١٦٩ هزار نفر در روند دادرسی محکوم شناخته شده‌اند.

مصر -بازداشت وزندانی کردن فعالین سندیکاهای مستقل

 

طی هفته ای اخیرجمعی از فعالین سندیکاهای مستقل مصر بدستور دولت بازداشت وتعدادی از آنها کماکان زندانی هستند.

براساس آخرین اطلاعات احتمال می رود در آینده تعداد دیگری از فعالین سندیکاهای کارگری مستقل مصر بازهم دستگیر وزندانی شوند.

تاکنون اتحادیه جهانی سندیکاهای کارگری (ITUC) کنفدراسیون اتحادیه های کارگری بین المللی (ITUC) و فدراسیون جهانی سندیکاهای سرویس دولتی (PSI) و سندیکای سولیدر فرانسه اعتراضشان را نسبت به این بازداشت ها به دولت مصر اعلام داشته وخواهان آزادی این فعالین سندیکاهای مستقل کارگری زندانی ومتوقف کردن دستگیری هایی ازاین دست شدند.

 

ترکیه - تجمع فعالان حقوق زنان در اعتراض به "قانون مفتی"

 

فعالان زن در ترکیه در اعتراض به طرح قانونی برای رسمیت بخشیدن به ثبت ازدواج توسط مفتی‌ها، در برابر پارلمان این کشور تجمع کردند. به گفته آنان، این طرح در صورت تصویب شدن سوءاستفاده جنسی و ازدواج کودکان را امکان‌پذیر می‌کند.

شمار زیادی از فعالان حقوق زنان در ترکیه روز چهارشنبه ٤ اکتبر در اعتراض به طرح قانونی برای رسمیت دادن به ثبت ازدواج توسط مفتی‌ها (روحانیان ترکیه) در برابر پارلمان این کشور تجمع کردند.

به گزارش رسانه‌های ترکیه، بخش اصلی شرکت‌کنندگان در این تجمع از حقوق‌دانان و گروه‌های مدافع حقوق زنان وابسته به دو حزب اپوزیسیون "جمهوری‌خواه خلق" و "دمکراتیک خلق‌ها" بودند.

 

قانون موسوم به "قانون مفتی"، در صورت تصویب شدن، به صلاحیت مفتی‌ها در ثبت ازدواج در ترکیه رسمیت خواهد بخشید. تاکنون در ترکیه‌ی هنوز سکولار، تصویب چنین قانونی تصورناپذیر می‌نمود. طبق یک قانون تصویب‌شده در ترکیه در سال ١٩٢٦ میلادی، کسانی که ازدواج خود را تنها به صورت "شرعی" ثبت کرده باشند، با مجازات زندان روبه‌رو خواهند شد.

زنان ترکیه اکنون نگران آن هستند که تغییر برنامه‌ریزی‌شده‌ی این قانون، راه را برای چندهمسری رایج در برخی کشورهای اسلامی هموار کند. آنها "قانون مفتی" را گام دیگری در جهت تسریع روند رو به رشدِ اسلامی کردن جامعه ترکیه می‌دانند.

 

به گزارش خبرگزاری‌های ترکیه، پلیس تلاش کرده است تا از تجمع اعتراضی زنان جلوگیری کند. آیلین نازلیاکا، نماینده مستقل پارلمان ترکیه، در رابطه با پیش‌نویس این قانون گفته است: "ما هرگز این قانون را نخواهیم پذیرفت". به گفته این نماینده مجلس ترکیه، طرح این قانون سوءاستفاده جنسی و ازدواج کودکان را امکان‌پذیر خواهد کرد.

 


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com