اعدام ٢١٠٠ زندانی در مشهد
فعالین جنبش لغو کار مزدی
August 26, 2010خبر هولناک تر از آن است که با کلمات بیان شود، با این وجود بیان واقعه شومی است که در جهنم گند و خون و وحشت سرمایه داری ایران و در زیر چتر قدرت دولت اسلامی سرمایه هر روز و هر لحظه در همه گوشه ها، به وفور روی می دهد و آن قدر روی می دهد که به آشناترین خبرها تبدیل گردیده است.
بر اساس گزارش ها، 2100 زندانی در طول هفته های اخیر توسط دولت سرمایه داری ایران فقط در زندان شهر مشهد محکوم به مرگ شده اند. حکم اعدام این جمعیت کثیر زندانی عموماً اجرا گردیده است و یا در آستانه اجرای حتمی قرار دارد. گزارش ها می گویند که محکومان به اعدام عموماً در زمره بی پناه ترین و فرومانده ترین توده های نفرین شده، ستم کشیده، تحقیر شده و محروم نظام بشرکش سرمایه داری هستند. غالباً افرادی می باشند که زیر فشار فقر و گرسنگی و آوارگی ناشی از وجود و حاکمیت نظام بردگی مزدی و در تلاش برای رهائی از خطر مرگ ناشی از گرسنگی خانواده های خود مجبور بوده اند نیروی کار خویش را به سرمایه داران صاحب شبکه های گسترده تولید و تجارت مواد مخدر بفروشند. بیشتر آن ها کارگرند، به ارتش فروشندگان نیروی کار تعلق دارند. صاحبان سرمایه، نیروی کار آنان را به ثمن بخش می خریده اند تا در تولید و داد و ستد مواد مخدر مصرف کنند، تا از طریق خرید و مصرف نیروی کار این 2100 انسان و میلیون ها برده مزدی همزنجیر دیگر آنان، کوهساران رفیع سرمایه و سود خود را رفیع تر و رفیع تر سازند. سرمایه دارانی که از طریق استثمار و قربانی کردن و به خون کشیدن این نفرین شدگان دوزخ بردگی مزدی، دنیای سودها و سرمایه ها بر هم انباشته اند موجودات بسیار آشنائی هستند. طبقه سرمایه دار ایران می باشند، دولتمردان سرمایه هستند. باندهای مافیائی قدرت سیاسی سرمایه در ایرانند. سران سپاه پاسداران، رؤسای بسیج، اعضای بیت رهبری، امرای عالی مقام ارتش جمهوری اسلامی، امپراطوران بازار سرمایه، صاحبان بزرگ ترین شرکت های حمل و نقل و تجارت سرمایه داری، مالکان غول آساترین انحصارات مالی و در یک کلام بخش های مختلف طبقه سرمایه دار و دولتمردان و ارتشیان و پاسداران و پلیس سرمایه می باشند. دامنه درندگی و جنایت و انسان کشی سرمایه را هیچ مرز و محدوده ای نیست. سرمایه انسان را قهراً برده مزدی می کند، زندگی بردگان مزدی را به بهای نازل نیروی کارشان قفل می کند، آنان را بیکار می سازد و حتی از امکان فروش نیروی کار باز می دارد. کارگران بیکار و خانواده هایشان را به برهوت گرسنگی پرتاب می کند و در کویر لوت فقر و نداری و بی نانی محکوم به مرگ می نماید. سرمایه کارگران را مجبور می سازد که حتی برای فروش نیروی کار خود، برای رهائی از خطر مرگ ناشی از گرسنگی فرزندان، به سوداگران مرگ، به شبکه های تولید و قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر روی نهند. سرمایه همه این توحش ها و جنایت ها را اعمال می کند و سرانجام در چهارچوب مصالح و ملزومات بقای خود، همین نفرین شدگان، همین کارگران را به جرم فروش مواد مخدر تسلیم جوخه اعدام می کند. 2100 انسانی که در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شده و در شرف اعدام حتمی هستند، عموماً افرادی می باشند که جامعه سرمایه داری ابتدائی ترین سطح معیشت، نازل ترین حق آموزش و پرورش و درمان، پائین ترین حقوق ممکن انسانی را از آنان سلب کرده است. تمامی راه های رشد و شکوفائی فکری را بر روی آنان بسته است، آن ها را تحقیر و تحقیر کرده است و بر دست و پایشان زنجیر مطرود بودن بسته است و سرانجام به اعدام محکوم کرده است. وظیفه مفروض هر کارگری است که از حق زندگی این نفرین شدگان دوزخ سرمایه دفاع کند. این نظام سرمایه داری است که باید نابود شود تا بشریت از شر همه مصائب آن و از جمله مصیبت فاجعه بار اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر رهائی یابد.
فعالین جنبش لغو کار مزدی
اوت 2010
منبع: اخبار روز