گزارشی از یک جلسه در شهر کلن به مناسبت ٨ مارس

گزارش
March 08, 2010

هنوز هم حجاب مهم نیست و چیزهای دیگر مهمتر هستند؟؟؟


منهم وقت آزاد گیر می آورم و به این جلسه سازمان یافته از سوی آنتی فا- تهران میروم. سالن پر است و حدود ۱۰۰ نفر آنجا نشسته اند. ترکیب جوان و مسن و ایرانی و آلمانی است. نسل دومیهای ایرانی نیز آنجا هستند.

مژده سخنران اول است. او در مورد قوانین و مقررات دولتی در مورد زنان حرف میزند و موضوعاتی را که شاید برای ما ایرانیها سی سال است که مطرح است، ( نداشتن حق طلاق و یا سن ازدواج و قوانین مربوط به ارث و غیره) را طرح میکند و در نهایت بحثهای رادیکال و درستی در مورد امروز، جنبش " سبز" و اینکه باید برای سرنگونی حکومت اسلامی خیز برداشت.

پس از او شیرین سخنرانی میکند که بدلیل کسالت، نمیتواند کاملا حرفهایش را بزند، ولی در مجموع از کمپین یک میلیون امضا و مادران عزادار و خاوران حرف میزند و اینها را بعنوان بروزات علنی جنبش زنان در ایران طرح میکند.

سپس فیلم کوتاهی ، در مورد تظاهرات زنان در تهران در ۱۹۷۹ نشان داده میشود و به جمعیت اجازه داده میشود حرف بزنند. 


گرداننده بحث یک زن جوان آلمانی از آنتی فا، با لحنی حق به جانب و کمی توهین آمیز میگوید، هر کس دو دقیقه وقت دارد حرف بزند، در این دو دقیقه سوال کنید و از دادن راه حل برای معضلات دنیا و یا حل مسئله زنان در دو دقیقه اجتناب کنید، بهر حال چیزی در این حد ابراز میکند و به مردم وقت میدهند. 


حرفها و سوالات، برای من ناظر که سی سال است این حکومت و مباحثات خارج و داخل کشور را پیگیری میکنم، به نوعی آئینه کل مباحثاتی است که اکنون در جریان است. 


جنبش زنان در ایران به چه معناست؟ مبارزه زنان در ایران از چه مقطعی شروع شد، مقطع یک میلیون امضا و جنب و جوش دوستان عبادی و شرکا و یا قبل از آن، بروزات این جنبش چه بود؟ مبارزه علیه سنگسار و یا علیه حجاب از کی شروع شد؟ 


اسلام و نقش زن در این مذهب، آیا اسلام مقصر است و یا حکومت، آیا مذهب باید در حکومت دخالت کند، مذهب بعنوان امر خصوصی یعنی چه؟ آیا با خصوصی شدن مذهب نقش مخرب آن از بین میرود؟ 


حجاب یک موضوع محوری بحثها شد. حجاب کودکان یعنی چه، موضع درست در قبال آن چیست؟ آپارتاید به چه معناست، حجاب زنان و تاریخ مبارزه علیه آن... 


طبعا پاسخها بلافاصله در جمع و در پانل دو جهت گیری متفاوت را نشان داد.

بخشی کماکان ابراز میکردند، حجاب زیاد مهم نیست، ممنوع کردن هر چیزی محکوم است و دولت زیاد مهم نیست، مردم را باید تربیت کرد و هر نوع محکوم کردن امری به معنای استالینزیم و فاشیسم است و در ادامه مدافعین این بحث چنان وانمود میکردند که حکومت اسلامی را ول کنید و شعار سرنگونی ندهید و باید کم کم همه چیز را بهبود بخشید...

این دیدگاه سعی میکرد تاریخ جنبش زنان را به یک میلیون امضا محدود کند و در مورد مذهب و اسلام و اسلام سیاسی و بحث اینکه همه مذاهب گرایش فاندامنتالیستی دارند و اسلام را نمیتوان جدا بررسی کرد و همیشه ظلم به زنان بوده و همه جا بوده و مبارزه هم همیشه بوده و خلاصه یک لاادری گری کامل ، که در نهایت به اینجا میرسید، همینه که هست و هر کاری که کردیم تا حالا خوب بوده و یواش و یواش باید تغییرات را ایجاد کرد. 


بنظر من یکی از قوی ترین حرفها از نظر سیاسی را دو مرد در جلسه زدند. یکی گفت، این حرفها که الان تعدادی وابسته به احزاب توده و یا اکثریت میزنند، آن زمان که زنان در مقابل خمینی به خیابان رفتند، هم زدند، گفتند حجاب مهم نیست، گفتند مشغول کارهای مهمتری هستیم، گفتند سیاست مهمتری را پیش میبریم و امروز هم بیشرمانه بعد از سی سال همان اوراد را تکرار میکنند، تا کی باید ظلم و ستم و جنایت ادامه یابد تا اینها بگویند معضل زنان مهم است. فراخوان این آقا به زنان این بود، به حرفهای اینها توجه نکنید و کوتاه نیایید. 


یک مرد دیگر چند سوال مطرح کرد که چکیده آن این بود، چگونه میتوان حکومتی را که همه قوانین آن الهی است اصلاح کرد و اینکه جنبش یک میلیون امضا و دوستان آن، اسلام را کماکان مترقی و خوب ارزیابی میکنند اینها چگونه میخواهند در زندگی زنان تغییر ایجاد کنند؟

یک سوال در مورد حجاب و ایدئولوژی متکی بر حجاب بود و خلاصه بسیاری حرفها در فضا ماند و پاسخ نگرفت. 


اگر کمی جلسه ادامه می یافت میشد واضح تر دید که دو گرایش و دو پاسخ در مقابل معضلات زنان در ایران وجود داشت که نمایندگی دو جنبش را میکردند. جنبش رادیکال سرنگونی طلب، ضد حجاب ، ضد مذهب و ضد آپارتاید جنسی، ادامه همان تظاهرات ۱۹۷۹ زنان در ایران که فیلمش در این جلسه به نمایش در آمد و دومی جنبش ملی اسلامی ، که دورانی به خاتمی دلخوش کرد و دورانی به موسوی و شرکا و امروز بدلیل همسویی دولتهای غربی و کمکهای شایان توجه بین المللی ، افکار عمومی را از این جنبش اشباع کرده اند و سعی میکنند موسوی و اصلاح طلبان حکومتی را مدینه فاضله قلمداد کنند. با دادن جوایز متعدد و با دادن رسانه و امکانات رسانه ای به اینها چون به اسلام حمله نمیکنند و چون کماکان از رفرم در حکومت دفاع میکنند، فعلا مورد حمایت دوول غربی هستند. روزی خاتمی مورد حمایت این دولتها بود، با پیشرفت مبارزات مردم و عبور از خاتمی، شیرین عبادی را جایزه دادند و زیر بال و پر گرفتند و امروز شادی صدر و دیگران... بی دلیل نبود که جوان نسل دومی ایرانی، تاریخ مبارزه زنان را نه ۱۹۷۹ و مبارزه دلیرانه هزاران زن در زندانهای حکومت اسلامی در سالهای ۱۹۸۰ تا به امروز بلکه روز اعلام موجودیت یک میلیون امضا مطرح میکرد. این گرایش آگاهانه یا نا آگاهانه جنبش رادیکال و سرنگونی طلب و چپ و کمونیستی را نادیده میگیرد و تاریخی پر از مبارزه و پیچ و خم با گرایشات مختلف را ساده انگارانه قلم میگیرد. 


برای من اما تکان دهنده ترین حرف را یک نفر در بین جمعیت زد، البته در جمع کوچک تعدادی که دور او جمع شده بودند ، "... نه سال در زندان این حکومت بوده و شکنجه شده ام، و من تاریخ مبارزه زنان را به اولین روزهای روی کار آمدن حکومت اسلامی ربط میدهم که نسل من در آنجا جنگید. ما از اول علیه حجاب بودیم و  در زندان از سر کردن حجاب سیاه خودداری میکردیم و ناچارا در آن تعادل قوا برای بیان اعتراض خود حجاب رنگی و چادر گلدار بسر میکردیم، این جبهه مبارزه ما در زندان بود و به این دلیل ماهها از ملاقات با خانواده های خود محروم بودیم، مبارزه علیه حجاب در اولین سال روی کار آمدن این جانیان از خیابان شروع شد و در زندانها ادامه یافت. صدها نفر از ما را اعدام کردند، و امروز ، زیر پا گذاشتن و حذف این مبارزات بخشی از پروپاگاند طرفداران و همکاران قبلی حکومت است.

او گفت من نمی بخشم، مخملباف بازجوی من بود و شخصا او را نمی بخشم. موسوی اردبیلی زیر نظر دولت احکام اعدام را امضا میکرد و من اینها را نمی بخشم، من حکومت اسلامی و همکاران این حکومت را نمی بخشم. به نسل جوان بگویید که حکومت از اول ضد زن بود و جنبش علیه این زن ستیزی از روز اول شکل گرفت و نه از کمپین یک میلیون امضا، رهبران این جنبش ما بودیم و امروز اگر دولتهای غربی به شادی صدر شیرین عبادی و.دیگر جریانات اصلاح طلب حکومتی جایزه میدهند ، هدفی دارند و اینها را باید دید.

در میان کسانی که این حرفها را میشنیدند یک جوان ختاب به این خانم گفت اما من شنیده ام که 98 درصد مردم ایران به خمینی رای دادند. این خانم درد کشیده آنطور که خودش گفت به علت شکنجه های زندان هنوز با عصا راه میرود چنین جواب داد:" اگر این آمار 98 درصدی هم درست باشد که نبود اما همان دو درصد مخالف ماها بودیم. و اکنون کسی حق ندارد آن تاریخ را وارونه جلوه دهد."

جلسه را ترک میکنم، با احساسی متناقض. هنوز هم اکثریتی ها و توده ای ها همراه با بقیه دوستان اصلاح طلب خود برای حکومت اسلامی رگ گردنشان باد میکند و هنوز هم از تغییرات کم کم حرف میزنند و سرنگونی و شعار زیر کشیدن حکومت را مترادف با دیکتاتوری، استالینیسم و فاشیسم میدانند. همین کسانی که خود بر مبنای سیاستهای استالینیستی طرفداران پرو باقرص شوروی و ک.گ.ب. بودند اکنون دیگران را به آن گذشته خود وصل میکنند که حرف رادیکالی نزنند.

هنوز هم ابهام در مورد حجاب و جایگاه حجاب زیاد است و هنوز هم زنانی مثل همان خانم نه سال زندان کشیده و همواره علیه جمهوری اسلامی، مورد بی لطفی قرار میگیرند.

هنوز هم کسانیکه با این حکومت کنار آمده و عصای دستش بوده و همواره به چشم مردم خاک  پاشیده و همین امروز هم از اصلاح حکومت سرپا جنایت اسلامی دفاع میکنند.

بهر حال این اوضاع نیز بگذرد، اما چیزی که مهم است، صدای زنان شجاعی را باید مطرح کرد که حرفهای زیادی برای گفتن دارند و سالها است علیه هر ذره بی حرمتی به زنان مبارزه میکنند. و از این زنان در این جلسه تعداد زیادی را دیدم. 


شیدا – الف

کمونیستی که فضای این جلسه، احساس دوگانه ای برایش ایجاد کرد


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com