تاثیرات کارمزدی بر سلامتی زنان
مطالب ترجمه شده
March 17, 2010از: لزلی دویال – ژورنال سلامتی زنان در جامعه متحول شماره 2
ترجمه و تلخیص: اعظم کم گویان
بخش دوم
زیانهای کارمزدی برای تولید مثل زنان
نگرانی در مورد اینکه کارمزدی پتانسیل زنان برای مادربودن را نابود می کند در طی قرن نوزدهم در کشورهایی که انقلاب صنعتی زنان را به کار تولیدی در کارخانه ها کشید، حاکم بود. در واقع این نگرانی برای کودکان متولد شده و نشده زنان بود که منجر به تصویب قانون حمایت از مادران کارگر در دوره ویکتوریایی گردید. البته در آخرین سالهای قرن نوزدهم شواهد فیزیکی ناشی از خطرات کار در کارخانه ها برای زنان کارگر و مادر بروز کرد. در 1897 بررسی از وضعیت 77 زن کارگر در صنایع سرب نشان داد که تعداد نامبرده تنها موفق به تولید 61 کودک زنده شدند. پانزده تن از این زنان هرگز حامله نشدند، 21 کودک مرده بدنیا آمدند، 90 جنین از بین رفتند و از 101 کودک 40 کودک در اولین سال زندگی خود از بین رفتند (رام 1976). این بررسیهای اولیه منجر به این شد که کشورهای متعددی مقرراتی برای جلوگیری از کار زنان در صنایع سرب وضع کنند و این مقررات بعدها به بخشهای دیگر اشتغال زنان تسری یافتند. البته قوانین حمایتی، مشکل زیانهای کار برای تولید مثل زنان را چه در صنایع و چه در غیر آن را حل نکرد.
در بسیاری از کشورها بموازات روی آوری به نیروی کار زنان، زیانهای کار مزدی برای تولید مثل زنان هرچه بیتشر و بیشتر نادیده گرفته می شود. هرجا که اقدامی صورت گرفته، بندرت در مورد تغییرات و بهبود در محل کار بوده است. به جای آن قوانین حمایتی برای منع کار زنان در شرایطی که موجب بخطر افتادن کودکانشان می شود، تصویب شده اند.کافرمایان هم برای اینکه از شر مسئولیت در قبال زیانهای کار برای زنان تولید مثل زنان خلاص شوند از استخدام زنان حامله و یا دارای پتانسیل حامله شدن خودداری می کردند. موثرو برابر بودن این استراتژیها که طبق آنها زنان باید بین اشتغال و مادر بودن باید یکی زا انتخاب کنند، بطور فزاینده ای مورد تردید قرار گرفته است( پچسکی 1979 و سکات 1984).
همچنین تصویب قوانین حقوق برابر زن و مرد در بسیاری از کشورها، قوانین حمایتی از مادران کارگر را مورد تردید قرار داده است. در آمریکا کمپین در مورد این مساله بسیار قدرتمند بود و زنان بر آن بودند که کارفرمایان با دستاویز قرار دادن قوانین حمایتی مانع دستیابی زنان به کارهای خوب با دستمزدهای بالا که سنتا به مدران داده می شود، می گردند.
زنان، کار و استرس: هم زیان و هم توهین
روشن است که در اشتغال بهایی هم باید برای معضلات و فشارهای روانی پرداخت. شرایطی که زنان تحت آن کار می کنند پر از استرس و فشار است: دستمزد پائین، مراقبت و فشار کارفرما، شرایط بد کاری و بدون اینکه کمترین کنترلی بر کار خود داشته باشند. این کارها یکنواخت، بدون خلاقیت و مونتیور شدن توسط ماشینهای کارخانه ای هستند. این کارها تاثیرات منفی هم بر سلامتی مردان هم زنان کارگر دارند.
به مشخصه های بالا باید به پتانسیل دیگری برای اعمال فشار و استرس به زنان اشاره کنیم و آنهم آزار و مزاحمت جنسی است. این نوع اعمال فشار از آویختن تقویمهای دیواری با عکسهای زنان لخت تا کلمات ناجور و نامناسب، لمس کردنهای ناخواسته و تجاوز را در بر می گیرد. عمده موارد مربوط به زنانی است که توسط مردانی که عمدتا در موقعیت روسا و مدیران هستند مورد آزار جنسی قرار می گیرند. بدنبال این فشارها، بسیاری از زنان باید بین تحمل آزار جنسی و یا شغل دیگری با دستمزد کم و شرایط بد انتخاب کنند.
ما شاهدیم که برخلاف تصورات رایج این فقط مدیران اجرایی رده بالا نیستند که از استرس ناشی از کار در رنجند. بلکه این در واقع رده های پائین مشاغل که عمدتا زنان در آنها کار می کنند؛ هستند که بطور ویژه ای پر از استرس هستند. در این مورد ما به دو رشته از کار یعنی پرستاری و کارهای دفتری می پردازیم. علیرغم تلقی "نرمی" که در مورد این دو شغل وجود دارد، هردوی آنها زنان را دچار فشارهای فیزیکی و روانی متعددی می کنند.
کی از پرستاران مراقبت می کند؟
حدود 90 درصد کلیه پرستاران، زن هستند. پرستاری زنانه ترین مشاغل در سطح دنیاست. محتوی کار پرستاری در جوامع مختلف متفاوت است اما عنصر جهانشمول این کار در همه جا، مراقبت از کسانی است که به مراقبت نیاز دارند. بسیاری از زنان بسیار از اشتغال در این کار راضی هستند اما تعداد قابل ملاحظه ای از آنان طی پروسه کار، سلامتی خود را دچار مخاطره می کنند (راجرز و سالوج 1988).
پرستارانی که در بیمارستانها کار می کنند با زیانهایی مشابه مضرات کار در صنایع روبرو هستند با اینحال بندرت قوانین کارخانه به بیمارستان هم بسط داده شده اند. سوانح کار در عرصه درمان عادی هستند بخصوص هنگامی که بیماران سنگین حمل می شوند. در کارخانه ها براساس قوانین حمایت از مادران حد نصابی برای حمل بار توسط زنان کارگر وجود دارد بطور مثال در زمینه صنایع آهم و استیل. اما چنین مقرراتی در بخش درمان موجود نیست و غالبا کمترین کمک و ابزار انتقال بیماران سنگین در دسترس پرستاران قرار دارد. در بریتانیا این مساله منجر به از دست رفتن 764000 روز کاری بدلیل غیبت ناشی از پشت درد می شود.
بسیاری از پرستاران زخمها و بریدگیها را که معمولا با عفونت هم همراه است را گزارش می دهند و کف تر و لیز بیمارستانها و مکانهای پر ازدحام در آنجا موجب سوانح فراوانی برای پرستاران و زنانی که در آشپزخانه ها و رختشویخانه های بیمارستان کار می کنند، می شوند. گزارش رسمی از میزان این سوانح در دسترس نیست اما براساس گزارشات وزارت کار ایالات متحده میزان بیماریها و سوانح ناشی از کار در بین کارکنان بیمارستانها بالاتر از سایر صنایع خدماتی است.
پرستاران همچنین در معرض مواد شیمیایی سمی قرار دارند. آنتی بیوتیک ها، مواد پاک کننده، فورمالدهاید و محلولهای استریل کننده همگی سلامت پرستاران را تهدید می کنند. این مواد منجر به ناراحتی های پوستی و سایر بیماریهای پوستی می شوند. پنیسیلین و ستروپتومایسین به حساسیتهای شدیدی منجر می گردند. داروهای سمی که برای معالجه سرطان بکار می روند نه فقط به حساسیتهای موضعی بلکه به ایجاد مواد سرطان زا منجر می شوند. با اینحال اقدامات پیشگیرانه برای دفاع از کسانی که با این مواد کار می کنند در نظر گرفته نمی شوند. و بالاخره پرستاران در معرض اشعه قرار دارند. از این رو پرستاری یک حرفه دشوار و خطرناک می باشد که در آن خطرات سنتی مانند عفونت با خطرات جدید ناشی از تکنولوژی مدرن همراه شده و سلامتی و جان آنها را تهدید می کند.
پرستاری از نظر روانی هم پر از استرس و فشار است. مسئولیت مراقبت از دیگران فشار شدیدی بر سلامت روانی پرستااران اعمال می کند. از میان این فشارها از فشار بر سلامتی روانی پرستارانی که با بیماران در حال مرگ کار می کنند باید نام برد که طبق گزارشات در این زمینه هیچ نوع آمادگی و حمایتی از پرستاران وجود ندارد. پرستاران درجه بالایی از کار مراقبت و درمان از بیماران را بر عهده دارند اما خود کنترل کمی بر موقعیت شغلی شان دارند و همچنان بعنوان "وردست" پزشکان تلقی می شوند. عللوه بر اینها در بسیاری از نقاط جهان زدن بخش خدمات باعث فشارهای فراوانی بخصوص بر پرستاران گردیده است. در بریتانیا انقباض مالی اعمال شده بر خدمات درمانی سراسری باعث بار بسیار سنگین تر کاری بر پرستاران شده است.
رئیس من توی اعصابم می رود: زیانهای پنهان در مشاغل دفتری
کار دفتری هم پر از فشار است. در ایالات متحده این شغل یکی از مشاغل رو به رشد در دهه گذشته بوده است. حدود 80 درصد کارکنان این رشته زن هستند. در سایر گشورهای هم روند مشابهی دیده می شود. زنان بیشتر از هر رشته کار دیگری در مشاغل دفتری استخدام می شوند. ساختمان دفاتر کاری بد ساخته می شوند و کمترین توجهی به سلامت کارکنان در آن می شود. درجه حرارت نامناسب و تهویه خراب و سرو صدای فراوان از عادی ترین این مضرات هستند. ابزارها و ماشینهایی که در دفاتر بکار می روند یکی از زیانهای دائمی برای زنان است. برخی از ماشینهای تکثیر گاز اوزون پخش می کنند. عایق کردن ساختمان دفاتر باعث می شود این نوع گازها بیشتر در محل های بسته بمانند و به خطری دائمی برای سلامتی زنان کارگر تبدیل شوند.
یکی از ابزارهای رایج در مشاغل دفتری واحد اطلاع رسانی ویدئویی VDU در محل های کار دفتری است که موجب سرخی و خستگی چشم ها، درهای عضلانی و مفصلی می گردند. کار با این ماشین بدون استراحت های منظم و دائمی منجر به تهوع، سردرد و مشکلات گوارشی می گردد. استفاده کنندگان از این ماشین بیشتر از همه دچار عارضه صدمه ناشی از تکرار حرکت با یک عضله معین می گردند. این بیماری موجب می شود که عضلات معینی دچار درد و بیجان شدن بشوند. علائم این بیماری خستگی مفرط، ضعف، درد، خشکی عضلات، تورم و سوزن سوزن شدن و بیحسی در دست و پاست. احساس کلافگی و افسردگی هم یک عارضه عمومی این بیماری است. بسیاری از زنانی که دچار این بیماری هستند در تفهیم مشکلات خود با پزشکان دچار مشکل می شوند چون گوش شنوای چندانی برای درک این معضل وجود ندارد.
گرچه برخی از زنانی که در این رشته کار می کنند به مشاغل بالاتر ارتقا می یابند اما اکثریت زنان شاغل در کارهای دفتری بدون ارتقاء شغلی و دریافت دستمزد بالاتر، در این مشاغل باقی می مانند و مسئولیتهای بالائی را تقبل می کنند. اما فشار این کار خود را در سلامتی این زنان نشان می دهد. تحقیقات در ایالات متحده نشان می دهد که خطر ابتلا به بیماریهای قلبی در میان زنان شاغل در کارهای دفتری بالاست. زنانی که بیشتر از همه در خطر بودند دارای روسای بد بودند، نتوانسته بودند طی یک پروسه دهساله کار خود را عوض کنند و در بیان خشم و عصبانیت خود ناتوان بودند.
نتیجه گیری
یک رابطه پیچیده بین کار مزدی زنان و اشتغال آنان وجود دارد. از یک طرف کار در خارج از خانه موجب دستیابی به منابع مادی و تقویت روانی ناشی از موقعیت بالاتر و استقلال مالی و فردی برای زنان و دسترسی به یک شبکه حمایت اجتماعی برای آنان می شود. اگرچه بسیاری ا ززنان برای تامین چنین مزایایی باید بهایی مانند در معرض سموم و خطرات شیمیایی و ابتلا به بیماریهای گوناگون و از دست دادن سلامتی جسمی و روحی خود بشوند.
بعلاوه زنان بعنوان مادر و مسئول اصلی وظایف خانگی مسئولیت پیچیده ای بر عهده دارند و کار شغلی آنان بر این دو مسئولیت دیگر تاثیرات غیرقابل انکار و مهمی دارد. در برخی از موارد ترکیب این سه مسئولیت موجب ارتقا زنان و تقویت روحی و اعتماد به نفس آنان می شود. در اغلب موارد اما منجر به دشواریهای متعددی برای زنان می شود. با ورود بیشتر زنان به بازار کار، تحقیق بیشتر در مورد موضوعات مربوط به تاثیر اشتغال زنان بر سلامتی جسمی و روانی آنان فوری تر می شود. به این ترتیب خط مشی های لازمی برای تامین فواید بیشتر از کار مزدی زنان را می توان تهیه و تصویب کرد.