کارگران سکس و واقعیت تلخ سرمایه داری
مطالب ترجمه شده
March 16, 2010 ترجمه : سیف خدایاری
توضیح مترجم : کارگران جنسی یعنی فروشندگان سکس بخش انکار ناپذیر جوامع طبقاتی اند که تحت وحشیانه ترین شرایط به " زندگی " خود ادامه می دهند . در نظام سرمایه داری قانون تا چه اندازه آنها را مورد حمایت قرار می دهد ؟ پاسخ به این سؤال به اندازه واقعیت تلخ زندگی این کارگران توضیح ناپذیر و مبهم است. در جایی تو را سنگسار می کنند، در جایی " خفاشان " تو را خفه می کنند و در مدرن ترین دمکراسی ها قوانین دست و پاگیر تو را به ایدز و تباه شدن می کشانند. دو نمونه زیر که ترجمه دو گزارش در مورد کارگران سکس است تنها گوشه بسیار کوچکی از زندگی آنها را به ما نشان می دهد. راستی مگر در نظام سرمایه داری حقوق انسانها بیشتر از این کارگران رعایت می شود؟
فحشا در کامبوج : قانون از من حمایت نمی کند.
/ روزنامه گاردین 3/7/2009Claire Colly گزارش از:
مارس 2008 کشورکامبوج شاهد اجرای قانونی با عنوان جلوگیری از قاچاق انسان و بهره کشی جنسی بود. هدف از این قانون حمایت از زنان روسپی با غیرقانونی کردن فروش سکس بود که منجر به عملیات پاکسازی و حملات پلیس به محلات " کثیف " شد. زنان روسپی دستگیر شدند و گزارشهایی هم درباره اعمال خشونت پلیس هنگام دستگیری افراد منتشر شد. از آنجا که روسپی خانه ها بسته شدند و زنان مجبور یک روسپی Meiبه فحشای خیابانی شدند، این قانون منجر به کاهش ایمنی زنان شد جوان در پنوم پن برای ما توضیح می دهد که چگونه به فحشا کشیده شد و تجربه های مخوفی که بر اثر قانون جدید بر سر اوآمده است را بازگو می کند.
هستم و نوزده سال دارم. در ِپنوم ِپن زندگی می کنم اما در اصل اهلMei من روستایی در استان پِری وِنگ هستم. جوانتر که بودم به مدرسه می رفتم. اما وقتیکه سیزده ساله شدم، مجبور شدم مدرسه را برای کار در شالیزارها ترک کنم. خانواده ام فقیر هستند و وقتیکه آدم چیزی برای خوردن ندارد، مجبوره هر چه از دستش بر می آید، برای حمایت از خانواده ش انجام بده. چون من بزرگترین آنها هستم مسؤلیت بر دوش من افتاد.
اولین بار که به پنوم پن آمدم ، کار خوبی در یک کارگاه پوشاک پیدا کردم . در ماه 50 دلار بدست می آوردم و بعد از پرداخت قرض ها فقط 20 دلار باقی می ماند که برای خانواده ام می فرستادم. این مقدار پول برای آنها کافی نبود و من همیشه نگران آنها بودم. مادرم پیر و مریضه، و من می خواهم که خواهر و برادرم در مدرسه بمانند و درس بخوانند.
در آن زمان من در اتاقهای کارگاه با بقیه کارگران می خوابیدم. یکی از آنها دوستی داشت که در یک بار آبجو کار می کرد. دوستم بهم گفت که او پول خوبی گیرش میاد ، تو هم می توانی در آنجا کار کنی. بعد من هم به آنجا رفتم. در اول همه چیز خوب بود و پول بیشتری گیرم می اومد. من بیرون بار می نشستم و از مردها می خواستم بروند توی بار و مشروب بخورند. مردها همیشه از من سکس می خواستند و من همیشه به آنها می گفتم نه ، من بدنم را نمی فروشم. بعضی وقتها اونا به من چنگ می انداختند و سینه هایم را می گرفتند. من از این کار نفرت داشتم و اگر شکایت می کردم رئیس سرم داد می کشید.
مردی که اسمش سوتی بود زیاد به آنجا رفت و آمد می کرد. او با من خیلی مهربان بود و حرفهای رمانتیک برام می گفت. یه شب به من پیشنهاد داد که با هم پیاده به سمت خانه اش برویم . باهاش رفتم. بعد از من خواست که برویم داخل .من واقعاً دوستش داشتم پس حرفش را قبول کردم و رفتم تو. ما نشستیم و با هم گپ زدیم. وقتیکه خواستم بلند شوم و برگردم خانه ، مرا روی تخت انداخت و بهم تجاوز کرد. من هنوز دختر بودم ، درد زیادی کشیدم و خون زیادی از بدنم رفت. او بهم گفت اگر به کسی بگویم مرا می زند.و از آنجا که من" دختر بار" بودم، هیچکس به حرفم اهمیتی نمی داد.
بعد از آن ماجرا من خیلی ترسیدم و چون بکارتم را از دست داده بودم خیلی خجالت می کشیدم . صاحب بار بهم گفت دوستی دارد که می توانم پیشش بمانم و جایی " مطمئن " دارد. بعد مرا به یک مهمانخانه در محله تول کرک برد. وقتیکه به آنجا رسیدم فهمیدم که آنجا یک روسپی خانه است. او به من گفت اما تو مجبور نیستی کار سکس بکنی ،فقط آنجا را نظافت می کنی . اما دروغ می گفت.
بعد از یک هفته " عمه " گفت که مجبورم سکس ام را بفروشم، چون بدهکارش بودم . چون بکارتم را از دست داده بودم فکر می کردم همه چیز خراب شده است و چاره ای ندارم. وقتی مردی به آنجا آمد، مرا به اتاقی برد؛ تمام لباسهایم را در آورد و باهام خوابید. او بهم 6 دلار داد. می دانستم که دارم تبدیل به یک روسپی می شوم. خیلی گریه می کردم. دخترای دیگه می گفتند بزودی برایت آسانتر می شود .اما هیچگاه آسانتر نشد. هر روز با پنچ الی ده مرد سکس داشتم.خیلی با خودم ور می رفتم که آنجا را ترک کنم و برای فراموشی مشروب می خوردم.
پارسال قانون جدیدی آمد و پلیس آمد و همه افراد آنجا را دستگیر کرد. مرا به ایستگاه پلیس بردند و ازم صد دلار پول جریمه می خواستند . اما من چنین پولی نداشتم ، اونا مرا در یک سلول به مدت سه روز نگهداشتند و با ترکه چوب مرا کتک زدند؛ بعد رهایم کردند. بعد من مجبور بودم به خیابان و پارکها بروم . اما اینجا برای من خیلی نا امن است . در روسپی خانه گردن کلفتهایی بودند که اگه مشکلی پیش می آمد کمکت می کردند. اما اینجا تنها خودم بودم . حتی نمی توانستم با خودم کاندوم بردارم؛ چون اگر پلیس پیشت کاندوم پیدا کنه،دستگیرت می کنن.
از وقتیکه مجبور شده ام بیرون کار کنم چندین مرتبه کتک خورده ام و اغلب مورد تجاوز دسته جمعی گانگسترها قرار می گیرم. تازگیها یه مرد پیشم آمد و با هم توافق کردیم که برای شب کامل 8 دلار بهم بدهد. او مرا به بیست کیلومتری پنوم پن برد ، وقتیکه آنجا رسیدیم چهار مرد دیگر منتظر ما بودند. اونا دو چاقو دستشان بود و من وحشتزده شده بودم. بهم گفتند که جیغ نکشم. وحشتزده بودم و فکر می کردم که مرا می کشند. پیش خودم می گفتم، مرا نمی کشند چون انسان خوبی هستم و ارواح اینجا به کمکم می آیند. بعد از اینکه سه نفر از آنها به من تجاوز کردند دیدم یک مرد با موتور از آنجا رد می شود. جیغ کشیدم ولخت بسوی آن مرد دویدم . مردهای دیگر فرار کردند.
یکبار مردی پیشم آمد و مرا به یک بتکده برد که در آنجا یک راهب بودیست زندگی می کرد. از تعجب داشتم شاخ در می آوردم. ازش خواهش کردم که به من تجاوز نکند. راهب خیلی مردنی بود و من فکر می کردم باید حامل ویروس ایدز باشدو از آن گذشته خوابیدن با یک راهبه خلاف باور دینی ام بود. او تمام شب مرا آنجا نگهداشت. خیلی خجالت می کشیدم و تأثیر روانی بدی روی من گذاشت.
این بلایا در فاحشه خانه بر سرت نمی آمد. گفته می شود که قانون از زنان حمایت می کند، اما اینطور نیست. من نمی دانم چگونه از پس زندگی ام بر آیم . تمام کارم گریه کردن است. بعضی وقتها می خواهم خشم خود را نسبت به این وضعیت بیان کنم اما نمی توانم . هیچ زنی این وضعیت را نمی خواهد. اما چکار کنم . من باید از خانواده ام نگهداری کنم . این سرنوشت من است و باید خیلی بد بوده باشم که این اتفاقات برایم می افتد.
سیاست های جنسی در انگلستان
Prospect Magazine , No.160 July, 2009 / Elizabeth Pisani نوشته :
کارگران سکس، نمایندگان مجلس ( در بریتانیا ) رامتقاعد کرده اند که به مشتریانشان طبق قوانین جنایی برخورد نشود.اکنون زمان آن فرا رسیده که آنها هم حرفهایشان را بیان کنند.
برای من که درهند ، اندونزی ، کنیا و دیگر کشورهایی که به تازگی به " دموکراسی " ملحق شده اند زندگی کرده ام، مشاهده واقعیات در هم و برهم حکومتهای پارلمانی چیز عجیب و غریبی نیست. مادر نظامهای پارلمانی در چند ماه اخیرعملکرد خوبی نداشته است، یکی از صحنه های پشت پرده قانونگذاری درباره رسوایی مالی چیزهای بیشتری را درباره نقاط قوت و ضعف پارلمان به ما می گوید. برای پی بردن بیشتر به این وقایع با یکی از کارگران جنسی( فروشندگان سکس ) که مانند بسیاری از همکاران Cathrine خود در این حرفه زمان زیادی را در اطراف وست منستر(پارلمان ) تلف کرده است
در جریان امور پارلمانی قرار گرفت و سعی کرد پرده Cathrine صحبت می کنم. بعدها از روی قوانین ملی کشور نسبت به فروشنگان سکس بردارد.او روز نوزدهم مِی پیروزی قابل ملاحظه ای هنگام سومین دور مذاکرات مجلس بر سرلوایح و سیاست های جاری بدست آورد.
این لایحه در مورد باندهای تبهکاران ، ایمنی فرودگاهها و کارهایی که دولت می تواند با افراد انجام دهد بودونیز درباره اینکه آیا افرادی که به روسپی ها به خاطر کار DNA سکس پول پرداخت می کنند مشمول جریمه می شوند یا نه. شاید اگردر اصل این لایحه را نادیده می گرفتند، چیزبهتری برای آنان می بود .چون سخنگوی مجلس بطور ناگهانی وسط مذاکرات صحبت های نمایندگان را برای ایراد بیاناتی در مورد هزینه های پارلمان قطع کرد و به همان شمشیر قدیمی ( طفره رفتن ) متوسل شد.
حتی وقتیکه ایوان هریس نماینده سوسیال دمکرات از آکسفورد و قهرمان قوانین مربوط به سکس ایمن تر داشت صحبت می کرد، حرفش را قطع کردند و جلسه به مشاجره کشیده شد. از آنجا که اعضای پارلمان بحث جلسه را در کنترل خود داشتند ،هریس مؤدبانه تریبون را به نطق ناگهانی 8 دقیقه ای سخنگوی پارلمان تسلیم کردو بعد هم به آرامی دست ازسخنانش کشید، چون بقیه همکارانش زیر آبش را زده بودند.
مذاکرات این بار مجلس نمونه ای عیان از دموکراسی بریتانیا را به ما نشان می دهد. بحث کردن درباره قانونی که به معنی مرگ و زندگی شاغلین این حرفه است و می تواند سبب دستگیری افراد تحت عنوان اهانت شود که هنوز مصادیق آن نزد قانون روشن نشده است ظرف مدت چند ساعت زیر منگنه قرار گرفت. دولت که پایه هایش را روی سیاست " شهود عینی " بسته است اما ناتوان از ارائه هر گونه شهود خیال می کند که با زدن قفل بر روسپی خانه ها می تواند جلوی قاچاق انسانها را بگیرد. نماینده لیبر پارتی، جان مکدونال واقعه را بصورت زیر خلاصه کرده است." ما نه تنها برای بحث در مورد این لایحه وقت کافی اختصاص ندادیم، قانونی را با نادیده گرفتن مطلق واقعیت های زمینی تصویب کردیم. این راه مناسبی برای اداره یک کشور نیست ."
مشکل بتوان با نظرش مخالف بود . با این وجود لایحه ای که در نوامبر 2008 بوسیله وزیر کشور دولت کنونی به مجلس ارائه شد حکایت از ایده فمینیستی Jacqui Smith دارد که تن فروشی را از اساس بهره کشی از زنان می دانندوبزعم آنها باید با مشتریان به شیوه ای جنایی برخورد کرد. البته جای تعجب ندارد که افرادی مانند کاترین که هزینه زندگی و مالیاتها را با فروش سکس می پردازند نمی خواهند چشمه تقاضابرای سکس خشکیده شود.آنها در این مورد احساس بهره کشی نمی کنند، هر چند می دانند که قاچاق انسان وجود دارد و باید متوقف گردد.
کاترین عضو فعال انجمن بین المللی کارگران سکس است که با سایر اعضای اتحادیه و گروههای دیگر مانند مجمع روسپیان انگلیس سالهای زیادی را صرف برگزاری مصاحبه های مطبوعاتی و میتینگ های عمومی کرده است. کاترین و همکارانش پس از وضع این لایحه نمایندگان مجلس را ملاقات می کنند و قبل از اینکه کمیته های ویژه اطلاعات طبقه بندی شده ( آماری که هیچوقت دولت انگلیس منتشر نمی کند ) را ارائه دهند ، شواهدی را نشان می دهند مبنی بر اینکه قوانین نانوشته علیه فروش سکس از قاچاق انسانها جلوگیری نمی کند و قوانین تصویب شده در مجلس، امر تشخیص قاچاق زنان را در آینده با مشکل روبرو می سازند. پلیس می گوید اطلاعات درباره قربانیان احتمالی قاچاق اغلب از جانب دلالان می آید که اگر با خطر دستگیری مواجه شوند، بندرت پیش پلیس می روند. مددجویان اجتماعی و پلیس ها هم مخالف لایحه جدید دولت برای ممنوع کردن فاحشه خانه ها هستند.کار کردن به تنهایی خیلی خطرناکتر از موقعیتی است که با سایر کارگران سکس یک منشی و خدمتکار داشته باشید.
بنظر می رسد چنین اعمال نفوذهایی در مجلس ( مانند نمونه کاترین )تأثیرخودش را دارد.لایحه اصلاحی کنونی به دو روسپی اجازه می دهد که از طریق یک بنگاه با هم شریک شوند و مشتری هم پیدا کنند. و کسانی که برای خرید سکس پیش زنان آمده اند ، به شرطیکه آنها داوطلبانه این کار را انجام دهند، درمظان اتهام قرار نمی گیرند. اما هنوز مواردی در قانون وجود دارد که عملی نیست و در مرز بلاهت می چرخد. برای نمونه اگریک روسپی به مشتری اش بگوید که داوطلبانه کار می کند اما بعدورق را برگرداند وادعا کند که دروغ گفته است، مشتری زندانی می شود. اما با تلاش کاترین و دوستانش برخی از ابهامات لایحه در حال برطرف شدن است. حقیقت این است افرادی که در حرفه سکس به کار مشغولند دارند روی قوانینی که بر آنها اعمال می شود، تأثیر می گذارند. بعضیها ممکن است فکر کنند که این راه اداره کردن کشور نیست، اما من در انتظار روزهای بهتری هستم.