حزب حكمتيست هنوز سر در گم

سليمان سيگارچى
February 07, 2010

اولا در تحليل سركار آمدن جمهورى اسلامى و به قول خودشان تولد جمهورى اسلامى نقش غرب و بورژوازى جهانى و جدال در دنياى جنگ سرد را يا به عمد از قلم انداخته اند و يا از سر تجاهل و عمدا از ياد برده اند . كنفرانس گوادلوپ و عوض كردن دولتهاى از هويدا به آموزگار و شريف امامى و بعد ازهارى و نهايتا دولت بختيار و هر روز سنبه پر زورتر مردم را از ياد برده اند .


 
انقلاب براى برچيدن نظام مشروطه و سلطنت كار آسانى و كوچكى نبود . اما مردم عزم شان را جزم كرده بودند و با اين كارها به خانه نمى رفتند . تا اينكه امام را از نجف بلند كردند و در نوفل لو شاتو پياده كردند .
براى جلوگيرى از چپ و راديكاليسم جامعه بدترين آلترناتيو را به اسم انقلاب به خورد مردم دادند .
 
اما از سال ١٣۵٧ تا امروز ١٣٨٨ ، ٣١ سال ميگذرد . فاكتورهاى زيادى تغيير كرده اند . آيا ميشود موسوى را دوباره به مردم فروخت ؟ بورژوازى و دول غربى  سعى دارند اما با وجود حزب كمونيست كارگرى و جوانان و زنان آگاه ايران اين امرغير ممكن است . ديگر جنگ سرد از بين رفته و اگر بورژوازى جهانى يك ذره عقل داشته باشد بعد از ٣٠ سال بايد بهش ثابت شده باشد كه جمهورى اسلامى نميتواند جامعه اى متعارف بوجود آورد كه سرمايه جهانى بتواند در ايران سرمايه گذارى كند . اگر حتى چپ را در جامعه ايران قلم بگيريم ، جوان ايرانى ، زن ايرانى و حتى سرمايه دار ايرانى ميخواهد مثل بقيه مردم جهان با استاندارهای  جامعه جهانى زندگى كند ، نه جمهورى كثيف و ارتجاعى اسلامى
 
بالاخره سالگرد انقلاب عليه رژيم سلطنتى است ، درست است كه انقلاب به معناى سر كار آمدن چپ و سوسياليسم و شورا شكست خورد . اما آيا مردم ايران پشيمان هستند كه انقلاب كرده اند يا نه هنوز سر اين يكى مصر هستند و ميخواهند آنچه را كه ٣٠ سال پيش ازشان دزديدن پس بگيرند ؟
آيا براى پس گرفتن انقلاب بايد دوباره مردم را به خانه هايشان فرستاد ، به بهانه اينكه مردم نبايد به سياهى لشكر جنبش سبز يا به عبارتى موسوى و كروبى تبديل شوند ؟
 
مردم ايران اينبار نيز عزم جزم كرده اند كه انقلاب كنند . برابرى زن و مرد در ايران به يك قانون تبديل شود . مجازات اعدام لغو شود . سرمايه هاى دزديده شده از طرف سران رژيم به بيت المال برگردد ، حقوق اقليتهاى ملى و مذهبى برسميت شناخته شود . عامرين و آملين اين اعدامها و سركوبها به محاكمه كشيده شوند و ديگر حقوق كارگران سر وقت پرداخت شود و بچه هايشان گرسنه نمانند ، ديگر كارتن خواب نداشته باشيم . ديگر معتاد و تن فروش نداشته باشيم وغيره .
 
اما شما به جاى تشويق مردم به مبارزه دوباره مثل هميشه مردم را به خانه ميفرستيد .
زيرا كه خود نمى خواهيد در خواستهاى مردم شريك شويد . حتى شما نمى خواهيد مثل حزب توده و اكثريت دنباله رو مردم شويد . شما خيلى عقبيد . به قول منصور حكمت " رشد كنيد دوستان رشد كنيد "
 
باز هم تكرا ميكنم اين توصيه درست كه مردم نبايد دنبالچه موسوى و كروبى شوند ، اما آيا بايد از ٢٢ بهمن بگذرند . اتفاقا ٢٢ بهمن بايد مردم به خيابان بيايند و دستاورد دزديده شده ٣٠  سال قبل را از جنايتكاران جمهورى اسلامى پس بگيرند . 
پس چه وقت موقع انقلاب است و چه زمانی فرا ميرسد تا جمهورى اسلامى را سرنگون كرد؟ .
مردم در روز ٢٢ بهمن در سطح وسيع و گسترده ترى به خيابانها خواهند آمد و با صف مستقل خود مى كوشند تا بساط اين رژيم جنايتكار را در هم بكوبند . اين رژيم بايد سرنگون شود اين حكم انقلاب است . 
لينك مطلب :
http://www.azadi-b.com/J/2010/02/post_209.html


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com