بیاد یدالله خسروشاهی

لیلا دانش
February 06, 2010

گرچه مبارزه و اعتراض اجتماعی نیروی محرکه خود را از گستردگی و فراگیر بودن خود می گیرد اما همیشه کسانی هستند که نامشان بشکلی ناگزیر با تلاش ها و مبارزات این عرصه ها پیوند می خورد. یدالله خسروشاهی بی تردید یکی از اینهاست که حداقل برای دو نسل از فعالان جنبش کارگری  چهره ای شناخته شده است. نه فقط در مبارزات کارگری در صنعت نفت در سالهای پیش و کمی پس از انقلاب ،  بلکه در دوره تبعید نیز یدالله یکی از کسانی بود که در انعکاس صدای اعتراض کارگران ایران نقش داشت.


یدالله را تنها یکبار حضوری ملاقات کردم. در خانه ام برای یک نقطه شروع مشترک برسم آبادانی ها به قلیه ماهی مهمانش کردم. با کمی بحث هر دو دیدیم که بهتر است سیاست و اختلاف نگرش را کنار بگذاریم و از تاریخ بگوییم. و در این بازگویی، در تاریخ دورتری با یدالله آشنا شدم. در این تاریخ دورتر لهجه آبادانی و جوک های محلی و تاریخ مناطق کارگری و لغات دفرمه شده انگلیسی در زبان روزمره تنها یک بخش بود. بخش مهمترش این بود که در سیما و شخصیت اش خود تاریخ را می دیدم؛ رد پای کسانی را دیدم که با آنها بزرگ شده بودم. از آنها هم یاد گرفته بودم و هم در در جدل با آنها راه نسل خود را یافته بودم. و امروز هر دوی ما با نگرانی ای پنهان از نسل سوم و شرایط و محدودیت هایشان می گفتیم. نسلی که امروز به میدان آمده و دشواری های رودررویی با حکومت اسلامی را می آزماید. او فرصت نیافت تا لحظات بیشتری از این مبارزه را شاهد باشد.
یدالله  فرزند رنج و زحمت، قربانی  شکنجه و شلاق و زندان هر دو حکومت شاهی و اسلامی، صاحب جان بیقراری بود که بخش اعظم زندگی 67 ساله اش را درفراز و نشیب های مبارزه برای بهبود زندگی طبقه کارگر گذاشت و با آن تداعی شد. یادش گرامی.
 
لیلا دانش
6 فوریه 2010


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com