چند اطلاعيه در مورد کارگران نيشکر ٧ تپه ... ايران خودرو ... نازنخ و فرنخ قزوين و ...
ايران خودرو؛ طرح اخراج وسيع کارگران!
بنا به خبر دريافتى٬ با نزدیک شدن تعطیلات تابستانی در شرکت ایران خودرو دور جدیدی از اخراج و بیکارسازها و قلع و قمع معیشت و زندگی کارگران و خانواده های محرومشان شروع شده است. در چندین روز گذشته دهها نفر از کارگران از جمله تعدادی از کارگران قسمت ایتکو پرس از کار اخراج شدند. این اخراجهای کارگران بتدریج و بطور مداوم در حال اجراست. یکی از کارگران ایتکو میگويد: دراین تعطیلات اجباری که از بیست و پنجم تیر ماه شروع می شود٬ نه تنها بابت این یک هفته به ما دستمزدی پرداخت نمی شود بلکه هدف اصلی کارفرما توطئه و دسیسه چینی برای اخراج هرچه بیشتر کارگران است. یکی دیگر از کارگران معترض میگويد: آخر مگه می شه با جیب خالی و قرض و بدهکاری و ترس از اخراج و بیکاری به تفریح و مسافرت رفت!؟
بلوری٬ چهره منفور و ضد کارگری که یکی از مدیران تولید اين شرکت است٬ با صراحت و وقاحت ويژه اى در بین جمعی از کارگران معترض و ناراضی گفته است: "هدف اصلی ما از تعطیلات یک هفته ای تابستانی اخراج کارگران ناراضی و فرسوده و جایگزین کردن نیروهای جوان تر، مطیع و تازه نفس٬ و همچنین تعمیر و ترمیم دستگاهها و وسایل تولید برای بارآوری و تولید بهتر و بیشتر است!"
خبر اخراج بويژه در دو سايت ايتکو پرس با نصب روبات ها اعلام شده بود و مقدمات آن هم صورت گرفت. بلوری به کارگران اعلام نمود که تا پایان شهریور ماه ٢٣٠ نفر از کارگران قراردادی را اخراج خواهند کرد و مابقى کارگران سایت دو ایتکوپرس را در سایت یک ایتکوپرس واقع در اتوبان کرج قزوین ادغام ميکند. آنها اعلام داشته اند که روش کار تاکنونى برای شرکت سوددهی نداشته و پول اضافی هم برای پرداخت به کارگران ندارند! اقدام بعدىشان تمديد نکردن قراردادها و تغيير قرادادهاى منعقد شده بود. شرکت از تمديد قراردادها با کارگران امتناع کرد٬ و همينطور کارگرانی را که با شرکت قرارداد یکساله داشتند٬ قراردادشان را به ٣ ماهه تبدیل کرد.
اما اخراج کارگران "فرسوده و ناراضى" يک سياست سرمايه داران همه جاى ايران است. "فرسوده و ناراضى" اسم رمز کارگران باسابقه و بانفوذ کلام در محيط کار است. سرمايه داران ايران يک ارتش عظيم بيکارى را دم دست دارند. الگوى شرکتهاى پيمانى و کارگر قراردادى به سياست تصفيه و تغيير مرتب ترکيب نيروى کار متکى است. اين الگو٬ درعين حال که استثمار و بردگى را تشديد ميکند٬ تاثيرات متفاوتى در کوتاه مدت و دراز مدت دارد. از يکسو ناامنى را در کار بالا ميبرد و خطر اخراج را مداوما روى سر کارگر ميگذارد و ديگر بندرت با کارگرانى با سابقه قديمى در يک مرکز صنعتى مواجهيم٬ و از سوى ديگر کارگر در پريودهاى مختلف در نقاط مختلف ايران کار ميکند و اين به سهم خود در مدت زمان طولانى تر به انتقال تجربه سريع تر و کارگران مجرب تر منجر ميشود. محدوديت اين سياست براى کارفرماها و شرکتهاى پيمانى دسترسى نداشتن به خيل وسيع کارگران با دانش فنى لازم است. سرمايه داران براى جبران با گسترش کار قراردادى و سرعت دادن به جايگزينى کارگر جوانتر و جديدتر افزوده اند. اين تنها بلورى نيست که با اين وقاحت با کارگر برخورد ميکند٬ قبلا ديگر کارفرماهاى ايران خودرو گفته بودند "کارگر پيمانکار و قراردادى براى ما مثل ليوان يک بار مصرف است. هر وقت کارمان تمام شد٬ مى اندازيمش تو سطل آشغال!" اين گفته ها جوهر نگرش ضد انسانى سرمايه دار به کارگر است.
تا به ايران خودرو برميگردد٬ طرح اينها سازمان دادن گسترده توليد و رقابت در بازار جهانى است. افزايش توليدى که اينها از آن سخن ميگويند لازمه اش سازماندهى يک شرايط کار تماما پادگانى و بشدت خشن است. اهميت "مطيع بودن" کارگر براى سرمايه داران اينجاست و سياست تصفيه مرتب نيروى کار از لايه قديمى تر کارگران يا مشخصا کارگران ناراضى بر همين اساس است. همينطور يک هدف مهم سياست اخراج٬ تشديد شکاف و رقابت در بين کارگران تحت شرايط بشدت وخيم اقتصادى است. شرايطى که کارگر را محتاط ميکند. کارگرى که با يک قراداد سفيد امضا کار ميکند و به هر دليلى ميتواند اخراج شود و کابوس گرسنگى شديد تر خانواده همواره بالاى سرش قرار دارد٬ حق دارد محتاط باشد و بى گدار به آب نزند. کارفرماها ازاين وضعيت براى تحميل شرايط برده وارتر وسيعا استفاده ميکند.
اما کارگران با تمام اين معضلات بطور واقعى عمدتا ناراضى هستند. تصفيه اين نارضايتى عظيم ممکن نيست. پاسخ واقعى همه اين معضلات اينست که در مقابل اخراج همکارانمان همه ناراضى باشيم و با اهرم قوى اى که در دست داريم مانع اجراى اين سياستها شويم. کارگران ايران خودرو اگر نتوانند در مقابل طرح اخراج وسيع پاسخى بدهند٬ عملا شرايط بسيار خشن ترى از امروز را پذيرفته اند. حقيقت اينست که تمام آرزوهاى سرمايه داران ايران خودرو در بازار جهانى٬ اگر کارگران متحدانه مطيع نباشند٬ دود ميشود و به هوا ميرود. بايد اين نيرو را بميدان بکشيم. ضروى است کارگران ايران خودرو در مقابل اهداف استراتژيک سرمايه داران٬ اهداف استراتژيک و مرحله اى خود را قرار دهند.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٠ مرداد ١٣٨٧ – ٩١٠ اوت ٢٠٠٨
نازنخ و فرنخ قزوين؛ وعده کارفرما دروغ بود!
امروز ١٩ مردادماه٬ قرار بود مديريت نازنخ قزوين کارخانه را بدنبال تعطيلى هفته پيش باز کند و حقوق کارگران را طبق وعده داده شده در اعتراض روز ٩ مرداد ماه بدهد. امروز وقتى کارگران به کارخانه مراجعه ميکنند ميبينند که کارخانه بسته است! طى بيانيه اى اعلام شده که نساجى نازنخ و فرنخ تا ٢٨ مرداد تعطيل است. يعنى دو کارخانه ١٠ روز تعطيلى را فعلا تمديد کردند و وعده کارفرما براى پرداخت حقوق کارگران نازنخ در اينروز دروغ بود. امروز نيز کارگران دوباره با دست خالى راهى خانه شدند. کارگران از سردواندن مديريت با حمايت دولت بشدت عصبانى هستند.
لازم به ذکر است که کارگران کارخانه ناز نخ روز سه شنبه ٩ مرداد ماه٬ در اعتراض به عدم پرداخت ۴ ماه حقوق دست از کار کشيدند. کارگران به بيرون از کارخانه آمدند و جاده اصلى را بستند. بلافاصله نيروهاى سرکوبگر رژيم وارد عمل شدند و با همدستى مديريت و کارفرما به کارگران وعده پرداخت حقوقهايشان را دادند. گفتند فعلا به آنها ١٠٠هزار تومان پرداخت ميشود. قرار بود اين بخش حقوق روز شنبه ١٣ مرداد به کارگران داده شود. وقتى کارگران در اينروز به کارخانه ميروند ميبينند که کارخانه بسته است و مديريت طى اطلاعيه اى کارخانه را تا ١٨ مرداد تعطيل اعلام کرده است. امروز ١٩ مرداد که کارگران مراجعه کردند باز با اين روش کارفرماها روبرو شدند؛ وعده دروغ!
کارگران کارخانجات ريسندگى شهر صنعتى البرز!
تجارب غنى مبارزات شما نشان ميدهد که هر وقت متحدانه اعتراض کرديد توانستيد حقوق تان را بگيريد. روشى که کارفرماهاى نساجيهاى قزوين بکار ميبرند٬ همان است که کارفرماها در نساجيهاى کاشان و کردستان همين امروز پيش ميبرند. اين روش سرمايه داران و دولت شان عليه طبقه کارگر ايران است که بخش عظيمى از خانواده هاى کارگرى را به مرز تباهى کامل کشانده اند. درد همه جا يکى است و راه علاج نيز همينطور. بدترين سياست براى کارگران قبول ضمنى جنگ فرسايشى کارفرماها و سردوندان ها در سيکل انتظار و وعده هاى دروغ است. بايد آنجا که کارگران هنوز سرکارند با اهرم اعتصاب متحد وارد ميدان شوند و آنجا که کارخانه را بستند به خيابان آمد. تا روز ٢٨ مرداد اگر صبر کنيد دوباره همين داستان به نوعى ديگر تکرار ميشود. مجمع عمومى تان را در محلات کارگرى تشکيل دهيد و در مورد اقداماتتان تصميم بگيريد. نيروى خانواده ها را متحدانه پشت اعتراض تان بياوريد. جلوى کارخانه ها و نقاطى که توجه بيشتر کارگران مراکز شهر صنعتى را جلب ميکند جمع شويد. بر پرداخت فورى حقوق تان و باز شدن کارخانه تاکيد کنيد. اجازه ندهيد که کارفرماها هر طور دلشان خواست با زندگى خانواده هاى تان بازى کنند. به وعده هاى سرمايه داران توجه نکنيد٬ به قدرت خودتان متکى شويد. با کارگران کارخانه جات شهر صنعتى البرز در تماس نزديک ترى باشيد و حمايت اين کارگران را از مبارزه تان تامين کنيد.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١٩ مرداد ١٣٨٧ – ٩ اوت ٢٠٠٨
صدها نفر در اعتراض به حکم اعدام انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی تجمع کردند!
امروز سنندج شاهد تجمع اعتراضی بیش از ٣۰۰ نفر در مقابل دادگستری بود. این تجمع توسط خانواده انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی به همراه عده ای از مردم سنندج و اهالی روستای قوریچیا در اعتراض به احکام اعدام این دو معلم انجام گرفت. معترضین در حالیکه تصاویر انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی را حمل میکردند، خواستار لغو حکم اعدام آنها و آزادی این دو فرد شدند.
نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی همزمان با این تجمع دو نفر از اهالی روستای قوریچیا به نام های مسعود حسین پناهی فرزند محمد صدیق و فردین حسین پناهی فرزند محمد امین را بازداشت کردند و به مکان نامعلومی منتقل نمودند. این حرکت نیروهای سرکوب، شگردی برای به سکوت کشاندن مردم و تلاشی مذبوحانه بمنظور ممانعت از گسترش و تداوم اعتراض است.
انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی به اتهام "محاربه" در زندان به سر میبرند. رژیم اعلام کرده که آنها را بخاطر داشتن رابطه با یکی از احزاب اپوزیسیون در کردستان دستگیر و به اعدام محکوم کرده است.
مردم روستای قوریچیا و شهرهای دهگلان و قروه، پیش از این با امضای یک طومار خواستار آزادی انور حسین پناهی، شده بودند.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١٩ مرداد ١٣٨٧ – ٩ اوت ٢٠٠٨
کارگران نیشکر هفت تپه دست به اعتراض زدند
کارفرما دسیسه میکند!
صبح امروز جمعی از کارگران نيشکر هفت تپه بدنبال بی توجهی مدیران به خواست هایشان و عدم اجرای قول هایی که به کارگران داده بودند، دست از کار کشيدند و مقابل دفتر مدير عامل تجمع کردند. کارگران معترض اعلام کردند که اگر به خواست هایشان توجه نشود دور جدیدی از اعتصابات کارگری در اين شرکت به راه خواهد افتاد و روزهای آينده تعداد بيشتری از کارگران به اعتصاب خواهند پیوست. کارگران در دور قبل اعتصابات موفق شدند سه ماه از حقوق عقب افتاده خود را دريافت کنند. کارگران پس از دریافت این بخش از حقوق شان و بدنبال درخواست مديران مبنی بر چند روز مهلت برای پرداخت مابقی مطالبات کارگران، به سر کار بازگشتند.
گفته میشود که بدنبال اعلام طرح واگذاری شرکت به سازمان صنايع و معادن، مديران شرکت سعی در تحريک کارگران برای برهم زدن نظم کارخانه دارند، تا با متشنج نشان دادن فضای هفت تپه از تغييرات مديريتی جلوگيری کنند. و بنظر میرسد که کارگران برای خنثی کردن این نقشه تجمع خود را کاملا مسالمت آميز و صرفا در اعتراض به عدم تحقق وعده های مديران برگزار کرده اند. کارگران اعلام کردند که: خواست کارگران هفت تپه در خصوص واگذاری شرکت کشت و صنعت نيشکرهفت تپه و بويژه خوراک دام اينست که به گونه ای کارشناسانه و بر اساس موازين کاملا قانونی انجام پذيرد و نظر نمايندگان کارگران نيز مورد توجه قرار گيرد.
کارگران!
این شگردها و دسیسه های کارفرما و رژیم اسلامی برای ما کاملا آشنا است. مدیران کارخانه و دولت مدعی اند که این واحد سودآور نیست و قصد تعطیل آن و اخراج کلیه کارگران را دارند. طی دو سال اخیر نیز دو هزار نفر از کارگران را اخراج کرده اند. شما تا کنون چندین بار، و هر بار هفته ها و ماهها برای دریافت مطالبات خود دست به اعتصاب و اعتراض و راهپیمایی زده اید. اما هر بار یا با سرکوب وحشیانه دولت اسلامی و یا با وعده و وعیدهای مزورانه کارفرما مواجه شده اید و تنها موفق به دریافت بخشی از دستمزدهاى معوقه خود شده اید. بعلاوه امنيت شغلى نان آينده هزاران خانواده کارگرى در ابهام کامل قرار دارد. اين وضعيتى است که سرمايه و نظام اسلامی براى طبقه کارگر بويژه در صنايعى مانند نيشکر هفت تپه ايجاد کرده است.
کارفرما و دولت فقط دارند وقت میخرند و میکوشند که با دردسر هر چه کمتر به هدف خود دست یابند. باید این سیاست کثیف دولت را دریافت و در مقابل راهی برای برون رفت از این شرایط سخت و فلاکت بار اندیشید. بیمه بیکاری مکفی یک خواست مهم و حیاتی است که باید به رژیم اسلامی و سرمایه داران تحمیل کرد. این یک مطالبه عمومی و سراسری است. در عین حال میتوانیم و باید کنترل شرایط کار و زندگی مان را راسا در دست بگیریم. باید به هر میزان که توان طبقه ما اجازه ميدهد، دست سرمایه و نظام اسلامی را از زندگی کارگر و مردم کوتاه کرد. پیشقدم شوید! کنترل کارگری بر کارخانه یک راه حل فوری در وضعیت بحرانی کنونی است. اجازه ندهید کارفرما با اخراج و بیکار
سازی و عدم پرداخت دستمزدها و تعطیلی کارخانه زندگی شما را به نابودی بکشاند. سياستها و تلاشهاى تاکنونى هم معلوم شده
که پاسخگوى نيازها و خواستهاى برحق شما نيستند. بايد گامى فراتر رفت. شما ميتوانيد با اتکاء به نیروی اتحاد و همبستگی خود و خانواده هايتان آينده را در مسير ديگرى رقم بزنید. باید در مقابل توطئه ها و شگردهای مذبوحانه کارفرما ایستاد. طرح خواست بیمه بیکاری مکفی و تلاش برای بدست گرفتن کنترل بر تولید و توزیع در نیشکر هفت تپه تنها پاسخ کارگری به وضعیت کنونی است.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
١٩ مرداد ١٣٨٧ – ٩ اوت ٢٠٠٨
اخبار کارگرى
قند دزفول٬ سياه زاغ ديواندره٬ نيک الياف کردستان و پرريس
بنا به خبر دريافتى٬ کارگران کارخانه قند دزفول در وضعيتى هولناک زندگى ميکنند. کارفرماها و رژيم شان از موقعيت و شرايط وخيم کارگران براى ايجاد شکاف و تفرقه در ميان کارگران استفاده ميکنند.
کارخانه قند دزفول وابسته به دولت بود و اساسا گفته ميشود اين کارخانه دولتى است و قبلا طرف حساب کارگران مستقيما دولت بود. ۵ سال پيش طى طرح خصوصي سازى و بعدا تعديل نيروى کار٬ وضعيت نابسامانى را در اين کارخانه بوجود آورند. با اين طرح ٦٠ درصد از کارگران اين کارخانه را اخراج کردند. بخشا با حقوق ناچيزى تحت عنوان "بيمه بيکارى رسمى" شيرازه خانواده هاى کارگرى را بهم ريختند. کارخانه خصوصى شد و به حوزه "علميه" فروخته شد و آخوند سرمايه دار مکارم شيرازى اين کارخانه را تصاحب کرد. بازنشستگى کارگران که على القاعده بايد بعد از ٣٠ سال کار طبق قانون خودشان صورت ميگرفت٬ طى اين روند واگذارى٬ کارگرانى که سالهاى طولانى دراين کارخانه جان کنده بودند را تحت فشار وادار به بازخريد و يا بازنشسته شدن کردند. اما بدليل اينکه سابقه کار اين بخش از کارگران کمتر از ٣٠ سال بود٬ حقوق بازنشستگى آنها بسيار ناچيز و مطلقا تامين کننده زندگى کارگران نبود و نيست.
در حال حاضر اين کارخانه با تعداد کمى کارگر کار ميکند. اما کار اين کارخانه صرفا تبديل شکر ارزان وارداتى قرمز به شکر سفيد است. از قبل نابود شدن کارگران و خانواده هايشان حضرات مفت خور حوزه جهليه جيب هاى گشادشان را پر ميکنند. دراين ميان سياستهاى کثيفى عليه کارگران اعمال ميشود. تلاش ميکنند از گرسنگى کارگر سو استفاده کنند و آنها را به جاسوسى و خبرچينى عليه هم تحريک کنند. رسما اعلام کردند به کارگرانى که اسامى فعالين کارگرى و يا "ضد انقلاب اخلال گر" را لو بدهند٬ بن کارگرى ميدهيم! "بن کارگرى" يعنى مقدارى روغن و برنج و کالاهاى مصرفى.
کارخانه شرکت نيک الياف کردستان
جان باختن يک کارگر بدنبال اخراج
اين کارخانه که تا چند ماه پيش ٤٢ کارگر داشت هم اکنون تنها ١٩ کارگر دارد. بقيه کارگران اخراج شدند. آخرين سرى اخراجيها ٧ نفر کارگرى بودند که ٤ نفر آنها قراردادى بودند و قراردادهاى آنها ٣ ماهه بود و ٣ نفر ديگر کارگرانى بودند که قرارداد آنها رسمى بوده است. با ابلاغ حکم اخراج به کارگران٬ ماشالله شريفى٬ کارگرى که زندگى و جوانيش را در اين کارخانه گذرانده بود در جا سکته ميکند و در محل جانباخته است. همکاران ماشالله ميگويند او اين شرايط را نميتوانست تحمل کند. اکثر کارگران اين کارخانه دچار ديسک کمر و بيمارى تنفسى و آسم هستند.
اما چه کسي جوابگوي خانواده ماشالله است؟ کارگران و خانواده بعد از مرگ او متوجه ميشوند که کارفرما اين همه سال پول بيمه اى که از حقوق کارگران کم شده است را به اداره بيمه پرداخت نکرده و بالا کشيده است. امروز خانواده اين کارگر دست خالى تر از هميشه با آينده اى سياه بسر ميبرند. دو کارگر رسمى ديگر اخراجى٬ وقتى سرنوشت همکارشان را ميبينند٬ از کارفرما شکايت ميکنند. شکايت اين دو کارگر٬ عبدالله صفائى و شاهپور يارى٬ هر کدام با بيش از ١٠ سال سابقه کار٬ به حکم ابقا به کار اين دو کارگر در هيئت تشخيص منجر ميشود. کارفرما عليه حکم هئيت تشخيص اعتراض ميکند و روز ٢٨ مرداد ماه ادامه اين سردوانى مجدد اين کارگران است. کارگران دراين هزار توى بورکراسى و سردواندن هر روز بيشتر ميبينند که کارفرماها هر مسئولى را ميخرند و بيشتر ميبينند که اين دولت و "نهادهاى تشخيص اش" سگ پاسبان سرمايه داران است.
سياه زاغ ديواندره
١٨٠ نفر از کارگران سياه زاغ ديواندره ٦ ماه است حقوق شان را دريافت نکردند. در پى اعتراضات مکرر کارگران در ماههاى اخير٬ هربار با اين پاسخ روبرو شدند: "دولت به ما بودجه اى نداده است. پولى به حساب شرکت واريز نشده است. ما نميتوانيم حقوق شما را پرداخت کنيم". کارگران هر روز و هر هفته مجبورند بخاطر ٦ ماه حقوق معوقه کار کنند.
شکايت دو کارگر اخراجى پرريس بى نتيجه ماند
طيب چتانى و فخرالدين زند کريمى٬ دو کارگرى که توسط کارفرماى پرريس در متن يک زورگوئى اخراج شده بودند٬ به دنبال اخراجشان از کارفرما شکايت کردند. اين شکايت در شعبه ٣ هئيت تشخيص بررسى شد و هيچ حقى به اين کارگران نداد. اين به اصطلاح مرجعى است که بايد کارگران شکاياتشان را از اين طريق پيش ببرند.
اين هيئت تشخيص منفعت سرمايه دار٬ به اين دو کارگر که سالها عمر و جوانى خود را در نساجي صرف کردند و به انواع بيمارى تنفسى و کمر و بينائى دچار شدند٬ اعلام کرده "به دليل اينکه شما کارگر قراردادى بوديد و قراردادهاى شما يکماهه بوده و سر هرماه تسويه حساب کرديد٬ به کارفرما حق اعتراض نداريد!" اين حکم شفاها در حضور دو کارگر و نمايندگان کارخانه پرريس اعلام شده است. روز دوشنبه قرار است اين حکم کتبا نيز به کارگران اخراجى اعلام شود.
مرگ بر جمهورى اسلامى!
مرگ بر سرمايه دارى!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٠ مرداد ١٣٨٧ – ١٠ اوت ٢٠٠٨