اعتصاب اتوبوسرانان استکهلم ... طومارى براى آزادى اسانلو، آزادى اعتصاب کارگرى در ايران
از ديروز گذشته، اول ماه جولاى هزاران راننده اتوبوس خطوط درون شهرى در استکهلم دست به اعتصاب زدند. در سراسر شهر خبرى از اتوبوسها نيست. با ايستگاههاى خالى در راستاى خيابانها، شهر رنگ و روى غريبى بخود گرفته است. هر کس و هر شهروند، هر اداره و کارخانه، خلاصه هر جنبنده از نوع آدميزاد (و سگ و گربه هاى دُردانه آنها) از اين اعتصاب تاثير پذيرفته است. فصل مرخصى هاست و اين از دامنه عجله و ضرورت رساندن به کار و مدرسه کاسته است. هوا گرم است و پياده روى و دوچرخه سوارى را ميتوان کم و بيش بجاى اتوبوسها نشاند. اما با گذشت دو سه روز اول، سنگينى اعتصاب بسرعت روى زندگى و اذهان سنگينى خود را بروز ميدهد. همه جا سوال اول اينستکه اعتصاب بر سر چيست؟ سوال دوم اينستکه اعتصاب تا مدت ادامه خواهد داشت و چگونه ميتوان از پس آن برآمد؟
رانندگان اتوبوس خواهان افزايش دستمزد هستند، طبعا. فصل مذاکرات است و حداقل بايد بخشى از تورم گرانى را از جيب کارفرما بيرون کشيد. مساله مهم ديگر ساعت و شرايط کار است. رانندگان اتوبوسهاى شهرى از جمله بخاطر خطرات جانى، دزدها، بدرفتارى مسافرين بد قلق، بخاطر گرما و يا سرماى اتوبوسها ـ قفس آهنى که محل کار اين کارگران بحساب ميايد ـ و يا بخاطر مشکلات ترافيک و ساختار خيابانها دايما مورد توجه قرار ميگيرند. اين اعتصاب فرصتى است که شهروندان و مشترى هاى هر روزه، از شرايط کار رانندگان از جمله ساعت کار عملا سيزده ساعته آنها مطلع بشوند. اعتصاب فرصتى است که از خواستهاى برحق رانندگان حمايت بخرج بدهند.
اتحاديه کارگران خدمات حمل و نقل کمونها درب همه گاراژها را مهر و موم کرده اند. قفل همه اماکن عوض شده است که دست کارفرما از هر توطئه و از جمله بکارگيرى احتمالى اعتصاب شکنها کوتاه بشود. هر روز با شيفتهاى دو ساعته رانندگان داوطلب بعنوان کشيک اعتصاب جلوى گاراژ صف ميبندند. کارهاى بسيار بيشترى بر دوش اتحاديه و اعتصابيون قرار دارد، بايد تنور اعتصاب را گرم نگاه داشت، بايد سمپاتى عمومى را جلب کرد، بايد رسانه ها را پوشاند، بايد مواظب تاکتيکهاى کارفرما و دولت بود و ...
اما اين اعتصاب براى ما فرجه مهم ديگرى را باز ميکند که نبايد از دست داد. در گرماگرم بحث بر سر حق و حقوق کارگرى، در گرماگرم بحث اعتصاب و حقوق قانونى و مسلم کارگران در سازمان دادن اعتصاب هر چه موثرتر، در گرماگرم بحث بر سر اتحاد و همبستگى؛ و آنهم در دايره اتوبوسرانان خيلى سريع و ناخواسته رشته افکار بسمت کارگران شرکت واحد و سنديکا و اعتصاب چند سال پيش و سرکوب شديد جمهورى اسلامى کشانده ميشود. از تهران تا استکهلم راه درازى است، از اتوبوسرانى شهرى استکهلم تا شرکت واحد تهران فاصله خيلى بيشترى است. اعتصاب شرکت واحد چند سال را پشت سر دارد... اما در فضاى اعتصاب، در گفت و گوى چند نفره رانندگان در کنار گاراژ گوش شنوا، علاقمندى و حس حمايت و همبستگى انباشته است. برشورى را که به منظور آشنايى با اعتصاب شرکت واحدى ها و سرنوشت اعتصاب آنها تهيه کرده ايم راه را براى شروع بحث و صحبت باز ميکند ... طومار جمعاورى امضا با خواست آزادى اسانلو، آزادى تشکلهاى کارگرى و آزادى حق اعتصاب براى کارگران ايران با رغبت توسط اعتصابيون دست بدست ميشود.
در مورد ادامه اعتصاب هنوز خيلى زود است بتوان اظهار نظر جدى کرد. اول کار است، فعلا طرفين اين اعتصاب، چه رانندگان و چه کارفرما و چه مردم روحيه بالا را نشان ميدهند. اما بزودى فضا داغتر و پر تنش تر خواهد گرديد. قدرت بسيج حمايت فعال شهروندان از فاکتورهاى تعيين کننده در پيروزى اعتصاب است که بايد در اينراه فعالانه با اعتصابيون همراه شد.
تشکيلات شهرى حزب حکمتيست در استکهلم
بهنام آرانى
دوم جولاى ٢٠٠٨