موفقیت کنگره ١٣ کومه له, شکستی دیگر برای ارتجاع
ک.آزادی
شمارش معکوس برای برگزاری سیزدهمین کنگره سازمان کردستانی حزب کمونیست ایران آغاز شده است. کنگره ای که یقینا یکی از مهمترین و در نوع خود ثر سر و صداترین کنگره این سازمان خواهد بود, چراکه از طرفی حامیان آن به ثيروزی و موفقیتش دل بسته اند و از طرف دیگر گروه و یا گروههای در انتظار شکست آن لحظه شماری می کنند, لذا ثاسخ به سوالاتی از جمله آیا این کنگره آرزوی مخالفینش را که همانا منزوی شدن کومه له است را برآورد میکند؟
آیا وجود اقلیتی که مخالف بقای حزب کمونیست ایران و موافق فعالیت تحت نام کومه له هستنند می تواند کومه له را به چالش بکشاند؟ آیا حملات سازمان یافته ای که مدتهاست بر علیه این کنگره آغاز شده (چه با نوشتن مقالات,چه با ایجاد فضای دور از ثرینسیبهای اخلاقی)می تواند کنگره را به زانو دراورد؟و دست اخر اینکه ایا موفقیت کنگره را می توان موفقیت چـپ در کردستان و شکست توطه های شوم توهم بردازان موافق حضور امریکا در منطقه دانست؟
همه می دانیم کومه له در شرایطی انقلابی و با در اختیار داشتن رهبرانی انقلابی در سال 58 با به عرصه وجود نهاد و با وجود اینکه کمتر کسی رشد و محبوبیت فراگیر آن را در مدت زمان اندکی متصور بود اما تار و پودش جامعه کردستان را طنید و توانست در کمترین زمان به بزرگترین نیروی بالفعل جامعه بدل گردد, بی شک این همه محبوبیت بدست نمی امد مگر با صداقت و شهامت و در راس ان تزریق فکری نوین که همانا حرکت بسوی دنیای بهتر, جامعه ای آزاد و برابر به جامعه ای کاملا سنتی بود که براستی کومه له با بهره گیری از نیروهای انقلابیش این مهم را به نحو احسن به انجام رسانید.
در طول این سالها این سازمان انقلابی بارها مورد حملات فیزیکی و تبلیغاتی ناسیونالیستها و افراد فرصت طلب قرار گرفته و چه بسا برای منزوی کردن و ایجاد شکاف در ان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند اما تاریخ نشان داده است همه این توطه ها جز ناکامی برای توطه گران چیز دیگری به ارمغان نیاورده و این خود بیانگر وجود ریشه عمیق این سازمان در بطن جامعه کردستان است.
بر واضح است مردم کردستان اینک به مردمی اگاه, تحلیلگر و از همه مهمتر هوشیار و علاقمند به سرنوشت خویش بدل گشته اند لذا در تجزیه و تحلیل رویدادهای جاری سنجیده و با تامل عمل میکنند به همین دلیل ضریب خطا به حداقل رسیده است.
فضای سیاسی حاکم بر کردستان فضای کاملا عقلانی است, هر روز یک روز تازه است و هر لحظه, لحظه ای جدید در زمان, همچنانکه هراکلیتوس فیلسوف یونانی می گوید:«یک شخص نمی تواند دو بار در یک رودخانه قدم بگذارد,بار دوم رودخانه فرق کرده است».
باید گفت آندسته از احزاب و گروههای که همیشه در حال سکونند و دگرگونی اجتماعی هیچگونه اثری بر آنها نداشته و ذهن کوچکشان تنها کردستان 57 و 58 را می بینند و اساسا بر ناعقلانی بودن جامعه دل خوش کرده اند, غافل از اهنگ فوق العاده سریع نواوری تکنولوژیکی از جمله اطلاع رسانی سریع, تحولات عمده در درون خانواده, تحولات عمده در حوزه فرهنگ و ادامه فاحش اختلاف بین ثروتمند و فقیر هستند و باید گفت انها در طبقه بندی زمان و مکان و نحوه ارایش نیروها و حتی پیش شرطهای بوجود اوردن جنبشهای اجتماعی درمانده اند و به خود زحمت تامل و تفحص را در فشار ساختاری, باورهای تعمیم یافته, عوامل شتاب دهنده, وجود گروههای هماهنگ و عملکرد کنترل اجتماعی را نمی دهند.
بر همین اساس معتقدم مخالفین کنگره در به انزوا کشیدن ان موفق نخواهند بود, چراکه از بیش خلع سلاح شده اند و بازار کالاهایشان به تاریخ بیوسته است.
آنان در مسیر تخریب گام برمیدارند و این خود ریشه در ناتوانی و عدم درک صحیح از واقعیتهای موجود در جامعه را دارد. هر چند شرایط حاکم بر آنها که موجب تشدید این حس تخریب شده است را درک می کنم اما این تمایلات در نهایت تخریب انها را بهمراه خواهد داشت.
ضدیت با کومه له و توهم به انزوا کشیدن آن برابر است با ضدیت با سنتهای تاریخی آن سازمان که با تفکرات اکثریت جامعه کردستان در آمیخته و الحق آزموده را آزمودن خطاست.
تشکیل حزب کمونیست ایران بی شک نقطه عطفی در تاریخ چب ایران محسوب میشود و عملکرد چندین ساله آن علرغم عدم حضور در جامعه بواسطه وجود حکومتی توتالیتاریسم در ایران ضرورت دفاع از ان را صد چندان میکند.
مگر میشود سازمان کردستانی انرا که در حقیقت نماد برابری,ازادی, بازگرداندن شان انسانها به انسانها, ایجاد دنیای بهتر, رفع تبعیض نژادی و جنسییتی, برقراری حکومتی سوسیالیستی در جامعه است را ببذیریم اما به حزب کمونیست ایران که می رسیم زبان به اعتراض بگشایم و انرا مانعی در راه پیشبرد اهداف کومه له قلمداد کنیم.
چطور ممکن است کردستان طعم آزادی را در ایرانی دیکتاتور بچشد؟ چطور مردم کردستان ار ازادی و برابری خوشنود خواهند بود در حالیکه همرزمانشان در سایر مناطق ایران از ان بی بهره باشند؟ چنین تصوری تنها می تواند زایده تفکرات کسانی باشد که جز به خود و تنها به خود به چیز دیگری نمی اندیشند.
اگر مراد برقراری سوسیالیزم است ولاغیر لطفا بفرماید در کجای متون سوسیالیزمی امده است من و فقط من؟ بفرماید این من از مارکس است یا از ......
کومه له از بدو تولدش همواره خود را متعهد به اصول سوسیالیزم دانسته و با بوجود اوردن حزب کمونیست ایران به این تعهد جامه عمل بوشانیده است, لذا در این مرحله خطیر که دشمنان کمونیسم شمشیرهایشان را از غلاف کشیده اند و بی مهابا همچون افسار گسیخته گان به این طرف و ان طرف یورش می برند, انسجام و وحدت ضرورتی اجتناب نابذیر است و با توجه به تاریخ مبارزات اندسته از رفقایکه مخالف وجود حزب کمونیست ایران هستند انتظار میرود همچون گذشته که بمثابه رهبرانی کارامد عمل کرده اند اینک نیز چنین کنند و ارزوی دشمنان کومه له را نقش بر اب سازند چراکه حزب کمونیست ایران و سازمان کردستانی ان حاصل مبارزات توده ای و خون شهیدان گرانمایه است که در راه به اهتزاز در اوردن پرچم سرخ سوسیالیزم جانشان را نثار نمودند.
برای پاسخ به سوال سوم باید گفت دنیای امروز به ارتباط تنگاتنگ میان مردمی که بسیار جدا از هم زندگی میکنند وابسته است و در این راستا روزنامه نگاران جسور همواره پیشگام بوده اند تا بر این ارتباط خللی وارد نیاید. روزنامه نگاری علاوه بر فن هنری ان از ویژگی دیگری برخوردار است و ان تعهد به صداقت و درج واقعیتهاست در غیر اینصورت روزنامه نگاریکه در نگارشش به شایعه براکنی و یا هتک حرمت متوصل شود بطور اتوماتیک از زمره روزنامه نگاران متعهد خارج شده ودر دایره فرصت طلبان قرار خواهد گرفت .
هر چند کنگره 13 کومه له هنوز برگزار نگردیده است اما در تعدادی از روزنامه های اینترنتی مطالبی به چاب میرسد که در نوع خود بیانگر اوج وحشت انان از اقتدار کومه له و از همه مهمتر انسجامی است که در ان سازمان وجود دارد. این افراد به خیال خود می خواهند کونگره کومه له را قبل از برگزاری ارزیابی کنند انهم طبق سنتی که مالامال از کینه توزیست, این رانده شدگان فریاد برآورده اند که ای مردم کونگره شکست خواهد خورد. این سایتها علرغم اطمینان از موفقیت گنگره هر از چند گاهی مطالبی در جهت تضعیف آن منتشر میکنند, غافل از انکه کومه له دژ محکمی است که عبور از آن ناممکن است.
این روزنامه های اینترنتی باید بدانند در هیچ زمانی امکان دسترسی به خبرهای گوناگون همچون امروز نبوده است و برای یک روزنامه نگار اعتبار و مردم بیش از بیش با اهمیت تر شده است لذا برای کسب این اعتماد باید صداقت و راستی را چاشنی کار خود نمایند.
یکی از مهمترین وظایف رسانه های خبری هوشیار سازی و گسترش دانش و اطلاعات به مخاطبینش است آنهم بر بایه تهیه و تنظیم و ارایه خبرهای واقعی و صحیح« ایجاد محیطی سالم و مناسب برای برخورد عقاید گوناگون و بدور از هتک حرمت« کمک به رشد فکری و فرهنگی فرد و جامعه و ایجاد روحیه همکاری میان افراد« پس باید این اصول را سر لوحه کار خود نمایند و بدان عمل کنند تا مردم آگاه انان را در زمزه خیالپردازان و دروغگویان بزرگ قلمداد نکنند.
کوتاه سخن آنکه اگر حامیان برابری و سوسیالیزم و آندسته از کسانی که هنوز خود را کمونیست میدانند و نفوذ و گسترش تفکرات مارکسیستی را آرزومندند باید در جهت تقویت و برگزازی کونگره ای موفق همگام و همصدا باشند چراکه تاریخ نشان داده است هر کجا تفکرات ارتجاعی بر جامعه سایه افکنده به همان میزان سوسیالیزم به حاشیه رانده شده است.
دفاع از کنگره کومه له و تقویت نمودن آن,دفاع از ارمانهای مارکسیستی و احترام به خون جان باختگان راه سوسیالیزم است پس همه با هم , یک صدا خواهیم گفت, آری به برابری و تعهد و نه به شایعه براکنی و خیالبردازی