افتضاح سیاسی حکمتیست ها در جنبش دانشجویی
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
اخیرا وبلاگی به نام «وبلاگ تریبون مارکسیسم» مطلبی تحت عنوان «وضعیت فعلی و گام های ضروری» (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ) منتشر کرده است که نام نویسنده آن «مجهول» است. اصولا در دهه های گذشته، هر نشریه و سایت و وبلاگ مطالبی را منتشر کرده اند نام نویسنده را در خود داشته است. اساسا مطالب بدون امضاء چندان اعتباری ندارند. جدا از درستی و نادرستی مطلب مندرج در وبلاگ تریبون مارکسیسم، آنچه که مورد انتقاد است پاراگرافی از آن درباره مساله امنیتی دانشجویان دربند و یا آزاد شده است. اصولا رعایت موازین امنیتی و فعالیت در شرایط پلیسی و خفقان امری ضروری است. بر این اساس، به خطر انداختن موقعیت امنیتی توسط هر کس و هر جریانی محکوم است.
در مطلب «وبلاگ تریبون مارکسیسم»، گویا جنبش دانشجویی بعد از دستگیری های 13 آذر سال گذشته عقب نشینی کرده است. از سوی دیگر در این مطلب، جایگاهی به حزب حکمتیست ها و نقش آن در جنبش دانشجویی داده شده است که با قد و قامت این حزب خوانایی ندارد.
اما واقعیت این است که حکمتیست ها در جنبش دانشجویی خرابکاری کرده اند؛ افتضاح سیاسی به بار آورده اند و به منجلاب سیاسی سقوط کرده اند. این حزب که تمام تار و پود آن را از آغاز تاسیس اش تاکنون بحران و جنجال فراگرفته است تصور می کند اگر جار و جنجال و هیاهوی هیستریک راه بیاندازد افتضاح سیاسی اش در جنبش دانشجویی پرده پوشی می شود. این افتضاح سیاسی به حدی آشکار است که به هیچ وجه قابل پرده پوشی نیست.
رحمان حسین زاده، از رهبران حکمتیست ها، همواره از هر فرصتی برای حمله به حزب کمونیست ایران و کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، استفاده می کند و با ناسیونالیست های مخالف حزب کمونیست ایران و گروه زحمتکشان هم آواز می گردد. اکنون نیز با راه انداختن جار و جنجال در تلاش است به خرابکاری خود در جنبش دانشجویی سرپوش بگذارد.
1- وبلاگ تریبون مارکسیسم در تحلیل خود از وقایع اخیر جنبش دانشجویی چنین نتیجه گیری می کند: «قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصه وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذر ماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است...» «ضربه اخیر به مناسبت تظاهرات 13 آذر آغاز شد، اما عقب نشینی ای که پیامد این ضربه در جنبش دانشجویی بود بیش تر محصول آنچه است که در زندان و در بازجویی ها در مورد فعالیت برخی از رهبران «چپ رادیکال» و «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» تهران در رابطه با حزب حکمتیست فاش شد... بنابراین از لحاظ تحلیلی علت اصلی عقب نشینی در فاش شدن فعالیت های برخی از دانشجویان دستگیر شده در رابطه با حکمتیست هاست و باید این مقوله را بیش تر بررسی کرد... آنچه در دستگیری های اخیر منشا معضل برای چپ دانشجویی و مایه عقب نشینی برای کلیت جنبش دانشجویی شده است فاش شدن این حقیقت بود که اهداف و شیوه ها و فعالیت های مخفی وابستگان به حزب حکمتیست هیچ ربط و تناسبی با اهداف و شیوه های اعلام شده جنبش دانشجویی نداشته است. حزبی که عامل تعیین کننده در شرایط انقلابی (یا بحرانی) را «گارد» مسلح حزبی می شمارد... علی رغم احساس همدردی نسبت به هر قربانی دستگیری های اخیر، این حقیقت را نباید پنهان کرد که فاش شدن رابطه و فعالیت حزبی افراد وابسته به حزب حکمتیست نشان داد که این فعالان ریاکاری سیاسی می کرده اند؛ به جنبش دانشجویی جاری به عنوان عرصه ای راهگشا برای تغییر جامعه (برای بهبود وضعیت دانشجویان، برای کسب آزادی های دموکراتیک، برای تدارک انقلاب، برای سوسیالیسم، ...) باور نداشته اند؛ به فعالیت خود بمنزله یک فعال علنی این جنبش هم بمنزلۀ یک فعالیت سیاسی ارزشمند باور نداشته اند، بلکه نقش علنی آن ها صرفا پوششی بوده برای تسهیل فعالیت مخفی متباینی که مورد باور واقعی شان بوده...»
اولا همان طور که در بالا نیز تاکید شد نباید کاری کرد که به ضرر زندانی سیاسی و فرد تحت تعقیب تمام شود. چنین کاری شدیدا محکوم است. از سوی دیگر چه اشکالی دارد که یک فعال سیاسی در یک جنبشی به فکر سیاست های حزبی خودش هم باشد. اما آن چه که در کار مخفی و علنی باید رعایت شود نه ترویج و تبلیغ باورها و سیاست ها، بلکه تلفیق این دو و اتخاذ سیاست متناسب با شرایط حاکم بر جامعه و رعایت همه قوانین فعالیت در یک جنبش اجتماعی در حاکمیت دیکتاتوری است. هم چنین تلاش برای تبدیل کردن یک جنبش اجتماعی به زایده حزبی، آن هم با استفاده از روش های نادرست و ناسالم کار خطرناک و مخربی است. دیر یا زود مچ چنین جریانی برای جامعه باز می شود و به انزوای سیاسی آن سازمان منجر می گردد.
بعلاوه یک موضع غلط در تحلیل وبلاگ تریبون مارکسیسم، نسبت دادن دانشجویان «آزادی خواه و برابری طلب» به حکمتیست هاست. گویا با دستگیری تعدادی از دانشجویان، جنبش دانشجویی دچار عقب نشینی شده است. آیا واقعا حکمتیست ها که تا خرخره دچار بحران و انشعاب و سیاست های متناقضی دست به گریبان هستند از هم چون جایگاهی برخوردارند؟ قطعا نیستند و وبلاگ نویس تریبون مارکسیسم، دچار توهم شده است. در این طیف از دانشجویان چپ و دیگر بخش های آن گرایشات مختلف سیاسی فعالین و هوادارانی دارند که حکمتیست هم طرفدارانی دارد. بنابراین، این مدالی است که وبلاگ تریبون مارکسیسم، به طور غیرواقعی یه سینه این جریان می آویزد.
هر چند که دستگیری فعالین و رهبران هر جنبشی آن را تضعیف و به عقب نشینی وادار می کند. اما تحولات درون جنبش دانشجویی پس از دستگیری های 13 اذر سال گذشته، خلاف ادعای نویسنده این وبلاگ را نشان می دهد. جنبش دانشجویی پس از این ضربه، نه تنها مرعوب فضای پلیسی و تهدید نشد، بلکه ادامه اعتراضات در دانشگاه ها به ویژه دانشجویان دانشگاه های سهند تبریز و شیراز، و اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست در بسیاری از دانشگاه های کشور، نه رکود و عقب نشینی، بلکه بر عکس تعرض جنبش دانشجویی را به نمایش می گذارد. احتمالا نویسنده این وبلاگ از سر آکسیونیسم به جنبش دانشجویی می نگرد و به این نتیجه می رسد چون آکسیون های 16 آذر 86، به دلیل دستگیری بیش از 40 نفر از فعالین شناخته شده جنبش دانشجویی و عمدتا تهران، ضعیف برگزار شد پس جنبش دانشجویی عقب نشینی کرده است.
همان طور که اشاره کردیم جنبش دانشجویی عقب نشینی نکرده است. برای مثال:
- سه شنبه ۳۱/۲/۸۷ در سومین روز از تجمعات دانشجویان دانشگاه لرستان، ۳۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه از ساعت ۱۱ صبح با تجمع در ساختمان محل دفتر ریاست دانشگاه خواستار پاسخ گویی مسئولین دانشگاه و اعاده خواسته های خود شدند. لحظاتی بعد ۲ تن از معاونین دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان و پذیرش تلویحی خواسته های آنان خواستار برگزاری جلسه ای با نمایندگاه دانشجویان شدند که با پذیرش دانشجویان مواجه شد. اما متاسفانه در ساعت ۱۹ اعلام شد که هیئت رئیسه دانشگاه هیچ کدام از خواسته های دانشجویان را نمی پذیرد و حاضر به برگزاری جلسه با نمایندگان دانشجویان نیز نمی باشد. پس از آن دانشجویان حاضر با مراجعه به دانشکده علوم اعلام کردند که شب را در دانشگاه سپری خواهند کرد.
در تجمعات امروز حضور گسترده نیروهای امنیتی کاملا محسوس بود. لازم به یادآوری است در نخستین ساعات بامداد یک شنبه (۲۸/۲/۸۷) یکی از دانشجویان دختر دانشگاه لرستان در پی بروز حادثه برق گرفتگی درگذشت. پروانه خلیلی دانشجوی ترم ششم رشته گیاه پزشکی به علت نبود هرگونه امکانات مددرسانی یا پرسنل آموزش دیده در خوابگاه و هم چنین تاخیر در اعزام به بیمارستان بدرود حیات گفت.
- جمعی از دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در اعتراض به سهمیه بندی جنسیتی و دیگر سیاست های تبعیض آمیز وزارت علوم و سازمان سنجش، تجمع کردند.
دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با حمل پلاکاردهائی سیاست های تبعیض آمیز دولت را محکوم و در بیانیه ای، خواستار پایان دادن به طرح ها و برنامه های غیراصولی دولت و وزارت علوم در رابطه با سهمیه بندی جنسیتی شده و همچنین نسبت به صدور حکم محرومیت از تحصیل برای برخی از دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد اعتراض کردند.
گفتنی است که به دنبال این تجمع جمعی از اساتید این دانشگاه نیز در محل حاضر شده و از دانشجویان حمایت کردند.
- بیش از ۲۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز در اعتراض به احکام کمیته انضباطی این دانشگاه در خصوص ۸ دانشجوی دختر تجمع کردند.
روز چهارشنبه 8 خرداد 87، ۸ تن از دانشجویان دختر دانشگاه صنعتی شیراز پس از احضار تلفنی به کمیته انضباطی بلافاصله حکم یک ترم محرومیت از تحصیل به آنان ابلاغ شد. از طرف کمیته انضباطی علت صدور این احکام آنچه که آن را «بد حجابی در محیط دانشگاه» خوانده شده است، عنوان شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دقایقی پس از انتشار این خبر در دانشگاه، دانشجویان به صورت خود جوش مقابل کمیته انضباطی دانشگاه صنعتی شیراز با برگزاری تجمع نسبت به صدور احکام به این شکل اعتراض کردند و خواستار لغو فوری آن شدند. دانشجویان با در دست داشتن پلاکاردهایی خشم خود را از صدور این احکام به نمایش گذاشتند. گفتنی است حضور چند تن از مسئولین دانشگاه در بین دانشجویان به عنوان گفتگو و جهت ایجاد تفرقه در بین دانشجویان بی نتیجه ماند. دانشجویان در پایان این تجمع که تا ساعت ۶ عصر ادامه پیدا کرد عنوان کردند که در صورت عدم لغو این احکام از ابتدای هفته آینده به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
شایان ذکر است دانشگاه صنعتی شیراز بیش از ۱۰۰۰ دانشجو دارد و قریب به ۳ سال از تاسیس آن می گذرد.
- دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، در اعتراض به ادامه فشارهای صنفی و آموزشی مسئولین این دانشگاه دست به تحصن زدند.
وضعیت نابسامان خوابگاه ها، سرویس های ایاب و ذهاب، وضعیت نامطلوب غذایی و هم چنین مشکلات رفاهی دانشجویان در محیط های بیمارستان، مشکلات آموزشی، برخورد نامناسب مسئولین با دانشجویان و عدم پاسخگویی به تخلفات مسئولین دانشگاه از جمله مواردی است که با اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان روبرو شده است.
گفته می شود تحصن دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در حالی برگزار شد که اعضای بسیج این دانشگاه اقدام به تهدید و ارعاب دانشجویان کرده بودند.
- به گزارش خبرنامه امیرکبیر: دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتراض به مشکلات صنفی و کیفیت بد غذای سلف دانشجویان، در پردیس کرج تجمع اعتراضی برگزار کردند. این اعتراض ها که از پنج شنبه شب آغاز شده است، روز یک شنبه 12 خرداد 87 ساعت ۱۱:۳۰ با تجمع دانشجویان در مقابل سلف سرویس و پلمپ کردن درب سلف ادامه پیدا کرد.
دانشجویان با برگزاری تریبون آزاد به اعتراضات خود ادامه داده و شعارهایی هم چون «دانجشو می میرد، ذلت نمی پذیرد» و «توپ، تانک، حراست دیگر اثر ندارد» سر دادند. هم چنین دانشجویان پلاکاردهایی با نوشته های «عزل معاونت آموزشی و عزل مدیر فوق برنامه»، «تفکیک جنسیتی در اردوها و برنامه های دانشجویی توهین به شان دانشجوست»، «وعده های دروغین دیگر اثر ندارد»، «تا کی مسئولان می خواهند برخوردهای گزینشی را با تشکل های دانشجویی ادامه دهند؟» در دست داشتند.
در مقابل سلف سرویس نیز، به دلیل زدن قفل به درب های سلف سرویس، درگیری هایی با مامورین حراست و نگهبانان دانشگاه بوجود آمد که درها با مقاومت دانشجویان تا پایان رسیدن تریبون آزاد سلف بسته نگه داشته شد. در ساعت ۱۳:۳۰ دانشجویان درهای سلف سرویس را باز کرده و سینی های غذا را از محل سلف تا جلوی دفتر ریاست دانشگاه چیدند.
دانشجویان اعلام کرده اند تا رسیدن به خواسته هایشان به تحصن ادامه خواهند داد و اعلام کرده اند که خواسته آنان نه دیدن رئیس دانشگاه، نه هیچ مقام مسئول دیگری است، بلکه فقط در صورت اجرای خواسته هایشان در عمل، به تحصن خود پایان خواهند داد.
* بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران
ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران با اعلام موجودیت خود در جهت پیش برد اهداف و استراتژی سوسیالیستی و کارگری برای برون رفت از وضع فلاکت بار موجود حاکم بر جامعه و رسیدن به جامعه انسانی، فعالیت و مبارزه خواهیم کرد. اگرچه نظام سرمایه داری اسلامی ایران در صدد سرکوب و مرعوب کردن جنبش آزادی خواهانه و سوسیالیستی حاضر در صحنه سیاسی ایران است، اما ما برای پس زدن تعرض نظام هار سرمایه، همراه و همصدا با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و تمام دانشجویان چپ و کمونیست، کارگران و زنان و همه مردم آزادی خواه ایران به پا خواسته و با تمام قوا برای ازادی رفقای دانشجوی در بند و هم چنین فعالین کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی خواهیم کوشید و از هر اقدامی برای ازادی آن ها کوتاهی نخواهیم کرد. ما از همه دانشجویان آزادی خواه می خواهیم با پیوستن به صفوف جنبش آزادی خواهی و سوسیالیستی همگام و متحد با جنبش کارگری و جنبش زنان در جهت به تحقق رساندن اهداف انسانی خود مبارزه کنیم.
ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران در اولین فرصت جهت گیری و استراتژی خود را در بیانیه ای اعلام خواهیم کرد.
1) دانشجویان سوسیالیست دانشکده فنی باهنر شیراز http://www.sche.blogfa.com /
2) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور نوراباد ممسنی http://nche.blogfa.com/
3) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور شیراز
4) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خامنه ای بوشهر
5) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور بوشهر
6) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه صدرا شیراز
7) دانشجویان سوسیالیست دانشکده ادبیات شیراز
8) دانشجویان سوسیالیست دانشکده سما شیراز
9) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور خوانسار
10) دانشجویان سوسیالیست اموزشکده دختران شیراز(مرکز اموزش عالی دختران شیراز)
http://dsocialist.blogfa.com/
11) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه دولتی مرودشت
12) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه فنی مرودشت
13) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد مرودشت
14) دانشجویان سوسیالیست دانشگاه ملی اباده
15) دانشجویان سوسیالیست آموزشکده آباده
مرگ بر نظام سرمایه داری و طبقاتی
زنده باد آزادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران http://dsocialist.blogfa.com/
جمعه 26 بهمن 1386
15 Feb 2008
تماس با ما : d.socialist@gmail.com
بیانیه دانشجویان سوسیالیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ
بیانیه جمعی با عنوان «دانش آموزان چپ شیراز» در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان «دانش آموزان سوسیالیست تبریز» (www.dtabriz.blogfa.com) در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها، جعفر پیشه وری ها و صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از فعالیت ها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت. حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیست ها در دهه شصت، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ را نیز در مقابل خود ببیند. لیبرال هایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به «همکاری و ارتباط با حکومت» (!!!) متهم می کردند، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستان های مختلف باید نظاره گر ایجاد هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند. ما شکل گیری این جمع ها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گام های بعدی، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام، هم دوش و در کنار خود بدانند...
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران
http://dsocialist.blogfa.com
چهارشنبه 21 فروردین 1387
* بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن
... در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران» (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطب های موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاست های نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی، رفرمیستی و همین طور گرایش های چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند. طرح این استراتژی یعنی «اتحاد جنبش های دموکراتیک حول جنبش کارگری» جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند. قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی «جامعه مدنی» و «سنت-مدرنیته» بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد. دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد گرایش ها و فعالین گوناگون چپ در دانشگاه ها عمل کند و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه «دانشجویان سوسیالیست» است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیع تر (از جمله همین جبهه «آزادی خواهی و برابری طلبی») در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند.
بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران» اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر و مستحکم تر سازیم.
زنده باد آزادی و برابری
زنده باد سوسیالیسم
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن
http://socialist-rodehen.blogfa.com
26 فروردین 1387
* اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد یاسوج
«تاریخ کلیه جامعه هائی که تاکنون وجود داشته، تاریخ مبارزه طبقاتی است. کارل مارکس»
ما در جامعه ای هستیم که در تمام اشکال ان اکثریت جامعه به دست اقلیتی از جامعه مورد تعرض همه جانبه و استثمار می شود.
نظم سرمایه که با ابزارهایی که در دست دارد سعی در سرکوب جنبش های رادیکال و سوسیالیستی است. ما هم به مثابه بخشی از این جنبش سوسیالیستی با تمام قوا به صفوف جنبش سوسیالیستی (کارگری، دانشجویی، زنان و...) می پیویندیم و صفوف همیشه زنده خود را محکم تر و منسجم تر خواهیم کرد.
ما برای نظامی مبارزه می کنیم که عاری از هر نوع استثمار انسان به دست انسان و عاری از هر نوع نابرابریست، که جامعه سرمایداری ریشه این نابرابریهاست.
ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاه ازاد یاسوج با اعلام موجودیت خود به صفوف قدرتمند «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های سراسر ایران» می پیوندیم و از همه دانشجویان و دانش آموزان می خواهیم به ما بپیوندند تا صفوف سوسیالیستی و پرولتری خود را محکم کنیم و با نیروی بیش تری به مبارزه با طبقه حاکم به پا خیزیم!
زنده باد آزادی و برابری!
زنده باد سوسیالیسم!
دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد یاسوج
http://dsyasoj.blogfa.com
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ - ۱مه ۲۰۰۸
* بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس (بوشهر) و جمعی از سوسیالیست های کامیاران
«دانشجویان سوسیالیست» دانشگاه خلیج فارس و جمعی از سوسیالیست های کامیاران طی دو بیانیه جداگانه موجودیت و آغاز فعالیت علنی خود را اعلام کردند.
در بیانیه «دانشجویان سوسیالیست» دانشگاه خلیج فارس آمده است که بدین وسیله ما «دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس» (شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود در سایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوف مان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند.
جمعی از سوسیالیست های کامیاران نیز در بیانیه خود آورده اند، بدینوسیله ما جمعی از فعالین چپ کامیاران همراه با دانشجویان سوسیالیست سراسر کشور برای گام برداشتن به سوی سوسیالیزم تلاش و مبارزه کرده و از این به بعد با عنوان جمعی از سوسیالیست های کامیاران فعالیت می کنیم.
* بیانیه اعلام موجودیت جمعی از سوسیالیست های كامياران
... ما همراه با دانشجویان سوسیالیست سراسر کشور برای گام برداشتن به سوی سوسیالیزم تلاش و مبارزه کرده و از این به بعد با عنوان جمعی از سوسیالیست های کامیاران فعالیت می کنیم.
آدرس وبلاگ جدید ما هست: http://socialist-k.blogfa.com
زنده باد سوسیالیسم
این نمونه های زنده و واقعی رشد و گسترش جنبش دانشجویی، خلاف تحلیل وبلاگ «تریبون مارکسیسم» را نشان می دهند. بدین ترتیب، اگر هم این را بپذیریم که پس از دستگیری های 13 آذر 1386، جنبش دانشجویی به لحاظ آکسیونی عقب نشینی کرده است، اما به به لحاظ کیفی و تشکل یابی با استراتژی سوسیالیستی جهش چشم گیری داشته است. در این مدت در اقصی دانشگاه های سراسر ایران، «دانشجویان سوسیالیست» و عمدتا در نقد «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» اعلام موجودیت کرده اند و این گرایش حتی در برخی از مدارس فعالیت هایی را در جهت سازمان دهی «سوسیالیستی» دانش آموزان آغاز کرده است. بر طبق آمارهای خود حکومت، در ایران 14 میلیون دانش آموز مشغول تحصیل هستند که توسط هفتصد هزار معلم در سراسر کشور آموزش داده می شوند. این نیرویی عظیم و پرانرژی است که هر جریان سیاسی جدی، توجه ویژه و جدی به آن دارد.
2 - رحمان حسین زاده، از رهبران حزب حکمتیست ها، طی مطلبی تحت عنوان «کومه له و منجلاب پلیسی علیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب»، بار دیگر، تهمت و افتراهای زشت و ناروایی را به حزب کمونیست ایران و کومه له - سازمان کردستان این حزب داده است. اصولا رحمان، قلم خود را بدون احساس مسئولیت سیاسی و اجتماعی بر روی کاغد می گذارد و به هر کسی و جریانی خواست تهمت و افترا می زند. و پرخاشگری می کند. شاید جریانی که رحمان عضو آنست به دلیل اتخاذ چنین سیاست های ناروایی تاکنون بیش ترین آسیب را دیده و بعد از این هم خواهد دید.
اساسا در نقد عملکردهای حکمتیست ها به ویژه در درون جنبش دانشجویی، نقدهای محکمی در درون خود گرایشات دانشجویی از جمله دانشجویان «سوسیالیست» وجود دارد. با قدری چرخش در سایت های اینترنتی می توان به آن ها برخورد که اتفاقا اسم و رسم هم دارند. سیاست ها و جهت گیری های حکمتیست ها در قبال جنبش دانشجویی غیرمسئولانه بوده است. اما اساس بحث در این جا نقد و بررسی سیاست های حکمتیست ها نیست، بلکه نوشته های کادرها و رهبری این جریان به ویژه رحمان حسین زاده بر علیه حزب کمونیست ایران و کومه له است. بحث بر سر این نیست که رحمان و یا دیگران حزب کمونیست ایران و کومه له را نقد نکنند، بلکه بر عکس باید از نقد سازنده استقبال کرد. اما نوشته رحمان، جز عقده گشایی و مشتی تهمت و افترا و پرخاشگری چیز دیگری نیست.
رحمان حسین زاده، می نویسد: «... رهبری کومه له و آنچه ادعا می کند، یک پدیده دو وجهی است. یک وجه آن سازمان کومه له و پراتیک و موجودیت آن در جامعه کردستان است. وجه دوم "حزب کمونیست ایران" و به این اعتبار ادعای مجازی و غیر پراتیکی و غیر ملموس و سیاست انتظار و پاسیو در فضای جامعه ایران است... نهایتا در یک دهه اخیر همگامی و نزدیکی به منظور اتحاد سازمانی را با گروه ایرج آذرین- رضا مقدم در دستور گذاشته اند...»
رحمان حسین زاده، به کومه له هرگونه مسئولیت و نذاکت سیاسی را کنار گذاشته و برخوردی خصمانه به کومه له و حزب کمونیست ایران دارد چرا؟ اولا این نوع ادبیات و فرهنگ سیاسی که برخی از رهبران حکمتیست ها به کار می برند چیز تازه ای نیست. این ها بارها برای رفقای هم تشکیلاتی شان که تا دیروز با هم بودند و امروز جدا می شوند با کلماتی هم چون «مک کارتیسم»، «حجاریانی»، «دوم خردادی»، «ضدکمونیست» و... مورد تهمت و اهانت قرار می دهند. این سیاست و فرهنگ اگر به درد خرده اپورتونیست ها و رفرمیست ها و شیفتگان شراکت در «حاکمیت» به هر بهایی می خورد قطعا به درد جنبش کارگری کمونیستی نمی خورد. فرهنگ پرخاشگری سیاسی حکمتیست ها، از آن جا ناشی می شود که به معنای واقعی این جریان، از فرهنگ سیاسی کمونیستی دور شده است.
روشن است که صریحا موضع هیستریک حکمتیست ها بر علیه کومه له و حزب کمونیست ایران را شدیدا محکوم کرد. رحمان حسن زاده، این بار آشکارا با ناسیونالیست ها و گروه زحمتکشان بر علیه کومه و حزب کمونیست ایران هم جهت و هم صدا شده است. همکاری حکمتیست ها با طیف هایی از سلطنت طلبان، هیاهو بر سر «گارد آزادی» کاغذی، افتضاح سیاسی کنونی در رابطه با جنبش دانشجویی و ... همه و همه سرعت بخشیدن سیاست های این حزب در جهت چرخش به راست است. جریانی که صرفا با راه انداختن آکسیون های چند نفره در خارج کشور و جنجال و هیاهو بر سر هر مساله ای صورت خودش را با سیلی سرخ نگاه می دارد و خود را به هر در و دیواری می کوبد تا شاید در تحولات آتی ایران، جایی در حاکمیت پیدا کند را نباید چندان جدی گرفت.
رحمان حسین زاده، نیک می داند که حزب کمونیست ایران و کومه له، با سیاست های کمونیستی خود، از جایگاه ویژه ای در جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش انقلابی کردستان، برخوردار هستند و همواره با احساس مسئولیت کمونیستی و به دور از هرگونه سیاست سکتاریستی با خلوص نیت امکانات خود را در جهت پیشروی این جنبش ها قرار داده است.
رحمان حسن زاده، کومه له و حزب کمونیست ایران را متهم به این می کند که تحت تاثیر سیاست ها و تئوری های ایرج آذرین و رضا مقدم قرار دارند. این ادعای رحمان حسین زاده به حدی مضحک و غیرواقعی است که نیازی به هیج استدلال ندارد. حزب کمونیست ایران و کومه له، هیچ نیازی به تئوری های پا خورده و رفرمیستی ایرج آذرین و یا دیگران ندارند. این حزب اگر با این نوع تئوری ها فعالیت می کرد بی شک به سرنوشت سه حزب و چندین محفل انشعابی از «حزب کمونیست کارگری» دچار می شد. مشخصا حزب حکمتیست در این مدت چند سالی که از حزب کمونیست کارگری جدا شده است همواره دچار بحران و سیاست های متناقض و انشعاب است. بهتر است رحمان آبی به سر و صورت خود بزند و کمی به دور و بر خود نگاه کند، شاید به جای ادعاهای کاذب و پرخاشگری، کمی سیاست زمینی و واقعی پیدا کند. اگر سیاست ها و تئوری های ایرج آذرین کارساز بود نخست گروه حاشیه ای خود را گسترش می داد و در حد چند نفر که به سختی به عدد دو رقمی می رسد باقی نمی ماند. بنابراین، تزها و تئوری های آکادمیک ایرج آذرین، شاید به درد کسانی که فقط دنیا را تفسیر می کنند و کاری به تغییر آن ندارند بخورد، اما قطعا به درد جنبش کارگری کمونیستی نمی خورد.
مسلم است که فعالین جنبش های اجتماعی در کشورهای دیکتاتوری هم چون ایران، همواره با تعقیب و تهدید و زندان و اعدام روبرو هستند. از این رو، ضروری است که فعالین و اپوزیسیون چپ و سوسیالیست حکومت اسلامی که برای سرنگونی کلیت این حکومت با هدف برپایی حکومت کارگری با استراتژی سوسیالیستی مبارزه می کنند برخوردشان با سازمان ها و نهادها و فعالین داخل کشور نه تنها باید مسئولانه باشد و موقعیت خطیر آن ها را در نظر بگیرند، بلکه باید آگاهانه بسیاری از مسایلی که به هر دلیلی ذره ای از موقعیت امنیتی فردی و جریانی را به خطر می اندازد خودداری کنند. نقد و بررسی سیاسی مهم و حیاتی است اما اگر در جای خودش مطرح نشود بی تاثیر و یا فراتر از آن، شاید مضر هم باشد. بر این اساس، آن چه که اکنون در مورد جنبش دانشجویی همراه با کین و خشم و نفرت و پرخاشگری در سایت های اینترنتی راه افتاده است را باید دور زد و جوهر بحث را بر سر نقد سیاست ها برد. حکمتیست ها، آن چنان افتضاح سیاسی در جنبش دانشجویی به بار آورده اند که با جار و جنجال و هیاهو راه انداختن نمی توانند بر آن سرپوش بگذارند.
بی شک امروز جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش های حق طلب و آزادی خواه جامعه ایران، به آن حد از بلوغ سیاسی و اجتماعی رسیده اند که به سیاست های غلط برخی جریانات سکتاریست و غیراجتماعی اهمیتی نمی دهند. فعالین این جنبش ها در سی سال حاکمیت خونین اسلامی آبدیده شده اند و به تلفیق مبارزه مخفی و علنی آگاهی دارند. بر این اساس آن ها هرگز دشمن را دست کم نمی گیرند و با قدرت طبقاتی به جنگ نابرابر با آن برمی خیزند.
امروز جنبش دانشجویی به جایی رسیده است که نه قطع پیوند آن با جنبش کارگری سوسیالیستی بالنده ممکن است و نه سرکوب این جنبش همانند دهه های گذشته. دانشگاه های سراسر ایران به رهبری دانشجویان سوسیالیست همانند انبار باروتی است که هرگونه تهاجم پلیسی حکومت اسلامی به آن ها، به انفجار مهیب سیاسی و اجتماعی منجر خواهد شد و دودمان این حکومت جانی را به آتش خواهد کشید. دور نیست آن روزهایی که جنبش های اجتماعی به پیشگامی طبقه کارگر آگاه و متحد و متشکل با استراتژی سوسیالیستی تعرض خود را به حکومت اسلامی آغاز کنند و افق و چشم انداز انقلابی جدیدی را در مقابل جامعه قرار دهند.
12 خرداد 1387 - یکم یونی 2008