در باره مفهوم اعتصاب
از بولتن 1 شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری
مستحکم ومصمم مبارزه را تا به آخر برسانیم
رضا مهدوی
به دنبال اعتصاب شش روزه بیش از پنج هزار کارگر کارخانه نیشکر هفت تپه در شمال استان خوزستان از شهرهای اهواز، شوشتر، اندیمشک، شوش، و دزفول، در شامگاه یکشنبه سیزدهم خرداد 1386، کارگران به اعتصاب موفقیت آمیز خود پایان دادند. هزاران کارگر اعتصابی این کارخانه، در اعتراض به دریافت نکردن حقوق دو ماه اخیر خود، دست به اعتصاب زده بودند. مدیریت کارخانه به اعتصابیون قول داد که حقوق آنان در اسرع وقت پرداخت خواهد شد و کارگران نیز ۱۰ روز برای دریافت حقوق معوقه خود مهلت داده اند. کارخانه نیشکر هفت تپه دارای کارخانه های جنبی مانند کاغذ پارس هفت تپه، دستمال کاغذی حریر و خوراک دام است که هر کدام از آنها دو تا سه هزار نیروی کار دارند و اکنون با بحران اقتصادی کارخانه نیشکر هفت تپه، آنها نیز دچار مشکل شده اند. کارخانه های مجاور نیز در همبستگی با کارگران نیشکر هفت تپه مدیران خود را با اعتصاب تهدید کردند.
بدیهی است که این اعتصاب درس های ارزنده ای برای کل جنبش کارگری در بر خواهد داشت. مسلم است که این آخرین اعتصاب کارگری نه در کارخانه نیشکر هفت تپه و نه سایر نقاط ایران نخواهد بود. تا زمانی که دولت سرمایه داری در قدرت است؛ استثمار کارگران ادامه خواهد یافت. و تا زمانی که کارگران استثمار شوند؛ به مبارزه خود ادامه خواهند داد. در محور این مبارزات اعتصاب کارگری است. این اقدام کارگری تنها منحصر به ایران نمی باشد. کارگران جهان در سراسر حیات سیاسی خود از این ابزار در مقابل دولت سرمایه داری استفاده کرده اند.
از اینرو ارزیابی مفهوم اعتصاب کارگری برای ما کارگران حائز اهمیت است. نوشته زیر ادای سهمی در این راستا است.
*****************
هر مبارزه کارگری که فراتر از اهداف محدود اقتصادی و سیاسی برود، حامل اشکال و نطفه های اولیه قدرت کارگری است. قدرتی که در مقابل قدرت سرمایه داری قرار می گیرد. به قول یکی از وزرای سرمایه دار اروپایی "هر اعتصاب کارگری نطفه یک دگرگونی اجتماعی را در خود دارد"!
گرچه، سازماندهی یک اعتصاب محلی با هدف اقتصادی جزئی آغاز می شود (مانند درخواست دستمزدهای عقب افتاده و یا افزایش دستمزد و غیره)، اما بخشی از قدرت سرمایه داری را زیر سؤال می برد. اعتصاب، عملی است که کارگران را رو در رو در مقابل مدیریت قرار می دهد. کارگران با این اقدام به مدیریت می گویند که: "هر چه دلت خواست نمی توانی انجام دهی"! همچنین کارگران با این عمل کل حقوق دولت سرمایه داری را در اعمال کنترل در کارخانه، مورد سؤال قرار می دهند. یک اعتصاب بر محور یک سلسله مطالبات جزئی، کل «قوانین» سرمایه داری را نیز بی اعتبار اعلام می کند. قوانینی نظیر «آزادی کار» که توسط مبلغان دولت سرمایه داری موعظه می شود، در عمل به قوانین «آزادی استثمار» کارگران توسط سرمایه داران ترجمه می شود. زیرا که به محض وقوع یک اعتصاب ساده، مدیریت کارخانه با توسل به نیروی ضربتی کلیه حقوق ابتدایی، از جمله حق رفت و آمد به کارخانه را از کارگران سلب می کند. تنها لحظاتی پس از آغاز یک اعتصاب، کارگران در می یابند که تبلیغات «آزادی کار» توسط دولت سرمایه داری نادرست است. نه تنها حق اعتراض به محیط نامساعد و وضعیت کار از کارگران سلب می شود، که حتی رهبران آنان اخراج، دستگیر می گردند. پس از هر اعتصابی کارگران بلافاصله مفهوم واقعی «آزادی کار» و «قانون کار» را درک می کنند: «آزادی سرمایه» برای خرید «نیروی کار» در هر وضعیت و شکلی که مورد علاقه و نیاز آنان است؛ «قانون سرمایه» که کارگران را مبنی بر معیارهایی، با اعمال زور، مجبور به پذیرش کلیه شرط های آنان می کند!
اما در صورت بروز یک اعتصاب گسترده تر، سراسری و عمومی، تضاد بین «کار» و «سرمایه» در شکل عریان تر و واضح تری ظاهر می گردد. برای نمونه چنانچه یک اعتصاب از کارخانه ئی آغاز گشته و به محلات، کارخانه ها و ادارات مجاور گسترش یابد؛ زمانی که اعتصاب کارخانه از یک اعتصاب عادی (دست از کار کشیدن) فراتر رود و کارگران، کارخانه را نه تنها به اشغال خود گیرند، بلکه بطور «فعال» امر مدیریت آن را بر عهده گیرند، اعتصاب به نتیجه منطقی و نهایی خود می رسد و یک سؤال محوری طرح می گردد: چه کسی «ارباب» کارخانه، اقتصاد و دولت است، کارگران یا سرمایه داران؟
کارگران، در عمل در می یابند که خود آنها «ارباب» کارخانه هستند و نه مدیران و سرمایه داران. اما، تنها راه تضمین تداوم این وضعیت، سازماندهی کارگری است. ایجاد «کمیته اعتصاب» سنتاً پاسخگوی این نیاز مقطعی کارگران است. «کمیته اعتصاب» نقش ایجاد جمع آوری منابع مالی، خوراک و پوشاک و غیره را برای اعتصاب کنندگان بر عهده می گیرد. اما اینها تنها کار «کمیته اعتصاب» نیست. این کمیته به کمیسیون های متعددی بر اساس نیاز مادی، معنوی و سیاسی و تشکیلاتی کارگران تقسیم می شود. ما در این مقطع شاهد نخستین نطفه های «قدرت کارگری» خواهیم بود. کمیسیون های مالی، خوراک، پوشاک، اطلاعات، تفریح و حتی «اطلاعات» به وجود می آیند. چنانچه «اعتصاب»، عمومی گردد، بلافاصله بخش های تولیدی، برنامه ریزی اقتصادی، امور خارجی نیز به دنبال کمیسیون ها شکل می گیرند. در اینجا کارگران نخستین آزمایش «قدرت» را تجربه می کنند. کمیته اعتصاب برای از میان برداشتن «تقسیم کار» تحمیلی جامعه سرمایه داری بین «برنامه ریزان» و «مجریان»، به شکل روزانه جلسات عمومی گذاشته تا تمام کارگران و خانواده های آنان در کلیه امور تصمیم گیری قرار گیرند.
چنین تشکل دمکراتیک و مبارزی نه تنها مطالبات اعتصاب کنندگان را تحقق خواهد بخشید که نخستین گام را برای رهایی کارگران از اعمال زور و اجحافات مدیریت و مسئولان کارخانه، بر خواهد داشت. یعنی نخستین گام در راستای الغاء «از خود بیگانگی» و رهایی از شر «قوانین بازار» و «سرمایه».
زمانی که یک اعتصاب محلی، برای سازماندهی خود، دست به ایجاد کمیته اعتصاب دمکراتیکی می زند؛ زمانی که این قبیل کمیته ها نه تنها در یک کارخانه که در یک منطقه به وجود بیاید؛ زمانی که این کمیته ها از طریق هیئت نمایندگی این نهادها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و مرکزیت بیابند؛ در آن صورت ما شاهد تّولد شوراهای کارگری خواهیم بود. این نطفه اولیه دولت کارگری است.
گرچه هر اعتصاب گسترده و دراز مدت، حامل نطفه های اولیه قدرت کارگری است، اما برای تحقق نهایی آن، به عوامل دیگری نیاز است. زیرا که تفاوت مهمی بین مبارزه علیه دولت سرمایه داری و تحقق نهایی قدرت کارگران وجود دارد. آنچه این دو وضعیت را بهم پیوند می دهد سطح «آگاهی» سیاسی درون جنبش کارگری است. بدون یک سلسله تصمیم گیری آگاهانه، هیچ اعتصابی به خودی خود سرمایه داری را تهدید بنیادین نمی کند. هیچ «کمیته اعتصاب» ی به شکل خودجوش به یک «شورا» تبدیل نمی شود.
یکی از خصوصیات بارز دگرگونی اجتماعی نیز در همین امر نهفته است. بر خلاف کلیه دگرگونی اجتماعی گذشته که قدرت به طبقاتی انتقال یافتند که صاحب ثروت جامعه بودند (طبقات دارا)، طبقه کارگر تنها طبقه ئی در تاریخ است که صرفاً پس از قدرت سیاسی و رهایی خود به ثروت ملی و مناسبات تولیدی دست خواهد یافت. بدون دگرگونی بنیادین در دولت سرمایه داری، طبقه کارگر قادر به نظارت و کنترل کامل بر امور کارخانه ها نخواهد بود.
اما، اینها نیاز به برنامه ریزی و عمل مرکزی سیاسی خاص دارد. برای سازماندهی برنامه ی اقتصادی برنامه ریز شده نیاز به اقدامات حساب شده است. بنابراین هر اعتصابی برای به نتیجه رسیدن نهایی؛ نیاز به حرکت مشخص برنامه ریزی شده ئی دارد که مانند زنجیری بهم پیوند خورده باشد. هر گسستی در این سلسله عملیات، تحولات آتی را متوقف می کند و کارگران را به جای اول خود سوق می دهد.
بدیهی است که پس ازاعتصاب عمومی، مسئله ی «قدرت دوگانه» در جامعه طرح می گردد: قدرت سرمایه داری یا قدرت کارگری. وضعیت عینی ئی که منجر به اعتلای تحولات می گردد از این قرار است: بحران عینی و دائمی در روابط تولیدی سرمایه داری (کسادی، تورم، بیکاری و هرج و مرج در تولید و غیره)؛ بحران سیاسی در درون دولت سرمایه داری (کشمکش های درونی، بی اعتمادی به رهبریت ، تفرقه، عدم وجود یکپارچگی و وحدت)؛ نارضایتی عمومی مردم (به ویژه در درون قشرهای پائینی و زحمتکشان)؛ بی اعتمادی طبقه کارگر به سیاستمداران، اعتماد به نفس طبقه ی کارگر در نتیجه مبارزات پیروزمند، پیگیر و دراز مدت؛ شکل گیری پیشروی کارگری منسجم و متعهد با اعتماد به نفس کافی.
چنانچه اغلب وضعیت عینی ذکر شده ایجاد گردد، هر جرقه ئی در جامعه منجر به دگرگونی توده ئی می گردد. هر اعتصابی که از مطالبات اقتصادی جزئی آغاز گردد، بلافاصله به «دروازه» طرح مسئله «قدرت دوگانه» می رسد.
22 مهر 1386
بولتن شماره 1
شورای همکاری