اول ماه مه و چشم انداز پیشروان جنبش کارگری
با فرا رسیدن اول ماه مه (11 اردیبهشت 1387)، ما به مثابه فعالان جنبش کارگری باید چشم انداز فعالیت در درون جنبش کارگری را ترسیم کرده و خود و طبقه کارگر را برای دوره آتی فعالیت های ضد سرمایه داری آماده کنیم. اما پیش از آن باید موقعیت کنونی خود و دشمن طبقاتی خود را ارزیابی کنیم. به سخن دیگر باید دید در سال پیش تناسب بیشتر به نفع چه طبقه ای در جامعه سوق یافته است. طبقه کارگر یا طبقه سرمایه دار؟
روشن است که دولت سرمایه داری در سال پیش مصمم بوده است که بیشترین ضربه را بر پیکر طبقه کارگر وارد سازد. دستگیری فعالان شناخته شده کارگری مانند محمود صالحی و منصور اسالو (از میان صدها نفر از کارگران، معلمان، زنان و دانشجویان شریف جامعه)؛ شلاق زدن کارگران و غیره؛ نمایانگر این روش ارعاب آمیز بوده است. دولت سرمایه داری به شکل حساب شده قصد داشته که فعالان پیشروی کارگری و دانشجویی و زنان را مرعوب کند. تا آنها دست از فعالیت برداشته و مطیع دولت سرمایه داری گردند. بدین وسیله استثمار کارگران آسان تر عملی گشته و جیب سرمایه داران نوپا بیشتر پر گردد.
اما آیا دولت سرمایه داری در این امر توفیق حاصل کرده است؟ آیا توانسته که تناسب قوا به ضرر طبقه کارگر سوق دهد؟ آیا دولت سرمایه داری قوی تر و طبقه کارگر ضعیف تر سال پیش گشته است؟
پاسخ به این سؤالات هم آری است و هم نه! آری به این مفهوم که با وجود کارزارهای بین الملل و ملی، هنوز بخشی از فعالان کارگری و دانشجویی و زنان در بند باقی مانده اند. آری به این مفهوم که در میان فعالان پیشرو جو ترس و وحشت از دستگیرهای فراتر وجود دارد. آری به این مفهوم که برخی موقتاً دلسرد گشته و توان استمرار مبارزات را از دست داده اند. آری به این مفهوم که بختک شبکه پلیسی و وزارت اطلاعات بر فعالان کارگری احساس می شود. از این لحاظ دولت سرمایه داری امتیازاتی به دست آورده است.
نه! به این مفهوم که در سطح توده های وسیع کارگری شکست اعمال نشده است. طبقه کارگر نه تنها توسط دولت سرمایه داری شکست نخورده که در مبارزات و اعتصابات سال پیش توفیق نسبی هم به چنگ آورده است (اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه). زیرا توده کارگر در وضعیت وخیم اقتصادی؛ فرصتی برای پذیرش شکست در مقابل نظام سرمایه داری را ندارند! آنها یا باید پیروز شوند و یا خود و خانوده خود را به عرصه نابودی بکشانتد. در واقع مبارزات کارگران تداوم داشته است. بنابراین می توان اذعان داشت که در مجموع تناسب قوای طبقاتی به نفع کارگران و به ضرر دولت سرمایه داری است.
اگر این استدلال صحیح باشد، باید دید ریشه کُند شدن و یا عدم تمایل کارگران پیشرو به تداوم مبارزه در چیست؟ ریشه آن مطمئناً در تقویت دولت نیست. انشقاق و افتراق در درون دولت افزایش یافته است. بحران اقتصادی نسبت به سال پیش عمیق تر گشته است. تحریم های اقتصادی محدود بین المللی، تاثیرات خود را بر بنیان دولت گذاشته است. دولت کارآیی خود در چرخاندن اقتصاد جامعه به تدریج از دست می دهد. گرانی بی داد می کند (گوشت مرغ 3000 تومان کیلوئی) و نرخ تورم افزایش یافته است (طبق آمار رسمی 20 در صد و غیر رسمی 40 درصد).
فشارها، ارعاب ها و دستگیرهای دولت ضعیف و بحران زده سرمایه داری، تنها زمانی می تواند کارآیی داشته باشد که جنبش کارگری فاقد سازماندهی باشد. بدیهی است که سازماندهی توده ای کارگری در وضعیت اختناق دشوار است. توده های کارگری تنها در وضعیتی که صبرشان سر آمده باشد وارد درگیری با دولت سرمایه داری می شوند. اما مهمتر از آن، مسئله بر سر عدم آمادگی پیشروی کارگری برای مقابله با وضعیت کنونی است. پیشروی کارگری در ایران هزینه های زیادی پرداخت کرده است. مبارزات دو دهه فعالان کارگری قابل تقدیر است. اما پیشروی کارگری به علت فقدان هماهنگی، نداشتن سازماندهی متحد و عدم رعایت دمکراسی درونی و عدم حضور و دخالتگری مستمر در میان توده های کارگری، دچار بحران گشته است. بدیهی است که بحران رهبران عملی کارگری خواه نا خواه، به سرکشی و برخورد ارعاب آمیز دولت سرمایه داری (که خود دچار بحران عمیق است) منجر می گردد.
این اشکال اساسی را باید متحدا در سال آتی جبران کرد!
دولت سرمایه داری در حال مذاکره و چانه زنی به دول سرمایه داری غربی است. این چانه زنی ها به زودی به اتمام رسیده و معامله ای از بالا و توسط سازمان بین المللی کار صورت می پذیرد. سفرهای اخیر نمایندگان آی ال او به ایران و برنامه ریزی برای ایجاد اتحادیه های کارگری در ایران؛ عمدتاً با هدف تحت کنترل قرار دادن جنبش کارگری برای دوره آتی طراحی گشته است. چنانچه از هم اکنون کارگران پیشرو و رهبران عملی طبقه کارگر آمادگی مقابله و دخالت در این روند را نداشته باشند؛ برای دوره نا معلومی ارعاب طبقه کارگر با اشکال نوین همراه با همکاری آی ال او ادامه خواهد یافت.
اول ماه مه امسال می تواند نقطه عطفی در سازماندهی نوین جنبش کارگری باشد. کارگران پیشرو وظیفه دارند که به طور مستمر در کنار کارگران قرار گرفته و در هر نهادی که کارگران در آن حضور دارند؛ شرکت فعال داشته باشند. مشی ایجاد تشکل مستقل کارگری بر محور یک برنامه اقدام کارگری[1] باید وسیعاً تبلیغ گردد. دمکراسی درونی کارگری باید رعایت گردد. حذف گرایی و باندبازی و زدو بندها و کاسبکاری سیاسی باید طرد گردد. کارگران جوان باید در محور فعالیت های ادغام گردند. اتحاد عمل های کمیته های موجود می توان در این اول ماه مه شکل گیرد و فرقه گرایان و مخالفان اتحاد کارگری افشا و طرد گردند.
چشم انداز جنبش کارگری برای سال آتی مبارزه واحد برای ایجاد تشکل مستقل کارگری در مقابل دسیسه های دولت سرمایه داری و آی ال او باید باشد. شرکت مشروط در هر نهادی که توسط آل ای او[2] ایجاد می گردد از ضروریات دخالتگری در دوره آتی است.
زنده باد اول ما مه!
پیش به سوی سازماندهی متحد!
شورای سردبیری میلیتانت
6 اردیبهشت 1387