به سايت آزادى بيان خوش آمديد

 

April 27, 2008

پرچم سرخ اول ماه مه را به اهتزاز درآوريم! بيانيه نشريه دانشجويی بذر به مناسب روز جهانی كارگر

”بر ما نبخشد فتح و شادی

خدا ، نه شه ، نه قهرمان

با دست خود گيريم آزادی

در پيكارهای بی امان“

   هم صداييم با ”انترناسيونال“ كه سرود جهانی ماست در اول ماه مه. پيموده ايم اين راه را در طول تاريخ‏ ، بر سنگفرش مبارزات طبقاتی و همچنان پای در راهيم.

   اول ماه مه ، روز طبقه كارگر جهانی است. روز صدها ميليون زن و مردی كه در سراسر دنيا ، چرخ ها را می گردانند ، دگمه ها را فشار می دهند ، شيره جان می دهند و دنيا را می آفرينند و باز می آفرينند. اول ماه مه اما ، روز رنج و تكرار رنج ها نيست. اول ماه مه ، روز نمادين نبرد طبقه كارگر برای فرو افكندن نظام سرمايه داری جهانی و ساختن دنيايی بدون طبقات ، بدون بهره كشی انسان از انسان ، بدون ستم های جنسيتی و ملی و مذهبي ، بدون خرافه و باورها و سنت های كهنه و اسارت بار است. با اين نگاه به آينده ی روشن نوع بشر ، آينده ای كه حاصل تلاش آگاهانه و انقلابی مردم خواهد بود ، به اول ماه مه خوشامد می گوييم.

   اول ماه مه متعلق به همه كسانی است كه چنين آرمانی را در سر دارند و آينده را چنين تصور می كنند. همه كسانی كه زندگی امروز خود را با مبارزه و تلاش و تفكر برای نزديك ساختن چنين فردايی معنا می كنند. اول ماه مه متعلق به ماست كه می توانيم فعال آگاه جنبش كارگری باشيم ، يا روشنفكر انقلابي. می توانيم كوشنده جنبش رهايی زنان باشيم يا عضوی از جنبش معلمان يا جنبش دانشجويي. شايد در دنيايی كه نظام سرمايه داری با ابزار پيچيده و فن آوری پيشرفته بهره كشی و سركوب و كنترل بر آن حاكم است ، و لحظه به لحظه افكار و ارزش ها و عادات اسارت بار ، حقير ، خرافي ، خودخواهانه و كوته نظرانه را بازتوليد می كند ، صحبت از برپايی نظامی از بيخ و بن متفاوت به نظر خيالبافی بيايد. اما خود اين دنيای جهنمی وارونه به صد زبان فرياد می كند كه ديگر به آخر خط رسيده و آماده دگرگونی است. دنيايی كه بر منطق قدرت و رفاه يك اقليت كوچك به قيمت گرسنگی و فقر و بی حقوقی يك اكثريت عظيم استوار است ، فقط شايسته فرو سوختن است. دنيايی كه از توليد محصولات ضروری و غير ضروری برای جامعه بشری لبريز است اما در جای جايش صدها ميليون نفر بی اميد و بی آينده شب را به روز می رسانند ، فقط بايد بر سر حاكمانش خراب شود. دنيايی كه كار و علم و خلاقيت انسان ها را در چارچوب تنگ منافع سرمايه و سرمايه داران محبوس ، و توحش و تبعيض و جنگ و كشتار جمعی را همه جا گير كرده ، چاره ای جز دگرگونی بنيادين ندارد.

   اين كه ما در كدام گوشه ی اين دنيا تولد يافته ايم و بزرگ شده ايم هيچ تغييری در اين واقعيت نمی دهد كه با توده های استثمار شده و ستمديده ی همه كشورها هم زنجير و هم سرنوشتيم. دردها و فلاكت ها ، بی عدالتی ها و محروميت ها ، جنايات و ستمگری هايی كه اينجا گريبانگير ماست تنها حلقه ای ضروری از زنجير نظام جهانی سرمايه داری امپرياليستی است. اگر اينجا كارگران مبارز را به حبس می افكنند و شلاق می زنند و به قتل می رسانند ، اگر تشكل های مستقل حزبی و دمكراتيك و صنفی طبقه كارگر را ممنوع اعلام می كنند ، اگر اعتصاب و تحصن و تظاهرات كارگری را سركوب می كنند ، برای اين است كه از منافع و موجوديت اين نظام طبقاتی پاسداری كنند. اگر مردسالاری و پدرسالاری و زن ستيزی را رواج می دهند ، برای اين است كه ستم جنيستی را به عنوان يكی از ستون های اصلی استثمار سرمايه داری سر پا نگهدارند. اگر بنيادگرايی دينی و خرافه های كهنه و ”مدرن“ را رواج می دهند برای اين است كه توده های مردم ، نظم موجود را طبيعی و تغيير ناپذير و مشروع تصور كنند ، نتوانند و نخواهند سرنوشت خود را به دست خويش رقم بزنند ، و هميشه مقهور خدايان آسمانی و ”نمايندگان“ زمينی آنها باقی بمانند. اگر روشنفكران چپ و مشخصا فعالين چپ در جنبش دانشجويی را مورد پيگرد و سركوب قرار می دهند ، برای اينست كه ايده های نو و پيشرو و آرمان انقلاب و ساختن جامعه ای بدون طبقات تبليغ نشود و پايه نگيرد. نظمی كه در اينجا حاكم است ، مهره ای كوچك از يك ماشين آدمخوار بزرگ است. حاكمان اينجا نيز شريك پايين دست و كارگزار و مامور اربابان بزرگترند. نه اميد بستن به وعده های ”دمكراسي“ اهدايی امپرياليستها چاره كار است ، نه چنگ انداختن به برنامه ها و ايده های ناسيوناليستي؛ نه دخيل بستن به ”نوانديشی ديني“ راه نجات است ، نه روان شدن به دنبال ”انتخاب از ميان بد و بدتر“.

”تنها ما توده ی جهانيم

ـ اردوی بيشمار كار ـ

داريم حقوق جهانباني ،

نه كه خونخواران غدار“

   به اول ماه مه خوشامد می گوييم. اين خوشامد گويي‏ ، فقط همبستگی با جنبش كارگری نيست؛ فقط همدردی نسبت به هزاران كارگر معترض و جان به لب رسيده در گوشه و كنار كشور نيست؛ فقط اعتراض نسبت به دستگيری و آزار كارگران فعال و مبارز نيست؛ فقط انعكاس خواسته های بر حق و شعارهای كارگران از كشت و صنعت هفت تپه گرفته تا لاستيك سازی البرز و صدها واحد توليدی كوچك و بزرگ ديگر نيست؛ فقط حمايت از زنان در جايگاه كارگران بی مزد خانگی و دل نگرانی برای خيل جوانان بيكار و كارگران بيكار شده نيست. خوشامد گفتن به اول ماه مه ، پيش و بيش از هر چيز ، اعلام پيوند و تعهد با آرمان طبقه كارگر جهانی و نشانگر تلاش خستگی ناپذير برای تحقق آن آرمان و تبليغ و تدارك انقلاب اجتماعی است. اعلام اينست كه می خواهيم بيش از پيش به جهانبينی انقلابي ، به فلسفه و علم انقلاب ، به تفكر انتقادی ماترياليستی ديالكتيكي ، مسلح شويم تا طرحی نو دراندازيم.

پيروز باد آرمان و رزم جهانی طبقه كارگر!

”برخيز ای داغ لعنت خورده.........“

ارديبهشت 1387 


 
 

 

 Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger      

 
 
 
 

   مطالب مرتبط

 
   

بازگشت به صفحه اول