روز شمار تاريخ ويژه اعتراضات و مسائل كارگري در سال ۱۳۸۷ ( شماره ٦ )
نسان نودينيان
روز شمار، شماره۶ ويژه«اعتراضات ومسائل كارگري۱۳۸۷»
«ارديبهشت» شماره «۶»
روزها ۳ و۴ ارديبهشت ماه:
آرشيو اين روز شمار در سايت مبارزان كمونيست
در ۱۱ ارديبهشت روز جهاني كارگر عليه بيكاري وسيع، گراني سرسام آور: در حاليكه در شروع سال جديد تا كنون و طبق آمار رسمي ميزان بيكاري كارگران قراردادي به بيش از ۷۰هزار نفر رسيده است. ميليونها نفر از كارگران حقوقهاي ماهانه سه و ۴و بيشتر را دريافت نكرده اند، هزينه تامين زندگي روزانه به شكل سرسام آور و بيسابقه اي افزايش يافته است. قيمت يك كيلو گوچه فرنگي تا ۱۷۰۰تومان، گوشت مرغ تا ۲۷۰۰تومان، مرغ منجمد تا ۱۹۵۰تومان، سبزي بين ۳۰۰تا ۸۰۰تومان، نان لواش از ۷۵تومان تا ۱۵۰تومان در سال گذشته و در سال جاري به ۱۰۰تا ۲۰۰تومان، و نان بربري از ۱۰۰تومان به ۱۵۰تومان افزايش پيدا كرده. و به اين مخارج هزينه هاي كمرشكن تامين اجاره مسكن و دكتر و بهداشت را اضافه كنيد. دولت احمدي نژاد اين رژيم سرمايه اسلامي فلاكت سازمانيافته اي را براي طبقه كارگر ايران و مزدبگيران زحمتكش جامعه تدارك ديده است.
فقر و فلاكت كمر كارگران را شكسته و در مقابل همه چيز بي دفاع و آسيب پذير شده اند. در همين ستون ملاحظه ميكنيد كارگران به "رضايت" ۳ماه عدم پرداخت حقوق كارفرما تن داده اند، تا بتوانند شكم خود و خانواده هايشان را "سير" كنند.! همه كارگران و خانواده هايشان اينروزها ميگويند كه اين دستمزدها كفاف مخارج سنگين زندگي را نميدهند. خرج زندگي و افزايش قيمتها و بي پولي و اين همه اخراج همه را بخاك سياه كشانده. در ۱۱ ارديبهشت روز جهاني كارگر بايد بفكر وضعيت كنوني بود. سرمايه داران و رژيم سرمايه اسلامي را با كيفر خواست طبقه كارگر عليه اخراج، عليه بيكاري و فقر و فلاكت به مصاف كشيد. طبقه كارگر براي اعمال قدرت، براي متحد كردن اين همه اعتراض و اعتصاب و مبارزه خود را سازمان بدهد.
تراكتور سازي تبريز: جمعي از كاركنان و كارگران تراكتور سازي تبريز از واگذاري اين شركت به بخش خصوصي(موسسه اعتباري مهر) احساس نگراني نمودند. موسسه اعتباري مهر كه يكسال قبل به اسم صندوق قرض الحسنه بسيجيان تبريز فعاليت خود را شروع كرده بود، هم اكنون به دنبال خريد كارخانه ميباشد. در صورت واگذاري اين كارخانه هزاران كارگر بيكار ميشوند.
اخراج: ۲۵كارگر قراردادي غرب استيل كرمانشاه به بهانه افزايش دستمزد در سال ۸۷، اخراج شدند.
۳ماه كار كنيد! بعد از ماه ۴به شما حقوق ميدهيم!: به طور معمول كارگران كارخانه ايران كاشي در كرمانشاه حداقل سه ماه حقوق طب دارند. بدليل بحران بيكاري، كارفرمايان و صاحبان واحدهاي توليدي كرمانشاه كارگران را قبل از بكارگيري با اين شرايط به كار ميگيرند كه تا سه ماه هيچ حقوقي به آنها داده نخواهد شد و از ماه چهارم حقوق محاسبه ميشود. از جمله كارخانه هايي كه اين رابطه ظالمانه و استثمارگرانه را با كارگران دارند عبارتند از "كارخانه ايران كاشي ايران" در كرمانشاه، با بيش از ۳۵۰كارگر و همچنين شركت "چينين كرد" با ۲۲۰كارگر كه تا سه ماه مطابق قرارداد هيچ حقوقي نخواهند داشت.
گزارشی از کارخانه پارس استیل
شهرک صنعتی علی آباد در کیلومتر 45 جاده تهران- گرمسار واقع شده و یکی از کارخانه های آن "پارس استیل" است که اکسل خودروهای پراید، پیکان، پی کی و نیسان را تولید می کند. مالک این شرکت شخصی به نام داود فریدونی است. پارس استیل دارای سالن های مجزای پراید، پی کی، نیسان و پیکان است و همچنین 70 دستگاه پرس و 25 دستگاه تراش کاری دارد. این شرکت حدود 180 نفر کارگر و کارمند دارد که عمدتا اهل زابل، ایوانکی، گرمسار، مامازند و تهران هستند. کارگران عمدتا با قرارداد موقت کار می کنند. صاحب کارخانه به دلیل واهی و به بهانه تعدیل نیروی کار از تیرماه 85 تا آبان ماه همین سال حقوق کارگران را پرداخت نکرد و با اعلام ورشکستگی کارگران را روانه بیمه بیکاری کرد. کارگران در آبان 85 دسته جمعی تولید را متوقف کردند و از کارفرما به اداره کار شکایت بردند و در نهایت حکم محکومیت کارفرما را گرفتند. اما کارفرما زیر بار نرفت و گفت پول ندارم، هر کاری می خواهید بکنید. در صورتی که شرکت تولید خوبی داشت. در فاصله تیر تا آبان 85 حدود 60 نفر از کارگران به دلیل فشار و مشکلات زندگی مجبور به بازخریدی شدند و کارفرما با دادن سفته به کارگران آن ها را مجبور به ترک کارخانه کرد. پس از آن، 40 نفر دیگر از کارگران را تحت عنوان اشرار و اخلاگر اخراج کرد که این ها هنوز هیچ پولی دریافت نکرده اند. از دی ماه تا اسفند ماه حدود 500 هزار تومان به کارگران پرداخت شده که حدود 50 درصد از دستمزد معوقه کارگران است. کارگران علاوه بر 50 درصد حقوق معوقه، سنوات و بن کارگری و مرخصی را نیز از کارفرما طلب کارند. درحال حاضر، کارفرما با گرفتن یک شریک کارخانه را راه انداخته است. در این میان، کارگران نمایندگانی را انتخاب کردند تا بتوانند حق و حقوقشان را بگیرند. اما متاسفانه این نمایندگان یعنی مسلم صحرایی و حسینعلی سلامت بخش (سرپرست های واحد) و همچنین مهندس سلگی (مدیر کنترل کیفیت) با مدیریت تبانی کردند و کارگران را به شکستن درها و بیرون کشیدن دستگاه جوش و آوردن آن به محوطه شرکت تحریک کردند. به فاصله چند دقیقه کارفرما با نیروهای انتظامی کارگران را به محاصره خود درآوردند و آن ها را سوار اتوبوس کرده و به پاسگاه ایوانکی بردند. کارگران 5 ساعت در بازداشت بودند و پس از دادن تعهد مبنی بر این که حق قدم گذاشتن به دور و بر شرکت را ندارند، آزاد شدند. و باز کارفرما با دادن 50 هزار تومان به کارگران از آن ها امضا گرفته که تا زمانی که وضع مالی شرکت خوب نشده طلب خود را مطرح نکنند. حدود 40 نفر از 80 نفر کارگرباقی مانده به این تعهد تن داده اند. در این میان اداره کار اعلام کرده که کسانی که این 50 هزار تومان را گرفته و تعهد داده اند نمی توانند بقیه پولشان را از شرکت بگیرند. تمام این ترفندهای کثیف سرمایه داری و دولتش برای آن است که کارفرما بتواند با بیرون کشیدن کار 180 نفر کارگر اولیه کارخانه از تعداد بسیارکمتری کارگر سود بیشتری بیندوزد. به عبارت دیگر، تمام کارگرانی که بازخرید و اخراج شده و به معنای واقعی کلمه خود و خانواده هایشان به اعماق فقر و گرسنگی و تن فروشی و اعتیاد و مرگ رانده شده اند همه قربانیان مظلوم حرص و طمع بی پایان سرمایه برای سوداندوزی هرچه بیشترند.
اخراج: کارخانه « لاربافت» و اخراج 17 کارگر
« لاربافت» یک کارخانه تولید حصیر پلاستیکی در شهر لارستان است. سرمایه دار صاحب کارخانه در تبعیت از اصول کار کلیه همسلکان سرمایه دار خویش و به اقتضای ضرورت تلاش برای سرمایه گذاری در حوزه های بسیار پرسودتر، کارخانه را تعطیل و کل کارگران خود را یکجا اخراج کرد. سرمایه دار مذکور باز هم به رسم سایر صاحبان سرمایه دلیل اقدام خویش را کمبود مواد اولیه و مشکلات مالی اعلام کرده است!
اخراج: « غرب استیل» کرمانشاه و اخراج 25 کارگر
کارخانه « غرب استیل» یک واحد تولید قطعات خودرو است که در کرمانشاه مستقر است. سرمایه دار صاحب کارگاه معتقد است که سطح دستمزد کارگرانش بسیار بالا است! و او در مقام یک سرمایه دار اصلاً برایش صرف نمی کند که این دستمزدهای بالا را به کارگران بپردازد. صاحب « غرب استیل» به همین دلیل 25 کارگر را اخراج کرد تا جای آن ها را با نیروی کار باز هم ارزان تر و این بار بسیار بسیار ارزان تر پر کند. در مورد دستمزدهای بالای! کارگران خبری نداریم اما احتمالاً حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار دولت سرمایه که کفاف اجاره بهای ماهانه یک دخمه تاریک مسکونی برای کارگران را نمی دهد همان رقم وحشتناک دستمزد بالایی باشد که سرمایه دار را به اخراج 25 کارگر مزبور مجبور کرده است!
لاشه زنده کارگر در زیر آوار
یک کارگر 18 ساله که به دستور کارفرمایان مشغول حفاری و گودبرداری یک بنای در دست تأسیس بود ناگهان با ریزش دیوارها در زیر خروارها خاک دفن شد. حاضران برای نجات جوان کارگر از اداره آتش نشانی استمداد کردند، اما کارگران مأیوس از رسیدن به موقع مأموران، با احساس مسؤلیت تمام برای نجات همزنجیر خویش دست به کار شدند. آنان موفق شدند لاشه زنده همکار خویش را از زیر آوارها خارج کنند. در دنیای سرمایه داری جان کارگر بی ارزش ترین کالاها است. سرمایه داران در جستجوی سودهای افسانه ای حاضر به تقبل هیچ هزینه ای برای بهداشت و ایمنی محیط کار یا وسائل ایمنی مورد نیاز کارگران نیستند. آنان با خیال آسوده و بدون هیچ دغدغه از هیچ نوع بازخواست دستگاه های دولتی کارگران را در مرگبارترین شرایط کاری مجبور به کار می کنند. عوارض ناشی از این شیوه بربرمنشانه کار سرمایه داران هر سال هزارها فاجعه مرگ، معلول شدن و مصدومیت کارگران است.
جهاد سازندگی و مرگ فجیع کارگر ساختمانی
یکی از کارگران شاغل در جهاد سازندگی کرمانشاه که به دستور کارفرمایان بدون هیچ نوع وسائل ایمنی و بدون رعایت هیچ استاندارد ایمنی محیط کار در بالای دیوارها کار می کرد، ناگهان دچار سانحه شد و از بالا به زمین سقوط کرد. وقوع این نوع حوادث مرگبار پدیده ای است که در همه مراکز کار و تولید سرمایه و از جمله در همین مراکز متعلق به جهاد سازندگی به کرات رخ می دهد و هر سال شمار زیادی کارگر را از زندگی ساقط و شمار بسیار زیادتری از افراد خانواده آن ها را راهی برهوت گرسنگی و مرگ ناشی از گرسنگی می سازد.
جهاد سازندگی کرمانشاه با وقوع این حادثه دلخراش در سریع ترین زمان لاشه کارگر مقتول را از محل حادثه دور و برای پاک کردن آثار جرم به باغ فردوس کرمانشاه (قبرستان)منتقل کرد. سرعت عمل مأموران جهاد احتمالا نه با هدف فرار از مجازات احتمالی دستگاه های قضائی - زیرا به قول معروف چاقو دسته خودش را نمی برد - بلکه برای رهایی از چنگال خشم و اعتراض کارگران و خانواده کارگر مقتول بوده است.
منشور مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران
هجوم نظام سرمایه داری به سطح معیشت کارگران روز به روز ابعاد وسیع تری می یابد و کارگران بیش از پیش به اعماق مرگ و نیستی رانده می شوند. در یک سوی جامعه، انباشت عظیم ثروت را می بینیم و، درسوی دیگر، شاهد گسترش فقر و فلاکت و بی حقوقی در مقیاسی بی سابقه هستیم. شکاف طبقاتی اکنون به چنان ورطه هولناک و مرگباری تبدیل شده که برای کارگران راهی جز جنگ مرگ و زندگی با سرمایه داری باقی نمانده است. این جنگ راخودِ سرمایه داری بر کارگران تحمیل کرده است و خودکرده را تدبیر نیست. روزی نیست که شاهد چندین تجمع وتحصن و اعتصاب و راه پیمایی کارگری علیه نظام سرمایه داری نباشیم. بستن جاده ها و قطع شریان های حمل و نقل سرمایه اکنون می رود که به یک سنت مبارزه طبقه کارگر ایران علیه سرمایه تبدیل شود.
با این همه و به رغم آن که کارگران درهمه جا مطالبات یکسانی را مطرح می کنند، مبارزات آنان هنوز به زیر یک پرچم سراسری واحد گرد نیامده است. و یکی از علت های به نتیجه نرسیدن این همه مبارزه کارگری را در همین جا باید جست. پیداست که اگر مبارزه کارگران برای مطالبات پراکنده و محلی به مبارزه برای مطالبات طبقاتی سراسری و واحد ارتقا نیابد کارگران به رغم تمام جان فشانی ها و فداکاری های خود راه به جایی نخواهند برد. گام اول برای عقب نشاندن هجوم بی امان سرمایه به سطح معیشت کارگران برافراشتن یک پرچم یا منشورسراسری واحد حاوی مطالبات پایه ای طبقه کارگر است. تاکید بر پایه ای بودن مطالبات در این منشور از آن رو ضروری است که اولا کارگران ایران در اوضاع کنونی حتی از پایه ای ترین حقوق متعارف کارگران دربخشی ازجهان محرومند و، ثانیا و مهم تر از آن، لازمه ارتقای مبارزات پراکنده کارگران به سطح یک مبارزه سراسری در وسیع ترین شکل آن- که خود شرط لازم مقاومت در مقابل سرمایه در شرایط کنونی است- نه طرح مطالبات این یا آن بخش از کارگران بلکه طرح مطالبات کل طبقه کارگر در عمومی ترین و پایه ای ترین بیان آن است.
اما مهم تر از این ها توضیح این نکته است که کارگران مطالبات خود را از چه زاویه ای مطرح می کنند. نفس طرح هرگونه مطالبه اعم از پایه ای و غیرپایه ای به معنای آن است که کارگران از سرمایه داران طلبکارند. طلب کارگران از سرمایه داران از بابت هیچ چیز نیست مگر از بابت کاراضافی ای که برای سرمایه داران کرده اند اما در ازای آن هیچ چیز نگرفته اند. بنابراین، کارگران با طرح مطالبات خود درواقع به سرمایه داران و دولت آن ها می گویند که آنان باید این مطالبات را از محل همین کار پرداخت نشده برآورده کنند. بدین سان، کارگران درهمان مبارزه خودانگیخته خویش نظم سرمایه را به چالش می کشند و باید بکشند. کارگر در لحظه لحظه زندگی خود به گونه های مختلف این مضمون ضدسرمایه داری را بیان می کند که چرا باید من کار کنم اما یکی دیگر بخورد؟ چرا باید تمام ثروت جامعه را من تولید کنم اما خودم از آن کاملا بی بهره باشم؟ این همان رویکرد و زاویه ای است که ما به مثابه بخش کوچکی از طبقه کارگر منشور حاضر را برمبنای آن تدوین کرده ایم.
مطالبات پایه ای طبقه کارگر ایران در شرایط کنونی عبارتند از :
1- حداقل دستمزد ماهانه هر کارگر در شرایط کنونی باید 600 هزار تومان باشد.
2- تمام افراد زیر 18 سال باید از حقوق ثابتی به مبلغ 100 هزار تومان در ماه برخوردار باشند.
3- کارخانگی بایدازمیان بروداما تا آن زمان باید به زنان خانه داردستمزدی معادل دستمزد کارگران شاغل تعلق گیرد.
4- تمام بیکاران آماده کارباید مشمول بیمه بیکاری باشند. بیمه بیکاری نبایدازحداقل دستمزد کارگران شاغل کمترباشد.
5- هر نوع قرارداد استخدام موقت الغاء باید گردد.
6- حقوق تمام شاغلان،بیکاران، زنان خانه دار و افراد زیر 18 سال باید حداکثر تا بیست و پنجم هر ماه پرداخت شود.
7- مسکن مناسب با آب، برق، امکانات رفاهی و ارتباطی و وسائل خانگی حق مسلم هر کارگری است. تحقق این امر در گرو آن است که:
- از ساختمان های تحت مالکیت دولت که اینک در اختیار نهادهای دولتی قرار دارند برای تأمین مسکن کارگران استفاده شود.
- دولت هر سال درصد معینی از بودجه را به احداث واحدهای مسکونی جدید برای کارگران اختصاص دهد.
8- بهداشت و دارو و درمان انواع بیماری ها باید رایگان باشد.
9- آموزش و پرورش در تمامی سطوح باید رایگان شود.
10- ایاب و ذهاب در سراسر جامعه باید رایگان شود.
11- تمام مردم باید از مهد کودک رایگان استفاده کنند.
12- همه سالمندان و معلولان باید به صورت رایگان تحت مراقبت قرار گیرند.
13- کار کودکان و جوانان زیر 18 سال باید به طور کامل الغاء گردد.
14- هرگونه تبعیض جنسی در مورد زنان باید از میان برود. برای تحقق این خواست باید :
- زنان درتمام قوانین ازجمله قانون کار،قوانین مربوط به خانواده وقوانین کیفری با مردان حقوق برابرداشته باشند.
- هر نوع دخالت دولت در تعیین نوع زندگی، روابط زن و مرد یا دختر و پسر و پوشاک زنان ممنوع گردد.
- تشکیل خانواده یا جدایی همسران از یکدیگر با توافق آزادانه و حق برابری کامل میان آنان صورت گیرد.
- هرگونه ازدواج قبل از سن 18 سالگی ممنوع شود.
15- ایجاد هرگونه تشکل کارگری از جمله تشکل ضدسرمایه داری و سراسری طبقه کارگر باید آزاد باشد.
کارگران علیه سرمایه متشکل شویم !
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)
1/2/1387
www.hamaahangi.com
hamaahangi@gmail.com