اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه ادامه دارد! ... در خاتون آباد يک فاجعه انسانى در حال وقوع است!
امروز پنجشنبه ٢٢ فروردين کارگران نيشکر هفت تپه به اعتصاب خود ادامه دادند. کارگران در بخشهاى مختلف دست از کار کشيدند و وارد اعتصاب شدند.
اعتصاب کارگران نيشکر هفت تپه از روز سه شنبه با شرکت ٣٠٠٠ الى ٣۵٠٠ کارگر اين کارخانه و بخشهاى وابسته به آن در اعتراض به نپرداختن حقوق اسفند ماه و عيدى و پاداش شروع شد. در مذاکرات صورت گرفته٬ ضمن تهديدهاى مکرر کارگران و اتهام نخ نماى "اقدام عليه امنيت ملى"٬ قول داده بودند که حقوقها را پرداخت ميکنند. اما تا امروز پنج شنبه ٢٢ فروردين حقوق معوقه اسفند پرداخت نشده و تنها به تعدادى از کارگران عيدى و پاداش را پرداختند. کارگران در اعتراض به اين وضعيت مجددا وارد اعتصاب شدند. کارفرما به کارگران اعلام کرده است که شرکت در پنجم ارديبهشت احتمالا تعطيل ميشود و کارگران بايد فکرى براى خود بکنند. او همچنين پرداخت حقوقهاى معوقه را به پنجم ارديبهشت موکول کرده و شرط پرداخت حقوقها را توليد ۵٠٠٠ کيسه شکر تا آن تاريخ عنوان کرده است!
کارگران هفت تپه!
شما حقوق کار انجام شده را ميخواهيد اما تهديدتان ميکنند که حق نداريد با رسانه ها حرف بزنيد! هر کسى است که يک جو شرف انسانى داشته باشد٬ نميتواند از خواست شما دفاع نکند! حرف شما روشن است؛ "کارگر هفت تپه ايم٬ گرسنه ايم٬ گرسنه ايم"! اکنون با چشم اندازى که در مقابل تان گذاشته اند٬ يعنى تعطيلى کارخانه و بيکارى دسته جمعى و خانه خرابى٬ حقيقتا ديگر چيزى براى از دست دادن نداريد. اينها دارند رسما و قانونا هزاران خانواده کارگرى را نابود ميکنند. همين آخوند مرتجع مدير عامل شرکت نميتواند يکساعت براى دير رسيدن نهارش تحمل کند! اما با زندگى و آينده شما بازى ميکند! اجازه ندهيد و محکم در مقابلشان بايستيد!
مجتمع هفت تپه و شرکتهاى مشابه را رقابت سرمايه ها به ورشکستگى کشانده و دراين ميان کارگران و خانواده هايشان قربانى شدند. سياست شما بايد ممانعت از پيامدهاى اين واقعه باشد. ميتوان کل منطقه را وارد اين جريان کرد و دولت و سرمايه داران را وادار به ادامه کار شرکت يا پرداخت بيمه بيکارى مکفى به همه کارگران کرد. اينکه کدام سرمايه دار و آخوند و حاجى سهمش در سود شکر بيشتر است يا کمتر مسئله کارگران نيست! مسئله کارگران حقوقشان٬ امنيت شغلى شان٬ و زندگى خود و خانواده شان است. تهديد به سکوت و وعده پرداخت حقوقها بشرط توليد پنجهزار کيسه شکر تا پنجم ارديبهشت٬ عملا قبول بيکارى دسته جمعى و قبول کار دو برابر براى گرفتن حقوق هاى قبلى است. اين سرمايه داران رذل و کثيف و پول پرست ميخواهند تا آخرين لحظه مفت کار بکشند و بعد مثل زباله بيرونتان بيندازند! اين شرايط را قبول نکنيد! زير بار تهديدات نرويد! صدايتان را به همه جا برسانيد! مجمع عمومى تان را هر روز برپا کنيد و براى تمام امور تصميم بگيريد! کارگران و خانواده هايتان را در دسته هاى مختلف سازمان دهيد و کل منطقه را عليه شان به تحرک واداريد! وادارشان کنيد که فورا حقوقها را بپردازند! شما دنيائى از حمايت و همبستگى کارگرى را با خود داريد!
مجمع عمومى ظرف اتحاد کارگران است!
مرگ بر سرمايه!
آزادى٬ برابرى٬ حکومت کارگرى!
حزب اتحاد کمونيسم کارگرى
٢٢ فروردين ١٣٨٧-١٠ آوريل ٢٠٠٨
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
در خاتون آباد يک فاجعه انسانى در حال وقوع است!
اعتراض هماهنگ کارگران کارخانه مس خاتون آباد و جوانان شهر بابک!
روزهای دوشنبه و سه شنبه ١٩ و ٢٠ فروردین ماه٬ کارگران مس خاتون آباد در اعتراض به سطح حقوق پائين خود دست به اعتصاب زدند. خواست کارگران افزايش دستمزدها و بهبود شرايط کار بوده است. هم چنین روز سه شنبه جوانان شهر بابک در يک اقدام هماهنگ با کارگران جاده٬ در اعتراض به بیکاری و بیحقوقی٬ دست به اعتراض خیابانی زدند. بلافاصله مقامات حکومتى٬ بويژه با سابقه اى که خاتون آباد و شهر بابک دارد٬ وحشت زده به طرف کارگران اعتصابى شتافتند. فرماندار موفق شد با دادن وعده و وعيد موقتا كارگران را به خاتمه اعتصاب و ادامه كار وادار كند.
مارکس در جایی میگوید در جامعه ای که کار سقوط کرده باشد تمام ارزش های انسانی سقوط می کند. اين حقيقت را سرمايه دارى اسلامى٬ که يک بردگى تمام عيار است٬ به مافوق سقوط رسانده است.
معضل خاتون آباد تنها فقر عمومى و استثمار کارگران شديد نيست. در خاتون آباد يک فاجعه انسانى در حال وقوع است و هر روز از مردم قربانى ميگيرد. دود و گاز سمى مجتمع مس٬ کارخانه کارگران و مردم اين منطقه را دچار انواع بيماريهاى ريوى و تنفسى کرده است. تاکنون تعدادى مبتلا به سرطان شدند و دو نفر بنامهاى مهدى ابراهيمى و صولت محمودى جان باختند. گاز سمى ناشى از کارخانه دارد همه را دسته جمعى نابود ميکند. در اثر همين گاز روزانه تعدادى از احشام دامداران تلف ميشوند و روزانه توسط کاميون و وانت براى دفن به جاى دورترى منتقل ميشوند. يكي از دامداران گفته است: "زندگي مردم خاتون آباد نابود شده است. از ٣۵٠ گوسفند كه داشتم فقط ١۴٠ رأس باقيمانده است. درختها در اثر سمى بودن گاز كارخانه تماما خشک شده است. هيچ علف سبز يافت نمي شود. مردم مستمرا اعتراض و شكايت مي كنند ولى معلوم نيست به چه دليل به حرف مردم توجهي نميشود؟ به نظر ميرسد كه توليد كارخانه مورد نظر مهمتر از زندگى مردم تلقي مي شود. دولت هركس را كه دراين رابطه صحبت كند دستگير مي كند. نكته قابل توجه اينكه براى ساكت نگهداشتن مردم حكومت به ازاء هر رأس دامى كه تلف ميشود مبلغ ١٠٠ تا ١۵٠ هزار تومان ميدهد".
شهر بابک و کارگران مس خاتون آباد يادآور جنایت هولناک جمهوری اسلامی است. ۴ بهمن سال ١٣٨٢ نيروهاى سرکوبگر جمهورى اسلامى از هوا و زمين به کارگران اعتصابى و مردم محروم خاتون آباد حمله کردند. در اين ماجرا چهار کارگر به نامهای ریاحی٬ مهدوی٬ جاویدی٬ مومنی و يک دانش آموز جان باختند. تعداد زيادى دستگير و زندانى شدند. در بيمارستانها زخميها را دستگير و به شکنجه گاه منتقل ميکردند. مردم زخميهايشان را در منازل درمان ميکردند. بعد از آن سرکوب خونين کارگران دارند اين مردم را دسته جمعى مجازات ميکنند. عده اى را در کارخانه و عده اى را بيرون کارخانه به قتل ميرسانند! وعده هاى فرماندار شهر بابک به کارگران اعتصابى و جوانان معترض از جنس وعده هاى آخوند مدير عامل هفت تپه و ديگر وعده هاى پوچ کارفرماها به کارگران اعتصابى است. اين اوباشان که بخشى شان در مقام مدير عامل و سرمايه دار و کارفرما و بخشى شان در مقام فرماندار و حجج اسلام و اداره کار و غيره ظاهر ميشوند٬ همه دستشان در يک کاسه است. نان همه شان را کارگران ميدهند. وعده ها و التماس اينها تنها وقتى گل ميکند که کارگر متحد در مقابلشان صف کشيده است. اگر به اختيار خودشان باشد٬ همراه هر وعده نماز و شکرانه خدايشان براى اين همه لفت و ليس٬ يکبار هم کارگران را شلاق ميزنند! این وعده ها سوی دیگر همان کشتار کارگران جان باخته خاتون آباد و قتل تدريجى مردم منطقه است.
کارگران خاتون آباد٬ جوانان!
افزايش دستمزد و بهبود شرايط کار و زندگى حق شماست. برخوردارى از کار٬ محيط کار ايمن٬ محيط زيست سالم٬ و يک زندگى انسانى حق شماست! سرمايه دار جماعت و دولتشان سرسوزنى براى جان و زندگى شما اهميت قائل نيستند. در خاتون آباد تنها يک قانون حکم ميراند؛ سود سرمايه مقدم بر همه چيز است! سوال اينست که چند نفر ديگر بايد کشته شوند؟ آيا اين وضعيت قابل ادامه است؟
شما کارگران مس٬ کارگران بيکار٬ خانواده هاى کارگرى و جوانان بايد فکرى اساسى بکنيد. شکايت بردن به مسببين اين فجايع انسانى و محيط زيستى هيچ دردى را دوا نميکند. حلقه اصلى اين مبارزه دست کارگران مس است. کارگران ضرورى است با برپائى مجمع عمومى منظم خود را متشکل کنند. خواستهايشان را از افزايش دستمزد و ايمنى محيط کار تا جلوگيرى فورى از فاجعه اى که هر روز قربانى ميگيرد مطرح کنند. کارگران بايد بيکاران و جوانان و مردم منطقه را متحد کنند. کارگران و مردم منطقه بايد متحدانه به اين قاتلين التيماتوم دهند. جوانان بیکار فرزندان شما و بخشى از طبقه کارگر هستند. سرمايه دارى حتى امکان استثمار شدن را به بخش بيکار طبقه نميدهد. سرمايه داران با اتکا به ارتش بيکارى از جمله دستمزدها را پائين نگاه ميدارند و معيشت کل طبقه را ارزانتر تمام ميکنند. رمز پیروزی ما ايجاد اتحادى قوى بين کارگران شاغل و بيکار عليه دشمن واحد يعنى سرمايه داران و دولتشان است.
حزب اتحاد کمونیسم کارگری از اعتصاب و تلاش کارگران مس خاتون آباد قويا حمايت ميکند و کارگران شاغل مجتمع مس و کارگران بیکار را به مبارزه اى هماهنگ و متحد فرا میخواند. حزب توجه اکيد کارگران را به سنگربندى جدى در مقابل اين فاجعه و کشتار جمعى مردم منطقه جلب ميکند. بايد بسرعت مجامع عمومی را در کارخانه برپا کرد و در مورد اهم مسائل پيشارو تصميم گرفت. تنها مبارزه ای متشکل و قدرتمند ميتواند اين وضعيت را تغيير دهد و سرمايه داران و دولتشان را سرجايشان بنشاند.
زنده باد جنبش مجمع عمومی کارگران!
مرگ بر سرمایه داری!
آزادی٬ برابری٬ حکومت کارگری!
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
٢٣ فرودين ١٣٨٣ – ١٠ آوريل ٢٠٠٨