به سايت آزادى بيان خوش آمديد

 

April 06, 2008

سرکوب و تعقیب مخالفین در فضای گروهها و سازمانهای سیاسی! ( قسمت سوم )

اسماعیل مولودی  

هیرارشی تشکیلاتی؟

فعالین سیاسی در ایران مجبور بودند و هستند که در نبود فضای آزادی سیاسی   آزادی تشکل در جامعه خودرا در جمعهای مخفی و زیر زمینی سازمان بدهند. این تشکلها در فضای اختناق سیاسی دارای نرم خاص جامعه مدرن و انسانی که لازمه سازمان دادن و متشکل کردن انسانهای کارگر و مبارز باشد نیستند و نبودند. این بدلیل وجود دیکتاتوریت و فضای پلیسی حاکم بر جامعه است. یعنی ساختار و نظم جامعه بدلیل سرکوب خشن و غیر انسانی طوری ایجاد شده که هر صدای آزادی خواهی را در نطفه خفه میکنند.

حکومتهای کشور های خاورمیانه، آسیایی، جنوب شرقی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بدلیل تقسیم قدرت در بین بلوکهای سیاسی دنیا قربانی سیاست جهانی سرمایه داری شده اند و این روند هنوز ادامه دارد. در این فضا و با این چارت سیاسی موجود در جامعه امروز دنیا. شاید نمیشود انتظار از این بهتری داشت. از طرف دیگر مردم آزادیخواه برای ابراز نظرات و مخالفت خود با حاکمیت فضا و امکان آزاد ابراز مخالفت خودرا نمییابند. در نتیجه کار مخفی و اعتراض مخفی جای اعتراضات اجتماعی که خصوصیت بارز مبارزه کارگری کمونیستی است  را میگیرد. مبارزه زیر زمینی دسترسی طبقه کارگر به مسائل سیاسی و شناخت حقوق سیاسی خودرا ناممکن میکند. چون خصوصیت زندگی و مبارزه طبقه کارگردرعلنیت و مبارزه رو در رو با دشمن طبقاتی و حکومتش است.
سازمانهای سیاسی در ایران بدلیل دیکتاتوریت با فرهنگ و خصوصیت یک تشکل دمکراتیک و علنی که جوابگوی نیاز مبارزاتی طبقه کارگر باشند بوجود نیامده اند. ساختار سیاسی و تشکیلاتیشان هم جوابگوی نیاز مبارزاتی طبقه کارگر نبوده و نیست. بهمین خاطر انواع و اقسام پلاتفرمها و تفکرات طبقات دیگر درشان نقش درجه اول داشت. هیرارشی و فرم تشکیلاتی این تشکلها در فضای آزاد انتخاب افراد نبوده و هنوز هم نیست. در نتیجه رهبری در این تشکلها جوابگوی پلاتفرم مبارزاتی کارگران انقلابی و کمونیست در جامعه نبودند و نیستند. بلکه رای افراد محدود و به دور از زندگی روز مره اجتماعی مردم جامعه و کارگران آنهارا انتخاب کرده. هر کس از ما به فراخور حال خود نمونه های زیادی از باند بازی و پشت پاگرفتن از همدیگر را دیده و تجربه کرده است.
به تاریخچه سازمانها و تشکلها نگاه کنید همه ابتدا از یک جمع کوچک تعدادی رفیق دور و بر هم ایجاد شده اند. با توجه به این نوع سازمان یابی عده ای که خودرا الیت سیاسی نخبه میانگارند همه کاره اند. همین خصوصیت به اضافه اختناق باعث شده سیاست در فرهنگ سیاسی ایران به کار یک عده نخبه از جان و مال گذشته تبدیل شود. اما این روند دارد سیر قهقرایی خودرا تی میکند. نمونه مبارزات مردم و ایجاد تشکلهای اجماعی بارز رین شاخص میتواند در ایندوره باشد. همه ما هر یک بنوعی با خصوصیت رابین همدی در سیاست ایران آشنا هستیم. عده ای تلاش میکردند با جنگ مسلحانه گروهی خواب را بر دیکتاتور حرام کنند. یا عده ای هم تلاش داشتند با محاصره شهر ها از طریق روستا جامعه را نجات دهند. این روحیات و این سیستم فکری جای واقعی مبارزه اجتماعی را گرفته و شرکت وسیع توده مردم را در سرنوشت خود برسمیت نمیشناسد و نمیشناخت.

فاکتور های تاریخی!

اگر به اسناد سازمانها و تشکلها در اوائل دهه 1300 شمسی در ایران نگاه کنیم تا کنون در مقطع های زیاد احزاب و سازمانهای سیاسی زیادی آمده اند و رفته اند. متاسفانه تعداد کمی اسناد و مدارک مکتوب از خود بجای گذاشته اند. اما از بحثهای سینه به سینه میشود شنید که فلان کس با سیاست رهبری مخالفت کرد سرش را زیر آب کردند. فلانی را وادار کردند استعفا دهد و کنار برود. نمونه تپیک این حرکتها را میتوان از اسناد حزب توده دید. بر کسی پوشیده نیست که رهبران حزب توده چگونه مخالفین خودرا وادار به سکوت و یا تبعید میکردند. بعد ها سازمانهای مائو ئیستی در مقابل حزب توده پا به عرصه سیاست گذاشتند که آنها هم از کیش شخصیت تا سر به نیست کردن مخالفین ابایی نداشتند و حالا هم ندارند.  
در تفکر ملی گرایی و سرمایه داری دولتی یا غربی هر کس ثروت بیشتری دارد بیشتر نقش دارد. در این تشکلها هم هر کس بیشترین امکانات و ارتباطات تشکیلاتی را در اختیار داشته باشد بیشتر رای میآورد


در سالهای دهه 1330 شمسی که فضای سیاسی با توجه به اوضاع و احوال سیاسی  و یا فضای کواهی که در دوران انقلاب 1357 وجود داشت. بدلیل سر سپردگی تشکلها و احزاب به سیاستهای یکی از بلوکهای قدرتمند جهانی. آن احزاب همه در معاملات سیاسی گیر میکردند و مردم را به دشمن تسلیم کردند. حزب توده نمونه تیپیک و بارز بود و هست. این حزب چه در دهه 1330 و چه در انقلاب 1357 خود و اهداف و مبارزات مردم را وثیقه معاملات و کاسه لیسی شوروی سابق نمود. سرکوب معترضین به این سیاستها در حزب توده زبان زد خاص و عام هست. سازمانهای سیاسی دیگر بفراخور خط و اعتقادات خود و سیستم فکری تشکیلاتی شان از حزب توده بهتر نشدند. تصفیه مخالفین در این سازمانها هم سابقه طولانی داشت و دارد. کشتن شریف واقفی، ماجرای تقی شهرام، تصفیه های وحشیانه ای که در این سازمانها راه افتاد. نمونه های تاریخی هستند که باید هر فعال کمونیست و انقلابی به آن بیاندیشد. اگر قرار باشد همه چیز با سکوت پیشرود. اگر بنا باشد بخاطر منافع گروهی و فرقه ای این مسائل لاپوشانی شود. تجربیات جنبش کمونیستی و ضعفهایش نا شناخته خواهد ماند. اگر قرار باشد بخاطر منافع کوتاه مدت و گروهی از نقد و بررسی سیاستها و سنتهای چپ سنتی طفره رویم نمیتوانیم هویت و روشنی و درایت مارکسیسم را به جامعه و جنبش کارگری بشناسانیم. باید نسل آینده و جنبش برابری طلبی که امروز در جامعه سر بلند کرده است را هوشیار کرد که اشتباهات نسل مارا تکرار نکند. نسل تشکل زیرزمینی نمیتواند در مبارزه سیاسی و علنی طبقه کارگر امروز صاحب نظر باشد. مگر به شرطی که بند ناف خودرا با آن بریده و بحق آزادی بیقید و شرط بیان را در عمل پاسدارد. در دل مبارزات تئوری و سیاسی مراه با دخالت مستقیم در مبارزات جاری جامعه میتوان صلابت کمونیسم مارکس را شناساند.

دور جدید بعد از انقلاب 1357 شمسی!

 در جریان انقلاب 1357 شاهدیم که عده ای از کمونیستها در مقابل این جو ایستادند و تسلیم نشدند. با توجه به سیاستهای روشن و جدیشان و نقد جدی که به سنت گذشته داشتند. از نظر سازمانی و تشکیلاتی چند بدعت های گذاشتند ولی متاسفانه بدلیل اینکه این بدعت ها سنت نشدند، در همان حال ماندند. منصور حکمت بعنوان یک بدعت گذار جدی و کمونیست و رهبر جدی جنبش کمونیسم کارگری کارهای با ارزشی در این زمینه کرد. برای مدتی جنبش کمونیستی را جان تازه ای بخشید و کمونیسم را از زیر آوار هیاهوی بورژوازی در آورد. جنبش کردستان با داشتن پتانسیل انقلابی و وجود فعالینی کمونست توانست برای یک دوره کوتاه محل تلاقی و تجمع مبارزین در کردستان باشد. اما بدلیل نبودن یک سبک کار کمونیستی و مدرن متاسفانه بمحض تسلط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی که همراه بود با راه انداختن حمام خون. تشکلها و جمعهای مردمی تازه پا گرفته دوام نیاوردند. ایجاد حزب کمونیست ایران در شهریور 1360 شمسی میرفت این امید را بدهد که کمونیستها خودرا متشکل کنند. ولی بدلیل سنت جان سخت غیر کمونیستی  این حزب نتوانست کار به جایی ببرد. مجبور به انشعاب شد. ایجاد حزب کمونیست کارگری و تلاش بیوقفه منصور حکمت توانست چند صباحی جوی مدرن و رو به جلو بوجود آورد. اما مرگ مجالش نداد پروژه کمونیستی را به سر منزل برساند. تلاش منصور حکمت برای تثبیت آزادی بیان و حرمت انسان با ارزش و جدی بود. توانست سنتهای با ارزشی را در مبارزات مردم جا بیاندازد که هم اکنون مردم مبارز در مبارزات و حرکات مبارزاتی خود بکار میگیرند. روشنفکران کمونیست در ایران میخواهند با مطالعه منصور حکمت و آثارش هویت کمونیسم کارگری را به ترندی جدی در جامعه تبدیل کنند. اما بدلیل ترکیب تشکیلاتی که از یک سنت جان سخت چپ سنتی بود تشکلهایی بنام کمونیسم کارگری وجود دارند که هیچ ربطی به کمونیسم کارگری ندارند. بلکه بیشتذین ارزش مصرفشان نگاهداشتن روحیه تعدادی قلیل آدمهائیست که در خارج دورشان مانده اند.

ادامه دارد
  2 آوریل 2008
              esmail-m@hotmail.com


 
 

 

 Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger      

 
 
 
 

   مطالب مرتبط

 
   

بازگشت به صفحه اول