به سايت آزادى بيان خوش آمديد

 

April 01, 2008

عطش اعتصاب در سرزمين زيبارويان و رفاه!

مصطفى اسدپور

سوئد به سرزمين زيباييهاى طبيعت، به سرزمين زيبارويى مردمانش شهرت دارد. از اين كه بگذريم، بدرجات بيشتر، هنوز هم سوئد سرزمين عدالت اجتماعى، سرزمين رفاه و در عين حال سرزمين توليد و تكنيك شناخته ميشود. اين عبارات بخشا و بدرجات مختلف واقعيت و حقيقت را حتما منعكس ميكنند. سطح زندگى بالاتر، امكانات و رفاهيات پايه زندگى براى شهروندان بخصوص در مقايسه با بخش بزرگى از ديگر جوامع بر كسى پوشيده نيست.

 اما همين كشور دربرگيرنده واقعيات تلخ درباره ساكنان آن نيز هست. اين واقعياتى است كه بخشا ابلهانه و بخشا رندانه پوشانده ميشود. بصيرت زيادى لازم نيست تا بتوان تشخيص داد كه در اين سرزمين نيز رفاه، توليد و تكنيك به بهاى كار و فرسايش بخشى اعظم جامعه ساخته شده و ميشود كه همواره بخشهاى پايينى جامعه زير بناى آنرا ساخته اند. سهم خود توليد كنندگان آنهم همواره با هزار منت و هزار شرط، تنها به بخش ناچيزى محدود است.  بهره ورى شهروندان از كل ثروت اجتماعى هر چقدر هم سخاوتمندانه باشد، اما فاصله طبقاتى را به تمام هيبت ناعادلانه و عميق خود محفوظ داشته است. كافى است ببينيم كه چگونه بخش بزرگى از "رفاه و عدالت" از زندگى شهروندان آن در حال رخت بربستن هستند. كافى است ببينيم كه چگونه در سى سال اخير با سرعتى خيره كننده عبارات جديدى نيز به مشخصات اين سرزمين افزوده شده است، شتاب بزرگ افزايش فاصله طبقاتى ميان شهروندان، تهاجم به طبقه كارگر، زخم آشكار فقر بر پيكر بخشهاى مهمى از جامعه، از آن جمله هستند. همان دستان سخاوتمندى كه زمانى عدالت و رفاه را بعنوان "سوبسيدها" به شهروندان اعطا ميكردند، الان آشكارا با تهمت تنبل و دروغگو شهروندان را مورد حمله قرار ميدهند، بخشهاى حياتى زندگى شهروندان را ـ همان سوبسيدها ـ را گرو ميگيرند تا به كار شاق تر و به سطح زندگى پايين تر تن بدهند، بسوزند و بسازند. در مقايسه با عبارتهاى كلاسيك كه ذكرش رفت، براى توضيح جامعه امروز سوئد عبارتهايى از قبيل جامعه اى پر تنش، جامعه اى آبستن تنشهاى شديد، حتما مناسب تر و گويا تر هستند. كشمكش جارى حول دستمزد پرستاران شاخص گويايى از تحولات اين جامعه است.

حركت اعتراضى پرستاران در سوئِد تحت عنوان "شورش دستمزدها ـ ديگر بس است!" در بيان فشرده واقعيات تلخ و ظالمانه در جامعه توجه همگانى را بخود معطوف ساخته است.  دو پرستار جوان، با يك بيانيه و طومار به ظرف بيان اعتراض، زمينه ها و عطش به اعتراض و عصيان در كل جامعه تبديل گشته اند. اعتراض پرستاران عليه تبعيض، عليه شرايط كار، عليه سطح نازل دستمزدها است. بيانيه حاوى خواست افزايش بيست درصدى بر دريافتى ماهانه آنها، بهبود شرايط كار و حاوى خواست افزايش سالانه سطح دستمزدها معادل پنج درصد ميباشد. نويسندگان بيانيه در استدلالاتى ساده، در مقايسه با سطح حقوق مديران عاليترتبه، در مقايسه با سطح تورم و در مقايسه با ملزومات سطح پايه زندگى آدمها در جامعه نشان ميدهند كه چگونه در يك بيعدالتى آشكار به حقوق پايه اى آنها دهن كجى ميشود. بيانيه در عين حال فراخوانى به همه پرستاران است كه با تهديد استعفاى دست جمعى كارفرمايان را تحت فشار قرار دهند. تا همين جا و در عرض يك هفته بيانيه از طرف هشت هزار پرستار و پانزده هزار نفر از مردم در سراسر كشور مورد حمايت قرار گرفته است.

اين اعتراض، ذره ذره آن و بعنوان يك سطح حداقل، برحق است و بايد مورد حمايت فعال و وسيع قرار بگيرد. شرايط كار پرستاران، و ديگر كاركنان سطوح پايين بخشهاى درمانى در يك كلام خجالت آور است. خجالت آور براى كارفرمايان، خجالت آور براى دولت، براى اتحاديه ها، براى مجامع و مقامات دفاع از حقوق برابر زنان و خجالت آور براى همه احزاب سياسى اين جامعه. ابعاد اين پديده آنچنان خجالت آور است كه در رويارويى با آن، مسئولين و مقامات طرف حساب در مقابل دوربينهاى تلويزيونى  معمولا دنبال سوراخ موش ميگردند. سالهاست كه اين شرايط ادامه داشته است.

عرصه درمانى و مشخصا در سطح پرستاران و كاركنان بخشهاى سطوح پايين تر بعنوان يك شغل زنانه بحساب ميايند. در عين حال بخش درمانى يك عرصه اصلى حملات دولت براى انواع سياستهاى صرفه جويى و خصوصى سازى و رياضت كشى بوده اند. در اين نقطه تقاطع است كه فشار كمر شكنى به كاركنان وارد آمده و امروز سرمنشا عصيان گشته است. تاوان سنگين اين صرفه جويى ها را از اساسا بخش پايينى و زحمتكش جامعه ميپردازند و از طرف ديگر بخش مهمى از اين صرفه جويى ها به قيمت كار بيشتر و ارزان تر پرستاران و كاركنان دون پايه در بخشهاى درمانى تامين ميگردد. ساعات كار طولانى، استرس و حجم بيشتر كار توام با دريافتى بشدت نازل ترجمه عملى واقعيت غير قابل تحملى است كه فرياد اين كاركنان را در آورده است.

حملات به سطح زندگى و حقوق پايه اى جمعيت كاركن نه تازه است و نه محدود به بخشهاى درمانى. پس از نزديك به بيست سال، با دست به دست شدن حكومت از سوسيال دمكراتها به احزب دست راستى، تك و تاب اين حملات همچنان كاهشى را نشان نميدهند. بيمه هاى اجتماعى در زمينه هاى ايام بيمارى، ايام بيكارى، كيفيت خدمات نگه دارى از كودكان و سالخوردگان و بيماران همگى به عرصه حمله به بخش كاركن و محروم جامعه تبديل گشته اند. مقامات صندوق بيمه هاى اجتماعى روز گذشته در آمار تازه تر از حاصل افتخار آميز اقدامات خود اعلام نمودند كه چگونه تعداد هر چه بيشترى از كاركنان جامعه علارغم بيمارى بر سر كار خود حاضر شده اند. در ادامه اين سلسله افتخارات، آمار هشدار دهنده اداره مجاور دال بر دوبرابر شدن شكاف طبقاتى در زندگى كودكان خانواده فقير و ثروتمند منتشر شده بود. دمل چركين تداوم فاصله چشمگير پرداختى به زنان شاغل نسبت به مردان ظاهرا بسادگى دست از سر اين انسانها برنمدارد و نمونه ها از اين دست بسيارند ...

يك جنبه مهم بيانيه اعتراضى پرستاران در اين است كه همزمان و پابپاى كشمكش ميان اتحاديه سراسرى كاركنان درمانى در مقابل نماينده كارفرمايان به وقوع ميپيوندد. در كشورى مثل سوئد، جامعه اى كه در آن تشكل و اعتراض و اعتصاب قانونى است اين اتحاديه هاى بزرگ كارگرى هستند كه با توهم پراكنى، با بستن دست و پاى كارگر و با بند و بستهاى خود عملا زحمتكش و طبقه كارگر را در تسليم و فرودستى گرفتار ساخته اند. بيانيه اعتراضى پرستاران روساى اتحاديه را براى طرح توقعات بسيار بالاتر و راديكالى تحت فشار قرار داده است. پرستاران با اعلام آمادگى خود براى استعفاى دست جمعى، سازشكارى هميشگى اتحاديه را زير ذره بين گرفته است. موج جديدى از آمادگى براى اقدامات قاطع در دست و پنجه نرم كردن با كارفرمايان در ميان پرستاران و كاركنان درمانى و از جمله در درون اتحاديه بجود آمده است. روحيه رزمندگى و نقد عملا همه بخشهاى كارگرى را به بازبينى وضعيت فعلى ترغيب كرده است. در كل جامعه عطش اعتراض، عطش براى اعتصاب و تعيين تكليف بوضوح قابل تشخيص است. سرعت برق آساى حمايت از بيانيه شورش پرستاران و تاثيرات بلافاصله آن در صفوف پرستاران، در دست و پاچگى آشكار در مديران اتحاديه سراسرى و توجهى كه در كل جامعه بخود معطوف كرد؛ همگى گواه روند جديدى در كشمكشهاى جارى جامعه است.

براى چرخشهاى مهم در وضعيت موجود نميتوان به بيانيه " شورش دستمزدها" و حركت پرستاران زياد چشم اميد دوخت. اين تحرك عجالتا از نقد، از استخوان بندى و از بينش و نقشه لازم براى ايجاد چرخشهاى مهم برخوردار نيست. اما همانقدر كه روحيه رزمندگى و اعتراض مستقيم را دامن ميزند، همانقدر كه مسببين اين وضعيت را زير منگنه خواستهاى فورى قرار ميدهد، همانقدر كه بر منطق طبقاتى استوار است، همانقدر كه اتحاديه ها و سازشكارى را مورد حمله قرار ميدهد؛ انرژى اعتراضى را در مسير درست آن به حركت درمياورند. اين درست همان چيزى است كه به آن نياز است و بايد آنرا بگرمى مورد حمايت و تشويق قرار داد. اين همان كارى است كه فعالين حزب حكمتيست در اين كشور در دستور كار خود قرار داده است. شما هم از سايت www.upproret.se ديدن كنيد و بيانيه اعتراضى پرستاران را مورد حمايت قرار بدهيد.

٣٠ مارس ٢٠٠٨


 
 

 

 Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger      

 
 
 
 

   مطالب مرتبط

 
   

بازگشت به صفحه اول