درباره جايگاه فعاليت و سازماندهي در محلات شهرها
نسان نودينيان
جمعبندي تجارب، راه هاي بهبود فعاليتهاي متشكل و موثر در شهرها، قدرتمند شدن توده هاي مردم ناراضي در مقابل نيروهاي جمهوري اسلامي، تاكيد بر امر ضرورت سازمانيابي اعتراضات با استفاده از مكانيسمهاي موجود و فضاي نارضايتي و نفرتي كه از جمهوري اسلامي وجود دارد، امر تعطيل ناپذير ما كمونيستها ميباشد. به هر درجه بتوانيم در شرايط كنوني ملزومات بالا بردن روحيه و پتانسيل توده اي سازماندهي متشكل براي اعتراضات و تداوم آنها را پيدا كنيم، و نظر جامعه و مردمي كه اعتراضات را با خيزشهاي توده اي و رو در رويي هاي جسورانه انجام ميدهند، به تقويت و سازمانيابي افق دائمي مردم ايران كه امر سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است تبديل كنيم، و اين تجارب را در تمام شهرهاي ايران بكار گيريم، فضاي جامعه و اعتراضات توده اي در شكل راديكال و قدرتمندتري رقم خواهد خورد.
در شرايط و اوضاع سياسي معيني در هر دوره در جامعه تناسب قوا و كشمكش مردم و رژيم، مبارزه از شكل عادي و پراكنده بيرون ميزند و با ابتكار و عموما قهر و نفرت عميق پنهان و علني كه مردم از جمهوري اسلامي دارند، به خيزش و درگيري و جنگ و گريز در شكل آرايش صف بندي شده ابراز وجود ميكند. در اين شرايط و موقعيت ابژكتيوي كه ايجاد ميشود مردم و رژيم سعي ميكند يكي بر ديگري غلبه كنند. جمهوري اسلامي در آريا شهر و صدها محله و شهر تلاش ميكند با طرح لشكر اوباش حزب الله "امنيت اجتماعي" بر فضاي خشم و نفرت خفته مردم غلبه كند، و مردم تلاش ميكنند گوشه اي از نفرت خود را به نمايش بگذارند و مانع مزاحمت و اذيت و آزار اوباشان حزب الله شوند و يك قدم جمهوري اسلامي را بعقب برانند. واقعيت مكانيسم اعتراضات مردم در اين مساله نهفته است. نگاهي به اعتراضات چند سال گذشته بويژه اعتراضات ۲۰خرداد تا ۱۸تير سال ۱۳۸۲ بخوبي اين مكانيسم دائمي جنگ و اعتراض شهري و صفبندي مردم را نشان ميدهد!
جمهوري اسلامي بطور دائم و روتين به يك دستگاه سركوب خونين متكي بوده است. دستگيري، اعدام، زندان با فرهنگ اسلامي با مساجد و دادگاه و مذهب و جريمه و وثيقه هاي سنگين و سر سام آور، ماشين سركوب نظام جمهوري اسلامي هستند. در مقابل دستگاه سركوب، جمهوري اسلامي روي دريايي از تنفر به بقا خود ادامه ميدهد. بجز اقليتي بسيار كم از جامعه هفتاد ميليوني ايران، اكثريت جامعه بر دريايي از نفرت و خشم در نبردي آشكار و پنهان در مقابل نظام اسلامي صف آرايي ميكند. با وجود نفرت عمومي و نه مردم به اين نظام ما هنوز شاهد ايجاد تناسب قوايي كه بطور دائم و خشت به خشت و سنگر به سنگر جمهوري اسلامي را در معرض يك موقعيت سياسي و ضعيف تا سطح اعتراضات توده اي بهم وصل شده و قوي بگذارد، قرار نداريم. واقعيت اين است كه مردم جمهوري اسلامي را نميخواهند، اما هنوز مكانيسم اجتماعي و توده اي كه اين رژيم استبدادي و ارتجاعي را در معرض قيام سازمان يافته توده اي قرار دهد ايجاد نشده است. اعتراضات و تظاهراتهاي ۲۰خرداد تا ۱۸تير ۸۲ در بيشتر شهرهاي ايران تهران، اصفهان، مشهد، شيراز، تبريز و آبادان در شكل سراسري و وسيع هزاران نفري بود. قدمهاي موثري نظام اسلامي را بعقب راند و ضعيف كرد. به همين دليل نام اين اعتراضات را انقلاب گذاشتند. اعتراضات ۱۸تير اما تداوم نيافت، و در همين سطح ماند. قدرت عمل و قدرت اعتراض توده اي و صف بندي كه ايجاد شده بود، نظر فعالين سياسي و كسانيكه در تلاش شبانه روزي براي انداختن جمهوري اسلامي هستند را به ايجاد مكانيسمهاي اجتماعي و توده اي در محلات، جلب نكرد. يكي از راه هاي موثر در چنين مواقعي تلاش براي سازماندهي در محلات شهرها است. محلات شهرها يك نقطه قوت بالقوه جنبش اعتراضي عليه نظام اسلامي است. اگر قدرت طبقه كارگر در مراكز توليدي به برپايي مجمع عمومي و سازمانيابي طبقه در سطح سراسري و فرا صنفي است، براي سازماندهي قيام شهري محلات نقش كليدي را دارند.
محلات و ايجاد كانونهاي تجمع مردم ميتواند به كانون و ستاد اعتراض توده اي تبديل شود. مكانيسم ايجاد كانون و ستادهاي تجمع و سازمانيابي توده اي مردم به ابتكار و خلاقيتهاي فعالين كمونيست و سوسياليست ربط مستقيم و بلاواسطه اي دارد. در سرآغاز قيام ۵۷ محلات نقش كليدي در بالا بردن توان و پتانسيل اعتراضات توده اي داشتند. كم نبودند ابتكاراتي كه هر روز از طرف فعالين سياسي و توده اي براي سازمانيابي و به ميدان كشيدن توده هاي مردم به خيابانها و كار جمعي و متشكل براي بصدا در آوردن فرياد قيام، انجام ميشد.
اعتراضات مردم آريا شهر عليه حمله به زنان، شور و كوبنده بودن شعارهاي سلبي مرگ بر جمهوري اسلامي، حكومت اسلامي نميخواهيم نمخواهيم، گوياي روشن بودن راديكاليسم انقلابي مردم عليه نظام اسلامي است.
به هر درجه بر سازمانيافتگي و تغيير تناسب قوا مردم و رژيم اسلامي نزديك ميشويم، اهميت كار در محلات با برجستگي بيشتري روشن ميشود. شعار حكومت اسلامي نميخواهيم نميخواهيم خود يك استراتژي سياسي و سلبي براي ايجاد زمينه هاي انداختن رژيم جمهوري اسلامي است. توده مردميكه با دادن اين شعار به مصاف با مزدوران جمهوري اسلامي رفته اند، در نيروي قهرآميز خود پتانسيل اعتراض توده اي و سرنگوني طلبي را به نمايش گذاشته اند. در خيزش آريا شهر مردم نه فقط عليه زورگويي و فشارهاي اوباش اسلامي، طرح "امنيت اجتماعي" ايستادند، بلكه دامنه اعتراض را با تجمع توده اي، با حمله به نيروهاي جمهوري اسلامي و با شعارهاي مرگ بر جمهوري اسلامي، و حكومت اسلامي نمي خواهيم ادامه دادند. اين اعتراض بالا و اين نيرو و پتانسيل توده اي را بايد دريافت و در بكارگيري سازماندهي در محلات، آنرا جمع كرد و براي اين توده قهرمان و انقلابي راه هاي اقدامات جمعي را نشان داد.
نقطه درخشان در اعتراضات دوره اخير در دانشگاهها و در اعتراضات توده اي از قبيل اعتراض مردم آريا شهر طرح شعارهايي است كه افق راديكال و سرنگوني طلبي را تقويت ميكند. اگر در گذشته تلاش دوخرداديها و اصلاح طلبان شعار رفراندوم بود، در دوره جديد شعار آزادي برابري، دانشگاه پادگان نيست، حكومت اسلامي نمي خواهيم نمي خواهيم و مرگ بر جمهوري اسلامي پرچم راديكال اعتراضات است.
مارس ۲۰۰۸