تداوم مبارزه با گام های سنجیده
شورای سردبیری میلیتانت
از 13 آذر تا کنون بیش از 40 نفر از دانشجویان مبارز و رادیکال دانشگاه های ایران در بند بوده اند. مقاومت خانواده های دانشجویان و بسیاری از فعالان جنبش دانشجویی و کارگری در ایران و همچنین کارزارهای بین المللی در حمایت از دانشجویان، منجر به آزادی برخی از دانشجویان با قید وثیقه شده است. اما کماکان برخی از آنان در بند هستند. مبارزه در راستای آزاد سازی تمام دستگیرشدگان دانشگاه ها برای تدارک برگزاری روز 16 آذر؛ همچنان باید ادامه یابد. به ویژه فعالیت های بین المللی که بیشترین فشارها را بر دولت سرمایه داری در رها سازی آنان؛ اعمال می کند. فعالان نشریه میلیتانت همراه با متحدان بین المللی خود؛ در اتحاد با سایر گرایش ها؛ صرفنظر از اختلافات سیاسی با آنان، تا رهایی تمام دانشجویان رادیکال به کارزار بین المللی ادامه خواهند داد.
اما در عین حال باید خود را برای تداوم مبارزه درازمدت آماده کرد، زیرا هدف اصلی دولت سرمایه داری از این دستگیری ها، مسدود کردن یا کند کردن حرکت های فزاینده در درون بخش سوسیالیستی جنبش دانشجویی بوده است. دولت با منزوی کردن گرایش های سوسیالیست از سایر بخش های دانشجویی و تهاجم بر آنان، قصد داشت که حرکت رادیکال دانشجویی را تضعیف وبه زعم خود از میان بر دارد. ایجاد ترس و واهمه در میان جوانانی که تجربه زیادی در کار تشکیلاتی و ضد سرمایه داری نداشته؛ و اعمال وثیقه های سنگین برای فشار گذاری بر خانواده های آنها؛ و خط و نشان کشاندن و تحقیر آنها؛ و نشان دادن اینکه وزارت اطلاعات از "همه چیز" مطلع است و هر زمان که اراده کند همه را دستگیر و سرکوب می کند؛ شکنجه های فیزیکی و روانی و توهین و ارعاب دانشجویان در بند و غیره همه در راستای این سیاست دولت بوده است.
این هدف دولت باید خنثی گردد! تنها راه برای خنثی سازی سیاست دولت، تداوم مبارزه است. تداوم مبارز، اما با گام های سنجیده! همانطور که دولت سرمایه داری از متحدان بین المللی خود تجربه سرکوب حرکت های توده ای را می آموزد؛ جنبش دانشجویی رادیکال نیز باید از تجارب متحدان بین المللی خود برای مقابله با سرمایه داری درس های ضروری را بیاموزد. سرکوب های دانشجویان توسط دولت های سرمایه داری تازگی ندارد. می توان به سادگی نشان داد که بسیاری از کشورهای اختناق زده همانند ایران؛ دانشجویان از نخستین قشرهای جامعه بوده که با جسارت، مصرانه و پیگیرانه در صف مقدم مبارزات اجتماعی وارد صحنه ضد دولتی می شوند. به همین علت دولت های دیکتاتوری، هدف اولیه خود را برای جلوگیری از توسعه و شیوع نارضایتی ها به سایر اقشار اجتماعی، با سرکوب دانشجویان آغاز می کنند. به خصوص دانشجویان رادیکال سوسیالیست. این سناریو در اسپانیا زمان حکومت فرانکو؛ یونان زمان حکومت ژنرال ها؛ پاکستان زمان حکومت ضیا الحق؛ ایتالیا زمان حکومت موسولونی؛ آلمان زمان حکومت هیتلر و ایران زمان حکومت شاه و غیره مشاهده شده است. روش تمام دولت های دیکتاتوری مشابه اند. اما به علت نبود تجربه کافی بین المللی در میان دانشجویان مقاومت ها در برخی اوقات موقتاً خاموش می گردد. اکنون هدف ما در جنبش دانشجویی باید روشن نگهداشتن شعله مقاوت و تداوم مبارزات باشد.
عدم انزوا از توده های دانشجو
دانشجویان سوسیالیست در جنبش دانشجویی تحت هیچ شرایطی نباید خود را در انزوا از توده های دانشجو قرار دهند. سالگرد 16 آذر امسال می بایستی حتماً به شکل یک اتحاد عمل سراسری همراه با سایر گرایشات ضد دولتی صورت می پذیرفت و نه در انزوا و جدا از آنها. (مگر آنکه این تصور یا توهم وجود داشته باشد که آکسیون های دانشجویی مورد هجوم حکومت سرمایه داری قرار نمی گیرد ویا اینکه سرمایه داری حاکم در ایران از نوع دمکراتیکی است که اعتراضات دانشجویی را سرکوب نمی کند). قابل ذکر است که سیاست اتحاد عمل به مفهوم پذیرش نظریات گرایشات شرکت کننده در یک تجمع نمی باشد. در یک اتحاد عمل می توان تمام گرایشات ضد دولتی را با شعارها، پرچم ها و برنامه های مستقل خود بسیج کرد. این اتحاد می باید وسیعترین تشکل دانشجویی را شکل دهد و شامل تمام گرایشات با نظرات مختلف باشد. استدلال می شود که "ما سوسیالیست ها باید خط خود را از لیبرال ها و اصلاح طلبان جدا کنیم وگرنه با آنها تداعی می شویم"! بله این درست است ما سوسیالیست باید خود را از اصلاح طلبان و مماشات جویان جدا کنیم؛ اما درست نیست که با شرکت در یک تظاهرات (با صف مستقل خود) ما با آنها "تداعی" می شویم. درست برعکس تنها با شرکت در یک اتحاد عمل است که می توان رهبران همان اصلاح طلبان را در میان پایه ها و طرفدارنشان در همان تظاهرات افشا کرد. در یک اتحاد عمل؛ از یکسو ما وسیعترین افراد را علیه دولت بسیج کرده؛ و از سوی دیگر خط سیاسی (شعارها و صف تظاهرات و برنامه) خود را از اصلاح طلبان جدا می کنیم و همچنین، همان رهبران اصلاح طلب و مماشات جو را در تظاهرات منزوی و افشا می کنیم. به سخن دیگر خود را از پایه های توده دانشجویی که بعضاً مدافع گرایشات غیر سوسیالیستی هستند جدا نمی کنیم؛ و در ضمن شرایط را برای سرکوب گرایشات سوسیالیستی توسط دولت را نیز کاهش می دهیم. هر سیاستی که سوسیالیست ها را از اتحاد عمل با سایر گرایشات ضد دولتی باز دارد، فرقه گرایانه و اشتباه است.
بکارگیری روش درست "مخفی کاری"
ما به عنوان سوسیالیست ها باید واقف باشیم که در وضعیت اختناق آمیز کار سیاسی "صد در صد" علنی را نمی توانیم انجام دهیم. در دوره پیش "رهبرانی" که آگاهانه مشی کار علنی را (با انتشار عکس و نام واقعی در وبلاگ ها ) تبلیغ کرده؛ نشان دادند که الفبای کار تشکیلاتی در درون یک جامعه اختناق آمیز را درک نکرده اند. و آن دسته از دوستان که بدون رعایت اصول تشکیلاتی یا بی تجربگی و یا به اجبار ناچار به کار علنی شده، امروز باید روش پیش را بازنگری کنند. و از پرداختن هزینه بیشتر جلوگیری کنند. اما در دوره سرکوب ها و دستگیری ها گرچه عده ای به فعالیت ها در سطح نازل تر ادامه دادند؛ اما بسیاری نیز "مخفی" گشته، به سخن دیگر کار سیاسی و تشکیلاتی را موقتا قطع کردند تا وضعیت مجدداً مساعد گردد. این عقب نشینی اجباری به خودی خود ایرادی ندارد. اما باید توجه داشت که حتی عقب نشینی موقت باید توأم با برنامه ریزی قبلی و همچنین تداوم فعالیت به شوه دیگر باشد و نه از روی بی برنامگی و استیصال و یا سرخوردگی.
بدیهی است که می توان این درس اساسی را امروز گرفت مبنی بر اینکه، هم کار علنی بدون حساب و کتاب دوره پیش از سرکوب ها نادرست بوده و هم کنارگیری اجباری و بدون برنامه ریزی (حتی برای زمانی موقت) برخی از دوستان فعال.
ما به عنوان سوسیالیست ها از یکسو برای فعالیت در درون توده ها و از سوی دیگربرای رعایت مسایل امنیتی ، باید آگاهانه ابزاری تدارک ببینم که در اوج سرکوب ها کمترین هزینه را داده و همچنین به کار سیاسی در سطح دیگری ادامه دهد. این روش از کار نیاز به تشکیل «کمیته های عمل مخفی» دارد. کمیته هایی بسته ای که متشکل از رهبران طبیعی (پیشروان) جنبش دانشجویی است. کمیته هایی که هیچکس به غیر از افراد شناخته شده و مطمئن منتخب دانشجویان رادیکال از فعالیت و برنامه ریزی آن با خبر نیست. کمیته هایی که تمام رهبران و سازمان دهندگان خود را بدون حساب و کتاب در معرض عام قرار ندهد. تمام کار تشکیلاتی این کمیته ها باید اکیداً مخفی صورت گیرد. در وضعیتی که سرکوب ها دامن زده می شوند، این افراد به آسانی توسط دستگاه سرکوب دولت شناسایی و دستگیر نمی گردند. در نتیجه در هر سرکوب و دستگیری ها، رهبران به کار خود ادامه می دهند. تداوم کار سیاسی در مبارزه مهمترین عنصر تعیین کننده است. چنانچه به هر علت سازماندهی مبارزه ادامه نیابد؛ دولت سرمایه داری در سرکوب کردن جنبش توفیق حاصل کرده است. چنانچه قرار باشد در هر موج سرکوب و دستگیری ها، اکثر پیشروان دانشجویی یا در زندان باشند و یا غیر فعال (و مخفی) دیگر چه نیازی به «پیشرو» وجود خواهد داشت؟ باید توجه داشت که وجه تمایز پیشروی دانشجویی با توده های دانشجو غیر آگاه، دقیقا در این امر نهفته است که پیشرو (یا رهبران عملی) دانشجویی به صورت مداوم و پیگیر در جزر و مد مبارزاتی (اختناق وگشایش ها) در تلاش، مبارزه و سازماندهی است. اگر امروز رهبران عملی جنبش دانشجویی یا در زندان باشند ویا غیر فعال؛ بدین مفهوم است ما تدارک کار تشکیلاتی پیش را به درستی انجام نداده ایم (با تأسف).
اما اکنون نیز دیر نشده است. ما ضمن مبارزه پیگیر و قاطع در حمایت از رفقای در بند، می توانیم از هم اکنون شکل سازماندهی نوینی را منطبق با وضعیت کنونی طراحی و به اجرا گذاریم. هنر ما به عنوان سوسیالیست های بخش دانشجویی باید در این امر باشد که نه تنها تداوم مقاومت و دفاع از خود را حفظ کنیم که همراه با آن به سازماندهی با شیوه سنجیده را ادامه دهیم.
تشکیل قطب سوسیالیستی تنها راه برون رفت از بحران
با وجود افزایش سرکوب ها و دستگیری ها و ارعاب ها توسط دولت سرمایه داری؛ در سطح جامعه؛ ما شاهد مقاومت های پیگیر و مستمر بوده ایم (نمونه بارز آن تظاهرات به مناسبت 16 آذر). می توان اذعان داشت که با وجود دستگیری های اخیر، کماکان تناسب قوا طبقاتی به نفع مبارزان ضد سرمایه داری در حال تغییر است. این تغییرات در تناسب قوا در جنبش دانشجویی؛ به مثابه حساس ترین قشر جامعه بسیار ملموس تر بوده است. گرایشات گریز از مرکز در میان حتی نهادهای دانشجویی وابسته به دولت شکل گرفته است. با بن بست رسیدن سیاست های اصلاح طلبانه و اعتقادات «مدرنیسم» و «پست مدرنیسم» و غیره (اعتقادات بورژوایی در میان جوانان)، امروز ما شاهد جذب و تمایل جوانان به سوی عقاید سوسیالیستی و مارکسیستی هستیم.
بدیهی است که جنبش سوسیالیستی دانشجویی اگر نتواند ساختار تشکیلاتی مناسب برای انطباق با وضعیت موجود ایجاد کند، دچار بحران می گردد. هر سرکوب و هر پراکندگی بر پیکر جنبش سوسیالیستی دانشجویی ضربه وارد کرده و بخشی را دلسرد و غیر فعال می کند. کار توده ای گرایش سوسیالیستی تنها در موقعیتی می تواند متکی بر خود و فراگیر و توده ای شود و نیازی به اتحادی با سایر گرایشات رفرمیستی و مماشاجو نداشته باشد، که یک قطب سوسیالیستی تشکیل شده باشد. در واقع یکی از وظایف کمیته های عمل مخفی دانشجویی باید در راستای تدارک این قطب باشد. ایجاد اتحاد عمل های و تظاهرات مشترک با سایر گرایشات در راستای تحقق این قطب سوسیالیستی است. از طریق اتحاد عمل ها، بخش سوسیالیست جنبش دانشجویی در تماس با توده های دانشجو قرار گرفته و از این طریق مباحثات نظری و تئوریک را در باره عقاید مارکسیستی با آنها دامن می زند. با متقاعد کردن بخش تعیین کننده دانشجویان به مارکسیزم؛ جنبش دانشجویی می تواند وارد مرحله نوینی گردد. مرحله ای که خود را برای تحقق مطالبتش سازمان می دهد. مرحله ای که رهبران دروغین را به کنار پرتاب می کند و از میان خود رهبران واقعی انتخاب می کند. رهبران راستین یک قطب سوسیالستی تنها ضامن تدارک ایجاد تشکل مستقل دانشجویی سراسری در ایران خواهد بود.
پیش به سوی تشکیل کمیته های عمل مخفی دانشجوی
پیش به سوی ایجاد قطب سوسیالیستی دانشجویی
پیش به سوی ایجاد تشکل مستقل دانشجویی
زنده باد سوسیالیزم
12 بهمن 1386