حقوق زن نه شرقیه! نه غربیه! جهانیه، جهانیه!
شهلا نوری
با وجود اینکه پرت کردن حجاب در ایران از زمان مشروطه تا انقلاب 57 زمینه دگردیسی تصویر زن در ایران بود و سنبل فرودستی زن را در جهت دستیابی به دیگر برابریهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به عقب رانده بود تا سالهای 57 و 58حضور زنان بی حجاب و آراسته در خیابانها و مدارس و مراكز كار نه تنها نزد مردم مذهبی، بلکه در اندیشه كثیری از روشنفكران غیرمذهبی و غیرسنتی و احزاب پوپولیستی هم علامت و نشانه "فرهنگ فاسد غرب" شد.
چنین طرز تلقی، همراه با اضطراب و تنشهای ناشی از درهم ریختن نقشهای سنتی در خانواده و جامعه، محملی شد برای نگرانی از بهم ریختن پایه های اخلاق و سنتهای شرقی نزد بخشی از جامعه. اضطراب و تنشهای ناشی از یک پدیده جدید و غیر خودی حتی احزاب "چپ" را هم به خیانت بزرگی عیله آزادی و برابری زن در جامعه ایران کشاند و درست به همین دلیل با اینکه از سالهای پایانی قرن نوزدهم مطالبه آزادی و برابری زنان نمایندگان فكری خود را در میان زنان و بخشی از مردان آزادیخواه و برابری طلب داشته، مسئله آزادی زنان در انقلاب ٥٧، در مركز مطالبات انقلاب قرار نگرفت و در حاشیه باقی ماند.
پس از سرکوب جنبش آزادی زن تحت شعار یا روسری یا توسری، با اخراج زنان از مشاغل گوناگون و تغییر قوانیین بنفع موقیعت فرادست مردان، نابرابری جنسی درعرصه خصوصی و اجتماعی بیش از گذشته مشهود گردید. با وجود تمایزات طبقاتی، روند زندگی زنان تحت تاثیر حجاب اجباری چه در حوزه فردی چه اجتماعی دچار پیچیدگیهای بخصوصی شد. از منظر متحدین اسلام سیاسی در شرایط ارعاب جمعی در سالهای 60 تا 67 و تاثیرات جنگ، مسئله حجاب و سرکوب زنان به امری کاملا دست دوم بدل شد. در صورتیکه اسلام سیاسی با صراحت کامل از نتایج سرکوب زنان راضی و خشنود بود و عدم استفاده شیئی از زنان را پس از انقلاب دال بر تامین امنیت اجتماعی قمداد میکرد. رهبران احزاب "چپ" پرو رژیم نیز با آنها همصدا شده و به امر سرکوب زنان با چاشنی "غربزدگی" کمک رساندند.
سخنگویان این عرصه از تساوی حقوق زن و مرد در قران و در اسلام از لزوم عدالت و نه تساوی که به دیدگاه شریعه از اسلام بر می گردد اشاره کردند. در این میان زنانی هم به پست و مقامهایی دست یافتند و در دفاع ایدولؤژیک از حکومت اسلامی طرحهایی از جمله جدا سازیها در زمینه درمان پزشکی و تطبیق آن با موازین شریعه را نیز بتصویب رساندند.
آگاهترین این زنان از جمله شهلا لاهیجی و شیرین عبادی پدیده جدیدی تحت نام فمنیسم پوپولیستی و اسلامی را ابداع کرده و تساوی حقوق زن و مرد را با قوانین اسلام مطابق ارزیابی کردند.
اما همواره بودند و هستند زنانیکه از روز اول بنیانگذاری جمهوری اسلامی با الگوی تحمیلی رژیم زن ستیز مخالفت کرده و با استفاده از اشکال گوناگون مبارزه از جمله بدحجابی در صحنه سیاسی و اجتماعی حضور پیدا کرده و حجاب را سنبل حقارت زن ارزیابی می کنند. زنانی که دیگر خواستها و مطالبات برابری طلبانه را بر برداشتن حجاب ارجح نمی دانند و با وجود اینکه در جمهوری اسلامی بزرگ شده اند می خواهند همین امروز حجاب را از سر بردارند. زنانی که باید راه زنان فرهیخته دهه های قبل را دوباره بپیمایند و یک بار دیگر حجاب را از سر بردارند و راه رهایی از بندهای حقارت و تحمیق را از سر بگیرند.
زنانی که با پوست و گوشت خود حرفهای ما را لمس کرده اند و میدانند که حجاب اولین گام حکومت اسلامی به سوی آپارتاید جنسی بوده است. آنها می دانند که سیستم اسلامی- مردسالار رژیم زن ستیز بر پایه اعمال قدرت مرد مجهز به قوانین دینی بنا شده است و راه رهایی از آن کنار زدن دینی است که چه در فرم شیعه آن در ایران و چه در فرم سنی آن در افغانستان باید از صحنه زندگی زنان برداشته شود.
تنها راه رهایی، اعتراضی منسجم در ابعادی میلیونی در 8 مارس 86 است!
ما میتوانیم در اعتراض به طرح ارتجاعی ارتقاء امنیت اخلاقی و اجتماعی یک بار برای همیشه مهر مطالبه آزادی و برابری را بر تاریخ مبارزات آزادیخوانه مردم ایران بکوبیم!
ما خواهیم توانست، با این شعارها در صحنه مبارزات 8 مارس امسال یکبار دیگر بر جهان شمول بودن حقوق زن تأکید بگذاریم!
ستم بر زن موقوف! سرکوب زنان ممنوع!
حقوق زن نه شرقیه! نه غربیه!
جهانیه، جهانیه!
زنده باد آزادی زن