پایان دیپلماسی جهانی و آغاز رودر روئی مردم در داخل و جامعه جهانی با رژیم اسلامی
نوید اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
برای باز شناسی عمیق تر پروسه سیاسی سی ساله گذشته و پیروزیهای مردم و اپوزیسیون ضد رژیم تا این مقطع بصورت تیتر وار به آن برخورد کرده و به چرائی رو دروئی مردم و جامعه جهانی با رژیم در مقطع کنونی خواهم پرداخت.
پس از سرکوب کامل آزادیهای سیاسی و اجتماعی تا مقطع 30 خرداد 1360 که به دستگیری شکنجه و کشته و مجروح شدن صد ها تن از مردم شریف ایران انجامید و کلیه آزادیهای مدنی و فردی نیز به زیر علامت سئوال کشیده شد اعلام مبارزه قهری بر علیه رژیم بعنوان نفی کامل سلطه اسلام سیاسی بصورت استراتژیک در سطح جامعه مطرح شد و خط قرمز و فاصله بین مردم و جانیان حکومتی را ترسیم نمود.
افراد و گروههائی که به هر شکلی در مقابله با جوهر قهر مردمی برخاستند امروز نیز مجبورند از شکست مردم در زیر پوش شکست اپوزیسیون سخن بگویند و تا میتوانند لیجار ببافند و رژیم را با پیروزیهای مقطعی که اینان برایش بر میشمرند قدرتمند تر از هر زمانی و بدون اپوزیسیون جلوه گر سازند، ولی آیا واقعیت چنین است ؟ در این مبحث به زوایای مبارزات روزانه و عمیق مردم ایران از کارگران ، پرستاران، داشجویان ، زنان و جنبش های مختلف و مبارزات خلق های در زنجیر ایران از کرد و بلوچ و آذری و فارس و غیره به نام مبارزات مردمی استفاده خواهد شد.
خارج از اینکه چه کسی و چه گروهی بر موج خشم و قهر مردم نشست و زیرکانه و دیپلمات مآبانه و یا با اعتقادبه علم مبارزه قهری با رژیم این پرچم را برافراشت و از آن به نفع گروهی خود سود جست، نفس قهر مردم با رژیم اسلامی که اساسا و تاریخا امکان و شعور زیست با تمدن و دمکراسی و آزادیهای اجتماعی و سیاسی را نداشت میرفت تا سی سال بعد حتی اگر مدعیان 30 خردادی مبارزه قهری از این مسیر منحرف شوند و بوسه بر دست رفراندوم بنشانند چنان قهر آمیز در عرصه های مختلف با رژیم برخورد کند که در غلطیدگان به مواضع مشاطه گرایانه اسلامی رفرندامچیان توان دمی ایستادگی در جلو این قهر را نداشته باشد .
هر چند که رفراندومچیان آمده بودند که با شعار رفراندوم رفراندوم این است شعار مردم و حرکت های و تغیرات به اصطلاح دمکراتیک! در زیر تیغ فناتیزم بنیادگرای اسلامی در شهر های داخل کشور و دادن تعهد کتبی در نفی مبارزات قهری به طرف حسابهای خارجی رای بیشتری از دوران اعتقاد به مبارزه قهری جمع کنند و با پیوند خوردن با جوائز نوبل و بخشهائی از رژیم هست و نیست مبارزاتی مردم ایران را با کوفتن پرچم های سفید تسلیم بر سر در خانه و کاشانه مردم به غارت ببرند.
نهنگ رفراندوم آمده بود که تمامی ماهی های سیاه کوچولو را یا بخورد و یا با خود به اعماق سیاه نیستی بکشاند ولی موفق نشد و سرشکسته، پیروزی قهر مردمی را در مقابل اسلام سیاسی گواهی داد.
سمبل حرکت های قهری بر علیه رژیم اگر چه در هر مقطعی که چهار نفر در هر شهری جمع شوند با به آتش کشیدن ارگانهای سرکوب و ساختمانهای رژیم راه خواهد برد در آن روی سکه سمبل های قهر را رژیم مانند همین هفته گذشته با قطع دست راست و پای چپ مجازات میکند و یا با اعدام کاوسی فر ها که در لحظه اعدام میخندید و برای مردم دست تکان میداد و میگفت اگر مرا اعدام نمیکردید تعداد بیشماری از شمایان را به درک واصل میکردم در انظار بین المللی به نمایش میگذارد.
در ابعاد بین المللی و دیپلماتیک هواداران قهر مردمی با این سیاست ها به میدان آمده بودند.
با ایران همچون آفریقای جنوبی زمان آپارتهاید رفتار کنید! تنگه هرمز را بسته و شریانهای نفتی رژیم را قطع کنید! رژیم با اتمی شدن موجودیت اسرائیل و جامعه جهانی را به خطر میآندازد از اتمی شدن رژیم جلوگیری نمائید! افشا و ترد و رد گروههای ترور فلسطینی نظیر حماس جهاد اسلامی حزب الله لبنان که حتی دست و پای اعضای بلند پایه اپوزیسیون از نزدیک شدن به مسئله اسرائیل و گروههای ترور فلسطینی بلرز در میآمد در دستور کار روزانه ما قرار داشت و در کنار آن جنگیدن با عوامل خارجی رژیم نظیر نویسنده سوئدی حامی فتوای قتل سلمان رشدی یان میردال و دوست گرمابه و گلستانش یان گیو یعنی به زبانی دیگر در دستور کار داشتن آزادی بی قید و شرط بیان از سالیان قبل و تاکید بر سکولاریزم و مبارزه جدی در عرصه های دیپلماتیک با استحاله چیان از آمدن و رفتن نویسندگان و هنرمندان به داخل و خارج کشور تا مقابله با اصلاح طلبانی! نظیر شمس الواعظین ها و دادگاهی شدن های متواتر و تضعیقات اقتصادی و سیاسی بطور مستمر و در انتها مبارزه بی امان با شعار دهندگان رفراندوم رفراندوم این است شعار مردم و از میدان بدر کردن هواداران انقلابات مخملی را بایستی در پرونده این پروسه کاری ذکر کرد.
این طرحها از طریق رادیوها، تلویزیونها، اینترنت، روزنامه ها به عرض مردم شریف ایران و نیز جامعه جهانی رسانیده شده است و تاثیرات مستقیم این سیاست به شکست کشانیدن کل سیاست های رژیم بوده که در زیر به آن خواهم پرداخت.
شکست رفراندوم استراتژیکمان شکست خلیفه گری 1000 ساله اسلامی را به ارمغان آورد و پایان دیپلماسی جهانی و بده بستان با رژیم را اعلام نمود، یعنی شکست رفراندوم به جامعه جهانی گزارش داد که امکان انقلابات مخملی و نارنجی ترنجی در ایران با پیوند دادن بخشی از اپوزیسیون با بخشی از رژیم تحت نام رفراندوم یا تغیرات دمکراتیک! امکان پذیر نیست.
اول به علت سرکوب شدید سی ساله و خونی که در سطح جامعه جاریست و دوم بخاطر عزم تاریخی مردم ایران برای سرنگونی تام و تمام اسلام سیاسی با کلیه دارو دسته های وابسته و غیر وابسته اش که در جوهر خود پیوند فرهنگی و عمیق استراتژیک با قهر مردمی را سبب میگردد و سوم ظهور رادیکالیسم نو که نه تنها همچون خیزش 57 با شعار های ضد امریکائی و ضد اسرائیلی و پیوند با سکت های مذهبی حسن نصرالهی و حماسی و مواضع حزب چند نفری ملا های ناشناس که در چرخه غنی سازیهای حزب طوفان غنی شده اند و مواضعشان بیشتر به مواضع وزارت اطلاعات و وزارت خارجه رژیم شبیه است تا یک سازمان سیاسی مستقل و نظایر هُم خدا حافظی کرده است بلکه با شعار های آزادیخواهانه ، سکولاریستی و برابری طلبانه پای بمیدان گذاشته است. در این زمینه اگر تنها به دانشگاهها که پرچم های رادیکالیسم انقلابی و یا سوسیالیستی و سرخ را برمیافرازند نگاه کنید پی به عمق این رادیکالیسم قهری نخواهید برد بلکه شایان توجه است که نطق ها و خطابه ها و گزارشات کارگری و ارتقاع سطح مطالبات و خواست های گروههای مختلف اجتماعی را از نظر بگذرانید تا فاصله مطالبات سالهای 57 و امروز که از زمین تا آسمان است و در جوهر در رد اسلام سیاسی با هر نامی و تحت هر پوشی است بر شما روشن گردد.
دوران استحاله رفسنجانی و دوران گفتگوی تمدنهای خاتمی در جوهر خود درگیر این کنش و واکنش های سیاسی اجتماعی و قطب بندی های جدید سیاسی در عرصه داخلی و خارجی بوده است که ذکرش در بالا رفت.
از دوران شعار های سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید تا شعار به رفسنجانی رای بدهیم که قدرت بدست جناح سخت سر نیفتد و تا پشتیبانی همه جانبه از خاتمی و اصلاحات شیخ خندان و تا رفراندوم رفرندام این است شعار مردم و تا امروز که که افرادی نظیر دکتر یزدی سنگ انتخابات با نظارت بین المللی را زیر تیغ نظارت استصوابی رژیم به سینه میکوبند و یا افرادی و یا گروههائی میخواهند در کنار رژیم و در کنار حسن نصرالله و مبارزات ضد صهیونیستی قرار گیرند براحتی میتوان دید که در هر مقطع این چوب گذاران بر لای چرخ مبارزات قهری و سرنگونی تام و تمام اسلام سیاسی بودند که از یکطرف با رژیم و در طرف دیگر با جامعه جهانی به لاس زدن مشغول بوده اند، و برای رزیم فرجه بقاء میخریدند و اما قهر مردمی پیگیرانه راه خویش را میرفت تا رژیم را به اینجا بکشاند که روشن و واضح و آشکار بگوید:
این میز مذاکره با آمریکای جهانخوار و این رو دروئی تاریخی مردم و جامعه جهانی با کلیت اسلام سیاسی در تمامی ابعادش.
میز مذاکره با امریکا یعنی دیپلماسی بده بستان فعال است یعنی اگر امریکا چیزی بدهد چیزی تقاضا میکند یعنی دست برداشتن از چرخه غنی سازی اورانیوم یعنی تعلیق کمک های تروریستی به عراق و افغانستان و حماس و حسن نصرالله و یعنی باز کردن درب های آزادیهای فردی و اجتماعی و اجرای سیاسی در ایران که بتواند مطابقت های حتی جزئی با دیپلماسی جهانی شدن را در بر داشته باشد یعنی دادن آزادیهای اولیه به جامعه برای جذب سرمایه سرمایه گذاران خارجی و تامین امنیت سیاسی و اجتماعی و مالی سرمایه گذاران به کلامی یعنی دست برداشت رژیم از سیاست های اصلی و پایه ای اش یعنی سرکوب و شکنجه و کشتار و بستن آزادیهای فردی و اجتماعی و تروریزم و این یعنی سرنگونی.
از طرف دیگر اوضاع در داخل یعنی هر نوع عقب نشینی رژیم و کوتاه آمدن در مقابل حملات اکنونی و مطالبات مردم در داخل یعنی بالا رفتن مستقیم سطح تقاضا ها یعنی درگیری رو در رو و مقابله قهری و به آتش کشیدنهائی که روزانه شاهد آن هستیم.
از طرفی در سطح بین المللی کنفرانس آناپولیس و ایزولاسیون جهانی رژیم و سفر های اخیر پرزیدنت بوش به خاور میانه بسته شدن درب بانکهای حتی کشور های اسلامی از بحرین و امارات تا ......... بر روی رژیم تا قطعنامه سوم شورای امنیت تا بذل و بخشش سهم ایران از دریای خزر از 50 در صد به 11 در صد برای قطع نشدن گاز و رسیدن به موقع تعهدات روسیه به نیروگاههای هسته ای که میرود تا حداقل های عرق ملی را حتی در داخل رژیمی که اساسا برای بقاء خودش حاضر است کل ایران را هم دو دستی تقدیم بیگانگان کند اگر به سقوط منوچهر متکی نیانجامد دولت احمدی نژاد را درگیر تضاد های حاد جناحی خواهد کرد که مهارش از توان حتی ولی فقیه با این گونه خیانت های تاریخی خارج است.
بی کفایتی رژیم در ابعاد مختلف اجتماعی تاریخی است، وقتی که جامعه تاب تحمل یک زلزله چند ریشتری نظیر بم را ندارد و یا با یک سرمای 20 درجه ای منازل مردم ویران میشود گذشته از مدیریت گاز و سوخت رسانی به مردم و پیش بینی اتفاقاتی نظیر قطع گاز کشور های حاشیه دریای خزر جامعه با ویرانی ساختمانها بعلت فشار و یخ زدگی زمین و آوار شدن خانه ها بر سر مردم مواجه است ، خانه هائی که هیچکدام اساسا بر مبانی کارشناسانه ساخته نشده اند و پولی که باید صرف ساخت و ساز خانه های مردم محروم ایران میشد برای خانه سازی و جاده سازی و مدرسه و بیمارستان سازی در لبنان و برای حسن نصرالله و صرف گروههای ترور میشود رو در روئی مردم را با رژیم به چنان عمقی از قهر فرو میبرد که یک تجمع کوچک در شهر های شمال منجر به آتش کشیدن ساختمانهای دولتی میگردد.
جمیع این تضاد ها علی خامنه ای را به رو در روئی با ناوگان دریائی امریکا در تنگه هرمز کشاند.
جلیل زاده نماینده ولی فقیه بر اساس اعتقاد عمیق اسلامی خود و ولی فقیه اش اظهار داشته که اروپا بزودی به تصرف اسلام عزیز در خواهد آمد. حتما پس از تکمیل پروژه دستیابی به بمب اتم با کلاهک های هسته ای و موشکهای دور برد.
این نوع موضع گیریهای یا حذف کشور اسرائیل از روی نقشه جهان و یا نابودی اسرائیل با یک بمب اتم ، امنیت و ثبات را از جامعه جهانی خواهد ربود و جهان را برای از بین بردن خطر اتمی و اسلامی تروریست های لانه کرده در زیر قبای علی خامنه ای هر چه متحد تر خواهد کرد.
بدین ترتیب اگر علی خامنه ای میگوید مذاکره با امریکا امروز به نفع ما نیست نه اینکه فردا به نفع ماست و ما باب مذاکره با امریکا را خواهیم گشود ، یعنی اینکه نشستن ممتد پای میز مذاکره با امریکا یعنی گشایش درب های بسته که ذکرش در بالا رفت یعنی سرنگونی، به همین سادگی، ایستادگی هم در جلو جامعه جهانی یعنی در غلطیدن به سیاست با ایران همچون آفریقای جنوبی زمان آپارتهاید رفتار کنید. یعنی درگیری رویا روی با جامعه جهانی ، کوتاه آمدن حتی در سطح متعادل کردن مطالبات مردم یعنی جوشش تقاضا ها و خواست ها و مطالبات عمومی یعنی انقلاب البته نه از نوع مخملی اش و یعنی سرنگونی.
در یک کلام باید به علی خامنه ای و قلم زنانش که اپوزیسیون و مردم ایران را در مقابل رژیم شکست خورده قلمداد میکنند بر روی صفحه شطرنج سیاست داخلی و بین المللی گفت کیش و مات.
تاریخ چهارشنبه 16 ماه ژانویه سال 2008 میلادی سوئد استکهلم
آدرس سامانه اینترنتی نوید اخگر
http://www.nawidakhgar.com/