به سايت آزادى بيان خوش آمديد

 

January 15, 2008

در پاسخ به رفیق ابراهیم علیزاده

مینه‌ حسامی

در نشریه‌ "پیشره‌و" (ارگان کمیته‌ مرکزی کومه‌له‌ که‌ بزبان کردی منتشر میشود) شماره ٢٤٠-٢٣٩ بتاریخ دسامبر ٢٠٠٧ متن مصاحبه‌ای از رفیق ابراهیم علیزاده با رادیو "همبستگی"، از رادیوهای محلی شهر استکهلم منتشر شده‌است. در این مصاحبه رفیق ابراهیم در پاسخ به سئوال مربوط به اختلافات درونی حزب کمونیست و کومه‌له، به صحبت در مورد ما پرداخته و بدون اشاره به منشأ اختلافات، به شیوه مخصوص به خود مارا به "سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران" منتسب کرده تا بدین ترتیب نظرات وعقایدی دیگر و متفاوت از باورها وآرمانهایمان را به ما نسبت دهد.

رفیق ابراهیم در پاسخ باین سئوال: "اختلافات درون حزب کمونیست و کومه‌له علنی شده‌است. برخی بر فعالیت بنام کومه‌له تأکید دارند، چرا؟ شما هم به فعالیت حزب کمونیست ایران و کومه‌له بعنوان سازمان کردستان این حزب تأکید دارید چرا؟" میگوید:

"... این بحث در میان ما سابقه طولانی تری دارد. انشعابی که چند سال پیش به تشکیل سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان منجر شد، در واقع همین هدف را دنبال میکرد. آن هنگام این بخش از رفقای ما که همین جهت گیری را داشتند اما هر کدام به دلایلی با این جریان همراه نشدند، در صفوف حزب کمونیست و کومه‌له باقی ماندند و سعی کردند دیدگاههای خود را در چهارچوب  همین جریان پیگیری کنند. ..."

رفیق ابراهیم بمنظورتنظیم هرچه بهترسناریوی مورد نظر خود و برای پنهان کردن هرچه بیشتر حقایق از توده‌های  مردم محروم وستمدیده‌ کردستان و ایران، نه تنها به خود زحمت نمیدهد که در چند پاراگراف به دلایل این بحث و سوابق آن بپردازد، بلکه حتی در این باره که ما چه میگوئیم و تاکنون چه نوشته‌ایم و یا خود در مقابل بحثهای ما چه کرده و چه نوشته‌است سکوت کرده و در عوض به کلی گویی و حکم صادر کردن مبادرت ورزیده است. این گونه حکم صادر کردنها قبل ازهرچیزخاصیت راضی نگه داشتن اطرافیان را دارد، ومیخواهد مطابق میل خود به جوسازی علیه ما بپردازد.
البته رفیق ابراهیم چه در گذشته و چه امروز نیز در تشویق،  به‌خط کردن و تحریک اطرافیان علیه مخالفین، همیشه   بیشترین مایه را ازخود گذاشته و در این راستا بسیار موفق عمل کرده است. بدین ترتیب هم در ظاهر خودرا از مناقشات دور نگه داشته و هم کمترین انتقاد را متوجه خود ساخته است. واضح است که چنین سبک کاری، تاکنون  آسانترین و کم دردسرترین روش برای ایشان بوده است.

در هرحال عبداله مهتدی و همراهانش در مقطع کنگره ٩ کومه‌له، از این تشکیلات جدا شدند. امروز بیش‌از ٧ سال از این انشعاب میگذرد و انشعاب دیگری را نیز تجربه کرده‌اند. آنچه جای تعجب دارد اینستکه رفیق ابراهیم بعداز انشعاب اخیر آنها، باین توهم دچار آمده که گویا با منتسب کردن ما به آنها میتواند ذهنیت توده‌های مردم را به انحراف بکشاند. اما به یمن وجود اینترنت و سایت ووبلاگهای متعدد اینترنتی، وعلیرغم همه موانع تراشیها، توده‌های مردم محروم در ایران و کردستان بحثهای مارا شنیده و تفاوتها را نیز تشخیص میدهند.

رفیق ابراهیم بخوبی میداند که بدنبال انشعاب آنها در سال ٢٠٠٠، برخلاف آنچه که امروز ایشان بمنظورگمراه کردن افکار عمومی قصد تحمیل آنرا به مردم دارند، ما موضع و نظرات مستقل خودرا داشته‌ایم. در ضمن حتما بخاطردارند که با پایان گرفتن کنگره 9 کومه‌له، از 3عضو کمیته مرکزی کومه‌له که مأمور توضیح انشعاب درخارج کشور شده بودند، دوتن از همان رفقایی بودیم که امروز با این لحن با ما صحبت میکند. از سویی دیگر رفقای کمیته مرکزی کومه‌له، رفقا ساعد وطندوست و جعفر امین‌زاده بلافاصله پس‌از انشعاب، در مصاحبه‌های جداگانه‌ای در رادیو کومه‌له، به تفصیل در مورد جریان انشعابی صحبت کرده و متن مصاحبه آنان بعدا درنشریه "پیشرو"  شماره ١١٥ بتاریخ اکتبر ٢٠٠٠ منتشر شد و توده‌های مردم کردستان همان وقت از این مواضع مطلع شده‌اند.

انتظار ما این بود که رفیق ابراهیم مستدل صحبت میکرد، اماایشان با فراموشکار پنداشتن مردم بجای توضیح اختلافات، به تهمت زدن روی آورده و با درآوردن ابلیسی از آستین، مارا پیوسته به آن منتسب میکند. سئوال اینست که برخورد دیروز و مواضع امروز خودرا،  برای توده‌های کارگر و زحمتکش چگونه توضیح میدهید؟

میدانم که از پیش‌از کنگره نهم حزب و در شش - هفت ما گذشته رفیق ابراهیم بدرجه زیادی تحت فشار بوده که چرا  در مورد ما مستقیما رو به بیرون صحبتی نمیکند، تا جایی که حتی از وی بعنوان کمیته مرکزی "خاموش" نام برده میشد. آیا کنایه‌ها و فشارهای جانبی چنان کارگر بوده‌اند که بآسانی واقعیتها را پرده پوشی کرده وآنها را وارونه نشان
میدهند؟ کل استدلال رفیق ابراهیم در این خلاصه میشود که چون انشعابیهای سال ٢٠٠٠ اعلام کرده بودند که بنام "کومه‌له" فعالیت خواهند کرد و حاصل پروژه‌اشان هم مطابق اتفاقات درون تشکیلاتی آنها درچند ماه‌ گذشته‌ رقم خورد، درنظر ایشان، ما نیزکه خواستاریم فعالیت کل تشکیلات ما بنام کومه‌له باشد، همان مسیررا در پیش داریم!! ما استدلال کرده‌ایم که این تشکیلات همان کومه‌له است وما نام دیگری را هم به گرده‌اش بسته‌ایم، دراینباره که این شیوه از فعالیت را در جهت منافع کارگران و زحمتکشان میدانیم بحث کرده و مطلب نوشته‌ایم، توده‌های مردم ستمدیده‌ هم نظرات مارا شنیده‌اند و به آنچه که گفته‌ایم نیز وفاداریم. اما ایشان عامدانه‌ قصد تحمیل اینرا دارد که این همان چیزی است که دیگران گفته‌اند وامتحان خودرا هم پس داده است. در ادامه هم برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقی، به " نصیحت " کردن میپردازد! انگارفقط ما باید ازچنین انشعاباتی درس بگیریم وشامل ایشان نخواهد بود.

این ارزیابی رفیق ابراهیم در حد افراط فریبنده و غیر منطقی است. چراکه ایشان بخوبی بر این امر واقف است که ما، هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ آرمانی کاملا باجریان انشعابی تفاوت داریم. درواقع ایشان چون استدلالی برای رد ادعاهای ما ندارد، ناچاراست به چنین فرمولبندی‌هایی متوسل شود و از پرداختن به محتوای مباحث کتبی وشفاهی ما خودداری کند.

ما براعتقاد و آرمان رهایی بخش کارگران و توده‌های  مردم محروم وزحمتکش پایبندیم وعزم راسخ داریم که‌ آنرا درهرشرایط دشواری مصممانه ادامه دهیم. زندگی مبارزاتی ما خود باطل کننده‌هرگونه اتهام و برچسب ناروا است. ما دراین رابطه  محتاج هیچگونه‌ اظهار وفاداری سطحی نیستیم که مدتهاست در حزب کمونیست ایران مد شده است.
رفیق ابراهیم تمام خردمندی خودرا بکار گرفته تا از بیان اینکه ما آدمهای زنده‌ وحی وحاضرو فعال در این تشکیلات چه میگوئیم و از چه روشهایی انتقاد داریم، طفره برود. چون این لیست از خود ایشان، از روشهای تشکیلاتیش واز سیاستهایش شروع میشود. ایشان همیشه دوست داشته اند به جنگ ارواح بروند تا پیروزمندی آن تضمین شده‌ باشد. رفیق ابراهیم مدتهاست مکررا میگوید که نظرات ما به نظرات چه کسانی میماند و چه سرنوشتی در انتظار ماست. اگر بحث بر سر شباهت باشد، مباحث، نحوه سخنرانیها و اصطلاحاتی که توسط ایشان بکار برده‌ می شود، شباهت ایشان را با حواریون کمونیسم کارگری بصورت روزمره جارمیزند. هرچند که تاکنون - علیرغم سعی و انعطاف فراوان - رفیق ابراهیم دراین رهگذرنفعی نبرده‌اند  .

حداقل انتظاری که میتوان داشت این است که رفیق ابراهیم صمیمانه به طرفداران خود بگوید که واقعآ آنهارا بکجا     می برد؟ و اگر این شباهتها با کمونیسم کارگری که همگان از آن صحبت میکنند، ظاهری است، پس این تفاوتهای باطنی با آنها درکجاست وکی نمایان میشوند؟

آیا رفیق ابراهیم در این مدت باین قناعت رسیده است که کومه‌له پیش‌از تشکیل حزب کمونیست، چپ و سوسیالیست و کمونیست نبوده است؟ (همانگونه که شاخه‌ها وفرقه‌های گوناگون کمونیسم کارگری به‌ این باوررسیده‌اند) اگر غیر اینست چرا فعالیت با نام کومه‌له شمارا از کمونیسم دور میکند اما کارکردن تحت عنوان حزب کمونیست، کمونست ماندنتان را تضمین خواهد کرد؟

ما  حداقل پس‌از انقلاب توده‌های مردم ایران شاهد رشد و گسترش جریان چپ و سوسیالیست در کردستان بوده‌ایم. روندی که برجستگی نقش وجایگاه کومه‌له در آن بر همگان آشکار است و کسی نمیتواند آنرا انکار کند. اما پس از گذشت قریب به‌ 25 سال از تشکیل حزب کمونیست ایران، خبری از نفوذ اجتماعی این تشکیلات "سراسری" در بقیه نقاط ایران در دست نیست. دراین مناقشه روا نیست که نفوذ و اعتبار اجتماعی کومه‌له در کردستان به حساب پایگاه حزب کمونیست ایران نوشته شود.

آنچه برای ما اهمیت حیاتی دارد، سرنوشت کومه‌له است. آنهم نه بخاطرفقط نامش، بلکه اصولا بخاطر مشی فکری و جهان بینیش. بدلیل تاریخ مبارزاتی روا، برحق و عادلانه‌اش، بدلیل تمام تلاشها ، صداقت و فداکاریهایی که در جهت کسب حقوق کارگران و توده‌های مردم محروم وزحمتکش صورت گرفته است، بدلیل مبارزه پیگیرانه در جهت ازمیان برداشتن ستم ملی و کسب حق تعیین سرنوشت برای مردم ستمدیده‌ کردستان با رأی آزادانه خویش. بدلیل پیشبرد مبارزه‌ای عادلانه علیه تفکر وفرهنگ ارتجاعی مردسالارانه و مبارزه بی وقفه در جهت ازمیان برداشتن تبعیض جنسی وهرگونه ستمی برزنان. بدلیل مبارزه برای تأمین آزادی و برابری در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و سرانجام بدلیل مبارزه در جهت استقرار جامعه‌ای سوسیالیستی. واضح است که همه ما  در این مبارزه شرکت داشته‌ ودردستاوردهایش نیزسهیم بوده‌‌ایم.  نه  کسی مجاز است و نه میتواند، با وارونه نشان دادن واقعییتها و با یک چرخش قلم دیگران را از دایره این مبارزه واین تاریخ حذف کند. چنین مشی واندیشه‌ای، توأم با مجموعه‌ای ازسنتهای مثبت، معرف کومه‌له است. بهمین دلیل هم کومه‌له برای همه ما عزیز و گرامی است.
کومه‌له حاصل  و دستاورد مشی سیاسی - اجتماعی جریان چپ، انقلابی و سوسیالیست درجامعه‌ کردستان است. این جریان از حمایت توده‌های مردم شهر وروستاها در سطح گسترده‌ای بهره‌مند بوده و از همین طریق هم نفوذ و جایگاه اجتماعی محکمی یافته است. کومه‌له ملک شخصی کسی یا گروه بخصوصی نیست. همه ما فعال و رهرو این جریان بوده‌ایم. هرگاه سختی ودشواری و موانع و مشکلاتی هم برای کومه‌له بمثابه جریان اجتماعی ای که بآن اشاره کردم پیش آمده باشد، ما هم در صف مقدم دفاع از منافع و آرمانهای آزادیخواهانه، برابری طلبانه و سوسیالیستی این جریان بوده‌ایم و از این بابت خودرا به کسی مدیون نمیدانیم.


 
 

 

 Del.icio.us Technorati Furl Digg Blinklist Google Reddit Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger      

 
 
 
 

   مطالب مرتبط

 
   

بازگشت به صفحه اول