جامعه ما را به کجا می برند؟
بهرام رحمانی
bamdadpress@ownit.nu
ایران یکی ار ثرومندترین کشورهای منطقه خاورمیانه است. تنها در دو سال گذشته بیش از 130 میلیارد دلار از طریق فروش نفت خام وارد خزانه حکومت اسلامی شده است و به این رقم حدود 15 تا 20 میلیارد دلار صدور اقلام غیرنفتی را هم باید اضافه کرد. اما با این وجود، مردم ایران به سرعت به سوی فقر سوق داده می شوند. سهم مردم از این درامد کلان، جز فقر و سیه روزی چیز دیگری نیست.
این مبالغ به افزایش بودجه آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، و حقوق سوسیالی برای کمک به نیازمندان، بیمه بیکاری، بازنشستگی، جاده سازی، صنایع مادر، تحقیقات و پژوهشس های علمی، پرداخت دستمزدهای معوقه کارگران و ... منجر نشده است. پس این ثروت های هنگفت به جیب چه کسانی واریز می شود؟ و به چه عرصه هایی اختصاص داده می شود؟ جواب این سئوالات و سئوالاتی از این قبیل را مردم رنج دیده ایران به خوبی می دانند. زیرا این مردم قبل از هر تحلیل اقتصادی و سیاسی به ما خواهند گفت که جیب آخوندها بسیار گشاد است هر چی پول و طلا و چیزهای ارزشمندی در آن بریزید جا می گیرد. چشم و دل آن ها هرگز از ثروت اندوزی چه با تبلیغات خرافی و شیون و زاری، و چه با دزدی و چپاول و چه با سرکوب و زور و خشونت سیر نمی شود. بنابراین، سران حکومت اسلامی، به هرگونه وحشی گری متوسل می شوند تا حاکمیت خود را نگاه دارند.
گروه بزرگ تازه به دوران رسیده سرمایه داران، یعنی «آقازاده» ها که انحصار تجاری را در دست دارند و در عرصه واردات بی حساب و کتاب لباس، کفش، شکر، گوشت های فاسد، قرص های مخرب «شادی بخش»، مواد مخدر و غیره نیز فعالند، کارخانه ها را یکی پس از دیگری به تعطیلی می کشانند و کارگران آن را به میان بیکاران چندین میلیونی پرتاب می کنند که یک دلیل اصلی بسته شدن صنایع عمده ایران، همین واردات بی حساب و کتاب آفازاده ها و نزدیکان حاکمان قداره بند است. چندین میلیون جوان صرفا توسط چند قاچاقچی مواد مخدر معتاد نشده اند، بلکه سیاست سیستماتیک باندهای حکومت در این میان نقش عمده ای به اعتیاد کشاندن جوانان ایفا می کنند. این اعمال غیرانسانی، هم برای باندهای حکومت پول ساز است و هم هر تعداد از جوانان معتاد می شوند عملا از مبارزه واقعی بر علیه حکومت دور می شوند.
مهم تر از همه تلاش برای دست یابی به سلاح های مخرب، کلی خرج برای حکومت اسلامی در بردارد. نیروگاه بوشهر، بیش از سی سال است که توسط کارشناسان روسی در دست احداث است و هنوز هم تمام نشده است. میلیاردها دلار صرف این نیروگاه و نیروگاه های دیگر می شود که به درد جامعه نمی خورد. اگر بخشی از این هزینه های کلانی که صرف نیروگاه های اتمی شده است صرف صنعت نفت و گاز و احداث سد و غیره می شد اکنون در سرمای شدید 30 - 15 درجه زیر صفر به دلیل قطع گاز نمی لرزیدند. برای مثال، در سوئد که زمستان سرد و طولانی است؛ برف سنگین نیز به ویژه در شمال این کشور که به قطب شمال نیز نزدیک است می بارد دست کم در سی سال گذشته، فاجعه ای که اکنون در ایران اتفاق افتاده در این کشور اتفاق نیافتاده است. زیرا دولت سوئد مجبور است بخش عمده بودجه کشور را به زیر ساخت جامعه و رفاه مردم اختصاص دهد. بنابراین، اکثریت مردم ایران می دانند که پول های نفت و اقلام غیرنفتی به کجا می رود. بعلاوه ایران کشوری است که به لحاط نفتی در ردیف دوم و گاز در ردیف نخست ذخایر جهان را داراست. در حالی که با سرد شدن هوا جاده ها بند آمده است و گاز بسیاری از مناطق قطع شده است. تعدادی در اثر سرما جان خود را از دست داده اند.
در زیر به نمونه هایی از سیاست های اقتصادی و سیاسی حکومت اسلامی بر علیه جامعه، در دو هفته اخیر اشاره می کنیم.
1- بنا به گزارش سایت حکومتی عصر ایران، در حالی که رئیس جمهور گفته است در سرمای اخیر هیچ کسی آسیب ندیده، گزارش ها حاکی ست تا این لحظه، دست کم 7 نفر بر اثر یخ زدگی و 3 نفر به دلیل سقوط بهمن جان داده اند و تعداد بیش تری نیز دچار آسیب های دیگر شده اند.
از سوی دیگر، برغم اعلام عجیب وزیر نفت مبنی بر این که فقط گاز دو شهر قطع شده، خبرهای رسیده از سراسر کشور حاکی از آن ده ها شهر کشور از جمله چند مرکز استان مانند ارومیه، گرگان و ساری دچار قطعی گاز هستند.
برخی نواحی آمل، بابل، بابلسر، نکا، بهشهر فریدونکنار، جویبار و کیاکلا و بندپی غربی و شرقی ، اردیبل (با 30 درجه زیر صفر)، خلخال، مشکین شهر، سقز، و خرم آباد، پلدشت و کوهدشت نیز دچار قطعی گاز شده اند.
این مشکل نه تنها باعث بحران گرمایش در این شهرها شده، بلکه در حال تبدیل به بحران نان نیز هست به گونه ای که در مناطقی مثل گرگان، قیمت یک قرص نان تا 300 تومان نیز افزایش یافته است.
خبرهای رسیده از زنجان نیز حاکی از آن است شدت یخبندان در این شهر و جاده های منتهی به آن به حدی بوده است که خودروی های امدادی قادر به تردد در جاده برای نجات مسافران نبوده اند که در نهایت تیپ 2 زرهی زنجان وارد عمل شده و با نفربرهای زرهی اقدام به عملیات نجات کرده و جان مسافران را از خطر حتمی رهانیده است.
تعداد مسافران در راه مانده زنجان، به حدی زیاد بوده است که علاوه بر اسکان موقت آن ها در مساجد و تکایا و مهمانپذیرها، مردم نیز خانه های خود را به روی مسافران سرما زده باز کردند و آن ها را پناه دادند.
از انزلی نیز خبر می رسد که در داخل این شهر یک متر برف برزمین نشسته است. دمای هوا در بسیاری از نقاط کشور تا 30 درجه زیر صفر رسیده به گونه ای که سوخت رسانی هم دچار مشکل شده و در برخی مناطق محموله های گازوئیل نیز دچار انجماد شده است.
گزارش های دیگر حاکی از آن است که با وجود سرمای هوا، جریان گاز در برخی شهرهای استان های مازندران، گیلان، گلستان، خراسان، زنجان، لرستان، کرمانشاه، اردبیل، کردستان و آذربایجان غربی هم چنان قطع است و در برخی شهرها نیز آب و برق قطع شده و فعالیت نانوایی ها در شماری از شهرها نیز توقف شده است.
در شهرهای مشكین شهر، نمین و خلخال در استان اردبیل دمای هوا 26 درجه زیر صفر گزارش می شود، در حالی گاز این شهرها قطع شده و مردم با کمبود شدید نان روبرو هستند و از استان گیلان نیز خبر می رسد که قیمت مایحتاج عمومی به شدت گران شده است.
در شهرستان «قاین» در استان خراسان نیز 1 نفر بر اثر یخ زدگی جانش را از دست داده و ارتباط اهالی 64 روستا در استان زنجان با مرکز این استان قطع شده است.
به دنبال قطع گاز و بروز مشکلات جدی برای مردم در شهرهای استان مازندران، روز چهارشنبه 19 دی ماه مردم قائمشهر در مقابل فرمانداری، هلال احمر و اداره گاز این شهر دست به تجمع زده و خواستار رفع مشکلاتشان شدند.
مردم معترض قائمشهر ضمن بستن خیابان ها نسبت به بی توجهی مسئولین دولتی و همچنین افزایش قیمت نیازمندی های خود از جمله امکانات پزشکی اعتراض کردند. گفته می شود که بر اثر سرمای هوا و افزایش شمار بیماران در شهر قائمشهر، بر شمار مراجعه کنندگان به بیمارستان ها و مراکز درمانی این شهر افزوده شده است.
روز 20 دی نیز مردم خمشگین به فرمانداری قائمشهر حمله کردند و با شکستن در و پنجره وارد فرمانداری شدند.
بنا به گزارش ایسنا، مديرعامل شركت گاز لرستان، از بحرانى بودن وضعيت قطعى گاز در استان خبر داد و گفت: در حال حاضر قطعى گاز در شش شهر از جمله خرم آباد، نورآباد، الشتر، كوهدشت، پلدختر و زاغه گزارش شده است. گاز ساير شهرها نيز در حال قطع شدن است... در صورت ادامه سردى هوا در چند ساعت آينده شاهد قطعى گاز سراسر استان خواهيم بود.
مشاور استاندار تهران، از تعطيلى مقاطع ابتدايی، راهنمايى و دبيرستان هاى شهر و شهرستان هاى استان تهران در نوبت صبح و عصر روز چهارشنبه 19 دی خبر داد.
معاون امور عمرانى استاندارى و جانشين ستاد بحران گيلان، افت فشار گاز و قطع برق حداقل 90 روستا را تاييد کرد.
بخشدار دستگردان طبس، از محاصره 20 روستاى اين بخش در بين برف و سرما خبر داد و گفت: هيچ اطلاعى از 10 روستاى محاصره شده در برف اين بخش نيست و وضعيت در 10 روستاى ديگر كه داراى ارتباط تلفنى با مركز بخش هستند، فوقالعاده بحرانى است و اهالى اين روستاها در معرض آسيب جدى هستند.
این ها گوشه هایی از اخباری است که در رسانه های حکومتی انعکاس یافته است قطعا واقعیت ها خیلی بیش تر از این اخباری است که در رسانه ها حکومتی آمده است.
2- بنا به گزارش رسانه های ایران، بر اثر بروز سرمای شدید در تهران، 3 کارتن خواب در خیابان های این شهر جانشان را از دست داده اند. در حالی است که برخی گزارش ها از مرگ حداقل 25 بی سرپناه طی یک هفته گذشته در تهران خبر می دهند.
خبرگزاری حکومتی فارس، نوشت: به دليل سرماي شديد هوا در اردبيل چهارشنبه شب 9 ژانویه 2008، 2 نفر از هموطنان جان خود را از دست دادند. در اين حادثه ناگوار يك زن ميان سال و يك مرد كهن سال به دليل سرما و بيرون ماندن از فضای خانه جان خود را از دست دادند.
كارشناسان پزشكی قانونی علت اصلی مرگ اين 2 نفر را يخبندان و برودت هوا دانسته اند و اعلام شده است جسد آن ها در حال كالبدشكافی است.
3- روزنامه سرمایه، 20 دی 1386- 10 ژانویه 2008، نوشت: مصرف گاز طی روزهای اخير و محدوديت هايی كه برای سوخت نيروگاههای كشور وجود دارد موجب شد تا شركت توانير روشنايی معابر اصلی و بزرگراه های كشور را تا پايان زمستان امسال 50 درصد كاهش دهد. اين در حالی است كه پيش از اين وزارت نيرو اعلام كرده بود كه امسال سوخت نيروگاه ها با محدوديت مواجه نخواهدشد.
به گفته برخی از كارشناسان وزارت راه و ترابری، كاهش 50 درصدی روشنايی بزرگراه ها و معابر اصلی كشور منجر به افزايش تصادفات جاده ای خواهد شد.
4- حکومت اسلامی، در نخستین روز سال جدید 2008، 13 نفر از جمله یک زن جوان و مادر دو کودک خردسال را بدار آویخت. زن اعدام شده راحله زمانی نام دارد و مادر دو کودک پنج و سه ساله است. اجرای حکم اعدام وی، قبلا بر اثر برخی اعتراضات به تاخیر افتاده بود.
به گفته سازمان عفو بین الملل، تعداد اعدام ها در سال 2006 در ایران 177 مورد بوده که در سال 2007 به نزدیک به 300 نفر رسیده است.
این آمار تنها مواردی را شامل می شود که خبر آن در رسانه های حکومتی منعکس شده و مسلما شمار واقعی اعدام ها بیش از این ها است. در حالی که در اکثر کشورهای جهان مجازات اعدام یا لغو شده و یا عملا به اجرا گذاشته نمی شود، اما در حکومت اسلامی، با وجود هشدارها و محکومیت های بین المللی، شمار اعدام ها دو برابر شده است.
ميزان بالای محکومين به اعدام در ايران، اين کشور را جزو سه کشوری که بيش ترين اعدام ها را در جهان انجام می دهند قرار داده است.
این در حالی است که در ماه دسامبر ۲۰۰۷، شصت و دومين نشست مجمع عمومی سازمان ملل رای به توقف اجرای حکم اعدام در جهان داد و ابراز اميدواری کردند که همه کشورهای جهان احکام اعدام را از قوانین خود خذف کنند. نه تنها حکومت اسلامی به رای اعتراض کرد، بلکه با این شیوه های وحشیانه اعدام نیز دهن کجی بزرگی به این قوانین نشان می دهد.
روزنامه جمهوری اسلامی، 10 ژانویه 2008، از اعدام پنج نفر ديگر در کشور خبر داده است. به نوشته اين روزنامه، دادگستری خراسان جنوبی اعلام کرده که سه نفر به اتهام «قاچاق مواد مخدر» صبح روز چهارشنبه در بيرجند اعدام شده اند.
روزنامه جمهوری اسلامی، محل دو اعدام ديگر را تنکابن اعلام کرده و نوشته است: «صبح روز سه شنبه دو تن از قاتلين به نام های محمدرضا صادقی راد و علی کرد رودگرمی در عباس آباد تنکابن به اتهام قتل اعدام شده اند.»
5- بر اساس گزارش روزنامه حکومتی «قدس»، در روز دوم ژانويه ۲۰۰۸، برابر با ۱۲ دی ماه ۱۳۸۶، قضات شعبه دوم دادگاه کيفری استان فارس دو مرد به نام های «طيب» و «يزدان» را به اتهام تجاوز به عنف به اعدام به شيوه پرتاب از بلندی محکوم کردند. چهار متهم ديگر نيز به تحمل ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم شدند.
بر طبق اين گزارش، با اعتراض متهمان به حکم مجازات خود پرونده برای رسيدگی نهايی به ديوان عالی کشور فرستاده شد که قضات ديوان عالی کشور پس از بررسی حکم آن ها را تاييد کردند.
در حال حاضر پرونده برای انجام مقدمات اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنايی شيراز فرستاده شده است.
6- در زاهدان، دست راست و پای چپ 5 نفر را به اتهام «محاربه» قطع کردند. به دستور آیت الله شاهرودی، رییس قوه قضائیه حکومت اسلامی، دادگاه حکومت اسلامی در سیستان و بلوچستان دست و پای 5 نفر را قطع کردند تا مردم محروم و ستم دیده این منطقه را مرعوب سازند. شایان ذکر است که بیش از 90 درصد مردم این استان، با فقر و بیکاری و زندگی غیرقایل تحملی دست و پنجه نرم می کنند و هر بار نسبت به این بی حقوقی خود اعتراض کرده اند با سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی حکومت اسلامی روبرو شده اند.
حجت الاسلام «ابراهیم نکونام» که با حکم ویژه آیت الله شاهرودی، مامور قلع و قمع مردم سیستان و بلوچستان گردیده بود، اتهام این افراد را «محاربه و فساد فی الارض» عنوان کرده است. 48 ساعت قبل از این جنایت هولناک نیز، نکونام، دو تن را در این منطقه بحرانی در انظار عمومی به دار آویخته بود.
خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، روز یک شنبه (ششم ژانویه) به نقل از دادگستری کل سیستان و بلوچستان نوشته است که این احکام در راستای «مبارزه بی امان با مخلان امنيت و گروگانگيران و سارقين مسلح» صادر شده و با «حضور و نظارت کامل تيم پزشکی» اجرا شده است.
در گزارش ایسنا آمده، دادگستری کل سیستان و بلوچستان اتهامات این پنج نفر را به نام های «م.ع. جلالی»، «ع.ب.ريگی»، «ا. ريگی»، «ع.ر.رودينی» و «د. پهلوان»، “محاربه، افساد فی الارض از طريق راهبندی مسلحانه، مشارکت در سرقت مسلحانه، آدم ربايی مسلحانه و به هم زدن امنيت مردم» ذکر کرده است.
7- به دنبال قتل جوانی 18 ساله در بندر ترکمن توسط ماموران انتظامی حکومت اسلامی، مردم این شهر طی روزهای گذشته دست به اعتراضات گسترده ای زدند.
جوان 18 ساله ای با نام «حسام الدين خديور» اهل روستای «چاپاقلی» که همراه با 2 نفر از دوستانش برای صید به دریا رفته بودند بر اثر برخورد قایقشان با قایق ماموران انتظامی به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان جانش را از دست می دهد.
به دنبال قتل این جوان، مردم خشمگین به فرمانداری شهر یورش بردند و اقدام به شکستن شیشه ها و خودرو و قایق های فرمانداری نمودند و نسبت به مرگ این جوان اعتراض کردند.
گزارش ها حاکی ست که در حال حاضر، حالت فوق العاده نظامی در این بندر برقرار است و شمار زیادی از ماموران سرکوبگر در سطح این شهر مستقر هستند.
8- روزنامه کيهان، 10 ژانویه 2008، به نقل از وزير اطلاعات نوشته است: دانشجويان بازداشت شده در فاصله روزهای ۱۲ تا ۱۶ آذر امسال «عناصر اصلی مارکيست ها» هستند.
به نوشته اين روزنامه، غلامحسين محسنی اژه ای با اشاره به اين که «پرونده دانشجويان در حال بررسی است گفته که «افرادی از جريانات وابسته به مارکسيست ها شناسايی و عوامل اصلی آن ها دستگير شده اند که پرونده اين افراد در حال رسيدگی است.»
بيش از 40 دانشجوی دانشگاه های مختلف کشور در فاصله روزهای ۱۲ تا ۱۶ آذر امسال بازداشت شدند که هنوز حدود 30 تن از آن ها زندانی هستند تاکنون خانواده و وکلای آنان اجازه ملاقات با اين دانشجويان را پيدا نکرده اند.
شریعتمداری، نماینده رهبر حکومت اسلامی در کیهان، همانند همیشه این بار برای دانشجویان دستگیر شده توطنه چینی می کند.
9- شمس الدین حامد، رئیس اداره مهاجرین ولایت «هرات» در غرب افغانستان، روز چهارشنبه 19 دی ماه در گفتگو با شبکه خبری «بی.بی.سی»، گفت: جمهوری اسلامی 160 مهاجر افغان را علی رغم بارش شدید برف از ایران اخراج کرده و آنان را به مرز فرستاده است.
رئیس اداره مهاجرین ولایت «هرات»، گفت: این مهاجران روز چهارشنبه در حالی از ایران اخراج شدند که بیش از 60 سانتی متر برف در منطقه مرزی «اسلام قلعه» باریده بود و در صورتی که اقدام فوری به عمل نمی آمد امکان مرگ تمامی آنان وجود داشت.
اخراج مهاجران افغانی از ایران در حالی صورت می گیرد که حتی دولت افغانستان از حکومت اسلامی خواسته است در فصل زمستان از اخراج اتباع این کشور از ایران خودداری کند. حکومت اسلامی ایران، با سیاست های فاشیستی در سال جاری پناهندگان افغانی را دستگیر و زندانی کرده و به زور به جهنم افغانستان روانه کرده است. این اقدام حکومت اسلامی، غیرانسانی و مغایر با قوانین کنوانسیون ژنو است. اما متاسفانه به دلیل این که همه دولت های جهان مواد این کنوانسیون را زیر پا گذاشته اند اعتراضی نیز به حکومت اسلامی در سرکوب و زندان و اخراج پناهندگان افغانی نمی کنند و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در امور پناهندگان نیز، بیش تر نظاره گر قربانی کردن پناهندگان در جهان و به ویژه در ایران است.
10- پنج قایق متعلق به نیروی دریایی سپاه پاسداران حکومت اسلامی ایران، روز یک شنبه 7 ژانویه 2008، کشتی های جنگی آمریکا در تنگه هرمز را تهدید کردند.
گزارش ها حاکی ست که کشتی های سپاه پاسداران حکومت اسلامی تا فاصله 200 متری کشتی های جنگی آمریکا نزدیک شدند و در پیام های رادیویی سربازان آمریکایی را تهدید کردند.
به دنبال این اقدام، «کاندولیزا رایس»، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه 8 ژانویه در مصاحبه با شبکه خبری «بی.بی.سی»، این اقدام سپاه پاسداران را خطرناک و تحریک آمیز توصیف کرد و تاکید نمود که ارتش آمریکا از منافع خود و متحدانش در منطقه خلیج فارس دفاع خواهد کرد.
«گوردون جاندرو»، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا نیز از حکومت اسلامی خواست از اقداماتی تحریک آمیز که ممکن است وقایع خطرناکی در پی داشته باشد خودداری کند.
«جورج بوش»، رئیس جمهور آمريکا، روز سه شنبه 18 دی ماه 1386- 9 ژانویه 2008، در یک کنفرانس خبری اقدام قایق های سپاه پاسداران حکومت اسلامی علیه کشتی های جنگی آمریکا در تنگه هرمز را اقدامی تحریک آمیز توصیف کرد و گفت: پيام امروز من به مقامات حکومت ایران اين است که نبايد اين کار را می کردند.
«رابرت گيتس»، وزير دفاع آمريکا نیز اقدام قایق های سپاه پاسداران حکومت اسلامی را نگران کننده خواند و به خبرنگاران گفت: بهتر است مقامات حکومت ایران با قبول مسئولیت، بگويند که اين حادثه ديگر تکرار نخواهد شد.
سيدمحمد على حسينی، سخنگوى وزارت امور خارجه حکومت اسلامی ایران، در گفتگو با «ايسنا»، درباره موضوع شناورهاى گشتى ايرانى و ناو آمريكايى در تنگه هرمز، گفت: اين يك مساله عادى است كه هر از گاهى براى طرفين اتفاق می افتد و بعد از شناسايى دو طرف، قضيه حل و فصل می شود. حسينى همچنين تعداد شناورهاى ايرانى را پنج فروند و تعداد ناو آمريكايى را يك فروند عنوان كرد. در حالی که مقامات آمريكايى با بيان اين كه اين حادثه حدود ساعت 5 بامداد روز يك شنبه 7 ژانویه به وقت محلى اتفاق افتاد تعداد ناوها را سه ناو يو.اس.اس پورت رويال، يو اس.اس.هاپر و يو.اس.اس اينگراهام ذكر كرده اند كه در مسير خود در خليج فارس بوده اند كه شناورهاى ايرانى به انداختن بسته هايى مقابل آن ها در آب اقدام می كنند.
11- این واقعه زمانی روی می دهد که جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا، صبح چهارشنبه 18 دی ماه - 9 ژانویه سفر هشت روزه خود به خاورمیانه را آغاز کرد. در حالی که در ماه های اخیر پس از گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا مبنی بر توقف فعالیت های اتمی توسط حکومت اسلامی، لحن سران دولت آمریکا و حکومت اسلامی آن چنان ملایم تر شده بود که حتی بحث مذاکرات را نیز به میان کشیدند. در هر صورت اقدام نیروی دریایی سپاه می توانست عاملی برای آغاز درگیری میان ایران و آمریکا شود. زیرا این اتفاقات بهانه ای برای آغاز هرجنگی است.
جرج بوش، روز سه شنبه، در سفری هشت روزه به خاورمیانه از کشورهای اسراییل، کویت، بحرین، امارات عربی متحده، عربستان سعودی و مصر دیدار می کند. بوش هم چنین طی این سفر، برای نخستین بار، به کرانه غربی رود اردن نیز سفر می کند.
سفر رییس جمهوری آمریکا به منطقه شش هفته پس از کنفرانس آناپولیس آمریکا صورت می گیرد. در آن کنفرانس رهبران اسراییلی و فلسطینی پذیرفته بودند که گفتگوهای صلح را بار دیگر از سر گیرند. اما تاکنون نه تنها هیچ گونه پیشرفتی در این مورد دیده نشده است بر عکس، حملات ارتش اسرائیل به فلسین نیز افزایش یافته است. بنابراین، یکی از اهداف سفر بوش به خاورمیانه، پیگیری تصمیمات کنفرانس آناپولیس است.
موضوع مهم دیگری که در سفر جرج بوش مطرح است موضوع عراق است. قرار است بوش در کویت با ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق، و همچنین رایان کروکر، سفیر ایالات متحده در بغداد، دیدار کند.
موضوع دیگر هدف بوش، مذاکره با روسای دولت های منطقه در رابطه با حکومت اسلامی است. مسئله مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق، کمک حکومت اسلامی به گروه های شیعه عراق و پرونده هسته ای حکومت اسلامی، ار جمله مسایل مورد بحث بوش با سران این کشورها است.
در این میان منوچهر متکی، وزیر امور خارجه حکومت اسلامی، سفر جرج بوش را به خاورمیانه تلاشی «تبلیغاتی» خواند که با هدف «دخالت» در روابط کشورهای منطقه طراحی شده است.
در چنین شرایطی حکومت اسلامی، هم چنان محمود صالحی، منصور اسانلو، فعالین جنبش زنان و جنبش دانشجویی را در سیاه چال ها نگاه می دارد. بار دیگر محمود صالحی از زندان به بیمارستان منتقل شده است و حال وی وخیم است. تلاش های گسترده ای در داخل و خارج کشور برای آزادی وی و دیگر فعالین و رهبران جنبش های یاد شده و هم چنین آزادی همه زندانیان سیاسی در جریان است.
در شرایطی که مردم بسیاری از شهرهای ایران، در اثر سرما و قطع سوخت به فلاکت دیگری دچار شده اند، دور از انتظار نیست که این مردم جان به لب رسیده هم چون مردم قائمشهر به دلیل کمبود نان و سوخت، دست به اعتراض و شورش بزنند. در هر صورت بالاتر از سیاهی رنگی نیست و کارد به استخوان مردم رسیده است. بر این اساس حق طبیعی مردم و در پیشاپیش همه طبقه کارگر و اتحاد و پیوند جنبش های دیگر با جنبش کارگری است که صف آن چنان قدرتمند اجتماعی خود را در مقابل حکومت اسلامی به وجود آورند که هرگونه حمله و گستاخی را از مامورین سرکوبگر سلب نمایند و راه را برای تحولات اساسی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هموار سازند. مردم باید سرنوشت خویش را به دست خویش رقم بزنند. آن هایی که تا دیروز منتظر دخالت آمریکا و متحدانش در ایران برای «برقراری دمکراسی» دوخته بودند و به مردم وعده دخالت آمریکا را می دادند امروز سرگیجه سیاسی گرفته اند. زیرا هم سران کاخ سفید و هم رهبر حکومت اسلامی رسما به همدیگر چراغ سبز نشان داده اند. خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی برای اولین بار صریحا گفته است که اگر رابطه با آمریکا برای ما مفید باشد من مستقیما پیش قدم می شوم، در حالی که تا دیروز هر کسی از عوامل و عناصر و جناح های درون حکومت از مذاکره با آمریکا حرف به میان می آورد با غضب ایشان روبرو می شد؟! روشن است که معاملات پشت پرده سران حکومت اسلامی و آمریکا دستاوردهای مهمی برایشان در برداشته است. از این رو، تهدید گستاخانه و تحریک آمیز نیروی دریایی سپاه پاسداران حکومت اسلامی ایران و «خویشتنداری» نیروی دریایی آمریکا در مقابل این گستاخی نمی تواند تاثیری در روند این معاملات بگذارد. در چنین موقعیتی انسان های متوهم متوجه شده اند که نه رقابت و کمشکش سران این دو حکومت و نه معاملاتشان کم ترین ربطی به منافع مردم ایران و مردم آمریکا ندارد. رفع هرگونه خطر جنگ و محاصره اقتصادی به نفع مردم ایران و به نفع مبارزه بر علیه حکومت اسلامی است. بنابراین، مردم آزادی خواه و برابری طلب ایران، باید با اتحاد و همبستگی خود، به مقابله همه جانبه ای بر علیه این حکومت جانی برخیزند و به قدرت اجتماعی و مبارزه طبقاتی خویش باور داشته باشند. تاریخ نشان داده است که اگر جنبش های اجتماعی و در پیشاپیش همه جنبش کارگری با هدف تغییر و با افق و چشم انداز سوسیالیستی وارد عرصه مبارزه جدی با ستم گران و استثمارگران و حکومت جانی آن ها شوند این حکومت و حامیان بین المللی آن قادر نخواهند بود مانع پیشروی جنبش های اجتماعی شوند.
مسلم است که بدون مبارزه پیگیر و هدفمند جنبش های اجتماعی در جهت سرنگونی حکومت اسلامی با استراتژی سوسیالیستی، جامعه ما غیر از این که از سرکوب و اختناق و سانسور و فقر و فلاکت اقتصادی رها نخواهد یافت، بلکه حکومت اسلامی، با ماجراجویی ها و سیاست های تحریک آمیز خود به احتمال قوی جامعه ما را به سوی کمشکش و درگیری های ملی و مذهبی و حملات خارجی و محاصره اقتصادی سوق خواهد داد.
نباید بگذاریم حاکمان جانی حکومت اسلامی، بیش از این جامعه ما را به درون فلاکت اقتصادی و خشونت و جنگ و کشتار بکشانند.
بیستم دی 1386 - 10 ژانویه 2008