به سازمانهای حقوق زنان و حقوق بشر!
دوستان گرامی!
این نامه را به عنوان دبیر اجرائی سازمان آزادی زن ایران به شما مینویسم. هدف از نوشتن این نامه توضیح مختصری در مورد جنبش برابری طلب زنان در ایران و خواست و توقع ما از شما به عنوان فعالین برابری طلب و حقوق بشر در رابطه با 8 مارس 2008 است.
بسیاری از شما با موقعیت زنان در ایران آشنائی دارید و در جریان فعالیتهای ما در این زمینه هستید. اما اگر بخواهم بطور مختصر توضیح بدهم باید بگویم که در ایران جمهوری اسلامی زنان در موقعیت ویژه ای قرار دارند. اساس حکومت در ایران بر مذهب اسلام استوار است و اسلام بعنوان ایدئولوژی حاکم بر زندگی مردم و بویژه زنان تاثیرات انکار ناپذیری دارد. تمام قوانین اجتماعی، سیاسی و حقوقی جامعه بر اساس قوانین مندرج در اسلام است و این قوانین امروز زندگی زنان را بطور ویژهای شکل داده است. زنان رسما و قانونا از بسیاری از حقوق اجتماعی و انسانی خود محرومند.
جامعه ایران امروز به زنان و مردان تقسیم شده است و شهروندان ایرانی از حقوق اجتماعی فقط بر اساس قوانین اسلامی برخوردار میشوند. بر همین مبنا زنان نصف مردان محسوب میشوند. در بسیاری از عرصه های اجتماعی عملا نمیتوانند شرکت کنند. با تصویب قانون حجاب اجباری، زنان عملا از نظر ظاهری از جامعه محو، در محل کار و فعالیت از مردان جدا، از ورود به ورزشگاهها منع و در وسائل نقیله عمومی جا و صندلی ویژه برایشان در نظر گرفته شده است.
از نظر قوانین خانوادگی وضعیت بسیار بدتر از این است. زنان در هنگام ازدواج و انتخاب شریک زندگی و یا طلاق با مشکلات عدیده ای روبرو هستند. بدلیل زن بودن نمیتوانند سرپرستی فرزندان خود را پس از طلاق به عهده بگیرند. رابطه دوستی دختران و پسران که در بسیاری از کشورهای دیگر دنیا رابطه عادی محسوب میشود در ایران مجازاتهای سنگینی دارد. در نتیجه عجیب نیست که خودکشی و خودسوزی و افسردگی در میان زنان بویژه زنان جوان پدیده ای بسیار گسترده میباشد.
قوانین نابرابر و بر مبنای شریعت باعث رشد صد برابر مردسالاری در ایران شده است. آمار دختران جوانی که از خانه فرار میکنند و در دام باندهای قاچاق مواد مخدر و فروش انسان میافتند بنا به گزارشهای رسمی خود رژیم بسیار بالاست. میانگین سنی بسیاری از این دختران فراری پائین تر از 14 سال است.
هیچ آمار قابل استنادی در مورد خشونت در خانواده بر علیه زنان وجود ندارد و مراکز کمک به زنان فقط افسانه ای خیالی و رویائی است. در چنین شرایطی افزایش قتلهای ناموسی، محکومیت زنان به سنگسار و زندانهای طولانی پدیدهای غریب نیست. کشتن کودکان دختر در مناطق عقب افتاده پدیده ای رو به افزایش است. فقر در میان زنان مجرد بیداد میکند. سن ازدواج برای دختران در نقاطی از ایران بسیار پائین تر از 15 سال میباشد. کودکانی که اغلب از طرف خانوادهای فقیرشان به مردان مسن فروخته میشوند.
نبود بازار کار و قوانین مناسب کاری، فحشا را بطور ویژه ای در ایران گسترش داده است. امروزه کشورهای همجوار ایران به بازار کار زنان ایرانی که برای تامین خانواده خود به تن فروشی روی آورده اند تبدیل شده است. در تعدادی از این کشورها خرید و فروش علنی دختران جوان ایرانی یک صنعت جدید است.
مسئله رابطه جنسی افراد بزرگسال امری خصوصی نیست. زنان و مردان باید از قوانین بسیار متحجری که مبنای آن اسلام است پیروی کنند. تخطی از این قوانین مجازاتهای بسیار سختی مثل سنگسار، شلاق، زندان و اعدام برای همه و به ویژه زنان را به همراه دارد.
زنان همچنسگرا در شرایط بسیار بدی بسر میبرند. خطر اعدام، طرد از خانواده و کشته شدن بوسیله افراد فامیل به شدت این گروه را تهدید میکند. بسیاری از زنان همجنسگرا از سرناچاری به ازدواج با مردانی که خانواده های آنها انتخاب میکنند تن میدهند.
در یک کلام میتوانم بگویم که خشونت بر علیه زنان چه در خانواده و چه قانونی، بسیارآشکار است و آپارتاید جنسی در ایران قانونا و عملا با تمام اشکال زشت و غیر انسانی آن حاکم است.
اما این فقط یک طرف این وضعیت است. طرف دیگر این سکه مبارزاتی گسترده و چشمگیر است که در سالهای اخیر تشدید شده است و بطور روز مره در همه جا تاثیر خود را به جای گذاشته است.
زنان علیرغم فشار، تهدید، زندان، اعدام و سنگسار هر روز به مبارزه و تلاش بیشتری دست زده اند. بسیار جالب است توجه کنیم که در سالهای اخیر بیشترین صندلیهای دانشگاه ها و مدارس عالی به وسیله زنان اشغال شده است. حجاب اجباری هنوز یک موضوع کشمکش دائمی بین زنان و ماموران دولتی است. هرروز خیابانهای ایران شاهد درگیری زنان جوان با ماموران دولتی در مورد چگونگی پوشش و استفاده از حجاب است. زنان بارها و بارها در شورشهای شهر حجاب های خود را بعنوان اعتراض پرت کرده اند و یا سوزانده اند. لغو حجاب اجباری بعنوان سمبل جمهوری اسلامی، امروز یک خواست مهم زنان در ایران است.
اما مبارزه زنان از این هم فراتر رفته است. اعتراض به قوانین نابرابر هر روزه است و این اعتراض بوسیله فعالین زن سازمان داده میشود. روز 8 مارس در سالهای اخیر به روزی برای اعتراض به کلیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است و فعالین زن تلاش نموده اند هرجا که امکان دارد این روز را گرامی بدارند و پلاتفرم برابری طلبانه و آزادی زن را به خواست عمومی جامعه تبدیل نمایند. زنان ایران خواستار برابری کامل و بی قید و شرط هستند و برای آن مبارزه و تلاش میکنند.
هم اکنون دهها نفر از فعالین زن در ایران یا در زندان بسر می برند و یا در خطر دستگیری قرار دارند.
دوستان گرامی!
این نامه میتواند بسیار طولانی تر از این باشد تا بتواند تصویر کاملی از موقعیت زنان در ایران را ارائه دهد. اکنون که 8 مارس نزدیک است جنبش برابری طلب زنان در ایران خواهان حمایت شما و سازمان شما برای گسترش مبازره خود برعلیه جمهوری اسلامی و جلب حمایت عمومی دنیا از خواستهای برابری طلبانه خود است.
جبنش برابری طلب در ایران اکنون روزهای دشواری را در مقابل خود دارد. خطر یک حمله نظامی از طرف آمریکا ایران را تهدید میکند. ما فکر میکنیم که تحریم اقتصادی که دولت آمریکا در حال سازمان دادن آن است عملا گرسنگی و فقر بیشتری را به مردم و در وهله اول به زنان و کودکان تحمیل میکند. یک حمله نظامی به ایران، جمهوری اسلامی را در موقعیت مناسبی قرار خواهد داد و رژیم فشار و تعدی بیشتری را به فعالین برابری طلب در ایران سازمان خواهد داد. به این لحاظ پشتیبانی شما در چنین شرایطی امری حیاتی و مهم برای رسیدن به خواستهای ما و افشای جمهوری اسلامی و جنایات آن است.
سازمان آزادی زن در این راستا و برای تحقق این اهداف تلاش میکند. سازمان آزادی زن تلاش میکند که به عنوان سازمانده این مبارزات ظاهر شود تا همه با هم بتوانیم گامهای مهمی برای آزادی زن در ایران برداریم.
ما از شما میخواهیم که با فرستادن نامه:
1- جمهوری اسلامی را به خاطرنقض آشکار حقوق بشر در ایران محکوم کنید.
2- آپارتاید جنسی در ایران را محکوم کنید و نامه های اعتراضی خود را در این مورد به سازمان های حقوق بشر، از جمله امنستی و سازمان ملل بخش زنان ارسال نمائید.
3- پتیشن ما در محکومیت آپارتاید جنسی در ایران که در آدرس ما در زیر درج شده است را امضا کنید.
http://www.againstgenderapartheid.com/
4- برای تشدید مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی و تحقق خواستهای برابری طلب زنان در ایران ما را یاری نمائید.
8 مارس 2008 باید به روزمحکومیت نظام آپارتاید جنسی تبدیل گردد.
با بهترین آرزوها
پروین کابلی دبیر اجرائی سازمان آزادی زن
نوامبر 2007
http://www.azadizan.net
(این نامه در ماه نوامبر و دسامبر برای تعدای از سازمانهای مدافع حقوق زنان ارسال شده است)