پناهجویان ایرانی و افغانی را باید فقط بخاطر عدم تحمل زندگی در سایه حکومت خدا و دین پذیرفت
هیبت نودینیان
بیش از 50 سال از تصویب اعلامیه حقوق بشر و 3 دهه از حاکمیت اسلام سیاسی در منطقه و ایران می گذرد. 3 دهه تحمیل فقر و فلاکت و بی حقوقی مطلق. 3 دهه تزریق خرافه و مذهب , شهادت طلبی و آماده شدن برای انتحار و نابودی , 3 دهه زندان , شکنجه و اعدام , شلاق و سنگسار و له لورده کردن هر آنچه حرمت انسانی و هر آنچه در خور بشریت بوده است.
3 دهه تحمیل فقر و فلاکت بی حد و حصر بر ما , بر زندگی خانواده هایمان , همین تابستان امسال بود که یک بسیجی علیرغم جان نثاری برای اسلام در جنگ 8 ساله مجبور بود که در خیابان آزادی به طرف میدان آزادی کودک 5 ساله اش را در یک کارتون گذاشته و چوب حراج برآن بزند و داد میزد که دارو و پزشک ندار , 2 کودک دیگر دارم , پول اجاره خانه ام را ندادم و اگر ندهم بی سر پناه میشوم. یا آنجا که بر اثر فشار مدادی در لای انگشتان کودکی در درس قرآن ملا با هی فریاد از نهادش بر می آید و یا بر اثر نواختن ترکه ای سر و صورت نازنینش تیر میکشد. , یا که امروز میخواهند دخترم را که 9 ساله شده برای جشن تکلیف ببرند. و او را برای روزه و نماز و آداب و سنن ازدواج آماده کنند. یا کلید بهشت بر گردن نو نهال شستشوی مغزی شده ای در راه جبهه های جنگ بر سر منافع مشتی جان آور , تکه تکه میشدند. در جایی که مراسم سوگواری فریادهای منحوس عمله های دینی قلب انسان را ریش ریش میکند. در جایی که مساجد و اماکن مذهبی , خود را صاحبان جان و مال و اندیشه انسان میدانند و در بازجویی و تفتیش عقاید و نابودی انسانها حکم صادر میکنند. در جایی که آزادی انسانها و اصول علمی را در برابر حق تعالی قرار داده و تحت عناوین کفر و ایده های ضد دینی سرکوب میکنند و مخالفین را به جوخه های مرگ میفرستند در این شرایط هر نوع تعمق و ریشه یابی مسائل و مشکلات جامعه و مبارزه با فرهنگ عقب مانده و پوسیده اسلام با زندان و شکنجه و اعدام جواب میگیرید. و به جای آن مراسم دعا و توسل برای منحرف کردن توده مردم برگزار میشود. در جایی که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در مراسم 16 آذر که خواهان دانشگاهی عاری از جو نظامی و پلیسی هستند را به خاطر برپایی آکسیون 16 آذر به صورتی وسیع و گسترده دستگیر و روانه زندان میکنند و کارگران را به خاطر برخوردار بودن از حق سندیکا , رهبرانشان را به زندان می افکنند. در جایی که زنان برای احقاق حق و مطالباتش و فقط به خاطر اینکه به عنوان یک انسان محسوب شود نه نصف انسان به زندان افکنده میشوند. ملاحظه فرمایید زنی که تا گردن در خاک می باشد , نامی مکرر تکرار میشود. تا از فشار های روحی و روانی مجریان این جنایت بکاهد و به باور مندان جرات سنگ زدن بدهد. , در قوانینی که زنان را ناقص و العقل مینامند و ارزش حقوقی انسانی آنها را نادیده میگیرند و به جای حق انتخاب زنان و مردان در روابط شخصی و خصوصی خود در زندگی , سر و بدن آنها را با روسری و چادر می پوشانند و جدا سازی جنسی را به زن و مرد در جامعه تحمیل میکنند. در این جامعه مظهر دوست داشتن , بندگی و بردگی خدا و پیامبرانش است و مراسم عبادت و دعا برای این خالق کار. این صحنه ها از ده ها صحنه روزانه در این نظام حاکمیت اسلام سیاسی است. و روزی که پرده از این تاریخ سیاه برداشته شود , بشریت متمدن در مقابل این همه جنایت و به خاطر سکوتش عرق شرم ریخته و خواهد گریست. در روزی که خانم انجیلیکا بیرسرپرست گروه نمایندگان پارلمان اروپا از ایران دیدن میکند و بعد از ارزیابی هیئت پارلمانی اروپا از وضع حقوق بشر در ایران , خانم انجیلیکا بیرچنین میگویند: (قوانین ضد حقوق زنان در مجلس در حال تصویب است , اتحادیه های کارگری تحت فشار هستند دانشجویان دستگیر شده اند و خبری از محل زندانی شدنشان اعلام نمیشود. مهمتر از همه اعدام کسانی که قبل از سن قانونی جرمی مرتکب شده اند ادامه دارد.) اما , با وجود تمام این ارزیابی هایی که از نقض حقوق بشر از جمهوری اسلامی منتشر میشود . دولتهای اتحادیه اروپا در مورد پناهندگان چه سیاستی اتخاذ میکنند و تا کی آنها را در بلاتکلیفی نگه میدارند و سیاست مماشات را با جمهوری اسلامی در پیش میگیرند. با تصویب چنین شرایط اسف باری در ایران و افغانستان بی حرمتی به حقوق انسان و ضدیت با حقوق کودک و حقوق زنان که جزو پایه اساسی قانون حاکم بر این کشور ها است , کشورهای اروپایی و از جمله کشور سوئد صدها پناهجوی فراری از جهنم های اسلامی را در زندانی به بزرگی سوئد بلاتکلیف نگه داشته و بخش زیادی از آنها سالهاست باید در این شرایط بی حقوقی تن به کار سیاه و بی حقوقی مطلق زده تا زندگی بخور و نمیری را برای خود و خانواده شان تامین کنند. آیا زن که به جرم جنسیتش از نصف حقوقی برخوردار است از حق پناهندگی نباید برخوردار شود؟ جوانی که اجازه ندارد پوشش آزاد و حق گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود را داشته باشد حق ندارد برای یک زندگی به دور از تزریقات مذهبی و آزادی خود مهاجرت کند؟آیا در چنین جوامعی که هر امکانی برای زندگی شایستی انانی از مردم گرفته می شود برای کسانی که نمی خوهند این چنین زندگی کنند کافی نیست که از آن بگریزند.
پناهجویان عزیز
تنها راه ما برای مقابله با این بی حقوقی ها و اگاه نمودن مردم جامعه اروپا از آنچه در کشورهای اسلام زده ایران و افغانستان میگذرد می باشد. تجربه سالها مبارزه برای دفاع از حقوق پناهندگی و نزدیک ترین تجربه آن مبارزه ای بود که تحت عنوان Amnisti برای همه که در 2 سال قبل صورت گرفت و منجر به پذیرش تعداد وسیعی از پناهجویان گردید و به ما نشان میدهد که باید این مبارزه را ادامه داد. تنها راه این مبارزه باز کردن گوش دولتمردان سوئدی و اروپایی و آگاه نمودن افکار عمومی مردم این کشورها از آنچه در ایران و افغانستان میگذرد است.
زنده باد آزادی و برابری
مرگ بر جمهوری اسلامی
20 دسامبر 2007