جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری دموکراتیک کارگران و زحمتکشان!

حسن جداری
January 08, 2018

جنبش  خونین  توده های  محروم و زحمتکش ایران در سرتاسرکشور ، همچنان رزمنده و مقاوم پیش میرود.  توده های خشمگین به پا خاسته، با فریاد های  مرگ بر خامنه ای، مرگ بر روحانی، مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی، مرگ بر دیکتاتور، اسلام را پله کردند، مردم را ذله کردند،  نهایت  تنفر و انزجار خود را از سردمداران آبرو باخته رژیم کشتاروجنایت، آشکار میسازند. رژیم ضد مردمی، در وحشت از خیزش   پر جوش و خروش خلق عصیان طلب، به سرکوب  بیرحمانه مبارزات غرور آفرین توده های  بپاخاسته پرداخته و با توسل به حربه ترور و کشتار، مذبوحانه می کوشد از گسترش هرچه بیشتر دامنه قیام های خونین توده های ستمدیده و تهی دست، جلوگیری به عمل آورد. در شهرهای  مختلف، مردم به پا خاسته متعلق به همه خلق های ایران که طی  ده ها سال جز سرکوب و شکنجه و اعدام چیزی از رژیم خون آشام جمهوری اسلامی  ندیده اند، دلیرانه به مقابله با سرکوبگران جنایتکار  پرداخته و  قهر ضد انقلابی  دشمن تا دندان مسلح را با قهر انقلابی، پاسخ میدهند.                                                                          
                      +++++
در شرایطی که هر روز بر دامنه مبارزات حق  طلبانه توده های زحمتکش علیه رژیم جمهوری اسلامی افزوده میشود و روز سرنگونی حتمی رژیم ارتجاعی و آزادیکش ، توسط توده های به پا خاسته، نزدیک تر میگردد ،  بیش از هر زمان دیگری، باید بحث و گفتگو در باره ماهیت طبقاتی حکومتی  که در فردای سرنگونی  این رژیم جنایت و کشتار، قدرت سیاسی را در ایران به دست خواهد گرفت، در برنامه  فعالیت های سازمانهای انقلابی مدافع منافع کارگران و زحمتکشان، قرار گیرد. اینک درحالیکه  رژیم جمهوری اسلامی، با خشم و قهر روز افزون توده بیشماری از تهی دستان در اطراف و اکناف کشور مواجه می باشد ، سلطنت طلبان، سخت به تقلا افتاده و با تکیه به یاری امپریالیست ها،  میخواهند آب رفته را به جوب برگردانده  و سلطنت پهلوی را جانشین رژیم  مفلوک و درمانده جمهوری اسلامی سازند.  گرچه  امکان تجدید نظام سلطنتی در ایران بسیار ضعیف میباشد، اما  درس تاریخ چنین است که در موارد حساسی که  رژیم  سرکوبگری صحنه سیاست را ترک میکند، احتمال  وقوع هر اتفاق غیر مترقبه ای، وجود دارد . بهمین جهت نیز،  نیروهای انقلابی  با درس گیری از تاریخ مبارزات  توده ها، هرگز نباید لحظه ای هشیاری و  تیز هوشی خود را از دست بدهند. شکست  فاجعه بار انقلاب توده های زحمتکش در سال 1357، باید درسهای  آموزنده ای برای نیروهای  پیگیر انقلابی،  داشته باشد . الترناتیو احیای  سلطنت پهلوی ها، به هیچوجه  به سود منافع طبقاتی  کارگران و توده های عظیم زحمتکس ایران نیست . چنین حکومتی،  همواره رژیمی وابسته به امپریالیسم بوده وماهیتی سرکوبگر، استبدادی و استثمارگر، خواهد داشت.. چنین حاکمیت مدافع نظام سرمایه داری، به فریاد حق طلبانه  کارگران و زحمتکشان ایران، با  سرکوب و زندان و اعدام، پاسخ خواهد داد.  کیست که نداند شاهان پهلوی در بیش از نیم قرن تسلط بر شئون کشور، جز دشمنی بی امان با امر آزادی و دموکراسی، استثمار بی رحمانه کارگران و توده های زحمتکش و پر کردن جیب خود ، کار دیگری  انجام ندادند.  بقول شاعر : آنکه ناموخت از گذشت روزگار         هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار.  بدین ترتیب  ، این وظیفه مبرم نیروهای انقلابی است که مجدانه با احیای سلطنت پهلوی و استقرار هر سلطنت و تاجداری دیگری،  مخالفت ورزیده و  در بین جوانان و توده های  نا آگاه، در زمینه ماهیت ارتجاعی و ضد دموکراتیک شعار تاکتیکی احیای سلطنت ، روشنگری کنند.
            +++++
از مدت ها به این طرف،  شعار  جمهوری ایرانی را  برخی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور مطرح ساخته  و در تظاهرات عظیم  توده ای در روز های اخیر نیز، برخی از تظاهر کنندگان این شعار راسر داده اند.  شعار جمهوری ایرانی گرچه در ظاهر امر، یک  شعار نا دقیق و نا مفهوم  می باشد، اما آنها که این شعار فریبنده را مطرح میسازند،  دقیقا می  فهمند که  شعار جمهوری ایرانی، چه  معنا و مفهوم  طبقاتی دارد. شعار مرتجعانه  جمهوری اسلامی را  خمینی و دیگر آخوند های مکار، این دشمنان بی امان امر رهائی  توده های محروم و زحمتکش ایران ، آگاهانه به مثابه شعاری که  معنا و مفهومی جز  دفاع از منافع  سرمایه داران و مالکین ارضی و قشر  مفت خور شیخ و آخوند نداشت، پیش کشیدند. اسلام دردست خمینی وهم پالگی هایش، وسیله ای بود برای جلب و فریب افکارعمومی وسرکوب مبارزات  کارگران و توده های زحمتکش. شعار جمهوری ایرانی نیز که اینک در شرایط سیاسی دیگری، مطرح میگردد، چیزی جزحربه و وسیله  ای در دست نیروهای ناپیگیر بورژوازی ایران  به منظوردفاع از منافع طبقاتی سرمایه داران و متمولین، نمی باشد. مبلغین و هواداران  شعار جمهوری ایرانی بر آنند که  جمهوری منظور نظر آنها  بر خلاف  رژیم جمهوری اسلامی، حکومتی سکولار خواهد بود که هدفی جز دفاع از  منافع  کلیه اهالی کشور،  دنبال نخواهد کرد.  اما کیست که نداند که  همه ساکنین ایران یعنی 80 میلیون نفری که در این کشور زندگی  میکنند، بهیچ وجه، دارای منافع  اقتصادی  مشترک نیستند . در این کشور بلا دیده،  اکثریت عظیم اهالی در فقر و فلاکت  کامل  زندگی به سر برده و به  بیرحمانه ترین وجهی از جانب  سرمایه داران، استثمار میشوند. بهمین جهت نیزمنافع آنها با منافع سرمایه داران ایران تضاد کامل دارد. به عبارت دیگر،  خیال خامی است که   جمهوری ایرانی مطلوب جناح های بورژوازی، مدافع منافع  طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش  ایران، باشد. 
                    +++++
  هواداران  حکومت جمهوری ایرانی ، همچنان استدلال می کنند که  این جمهوری در مغایرت با رژیم دینی حاکم در ایران، یک حکومت سکولار و غیر دینی بوده  و قصد آن را دارد که از دخالت دین در حکومت، جلوگیری به عمل آورد. اما این، تنها  ظاهر امراست. چنانکه میدانیم حکومت شاه نیز نوعی حکومت  استبدادی سکولار بود. اما همین حکومت ظاهرا سکولار، از حربه دین و مذهب برای فریب توده ها استفاده میکرد و در مبارزه با کمونیسم و نظرات انقلابی ، به دین و مذهب روی آورده و آشکارا به آخوند ها، باج میداد . طراحان و مدافعین شعار جمهوری ایرانی نیز اگر روزی بر اریکه قدرت سوار گردند ،  بدون تردید، از حربه مذهب  برای  تحکیم پایه های قدرت خود و مقابله با جنبش های اعتراضی کارگران و توده های زحمتکش، استفاده خواهند کرد. واقعیت این است که  بورژوازی در ایران بدون توسل به حربه دین و مذهب،  نمی تواند به سلطه  طبقاتی خود، تداوم بخشد. با نظر داشتن این واقعیت که  جامعه کنونی ایران  از طبقات  مختلف  دارای منافع طبقاتی  مختلف و متضاد تشکیل یافته، هیچ  حکومتی،  چه سلطنتی و چه  جمهوری،  نمی تواند نماینده  منافع  کل جامعه  باشد . دولت  در  واقعیت امر،  آلتی است در دست طبقه ای برای سرکوب مقاومت طبقه  یا طبقات دیگر. در یک جامعه طبقاتی،  دولت نمی تواند  مدافع این یا آن طبقه اجتماعی نباشد . دولت همه خلقی  در  جامعه ای که به  طبقات متضاد  تقسیم شده است،  افسانه ای بیش نیست. دولت جمهوری ایرانی،  بدون تردید،  دولتی   بورژوائی و سرمایه مآب خواهد بود و هدفی جز صیانت از منافع سرمایه داران استثمارگر، دنبال  نخواهد کرد. چنین حکومتی، برای پیش برد مقاصد طبقاتی خود، در صورت لزوم، از هر حربه ای، از آنجمله حربه دین و مذهب ، استفاده خواهد کرد.                                                                         
                  +++++
 اگر جمهوری  اسلامی ارتجاعی کنونی و انواع جمهوری های اسلامی و غیراسلامی  متعلق به  بورژوازی و از آن جمله جمهوری ایرانی ،   چیزی جز  وسیله ای در دست جناح های مختلف  سرمایه داری برای  اعمال دیکتاتوری برطبقه کارگر و توده های زحمتکش نمی باشند، باید دید مدافع پیگیر منافع طبقاتی  کارگران و توده های زحمتکش ایران، کدام  حکومت و کدام جمهوری است. اگر انواع  جمهوری های اسلامی ، جمهوری ایرانی، جمهوری های رنگارنگ سکولاریست دیگر، همه و همه در خدمت منافع طبقاتی بورژوازی  قرار دارند ، آن جمهوری که  مطلوب  کارگران و  زحمتکشان ایران  میباشد ، حکومتی که  قادر خواهد بود زنجیر اسارت و بردگی را از پای کارگران و  زحمتکشان ایران باز کند،  کدام جمهوری و کدام حکومت است و چه ماهیت طبقاتی دارد؟ در شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی ایران ، چنین جمهوری می تواند همانا جمهوری  دموکراتیک کارگران و زحمتکشان باشد. این جمهوری  گرچه  به خاطر اتحاد  کارگران با توده های  زحمتکش، هنوزجنبه بورژوائی  دارد،  اما بر خلاف جمهوری های  مورد نظر  جناح های مختلف بورژوای ایران، دارای سمت و سوی سوسیالیستی می باشد. در چنین  حکومتی، رهبری  در دست  پرولتاریا که  دارای  حزب  انقلابی  خود میباشد، قرار دارد. این جمهوری  اتحادی است بین پرولتاریا و توده های عظیم  زحمتکش ایران  که  پرولتارا توانسته است،  با مهارت و شایستگی، آنها را به  دور پرچم سرخ انقلابی خود، گرد آورد. طبقه کارگر در اتحاد و پیوستگی با  توده های زحمتکش شهر و ده ، نخست در جهت استقرار جمهوری دموکراتیک  کارگران و توده های زحمتکش فعالیت و  مبارزه می کند و پس  از کسب قدرت ، به محض اینکه شرایط سیاسی  و اقتصادی،   نیل به جامعه  سوسیالیستی را امکان پذیر ساخت، همراه با  تهی دستان شهر و ده، در جهت استقرار جامعه سوسیالیستی، گام بر میدارد. در واقع  امر، دیوار چینی، انقلاب  دموکراتیک را از انقلاب سوسیالیستی جدا نمی سازد . انقلاب توده های زحمتکش، یک حرکت طوفان زای بی وقفه است  و در پیشروی مداوم  خود ، هر مانع و رادعی را از میان بر میدارد. درهر جنبش و مبارزه انقلابی در ایران، آنچه برای  پیروزی انقلاب نقش  اساسی ایفا می کند،  تامین دو شرط  ضروری  می باشد. شرط اول این است که پرولتاریا  دارای  حزب انقلابی خود  بوده و در پیشبرد امر انقلاب، نقش رهبری کننده داشته باشد . شرط  دوم این است که  طبقه  کارگر  قادر باشد با سیاست های مدبرانه ، اتحاد بین  کارگران و توده های زحمتکش  شهر و ده را عملی سازد. به عبارت دیگر،  پیروزی پرولتاریای ایران در انقلاب دموکراتیک،  منوط بر این است که توده های زحمتکش را  در کنار خود داشته باشد . اگر در انقلاب  سال 57 ،  توده های زحمتکش که اکثریت جمعیت  کشور را تشکیل میدهند ، به علت فقدان حزب انقلابی  طبقه کارگر، به ذخیره بورژوازی مبدل شدند، برای تضمین  پیروزی  پرولتارتا  در انقلاب آتی، ضروری است که  توده های  زحمتکش به ذخیره  پرولتاریا مبدل شوند. انقلاب خونین توده های زحمتکش  تنها  زمانی میتواند به  پیروزی  دست یابد که در مبارزات بی امان در جهت سرنگونی سلطه جنایت کارانه جمهوری اسلامی ،  نیروهای سیاسی انقلابی  که خواهان رهائی کارگران از بند  ظلم  و استثمار  می باشند،  به دنبال این یا آن جناخ بورژوازی  نیفتاده و  استقلال سیاسی خود را  از دست ندهند.   کوشش مجدانه در جهت  تشکیل  حزب  انقلابی کمونیستی  و تضمین هژمونی  چنین  حزب  پیگیری  در پروسه  پر پیج و خم  انقلاب دموکراتیک، وظیفه عاجل و مبرمی است که اینک  در مقابل نیروهای انقلابی ایران، قرار دارد.   دی ماه  1396  


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com