جنبش دی ماه

بهروز علی یاری
January 08, 2018


_ پس از یک هفته ، نگاه به آنچه که بر جنبش اعتراضی گذشته است به نظر ضروری می رسد .
یکم - قبل از هرچیز ماهیت طبقاتی نیروهای درگیر در این جنبش است که نشان می دهد عمده ی آنان از طبقات فرودست جامعه بوده اند واینک برای اولین بار در چهل سال گذشته ، کارگران ، زحمتکشان ، حاشیه نشینان شهری ،بیکاران ، فقرا درکنار جوانان بدون آینده درکف خیابان حاضر شده اند .
دوم - پرچم عدالتخواهی و توزیع عادلانه تر ثروت ملی به اهتزاز درآمده و علیرغم نبود تشکل های مستقل این بار صدای دیگری از جنسی دیگر به گوش می رسد . با ماهیتی غیر دینی و خارج از چارچوب های جناح های درون حکومتی . که  هم  حاکمیت وجناح هایش را از یک سووهم روشنفکران نظری وکنشگران اجتماعی را از سوی دیگر وادار به دیدن اش می نماید . از این پس اینان ناگزیرند همواره در محاسبات شان اعمال این غول برخاسته از خواب را نیزلحاظ دارند .
سوم - گستردگی جنبش حاکی از گستردگی فقر ، فلاکت ، تبعیض و ظلم ، بیکاری وعدم توزیع عادلانه ی ثروت است که بدون وجود رهبری ، سازماندهی و یا تشکلات و نهادهای مستقل ، پیوندی نامریی را بین معترضین برقرار می سازد . این پیوند اگر چه ضرورت مادی هرجنبشی است اما هیچ جنبشی هم بدون وجه نظری ودرک اندیشه های پیش برنده اش هم موفق به ادامه کاری ونیل به اهداف اش نیز نشده است . متاسفانه درهیچ جایی شعار ضرورت دست یابی وایجاد تشکل ها را شاهد نبوده ایم . یعنی با جنبشی به شدت خام و نو پا مواجه ایم .
 چهارم – یکی از دستاوردهای مهم جنبش دی ماه تا این لحظه ریختن توهم اصلاحات از درون حاکمیت است . سران اصلاح طلبان درون حکومت این روزها که کل نظام با چالش جدی روبرو گشته چهره ی واقعی شان برای این مردم دردمند آشکار گردیده است . این حکم چنین جنبش هایی است ، کسی را بین دو صندلی جای نمی دهد .
پنجم – در جنبش سبز که حرکتی دموکراتیک بود و دوطیف عمده از اقلیت تغییر خواهان واکثریت اصلاح خواهان طبقه ی متوسط شهری را دربر می گرفت خبری از حضور جدی طبقات فرو دست نبود و این بار نیز به غیر از اندکی از تغییر خواهان حاضر در جنبش سبز مابقی حمایت عملی در جنبش دی نداشته اند . یعنی فاصله ای بزرگ مابین عدالت خواهی طبقات فرودست با دموکراسی خواهی طبقه ی متوسط وجود دارد . تا هنگامی که این فاصله با راهکارها و درک کاری جبهه ای پر نشود چنین حرکت هایی محکوم به شکست مرحله ای می باشند .
ششم – حاکمیت بر روی ترس های مختلف سرمایه گذاری می کند . ترس طبقه ی متوسط که در قالب مذموم دانستن رفتارخشونت آمیز و تخریب معترضین و تهییج حکومت برای سرکوبی عریان و از بین رفتن امنیت ملی ونگرانی از سوریه ای دیگر خود را نشان می دهد . ترس بعدی ترس اصلاح طلبان از حذف قدرت است . وترس دیگر مربوط به آن بخش از بدنه ی وابسته به خود است که نگران به هم خوردن زندگی معیشتی خویش اند . اینان که در قالب بسیجی ولباس شخصی ها در مقابل مردم قرار دارند می دانند که هر تغییراتی در ساختار قدرت منجر به قطع بخش عمده ای از درآمد شان میگردد که نه بر اساس شایستگی وتوانایی که باخود فروختگی شخصیت شان کسب کرده اند . و آخرین ترس برای سرمایه داران تجاری، بازاریان وحتی کسبه بزرگ است که همواره پشت سیاست های ضد تولید حاکمیت بوده اند .
هفتم – حاکمیت با لشکر کشی خیابانی هواداران ومردمی که نان شان را به خود گره زده وبا استفاده از ترس های بر شمرده شده دیر یا زود موفق به سرکوب موقت این جنبش خواهد شد وبیشترین بهره را در یکدست تر کردن حاکمیت خود خواهد برد . احمدی نژاد و اصلاح طلبان را به فراخور شرایط در صحنه ی سیاسی کمرنگ خواهد نمود وطبق معمول فریاد پیروزی سر خواهد داد اما بخوبی میداند که این طبقه ی فرودست آماده ی درگیری است وچیزی برای از دست دادن ندارد پس هیچیک از شعارهای سرنگونی اش را سرسری نمی گیرد واز آنجا که میداند توان حل ریشه های مادی بوجود آورنده این جنبش را ندارد پس برای این جنبش بی تجربه اما خطرناک قطعا برنامه ریزی می کند چون میداند این جنبش ادامه دارد .
هشتم – در این مقطع اصلاح طلبان در تناقضی سخت گیر کرده اند . از یک سو نمی خواهند با حمایت از جنبش اعتراضی از حاکمیت کنار بروند و ازسوی دیگر نمی خواهند توده ی رای دهنده ی خود را از دست بدهند پس مجبور به راهی بینابینی هستند . پیشنهاد راهپیمایی با مجوز وآرام قطعا با مخالفت حاکمیت مواجه خواهد شد مگر آنکه جنبش برای مدت طولانی تری ادامه پیدا کند که در آن صورت این راهکار می تواند به گره گشایی مشکل برای حاکمیت بیانجامد وآنها را درحاکمیت باقی گذارد . اما راهپیمایی بزرگ برای جنبش ، مهمترین دستآوردش می تواند شروع پیوند دموکراسی خواهی وعدالتخواهی اشاره شده نیز باشد و به وحدت جبهه ای نیروها کمک می نماید ، پس باید از آن حمایت کرد .
نهم – این جنبش به روشنفکران چپ به روشنی یاد آور شد که بخود بیایند و بیاد آورند کجای مبارزات مردم فرودست قرار دارند . بخشی از ایشان که در جنبش سبز حضور نیافتند و گفتند این جنبش ما نیست اکنون کجایند ، آیا این هم جنبش شما نیست ؟ پس حنبش شما کجاست ؟ بخشی که تشکیل شوراهای سرخ سرمیدادند حال کجایند ؟ آن بخش که در انتخابات به حمایت از اصلاح طلبان وشعار انتخاب روحانی را سر میدادند اینک چه برای گفتن دارند ؟ این بار بهانه های جدیدی سر داده شده است وبه تبعیت از حاکمیت نقش سلطنت طلبان ومجاهدین را پشت این جنبش عمده می دانند . اما جنبش به روشنفکران چپ متعهد ش نیازمند است . به کسانی که چون گذشته عاشقانه دل در گروی انسان های دردکشیده ومحروم جامعه ی خود دارند .
دهم - چپ دو وظیفه ی نظری وعملی دارد . در وظیفه ی عملی بایستی درکنار مردم اش بایستد ، کتک بخورد وفریاد عدالت خواهی سر بدهد ودر وظیفه ی نظری این حضورش را به تئوری تبدیل کرده و آن را دراندیشه های دموکراتیک این مرحله از جنبش مجددا به مردم اش بازگرداند . کشف راهکارهایی برای تفهیم داشتن تشکل برای ادامه کاری وهمچنین کشف شیوه هایی برای پر کردن فاصله عدالتخواهی ودموکراسی خواهی همگی قدم های اولیه ی کشف تئوری انقلابی است که سال هاست بر دوش نیروهای چپ سنگینی می کند .


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com