بررسی طرح « اتحاد سوسیالیسم خاورمیانه»

حسین نداوش
December 07, 2017

بررسی طرح « اتحاد سوسیالیسم خاورمیانه»

فشردۀ موضوعات :

ý بیانیه « اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه» یک بیانیۀ واقعگرایانه برا ساس جنبش های واقعی و موجود طبقاتی، تاریخی، ملی، سیاسی، جنبسیتی و ... درکشورهای خاورمیانه است.

ý نظام های حاکم را یکپارچه و در کلیّت خود و همچنین حضور قدرت های امپریالیستی و سرمایه داری جهانی را نیز در آن ادغام نموده، که از  نکات کلیدی و قوّت دیدگاه بیانیه است.

ý در بیش از یکصد سال اخیر شکل گیری جنبش های رهائی بخش در هر کانون ، ایران، فلسطین، مصر، الجزایر و یا کردستان، بطور مستقیم باعث رشد بقیۀ جنبش های منطقه و هر شکستی باعث تضعیف دیگر جنبش ها شده است

ý امروزه مبارزات بر سر دستمزد، نان و کار در ایران تا به جنبش رهائیبخش سوسیالیستی – طبقاتی، ملیت ها دمکراسی و آزادی و برابری زن و مرد گره نخورد همواره در خود درجا زده و حتی عقب گرد می کند، یعنی توده ها همواره به فقر بیشتری تمکین و تن داده و سنگر مطالبات معیشتی خود را همواره به عقب می کشند.

ý در بخش اهداف بیانیه، که یک سری اهداف بصورت هم وزن( اهمیت یکسان) بطور موازی مطرح کرده، بیانیه از تحقق خود فاصله گرفته است. زیرا اهداف منویی نیست که در  یک ویترین به مشتریان عرضه شود.

ý در طرح اهداف،  باید وزن( اهمیت )اهداف، سلسله مراتب اهداف، تدوین اهداف سطوح پایین، تبدیل اهداف به استراتژی و خط مشی و حتی نوع سازماندهی متناسب برای تحقق اهداف، بصورت یکپارچه طرح ریزی شود. طرح هدف می بایست در جامعه موضوعیت داشته باشد. لذا بجای طرح یک سری اهداف بهتر است تلاش کنیم اهداف عام جنبش ها و مبارزات اجتماعی را استخراج و تئوریزه نماییم در کتاب ایدئولوژی آلمانی و بیانیۀ بین الملل اول ، نیز همین گونه عمل شده است. اهداف و جنبش می بایست در دیالکتیک عین - ذهن یکدگیر را غنی بخشند.

ý در مبارزه، با استفاده از روش های خود رژیم در شخصیت سازی و پرستی – بجای تئوری انقلابی و جنبش توده ها –نمی توان به نتایج متضاد، یعنی  رهائی از قیود نظام های سلطه گر دست یافت. همین نظام در شکلی دیگر حاکم می شود 

                                                                                                                                       

بیانیه « اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه» یک بیانیۀ بسیار راهگشا، واقعگرایانه برا ساس جنبش های واقعی و موجود طبقاتی، تاریخی، ملی، سیاسی، جنبسیتی و ... درکشورهای خاورمیانه می باشد و از اینکه این منطقه را از نظر سیاسی یکپارچه دیده که رشد جنبش ها و رهایی در هر کشور، تأثیر گذاری مستقیم و فوری در دیگر بخش ها دارد، نظام های حاکم را یکپارچه و در کلیّت خود و همچنین حضور قدرت های امپریالیستی و سرمایه داری جهانی را نیز در آن ادغام نموده  و بسیاری مسائل مطرح در آن از ویژگی ها ، نکات کلیدی و قوّت دیدگاه بیانیه بوده، مضافاً اینکه سوسیالیسم را با محتوایی که بیانیه در کلّ، یک جنبش رهائی بخش را ترسیم کرده است. این راهبرد می تواند به همبستگی طبقاتی ملل تحت ستم در کشورهای خاور میانه کمک کرده و تأثیر و تأثر متقابل در یکدیگر را مدّ نظر قرار داده و لذا یک طرح رهائی بخش می باشد.  می دانیم در بیش از یکصد سال اخیر جنبش های رهائی بخش در خاورمیانه چنین ویژگی را داشته اند. و هرگاه یک کانون در ترکیه، ایران، فلسطین، مصر، الجزایر و یا مناطقی از خاورمیانه بعنوان کانون مبارزه و رهائی شکل گرفتند بقیۀ جنبش های منطقه از آن نیرو گرفته، در کانون مبارزه حضور و آموزش گرفته و آنرا به سرزمین های  خود منتقل و مبارزات توده ای را گسترش داده اند. تقویت اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه، کلیدی برای رشد و جنبش ها واقعی و موجود در سراسر منطقه است. همانطور که امروزه مبارزات بر سر دستمزد، نان و کار در ایران تا به جنبش رهائیبخش سوسیالیستی – طبقاتی، ملیت ها و قومیت ها، دمکراسی و آزادی در اعتقادات و مذاهب و برابری در حقوق زن و مرد گره نخورد همواره در خود درجا زده و حتی عقب گرد می کند، یعنی توده ها همواره به فقر بیشتری تمکین و تن داده و سنگر مطالبات معیشتی خود را همواره به عقب می کشند. ایجاد و تقویت جنبش های رهائی بخش از نظام سرمایه داری و امپریالیستی حاکم، آزادی های اجتماعی و سیاسی، برابری های جنسیتی، قومی و ملّی و رهائی تمام توده ها و طبقۀ کارگر از نظام های برده ساز در این عقبگرد های کلّی و اساسی،  جای خود از مبارزات نظری و تئوریک و جنبش های اجتماعی بالفعل را به مبارزه برای آزادی یک   « فرد یا عنصر » زندانی( که حتی یک لحظه هم نمی بایست آزادیش سلب شده باشد)  - نه حتی آزادی کلیۀ زندانی های سیاسی و عقیدتی و لغو شکنجه و اعدام بطور عام - تقلیل داده است. بازی با زندگی هر فعال اجتماعی و کارگری و سوسیالیستی توسط رژیم و به بند کشیدن افراد معلول، اسارت کلّ طبقۀ کارگر و توده ها و سر کوب آزادی های اجتماعی و حاکمیت نظام های برده ساز است و نه بالعکس. در حالیکه برخی در عمل مبارزاتی، صرفاً آزادی فرد را بجای جنبش های رهائی بخش اجتماعی- اقتصادی کلّ توده ها گذاشته و بطور معکوس می خواهند جامعه را آزاد کنند، امری که دچار خرده کاری شده و با روش های خود رژیم در شخصیت سازی و پرستی – بجای جنبش توده ها – فعالیت می کنند، غافل از آنکه با همان شیوه ها نمی توان به نتایج متضاد – رهائی بطور کامل – دست یافت.   لذا طرح « اتحاد سوسیالیست ها»  در کلیّت خود یک طرح و نگرش انقلابی و به پیش و راهگشای عملی مبارزات خواهد بود. پرداختن و ارزیابی دائمی و تقویت آن یک وظیفۀ مبارزاتی برای تحول از وضع موجود است، که سراسر خاورمیانه عرصۀ تاخت و تاز امپریالیست ها و مرتجعین فرامنطقه ای و منطقه ای قرار گرفته است.

یک نقطه ضعف بیانیه، نه در کلیت، طرح اهداف و راهبردهای آن، بلکه در شیوۀ اجرایی آن وجود دارد. در این بخش از مرامنامه در جهت تحقق اهداف و سیاست کلی خود که همان گسترش جنبش های واقعی و اعتراضی موجود در ابعاد مختلف است، بیانیه، خود ایحاد موانع کرده و از تحقق خود فاصله گرفته است. زیرا اهداف منویی نیست که در  یک ویترین به مشتریان عرضه شود. بجای طرح یک سری اهداف یکسان در تمامی کشورها، که برخی مابه ازای جنبش اجتماعی برای آن اهداف در مقطع کنونی وجود ندارد، می بایست اهداف خود را بر اساس اهداف نهایی و پایه ای جنبش های اجتماعی موجود قرار دهیم. طرح اهداف، سیاست ها می بایست واقعگرایانه و عملاً در خدمت رشد جنبش های اعتراضی موجود و جاری کنونی بوده و گُسَل های اجتماعی موجود را فعال سازد.  طرح یک سری مطالبات روشنفکرانه و یا مطالباتی که دغدغه مطالبات روشنفکرانه در کشورهای اروپایی و یا دیگر مناطق را مطرح می کند، نمی تواند راهبرد مبارزات واقعی در تمامی کشورهای خاورمیانه قرار گیرد. طرح اهداف می بایست برآیند و عصارۀ مطالبات جنبشهای  واقعی و موجود در هر مرحلۀ تاریخی از مبارزات قرار گرفته و باید از شکل اهداف کلّی، عام و جهانشمول  غیر تاریخی – غیر منطقه ای خارج شود.

طرح اهداف و نظریات می بایست دیالکتیک عین – ذهن، یعنی طرح نظریات تئوریک برای رشد جنبش های اعتراضی، واقعی و موجود را هدف خود قرار داده و با رشد جنبش ها به شناخت و طرح نظریات تئوریک پیچیده تر و عمیق تر یاری رساند.  اهداف می بایست، رهایی از تمامی قیود طبقاتی، جنسیتی، قومی، ملی، تاریخی، اقتدارگرایی مذهب سالاری و .... را با جنبش های اعتراضی واقعی و موجود پیوند زده و لذا اهداف می بایست به استراتژی و برنامۀ عمل تبدیل شده و ویژگی و نوع سازماندهی و تشکل های مبارزاتی را تعیین کند. باید وزن( اهمیت) اهداف، سلسله مراتب اهداف، تدوین اهداف سطوح پایین برای  دستیابی به اهداف سطح بالاتر و همچنین تبدیل هدف به استراتژی و خط مشی و نوع سازماندهی را بعنوان یک زنجیرۀ متصل طرح ریزی نمود. طرح هدف می بایست در جنبش های اجتماعی موضوعیت داشته باشد. لذا بجای طرح یک سری اهداف بهتر است تلاش کنیم اهداف عام جنبش ها و مبارزات اجتماعی را استخراج و تئوریزه نماییم.

همانطور که گفته شد، هدف کلان و اساسی می بایست به اهداف مرحله ای و کوچکتر تبدیل شود. بعنوان مثال هدف ایجاد جامعۀ بدون طبقه، پیش نیازها و الزاماتی دارد که می بایست قبلاً تحقق یافته باشد. دو هدف برقراری تشکّل های سراسری آزاد، و همچنین تحقق اولویت ها و ارجحیت های طبقۀ کارگر در بودجه بندی کلان و حضور نمایندگان سراسری طبقۀ کارگر در قرارداد های اقتصادی و سیاسی با دیگر کشورها و ملیّت ها ( تشکیل قدرت دو گانه) از اهدافی است که لازمست و می باید قبل از نفی واقعی و عملی طبقات محقق شده باشند. همانطور که بیانیۀ فوق در طرح ریشه های اجتماعی – تاریخی جنبش های موجود در خاورمیانه بسیار خوب تشریح کرده است، در طرح اهداف نیز می بایست هدفش رشد و پایه گیری همین جنبش ها باشد. ویژگی عمدۀ خاورمیانه وجه المصالحه قرارگرفتن هژمونی طلبانۀ قدرت های سرمایه داری آمریکا، اروپا، چین و هند و روسیه، ژاپن و کره و ....  در دهه های 30 و 40 و .... در قرن 21 است. سیاستی را که نظام سرمایه داری در برابر جنبش ها طبقاتی کارگری طی دهه ها آتی مورد استفاده قرار می دهد، پایۀ اختلافات فی مابین قدرت های مطرح سرمایه داری در منطقۀ خاورمیانه  است. در پیشبرد طرح سیاست نظام های سرمایه داری، تسلط بر حوزه های نفتی یکی از کلیدهای تعیین قدرت های امپریالیستی طی دهه های آینده است. ایجاد آلترناتیو های  بنیاد گرایی مذهبی و ناسیونالیستی برای خلق ها و طبقۀ کارگر تحت ستم توسط همان قدرت های نظام سرمایه داری برای انحراف و بن بست مبارزات توده ای است که « بیانیه و مرامنامه اتحاد سوسیالیست های خاورمیانه»  طرح آلترناتیو واقعی و سوسیالیستی در کلیّت خاورمیانه را بدرستی مطرح می کند.

اهداف نیز می بایست حاصل تئوریزه کردن جنبش های واقعی و موجود و برای رشد همین جنبش ها – و نه دغدغه روشنفکرانۀ عام در دیگر کشورها- باشد. برای رشد آلترناتیو سوسیالیستی و اهداف آن می بایست ضروریات، واقعیات و فرهنگ موجود توده ها را نیز لحاظ کرد. رشد جنبش درخلاء صورت نمی پذیرد بلکه در جهت دهی اندیشه ، پارادیم ها و تفکرات همین توده های تحت ستمی است که در مراحل و حوزه های مختلف مبارزات طبقاتی، ملی و قومی جنسیتی، مذهبی و غیرو قرار دارند.  بعنوان فقط یک نمونه – که اگر این را نیز حذف کنیم طرح اهداف بشکل فوق باز انحرافی از برنامه رهائی است-  می توان حمایت از جنبش های دگرباشان در  برخی از کشورهای اروپایی، استرالیا، ایالت هایی از آمریکا، و یا حتی در ترکیۀ خاورمیانه ای، را ذکر کرد که طرح در این کشورها یک موضوع است اما در سوریه و لیبی و عراق و یمن که مسئلۀ جنگ جناح ها درگیر قدرت های حاکم موجود است، یا در ایران و عربستان که فاقد پایه ای ترین نهادهای دمکراتیک هستند، بحث و موضوع دیگری است و کاملاً فاقد مابه ازای جنبشی و اعتراضات واقعی است. لذا طرح یک سری اهداف کلی و عام برای تمامی کشورها خود نقض غرض برای پیشبرد مبارزات واقعی و موجود است.  ممکنست در یکی از همین کشورهای خاورمیانه پس از دهها سال و تغییر پارامترهای اجتماعی و ضرورت های جنبش های واقعی موجود، این موضوعات نیز در بحث جنبش های اجتماعی قرار بگیرد اما طرح آن وقتی هنوز به این مراحل نرسیده خود یک اعوجاج و گِرِه و انحراف ایجاد کرده و مانع از رشد جنبش های اجتماعی موجود می شود. طرح یک سری آرمان ها و اهدافی که مابه ازاء و ریشۀ در جنبش های اجتماعی بصورت واقعی و مسلط را ندارند را می بایست در حاشیه قرار داد و منوط به رشد جنبش در بخش های دیگر دانسته و اهداف را اولویت بندی و سازماندهی کرد. اولویت بندی اهداف بر اساس توان بالقوۀ فعال کردن گُسَل های اجتماعی موجود طرح ریزی شود. لذا طرح مسلسل وار و سری اهداف که دارای یک وزن ( اهمیت) باشند، هیچ تأثیری در تحول از وضعیت موجود ندارند.

بخشی از اهداف اعلام شده می تواند در چارچوب اهداف نظام سیاسی سرمایه داری و برای ایجاد توازن و یا تضاد بین اقشار مختلف اجتماعی، مورد استفاده حاکمیت سرمایه داری قرار گیرد. طرح اهداف « در خود » و ذهنی را که جنبۀ عام دارد را نفی کرد. سوسیالیسم در هر کشور از جمله ایران بر اساس فوری ترین الزامات و تناقضات و تضاد های اجتماعی استخراج شده و لذا اهداف و برنامه نیز بر اساس آن استخراج می شود. البته در این فرایند لحاظ نمودن منافع کلی و اساسی تمامی طبقۀ کارگر و تضادها و تناقضات با کشورهای سرمایه داری در سطح خاورمیانه را می بایست لحاظ کرد.

در مجموع می توان جمع بندی نمود:

طرح سوسیالیست های خاورمیانه یک طرح رهائی بخش برای کشورهای منطقه است، منتهی با شکل گیری جنبش هایی با رویکرد سوسیالیستی در هر یک از کشورها، در سطح منطقه با اتحاد عمل و نظر هریک از جنبش ها، اهداف و مبارزۀ مشترک و عام سوسیالیست ها لحاظ شود.  با رشد این جنبش می توان مبارزات در دیگر مناطق جهان در اروپا و آمریکا را نیز تحت الشعاع قرار داد؛ همانطور که سرمایه داری یک نظام جهانی است و بمثابه یک کلّ در سطح جهان عمل کرده و ملیّت سرمایه دار یا طبقۀ کارگر برایش بی اثر یا کمرنگ است، با طرح رهائی بخش از طرح مسائلی که موانعی در فرایند رهائی ایجاد می کند بشدّت اجتناب کرد، ویژگی های خاص سوسیالیسم در مناطق مختلف از گسل ها و تناقضات حادّ اجتماعی – اقتصادی آن منطقه نشأت گرفته و لازمست در مرحلۀ اول با مبارزات تمامی خلق ها و طبقۀ کارگر در خاورمیانه پیوند بخورد.

اهداف جنبش به اهداف اساسی و پایه ای و گره گاههای اصلی خود در تغییر وضع موجود و به عقب راندن قدرت های ضد انقلابی و مرتجع یاری می رساند. پیشرفت جنبش در عرصه های موجود الزاماً چشم اندازها و نیازهای جدید تری را در پیش رو قرار خواهد داد. اما ریختن اهداف بطور فله ای در یک انبان و بیرون کشیدن تصادفی آن و یا مجزا و هم وزن قرارد دادن آنها، بمعنی فقدان اهداف، برنامه و راهکار عملیاتی و نتیجتاً هر گونه تحول و تغییری است. بر طبق قوانین رشد و توسعۀ اجتماعی اهداف باید دارای سلسله مراتب اهمیت( وزن)  و موضوعیت بوده، سازماندهی و مرحله بندی شوند. تعداد اهداف در هر مرحله بسیار معدود مشخص مطرح شوند. طرح اهداف متعدد و هم وزن و بدون موضوعیت باعث ایجاد پراکندگی در جنبش های اجتماعی می شوند، در عین حال اهداف بطریقی موضوع بندی، سازماندهی و مطرح شوند که در تداوم خود موضوعیت و عینیت دیگر اهداف را به صحنۀ مبارزات اجتماعی بکشند. بعبارت دیگر اهداف بطریقی سازماندهی شوند که همۀ اهداف دیگر را بطور جنینی و نطفه در درون خود داشته باشند، نه آنکه آنانرا نادیده گرفته و یا به حاشیه براند. امروزه مسئلۀ برابری زن و مرد و جنسیت  بطور تنگاتنگی در مبارزات طبقاتی تتیده شده و یکپارچه محسوب می شود، زیرا با اجتماعی شدن هر چه بیشتر کار در دوران سرمایه داری و حضور گستردۀ زنان در عرصۀ مبارزات طبقاتی، وجود شکاف جنسیتی مانع وحدت طبقاتی در مبارزات است، اما برخی مطالبات  و اهداف به این میزان و بطور یکسان فاقد اهمیت تأثیر گذاری هستند.

به امید نقد و اصلاح مستمر استراتژی ها و راهبردهای مبارزاتی، برای پیوستن هر چه بیشتر نیروهای سوسیالیست، جنبش های اجتماعی و خلق ها و طبقۀ کارگر به جنبش سراسری و یکپارچۀ سوسیالیستی در افق خاورمیانه و سراسر جهان

                                                                                                                            حسین نداوش

                                                                                                     9 آذر 96


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com