كپل سلمان و زوزه مسی

عباس گویا
October 12, 2017

بنظر من فرمانهای حكومتی ملك سلمان در كاهش تبعیض علیه زنان مصرف بیرونی دارند. اولا ضمن اینكه هر درجه از آزادی زن را باید غنیمت شمرد، نمیتوان به فرمانهای ملك سلمان لقب اعطای "حقوق" را داد --كدام حقوق؟-- بلكه آنها را باید همانطور كه هست، كاهش تبعیض علیه زن دانست. ثانیا این فرمانها ناشی از فشارهای اقتصادی و جنبش زنان در عربستان سعودی نبودند. احتمالا هر یك از این دو فاكتور نقشی حاشیه ای بازی كرده اند، اما سنبه پرزوری نداشته، تعیین كننده نبودند. این مفروضات من است كه در اینجا قصد اثباتشان را ندارم.

 

با افول داعش، بنظر میاید پروندۀ شاخۀ سنی اسلام سیاسی نیز در حال بایگانی شدن است. عربستان سعودی اگر تا بحال میتوانست هم به نعل اسلام سیاسی بكوبد و هم به میخ ناسیونالیسم عرب، از امروز دیگر باید در قامت ناسیونالیسم عرب وارد دعوای هژمونی منطقه شود. چنین شیفتی را ما در اختلافات چند ماه پیش قطر و عربستان میتوانستیم ببینیم. قطر نقش گروه فشار را روی عربستان سعودی، دقیقا سر استانداردهای ناسیونالیستی عرب، بازی میكرد. عربستانی كه بنمایندگی از ناسیونالیسم (مدرن) عرب در منطقه  ادعای هژمونی دارد، لازم است حداقل استانداردهای "ناسیونالیسم مدرن عرب" را رعایت كند. تمام هم و غم ناسیونالیسم عرب اینست كه سری در میان سرهای بورژوازی جهانی در بیاورد.

 

دوبی به اندازه تمام بلندترین برجهای ساختمانی دنیا برج در دوبی ساخت تا سمبل "قامت بلند" بورژوازی عرب را برخ بكشد. قطر بزرگترین رسانه مدرن ناسیونالیسم عرب را براه انداخت تا از جمله توان ذهنیت مدرن بورژوازی عرب را بنمایش بگذارد. منطقا مصر باید نقش هژمونی ناسیونالیسم عرب را بعهده میگرفت، كشوری با هشتاد میلیون جمعیت كه ساختار اقتصادی بسیار جا افتاده تری نسبت به عربستان دارد، سنتی نیست، سكولار است و ارتش مصر – منهای تجیهزات – از ارتش عربستان برتری دارد.  اما ارتش مصر حقوق بگیر عربستان است و مصر بدنبال ثبات داخلی پس از به شكست كشاندن انقلاب مصر بود. از میان كاندیدهای باقی مانده، عربستان تنها كاندید ممكن و جاری ناسیونالیسم عرب در هدایت آن در این دعواست. عربستان اما باید "متجدد" شود. مسئله حتی صرفا رفع برخی از تبعیضات از زنان نیست، البته هیچ كشور عربی بجز عربستان تا این حد تبعیض علیه زنانی كه قرار است فردای انتگره شدن در بازار جهانی، وارد بازار كار و تجارت شوند، اعمال نمیكرد. از طرف دیگر، هر درجه آزادی زنان در عربستان، بخودی خود، در رقابت با جمهوری تبعیض اسلامی،  امتیازی نیز محسوب میشود. چراغ سبزی به بازار جهانی در انعطاف پذیری خود در مقابل رقیب است، حتی روسیه ای كه ظاهرا متحد ایران بود را به ریاض میكشاند.

 

چند فرمان ملك سلمان از مجموع وعده وعیدها و اقدامات اصلاح طلبان در بیست سال گذشته جلو زد. معلوم شد كه تمام اصلاح طلبان و معتدلیون جمهوری اسلامی، از خاتمی و رفسنجانی سقط شده تا روحانی و خس و خاشاك اصلاحاتی خارج از كشور را كه روی هم بریزیم باندازه تكان كپل ملك سلمان بازدهی ندارند! برای همین است كه مسیح علینژاد و كل طیف اصلاح طلب به جیلیز و ویلیز افتاده اند، ترانۀ "واویلا وطنم رفت" را زوزه میكنند. مسئله اینها آزادی زن نیست بلكه آزادی زن تابعی از توانمند شدن جمهوری اسلامی است. اینها بر این باورند كه با درجه ای رفع تبعیض زن در عربستان سعودی، جمهوری اسلامی شان دارد دست را به رقیب میبازد. آشفتگی شان به همین خاطر است و بس.


 
 

        Del.icio.us Technorati Furl Digg Google Netvouz Add to Balatarin Send to Frinds by Y! Messenger Share/Save/Bookmark

 
 

     مطالب مرتبط

 
   
 

Copyright © 2006 azadi-b.com